جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نگاهی گذرا به تفسیر قران منظوم صفی علیشاه اصفهانی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نگاهی گذرا به تفسیر قران منظوم صفی علیشاه اصفهانی




    مقدمه
    در قرن چهارم هجري ، تفسير طبري به زبان فارسي ترجمه شد و از اين تاريخ ،تفسيرنويسي به طور رسمي در ايران آغاز گرديد . از آن زمان تاآنون صدها بار قرآن ب هزبان فارسي تفسير شده است و انديشمندان درقرون مختلف از اسرار و رموزشگف ت انگيز آيات اين آتاب آسماني پرده برداشت ه اند، اما تمامي اين تفاسيربه نثرفارسي نوشته شده است . صفي عليشاه اصفهان ي ، تفسير قرآن مجيد را از جنب ه هاي گوناگون ، به ويژهعرفان و فلسفه به شعر فارسي بيان آرده است . نگارنده بر آن است آه اين تفسير را آه يگانه تفسيرمنظوم زبان فارسي است معرفي ، و منابع و مآخذ بعض يمطالب عرفاني آن را بيان آنم.
    اوفتد ابليس در اندوه و سوز زين آه شد معلوم قرآن را رموز
    تا به امروز اين چنين روشن بيان شرح قرآن را نيامد در جهان
    ( ٣ . ص ٨٣٦ )
    صفي عليشاه اصفهاني از مستغرقان بحر توحيد و از عارفان واصل اواخر قرن سيزدهم واوايل قرن
    چهاردهم ١ ؛ تفسير قرآن مجيد را همراه با تأويلات فلسفي و عرفاني آن درمدت دو سال بر وزن و آهنگمثنوي مولانا به نظم آشيده است . اين اثر از آثار بسيارعجيب و شگف ت انگيز اين دوره و از شاهكارهايبينظير در طول تاريخ تفسيرنويسياست. او خود در يكي از نوشته هايش درباره اين تفسير چنين مي گويد:
    از آثار عجيبه اين عصر يكي تفسير منظومه است آه اگر بي غرضانه آن رابخواني ، »
    « وقوعش را از عجايب روزگار دان ي... ٢
    اطلاع عظيم بر عل متصوّف » از مطالعه آثار صف ي عليشاه چنين پيداست آه وي علاوه بر
    از علوم فلسف ه ، آلام ، تفسير قرآن ، حكمتعملي ، زبان و ادبيات عر ب ، «( و منازل السالكين 1) . ص ٢١٧
    تاريخ اسلام ، حديث و همچنين علم حروف ٣ و اعداد ونقطه نيز بهره آافي داشته است .
    بزرگترين اثر صفي عليشاه تفسير قرآن اوست . اين تفسير آه دريايي عظيم وپهناور از
    علوم و معارف است از جنبه هاي مختلف فلسف ي ، عرفاني ، آلامي ، مذهب ي ،تاريخي و ادبي قابل تأمّل و بررسي است .
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تمنا می کنم تصوف را از عرفان ناب محمدی که صرفا بندگی و سکوت بجای قیل وقال است جدا فرمایید.
    هیچ کجا اسلام عرفان را از اسلام جدا کرده؟
    اصلا ما دستوری از پیامبر ص در این ابوابی که تصوف می گویند داریم؟
    تا بوده عرفان حاصل عمل به اسلام بوده نه جدای از آن؟
    پس شما چگونه عرفان را از امام معصوم زمان (ع) جدا می کنید و به قطب نسبت می دهیدش؟؟؟

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    1,007
    تشکر:
    1
    حضور
    17 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جنبه عرفاني

    صفي عليشاه چون از عارفان واصل و مجذوبان عالم الهي است ، هنگام استغراق دردرياي بيكرانه و
    لايتناهي هستي حق ، به مرواريدهاي اسرار و رموز آيات آتاب خدادست يافته و آنها را در قالب اشعاري
    نغز و شيرين ، به عاشقان و رهروان راه حقيقت تقديم داشته است .
    اين اشعار آه از قلبي سوخته از عشق معبود ازلي برخاسته، همانند پاره هاي آتش ،جان و
    روح خواننده را شعله ور مي آند و به آتش مي آشاند. او ابتدا آيات قرآن را به نثر ي روان و ساده ترجمه
    مي آند، سپس تفسير ظاهري آيات را بيان و در ارتباط با معني آيات بحثهاي مختلف عرفاني را مطرح
    مي نمايد.
    اين مباحث آلي عبارت است از : هستي مطلق و بلاشرط حق ، مراتب عالم وجودآه به
    اعتقاد عرفا، امواج درياي مطلق هستي خداوند است ؛ عشق و اينكه هدف غايي عالم آفرينش است ؛ توحيد و
    مراتب مختلف آن آه عبارت است از : توحيد فطري ،توحيد افعالي ، توحيد صفاتي ، توحيد ذاتي ؛ بحث
    درباره وحدت وجود؛ مباحثي دربار ه پير و مرشد، انسان آمل جامع جميع صفات الهي ؛ حمد گفتن
    موجودات و مراتب آن آ ه عبارت است از : حمد فطري ، حمد عامه ، حمد عرفاني ، موت ارادي و انواع آن
    و غيره .
    ویرایش توسط ازاد : ۱۳۸۹/۰۳/۱۲ در ساعت ۱۰:۲۲
    اگه دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو
    غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو

    دلمو از مال دنیا به تو هدیه داده بودم
    با تموم بی پناهیم به تو تکیه داده بودم....




  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خدا




    خدا موج کدام دریا است؟
    یعنی دریایی هست که حاصل دریا موج باشد و آن موج خدا شود؟!!!
    خدا نیازمند یک دریایی شد که!!!!
    یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله،یا الله یاالله
    متن خاتم حضرت آیت الله علامه محمد حسین طباطبایی این بوده:
    الواثق باالله الغنی
    محمد حسین طباطبایی
    خدایا من هم آروز دارم این وثوق رو به تو داشته باشم...

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    آن چه كه براي ما مسلم است از جهت مستندات تاريخي ، عقلي ، شرعي و ... نقد هاي فراواني بر صوفيه وارد است ؛ تنوع موجود در فرق صوفيه مانع مي‌شود بتوان به راحتي دربارة همة آنان سخن واحدي گفت و بر آنان کلمه واحدي راند؛ ولي تأمل محققانه در ريشه‌هاي صوفيه و شناخت وضعيت فعلي آن، نتايج عالمانه و قابل توجهي به دست مي‌دهد.
    شايان ذکر است که تصوّف و عرفان در آغاز راه، يکسان بودند و ...

    تنوع موجود در فرق صوفيه مانع مي‌شود بتوان به راحتي دربارة همة آنان سخن واحدي گفت و بر آنان کلمه واحدي راند؛ ولي تأمل محققانه در ريشه‌هاي صوفيه و شناخت وضعيت فعلي آن، نتايج عالمانه و قابل توجهي به دست مي‌دهد.
    شايان ذکر است که تصوّف و عرفان در آغاز راه، يکسان بودند و يک جريان تلقي مي‌شدند، تا اين که جريان تصوّف از توده مردم جدا شد و عالمان وارسته با استفاده از روش شهود، قرآن و سنت به تدوين عرفان اسلامي پرداختند؛ بنابراين عارفاني مانند سيدحيدر آملى، سيد علي شوشترى، سيد احمد کربلايى، ملاحسينقلي همدانى، سيد علي قاضي طباطبايى، علامه طباطبايي و امام خميني را نبايد با فرقه‌هاي صوفيه يکي پنداشت.
    تصوّف و صوفي‌گري به اعتراف جامي در نفحات الانس از قرن دوّم هجري ميان مسلمين ظاهر شد. بزرگ‌ترين مظهر روح تصوّف در اين دوره، تحقير دنيا، فرار از تمتعات و تمام شؤون مربوط به زندگي مادي و دنيوى، رياضت کشي و تحمّل شکنجه‌ها است؛ به همين سبب صوفيان، برابر ائمه اطهارعليه السلام ايستادند و بر بينش و سيره زندگي آن‌ها متعرض شدند؛ براي نمونه سفيان ثوري بر امام صادقعليه‌السلام در مدينه وارد شد؛ در حالي که امامعليه‌السلام جامه‌اي سپيد و لطيف بر تن داشت. سفيان بر امامعليه‌السلام اعتراض کرد که: «چرا زهد نمي‌ورزى؟»

    امام فرمود: «خوب گوش فرا ده، تا براي دنيا‌ وآخرت تو مفيد باشد؛ مگر اين که بخواهي بدعتي در اسلام ايجاد کني». وضع ساده و فقيرانه پيامبر و صحابه، تکليفي براي همه مسلمين تا روز قيامت نيست. رسول خداصلي‌الله عليه و آله زماني زندگي مي‌کرد که عموم مردم از لوازم اوليه زندگي محروم بودند؛ ولي اگر در عصر و روزگارى، وسايل زندگي فراهم شد، سزاوارترين مردم براي بهره بردن از نعمت‌ها، صالحانند، نه فاسقان؛ مسلمانانند، نه کافران. سفيان، برابر پاسخ امامعليه‌السلام عاجزانه بيرون رفت و سپس همراه يارانش بر امامعليه‌السلام وارد شدند تا دسته جمعي با امامعليه‌السلام مباحثه کنند. آن‌ها به آيه 9 سورة حشر و آيه 8 سورة دهر تمسک کردند تا بر دين شناسي امام خرده گيرند و روش او را با آية «و يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيماً و اسيراً» نقد کنند. در اين وضعيت، يک نفر بلند شد و به صوفيان اعتراض کرد که: «چرا مردم را فريب مي‌دهيد، غذاهاي خوب مي‌خوريد و مردم را از آن نعمت‌ها پرهيز مي‌دهيد؟» امامعليه‌السلام فرمود: «اين سخنان را کنار گذاريد» و سپس توضيح داد که اين آيات بر حرمت استفاده از نعمت‌هاي الهي دلالت ندارد؛ بلکه بخشش و ايثار را توصيه مي‌کند و آيه «ولا تجعل يدک مغلولة الي عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوماً محسوراً» (اسراء/29) را که بر اعتدال دلالت دارد، به آن‌ها فهماند.

    صوفيه بر امام رضاعليه‌السلام نيز تاختند که: «چرا لباس درشت بر تن نداري و غذاي خشن نمي‌خورى؟» امامعليه‌السلام فرمود: «يوسف، پيامبر خدا، قباهاي ديباجي و لباس‌هاي زربافت بر تن داشت».2

    پس نخستين منتقدان صوفيه، امامان معصوم بودند که در کتاب‌هاي روايي مي‌توان آن‌ها را يافت. نگارنده در اين مقال در صدد است تا با معرفي محتوايي پاره‌اي از آثار انتقادى، به خوانندگان حقيقت طلب مدد رساند و آن‌ها که در مقام کشف حقيقت هستند. با مطالعه اين آثار، سره از ناسره را تشخيص دهند و عرفان حقيقي را از عرفان‌هاي کاذب بازشناسند.




  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    يكي از منابع نقد صوفي و تصوف

    کسر اصنام الجاهلية، صدرالدين محمد شيرازى، تصحيح: محسن جهانگيرى، بنياد حکمت اسلامي صدرا، زمستان 1381.

    اين کتاب را محسن بيدارفر به فارسي برگردانده و انتشارات الزهرا در سال 1366ش به زيور طبع آراسته است. پيش از معرفي کتاب به آگاهي خوانندگان مي‌رسانم که ملاصدرا با اين که بيشتر سرگرم مباحث فلسفي و تا حدودي تفسيري و حديثي بود؛ ولي بسيار از انديشه‌هاي فلسفي او از صفاي باطن و ضمير وارسته‌اش زاييد. گرايش عرفاني وي به حدي گسترده است که با کمال جسارت، عقل آدمي را براي رسيدن به درک حقايق کافي ندانسته و قياس پاره‌اي از فلاسفه را عقيم مي‌داند و بر ترجيح معرفت شهودي بر معرفت استدلالي تصريح مي‌کند و کساني که علم غيبي لدنّي و مورد اعتماد عرفا و سالکان را انکار مي‌کنند، منتسبان به علم معرفي کرده و عرفان را از ساير علوم، محکم‌تر و قوي‌تر مي‌شمارد؛ حتي ملاصدرا در بسياري از نگاشته‌هاي خود، نام برخي از اهل ذوق و عرفان مانند بايزيد بسطامى، حلاج، ابن فارض، عطار، مولوى، غزالى، ابن عربي را مي‌برد.

    پس ملاصدرا با عارفان راستين و عرفان حقيقي موافقت کرده و با بهره‌گيري از اساتيدش مانند شيخ بهايى، ميرداماد و ميرفندرسکي به سيرو سلوک مي‌پرداخت. با وجود اين رويکرد، ملاصدرا به شدّت با تصوّف دروغين و رياکارن جاه‌طلب مخالفت کرد و کتاب کسر اصنام الجاهلية، يعني شکسن بت‌هاي جاهليت را نگاشت و به انتقاد از صوفيان دروغين اقدام کرد. البته رويکرد نقادانة ملاصدرا به جريان تصوّف، به وى اختصاص ندارد و ميان صوفيان گذشته مانند ابوالقاسم قشيري(متوفاي465ق) در رساله‌ قشيريه و ابو حامد غزالى (متوفاي505ق) در احياء علوم الدين و ابن عربي (متوفاي 638ق) در فتوحات و مولوى(متوافاي 672ق) در مثنوى و سعدي شيرازي (متوفاي691) و حافظ شيرازي (790ق) در غزليات، چنين رويکردي به صوفيان دروغين وجود داشته است؛13 براي نمونه حافظ، در ديوانش مي‌سرايد:

    نقد صوفي نه همه صافي و بي غش باشد

    اي بسا خرقه که مستوجب آتش باشد





  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رساله‌ کسر اصنام الجاهلية به تعبير دکتر جهانگيري، کتاب درسي بوده و شايسته است اين رساله به صورت کتاب درسي عرفان اسلامي در مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها تدريس شود؛ زيرا ناهنجاري‌ها، نابساماني‌ها، نقطه ضعف‌ها و موارد منفي‌ آن، عرفان و تصوّف صحيح را آن‌چنان که عارفان و صوفيان بزرگ عالم اسلام تصور کرده و با مباني دين سازگار يافته و پذيرفته‌اند، تعليم مي‌دهد و گاه نيز تعليمات خود را با نقل احاديثي از اهل بيت عصمت و طهارت که در کتب روايي شيعه‌ اماميه آمده، تأييد مي‌کند و اين رهيافت به قدر و شرف و وزانت و منزلت رساله مي‌افزايد.

    نگارنده فراموش نمي‌کند که وقتي نگراني خود را از وضعيت فرقه‌هاي صوفيه معاصر و فعاليت گسترده‌ آن‌ها به آيت اللهجوادي آملي مطرح مي‌کرد، معظم له همين پيشنهاد را به حقير دادند و فرمودند: در مناطقي که اين فرقه‌ها فعاليت مي‌کنند، کتاب کسر اصنام الجاهلية را براي طالبان علم و حقيقت تدريس کنيد.

    اين رساله به تصريح صدرالمتألهين، در اوايل ماه شعبان 1027 ق به پيان رسيده است.

    بنابراين نويسنده، اين کتاب را در سن چهل و هشت سالگي در کهک (از مناطق اطراف قم)، نگاشته است. اين کتاب با يک پيش مقدمه در آغاز رساله، يک مقدمه، چهار مقاله و يک خاتمه تنظيم شده است. ملاصدرا در آغاز رساله، پس از حمد و ثناي الهي و درود به سيد اولين و آخرين و خاندان برگزيده‌اش، از دوران معاصر خود و پراکندگي تاريکي‌ها، ناداني‌ها و نابينايي‌ها در شهرها شکايت مي‌کند؛ همچنين مدعياني را که خود را ابدال و اوتاد معرفي مي‌کنند و بدون بهره‌گيري از قرآن و سنت، مطالب بي‌معنا مي‌بافند، نکوهش مي‌کند. وي مي‌گويد:

    «نفوذ اين فريبکاران تا آن‌جا است که بعضي صنعتگران و پيشه‌وران، پيشه‌ خود را رها کرده و روزگاري به ملازمت اين مدعيان دروغين مي‌پردازند و سخنان ساخته و پرداخته ايشان را فرا مي‌گيرند، تا ديگر عوام را چه رسد.»

    وى، بيشترين سبب پيدا شدن اشتباهات و وسوسه‌هاي شيطاني در قلب‌هاي اين گروه را دو چيز مي‌داند: نخست، گروهي به مجاهدت‌ها و چله‌نشيني‌ها اقدام کرده و به لباس صوفيان در‌آمدند و از مريدان بيعت مي‌گرفتند و مقام ارشاد و هدايت را به خود نسبت مي‌دادند؛ بدون اين که دانش خداشناسى، صفات و افعال الهي و نبوت و معاد را در خود مستحکم سازند و دوم، شعبده و نيرنگ‌هايي که به عنوان کرامت و خوارق عادت براي مردم آشکار مي‌کنند. ملاصدرا در پايان پيش مقدمه مي‌نوىسد:

    «چون مشاهده کردم که نابودي اين شرّ، کار مهمي در دين است و رفع و ازاله اين شبهه از قلوب متعلمان و مبتديان، امر عظيمي است، از خداوند طلب خير نمودم و در نابودي وسوسه‌ها و شبهات… براي تقرب به خدا و توسل به اولياي شريعت حقه و رؤساي عصمت و هدايت شروع کردم و نام آن را کسر اصنام الجاهلية گذاشتم».





  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    صدر المتألهين در مقدمه‌ اين کتاب، به مطالبي اشاره مي‌کند که براي خوانندگان ضرورت دارد؛ از جمله اين که انسان از دو جوهر نوراني و ظلماني يعني نفس و بدن تشکيل شده و حصول کمال انساني به علم و عمل وابسته است و دانشي که برتري انسان از حيوانات را تضمين مي‌کند، شناخت خدا، صفات و افعال الهى، کتاب‌هاي آسمانى، علم به قيامت و نفس انساني و کيفيت کمال او است و چنين کمال علمي تنها از طريق رياضت‌هاي شرعي و علمي با شرايط خاصي به دست مي‌آيد. اين مطلب مهم با بيان مثال آينه و حجاب‌هاي نفس و موانع معرفت تبيين شده است.18 مقاله‌ي اول رساله کسر اصنام الجاهلية، در بيان اين مطلب است که هيچ مرتبه‌اي نزد خداوند بالاتر از معرفت به ذات، صفات و افعال الهى نيست و اين که عارف همان عالم رباني است و هر کس که عالم‌تر است. عارف‌تر و نزديک‌تر در نزد خداوند است و اگر کسي در عبادات شرعيه کوتاهي کند، به عبادات حکيمانه هم نايل نمي‌شود و در آن صورت اگر به رياضت‌هاي سلوکي و مجاهدت‌هاي صوفيانه بپردازد. هم خود را به هلاکت رسانده و هم ديگران را به هلاکت مي‌رساند و گمراه و سرگردان مي‌کند و کساني که در اين زمان براي خود مقام ارشاد و خلافت قائل هستند، جملگي احمق و نادانند و گمان مي‌کنند که صورت‌هاي ادراکي را بايد منتفي ساخت. پس نادانى، بزرگ‌نمايى، تکبّر و ساير اعتقادات پست، آتش‌هايي هستند که در نفوس آن‌ها شعله مي‌افکند.

    ملاصدرا در فصل دوم از مقاله اول به بطلان شطحيات متصوّفه و بيان آسيب‌هاي آن‌ها براي مسلمانان مي‌پردازد و به مخاطبان توصيه مي‌کند که از مجالست با اين طايفه‌ نادان بپرهيزند. کيستي صوفي و حکيم، فصل سوم اين مقاله است که به پاکيزگي عقول آن‌ها به واسطه آداب شرعى، فلسفي و اخلاق پاکيزه اشاره مي‌کند و مي‌فرمايد: عارف و حکيم حقيقي کسي است که حقايق الهى و معالم ربوىي را به صورت برهاني و يقيني بپذيرد؛ به گونه‌اي که ذره‌اي گرفتار شک و شبهه نشود و به زهد حقيقي و تهذيب اخلاق و تطهير ملکات اتصاف يابد.

    مقاله‌ دوم در هشت فصل، به غايت نهايي در عبادات بدني و رياضت‌هاي نفساني براي انسان که عبارت از تحصيل معارف و اکتساب علوم است مي‌پردازد؛ همچنين معارف و علوم رباني که اهمال و جهل در آن‌ها مستلزم بدعاقبتي و هلاکت سرمدي است و اما غايت حقيقي انسان، عبارت از علم الهى و فن ربوى است که در حقيقت مخدوم ساير علوم است. علوم و احوال و اعمالي که منبع تحقق مقامات و ملکات است و فايده‌ اصلاح اعمالي همچون نماز، روزه و…اصلاح حال قلب از راه زايل کردن مرض‌هاي باطني و زدودن صفات ناپسند است؛ زيرا ملکات نفساني از رفتار انسان‌ها پديد مي‌آيد.

    اما غرض از آفرينش، عالم رباني شدن است و بدعاقبتى، زاييد‌ه‌ اعتقادات و اعمال است.

    علامت دوستداران خداوند و صفات آن‌ها، فصل پاياني اين مقاله است که مرگ و وصول لقاي الهي را يکي از نشانه‌هاي آن مي‌شمارد.

    مقاله سوم در نه فصل به صفات ابرار و اهل عمل که مرتبه‌ي پايين‌تري از مقرّبان دارند، اختصاص يافته است و راه‌هاي تصفيه را در انجام دادن عبادت، استمرار بر عدالت، نابود ساختن وسوسه‌ها و عشق و شوق الهي به عنوان مبدأ اعمال صالح معرفي مي‌کند. و عارف را فقط کسي مي‌داند که خداوند سبحان را عبادت مي‌کند. ملاصدرا در اين مقاله به چگونگي تناسب ظاهر و باطن و مواد غذايي و آشاميدني جسم و بدن و در نهايت به بيان غرض افعال و اعمال انساني و غايت در عبادات و طاعات شرعيه مي‌پردازد و علّت شقاوت اخروى که از راه اعمال زشت و ناپسند حاصل مي‌شود و سبب متمايز بودن اشرار و اخيار را بيان مي‌کند.

    مقاله چهارم در پنج فصل به موعظه‌هاي حکيمانه، نصيحت‌هاي عقلي و خطابه‌هاي روحاني دربارة مذمّت دنيا و اهل آن مي‌پردازد که براي قلب سليم و عقل مستقيم منفعت دارد و براي آنان که فاقد حيات عقلي هستند، مانند حيوانات و حشرات فايده‌اي ندارد.

    وسرانجام در خاتمه کتاب به سالکان راه نجات و مخاطبان کتاب خود، غرض از نکوهش‌هاي دنيا و دنيادوستي را معرفي و چهار حجب مال، مقام، تقليد و معصيت را بيان مي‌کند.




  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    538
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    13 روز 11 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست جمع بندی

    پرسش:
    آیا بین تصوف وعرفان فرقی وجود دارد؟ اگر هست روش کدام یک درست می باشد؟


    پاسخ:
    صوفیه گروهی بودند که در قرن دوم هجری بوجود آمدند. و چون پشمینه و لباس های خشن می پوشیدند. به صوفیه معروف شدند. و بنیان گذار این روش و فرقه را حسن بصری معرفی می کنند. و چون او از امام علی (علیه السلام) حدیث شنیده و نقل کرده است. صوفیه بنیان گذار خود را امام علی و اولین صوفی ایشان را معرفی می کنند. چنانچه در کتاب تذکرة الاولیاء خیام نیز از شرح حال آن حضرت شروع کرده است.
    صوفیه هر چند شاید در ابتداء درست عمل می کردند. و برخی صوفی های اولیه انسان های خدا ترس و حق پیشه ای بودند. مانند فضیل عیاض و...
    ولی به مرور با آداب غلطی که بین آن ها بوجود آمد، مانند بحث سماع، و استفاده از اموری که حرام شرعی است برای سیر و سلوک و رسیدن به حالات خاص عرفانی، مسیر آن ها را از شریعت صحیح جدا کرد. و برخی از ائمه اطهار (علیهم السلام) با آن ها مخالفت کرده اند. و نوع پوشش و روش عملی آن ها را قبول نداشتند. مانند امام صادق (علیه السلام).
    اما عرفان شیعی که نظریه پردازان آن علمایی مانند سید حیدر آملی هستند. مبتنی بر ادله روایی و سیره نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) و سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) می باشد. و بیشتر از اینکه متّکی به امور ظاهری باشد. بر تهذیب نفس و مبارزه با آن و پاک کردن نفس از گناهان متکی می باشد. و عرفاء بزرگ برحسب استعداد شاگران خود برنامه های خاصی جهت سیر و سلوک ارائه می دادند.
    و برخی از فلاسفه اسلامی بالاخص ملا صدرا این روش سیر و سلوک را منظوم و قالب بندی هم کردند. و در واقع حکمت متعالیه کارش استدلالی کردن سیر و سلوک عرفانی است. در جایی که قابل استدلال عقلی است با ادله عقلی و در جایی که ممکن نیست با شواهد و شهودات عرفانی. و نشان می دهد که استدلال عقلی در تضاد با سلوک عرفانی نیست. بلکه عقل سقفی دارد، و نباید انتظار داشت در همه مجالات سخن داشته باشد. وقتی به سقف عقل رسیدیم، ودیگر عقل را به حریم دوست راهی نیست. نوبت شهود عرفانی است.
    در نهایت باید گفت: برخی از بزرگانی که معروف به صوفی هستند. در اصل عارفانی حق پیشه بوده اند. مانند بشر حافی، اما چون به مرور روش صوفیه از شریعت جدا شد. شیعه و عرفاء شیعه هم از آن فاصله گرفته اند. و عرفان شیعی همان سیره صحیح ائمه اطهار علیهم السلام می باشد.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۴/۰۹/۲۸ در ساعت ۱۲:۲۴ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    آیت الله جوادی آملی(حفظه الله):
    مشکل ما تحریم نیست، بلکه مشکل ما در توحید است.

  12. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود