صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب جلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلام




    نام مبارك امام نهم «محمد»، كنيه‌ى حضرت «ابوجعفر» و لقب او «تقي» و «جواد» ، ولادت ايشان در سال 195 ه.ق در شهر مدينه بوده، در روز و ماه ولادت آنجناب بين مورخين اختلاف شده، عده‌اى آنرا نيمه ماه رمضان و بعضى دهم ماه رجب ذكر كرده‌اند.
    مادر حضرت «سبيكه» از خاندان «ماريه‌ى قبطيه»» همسر پيامبر خدا به شمار مي‌رود، از نظر فضائل اخلاقى در درجه‌ى والايى قرار داشت و برترين زنان زمان خود بود. امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا (عليه‌السلام) از او به عنوان بانويى منزه و پاكدامن ياد مي‌فرمود.[1]
    به هنگام شهادت پدر بزرگوار خويش، حضرت حدود هشت سال داشتند.
    خلفاى معاصر حضرت
    دو خليفه‌ از خلفاى عباسى معاصر با عصر امام جواد (عليه‌السلام) بودند.
    1ـ مأمون (193-218)
    2ـ معتصم (218-227)



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    امامت در سنين كودكى
    در امر امامت آنچه مهم است، تنصيص امام سابق بر امامت امام پس از خود مي‌باشد كه شيخ مفيد آنرا از شمارى از اصحاب بزرگ و نزديك به امام (عليه‌السلام) درباره‌ى امامت امام جواد (عليه‌السلام) نقل كرده از آن جمله: على بن جعفر بن محمد الصادق (عليهماالسلام)، صفوان بن يحيي، معمر بن خلّاد، حسين بن بشّار، ابن ابى نصر بزنطي، ابن قيام واسطي، حسن بن جَهم، ابويحيى صنعانى خيراتى و گروهى ديگر.
    از اين روايات به خوبى برمي‌آيد كه امام رضا (عليه‌السلام) در موارد متعدد و مناسبتهاى گوناگون، امامت فرزند بزرگوارشان را گوشزد كرده و اصحاب را در جريان امر گذاشته است و نزد شيعيان و علماء شيعه اصلا مسئله‌ى كوچكى سنّ مطرح نبوده بلكه عقيده ايشان بر اين پايه بوده كه اگر امر از جانب خدا باشد فرقى بين طفل يك روزه و شيخ صد ساله نيست و اين از مسلمات عقائد شيعه است.
    اما از آنجا كه حضرت جواد (عليه‌السلام) نخستين امامى بود كه در سن كودكى جانشين پدر بزرگوار خود امام رضا (عليه‌السلام) گشت طبعاً بين ضعفاى شيعه و همچنين علماء اهل سنت و فِرَق ديگر اين سؤال پيش مي‌آمد كه چگونه يك انسان 8 ساله مي‌تواند مسؤوليت حساس و سنگين امامت و پيشوايى مسلمانان را برعهده بگيرد و بعبارت ديگر آيا ممكن است انسانى در چنين سن بتواند جانشين پيامبر خدا باشد؟
    از اينرو گروههاى مختلفى از شيعيان براى اطمينان قلب از راههاى دور و نزديك به محضر امام (عليه‌السلام) شرفياب شده و بعد از سؤالهاى گوناگونى كه از جنابش مى پرسيدند و معجزات و غيب‌گويي‌هاى حضرت، دلشان آرام گشته و به امامت آنحضرت اقرار مي‌كردند. مجالس زيادى امام (عليه‌السلام) براى پاسخ گويى به سؤالات ايشان حاضر شد و از آنجا كه علم او علم رسول الله بود به تمامى سؤالات ايشان پاسخ مي‌داد.
    گاهى بعضى از دوستان حضرت متعرّض كمى سن آنحضرت مي‌شدند، آن حضرت در جواب، اشاره به جانشينى سليمان از داود (على نبينا و آله و عليهما السلام) كرده و مي‌فرمود: حضرت سليمان، هنگامى كه هنوز كودكى بيش نبود و گوسفندان را به چرا مى برد، حضرت داود او را جانشين خود كرد، در حالى كه عبّاد و علماى بنى اسرائيل اين عمل او را انكار مي‌كردند. [2]
    در اينجا لازم به ذكر است كسانى كه عقائد شيعه را زير سؤال مي‌برند و بدون علم و آگاهي، سخن از بطلان عقيده‌ى شيعه از جمله صحيح بودن امامت يك طفل به ميان مي‌آورند بايد به آنها گفته شود كه شما حتى كلام خدا را نخوانديد و نفهميديد. خداوند درباره‌ى حضرت يحيى مى فرمايد:«و آتيناه الحكم صبيّاً[3]؛ يعنى ما به يحيى در كودكى مقام نبوت داديم.»
    حضرت عيسى (على نبينا و آله و عليه‌السلام) در گهواره فرمود: « انّى عبدالله آتانى الكتاب و جعلنى نبيّا[4]؛ من بنده‌ى خدا هستم او به من كتاب عطا كرده و مرا پيامبر قرار داده است.»
    امام رضا (عليه‌السلام) به يكى از ياران خود به نام «معمر بن خلاد» فرمودند: « من ابو جعفر را جانشين خود قرار دادم، ما خاندانى هستيم كه كوچكتران ما مو به مو از بزرگانمان ارث مي‌برند.» [5]



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    مناظرات علمى امام جواد (عليه‌السلام)
    يكى از شاخصه‌هاى دوران امامت امام جواد (عليه‌السلام) تشكيل مجالس مناظره و سؤال و جواب از وجود مقدس آن حضرت بود. امام (عليه‌السلام) از دو جهت به مناظرات علمى دعوت مي‌شد.
    نخست از طرف شيعيانِ خود كه با توجه به سنّ كم آن حضرت مي‌خواستند علم الهى امام را دريابند.
    دوم از جانب حكومت، به ويژه مأمون و معتصم. از آنجا كه شيعيان، مدّعى علم الهى براى امامان خود بودند، خلفاء مي‌كوشيدند با تشكيل مجالس مناظره، آنان را رودرروى برخى از دانشمندان بنام زمان قرار دهند تا شايد در پاسخ برخى از پرسشها درمانده شده و شيعيان از اين رهگذر، در اعتقاد خود دچار مشكل شوند. البه در ظاهر هدف خود را عكس آنچه گذشت نشان مي‌دادند و بگونه‌اى وانمود مي‌كردند كه براى نشان دادن دانش امام دست به اين اقدام زده‌اند.


  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    برخورد با فرقه‌هاى منحرف
    امام جواد (عليه‌السلام) در برابر فرقه‌هايى كه در دوران آن حضرت وجود داشتند، شيعيان خود را آگاه ساخته و از انحراف از جاده‌ى حقيقت بر حذر مي‌داشتند.
    يكى از اين فرقه‌ها اهل حديث يا مجسمى مذهب بوده كه خدا را جسم مي‌پنداشتند. امام درباره‌ى آنان به شيعيان مي‌فرمود كه اجازه ندارند پشت هر كسى كه خدا را جسم مي‌داند نماز گزارده و به او زكات بپردازند. [6]
    واقفه يكى ديگر از فرقه‌هاى موجود انشعابى از شيعه در زمان امام جواد بود كه به صورت مشكلى در مقابل شيعيان مطرح شده بود. آنان كسانى بودند كه پس از شهادت امام كاظم (عليه‌السلام) بر آن حضرت توقف كرده و امامت فرزندش على بن موسى الرضا (عليه‌السلام) را نپذيرفتند. وقتى از امام درباره‌ى نمازخواندن پشت سر واقفى مذهبان سؤال مي‌شد، آن حضرت در جواب، شيعيان را از اين كار نهى مي‌فرمودند. [7]
    زيديه نيز فرقه‌اى بود منشعب از شيعه، در روايتى از امام جواد (عليه‌السلام) آمده كه حضرتش فرمودند:«واقفيه و زيديه, مصداق اين آيه از قرآن مي‌باشند كه «وجوهٌ يَومَئِذٍ خاشعَة عامِلَةٌ ناصِبَة[8]» يعنى در روز قيامت يك عدّه كه اهل آتش هستند بر چهره‌هايشان در آن روز غبار ذلت و خوارى نشسته همچون كسانى نمودار است كه شدت سختي‌هاى وارده بر چهره‌هاى ايشان نمودار است. [9]
    غلات نيز مورد تنفر امامان (عليهم‌السلام) بودند. خطر اينان براى شيعيان بسيار جدى بود. اينان به نام امامان‌، رواياتى را به دروغ ساخته و بدين وسيله شيعيان را كه پيرو ائمه بودند به انحراف مي‌كشاندند. امام جواد (عليه‌السلام) درباره‌ى ابوالخطاب كه از سران غلات بود فرمودند: « لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و كسانى كه درباره‌ى لعن بر او توقف كرده و يا ترديد كنند.» [10]



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    مكتب علمى امام جواد (عليه‌السلام)
    امامان عليهم‌السلام در زمان خود با توجه به وجود شرايط و زمينه فعاليتهاى علمي، شاگردانى را تربيت مى فرمودند و علم و دانش را توسط آنان در ميان افراد منتشر مي‌كردند. بديهى است كه شرائط اجتماعى و سياسى زمان ايشان يكسان نبوده و هر يك به فراخور آزادى بيان مشغول به فعاليت در اين قسمت مي‌شدند.
    مثلاً در زمان امام باقر و امام صادق (عليهماالسلام) شرائط اجتماعى مساعد بود و به همين جهت تعداد شاگردان و راويان امام صادق (عليه‌السلام) بالغ بر 4 هزار نفر مي‌شد، ولى از دوران امام جواد تا زمان امام عسكرى (عليهماالسلام) به دليل فشارهاى سياسى و كنترل شديد فعاليت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعاليت ايشان بسيار محدود بود. بنابراين اگر مي‌خوانيم كه تعداد راويان و اصحاب حضرت جواد (عليه‌السلام) قريب به صد و ده نفر يا صد و بيست نفر بوده، جاى تعجب نيست زيرا از يك سو آن حضرت شديداً تحت مراقبت و كنترل سياسى بود و از طرف ديگر در سن 25 سالگى حضرت به شهادت رسيدند.



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    شهادت امام جواد (عليه‌السلام)
    از كتاب عيون المعجزات نقل شده كه چون حضرت جواد (عليه‌السلام) وارد بغداد شد و معتصم انحراف ام الفضل را از آن حضرت دانست، او را طلبيد. به قتل حضرت او را راضى نموده زهرى براى او فرستاد كه در طعام آن جناب داخل كند. ام الفضل انگور رازقى را زهر آلود كرده به نزد آن امام مظلوم آورد. چون حضرت از آن تناول نمود، اثر زهر در بدن مباركش ظاهر شد. ام الفضل گريه و زارى كرد. حضرت فرمود: مرا كشتى و حال گريه مي‌كني؟ به خدا سوگند: ببلايى مبتلا خواهى شد كه علاجى ندارد. 11]
    امام (عليه‌السلام) در سن جوانى در حاليكه 25 سال و چند ماهى از عمر شريفيشان گذشته بود در پنجم ذى الحجة سال 219 به زهر معتصم به شهادت رسيده و در جوار جد بزرگوارشان حضرت موسى بن جعفر (عليه‌السلام) در شهر كاظمين آرميد.


    پی نوشت
    [1] ـ بحارالانوار: ج 50، ص 15، طبع المكتبة الاسلامية تهران.
    [2] ـ الكافي، ج 1، ص 383.
    [3] ـ سوره مريم‌: آيه 12.
    [4] ـ سوره مريم: آيه 30.
    [5] ـ اصول كافي: ج 1، ص 320.
    [6] ـ تهذيب شيخ طوسي: ج 3، ص 283.
    [7] ـ من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق: ج 1، ص 379.
    [8] ـ سوره غاشيه: آيه 2-3.
    [9] ـ رجال كشى ص 391 ـ مسند الامام الجواد عليه‌السلام : ص 150.
    [10] ـ رجال كشي: ص 444.

    11 منتهى الآمال: باب يازدهم، فصل پنجم،


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    نگاهی گذرا به سیره قرآنی حضرت جواد الائمه (علیه السلام)
    حضرت جوادالائمه (ع) همانند دیگر حضرات معصومان (ع)، جان و روحش با کلام الهی (قرآن) مأنوس و همدم بود، به گونه ای که یکی از القاب آن امام همام را ترجمان القرآن(1) ذکر کرده اند.
    امام جواد (ع) بر این باور بود که آیات قرآن باید در جامعه فراگیر شود و تمام مسلمانان در گفتار و رفتار و استدلالهای روزمره خود از این کتاب و معارف بلند آن بهره گیرند، به همین جهت سعی می کرد که در گفتگوها و معاشرت و برخورد با مردم به آیات قرآن استناد کند. هنگامی که آن حضرت با خیل مردمی که به دلیل سنّ کم او در امر امامتش به حیرت افتاده بودند روبه رو شد، با روشهای مختلف و با استناد به آیات الهی به پاسخگویی و زدودن شبهات و ذهنیات پرداخت.
    علی بن اسباط، یکی از یاران امام رضا و امام جواد علیهماالسلام می گوید:
    روزی به محضر امام جواد(ع) رسیدم، در ضمن دیدار، به سیمای حضرت خیره شدم تا چهره (قیافه) او را به ذهن خود سپرده، پس از بازگشت به مصر برای ارادتمندان آن حضرت بیان کنم.(2)
    درست در همین لحظه، امام جواد(ع) که گویی تمام افکار مرا خوانده بود، در برابر من نشست و به من توجّه کرد و فرمود: ای علی! همانا خداوند درباره امامت، حجّت آورده همانطور که درباره نبوّت حجت آورده است. خداوند درباره حضرت یحیی (ع) می فرماید: ...وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا؛(3) ما به یحیی در کودکی فرمان نبوّت دادیم.
    و درباره حضرت یوسف (ع) می فرماید: وَ لَما بَلَغَ أَشدّهُ آتیناه حُکْما وَ عِلْما؛(4) هنگامی که او به حدّ رشد رسید، به او حکم (نبوت) و علم دادیم.
    و همچنین درباره حضرت موسی(ع) می فرماید: وَ لَما بَلَغَ أَشُدّهُ وَاسْتَوی آتَیْناهُ حُکْما وَ عِلْما؛(5) و چون به سنّ رشد و بلوغ رسید، به او حکم (نبوّت) و علم دادیم.
    بنابراین، همانگونه که ممکن است خداوند، علم و حکمت را در سنّ چهل سالگی به شخصی عنایت کند، ممکن است همان حکمت را در دوران کودکی نیز عطا کند.(6)
    در موردی دیگر، امام جواد(ع) در پاسخ اعتراض کنندگان، این آیه را خواند: قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُوا إِلَی اللّهِ عَلَی بَصِیرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِی. ..؛(7) بگو: این راه من است که من و پیروانم با بصیرت کامل همه مردم را به سوی خدا دعوت می کنم.
    امام جواد(ع) به عنوان پاسدار حریم وحی از تفسیرهای نابجا و غیر عقلانی آیات قرآن جلوگیری کرده و علماء و دانشمندان را به سوی فهم صحیح آیات قرآن راهنمایی می فرمود. در اینجا به دو مورد اشاره می کنیم:
    1 روزی در مجلس معتصم، برخی از دانشمندان به آیه ای استناد کرده و یک حکم شرعی صادر نمودند. امام جواد(ع) که در آن جلسه حضور داشت، خطای آنان را گوشزد نموده و تفسیر صحیح را برای حاضران بیان نمود.
    تفسیر عیاشی ماجرای آن مجلس را چنین آورده است: در زمان معتصم عباسی، عوامل خلیفه عدّه ای دزد را - که راههای عمومی در بین شهرها را برای مسافرین و کاروانهای حج نا امن کرده بودند - دستگیر کرده و از مرکز خلافت در مورد چگونگی مجازات آنان خواستار دستور بودند. خلیفه در مورد این حادثه حساس، مجلس مشورتی تشکیل داده و از دانشمندان عصر، کیفیت اجرای حد شرعی را در مورد آنان خواستار شد. آنان گفتند: قرآن در این مورد بهترین راهکار است، آنجا که می فرماید: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الاَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الاَرْضِ؛(8) کیفر کسانی که با خدا و رسول او به جنگ و محاربه برمی خیزند و در روی زمین در اشاعه فساد تلاش می کنند، این است که: اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا دست و پای آنان به عکس یکدیگر قطع شود و یا این که از سرزمین خود تبعید گردند.
    آنان به خلیفه پیشنهاد کردند طبق این آیه، یکی از کیفرهای فوق را در مورد تبهکاران انتخاب کند. معتصم عباسی در همان جلسه از امام جواد(ع) نیز نظر خواست. آن حضرت اوّل از اظهارنظر خودداری کرد، امّا وقتی که با اصرار خلیفه مواجه شد، نظر خود را چنین اعلام کرد: اینان در استدلال به آیه شریفه خطا کردند. استنباط حکم شرعی از این آیه شریفه دقت
    بیشتری می طلبد و باید تمام جوانب مسئله در نظر گرفته شود و نسبت به جرمهای مختلف، کیفرها فرق می کند؛ زیرا این مسئله صورتهای مختلف و احکام جداگانه دارد:
    الف) اگر این راهزنان فقط راه را ناامن کرده اند؛ نه کسی را کشته و نه مال دیگری را به غارت برده اند، مجازات آنان فقط حبس است و این همان معنای نفی از ارض است.
    ب) اگر راه را ناامن کرده و افراد بی گناهی را کشته اند، امّا به مال دیگران تجاوز نکرده اند، مجازات آنان اعدام است.
    ج) اگر امنیت را از راههای عمومی سلب کرده، انسانهای بیگناه را کشته و مال مردم را نیز به غارت برده اند، کیفر آنان باید سخت تر باشد؛ یعنی اوّل دست و پایشان را به عکس یکدیگر قطع می کنند، پس به دار مجازات آویخته می گردند.
    معتصم این نظریه را پسندیده و به عامل خود دستور داد، طبق نظر امام جواد (ع) عمل کند.(9)
    2 زرقان، یکی از دوستان صمیمی احمد بن ابی داود، قاضی بغداد بود. او می گوید: روزی دوستم احمد را دیدم که از مجلس معتصم - هشتمین خلیفه عباسی - می آید؛ امّا خیلی افسرده و ناراحت است. گفتم: چرا این قدر ناراحت و افسرده ای؟ پاسخ داد: امروز در مجلس خلیفه، ابوجعفر ابن الرضا(ع) چنان مرا عاجز و درمانده کرد که آرزو کردم، ای کاش بیست سال پیش از این مرده بودم و مثل چنین روزی را نمی دیدم!! گفتم: مگر چه شده؟ گفت: امروز در مجلس خلیفه نشسته بودیم، شخصی را به اتهام دزدی پیش خلیفه آوردند و او به سرقت اعتراف کرد. در این حال، معتصم به دانشمندان و فقهای مجلس رو کرده و گفت: چگونگی اجرای حد الهی بر این دزد را بیان کنید! دست او را چطور قطع کنیم؟
    من گفتم: دست دزد را باید از مچ قطع کرد. خلیفه پرسید، به چه دلیل؟ گفتم: به دلیل آن که دست، انگشتان و کف تا مچ را شامل می شود و خداوند در آیه تیمم فرموده: فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُم مِّنْهُ؛(10) (با خاک پاک تیمم کنید) از آن، بر صورت (پیشانی) و دستها (تا مچ) بکشید.
    بسیاری از علماء در این نظریه با من موافقت کرده و آن را تأیید نمودند. امّا عدّه ای دیگر گفتند: باید دست را از آرنج برید. خلیفه پرسید: به چه دلیل؟ گفتند: به دلیل آیه وضو که می فرماید:
    فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ؛(11) (هنگام اقامه نماز) صورت و دستها را تا آرنج بشویید. خداوند متعال حدود دست را در این آیه تا آرنج معین کرده است. برخی نیز فتوا دادند که: باید از شانه، دست را قطع کرد و استدلال می کردند که دست از انگشتان تا شانه را شامل می شود.
    خلیفه با مشاهده اختلاف آراء در میان فقها متحیّر شده و به محمد بن علی علیهما السلام رو کرده و گفت: ای ابا جعفر! در این موضوع شما چه می گویید! او پاسخ داد: علماء گفتارهای خود را بیان کردند و شما شنیدید؛ مرا از بازگو کردن نظریه ام معاف بدار! خلیفه گفت: شما را به خدا سوگند نظر خود را در این موضوع بیان کنید.
    امام جواد (ع) فرمودند: اکنون که قسم دادی، به ناچار نظر خود را می گویم: این حدود که علمای مجلس تعیین کردند صحیح نیست، بلکه باید چهار انگشت او، بدون انگشت ابهام، بریده شود.
    خلیفه گفت: دلیل شما برای این مدعا چیست؟ حضرت پاسخ داد:
    پیامبر اکرم (ص) فرموده است: السجود علی سبعة اعضاء: الوجه والیدین و الرکبتین والرجلین؛ سجده با هفت عضو انجام می شود: پیشانی، دو (کف) دست، دو زانو و دو (انگشت ابهام) پا. ای خلیفه! هرگاه دست را از مچ، یا از مرفق جدا کنند، دیگر دستی برای سجده باقی نمی ماند؛ در صورتی که خداوند متعال در قرآن می فرماید: و انّ المساجد لله؛ مواضع سجده مخصوص خداوند است. و هر چه برای خدا باشد بریده نمی شود . معتصم از این استدلال قرآنی شگفت زده شد و آن را تصدیق نمود. آنگاه دستور داد انگشتان دزد را طبق نظر امام (ع) بریدند.(12)

    پی نوشت ها:
    1. بحارالانوار، ج 102،ص 22، ح 12.
    2. از سخن علی بن اسباط استفاده می شود که آن حضرت در آن زمان پیروانی هم در مصر داشته است و آنان علاقه مند بوده اند با خصوصیات جسمی حضرت آشنا شوند.
    3. سوره مریم، آیه 12.
    4. سوره یوسف، آیه 22.
    5. سوره قصص، آیه 14.
    6. اصول کافی، ج 1،ص 384.
    7. سوره یوسف، آیه 108.
    8. سوره مائده، آیه 33.
    9. تفسیر العیاشی، مکتبة العلمیة، تهران، ج 1،ص 315.
    10. سوره مائده، آیه 6.
    11. همان.
    12. وسائل الشیعه، ج 28،ص 253.



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593

    مطلب ••*♥♥*••زندگي نامـه امام جــــواد (ع)••*♥♥*••




    جلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلامجلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلامجلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلام
    جلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلامجلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلام

    جلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلامحضرت امام محمد تقی جوادالأئمه (ع )جلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلام
    امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجری در مدينه ولادت يافت .
    نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقی است .
    القاب ديگری مانند : رضی و متقی نيز داشته ، ولی تقی از همه معروفتر مي باشد .
    مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگی آن حضرت ثبت است . امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود .
    پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت .
    مأمون خليفه عباسی که همچون ساير خلفای بنی عباس از پيشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد . "
    از اينجا بود که مأمون نخستين کاری که کرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ،
    تا مراقبی دايمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهای دايمی که امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگی برده است ، در تاريخ معروف است " .
    از روشهايی که مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به کار مي بست ، تشکيل مجالس بحث و مناظره بود . مأمون و بعد معتصم عباسی مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند . در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نيز چنين روشی را به کار بستند .
    به خصوص که در آغاز امامت هنوز سنی از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود . مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتی است الهی ، بستگی به کمی و زيادی سالهای عمر ندارد . باری ، حضرت جواد (ع ) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود ، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غير اسلامی در ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگی در اين دوران ،
    زندگی مي کردند و علوم و فنون ساير ملتها پيشرفت نموده و کتابهای زيادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود ، با کمی سن وارد بحثهای علمی گرديد و با سرمايه خدايی امامت که از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام ربانی مايه گرفته بود ، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياری پاسخ گفت .
    برای نمونه ، يکی از مناظره های ( = احتجاجات ) حضرت امام محمد تقی (ع ) را در زير نقل مي کنيم : " عياشی در تفسير خود از ذرقان که همنشين و دوست احمد بن ابی دؤاد بود ،
    نقل مي کند که ذرقان گفت : روزی دوستش ( ابن ابی دؤاد ) از دربار معتصم عباسی برگشت و بسيار گرفته و پريشان حال به نظر رسيد . گفتم : چه شده است که امروز اين چنين ناراحتی ؟
    گفت : در حضور خليفه و ابوجعفر فرزند علی بن موسی الرضا جريانی پيش آمد که مايه شرمساری و خواری ما گرديد . گفتم : چگونه ؟
    جلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلامجلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلام

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    جلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلامجلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلام
    گفت :
    سارقی را به حضور خليفه آورده بودند که سرقتش آشکار و دزد اقرار به دزدی کرده بود . خليفه طريقه اجرای حد و قصاص را پرسيد . عده ای از فقها حاضر بودند ، خليفه دستور داد بقيه فقيهان را نيز حاضر کردند ، و محمد بن علی الرضا را هم خواست . خليفه از ما پرسيد : حد اسلامی چگونه بايد جاری شود ؟
    من گفتم :
    از مچ دست بايد قطع گردد .
    خليفه گفت : به چه دليل ؟
    گفتم : به دليل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است ، و در قرآن کريم در آيه تيمم آمده است :
    فامسحوا بوجوهکم و ايديکم .
    بسياری از فقيهان حاضر در جلسه گفته مرا تصديق کردند .
    يک دسته از علماء گفتند : بايد دست را از مرفق بريد . خليفه پرسيد : به چه دليل ؟
    گفتند : به دليل آيه وضو که در قرآن کريم آمده است : ... و ايديکم الی المرافق . و اين آيه نشان مي دهد که دست دزد را بايد از مرفق بريد . دسته ديگر گفتند : دست را از شانه بايد بريد چون دست شامل تمام اين اجزاء مي شود . و چون بحث و اختلاف پيش آمد ، خليفه روی به حضرت ابوجعفر محمد بن علی کرد و گفت :
    يا اباجعفر ، شما در اين مسأله چه مي گوييد ؟
    آن حضرت فرمود : علمای شما در اين باره سخن گفتند . من را از بيان مطلب معذور بدار . خليفه گفت : به خدا سوگند که شما هم بايد نظر خود را بيان کنيد . حضرت جواد فرمود : اکنون که من را سوگند مي دهی پاسخ آن را مي گويم . اين مطالبی که علمای اهل سنت درباره حد دزدی بيان کردند خطاست . حد صحيح اسلامی آن است که بايد انگشتان دست را غير از انگشت ابهام قطع کرد . خليفه پرسيد : چرا ؟
    امام (ع ) فرمود : زيرا رسول الله (ص ) فرموده است سجود بايد بر هفت عضو از بدن انجام شود : پيشانی ، دو کف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت ابهام پا ، و اگر دست را از شانه يا مرفق يا مچ قطع کنند برای سجده حق تعالی محلی باقی نمي ماند ، و در قرآن کريم آمده است
    " و ان المساجد لله ... "
    جلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلامجلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلام

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    جلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلامجلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلام
    سجده گاه ها از آن خداست ،
    پس کسی نبايد آنها را ببرد .
    معتصم از اين حکم الهی و منطقی بسيار مسرور شد ، و آن را تصديق کرد و امر نمود انگشتان دزد را برابر حکم حضرت جواد (ع ) قطع کردند . ذرقان مي گويد : ابن ابی دؤاد سخت پريشان شده بود ، که چرا نظر او در محضر خليفه رد شده است .
    سه روز پس از اين جريان نزد معتصم رفت و گفت : يا اميرالمؤمنين ، آمده ام تو را نصيحتی کنم و اين نصحيت را به شکرانه محبتی که نسبت به ما داری مي گويم . معتصم گفت : بگو . ابن ابی دؤاد گفت : وقتی مجلسی از فقها و علما تشکيل مي دهی تا يک مسأله يا مسائلی را در آنجا مطرح کنی ، همه بزرگان کشوری و لشکری حاضر هستند ، حتی خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهايی که در حضور تو مي شود هستند ،
    و چون مي بينند که رأی علمای بزرگ تو در برابر رأی محمد بن علی الجواد ارزشی ندارد ، کم کم مردم به آن حضرت توجه مي کنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علی منتقل مي گردد ، و پايه های قدرت و شوکت تو متزلزل مي گردد .
    اين بدگويی و اندرز غرض آلود در وجود معتصم کار کرد و از آن روز در صدد برآمد اين مشعل نورانی و اين سرچشمه دانش و فضيلت را خاموش سازد . اين روش را - قبل از معتصم - مأمون نيز در مورد حضرت جوادالأئمه (ع ) به کار مي برد ، چنانکه در آغاز امامت امام نهم ، مأمون دوباره دست به تشکيل مجالس مناظره زد و از جمله از يحيی بن اکثم که قاضی بزرگ دربار وی بود ،
    خواست تا از امام (ع ) پرسشهايی کند ، شايد بتواند از اين راه به موقعيت امام (ع ) ضربتی وارد کند . اما نشد ، و اما از همه اين مناظرات سربلند درآمد . روزی از آنجا که
    " يحيی بن اکثم "
    به اشاره مأمون مي خواست پرسشهای خود را مطرح سازد مأمون نيز موافقت کرد ، و امام جواد (ع ) و همه بزرگان و دانشمندان را در مجلس حاضر کرد . مأمون نسبت به حضرت امام محمد تقی (ع ) احترام بسيار کرد و آنگاه از يحيی خواست آنچه مي خواهد بپرسد . يحيی که پيرمردی سالمند بود ، پس از اجازه مأمون و حضرت جواد (ع ) گفت : اجازه مي فرمايی مسأله ای از فقه بپرسم ؟
    حضرت جواد فرمود : آنچه دلت مي خواهد بپرس . يحيی بن اکثم پرسيد : اگر کسی در حال احرام قتل صيد کرد چه بايد بکند ؟
    حضرت جواد (ع ) فرمود : آيا قاتل صيد محل بوده يا محرم ؟
    عالم بوده يا جاهل ؟
    به عمد صيد کرده يا خطا ؟
    محرم آزاد بوده يا بنده ؟
    صغير بوده يا کبير ؟
    اول قتل او بوده يا صياد بوده و کارش صيد بوده ؟
    آيا حيوانی را که کشته است صيد تمام بوده يا بچه صيد ؟
    آيا در اين قتل پشيمان شده يا نه ؟
    آيا اين عمل در شب بوده يا روز ؟
    احرام محرم برای عمره بوده يا احرام حج ؟
    جلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلامجلوه هایی از زندگانی امام جواد علیه السلام

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود