صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نهضت عاشورا ( مدیریت : سلام )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب نهضت عاشورا ( مدیریت : سلام )




    با سلام خدمت دوستان گرامی

    در این تاپیک متن کتاب نهضت عاشورا نگارش می شود. به این صورت که در هر پست بخشی از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد.
    از سرکار خانم سلام که مدیریت این تاپیک را پذیرفتند صمیمانه سپاسگزارم و برایشان آرزوی توفیق روز افزون دارم.

    از دوستان گرامی خواهش میکنم در این تاپیک مطلبی ننویسند. در غیر این صورت با عرض معذرت حذف خواهد شد.


    ویرایش توسط سوگند : ۱۳۸۹/۰۳/۱۳ در ساعت ۱۶:۴۳

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    نهضت عاشورا (تحريف‌ها و شبهه‌ها)

    نام نويسنده: محققين گروه تاريخ مركز مطالعات حوزه
    ناشر: مركز مطالعات و پژوهش‌‌هاي فرهنگي حوزه‌ي علميه
    ويراستار: سيد محمد حسن جواهري
    چاپ اول: بهار 1381 / 2000 نسخه
    قيمت: 6000 ريال
    قم، صندوق پستي 4466/37185 ک تلفن: 7737217
    شابك: 8-9-93001-964
    مراكز پخش:
    قم، خ شهدا، ك 19، مركز مطالعات و پژوهش‌هاي فرهنگي حوزه‌ي علميه، تلفن: 7737217.
    قم، انتشارات بني‌الزهرا (س)، خ آيت‌ا.. مرعشي نجفي، پاساژ قدس، شماره‌ي 82 تلفن: 7732730
    تهران: خ انقلاب، ابتداي خ 12 فروردين، مجتمع كتاب فروردين طبقه‌ي همكف، شماره‌ي 11، واحد پخش مؤسسه‌ي فرهنگي دانش و انديشه معاصر، تلفن: 6492300
    كليه حقوق براي ناشر محفوظ است.
    ویرایش توسط سلام : ۱۳۸۹/۰۳/۱۴ در ساعت ۰۸:۴۴

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    مقدمه

    حادثه‌ي عاشورا، از مهمترين حوادث تاريخ اسلام، بلكه تاريخ آدم و عالم است. چه بسيار حوادث تلخ و شيريني كه تنها نام آن‎ها در كتاب‎هاي تاريخ برده شده و آن‎چنان كه شايسته است، به جزئيات آن‎ها پرداخته نشده است؛ امّا نهضت عاشورا، با گذشت حدود چهارده قرن ـ افزون بر اين‎كه تمام وقايع آن‌ در منابع تاريخي ثبت شده است ـ در يادها و خاطره‎ها جاودان و ماندگار گشته و مراسم آن هر سال در ماه محرم با سوز و گداز بيشتر برگزار مي‎شود و سرّ ماندگاري نهضت امام حسين(ع) اين است كه درخت اسلام با اين نهضت سيراب شد و دين خاتم با خون حضرت سيدالشهدا(ع) پايدار ماند.
    امام حسين(ع) در زماني قيام كرد كه حقيقت اسلام تغيير يافته، تحريف معارف و محتواي شريعت نبوي(ص) به اوج خود رسيده، خلافت رسول خدا(ص) به سلطنت موروثي بني‎اميه تبديل گرديده و اسلام در بسياري از كشورها و مناطق تازه مسلمان شده به تحريف گراييده شد! و آن‎چه از اين تحريف‎ها نتيجه شد، انشعاب و ظهور فرقه‎هاي منحرفي بود كه در زمان بني‎اميه و بني‎عباس به وجود آمده، رواج پيدا كرد و پي‎آمد آن، معرفي اسلام وارونه به مردم و گوشه‎نشيني پيشوايان اصيل اسلام بود؛ امّا قيام امام حسين(ع) نه تنها بني اميه را از مشروعيّت انداخت، كه مقدمه‎ي پيدايش و گسترش قيام‎هاي ديگري چون قيام توّابين، قيام مختار، قيام حرّه و... گرديد.
    اين واقعه ـ به جهت اهميت و گستردگي ـ گرفتار چالش‎ها و شبهه‎هايي شده است كه گروه تاريخ مركز مطالعات و پژوهش‎هاي فرهنگي حوزه‎ي علميه با تلاش عده‎اي از پژوهش‎گران، در صدد پاسخ‎گويي به آن‎ها بر آمده است و در اختيار خوانندگان قرار مي‎دهد. عمده‎ي اين پرسش‎ها به اهميت و پيشينه‎ي عزاداري امام حسين(ع)، ابعاد و فلسفه‎ي قيام عاشورا، بررسي شهادت امام حسين(ع)، فرزندان و اهل‎بيت امام حسين(ع)، بانوان كربلا و بررسي شهادت ساير شهدا اختصاص دارد.
    در پايان، بر خود لازم مي‎دانم از تمامي عزيزاني كه در نگارش اين اثر همّت نمودند، سپاس‎گذاري و تشكر نمايم؛ به ويژه از: حجة‎الاسلام و المسلمين سيد هاشم حسيني بوشهري، مدير محترم مركز مطالعات و پژوهش‎هاي حوزه، استاد پيشوايي و استاد يوسفي غروي، ناظران علمي گروه تاريخ اين مركز، حجج‎ اسلام غلام‌حسن محرمي مدير گروه تاريخ و سيد محمدصادق موحد ابطحي ويراستار علمي اين اثر، حجج‎ اسلام سيد محمد علي داعي نژاد، سيد مصطفي آل‎غفور، حميد كريمي.
    عبدالحسين خسروپناه
    جانشين مركز مطالعات و پژوهش‌هاي فرهنگي
    حوزه‌ي علميه‌ي قم

  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    پیشینه و فلسفه عزاداری مام حسین(ع)
    • خون گریه کردن امام سجاد(ع) در مصیبت پدر بزرگوارش
    • چگونگی عزاداری معصومین (ع) در مصیبت امام حسین (ع)
    • مقایسه سبک عزاداری کنونی با عزاداری در دوریه صفویه
    • فلسفه عزاداری سیدالشهداء (ع)

    ویرایش توسط سلام : ۱۳۸۹/۰۳/۱۴ در ساعت ۰۸:۴۹
    .:: حضرت علي عليه السلام ::.


    خدايا، مرا همين عـزت بـس كه بنـده تو باشم و همـين فخر مرا بس كه تو پـروردگـار من باشي تو چـناني كه من دوسـت مــيدارم ، پـس مرانـيز چـنان گــردان كه تو دوسـت مـيــداري

  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    سوال : آيا اين مطلب صحّت دارد كه امام سجاد(ع) در عزاي پدرش امام حسين(ع) خون گريه مي‎كرد؟ (اميرعلي حسنلو )
    جواب : منظور از «خون گريه كردن» اين است كه عمق مصيبت و عزاداري امام سجاد(ع) بيان شود و در هر صورت، به چنين لفظي در منابع برخورد نكرديم. اگر چه يكي از القاب آن حضرت «بكّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسين مي‎تواند توجيه‎گر اين اصطلاح باشد.
    در زيارت ناحيه‎ي مقدسه‎ي منسوب به امام عصر(ع) نيز نزديك به اين معنا ديده مي‎شود كه حضرت فرموده باشد: «به قدري بر تو گريه مي‎كنم كه اگر اشكم تمام شد، به جاي اشك از چشمانم خون جاري شود.»
    امام سجاد(ع) ـ فرزند امام حسين(ع) ـ يكي از حاضران و ناظران صحنه‎ي خونين كربلا در سال 61 هجري بودند. از نزديك شهادت پدر بزرگوارش، عموي عزيزش حضرت عباس و برادرانش علي‎اكبر و علي‎اصغر(ع) و شهادت تمام ياران امام و برخي از صحابه‌ي رسول خدا و بني‎هاشم را در كربلا مشاهده نمود و عمق فاجعه‎ي دردناك اين حادثه و هتك حرمت اهل‎البيت‎(ع) و اسارت آن‎ها را به خوبي درك كرد، و هر انساني به جاي او بود از شدت غم و اندوه، قالب تهي مي‎كرد. امام سجاد(ع) نداي «هل من ناصر ينصرني» پدرش را مي‎شنيد و با آن‎كه از شدّت بيماري، در بستر افتاده بود، مي‎خواست به سوي ميدان برود كه امام حسين(ع) به خواهرش ام‎ّكلثوم فرمود: «او را نگاه دار، كه از نسل پيامبر در زمين باقي بماند.»[1]
    امام زين العابدين(ع) به همراه عمّه‎هاي خود و خواهران و ساير اسيران بني‎هاشم و غير آن‎ها، به اسارت برده شد و فشارهاي روحي و رواني سختي را متحمّل گرديد و در عين حال براي ابلاغ پيام سيدالشهدا(ع) خطبه‎ها ايراد فرمود و در اين كار، با موفقيت كامل و پيروزمندانه بر دشمنان و بني‎اميه فائق آمد و همراه عمه‎اش زينب، انقلاب ديگري در اجتماع آن روز و جامعه غفلت زده اسلامي به پا كردند.
    امام(ع) با به ياد آوردن حادثه‎ي عاشورا و خاطرات پدر و ياران و برادرانش گريه مي‎كرد و اساساً، چنان كه اخبار صحيح گزارش مي‎دهند، آسمانها [2]و زمين[3] و حيوانات وحشي و جمادات و نباتات و مجردات، اعم از جنيان [4]و پريان[5] (ملائكه)، در عزاي سالار شهيدان(ع) گريستند و مدت‎ها ماتم آن‎ها ادامه داشت. اين اخبار از طريق علماي عامه نيز نقل شده است و از لحاظ تكويني صحيح مي‎باشد و هيچ خدشه‎اي بر آن‎ها وارد نيست؛ چرا كه بر اساس احاديث فراواني، امام حجّت خدا است و تمام موجودات، در تكوين وجودشان به وجود او وابسته است و در حقيقت برقراري آسمان‎ها و زمين و حيات موجودات و استمرار آن، از وجود امام و حجت الهي سرچشمه مي‎گيرد و سلسله حيات در هستي، متعلق و مشروط به وجود آن‎ها است.[6] پس در اين انديشه اصيل، جاي هيچ ترديد نيست كه مخلوقات هستي در فقدان حجت الهي يك صدا ناله سر دهند. چه رسد به اين كه حجت خدا به دست جمعي ظالم و سفّاك با آن وضع فجيع و درد آور به شهادت رسد و فرزندانش و اهل حرمش اسير و غارت‎زده شوند؛ اما فقدان ولايت اگر براي انسان قابل تحمل باشد ـ كه براي انسان واقعي نيست ـ براي موجودات ديگر تحمل‎ناپذير است و آن‎ها بر اساس آن وديعه الهي بهترين اظهار تأسف را براي اين مصيبت ابراز و اظهار مي‎كنند كه خون گريستن يكي از مصاديق آن است.
    در زيارت ناحيه‎ي مقدسه مي‎خوانيم: «براي گريه در عزاي تو اگر اشك تمام شود خون گريه مي‎كنم»؛ [7]
    لئن اخرتني الدهور و عاقني عن نصرك المقدور لابكينّك صباحاً و مساءً فلا ندبنّك صباحاً و مساءً و لابكينّ عليك بدل الدموع دما.ً[8]
    بنابراين، (خون گريستن) ممكن است كنايه از شدّت حزن و اندوه و عظمت مصيبت باشد كه به امام سجاد(ع) نسبت مي‎دهند، همان‎گونه كه در اين زيارت ـ كه به امام زمان(ع) منتسب است ـ حضرت چنين فرموده است.
    طبق نقل منابع معتبر امام زين‎العابدين بسيار مي‎گريست: «و لقد كان بكي علي ابيه الحسين عشرين سنة...»؛[9] يعني براي پدرش حسين(ع) بيست سال گريه كرد. يك روز غلامش عرض كرد: اي پسر رسول خدا، حزن و اندوه شما كي تمام مي‎شود؟ امام فرمود: واي بر تو! يعقوب نبي با اين‎كه دوازده پسر داشت، در فراق يوسف به قدري گريست كه چشمانش نابينا شد، و اينك من كه شاهد شهادت پدرم و عمويم و هفده نفر از اهل بيتم بودم، چگونه حزن من تمام شدني است؟[10]
    امام سجّاد(ع) با اين حالت گريه‎ها و عزاداري خويش، از ارزش‎ها دفاع مي‎كرد و ميراث عاشورا را زنده نگاه مي‎داشت و درس توحيد، اخلاق و آداب اجتماعي مي‎داد و مي‎فرمود: «قتل ابن رسول الله جائعاً، قتل ابن رسول الله عطشاناً»؛ پس گريه‎هاي امام زين العابدين(ع)، خون دل بود كه جاري مي‎شد.
    [1]. بحارالانوار، مرحوم مجلسي، ج 45، ص 46. الدمعة الساكبة، ج 4، ص 334.
    [2]. بحارالانوار، ج 45، ص 206، 207.
    [3]. همان، ج 45، ص 218.
    [4]. همان، ج 45، ص 233.
    [5]. همان، ج 45، ص 220، 229.
    [6]. در جلد 45 بحارالانوار روايات زيادي درباره خون گريستن آسمان و زمين وارد شده است ر.ك: ص 211، حديث 25 و 26 . 19 و حديث 40 و 41، ص 217.
    [7]. متن كامل زيارت ناحيه‎ي مقدسه در بحارالانوار، ج 45، ص 65 الي 72 آمده است كه نام شهيدان را يكايك مي‎شمارد و سلام مي‎دهد. شايان ذكر است كه مرحوم فيض الاسلام در كتاب ترجمه خاتون دوسرا، زندگي حضرت زينب (س) در ص 217 آورده است كه زيارت ناحيه مقدسه از امام حسن عسكري و تاريخ صدور آن سال 252 هجري قمري است و ولادت حضرت امام زمان در سال 255 يا 256 است، والله العالم.
    [8]. سوگ نامه آل محمد، محمد اشتهاردي، ص 154 و 156، انتشارات ناصر، سال 71، چاپ سوم.
    [9]. بحارالانوار، ج 46، ص 63.
    [10]. ر. ك: همان ص 63.

  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    سوال : آيا در دوره‎ي معصومين(ع) عزاداري امام حسين(ع) در ايام محرم برگزار مي‎شده و اگر چنين است، به چه صورت بوده است؟ علي جديدي بناب
    جواب : اقامه‎ي عزا و گريه بر عزيزان از دست رفته، از جانب معصومين(ع) رايج بوده است؛ چنان‎كه حضرت فاطمه زهرا (س) به خاطر گريه شبانه روزي براي پدر بزرگوارش، مورد اعتراض قرار گرفت و به ناچار بيت الاحزان را به وجود آورده، دست حسن و حسين(ع) را مي‎گرفت، و براي عزاداري و گريه به آن‎جا مي‎رفت. ائمه‎ي اطهار(ع) نيز براي امام حسين(ع) سوگواري مي‎كردند.
    اما درباره‎ي چگونگي عزاداري آن‎ها و اين‎كه آيا اين عزاداري در ايام محرم بوده است يا خير، لازم است در سيره‎ي ائمه معصومين(ع) و چگونگي سوگواري آن‎ها تحقيق و بررسي لازم انجام شود. در اين زمينه، سيره‎ي امام سجاد(ع) و امامان پس از او را به اجمال بررسي خواهيم كرد:
    1. عزاداري امام سجاد(ع): از آن‎جايي كه حضرت امام زين‎العابدين(ع) هنگام شهادت پدر بزرگوارش، در كربلا حضور داشت و از عمق فاجعه آگاه و چگونگي شهادت آن عزيزان را مشاهده كرده بود؛ بنابراين، بر اساس روايات معتبر، آن حضرت تمام عمر باقي مانده‎ي خويش را عزادار بود و بر شهداي كربلا گريه مي‎‎كرد، چنان‎كه اگرغذايي را خدمت حضرت سجاد(ع) قرار مي‎دادند، اشك از چشمان مبارك‎شان جاري مي‎شد، تا جايي كه گاه غلامي از او مي‎پرسد: آيا حزن و اندوه شما تمام نمي‎شود؟ حضرت مي‎فرمايد: واي بر تو! همانا يعقوب(ع) دوازده فرزند داشت، يكي از آن‎ها ناپديد شد و يعقوب از شدّت اندوه چشمانش سفيد (ونابينا) گرديد، در حالي كه فرزندش يوسف زنده بود! ولي من پدر و برادر و عمو و هفده نفر از اهل بيتم و تعدادي از ياران پدرم را ديدم كه ذبح شده و به خون آغشته بودند؛ پس چگونه حزن و اندوهم تمام شود؟[1]
    در «المجالس‎السنيّة» آمده است كه امام صادق(ع) درباره‎ي جدش ـ امام سجاد(ع) ـ ‎فرمود: او چهل سال بر پدرش گريه كرد، در حالي‎كه روزها روزه مي‎گرفت و شب‎ها شب‎زنده‎داري مي‎كرد و هنگامي كه زمان افطار فرا مي‎رسيد و يكي از غلامانش براي او غذا مي‎آورد و عرض مي‎كرد: اي مولاي من! ميل كنيد؛ حضرت مي‎فرمود: فرزند رسول خدا گرسنه شهيد شد، فرزند رسول خدا تشنه شهيد شد، و همين‎طور اين كلام را تكرار و گريه مي‎كرد تا اين كه غذا و آب با اشك چشمش مخلوط مي‎شد و اين وضعيت همچنان ادامه داشت تا اين‎كه خداي خويش را ملاقات كرد و به ديدار حق شتافت.[2]
    2. عزاداري امام باقر(ع): در كتاب «نهضة الحسين» (ص 152 ) آمده است: با آمدن ماه محرم، حزن و اندوه در اهل‎بيت نبوي(ع) ظاهر مي‎گشت و آنان از شعرا مي‎خواستند تا براي جدشان ـ امام حسين(ع) ـ مرثيه‎سرايي كنند.[3] همچنين در كامل‎الزيارات ابن ‎قولويه آمده است كه امام باقر(ع) در روز عاشورا به سوگواري براي امام حسين(ع) امر فرموده، و در خانه‎ي خويش مجلس عزا اقامه مي‎كرد و...[4]
    3. عزاداري امام صادق(ع): درباره‎ي عزاداري امام صادق‎(ع) نيز روايات زيادي وارد شده است كه از شاعران درخواست مي‎نمود براي جدّش مرثيه‎سرايي كنند و آنان را بر اين امر مقدّس تشويق مي‎كرد و اهل‎بيت او از پس پرده به مرثيه‎سرايي شاعران گوش مي‎دادند و گريه و ناله مي‎كردند.[5]
    4.عزاداري امام موسي كاظم(ع): در اين باره، امام رضا(ع) مي‎فرمايد: هنگامي كه محرم فرا مي‎رسيد، پدرم هرگز با حالت خنده و تبسم ديده نمي‎شد و ده روز اول محرم به همين شكل بود تا اين كه روز دهم و روز عاشورا فرا مي‎رسيد و اين روز، روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مي‎فرمود: عاشورا روزي است كه جدّم حسين(ع) را شهيد كردند.[6]
    5. عزاداري امام رضا(ع): دعبل خزاعي مي‎گويد: در ايام دهه‎ي محرم به محضر آقا و مولاي خود، علي بن موسي(ع)، در مرو شرفياب شدم و آن حضرت را در حالي كه اصحابش دور او نشسته بودند، محزون يافتم. وقتي حضرت مرا ديد فرمود: مرحبا بر تو دعبل! مرحبا بر كسي كه با دست و زبانش ما را ياري مي‎كند؛ سپس حضرت مرا در كنار خودش جاي داد و فرمود: اي دعبل! دوست داري شعر بخواني؛ زيرا اين روزها ايام غم و اندوه بر ما اهل بيت و روز شادي دشمنان ما، به ويژه بني‎اميه، است؛ سپس برخاست و پرده‎اي بين ما و اهل‎بيتش زد و آنان را پشت پرده نشاند تا بر مصيبت جدّش حسين(ع) گريه كنند؛ آن‎گاه رو به من كرد و فرمود: اي دعبل! مرثيه بخوان! تو ياور ما و مرثيه‎سراي ما هستي، تا زماني كه زنده‎اي.[7] در اين هنگام دعبل مرثيه‎سرايي را آغاز كرد.[8]
    6. عزاداري در زمان چهار امام ديگر: در آن زمان‎ها، عزاداري گاه سير صعودي و گاه نزولي داشته است؛ مثلاً در زمان امام جواد(ع)، تا حدي امكان عزاداري براي شيعيان فراهم بود و اين حالت تا زمان معتصم ادامه داشت؛ اما پس از آن، سير نزولي يافت و شيعه براي عزاداري و احياي شعائر حسيني در فشار بود.[9] در اين دوران نيز عزاداري در ايام محرم نسبت به ماه‎ها و ايام ديگر بيشتر بود.
    با توجه به بررسي سيره امامان معصوم(ع)، عزاداري سيد‎الشهدا در طول سال در مناسبت‎هاي ويژه برپا بود، ولي در ايام محرم، مجالس سوگواري هر روز بر پا مي‎شد و برخي از آن‎ها، مانند امام سجاد(ع)، در ايام محرم سياه‎پوش نيز بودند.[10]
    [1]. تاريخ النياحة علي الامام الشهيد الحسين بن علي(ع)، السيد صالح الشهرستاني، تحقيق و اعداد، الشيخ نبيل رضا علوان، ص 118بيروت، دارالزهراء، چاپ اول، 1419ق ، و مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 166.
    [2]. المجالس السنيّة، سيد محسن امين، بيروت، دارالتعارف، چاپ ششم 1398 ق، ج 1، ص 155.
    [3]. كامل الزيارات، ابن قولويه قمي، ص 111 تا 114، تهران، چاپ‎ صدوق، چاپ اول، سال1375.
    [4]. ر.ك: تاريخ النياحة علي الامام الشهيد الحسين بن علي(ع)، ص120، المجالس السنية، ج 5، ص 123.
    [5]. تاريخ سيدالشهدا، عباس صفائي حائري، ص 566، قم، انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ اول، سال 1379، امالي صدوق، مجلسي، ج 6، ص 205.
    [6]. تاريخ النياحة...، همان، ص 132، امالي صدوق، ج 2، ص 111.
    [7]. بحارالانوار، ج40، ص 257.
    [8]. همان، ص 157.
    [9]. همان، ص 136 و 137.
    [10]. سياه‎پوش در سوگ ائمه نور، علي ابوالحسني، منذر، ص 127 و 128، قم، مؤلف، چاپ اول، سال 1375. براي آگاهي بيشتر ر. ك: مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 166، امالي صدوق، مجلسي 29، ج 6، ص 205.

  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    سوال : آيا سبك عزاداري موجود، از دوره‎ي صفويه وارد فرهنگ شيعه شده است؟ علي جديدي بناب

    جواب : سوگواري و مرثيه‎سرايي براي سالار شهيدان(ع) در زمان ائمه معصومين‎(ع) رايج بوده و همچنين بر تداوم آن توصيه شده است. بزرگان دين نيز همواره شيعيان را بر ادامه‎ي اين امر مقدّس توصيه مي‎فرمودند؛ اما اين كه آيا عزاداري مرسوم زمان ما از همان ابتدا و از عصر امامان معصوم(ع) بوده يا پس از آن‎ها رايج شده است، به نظر مي‎رسد كه بعضي از شيوه‎هاي عزاداري، به ويژه تعزيه خواني‎‎ها، بعد از ائمه(ع) به وجود آمده است، چنان‎كه پترچلكووسكي در اين زمينه مي‎گويد: «مراسم محرّم، حمايت و تشويق دربار صفوي را جلب كرد. ياد كرد شهادت امام حسين(ع) به صورت عملي ميهن پرستانه درآمد. گزارشات متعدّدي از اجتماعات مزبور، كه اكثراً توسط فرستادگان سياسي اروپا، مبلّغان، بازرگانان و سياحان به ثبت رسيده، از اشخاصي سخن مي‎گويند كه ملبّس به جامه‎هاي رنگارنگ (بوده)، به طور منظم پياده‎روي مي‎كردند، يا سوار بر اسب‎ها و شترها، آفريننده‎ي وقايعي بودند كه به واقعه‎ي حزن‎انگيز كربلا ختم مي‎شد. نبردهاي ساختگي توسط صدها تن از عزاداران ملبّس به جامه‎هاي همگون و مسلح به تير و كمان و شمشير و سلاح‎هاي ديگر، به طور آهسته بازي مي‎شد. سراسر نمايش با سوگ‎نوا همراهي مي‎شد و تماشاگران كه در امتداد گذرگاه‎ها صف مي‎كشيدند، بر سينه مي‎زدند و در حالي كه دسته عزا از كنارشان رد مي‎شد، فرياد مي‎زدند: حسين، حسين، يا شاه شهيدان حسين.»[1]
    هر چند برخي، تاريخ شروع عزاداري به اين سبك را به دوره‎ي حكومت آل‎بويه نسبت داده‎اند، ولي روضه‎خواني يا قرائت كتاب «روضة الشهداء» و كتاب‎هاي مشابه بر روي منبر، از دوره‎ي صفويه شروع شد.[2] در همان زمان كه مراسم محرم در دوره‎ي صفويه رشد و توسعه مي‎يافت، و شكل مهم و معروف ديگري از نمايش مذهبي پديد آمد كه نقل نمايشي زندگي و اعمال، رنج و مرگ شهيدان شيعه بود. موضوع اين نمايش در اساس ـ هر چند هم اندك ـ، هميشه در ارتباط با واقعه‎ي كربلا بود، اين داستان‎ها از كتابي فارسي به نام «روضة الشهداء»[3]يا بهشت شهيدان، گرفته مي‎شد و از اوايل سده‎ي شانزدهم در ميان شيعيان به گونه‎اي گسترده، انتشار يافت. درباره‎ي مراسم تعزيه‎خواني و عزاداري در دوره‎ي صفويه، ژان كالمارنين مي‎نويسد: «تجديد خاطره‎ي فاجعه كربلا به صورتي كه در زمان صفويه جاني تازه گرفت، دنباله‎ي سنتي قديمي از آداب مذهبي است؛ مانند زيارت بُقاع شهيدان كربلا، سينه زني و روضه‎خواني در روز عاشورا و در دهه اول محرم، كه به وسيله‎ي مسلماناني كه گرايش‎هاي عقيدتي گوناگون دارند اجرا مي‎شده است،... موضوع گرفتن انتقام خون امام حسين(ع) كه از دير باز بخش اعظم تجديد خاطره‎ي فاجعه‎ي كربلا حكم‎فرما بوده و شاه اسماعيل ـ بنيان‎گذار سلسله‎ي پادشاهي صفوي ـ از آن براي تبليغ و پيشبرد كارهاي خود استفاده كرد.»[4]
    ژان كالمار، قسمت بيشتري از تحولات عزاداري را به سنت‎هاي ديرينه‎ي ايران مربوط مي‎داند و چنين مي‎گويد: «به عقيده من قسمت اعظم اين تحول، صرف نظر از جنبه‎ي ايماني و عقيدتي آن، تحت تأثير سنت‎هايي به وجود آمده است كه ريشه‎هاي ژرف نزد ايرانيان دارد و حتّي صورت منقّح‎تر نمايشي مصائب روحاني را موجب گرديده است.[5] مطلبي كه قابل توجه است اين كه چون قبل از صفويه عزاداري به اين سبك رايج نبوده و با جلوس شاه اسماعيل بر تخت سلطنت و چند ماه بعد از آن، تأليف كتاب «روضة الشهداء» در تبريز به پايان رسيد ـ كه مجموعه‎ي روايات رثايي و حماسي و ديني تركي و فارسي را درباره‎ي فاجعه‎ي كربلا و يادآوري آن و انتقام گيري، به زبان فارسي درآورد؛ پس در اين جا هم، مانند برخي جاهاي ديگر، خود را در برابر موقعيتي تناقض آميز مي‎بينيم كه در آن ايران شيعي، مصيبت نامه‎ي كربلا را به صوفي‎اي از سلسله‎ي «نقش‎بندي» مديون است كه مسلماً به تقيّه متصفش كرده‎اند و احتمالاً مردي از اهل تسنن بوده كه در محافل صوفي‎گري و فتوت، هر چه بيشتر، اهل‎بيت و شهيدان كربلا را محترم مي‎شمرده است.[6]
    از اين جا روشن مي‎شود كه با توجه به خلأ فرهنگي دوران صفويّه، سرودن شعر در مدح و رثاي ائمه و شهداي كربلا؛ براي شاعران افتخاري بس بزرگ محسوب مي‎شد. حتي مي‎توان گفت كه احتمالا‎ً اگر محركي مانند هفت بند محتشم كاشاني ـ كه در گسترش بعدي ذكر مصائب تأثير به سزايي داشته نمي‎بود، تعزيه‎خواني به جاي مهمي نمي‎رسيد.
    در دهه‎هاي آخر قرن دهم، شاهد رواج مراسم عزاداري ماه محرم، بيشتر در مراكز شهري شيعي هستيم، در كنار عزايي عمومي كه مي‎رود تا بيستم و حتي بيست و هشتم صفر نيز به طول انجامد، به موازات اين امر روضه‎خواني گسترش مي‎يابد و از قرن يازدهم موجب افزايش خيرات براي جمع بسياري كه به اين مجالس روي مي‎آورند، موجب افزايش خير است مي‎گردد؛ علاوه بر اين، با اين كه هيچ اطلاعي متكي بر ارقام در دست نيست؛ پس از آن كه در نيمه‎ي دوم قرن يازدهم تدارك چشم‎گيري براي برگزاري عزاي حسيني و تعزيه‎هاي سيّار آغاز مي‎شود، حمايت رسمي از اين مراسم بايد كسب اهميتي كرده باشد.[7]
    با روي كار آمدن دولت صفويّه و در آوردن مملكت به صورت كشوري شيعه و مقتدر تأثيري فراوان بر آينده‎ي آيين سوگواري محرم گذارد، به گونه‎اي كه تظاهرات شكوه‎مند شيعيان در محرم هر سال، در نشر و اشاعه‎ي مذهب تشيّع در فلات قارّه ايران، مساعدت فراواني كرد. در اين زمان كتاب «روضة الشهداء» به رشته‎ي تحرير درآمد و قوه‎ي محركه‎اي شد براي پيدايش مراسم محرم كه از بطن آن، سبك تازه‎اي از فعاليّت به نام روضه‎خواني يا قرائت «روضة الشهداء»، به وجود آمد. دو قرن و نيم بعد، اين سبك به منزله‎ي رشته‎اي كه به وسيله‎ي آن، اشعار غنائي و متون و نمايش‎هاي تعزيه به هم بافته شدند.»[8]
    از آن‌چه گذشت چنين برمي‎آيد كه عزاداري به سبك موجود، از صدر اسلام نبوده، بلكه بيشتر از دوران صفويه به وجود آمده است، هر چند عده‎اي بر اين باورند كه منشأ آن از زمان آل‎بويه مي‎باشد؛ رواج سبك عزاداري صفويه مي‎تواند به اين دليل باشد كه اولا:ً دولت روي كار آمده، شيعي بوده، تمام امكانات را در دست داشته است و ثانياً: بيشتر مردم شيعه بودند و ترويج نهضت حسيني و بيان مظلوميت‎هاي آن حضرت و اهل بيت و يارانش را مي‎خواستند، بنابراين، دو عامل ياد شده در شكل گرفتن سبك موجود، نقش اساسي داشتند.
    از سوي ديگر، عزاداري به اين سبك، تازه و نو بوده است و كارشناسان فرهيخته و زبردست و آگاه، بر عمل‎كرد آن‎ها نظارت نداشتند؛ از اين رو در ضمن كارهاي صورت گرفته، مواردي نيز افزوده شد و مورد حمايت دولت صفوي قرار گرفت.
    [1]. تعزيه هنر بومي پيشرو ايران، پترچلكووسكي، ترجمه، داود حاتمي، ص 10 تا 11، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ اول، سال 1367.
    [2]. همان منبع، پاورقي، توضيح مترجم، ص 11.
    [3]. فتوت نامه سلطاني، مقدمه ص 95، تهران، چاپ محجوب، سال 1350.
    - روضة الشهداء، حسين واعظ كاشفي سبزواري، بمبئي، تاجران كتب و مالكان مطيع محمدي، بمبئي، بي‎تا.
    [4]. پترچلكووسكي، همان، ص 163 - 164، همچنين در پايان نامه مؤلف و كتاب ديگرش به نام اخلاص كامل به امام حسين(ع) به طور كامل به اين موضوع پرداخته شده است.
    [5]. پترچلكووسكي، ص 164؛ اخلاص كامل به امام حسين(ع)، ژان‎كالمار، پاريس، بي‎تا، 1354 ش، 1975 م.
    [6]. پترچلكووسكي، ص 165، اخلاص كامل به امام حسين(ع)، ژان‎كالمار.
    [7]. پترچلكووسكي، همان، ص 165، 166.
    [8]. همان، ص 165، اخلاص كامل به امام حسين(ع)، ص 366.

  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    سوال : فلسفه‎ي عزاداري سيدالشهدا(ع) چيست؟ محمّد زرقاني

    جواب : حادثه‎ي عاشورا، حادثه‌اي است كه بزرگ‎ترين‌ نقش را در تاريخ اسلام ايفا كرد و به يقين، مسير تاريخ اسلام را ـ كه منحرف شده بود ـ عوض كرد و آن را از انحراف نجات داد، معناي سخن رسول خدا(ص) درباره‎ي امام حسين(ع) را كه فرمودند:
    حسين مني و انا من حسين.
    روشن گردانيد و درس حركت، نهضت، مقاومت و استقامت به انسان‌ها آموخت.
    اين حادثه هم از نظر كيفيّت وقوع و هم از جهت عظمت مصيبت و هم از نظر ماندگاري و آثار اجتماعي آن، با هيچ جريان ديگري قابل قياس نيست؛ و اما در مورد علت عزاداري و گريه بر آن حضرت، بايد گفت كه به شهادت تاريخ و روايات، حضرت يعقوب سال‎هاي طولاني در فراق يوسف با اين كه مي‌دانست زنده است، اشك مي‌ريخت و گريه مي‌كرد و يوسف را از ياد نمي‌برد. حضرت سيدالساجدين(ع) نيز تا در حيات بود (حدود چهل سال) صحنه كربلا را با گريه جلوي چشمش مجسّم مي‌داشت و مي‌فرمود:
    قتل اباعبدالله عطشاناً بجنب الفرات و هو يذبح كما يذبح الكبش.
    حضرت اباعبدالله با تشنگي شهيد شد، در حالي كه كنار رود فرات بود و سر مبارك او را همانند گوسفند بريدند.» و همين‌طور تشكيل مجالس عزاداري از سوي حضرات معصومين(ع) ديگر، همانند امام باقر، امام صادق، امام‎رضا(ع) و خصوصاً گريه‌هاي طولاني حضرت ولي‌عصر(ع) براي جد بزرگوارش به طوري كه در گريه و عزاداري نسبت به اباعبدالله مي‌فرمايد: «اي جد بزرگوار من! در تمام حالات براي تو گريه مي‌كنم و اگر اشك چشمم تمام شود، سزاوار است كه در مصيبت تو خون بگريم.»[1] و از آن‎جا كه به حكم قرآن:
    و لقد كان لكم في رسول‎الله اسوة حسنة.[2]
    ما بايد در تمام امور از حضرت رسول(ص) و جانشينان ايشان، درس و الگو بگيريم؛ به درستي گريه و عزاداري بر سالار شهيدان و توسل به ائمه‎ي اطهار(ع) پالايش دهنده‎ي روح و تزكيه كننده‎ي نفس است، چنان‎كه روايات گوناگوني بر فضيلت گريه و عزاداري براي امام حسين و ساير ائمه‎ي معصومين(ع) وارد شده است؛ از جمله روايتي از امام صادق(ع) كه مي‎فرمايد:
    من انشد في الحسين بيت شعر فبكي و ابكي عشرة فله و لهم الجنة.[3]
    يعني هر كس كه درباره‎ي امام حسين(ع) يك بيت شعر سروده و گريه نمايد و ده نفر را به گريه در آورد، اجر و پاداش آن‎ها بهشت است. و روايتي كه يونس بن‌يعقوب از امام صادق(ع) نقل مي‌كند كه حضرت(ع) فرمودند:
    قال لي ابو‌‌جعفر اوقف لي مالي كذا و كذا لنوادب تندبني عشر سنين ايام مني.[4]
    پدرم امام باقر(ع) به من وصيت كرد قسمتي از مال او را وقف كنم و در اختيار نوحه‌گران قرار دهم تا آنان مدت ده سال در روزهاي مني براي حضرت نوحه و ندبه برپا كنند. اضافه بر آن‎چه گذشت، با عنايت به عظمت و شكوه اين حادثه‎ي تاريخي، مسأله‎ي عزاداري و زنده ‌نگه داشتن ياد و خاطره آن حضرت مي‌تواند علل و عوامل مختلفي داشته باشد، كه به برخي از آن‎ها اشاره مي‌شود.
    1. از آن جا كه قيام عاشورا پيام‌ها و درس‌هاي متعددي به همراه داشت، زنده نگاه داشتن ياد و خاطره آن، بر جاي ماندن درس‌ها و پيام‌هاي آن را به دنبال دارد؛ پيام‎هايي چون:
    احياي امر به معروف و نهي از منكر، عزّت، مبارزه با طاغوت، فداكاري در راه دين، نترسيدن از كمي نفرات، آميختن كار فرهنگي با ايثار، پيروزي خون بر شمشير، نهراسيدن از محاصره‎ي نظامي و اقتصادي، عمل به وظيفه و تكليف، حمايت از ولّي و در نهايت راضي بودن به رضاي خدا؛
    2. عزاداري و زنده نگاه داشتن ياد و خاطره‎ي عاشورا، الهام بخش روح انقلابي، شهادت‌طلبي، حقيقت‌جوئي، مبارزه با طاغوت و ظلم و ستم و ستيز مي‌شود؛ چنان كه ما در زمان خويش شاهد نمونه‎هايي از اين الهام‌گيري بوده‎ايم؛ زيرا اولين زمزمه‌ها و حركت‎هاي ضد استبدادي و استعماري انقلاب اسلامي ايران با ايام محرم و عزاداري سالار شهيدان(ع) مصادف بود و ريشه در درون هيئت‌هاي مذهبي و عزاداري داشت؛
    3. از رهگذر برگزاري مجالس ديني در سطحي وسيع و حضور توده‌هاي مختلف مردم در مساجد و تكايا، فرصت خوبي براي آشنايي بيشتر با معارف اسلامي و احكام الهي به دست مي‎آيد؛
    4. برپايي مجالس عزاداري عاشورا و تجليل از مقام شهدا و افشاي هويت بي‎ديني دشمنان، سيدالشهدا(ع) خود نوعي اعلام وفاداري نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم مي‌باشد و نيز باعث احياي فلسفه قيام عاشورا، بازسازي حيات حسيني و به طور كلي پايداري و استمرار اصول و ارزش‌هاي اسلامي مي‌شود
    [1]. بحارالانوار، ج 45، ص 65 ـ 72.
    [2]. سوره‎ي احزاب، آيه‎ي 21.
    [3]. كامل الزيارات، ص 105، ابن قولويه قمي، انتشارات مرتضويه، نجف.
    [4]. اصول‎كافي، كليني، ج 5، ص 117، دارالكتاب الاسلامية، تهران.
    .:: حضرت علي عليه السلام ::.


    خدايا، مرا همين عـزت بـس كه بنـده تو باشم و همـين فخر مرا بس كه تو پـروردگـار من باشي تو چـناني كه من دوسـت مــيدارم ، پـس مرانـيز چـنان گــردان كه تو دوسـت مـيــداري

  16. تشکر


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    ابعاد و فلسفه قیام عاشورا
    • علت رفتن زنان وکودکان به همراه امام حسین (ع)
    • علم وآگاهی امام حسین (ع) از شهادت خود و رفتن به سوی مرگ
    • علت خارجی نامیدن اهل بیت (ع) توسط کوفیان

    ویرایش توسط سلام : ۱۳۸۹/۰۳/۱۴ در ساعت ۰۸:۵۸

  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    سوال : چرا امام حسين(ع) با اين كه مي‎دانست به شهادت مي‎رسد، خانواده خود را به همراه برد؟ سيد سعيد حسيني

    جواب : تكليف اجتماعي در آيين اسلام، ويژه‎ي مردان نيست، بلكه زنان متعهد و مسلمان نيز در برابر جريان حق و باطل و مسأله ولايت و رهبري، وظيفه دارتد و بايد از رهبري حق، دفاع و پيروي كنند و از حكومت و فسادهاي مسؤولان نالايق انتقاد نمايند و در صحنه‎هاي گوناگون اجتماعي حضوري مؤثر داشته باشند.
    در تداوم مسيري كه حضرت زهرا (س) در حمايت از امام معصوم(ع) و افشاگري عليه رويه‎هاي ناسالم زمام‎داران داشت، زنان ـ به خصوص حضرت زينب(س) ـ نيز در نهضت كربلا دوشادوش امام حسين(ع) مشاركت داشتند.
    هر قيام و نهضتي عمدتاً از دو بخش خون و پيام تشكيل مي‎گردد. مقصود از بخش خون، مبارزات خونين و قيام مسلحانه مي‎باشد كه مستلزم كشتن و كشته شدن و جانبازي در راه‌ آرمان مقدس است و مقصود از بخش پيام نيز، رساندن و ابلاغ پيام انقلاب و بيان آرمان‎ها و اهداف آن است.
    با بررسي قيام مقدس امام حسين(ع) اين دو بخش كاملاً در آن به چشم مي‎خورد؛ زيرا انقلاب امام حسين(ع) تا عصر عاشورا مظهر بخش اول، يعني بخش خون و شهادت، بود و رهبري و پرچم‌داري نيز بر عهده‎ي خود ايشان قرار داشت، و پس از آن، بخش دوم به پرچم‎داري امام سجاد(ع) و حضرت زينب(س) آغازيد با سخنان آتشين خود، كه پيام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت و يارانش را به آگاهي افكار عمومي رسانيدند و طبل رسوايي حكومت پليد اموي را به صدا درآوردند.
    با توجه به تبليغات بسيار گسترده و دامنه‎داري كه حكومت اموي از زمان معاويه ضد اهل‎بيت(ع) ـ به ويژه در منطقه‎ي شام ـ به راه انداخته بود، بي‎شك اگر بازماندگان امام حسين(ع)، يعني زن و بچه‎هاي ايشان، به افشاگري و بيدارسازي نمي‎پرداختند، دشمنان اسلام و مزدوران قدرت‎هاي وقت، نهضت بزرگ و جاويدان آن حضرت را در طول تاريخ كم ‎ارزش و چهره‎ي آن را وارونه نشان مي‎دادند؛ هم چنان كه برخي در تهمتي درباره‎ي امام حسن(ع) گفتند: «بر اثر ذات‎الريه و سل از دنيا رفت»؛ اما تبليغات گسترده‎ي بازماندگان حضرت سيدالشهدا(ع) در دوران اسارت كه كينه توزي سفيهانه‎ي يزيد چنين فرصتي را براي آنان پيش آورده بود، اجازه چنين تحريف و جنايتي را به دشمنان نداد. ضرورت حضور و نقش بازماندگان عاشورا، با بررسي و مطالعه در حكومت امويان بر شام، بيش از پيش روشن مي‎شود.
    دوران سلطه‎ي معاويه در شام -------------------------------------
    شام از آن روز كه به تصرف مسلمانان درآمد، تحت سيطره‎ي فرمان‎رواياني چون خالد پسر وليد و معاويه پسر ابوسفيان قرار گرفت. مردم اين سرزمين نه سخن پيامبر(ص) را دريافته بودند و نه روش اصحاب او را مي‎دانستند و نه اسلام را ـ دست‎كم آن‎گونه كه در مدينه رواج داشت ـ مي‎شناختند؛ البته يكصد و سيزده تن از صحابه‎ي پيامبر اكرم(ص) يا در فتح اين سرزمين شركت داشته، يا به تدريج در آن‎جا سكونت گزيده‎ بودند، ولي بررسي زندگي‎نامه اين افراد نيز روشن مي‎كند كه جز چند تن، باقي آن‎ها براي مدت كمي محضر پيامبر گرامي اسلام(ص) را درك كرده، و جز يك يا چند حديث، روايت نكرده‎اند؛ گذشته از آن، بيشتر اين افراد در طول خلافت عمر و عثمان تا آغاز حكومت معاويه، وفات كردند و در زمان قيام امام حسين(ع) تنها يازده تن از آن‎ها زنده و در شام به سر مي‎بردند؛ مردماني در سنين هفتاد تا هشتاد سال كه گوشه‎نشيني را بر آميختن با توده ترجيح داده، در عامه مردم نيز نفوذي نداشتند و در نتيجه نسل جوان آن روز، از اسلام حقيقي چيزي نمي‎دانستند و شايد در نظر آنان، اسلام هم حكومتي بود مانند حكومت كساني كه پيش از ورود اسلام بر آن سرزمين فرمان مي‎راندند، و تجمّل دربار معاويه، حيف و ميل اموال عمومي، ساختن كاخ‎هاي بزرگ و تبعيد و زنداني كردن و كشتن مخالفان براي آنان امري طبيعي بود؛ زيرا چنين نظامي نيم قرن پيش از آن سابقه داشت، و به يقين كساني بودند كه مي‎پنداشتند آنچه در مدينه‎ي عصر پيامبر گذشته نيز اين چنين بوده است.[1] معاويه حدود 42 سال در شام حكومت كرد و در اين مدت نسبتاً طولاني، مردم شام را به گونه‎اي پرورش داد كه فاقد بصيرت و آگاهي ديني باشند و در برابر اراده و خواست معاويه بي‎چون و چرا تسليم شوند.[2] معاويه در طي اين مدت، نه تنها از نظر نظامي و سياسي مردم شام را تحت سلطه‎ي خود قرار داد كه از نظر فكري و مذهبي نيز مردم آن منطقه را كور و‎ ‏كر و گمراه بار آورد تا آنچه او به اسم تعليمات اسلام به آنان عرضه مي‎كند، بي‎هيچ اعتراضي بپذيرند.
    حكومت پليد بني‎اميه با تبليغات زهرآگين و كينه توزانه‎اش، خاندان پاك پيامبر را در نظر مردم شام منفور جلوه داد و در مقابل، بني‎اميه را خويشان رسول خدا و نزديك‎ترين افراد به او معرفي كرده بود، به طوري كه پس از پيروزي قيام عباسيان و استقرار حكومت ابوالعباس سفّاح، ده تن از امراي شام نزد وي رفتند و همه سوگند خوردند كه ما تا زمان قتل مروان ـ آخرين خليفه اموي ـ نمي‎دانستيم كه رسول خدا(ص) جز بني‎اميه خويشاوندي داشته باشد كه از او ارث ببرند، تا آن كه شما امير شديد.[3]
    بنابراين، جاي شگفتي نيست اگر در مقاتل مي‎خوانيم، به هنگام آمدن اسيران كربلا به دمشق، مردي در برابر امام زين‎العابدين(ع) ايستاد و گفت: سپاس خدايي را كه شما را كشت و نابود ساخت و مردمان را از شرّتان آسوده كرد! حضرت كمي صبر كرد تا شامي هر چه در دل داشت بيرون ريخت؛ سپس با تلاوت آياتي مانند:
    انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل‎البيت و يطهركم تطهيرا.[4]
    فرمود: اين آيات در حق ما نازل شده است. پس از آن بود كه مرد فهميد آن‌چه درباره‎ي اين اسيران شنيده، درست نيست، آنان خارجي نيستند، بلكه فرزندان پيامبر هستند؛ بنابراين از آن‌چه گفته بود پشيمان شد و توبه كرد.[5]
    [1]. قيام امام حسين(ع)، دكتر سيد جعفر شهيدي، ص 185، تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامي، سال 1359 ش.
    [2]. بررسي تاريخ عاشورا، دكتر محمد ابراهيم آيتي، ص 47، چاپ دوم، تهران كتابخانه صدوق، سال 1347 ش.
    [3]. شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 7، ص 159، مصر، داراحياء الكتب العربيه، 1961 م.
    [4]. احزاب، 33، ترجمه: «بي‎شك خداوند مي‎خواهد هرگونه پليدي را از شما اهل بيت ببرد و شما را پاك سازد، پاك ساختني.»
    [5]. مقتل الحسين(ع)، اخطب خوارزمي، ج 2، ص 61، قم منشورات المفيد، اللهوف في قتلي الطفوف، سيد بن طاووس، ص 74، قم منشورات مكتبة الداوري.

  20. تشکر


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود