صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا تا به حال دست مادر خود را بوسیده اید؟؟؟ بسم الله

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28

    آیا تا به حال دست مادر خود را بوسیده اید؟؟؟ بسم الله




    به نام خدا

    دیشب که با چندتا از دوستان درمورد هدیه روز مادر؛(که دیگه از ما گذشته! زیاد در موردش فکر نمی کنم!! یه هدیه دسته جمعی(خانوادگی)ازوسائل خونه می گیریم که هیچ ربطی به مادر نداره! البته من فقط نظرات قابل چالش رو گذاشتم وگرنه نظرات خوب دیگه ای هم بود :salavat10:
    و... تا این که بحث به اینجا کشیده شد که کی دست مادرشو بوسیده؟؟؟و...

    سوالهایی که در این مورد مطرح میشه(البته همه این سوالها سوالات من و دوستانم نیست)

    چه طوری دست مادرمو ببوسم؟(با اینهمه غرور!)

    اصلا برای چی دست مادرمو ببوسیم؟!

    اصلا چه فایده ای داره این شکستن خودم؟! (واقعا کار سختیه)

    ما روایت هم دراین مورد داریم؟

    اصلا من موفق شدم که این کارو بکنم، حالا قراره اتفاقی بیفته؟!

    و سوالهای دیگه ای که مطرح میشه...

    دوستان اونایی که مثل من دنبال یه بهونه ای میگردن که دست مادرشونو ببوسند، بسم الله

    پیشاپیش ولادت حضرت فاطمه زهرا(س)،روز مادر و روز زن رو به تمام بانوان گرامی تبریک عرض می کنم


    زیباتر از این لحظه کسی عشق ندیدست........ ان دم که به عالم گل کوثر برسیدست

    ناز نفس این شاعر عزیز هم صلوات :salavat10:

       
    خدای من نمی دونم چرا یه حالت شعف و بی قراری خاصی در این مورددارم! دوستان برام دعا کنید


    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    تو قلب خانه ای مادر!



    صدای پای تو را به تمام دنیا نمی توان فروخت. سلام تو، عین خداحافظی از دردهای فرو ریخته بر دیوار دل است.

    آفتاب چشم های تو، زودتر از آفتاب پشت بام سر می زند، سرازیر می شود از پنجره ها به اتاق.


    صدای آب، با صدای نفس های تو جاری است در خانه.

    خروس خوان صبح را که بیدار می شوی، صدای پای تو، بلای جان تاریکی است. حضورت خاطره هر چه سختی را خط می زند؛ خاطره هر چه اندوه را نیز. تو قلب خانه ای. تو ریشه دوانده ای در شاهرگ باغچه و حیاط، در گلوی ناودان ها و گوشه گوشه قاب های روی دیوار. عشق، لانه اش را روی شانه تو بنا می کند. شانه های تو، یادمان مهر الهی است در زمین. چه صبورند شانه های تو! چه پرغرور ایستاده اند تا تندیس مهر، نشکند در برابر توفان های روزگار! ساحل دریای متلاطم روزهای زندگی تویی و ما ساحل نشین محبت های توایم.

    نبض امید، با دست های تو می زند. قدر تو را نشناختن، ظلم است به خاطره های خود، به روزهای شیرینی که می توان ورق زد.

    خنده هایت را دریغ مکن؛ انرژی می دهد به کالبدهای خسته.

    تو قلب خانه ای مادر! چشم های اهالی، گرداگرد تو پرسه می زند. تو به قدم هایمان راه رفتن آموخته ای. تو به لب هایمان سخن گفتن آموخته ای.

    ما در دامن تو بزرگ شده ایم.

    دست های تو بوسیدن دارد.

    پاهای تو بوسیدن دارد؛ چرا که بهشت زیر پای مادران است.

    صدای پای تو را به تمام دنیا نمی توان فروخت. تو قلب خانه ای مادر!

    بهار من صدای توست مادر

    رضای حق رضای توست مادر

    مرا بوسیدن پای تو کافی است

    بهشت، زیر پای توست مادر



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۰۳/۱۱ در ساعت ۱۷:۴۴


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3,203
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    96 روز 16 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بله.بوسیدم ولی خیلی کم...
    شبی مجنون به لیلی گفت کِی معشوق بی همتا
    تو را عاشق شود پیدا ولی......


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    170
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام دوستان.
    کاری نداره؟ بلد نیستی دست مادرت را ببوسی؟ غرور از چی؟ پیش کی؟ مادرت؟ مگه میشه؟
    من هم دستش را بوسیدم و هم پاش را.
    البته نمیزاشت به زور این کار را کردم.
    میدانم که ته دلش خیلی خوشحال شد و یه جور احساس خاصی مثل افتخار توی چشمهاش برق زد.
    التماس دعا.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    57
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راستش من یادم نیست دستش رو بوسیدم یا نه


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    2,773
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شايد مادرا زياد نياز نداشته باشن كه ما براشون هديه بخريم يا دستشون رو ببوسيم.اونا از ما احترام مي خوان و اينكه واقعا دوستشون داشته باشيم كه البته اين دوست داشتن بايد تو رفتار آدم مشخص بشه نه صرفا با گفتن.
    ولي در كل منم خيلي دست مادرم رو بوسيدم و بي نهايت دوستشون دارم و آرزو دارم كه خدا سايه همه پدر و مادرا رو بالاي سر بچه هاشون نگه داره.


    مغزهاي بزرگ درباره ايده ها فکر مي کنند

    مغزهاي متوسط درباره حوادث

    و مغزهاي کوچک درباره مردم !

    شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا برقص
    .


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,564
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    266



    بله بوسیدم..ولی به زور...بعدش هم گفت پاشو خودتو لوس نکن


    السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
    السلام علیک یا عباس بن علی (ع)

    اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    141
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    42
    آپلود
    21
    گالری
    0



    سلام
    راستش من یه کاردیگه کردم.
    سرم روگذاشتم روی زمین وبه مادرم التماس کردم پاشوبذاره روسرم.چون روایته که بهشت زیرپای مادره.ولی هرچی گفتم این کارونکرددرعوض کلی گریه کرد.شایدهمین گریه اون یه جایی بدردم بخوره.
    یا حسین
    شادی بما نه همین محرم حرام کرد
    هـر مه بـه یاد تـو بـر ما محـرم است
    گویند در بهشت بـرین جـای گـریه نیست
    گـر نیست گریه بر تو مرا جای ماتم است
    هر جـا که ماتمت بود آنجا بهشت ماست
    جایی که نیست ماتمت آنجا جهنم است


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    بنام خدا .وتشكر از سيد133 عزيز كه اين تاپيك را برام پست فرمودند.مادرم انزمان كه كودك بود,يك عروسك به روي دامن داشت...روي پاهاي كوچكش گوئي, كودكي مثل صورت من داشت...به عروسك تكان تكان مي داد,آسمان رابه او نشان ميداد...گاهي از پشت شيشه يك در,كودكش را نظاره ها ميكرد...بيني اش مثل سكه اي ميگشت, كودكش رابه اين وان مي داد...بعد ها مادرم كه مادر شد,من زدستش اميد را ديدم...صدهزاران گل محبت را ازسرانگشت خوب او چيدم..!مادرم ,مادران ,روزتان مباركباد
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    داد معشوق‌ به‌ عاشق‌ پيغام‌
    كه‌ كند مادر تو با من‌ جنگ‌

    هركجا بيندم‌ از دور كند
    چهره‌ پرچين‌ و جبين‌ پر آژنگ‌

    با نگاه‌ غضب‌ آلود زند
    بر دل‌ نازك‌ من‌ تيري‌ خدنگ‌

    مادر سنگدلت‌ تا زنده‌ است‌
    شهد در كام‌ من‌ و تست‌ شرنگ‌

    نشوم‌ يكدل‌ و يكرنگ‌ ترا
    تا نسازي‌ دل‌ او از خون‌ رنگ‌

    گر تو خواهي‌ به‌ وصالم‌ برسي‌
    بايد اين‌ ساعت‌ بي‌ خوف‌ و درنگ‌

    روي‌ و سينه‌ تنگش‌ بدري‌
    دل‌ برون‌ آري‌ از آن‌ سينه‌ تنگ‌

    گرم‌ و خونين‌ به‌ منش‌ باز آري‌
    تا برد زاينه‌ قلبم‌ زنگ‌

    عاشق‌ بي‌ خرد ناهنجار
    نه‌ بل‌ آن‌ فاسق‌ بي‌ عصمت‌ و ننگ‌

    حرمت‌ مادري‌ از ياد ببرد
    خيره‌ از باده‌ و ديوانه‌ زبنگ‌

    رفت‌ و مادر را افكند به‌ خاك‌
    سينه‌ بدريد و دل‌ آورد به‌ چنگ‌

    قصد سرمنزل‌ معشوق‌ نمود
    دل‌ مادر به‌ كفش‌ چون‌ نارنگ‌

    از قضا خورد دم‌ در به‌ زمين‌
    و اندكي‌ سوده‌ شد او را آرنگ‌

    وان‌ دل‌ گرم‌ كه‌ جان‌ داشت‌ هنوز
    اوفتاد از كف‌ آن‌ بي‌ فرهنگ‌

    از زمين‌ باز چو برخاست‌ نمود
    پي‌ برداشتن‌ آن‌ آهنگ‌

    ديد كز آن‌ دل‌ آغشته‌ به‌ خون‌
    آيد آهسته‌ برون‌ اين‌ آهنگ‌:

    آه‌ دست‌ پسرم‌ يافت‌ خراش‌
    آه‌ پاي‌ پسرم‌ خورد به‌ سنگ‌

    استاد ایرج میرزا



صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی ظلم به زنان از ابتدا تا كنون .چرا؟؟؟ ريشه يابي و درمان
    توسط اشک خدا در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 101
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۴/۱۸, ۰۰:۵۵
  2. تسریح به احسان یعنی چه؟؟؟
    توسط ذاکره2 در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۲۰, ۱۸:۰۱
  3. آیا امام علی هنگام تولد قرآن خواندند؟؟؟
    توسط a3moni در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۱۹, ۰۱:۰۷
  4. بهائیت و صهیونیسم چرا ؟؟؟
    توسط homamehr در انجمن قرآن و معرفی فرق و مذاهب
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۱۶, ۱۶:۵۱
  5. ؟؟؟ تفاوت http با https در آدرس مرورگر چيست ؟؟؟
    توسط goleleila در انجمن آموزش نرم افزاری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۰:۱۳

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود