صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جوانی امام علی علیه السلام ( مدیریت : فرشته نجات )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    جوانی امام علی علیه السلام ( مدیریت : فرشته نجات )




    با سلام خدمت دوستان گرامی

    در این تاپیک متن کتاب جوانی امام علی علیه السلام نگارش می شود. به این صورت که در هر پست بخشی از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد.
    از سرکار خانم فرشته نجات که مدیریت این تاپیک را پذیرفتند صمیمانه سپاسگزارم و برایشان آرزوی توفیق روز افزون دارم.

    از دوستان گرامی خواهش میکنم در این تاپیک مطلبی ننویسند. در غیر این صورت با عرض معذرت حذف خواهد شد.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    765
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    شناسنامه کتاب
    ------------------
    نويسنده: محمود جويباري
    انتشارات: نبوغ
    سال نشر: 1379 ه ش
    تعداد صفحات کتاب : 104 ص

    محبت و عشق واقعی ،خود زاییده شناخت و معرفت است،ناگهانی و تک بعدی نیست،حاصل تدریج است و به موازات رشد و تحول آدمی و اعتلای معرفت و بینش نسبت به محبوبها و مطلوبها صد چندان می شود.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    765
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    جوانی امام علی علیه السلام ( مدیریت : فرشته نجات )

    مقدمه

    انسان فوق بشر يعني حضرت علي ـ عليه السّلام ـ با ويژگي‌هاي منحصر به فردش، يكي از مخلوقات محبوب و خاص خداوندگار جهان هستي است.
    او نمونة يك انسان كامل و الگوي واقعي هر انسان آزادانديش و جهان ديده‌اي است.
    سخن پيرامون مردي است كه سخنوران و نويسندگان هرگز نتوانسته‌اند، گوشه‌اي از كمالات و زيبايي‌هاي روحي و معنوي او را بيان كنند.
    كلمات و جملات، بسيار كوچكتر و سبكتر از آن هستند كه بتوانند درياي عظمت او را توصيف كنند.
    جبران خليل جبران، نويسندة مشهور مسيحي مي‌نويسد:
    «علي روح كلّي بود كه آهنگ ابديّت را در فضاي عرب منعكس نمود و چون بزرگتر از زمان خودش بود؛ مردم نه او را شناختند و نه سخنش را درك كردند.
    آري،‌ آنچه از او هر كس كه گفته است، به منزلة قطره‌اي در جنب درياها و جانِ تازه‌اي بدمد و آنها را به سوي رستگاري رهنمون سازد.
    او كه خانه‌زاد خداي مهربان بود و در خانة خدا به سوي دوست شتافت و سراسر عمر شريفش با ياد او سپري شد.
    تربيتش به دست شخص مكرّم نبيّ اسلام صورت گرفت و بخش بزرگي از پيشرفت اسلام، مديون اوست. از كودكي محافظ پيامبر جهان اسلام بود و تا آخرين نفس در ركاب پيامبرش قرار داشته و از هيچگونه جانبازي در راه دين مبين اسلام، كوتاهي نكرد.
    نمونة كامل فرمانبرداري از رهبر ديني، همو است. به درجه‌اي از خداشناسي رسيد كه فرمود: «اگر پرده‌ها كنار روند، ذرّه‌اي بر يقين من افزون نخواهد شد.»
    و نهايت اين كه بزرگان دين نتوانستند گوشه‌اي از كمالات آن بزرگ مرد جهان را درك و وصف كنند تا چه رسد به من حقير.
    نه خدا توانمش خواند، نه بشر توانمش گفت متحيّرم چه گويم، شه مُلك لافتي را
    اين مجموعه، بخشهايي از زندگاني آن حضرت در ايام جواني است همراه با اشاره به سنّ حضرت در هر مقطع زندگي.
    اميد آن كه حضرتش از من حقير و فقير بپذيرد و مقبول همسر مكرّمه‌اش حضرت زهره يعني زهراء ـ سلام الله عليها ـ قرار گيرد.
    مگر اي سحاب رحمت، تو بباري ار نه دوزخ به شرار قهر سوزد، همه جانِ ما سوي را
    در پايان از مهندس كشاورزيان استاندار محترم مازندران كه پشتوانة چاپ اين اثر بوده و دوست عزيزم جناب حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي ابراهيمي دبير شوراي جوانان استان مازندران كه مشوّق حقير در نگارش اين كتاب بوده‌اند صميمانه تشكر مي‌نمايم.
    الهي به حق فاطمه الزهراء و ابيها و بعلها و بنيها و السرّ المستودع فيها ان تصلي علي محمد و آل محمد و ان تفعل بنا بما انت اهله و لاتفعل بنا بما نحن اهله.
    قم ـ مهرماه 1379
    محمود جويباري


    ویرایش توسط فرشته نجات : ۱۳۸۹/۰۳/۱۷ در ساعت ۱۵:۲۷ دلیل: لتل
    محبت و عشق واقعی ،خود زاییده شناخت و معرفت است،ناگهانی و تک بعدی نیست،حاصل تدریج است و به موازات رشد و تحول آدمی و اعتلای معرفت و بینش نسبت به محبوبها و مطلوبها صد چندان می شود.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    765
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    بخشي از فرمايشات مقام معظم رهبري (حفظه الله)

    جوانی امام علی علیه السلام ( مدیریت : فرشته نجات )

    محبت ذاتي و اصيل ملت ايران به امير مؤمنان حضرت علي ابن ابيطالب ـ عليه السّلام ـ، نشان دهندة كرامت پروردگار به اين ملّت است.
    زندگي و هستي اين مردم با ارادت به امام علي ـ عليه السّلام ـ شكل گرفته و انشاء الله در آخرت نيز، محبّت به امير مؤمنان، نشانة سرافرازي ملّت ايران خواهد بود.
    ملّت ايران به عنوان پرچمدار محبّت به علي و اهلبيت ـ عليهم السّلام ـ هنوز جز يك ساحل كوچك از اقيانوس عظيم و بيكران شخصيّت امير مؤمنان و زندگي سراسر نور آن بزرگوار را درك نكرده است و براي بالا بردن سطح شناخت و معرفت جامعه در مورد آن قلّة عظيم ايمان و اخلاص و معارف اسلامي بايد تلاشهاي گسترده و بي‌وقفه‌اي صورت گيرد.
    مورخة 19 /7 /79

    ویرایش توسط فرشته نجات : ۱۳۸۹/۰۳/۱۷ در ساعت ۱۵:۲۸ دلیل: با
    محبت و عشق واقعی ،خود زاییده شناخت و معرفت است،ناگهانی و تک بعدی نیست،حاصل تدریج است و به موازات رشد و تحول آدمی و اعتلای معرفت و بینش نسبت به محبوبها و مطلوبها صد چندان می شود.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    765
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2

    از تولد تا 23 سالگی




    - تربيت بدست پيامبر_صلّي الله عليه و آله_

    علي ـ عليه السّلام ـ در خانه رسول خدا رشد كرد و به آداب او مؤدب و به روش او تربيت شد. وقتي علي به دنيا آمد رسول خدا وي را بسيار دوست مي‌داشت و به مادرش مي‌گفت: گهواره علي را نزديك بستر من قرار ده و بيشتر به او رسيدگي مي‌كرد. و در وقت شستشوي علي، او را پاك مي‌كرد و وقتي علي شير مي‌خواست به او شير مي‌نوشانيد و وقتي علي مي‌خفت، پيامبر گهواره‌اش را تكان مي‌داد. وقتي علي بيدار مي‌شد با او خوش زباني مي‌‌كرد و او را به آغوش مي‌گرفت. وي علي را همواره با خود مي‌برد و در كوهها و دره‌ها و صحراهاي مكه گردش مي‌داد گويا محمد براي راحتي بخشيدن به علي اينكار را مي‌كرد. در طي چند سال، قحطي سختي در مكه رخ داد. ابوطالب عيال زياد و مال اندك داشت و پيغمبر و حمزه و عباس دور هم نشستند و گفتند: ابوطالب عيالوار است. بياييد اندكي او را سبك كنيم. ابوطالب به آنان گفت: عقيل را نزد من گذاريد و هر كس را كه مي‌خواهيد ببريد.
    پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ علي را گرفت و حمزه جعفر را وعباس نيز طالب را گرفت و تنها عقيل به خاطر تمايل ابو طالب به او، در نزد پدرش ماند. احتمال دارد كه عقيل به خاطر ضعفي كه داشت نزد پدرش باقي ماند. پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ هر سال يك بار در غار حرا مسكن مي‌گزيد تا سالي آمد كه خداوند او را با رسالت تكريم كرد. پس از آن، پيامبر ماه رمضان را در حرا به سر مي‌برد و خانواده او يعني خديجه و علي‌بن ابيطالب و خادم ايشان نيز در معيت آن حضرت بودند. علي پيوسته با رسول خدا بود تا آنكه خداوند وي را به پيامبري برانگيخت. و علي نخستين كسي بود كه به پيامبر ايمان آورد و از او پيروي كرد و دعوت او را تصديق كرد.
    از جمله نعمتهايي كه خداوند به علي ـ عليه السّلام ـ داد آن بود كه وي در دامن رسول خدا، پيش از اسلام پرورش يافت.
    [1]

    [1] . سيره معصومان، امام علي ـ عليه السّلام ـ ، سيد محسن امين، ترجمه حجتي كرماني، ص186، 187.
    محبت و عشق واقعی ،خود زاییده شناخت و معرفت است،ناگهانی و تک بعدی نیست،حاصل تدریج است و به موازات رشد و تحول آدمی و اعتلای معرفت و بینش نسبت به محبوبها و مطلوبها صد چندان می شود.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    765
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2

    از تولد تا 23 سالگی




    2- ياري پيامبر_ صلّي الله عليه و آله_ در كودكي
    علي ـ عليه السّلام ـ در كودكي از پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ دفاع مي‌كرد. قريش به خاطر وجود ابو طالب عموي پيامبر نمي‌توانستند محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ را آزار دهند. آنان فرزندان خود را تشويق مي‌كردند تا با پرتاب سنگ و خاك به رسول خدا او را مورد اهانت و اذيت خود قرار دهند. لذا در شأن ابوطالب نبود به دنبال كودكان بدود و آنان را از سر راه پيامبر دور كند. اما پيامبر، كودكي قوي را كه مانند خود آنان بود براي انجام اين كار مامور كرد. او پسر عمويش علي بن ابيطالب بود. اگر راندن كودكان در شان ابوطالب نبود اما در شان كودكي مانند خود آنان بود.اين كودك در بچگي اش قهرمان بودچنانكه در جواني و ميانسالي و پيريش نيز چنين بود. ونقل مي‌ كنند كه در جنگ احد علي با طلحه بن ابوطلحه عبدري به جنگ پرداخت. طلحه از او سؤال كرد: اي بچه تو كيستي؟ گفت: من علي پسر ابوطالبم. طلحه گفت: اي قضيم دانستم كه غير از تو كسي جرئت جسارت بر من ندارد.آن گاه نقل مي‌كنند كه از امام صادق ـ عليه السّلام ـ پرسش شد معناي قضيم چيست؟ فرمود: رسول خدا در مكه بود و هيچكس به خاطر وجود ابوطالب جرئت نداشت تا بر پيامبر جسارت كند.از اين رو آنان كودكان خود را تشويق مي‌كردند كه چون پيامبر خارج شد او را با پرتاب سنگ و خاك اذيت كنند پيامبر از اين مطلب پيش علي شكايت كرد. علي گفت: پدر و مادرم فداي تو باد. از اين پس هر گاه تو بيرون مي‌‌روي من نيز با تو بيرون مي‌آيم. آن گاه علي با پيامبر خارج شد. كودكان طبق عادت هر روزه خود به آن حضرت تعرض كردند. پس علي بر آنان حمله برد و صورت و بيني و گونه‌هاي آنان را مضروب كرد. كودكان با گريه و زاري به سوي پدرشان باز مي‌گشتند و مي‌گفتند: علي ما را زده است. از اين رو علي در نزد آنان به قضيم معروف شد.[1]

    [1] . سيره معصومان، امام علي ـ عليه السّلام ـ ، سيد محسن امين، ترجمه حجتي كرماني، ص188، 189.

    محبت و عشق واقعی ،خود زاییده شناخت و معرفت است،ناگهانی و تک بعدی نیست،حاصل تدریج است و به موازات رشد و تحول آدمی و اعتلای معرفت و بینش نسبت به محبوبها و مطلوبها صد چندان می شود.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    765
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    3- محاصره اقتصادي در شعب ابي طالب


    سران قريش، از نفوذ پيشرفت حيرت‌انگيز آئين يكتا پرستي، سخت ناراحت بودند و در فكر چاره و راه حلي بودند. اسلام آوردن امثال«حمزه» و تمايل جوانان روشن دل«قريش» و آزادي عملي كه در كشور«حبشه» نصيب مسلمانان شده بود؛ بر حيرت و سرگرداني حكومت وقت افزوده بود، و از اين كه از نقشه‌هاي خود بهره‌اي نمي‌بردند، سخت متأثر بودند. از اين جهت به فكر نقشه ديگري افتاده و خواستند، بوسيله«محاصره اقتصادي»، كه نتيجه آن بريدن رگهاي حياتي مسلمانان بود، از نفوذ و پخش اسلام، بكاهند؛ و پايه گذار و هواداران آئين خداپرستي را ميان اين حصار، خفه سازند. بنابراين، سران قريش عهدنامه‌اي، به خط«منصور بن عكرمه» و امضاي هيئت عالي قريش نوشتند، و بر كعبه آويزان كردند و سوگند ياد نمودند كه ملت قريش، تا دم مرگ طبق مواد زير رفتار كنند:
    1ـ همه گونه خريد و فروش با هواداران«محمد» تحريم مي‌شود.
    2ـ ارتباط و معاشرت با آنان اكيدا ممنوع مي‌گردد.
    3- كسي حق ندارد با مسلمانان ارتباط زناشويي برقرار كند.
    4- در تمام پيش آمدها بايد از مخالفان«محمد» طرفداري كرد.
    متن پيمان با مواد ياد شده، به امضاء تمام متنفذان «قريش» جز«مطعم بن عدي» رسيد و با شدت هر چه تمامتر به مورد اجراء گذارده شد. يگانه حامي پيامبر، «ابوطالب»، از عموم خويشاوندان(فرزندان هاشم و مطلب) دعوتي به عمل آورد، و ياري پيامبر را بر دوش آنها گذارد، و دستور داد كه عموم«فاميل»، از محيط«مكه» به دره‌اي كه در ميان كوههاي مكه قرار داشت، و به«شعب ابي طالب» معروف بود و داراي خانه‌هاي محقر و سايبانهاي مختصري بود، منتقل شوند و در آنجا سكني گزينند و از محيط زندگي مشركان دور باشند. همچنين، براي جلوگيري از حمله‌هاي ناگهاني«قريش» در نقاط مرتفع افرادي را براي ديده باني گماشت تا آنها را از هر گونه پيش آمد، با خبر سازند.
    [1]
    اين محاصره سه سال تمام طول كشيد، فشار و سختگيري به حد عجيبي رسيد. ناله جگر خراش فرزندان«بني هاشم» به گوش سنگدلان«مكه» مي‌رسيد؛ ولي در دل آنها چندان تأثير نمي‌كرد. جوانان و مردان، با خوردن يك دانه خرما در شبانه‌روز زندگي مي‌كردند.
    حضرت علي ـ عليه السّلام ـ از 17سالگي تا20سالگي در شعب همراه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بود. همچنين حضرت زهرا سلام‌الله عليها نيز دو ساله بودند كه به همراه مادر خود حضرت خديجه در شعب بسر مي‌بردند. تصور بي غذايي براي مادر شيرده بسيار دشوار است.
    پيامبر و ابوطالب و خديجه سلام‌الله عليهم در اين مدت محاصره تمام دارايي خود را از دست داده بودند. ناگهان پيك وحي نازل گرديد و گزارش داد: موريانه تمام آن پيمان را كه قريش نوشته و مهر كرده بودند، خورده است؛ جز جمله نخست آن: «بسمك اللهم» كه بر جاي خود باقي است. رسول گرامي«ابوطالب» را از اين امر آگاه ساخت و هر دو نفر با گروهي از «شعب» بيرون آمدند و در كنار كعبه نشستند. در اين موقع دور«ابوطالب» را گرفتند و به او گفتند: آيا وقت آن نرسيده است كه خويشاوندي خود را با ما به ياد آوري و از حمايت برادر زاده‌ات دست برداري!؟ ابوطالب رو به آنان كرد و گفت: عهدنامه را بياوريد. آنها عهدنامه را آوردند در حالي كه مهرها بر آن باقي بود. ابوطالب گفت: آيا اين همان عهدنامه هست كه همگي نوشته‌ايد؟ گفتند: آري. گفت: آيا كسي به آن دست زده است؟ گفتند: نه. گفت: برادرزاده من از طرف پروردگار خويش خبري دريافت كرده است؛ اگر سخن او راست باشد از كار خود دست بر مي‌داريد؟ گفتند: آري. گفت: اگر سخن او دروغ باشد من نيز او را تحويل شما مي‌دهم تا او را بكشيد. قريش به تصديق ابوطالب برخاسته و گفتند: از در انصاف وارد شده‌اي. گفت: برادر زاده من مي‌گويد: موريانه، عهدنامه را خورده است. آنگاه مهر عهدنامه را شكستند، ديدند موريانه همه جز نام خدا را خورده است. اين كار نه تنها مايه هدايت آنان نگشت، بلكه سبب شد كه به عناد خود بيفزايند و سرانجام بني‌ هاشم به شعب بازگردند. پس از نقض پيمان، همگي به خانه‌هاي خود بازگشتند.
    [2]
    [1] . سيره ابن هشام/ 1/350، تاريخ طبري/2/78.
    [2] . فروغ ابديت/1/352 تا357 با اندكي تصرف و تلخيص.
    محبت و عشق واقعی ،خود زاییده شناخت و معرفت است،ناگهانی و تک بعدی نیست،حاصل تدریج است و به موازات رشد و تحول آدمی و اعتلای معرفت و بینش نسبت به محبوبها و مطلوبها صد چندان می شود.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    765
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2

    از تولد تا 23 سالگی




    4- مرگ پدر


    «ابو طالب تنها حامي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ»
    محاصره اقتصادي قريش، با نقشه گروهي از نيك انديشان آنان، در هم شكست. پيامبر و هواداران وي پس از سه سال تبعيد و رنج، از«شعب ابي طالب» بيرون آمده و راه خانه‌هاي خود را پيش گرفتند. خريد و فروش با مسلمانان آزاد گرديد، و مي‌رفت كه وضع مسلمانان سرو ساماني پيدا كند. ناگهان پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ با پيش‌آمد بسيار تلخي روبرو گرديد. ابوطالب تنها حامي پيامبر و پدر بزرگوار حضرت علي ـ عليه السّلام ـ از دنيا رفت. در آن روز، پيامبر گرامي، حامي و مدافعي را از دست داد. كه از سن هشت سالگي تا آن روز كه پنجاه سال از عمر رسول خدا مي‌گذشت، حفاظت و حراست او را بر عهده داشت؛ و پروانه وار گرد شمع وجود او مي‌گشت، و تا روزي كه«محمد» صاحب درآمدي شد، هزينه زندگي او را مي‌پرداخت و او را بر خود و فرزندانش مقدم مي‌داشت.
    شخصيتي را از دست داد كه عبدالمطلب(جد پيامبر) «محمد» را در آخرين لحظات عمر خود به او سپرد.
    مرگ پدر اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ و عموي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، قطعي شد و ناله و شيون از خانه‌هاي«ابوطالب» بلند شد. دوست و دشمن دور خانه او جمع شده كه در مراسم دفن او شركت ورزند.
    [1] ابوطالب، در راه حفظ پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از پاي ننشست، و سه سال زندگي در شكاف كوه و اعماق دره را بر رياست و سيادت مكه، ترجيح داد؛ تا آنجا كه اين آوارگي سه ساله، او را فرسوده ساخت و مزاج خود را از دست داد و چند روز پس از نقض محاصره اقتصادي كه به خانه و زندگي برگشت، بدرود زندگي گفت.
    ايمان او به رسول خدا به قدري قرص و محكم بود، كه راضي بود تمام فرزندان گرامي وي كشته شوند ولي او زنده بماند. علي را در رختخواب وي مي‌خوابانيد، تا اگر سوء قصدي در كار باشد به وي اصابت نكند. وي هنگام مرگ به فرزندان خود چنين گفت: من«محمد» را به شما توصيه مي‌كنم، زيرا او امين قريش و راستگوي عرب، و حائز تمام كمالات است. آئيني آورده كه دلها بدان ايمان آورده، اما زبانها از ترس شماتت به انكار آن برخاسته است. من اكنون مي‌بينم كه افتادگان و ضعيفان عرب به حمايت او برخاسته، و به او ايمان آورده‌اند، و محمد به كمك آنها برشكستن صفوف قريش قيام نموده است. سران قريش را خوار، خانه‌هاي آنان را ويران و بي‌پناهان آنها را قوي و نيرومند و مصدر كار نموده است. سپس گفتار خود را با جمله‌هاي زير پايان داد: اي خويشاوندان من، از دوستان و حاميان حزب او(اسلام) گرديد. هر كس پيروي او را نمايد، سعادتمند مي‌گردد، هر گاه اجل مرا مهلت مي‌داد، من از او حوادث و مكاره روزگار را دفع مي‌نمودم.
    [2]
    [1] . فروغ ابديت/1/360 تا362، با اندكي تصرف و تلخيص.
    [2] . فروغ ابديت/1/375، سيره حلبي/1/390.
    محبت و عشق واقعی ،خود زاییده شناخت و معرفت است،ناگهانی و تک بعدی نیست،حاصل تدریج است و به موازات رشد و تحول آدمی و اعتلای معرفت و بینش نسبت به محبوبها و مطلوبها صد چندان می شود.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    765
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2

    حوادث 23 سالگی




    - علي ـ عليه السّلام ـ برادر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ
    پس از ورود مهاجران به مدينه، براي نخستين بار، پيوند برادري ميان دو تيره از انصار، يعني اوس و خزرج، به دست پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ گره خورد. اين دو قبيله كه بوميان مدينه بودند وساليان درازي با يكديگر نبرد داشتند، در پرتو كوشش‌هاي رسول اكرم با يكديگر برادر شدند و تصميم گرفتند كه گذشته را فراموش كنند. براي بار دوم، پيامبرصلي دستور داد كه ياران او، اعم از مهاجر و انصار، با يكديگر برادر شوند و هر كدام براي خود برادري بگيرد. چه بسا دو مهاجر با يكديگر و يا يكي از مهاجران با يكي از انصار عقد اخوت بستند و دست يكديگر را به عنوان برادري فشردند و از اين طريق يك نوع قدرت سياسي معنوي به سر آنان سايه افكند. روزي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ برخاست و خطاب به ياران خود فرمود: در راه خدا دو تا دوتا با هم برادر شويد.
    رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي هر يك از افرادي كه در مسجدالنبي حاضر بودند برادري تعيين كرد. علي ـ عليه السّلام ـ در آن ميان تنها ماند و براي او برادري تعيين نشد. در اين هنگام علي ـ عليه السّلام ـ با ديدگان اشك آلود به حضور پيامبر رسيد و فرمود:
    براي هر يك از ياران خويش برادري تعيين كردي ولي ميان من و كسي پيوند اخوت برقرار نفرمودي! در اين هنگام پيامبر رو به علي كرد و فرمود:
    تو برادر من در اين جهان و سراي ديگر هستي. به خدايي كه مرا به حق برانگيخته است، من كار برادري تو را به عقب انداختم كه تو را برادر خود انتخاب كنم، أخوتي كه دامنه آن هر دو جهان را فرا گيرد.
    [1]

    [1] . مستدرك حاكم/3/14، استيعاب/ج3/35.



    محبت و عشق واقعی ،خود زاییده شناخت و معرفت است،ناگهانی و تک بعدی نیست،حاصل تدریج است و به موازات رشد و تحول آدمی و اعتلای معرفت و بینش نسبت به محبوبها و مطلوبها صد چندان می شود.



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    765
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2

    حوادث 23 سالگی




    - علي ـ عليه السّلام ـ جانباز و فداكار نمونه
    در سال سيزدهم بعثت، به دنبال انعقاد پيمان عقبه دوم در شب سيزدهم ذيحجه، ميان پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ و يثربيان كه طي آن مردم يثرب پيامبر را به آن شهر دعوت نموده و قول حمايت و دفاع از آن حضرت دادند. و از فرداي آن شب مسلمانان مكه بتدريج به يثرب هجرت كردند، سران قريش دانستند پايگاه تازه‌اي براي نشر دعوت اسلام در يثرب آماده شده است، از اين رو احساس خطر كردند، زيرا مي‌ترسيدند كه پس از آن همه آزار و اذيت كه طي 13 سال به پيامبر و پيروان او رسانده‌اند، پيامبر در صدد انتقام بر آيد و اگر هم فرضا قصد جنگ نداشته باشد، ممكن است راه بازرگاني قريش به شام را كه از كنار يثرب عبور مي‌كرد مورد تهديد قرار دهد. براي رويارويي با چنين خطري، در آخر ماه صفر سال 13 بعثت در«دارالندوه» (مجلس شوراي مكه) اجتماع كردند. سران قريش(شورا) تصميم گرفتند كه از هر قبيله فردي انتخاب شود و سپس افراد منتخب به هنگام نيمه شب يكباره بر خانه محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ هجوم برده، او را قطعه‌قطعه كنند. بدين طريق، هم مشركان از تبليغات او آسوده مي‌شدند و هم خون او در ميان قبايل عرب پخش مي‌شد و لذا خاندان هاشم نمي‌توانست با تمام قبايلي كه در ريختن خون وي شركت كرده بودند به خونخواهي و مبارزه برخيزند. شورا براي اجراي نقشه خود شب اول ربيع‌الاول را انتخاب كردند.
    به دنبال اين تصميم قريش، فرشته وحي پيامبر را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت و دستور الهي را ابلاغ كرد كه پيامبر شهر مكه را به عزم يثرب ترك كند. شب مقرر فرا رسيد. مكه و محيط خانه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در تاريكي شب فرو رفته بود. مأموران مسلح قريش هر يك از سويي به جانب خانه رسول خدا روي آوردند. اكنون پيامبر بايد با استفاده از شيوه غافلگيري خانه را ترك كرده، در عين حال چنين وانمود كند كه در خانه است و در بستر خود آرميده است. براي اجراي اين نقشه لازم بود كه فرد جانبازي در بستر او بخوابد و روانداز سبز پيامبر را به خود بپيچد تا افرادي كه نقشه قتل او را كشيده‌اند تصور كنند كه او هنوز خانه را ترك نگفته است و لذا توجه آنان فقط معطوف به خانه او شود و از عبور و مرور افراد در كوچه و بيرون مكه جلوگيري نكنند.
    اما كيست كه از جان خود بگذرد و در خوابگاه پيامبر بخوابد؟ اين فرد فداكار لابد كسي است كه پيش از همه به وي ايمان آورده است و از آغاز بعثت، پروانه‌وار، گرد شمع وجود او گرديده است. آري، اين شخص شايسته كسي جز علي ـ عليه السّلام ـ نيست و اين افتخار بايد نصيب وي شود.
    از اين رو پيامبر رو به علي كرد و گفت: مشركان قريش نقشه قتل مرا كشيده‌اند و تصميم گرفتند كه به طور دسته جمعي به خانه من هجوم آوردند و مرا در ميان بستر بكشند. از اين جهت از طرف خدا مأمورم كه مكه را ترك كنم. لذا لازم است امشب در خوابگاه من بخوابي و آن پارچه سبز را به خود بپيچي تا آنان تصور كنند كه من هنوز در خانه‌ام و در بسترم آرميده‌ام تا مرا تعقيب نكنند و علي ـ عليه السّلام ـ در اطاعت امر رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ از آغاز شب در بستر آن حضرت آرميد.
    چهل نفر آدمكش، اطراف خانه پيامبر را محاصره كرده بودند و از شكاف در به داخل مي‌نگريستند و وضع خانه را عادي مي‌ديدند و گمان مي‌كردند كه پيامبر در بستر خود آرميده است. همه سراپا مراقب بودند و آنچنان وضع خانه را تحت نظر گرفته بودند كه جنبش موري از نظر آنان مخفي نمي‌ماند. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در حالي كه آياتي از سوره يس را قرائت مي‌كرد، صف محاصره كنندگان را شكافت و آنچنان از ميانشان عبور كرد كه احدي متوجه او نشد.
    مأموران قريش، در حالي كه دستهايشان بر قبضه شمشير بود، منتظر لحظه‌اي بودند كه همگي به خانه وحي يورش آورند و خون پيامبر را كه در بسترش آرميده است بريزند. آنان از شكاف در به خوابگاه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌نگريستند و از فرط فرح در پوست نمي‌گنجيدند و تصور مي‌كردند كه به زودي به آخرين آرزوي خود خواهند رسيد. ولي علي ـ عليه السّلام ـ با قلبي مطمئن و خاطري آرام، در خوابگاه پيامبر دراز كشيده بود، زيرا مي‌دانست كه خداوند پيامبر عزيز خود را نجات داده است. دشمنان، نخست تصميم گرفته بودند كه نيمه‌شب به خانه پيامبر هجوم آورند، ولي به عللي از اين تصميم منصرف شدند و سرانجام قرار گذاشتند در فروغ صبح وارد خانه شوند و مأموريت خود را انجام دهند. پرده‌هاي تيره شب كنار رفت و صبح صادق سينه افق را شكافت. ماموران با شمشيرهاي برهنه به طور دسته جمعي به خانه پيامبر هجوم آوردند و از اينكه در آستانه تحقق بزرگترين آرزوي خود بودند از شادي در پوست خود نمي‌گنجيدند، اما وقتي وارد خوابگاه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ شدند، علي ـ عليه السّلام ـ را به جاي پيامبر يافتند. خشم و تعجب سراپاي وجود آنان را گرفت. رو به علي كردند و پرسيدند: محمد كجاست؟ فرمود: مگر او را به من سپرده بوديد كه از من مي‌خواهيد؟ در اين موقع، از فرط عصبانيت به سوي علي ـ عليه السّلام ـ حمله بردند و او را به سوي مسجدالحرام كشيدند، ولي پس از باز داشت مختصري ناگزير آزادش ساختند و در حالي كه خشم گلوي آنان را مي‌فشرد تصميم گرفتند كه از پاي ننشينند تا جايگاه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را كشف كنند.
    [1]
    قرآن مجيد براي اينكه اين فداكاري بي نظير در تمام قرون و اعصار جاودان بماند، و طي آيه‌اي جانبازي امام علي ـ عليه السّلام ـ را مي ستايد و او را از كساني مي‌داند كه جان بر كف در راه كسب رضاي خدا مي‌شتابند:
    وَ مِنْ الناسِ مَنْ يَشْري نَفْسَه ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ و الله رَؤوف بالْعِبادِ.(بقره/ 270)
    «برخي از مردم كساني هستند كه جان خود را براي تحصيل رضاي خداوند از دست مي‌دهند؛ و خداوند به بندگان خود رئوف و مهربان است.»

    [1] . فروغ ولايت/64 تا 67 بنقل از: تاريخ طبري/2/97.
    محبت و عشق واقعی ،خود زاییده شناخت و معرفت است،ناگهانی و تک بعدی نیست،حاصل تدریج است و به موازات رشد و تحول آدمی و اعتلای معرفت و بینش نسبت به محبوبها و مطلوبها صد چندان می شود.



صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود