صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فرق « الله » با « إله » چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فرق « الله » با « إله » چیست؟




    به نام خدا
    سلام
    فرق الله با اله چیست؟
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    «إله» به معناى كسى است كه شايسته پرستش است و اين شايستگى به خاطر قدرت و توانايى او بر ايجاد نعمت هاست [يعنى قدرت او اساس هر نعمتى است‏] بنا بر اين لفظ «اللَّه» اسم چنين معبودى است و جز بر معبود حقيقى اطلاق نمى ‏شود.

    لفظ جلاله (اللَّه) اسم خاص است براى ذات واجب الوجودى كه دارنده تمامى صفات كمال است.

    «اللَّه» اسم است نه صفت به دليل اين كه موصوف واقع مى‏شود و مى‏توان گفت: إله واحد (خداى يكتا) ولى صفت چيزى واقع نمى‏شود و نمى‏توان گفت: شى‏ء إله (چيزى كه اين صفت دارد إله است).

    ظاهرا كلمه (اللَّه) در اثر غلبه استعمال علم (اسم خاص) خدا شده ، و گر نه قبل از نزول قرآن اين كلمه بر سر زبانها دائر بود، و عرب جاهليت نيز آن را مى‏شناختند.

    خود كلمه (اللَّه) پيش از اينكه نام خداى تعالى است، بر هيچ چيز ديگرى دلالت ندارد، و غير از عنايتى كه در ماده (ا ل ه) است، هيچ عنايت ديگرى در آن بكار نرفته است.

    كلمه" اللَّه" جامع ترين نامهاى خدا است، زيرا بررسى نام هاى خدا كه در قرآن مجيد و يا ساير منابع اسلامى آمده نشان مى ‏دهد كه هر كدام از آن يك بخش خاص از صفات خدا را منعكس مى‏سازد، تنها نامى كه اشاره به تمام صفات و كمالات الهى، يا به تعبير ديگر جامع صفات جلال و جمال است همان" اللَّه" مى‏باشد.



    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۹/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۰:۴۳

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    247
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 7 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ال‍ـ + إله ---> الإله ---> اللّه

  6. تشکرها 3


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حالا که اله ی غیر از الله نیست تنها اله الله است ایا جایزه که ما بجای الله بگیم اله یا نه
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    247
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 7 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مزمل نمایش پست
    حالا که اله ی غیر از الله نیست تنها اله الله است ایا جایزه که ما بجای الله بگیم اله یا نه
    خیر چون «اللّه» تا حدودی اسم خاص به شمار می‌رود.

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط al-taïr نمایش پست
    ال‍ـ + إله ---> الإله ---> اللّه
    ايلوها ----> ایلوهیم ، --> الوهی ----> الوهیت ؛ الهه ؛ اله

    همه هم خانواده اند !

    در الواح سومري بدست آمده، خداي هوا را انلیل (ان لئیل ) مي نامیدند .

    که انلیئل زمين را از آسمان جدا ساخت و عالم را پدید آورد چنانکه هوا آسمان و زمین را از یکدیگر جداساخت !

    ان لیل ---> ان لائیل ----> ان لائیلا ----> ان لا ايلاه --->ایل ---> ایلا---> ایلاه ---->اله---> ال اله ----> الله

    که این کلمه ایل (بمعني خدا ) راقوم یهود بعدها که به سرزمین بابل کوچانده شدند در اسطوره هايشان بکاربردند.


    و کلمات ميکائيل ، سموئیل ، گابرئيل (جبرئیل ) و ... که همه معانی مرتبط با خدا دارند از آن ساخته شد !

    میکائیل : همان عبدالرحمن عربی معنا می دهد .

    اسرافیل : همان عبدالقدوس " " " .

    گابریل یا به عربی جبرائیل بمعنی : مرد خدا یا قهرمان خدا یا همان عبدالله است !

    اسرائیل : کشتی گیرنده با خدا (لقب یعقوب نبی) در بین یهودیان .

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%...82%D9%88%D8%A8



    --------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    واژة «جبرئیل » در اصل عبری است و ظاهراً به صورت سریانی اش به عربی راه یافته است (جفری ، ص 100ـ101). نویسندگان و محققان زبان عربی بر اعجمی بودن آن تصریح کرده اند ( رجوع کنید به جوالیقی ، ص 327؛ ابوحیّان غرناطی ، ج 1، ص 317؛ مرتضی زبیدی ، ج 10، ص 357) که در تلفظ آن تصرف شده است ؛ ابوحیّان غرناطی (ج 1، ص 317ـ 318) سیزده صورت مختلف آن ، نظیر جِبْریل ، جَبْریل ، جَبَرئیل ، جَبَرئِل ، جَبرائل ، جَبرائیِل ، را آورده است (نیز رجوع کنید به جوهری ، ذیل «جبر»؛ جوالیقی ، ص 113ـ114). همچنین دانی (ص 75) صورتهای قرائت این کلمه در قرآن را برشمرده (نیز رجوع کنید بهابن جزری ، ج 2، ص 219) که «جِبْرِیل » مشهورترین و فصیح ترین آنها به لهجة اهل حجاز و بنا بر قرائت حفص ، ابوعمرو، نافع و ابن عامر است (سمین حلبی ، ج 2، ص 18). برخی لغویان عرب با اشاره به معانی گوناگون «جَبْر»، از جمله پادشاه ، بنده ، شجاع ، مرد ( رجوع کنید بهازهری ، ج 11، ص 58 ـ59؛ ابن سیده ، ج 7، ص 407؛ مرتضی زبیدی ، ج 10، ص 348)، و ایل به عنوان اسمی از اسامی خداوند در عبری ( رجوع کنید به خلیل بن احمد؛ جوهری ، ذیل «ایل »)، جبرئیل را همچون میکائیل و اسرافیل مرکّب از دو بخش دانسته اند که بدین ترتیب جبرئیل («جَبْر» + «ایل ») به معنای مرد خدا یا بندة خدا (عبداللّه ) است . جَبْر در زبانهای حبشی و سریانی و آرامی و عبری به معنای مرد، قهرمان و دلاور است و جبرئیل در این زبانها مرد خدا و قهرمان خدا معنا می شود (زامیت ، ص 116؛ مشکور، ج 1، ص 126). برخی ایل را به معنای بنده و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل را به معنای عبداللّه ، عبدالرحمان و عبدالقدوس گرفته اند ( رجوع کنید به ابن کثیر، ج 1، ص 205؛ مرتضی زبیدی ، ج 10،
    ویرایش توسط خالد بن ولید : ۱۳۸۹/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۱:۱۹

  12. تشکرها 3


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    بيان اللَّه و إله:

    بين علماى تفسير گفتار بسيارى است كه آيا اسم مخصوصى كه دلالت كند بر ذات واجب الوجود در لغت وضع شده يا نه؟

    جماعتى گويند به ازاء ذات مقدس او نميتوان نامى نهاد، ذاتى كه ادراك آن ممكن نيست چگونه توان او را به اسمى ناميد و چه فائده بر آن مترتب ميگردد زيرا نخستين بايستى مسمى را در نظر گرفت سپس به مناسبتى اسمى بر وى نهاد؛ در پاسخ گفته شده آرى شكى نيست كه ادراك تام و تمام منوط به احاطه تامه است و هرگز ممكن نيست محاط احاطه كند به محيط خود و حق جل و علا محيط بر همه چيز است چگونه ممكن است محيط در فهم محاط بگنجد هرگز ممكن نيست، اين است كه كسى نتواند او را به كنه و حقيقت ادراك نمايد مگر خودش.

    لكن عدم ادراك ذات منافى با وضع اسم نيست، اگر به هيچ وجه راهى براى شناسايى آن ذات مقدس نبود البته صحيح نبود اسمى براى وى قرار داد ولى وقتى آثار بديع و صنايع عجيب او در اطوار عالم نمايان است چگونه نمي توان به ازاء نمايشات و آثار و صفات و افعال او اسمى و نامى وضع نمود خصوصا واضع خود اوست كه مدرك بذات خود است اين است كه گويند «اسماء اللَّه توقيفى است» كه آنچه را خودش وضع نموده بايستى ماها او را به همان اسم بخوانيم و شايد نامى كه خودش وضع نموده نام مخصوصى است كه ديگرى را شامل نگردد، و بنا بر آنكه صحيح باشد اسم مخصوص براى آن ذات يگانه وضع نمودن اسم اعظم است زيرا كه شرف علم و ذكر به مناسبت معلوم و مذكور است و اگر اتفاقا از مقربان كسى پيدا شود كه اطلاع پيدا نمايد بر اسم اعظم و معنى آن بر وى تجلى كند و مكشوف گردد دور نيست كه چنين كسى عالم گردد به اسرار كاينات و عوالم جسمانيات و روحانيات منقاد و مطيع امر وى گردند و همين است سرّ كرامات و خوارق عاداتى كه از انبياء و اولياء بروز مينموده ،

    و نيز در اينكه اسم اعظم چيست بين علماء و دانشمندان گفتارى است كسى گويد « ذو الجلال و الاكرام است » ديگرى گفته « الحى القيوم است » و هر يك شاهدى از حديث نبوى آورده ‏اند، ديگرى گفته تمام اسماء الهى اسم اعظم است زيرا كه اسم اعظم نسبى است كسى كه دل خود را از غير صاف گرداند، و از محرمات اجتناب نمايد و از جاده مستقيم شريعت منحرف نگردد هر اسمى كه گويد نسبت بوى همان اسم اعظم است.

    علماى كلام گويند «اللَّه» علم و اسم است براى ذات واجب الوجود و باقى اسماء اللَّه اوصاف و نعوت آن ذات يگانه ‏اند و شاهد بر آن اين است كه در زمان جاهليت اعراب خدا را « اللَّه » ميگفتند و خداوند برسولش خبر ميدهد كلام آنها را وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ «1» سوره عنكبوت آيه 61،

    و اسم ذات شريف ‏ترين اسماء اللَّه است زيرا كه تمام صفات مندرج در ذات است و نيز اين كلمه دوازده هزار و پانصد و شصت جاى قرآن گفته شده همين دليل بر شرافت اين اسم مبارك است‏.

    از جناب پيغمبر اسلام (ص) چنين نقل ميكنند كه اسم اعظم در اين دو آيه مندرج است: وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ «2» سوره بقره آيه 158، و در اول سوره آل عمران اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ «3»

    آنچه به نظر قاصر ميرسد اين است كه اسم اعظم مشترك بين اين دو آيه يكى اله است و ديگرى هو پس بنابر اين حديث اسم اعظم « اللَّه » است كه مأخوذ است از (اله) يا (هو) كه اشاره به آن موجودى است كه غايب از حواس است و در روايتى به حضرت سجاد (ع) نسبت مي دهند كه از خدا خواستم اسم اعظم را به من تعليم كند در خواب بمن نمودند كه بگو « اللّهمّ انّى اسئلك باسمك يا اللَّه يا اللَّه يا اللَّه يا اللَّه يا اللَّه الّذي لا اله الّا هو ربّ العرش العظيم »

    در روايت ديگر دارد كه حضرت رسول (ص) فرموده بهترين نامهاى خداوند در سه سوره است: در سوره بقره اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ و در اول آل عمران اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ و در (طه) وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ .

    به دلالت اين حديث بهترين نام هاى خداوند « الحىّ القيّوم » ميشود زيرا در هر سه آيه ذكر شده و بنا بر آنچه تفسير شده «الحىّ» زنده‏اى است كه مردن ندارد و فعال و دراك است «قيّوم» قائم بذات خود و آنچه موجود است قائم بوى است.

    __________________________________________________
    (1) و اگر سؤال كنى از كفار چه كسى خلقت نموده آسمانها و زمين را و مسخر نموده خورشيد و ماه را هر آينه البته گويند خدا

    (2) اله و خداى شما يكى است و نيست الهى مگر او رحم كننده و مهربان است‏
    (3) خدايى است كه نيست الهى مگر او كه زنده و پاينده است‏

    *************************************
    منبع : مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏1، ص: 28 الی 30

    ( ادامه دارد ... )

    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۹/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۱:۱۰

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    علماى تفسير در معنى « إله » چند وجه گفته ‏اند كه يكى از معانى ‏آن تحيّر ميشود و بين علماى كلام گفتارى است كه آيا اللَّه مشتق است يا جامد؟ عبرانى است يا سريانى؟

    لكن مشهور و معروف اين است كه اللَّه اسم معبود به حقى است كه جامع تمام صفات كمال و جلال و داراى كل بهاء و كمال بوده باشد و گويند اله ابتداء اسم جنس بوده براى هر معبودى و بعد بكثرت استعمال اختصاص پيدا نموده بمعبود حق جل و علا يعنى واجب الوجود.

    در كتاب كافى است كه هشام بن حكم از صادق آل محمد (ص) سؤال نمود از اسماء اللَّه و اشتقاق آنها و اينكه اللَّه مشتق از چيست در پاسخ فرمود « اى هشام اللَّه مشتق است از اله و اله اقتضاء ميكند مألوه را ( يعنى الهيت بدون معبوديت تحقق نپذيرد ) و اسم غير مسمى است كسى كه عبادت كند اسم را بدون مسمى كافر است و چيزى را عبادت نكرده و كسى كه عبادت كند اسم و معنى را آن هم كافر است و دو چيز را عبادت نموده و كسى كه فقط معنى را عبادت كند او موحد است و «هو» اشاره به آن وجود مطلق متشخص بذات و متعين بوجود است و آن هويتى است كه غائب از حواس و خالى از اوصاف و متعين بذات خود است بدون وصفى و صفتى كه غير ذات اعتبار شود و اين اسم مخصوص به مقربين است كه در مقام مناجات معبود خود را به اين اسم بخوانند زيرا كه در نظر شهود اين برگزيدگان موجود حقيقى نيست مگر او و بس و آنچه غير او است در نظر آن مقربان اعدام و لا شى‏ء مينمايد زيرا كه ممكنند و ممكن در حد ذات و حقيقت خود شيئيت وجودى ندارد پس آنها حق را بدون قيدى و وصفى و صفتى كه امتياز دهد او را از غير ستايش مينمايند زيرا كثرتى به نظر آنها نميآيد كه محتاج به مميز باشد اين است كه او را با لفظ «هو» ميخوانند لكن كسانى كه به اين حد از شهود و عرفان نرسيده‏اند نتوانند خدا را مجرد
    از تمام اوصاف و صفات و اسماء ستايش نمايند و رو به او آورند آنها بايستى خدا را به اسم «اللَّه» خوانند زيرا كسانى كه خدا را موجودى دانند و خلق را موجوداتى البته در مقام مناجات بايستى حق را به اوصافى بخوانند كه مميز او و مخصوص به وى باشد كه امتياز دهد او را از غير و آن لفظ «اللَّه» است كه علم و اسم است براى معبودى كه جامع تمامى كمالات و مستجمع جميع اوصاف نيكو است

    و گفته ‏اند در لفظ «اللَّه» و در لفظ «هو» اسرار و نكات و آثارى مندرج است كه كسى كه با خلوص نيت مداومت نمايد بر آن دو اسم ممكن است پرتو نور هويت و ظهور هستى حق سبحانه بر قلب او تابد و اشياء را از نظر بصيرت وى دور گرداند و بجز هويت حق تعالى در نظر شهود او چيزى نماند و از أمير المؤمنين على (ع) است كه « خضر نبى را در خواب ديدم و باو گفتم بمن بياموز چيزى كه بدشمنان ظفر يابم فرمود يا على بگو
    « يا هو يا من لا هو الا هو » چون به سمع همايون حضرت رسالت رسانيدم فرمود يا على اين اسم اعظم بوده كه به تو آموخته و در روز بدر هميشه اين كلام را مكرر ميكردم تا آنكه ظفر يافتم.

    و گفته ‏اند از جمله اذكار بسيار معتبر اين است « يا هو يا من هو يا من لا هو الا هو يا اول يا ابد يا دهر يا ديهار يا ديهور يا لا اله الا هو ».

    خلاصه «اللَّه» يا مأخوذ از « اله » بفتح همزه و كسر لام است كه بمعنى تحير و دهشت است كه عقلاء متحيرند در حقيقت ذات خداونديش و يا مأخوذ از «اله» بفتح همزه و لام است بمعنى معبود بحق ؛

    و ديگرى گفته «اللَّه» از «اله» بمعنى سكون است زيرا كه بذكر حق تعالى قلوب مطمئن ميگردد «الا بذكر اللَّه تطمئنّ القلوب»


    و چنانچه گفته‏ اند از خصوصيات مواد اين مبارك اسم اين است كه «اللَّه» چهار حرف است و هر يك به اعتبارى دلالت بر ذات احدى دارند اگر همزه از آن بردارى باقى ميماند (اللَّه) لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و اگر يكى دو لام را بر دارى باقى ميماند «له» لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ و اگر لام دوم را نيز بردارى ميشود (هاء) مضمومه «هو» قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و در تلفظ حرف «واو» در «هو» زياد ميشود و اينجا بزرگى و عظمت اين نام مبارك معلوم ميشود.


    ****************************************
    منبع : مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏1، ص: 30 الی 33

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 20 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    6

    اشاره ارائۀ دیدگاه شخصی در خصوص موضوع اصلی




    با عرض سلام خدمت دوستان مهربانم در کانون
    ضمن کسب اجازه از اساتید قصد دارم تا عقایدم را در این خصوص خدمتتان عرض نمایم
    کلمۀ الله به عنوان کاملترین نام برای خداوندیگانه برگزیده شد.
    کاملترین نام در دین تکامل بخش اسلام بر پیامبری که نشان و الگوی انسانی تکامل یافته میباشد نازل گشت که این اشتراکات تکاملی هر کدام دارای انوار هدایت بسیاریست که از مبحث فعلی خارج است

    و اما تفاوت اله با الله:
    این دو کاملا متفاوت از یکدیگرند و بیان اله بجای الله عملیست ناپسند.
    چرا؟
    اولین کلید این معمای کاملا" آشکار را خالق حکیم در عبارت مقدس و یکپارچه نورانی
    لا اله الا الله قرار داده است،که معنای رایج آن چنین است: (نیست اله جز الله)
    اکنون برای درک کاملتر موضوع باتفاق بیشتر به عمق باطنی این عبارت مقدس میرویم تا حقیقت اله و الله را کمی بیشتر دریابیم.
    این عبارت همانطور که همگان آگاهیم نماد وحدت است و از ارکان مهم اسلام بشمار می آید.
    (به عقیۀ بنده واجبترین عمل برای افراد مسلمان ،درک کامل از این عبارت مقدسیست که در نمازهای یومیه به تکرار آنرا بیان و حتی بر حقانیتش شهادت میدهند،ضمن اینکه هنگام تشیع پیکر فرد دیگر همواره این عبارت مقدس را فریاد زده و از حرمت و شرف این عبارت هم نیز یاد میکنند.)
    به هر حال در کل این اصل را جهت یادآوری به خود بیان نمودم که مبادا بی آنکه از مفهوم حقیقی عبارتی آگاه باشم، کورکورانه به تقلید از آنچه گذشتگانم میپرستیدند بپردازم و بمانند حیوانی تقلیدکار که بدور از فهم از آنچه انجام میدهد به حیات مشغول است، عمل نمایم.

    واکنون اصل مطلب:
    اگر خداوند یگانه خود را با نامی معرفی نمود ،با توجه باینکه بینام است ،بیگمان همانند هر چه تا کنون انجام داده بیهوده نمیباشد و هدفی را در نظر داشته است.
    اکنون دستیابی به یکی از رموز واقع در کلمۀ الله ساده تر شد زیرا بدیهیست که هر چه آفریده و هر واقعه ای تاریخی که بنمایش گذاشته و یا تشریح نموده و در کل هر آنچه هست از پوست و مو تازمین آسمانها، نامهاو..... همگی را فقط و فقط برای هدایت انسانها آنهم بطور خصوصی و برای هر انسان جداگانه پدید آورده است.
    انتخاب نام مقدس الله اشاره به اهمیت و قدرت و شکوه و عظمتیست که با ایجاد وحدت و یکپارچگی با کل مجموعۀ هستی برای انسان به نمایش در خواهد آمد
    چنانچه همگان الله را مظهر قدرت و عظمت و جلال میدانیم و کاملا" مطابق با حقیقت است،درک از این دانستۀ خودمان میتواند دریچۀ روشنتری را برای آندسته از ما که رهروان راه حقیقند بگشاید
    الله مجموعه ای از تمام اله های موجود است که هیچیک به تنهایی نمیتوانند جزو ارکان هستی باشند ،به عبارتی روانتر هر اله ای که مانع از یکپارچه و واحد بودن این مجموعۀ عظیم و قدرتمند شود بسرعت فنا خواهد شد و به عالم نیستی منتقل میگردد.
    و ابلیس همان اله ایست که به عالم فانی سپرده شد ، در خصوص حقایق ابلیس هم سخن بسیارست اما خارج از این مبحث است و اگر اشتیاقی برای آگاه شدن از این الهۀ متخلف و رانده شده بود در فضای دیگری عرض خواهم کرد.
    این مختصر توضیحی بود از تفاوت اله و الله ، که امیدوارم بتوان با این اشارات پی به این برد که چرا خواندن نماز بصورت جماعت سفارش شه است، و یا چرا تنها بودن انسان فرصت مناسبیست برای حضور شیطان و فریبکاریش و چرا همواره مسیر عرفان را به حلقه های پیوسته به هم تشبیه نموده اند و چرا عبارت
    لا اله الا الله تا این اندازه مهم و مورد سفارش اکید پیامبران و امامان بوده وهمینطور حتی میتوان به پاسخ این معمای جنجال آمیزیکه بر سر کلام حضرت عیسی (روح القدس) مبنی بر اینکه خود را با نام پسر و خدا را پدر معرفی مینمود،دست یافت.
    براستیکه هیچ گاه «من»باقی نمیماند مگر اینکه به «ما» پیوسته و تسلیم حقانیت این وحدت پاک و منور گردد. این هم نگریستن به لا اله الا الله از زاویه ای دیگر بود.
    حتی اگر «من»به تمام ویژگیهای موجود در «ما» دست یابد باز هم اگر جدا بماند فنا خواهد شد ،برای اثبات این حقیقت از شما نازنینان دعوت میکنم لحظه ای به فلسفۀ وجودی خون در کالبدها بیاندیشید، هر قطره خون دارای تمام آنچه در کل خون وجود دارد میباشد اما به محض دور شدن از مجموعۀ واحدش بسرعت خشک شده و دیگر حیات در آن یافت نخواهد شد.
    وحدت معجزه های عظیمی خلق خواهد کرد ،سفارش بزرگان بر عیادت از بیماران ،دید و بازدید از اقوام و خویشان، خواندن نماز با جماعت ، یکدلی و محکم ساختن عهدها ، دوری از تکبر و خود«من»پرستی، دوری از ایجاد نفاق و تفرقه، دوری جستن از طلاق، سفارش اکید به پیوند و ازدواج همه وهمه اهمیت والای وحدت را به ما یادآور میشود .
    ازدواج ، یکی شدن دو فرد میباشد واین تشکیل وحدت فرخنده نیز آغاز پیوستن به وحدتهای عظیمترست ،و اگر کمی ظریف بنگریم خواهیم دید که تمام پیامبران و تمام آنچه هست قصد داشته و دارند تا به انسان بگویند : ای انسان تو همواره به دو سو خوانده خواهی شد یکسو تو را به ظلمتی میرساند ناشی از منزوی شدن، که بر اثر تضادها و کینه جویی ها و عداوت ورزیهاست و جز سوختن وحسرت و آه ،اشک و دردو رنج وعذاب حاصلی بدنبال ندارد و سوی دیگری که تو را به سوی شکوه فروزانی میکشاند که بر آمده از وحدت است و بر اثر دوستیها ،صلح طلبیها،عشق ورزیهاٍ،مهربانیها و...است و برایت نابترین آرامشها ،بالاترین احترامات،وپاکترین لحظات همراه با بهترین لذتمندیها فراهمست

    اکنون و در هر لحظۀ پیش رو انتخاب کن کدامیک را خواهانی: بها دادن به منیّت و حس تکبرو خود پرستی و باطل پرستی،یا چشمپوشی از سرکشیها و وسوسه های منیّت وتسلیم در برابر الله ِهمیشه غالب وپرداختن به حق پرستی؟
    التماس دعا

    یاریم کن که رود از یادم، غم دیرینهء این خاطره ها،

    شوق پرواز سرا پای مرا میکشد تا پس این پنجره ها،
    پیش رویم بگشا پنجره ای ،تا از آن پنجره پرواز کنم،
    روحم از قید تن آسوده شود ،هستی دیگری آغاز کنم


  16. تشکر


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.imani نمایش پست
    «إله» به معناى كسى است كه شايسته پرستش است و اين شايستگى به خاطر قدرت و توانايى او بر ايجاد نعمت هاست [يعنى قدرت او اساس هر نعمتى است‏] بنا بر اين لفظ «اللَّه» اسم چنين معبودى است و جز بر معبود حقيقى اطلاق نمى ‏شود.


    كلمه" اللَّه" جامع ترين نامهاى خدا است، زيرا بررسى نام هاى خدا كه در قرآن مجيد و يا ساير منابع اسلامى آمده نشان مى ‏دهد كه هر كدام از آن يك بخش خاص از صفات خدا را منعكس مى‏سازد، تنها نامى كه اشاره به تمام صفات و كمالات الهى، يا به تعبير ديگر جامع صفات جلال و جمال است همان" اللَّه" مى‏باشد.

    به بیان دیگر
    الله ذات مقدّسى است كه جامع تمام صفات جمال و جلال است; امّا «اله» فقط به معناى معبود است. توضيح اينكه وقتى از زاويه قدرت به خدا مى نگريم او را قادر مى خوانيم. و هنگامى كه از زاويه علم و آگاهى به حضرتش نظاره مى كنيم او را عالم مى ناميم. و زمانى كه سخن از رزق و روزى اش به ميان مى آيد .
    او را با كلمه رزاق مخاطب مى سازيم. بنابراين «اله» نگاه به خداوند از زاويه عبادت است. امّا «الله» نگاه به آن ذات مقدّس از تمام زواياى صفات جلال و جمال است، و لهذا به هنگام شروع نماز و آغاز هر كار با ارزشى نام الله را بكار مى بريم.


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود