صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لطیفه های آموزنده تاریخ

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب لطیفه های آموزنده تاریخ




    با سلام خدمت دوستان گرامی

    در این تاپیک متن کتاب لطیفه های آموزنده تاریخ نگارش می شود. به این صورت که در هر پست بخشی از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد.
    از سرکار خانم یا ابا صالح المهدی که مدیریت این تاپیک را پذیرفتند صمیمانه سپاسگزارم و برایشان آرزوی توفیق روز افزون دارم.


    از دوستان گرامی خواهش میکنم در این تاپیک مطلبی ننویسند. در غیراین صورت با عرض معذرت حذف خواهد شد.


    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۹/۰۳/۱۱ در ساعت ۱۶:۲۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,223
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    76



    لطیفه های آموزنده تاریخ

    ویرایش توسط یا ابا صالح المهدی (عج) : ۱۳۸۹/۰۳/۱۶ در ساعت ۱۱:۲۵
    صفر را بستند ... تا ما به بیرون زنگ نزنیم ... از شما چه پنهان
    ما از درون زنگ زدیم!


    (حسن پناهی)

    ادامه شعر:
    http://www.askquran.ir/usernote.php?u=22980


  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,223
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    76



    شناسنامه کتاب
    نويسنده : محمد رضا اکبري
    انتشارات: پيام عترت
    سال نشر:1378 ه ش
    تعداد صفحات کتاب: 158 ص

    صفر را بستند ... تا ما به بیرون زنگ نزنیم ... از شما چه پنهان
    ما از درون زنگ زدیم!


    (حسن پناهی)

    ادامه شعر:
    http://www.askquran.ir/usernote.php?u=22980


  6. تشکرها 3


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,223
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    76



    مقدمه ناشر
    لطيفه عبارت است از بيان نكته نغز، لطيف، تازه، پسنديده و خوشايندي كه باعث انبساط خاطر مي‌گردد و انسان را به تفكر و تعمق وا مي‌دارد. ظرافت فكري لطيفه سبب مي‌شود كه از ارزش فرهنگي مناسبي برخوردار گشته و از شوخيهاي معمول، بيهوده‌گويي‌ها و جوك‌هاي بي‌ارزش جدا گردد.
    روح انسان نيازمند غذاهاي فكري و روحي متنوعي است كه تغذيه صحيح ابعاد آن سبب پرورش و كمال استعدادهايش در جهت مطلوب مي‌گردد. هر يك از علوم مورد نياز انسان به ويژه علوم عاليه ديني، نحوة تفكر و پركردن خلأهاي علمي و فكري افراد و نكته‌سنجي و نكته‌پردازي هر كدام به منزلة خوراك مناسبي از سنين خردسالي تا كهنسالي است. بيان لطايف و بهره‌گيري به مورد از آنها از نيازهاي بشر است.
    متأسفانه در جامعه امروز لطيفه‌هاي ارزنده و جهت‌بخش با شوخيها و سخنان بيهوده و جوكهاي ناروا در هم آميخته است و تلاش افراد در ايجاد شاديهاي لحظه‌اي آميخته با ضدارزشها، سبك‌سري، دروغ، استهزاء، غيبت و تهمت مي‌باشد كه اسلام از چنين مواردي نهي فرموده است. تهيه مجموعة لطايف مفيد، مثبت و مستند از جمله نيازهاي جامعه است.
    كتاب لطيفه‌هاي آموزندة تاريخ حاصل تفحص و تحقيقات مؤلف گرانقدر حضرت حجت الاسلام و المسلمين اكبري دامت افاضاته مي‌باشد كه با ملاحظة ارزشهاي اسلامي و اخلاقي و به منظور جهت بخشي صحيح، از منابع موثق به رشته تحرير درآمده است كه به برخي از ويژگي‌هاي اين كتاب اشاره مي‌گردد.
    1. لطائف مطرح شده جملگي سالم و مبتني بر واقعيات و حقايقند.
    2. داراي ظرافت‌هاي فكري مثبت و بار فرهنگي بوده و جهت‌دار و جهت بخشند.
    3. براي همة طبقات جامعه قابل استفاده مي‌باشند.

    صفر را بستند ... تا ما به بیرون زنگ نزنیم ... از شما چه پنهان
    ما از درون زنگ زدیم!


    (حسن پناهی)

    ادامه شعر:
    http://www.askquran.ir/usernote.php?u=22980


  8. تشکرها 3


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,223
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    76

    شروع قسمت اول کتاب




    1- نصيحت شيخ انصاري
    شيخ مرتضي انصاري از علماي بزرگ اسلام است. روزي از يكي از شاگردان خود پرسيد: چرا ديروز در جلسة درس حاضر نبودي؟
    شاگرد جواب داد: كار داشتم.
    شيخ فرمود: از اين پس به درس نگو كار دارم به كار بگو درس دارم.[1]
    .
    ____________________________
    (1) بديهه گوئيها.

    ویرایش توسط یا ابا صالح المهدی (عج) : ۱۳۸۹/۰۳/۱۳ در ساعت ۱۱:۵۲
    صفر را بستند ... تا ما به بیرون زنگ نزنیم ... از شما چه پنهان
    ما از درون زنگ زدیم!


    (حسن پناهی)

    ادامه شعر:
    http://www.askquran.ir/usernote.php?u=22980


  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,223
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    76




    2_ حاضر جوابی مدرس
    روزي رضاشاه از روي شوخي دست بر جيب مدرس گذاشت و گفت: آقا عجب جيب بزرگي دارد!
    مدرس در حالي كه تبسم مي‌كرد گفت: بله جيب من بزرگ است ولي ته دارد. اين جيب شماست كه ته ندارد![1]

    ____________________________
    [1] . داستهانهاي مدرس، ص 128.

    ویرایش توسط یا ابا صالح المهدی (عج) : ۱۳۸۹/۰۳/۱۳ در ساعت ۱۱:۵۲
    صفر را بستند ... تا ما به بیرون زنگ نزنیم ... از شما چه پنهان
    ما از درون زنگ زدیم!


    (حسن پناهی)

    ادامه شعر:
    http://www.askquran.ir/usernote.php?u=22980



  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,223
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    76



    3- كانديداي نمايندگي
    شخصي مي‌خواست وكيل مجلس شود قبل از آن كه در انتخابات به پيروزي رسد مردم با او سخن مي‌گفتند و سؤال مي‌كردند.
    شخصي از او پرسيد اگر شما در اين دور انتخابات به مجلس راه يابيد چه كار خواهيد كرد؟ كانديداي نمايندگي مجلس پاسخ داد: من از اين لحاظ نگران نيستم، آنچه مهم است اين است كه اگر انتخاب نشوم چه كار خواهم كرد![1]
    ___________________________
    [1] . گنجينه لطائف، ص 270.

    ویرایش توسط یا ابا صالح المهدی (عج) : ۱۳۸۹/۰۳/۱۳ در ساعت ۱۱:۵۱
    صفر را بستند ... تا ما به بیرون زنگ نزنیم ... از شما چه پنهان
    ما از درون زنگ زدیم!


    (حسن پناهی)

    ادامه شعر:
    http://www.askquran.ir/usernote.php?u=22980


  13. تشکرها 3


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,223
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    76




    4_پر خوری
    «بنان طفيلي» از مشاهير ظرفا است كه به شكم‌پروري و پرخوري معروف بود. از او سؤال كردند: از آيات قرآن كريم كدام را بيشتر دوست داري؟
    بنان جواب داد: از آيه «ما لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُوا» (يعني شما را چه مي‌شود كه نمي‌خوريد؟)
    گفتند: كدام دستور قرآن را بيشتر عمل مي‌كني؟
    جواب داد: آيه « كُلُوا وَ اشْرَبُوا» (يعني بخوريد و بياشاميد)
    گفتند: كدام دعاي قرآن را همواره مي‌خواني؟
    گفت: آية « رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ» را (يعني: اي پروردگار ما سفرة طعامي از آسمان بر ما فرو فرست.)
    گفتند: از احاديث پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كدام حديث را اختيار كرده‌اي؟
    گفت: حديث «لو دعيت الي كراع لاجبت» (يعني: اگر مرا به پاچة گوسفندي دعوت كنند هر آينه اجابت مي‌كنم.)[1]
    ____________________________
    [1] . لطائف الطوايف.
    صفر را بستند ... تا ما به بیرون زنگ نزنیم ... از شما چه پنهان
    ما از درون زنگ زدیم!


    (حسن پناهی)

    ادامه شعر:
    http://www.askquran.ir/usernote.php?u=22980


  15. تشکرها 3


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,223
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    76



    5_ گرگ و میش

    در ايام صدارت ميرزا تقي خان اميركبير، روزي احتشام الدوله عموي ناصرالدين شاه كه والي بروجرد بود به تهران آمد و به حضور ميرزا تقي خان رسيد.
    امير از احتشام الدوله پرسيد: وضع بروجرد چگونه است؟
    والي جواب داد: قربان اوضاع به قدري امن و امان است كه گرگ و ميش از يك جوي آب مي‌خورند.
    اميركبير برآشفت و گفت: من مي‌خواهم مملكتي كه من صدر اعظمش هستم، آنقدر امن و امان باشد كه گرگي وجود نداشته باشد كه در كنار ميش آب بخورد تو مي‌گوئي گرگ و ميش از يك جوي آب مي‌خورند؟
    احتشام الدوله كه در برابر سخن اميركبير جوابي نداشت سر به زير انداخت و چيزي نگفت.[1]
    ____________________________
    [1] . داستانهايي از زندگي اميركبير، ص 97.
    صفر را بستند ... تا ما به بیرون زنگ نزنیم ... از شما چه پنهان
    ما از درون زنگ زدیم!


    (حسن پناهی)

    ادامه شعر:
    http://www.askquran.ir/usernote.php?u=22980


  17. تشکرها 2


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    1,223
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    76




    6_ تأثیر شراب

    روزي هارون الرشيد براي تفريح به دارالمجانين (ديوانه خانه) رفت. در ميان ديوانگان جوان با متانت و آرامي را مشاهده كرد. با او مشعول صحبت شد و به گمانش رسيد كه آوردن اين جوان به ديوانه‌خانه ظالمانه بوده است. در اين هنگام خليفه شرابي طلبيد و خود جامي آشاميد و جامي به جوان داد.
    جوان از گرفتن شراب خودداري كرد.
    هارون اصرار كرد تا جام شراب را بگيرد.
    جوانه ديوانه گفت: تو شراب مي‌نوشي كه مثل من شوي اگر من بنوشم مثل چه كسي خواهم شد؟
    هارون خنديد و امر كرد آزادش كنند.[1]

    __________________________
    [1] . بزم ايران، ص 33.
    صفر را بستند ... تا ما به بیرون زنگ نزنیم ... از شما چه پنهان
    ما از درون زنگ زدیم!


    (حسن پناهی)

    ادامه شعر:
    http://www.askquran.ir/usernote.php?u=22980


  19. تشکرها 2


صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود