صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اخلاق از ديدگاه قرآن ،پيامبر و عترت(مديريت : حکمتي فرد )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    اخلاق از ديدگاه قرآن ،پيامبر و عترت(مديريت : حکمتي فرد )




    با نام و ياد خداي سبحان

    سلام و عرض ادب و اجترام


    در این تاپیک متن کتاب اخلاق از ديدگاه قران ، پيامبر و عترت نوشته مي شود. به این صورت که در هر پست بخشي از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد .

    از آي دي محترم حکمتي فرد که مديريت اين موضوع را پذیرفتند تقدير و تشکر مي کنم و براشون آرزوي توفيق روز افزون دارم

    استدعا دارم که کاربران گرامي در اين تاپيک پستي نزنند چرا که نظم کتاب بهم مي خورد و ناچار به حذف آن پست خواهيم شد . لطفا سوالات خود را در خصوص اين کتاب اينجا مطرح بفرمائيد .

    التماس دعا


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    پيشگفتار
    بسم الله الرحمن الرحيم
    و به نستعين انه خير ناصر و معين الحمدلله الذى هدنا لهذا و ماكنالنتهدى لولا آن هذا نا الله (1)

    و صلى الله على رسوله و امين وحيه محمد بن عبدالله . و على اهلبيته الميامين ، سيما بقيه الله فى الارضين الذى يملا الارض قسطا و عدلا بعد ما ظلما و جورا، و لعنته الله على اعاديهم اجمعين من الان الى يوم الدين .

    اما بعد: قسمتى از كتاب حاضر اخلاق از ديدگاه قرآن ، پيامبر و عترت از دست آوردهاى جناب مستطاب خير الحاج آقاى حاج حسن مؤ ذنى - زيد عزه العالى - كه با توصيه و سفارش معظم له اينجانب سيد حسين موسوى راد لاهيجى بااستخراج احاديث و استناد روايات و نظريات فلاسفه و معلمان اخلاق ، مورد بررسى و تدوين و تاءليف قرار داده و چاپ و منتشر نمودم .

    اين كتاب مشحون از آيات روايات و احاديث نبوى و آل البيت علهيم صلواة المصلين ، و نظريات اخلاقى دانشمندان و صاحبنظران با نوآوريهاى خاص خود و بطور موضوعى برشته تحرير در آمده و در اختيار شما عزيزان قرار گرفته شود. مؤ لف به همه پيروان مكتب قرآن و اهلبيت و مؤ منان و متعهدان اسلامى و شيعى ، خاصه نسل جوان و دانشگاهيان محترم توصيه مى كند كه ، از مطالعه و استفاده از كلمات نورانى آيات و روايات و احاديث اين كتاب غفلت ننموده و از محتواى تربيتى خاصه از اخلاق اسلامى مستفيض و بهره مند گردند. به متمكنين و افراد خير توصيه مى شود، از اين كتاب جهت استفاده هاى عمومى مخصوصا كتابخانه هاى مساجد، حسينيه ها،تكايا، و كتابخانه هاى عمومى شهرها و در كتابخانه هاى مدارس و دانشگاهها، هديه و وقف نمايند. باشد كه در اين رهگذر از ثواب اخروى و پاداش فراوان ، بهرمند و برخوردار شوند ما از درگاه خداوند و پيامبر و اهلبيت عليهم صلواة المصلين سعادت و خوشبختى همه شما را آرزو مى نمائيم .

    و فقكم الله و ايانا و السلام على من اتبع الهدى

    حوزه علميه قم - السيد حسين موسوى راد لاهيجى

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    مقدمه كتاب
    فلسفه اخلاق
    فلسفه اخلاق از علل پيدايش اخلاق بحث مينمايد و اينكه اساسا مبناء و منشااخلاق چيست و از كجا نشاءت گرفته و علت به وجود آمدن قوانين و قواعد آن چه مى باشد؟ و چرا بايد به آن گردن نهاد و سر پيچى از آن چه عواقبى را به دنبال مى آورد؟ بحث و مورد گفتگو قرار مى دهد.


    حوزه بحث پيرامون فلسفه اخلاق

    1- اخلاق نظرى 2- اخلاق عملى 3- اخلاق مكتبى 4- اخلاق فلسفى

    1- اخلاق نظرى

    اخلاق نظرى از كيفيت پيدايش علمى اخلاق بحث مينمايد و از شناخت اخلاق در محور خوبيها و بديها و معيارهاى ارزشى اخلاق سخن ميگويد.

    2- اخلاق علمى

    اخلاق عملى از كيفيت پياده كردن و عمل نمودن و به كار بستن اوصاف اخلاقى بحث مينمايد.

    3- اخلاق مكتبى

    اخلاق مكتبى ديدگاههاى اخلاقى هر مكتبى را مطرح ميكند و نظريات جهان بينى مختلف اخلاقى را پيرامون مسئله اخلاق به ميان ميآورد مثلا ديدگاه مكتب رواقيون چيست ؟ و ديدگاه مكتب الهيون كدام است ؟

    4- اخلاق فلسفى

    از نظريات و ديدگاههاى فلاسفه در اخلاق از نظر فلسفى بحث مينمايد مثلا كانت چه ميگويد؟ ماركس چه گفته است ؟ و ديدگاه ارسطو و فارابى در زمينه اخلاق چه ميباشد؟

    اخلاق از ديدگاه مذاهب و مكاتب

    به دليل اهميت و وسيع بودن بحث فلسفه اخلاق در ميان مذاهب فقط مذاهب اسلامى خاصه شيعى را مورد بررسى قرار مى دهيم
    1- اخلاق از ديدگاه مذاهب اسلامى : گروهى از اماميه و معتزله معتقد به حسن و قبح (خوب و بد)عقلى اعمال مى باشد و براى اثبات مدعاى خويش دلائل و شواهدى را اقامه مينمايد همچنين گروهى نيز به حسن و قبح شرعى اعمال معتقدند، و ميگويند عقل را قدرت و كشش بر درك محاسن اخلاقى و قبايح نيست ، و فقط شارع ميتواند حسن و قبح اعمال را تشخيص دهد اين گروه همان اشاعره هستند كه عقل را كوچكتر و نارساتر از آن ميدانند كه بتواند همه مسائل اخلاقى را بفهمند و حسن و قبح آنرا را انتزاع نمايند.


    حسن قبح عقلى

    همانطورى كه بيان شد اماميه و معتزله معتقد به حسن و قبح عقلى اعمال هستند؛ اين گروه از دانشمندان علم اخلاق مى گويند: عقل همه بايدها و نبايدها و محاسن و شرور را تشخيص ميدهد مثلا صدق عدل خوب و شايسته است و دروغ و ظلم ، بد و ناروا ميباشد.



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    نظر برخى از دانشمندان در زمينه حسن و قبح عقلى

    1 - دلائل حكيم ملا عبدالرزاق فياض لاهيجى : وى معتقد است كه عقل ميداند كه فعل فلانى كه امر شرعى به آن وارد شد در نفس الامر نيكو و احسن است ، اگر فعل مذكور قبيح بود يا خالى از جهات قبح بود، البته قبيح بود از حكيم طلب آن فعل . همچنين فعلى كه نهى شرعى بر آن وارد شده عقل مى تواند بفهمد كه مذموم است در نفس الامر، و الا نهى از آن مذموم بود (2) مجموع استدلال حكيم متاءله به ثبوت ميرساند كه عقل حسن و قبح را تشخيص مى دهد يعنى اگر عقل همه بايدها و نبايدها را بفهمد با ادله مستدل ايشان حسن و قبح عقلى است نه شرعى .

    2 - دلائل محقق بزرگوار طوسى : ايشان در كتاب كشف المراد اثبات نموده اند كه حسن و قبح عقلى است نه شرعى ، به دليل اينكه عقل حسن احسان و افعال ناشايسته و قبح ظلم را بخوبى تشخيص ميدهد و هيچ نيازى به شرعى بودن آن نيست ؛ و ديگر اينكه اگر حسن و قبح شرعا و بخصوص ثابت گردد و تشخيص عقل در آن هيچ گونه دخالتى نداشته باشد هر دو از عقلى و شرعى بودن ، منتفى مى شوند.
    (3)

    قاعده ملازمه : يكى از دلائل عقلى بودن حسن و قبح قاعدة ملازمه است ، كه مى گويد ((كلما حكم به الشرع حكم به العقل )) يعنى هر چه را كه شرع به آن حكم ميكند، عقل هم همان را حكم ميكند، اين قاعده يكى از استدلالهاى بسيار مهم كلامى است كه اهل استنباط و عقل از اين قاعده استفاده ميكنند. معتزله و اماميه و همه طرفداران حسن و قبح ، با همين قاعده ملازمه استدلال ميكنند، كه عقل قدرت فهم حسن و قبح را دارد، همچنين سخن اميرالمؤ منين على عليه السلام نيز گواه بر مسئله ميباشد كه حسن و قبح عقلى است . حضرت فرمود: من لم يعرف مضره الشرلم يقدر على المتناع منه (4)

    كسى كه زيان و ضرر شر و بدى را نشناسد قادر بر پرهيز از آن نيست .

    حسن و قبح شرعى

    برخى معتقدند كه حسن و قبح شرعى است ، يعنى هر حكم شرعى كه بر آن وارد شده عقل هم بايد او را بپذيرد و عقل قبل از ورود شرعى حق حكم كردن ندارد. اشاعره از طرفداران و بنيان گذاران اين عقيده ميباشد.

    نظريات دانشمندان در خصوص حسن و قبح

    گروهى از دانشمندان ميگويند: حسن و قبح شرعى است كه اين نظريه يكى از دلائل اشاعره ميباشد. و شبيه به نظريات دانشمندانى است كه براى جامعه اصالت قائلند، زيرا سوسياليستها (جامعه گرايان ) اخلاق رايك پديده اجتماعى ميدانند و ميگويند خوب چيزى است كه جامعه ميطلبد و بد چيزى است كه جامعه نفى ميكند.

    نظريه فاضل قوشچى در خصوص حسن و قبح شرعى

    از ديدگاه وى هيچ حكمى در حسن و قبح اشياء براى عقل ثابت نيست و حسن و قبح (به فعليت ) بر نمى گردد به امر حقيقى قبل از ورود شرع ، كه كاشف بر شرع مقدس باشد آنچنانكه معتزله مى پندارند، بلكه شرع آن چيزى است كه از براى او حسن و قبح ثابت شده است . نتيجه اينكه قبل از ورود شرع براى افعال هيچگونه حسن و قبحى وجود ندارد و هر گاه شارع قضيه را عكس كند يا نفى آنچه قبيح است را نيكو و آنچه را كه نيكو است قبيح مينمايد (5)

    عليهذا اشاعره با استفاده از مكتب جبر، استدلال مينمايند كه انسان در تمامى اعمالى كه انجام ميدهد، مجبور است ، و بر اين اساس ، حسن و قبح فاقد معنا ميشود، زيرا تمام چيزهايى كه در خارج محقق ميشود فاعل و ايجاد كننده آن خداست و هم اوست كه خوب و بد و طاعات و معاصى را آفريده و اراده خداوند بر اين امور قرار گرفته است ، البته اين ديدگاه مقرون به صحت نمى باشد زيرا انسان به هيچ وجه مجبور به ارتكاب معاصى و خيرات نيست ، و بسيار شر و زشتيهايى را كه اشاعره از آن ياد مى كنند يا ماهيت عدمى دارد، يا خود مقدمه و سرچشمه بسيارى از خوبيها ميباشند و يا اينكه جهل ما باعث به وجود آمدن اين قبيل شرور و بديها گرديده اند.




  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    اخلاق از ديدگاه برخى از فلاسفه


    1- اخلاق از ديدگاه افلاطون : وى ميگويد اگر ما بدانيم زندگانى خوب چيست ، چنان رفتار خواهيم كرد كه گويى براى نيل به آن مى كوشيم او مى گويد: شرور و بدكارى نتيجه جهل يعنى عدم شناسايى خير است ، و اگر كسى بداند درستى و حق چيست ، هرگز شريرانه رفتار نخواهد كرد.

    اخلاق كلبيون

    كلبيون ، نحله اى از فلاسفه قديم يونان بودند و در حدود 3 تا 4 قرن قبل از ميلاد مسيح در يونان زندگى ميكردند و گويا در اثر ناهنجاريهاى زندگى اجتماعى و مصيبتها، گرفتاريهاى زيادى را براى آنها ايجاد نموده بود، اين گرايش در آنها ايجاد شد كه بايد اين زندگى نكبت بار كه سراسر جنگ و خونريزى و آواره گيست ، كنار كشيد. و بالاخره نتيجه گرفتند و ماداميكه انسان تعلق به خارج از خودش دارد هيچ وقت آرامش نميكند، بنابراين انسان بايد از آنچه كه در ماوراء محيط و محور زندگى خودش است دل بكند و به درون خود بپردازد، اينها معتقدند كه مثلا اگر انسان به خانه يا دوست همسايه خود دل ببندد و به آن علاقمند گردد با خراب شدن خانه يا افتادن جدايى بين اين دو و دوستش ، انسان دچار ناراحتى و حرمان ميگردد. بر اين اساس ، اينها ميگويند انسان بايد كم غذا بخورد به حدى كه ضرورت ايجاب مى كند. بارى اينها معتقدند كه انسان بايد مثل سگ زندگى كند و رها باشد، و به همين جهت هم به كلبيون معروف شدند. و ديوگنس ، يكى از چهرهاى معروف اين نظريه ميباشد، كه معاصر با اسكندر مقدونى ميزيسته است . البته يطلان اين نظريه به حكم عقل و شرع روشن است و در بسيارى از آيات و روايات اماميه از رهبانيت و گوشه گيرى محض نهى گرديده و در مقابل ، به خوردن و آشاميدن طيبات رزق و داشتن معاشرات نيكو با ديگران امر گرديده است .

    اخلاق رواقيون

    مؤ سس مكتب رواقيون زنون ميباشد، اين گروه از فلاسفه و دانشمندان بر اساس جهان بينى خاص خود كه مبتنى بر وحدت وجود ميباشد، معتقدند، كه كل جهان را وحدت تشكيل ميدهد كه باطنش عقل الهى ، يا خود خداست ، و ظاهرش عالم طبيعت است و در ميان پديده هاى جهان او خالق و اشراف از همه است و فقط اوست كه با عقل الهى ارتباط دارد. اصل ديگرى كه در قلب رواقيون وجود دارد اين است ، كه تمام حوادث جهان ناشى از تقدير الهى است ، و انسان را قدرت تغيير حوادث جهان نمى باشد، البته اصول ديگرى نيز در مكتب رواقيون وجود دارد، كه عبارت از اعتقاد به آزادى اراده ، كه در درون ذات انسان وجود دارد و به اعتقاد به خير بودن نظام هستى كه در كتب فلسفى ايشان وجود دارد، و در مكتب فلسفى رواقيون در اين خصوص تفصيلا بحث گرديده است .




  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    وجه امتياز رواقيون بركلبيون

    وجه امتياز رواقيون از كلبيون همان خير بودن نظام هستى از ديدگاه رواقيون ميباشد در حالى كه كلبيون معتقدند نظام عالم شر است و زندگى اجتماعى پر از شرور و آفات ميباشد، از ديدگاه رواقيون نظام طبيعت خير است و اجتماع نيز فى نفسه از آن جهتى كه مخلوق خداست ، حوادثش تابع قضاء حتمى الهى است . لذا خير است ، و حوزه خير و شر اخلاقى فقط در درون ذات انسان مى باشد، تا آنجا كه مربوط به اراده خود انسان ميشود.

    ديدگاه كانت در خصوص عقل عملى و عقل نظرى : علم و استدراك و فهم چيزها عقل نظرى . و درك چيزهاى كه بايد انجام پذيرد عقل عملى مى نامند. در حقيقت عقل نظرى دانستن و استدراك چيزى است كه بشر با عقل خويش آنرا ميفهمد و ديگر به كار گرفتن و عمل نمودن به آن را، كارى ندارد و در اين زمينه ساكت است . كانت معتقد است كه از عقل نظرى زياد كارى ساخته نيست و تمامى كارها به عهده عقل عملى است كه به وجدان ميرسد. او ميگويد وجدان يا عقل عملى يك سلسله احكام و دستوراتى است كه از قبل از راه حس و تجربه به دست بشر نرسيده ، بلكه جزء سرشت و فطرت بشر است . مثلا زبان به راستگويى و كنار گذاشتن دروغ و دروغگويى فرمانى گرفته است ، كه قبل از آنكه انسان تجربه اى درباره راست و يا دروغ داشته باشد، وجود داشته و فطرى و مادرزادى اوست و به حس و تجربه انسان مربوط نيست و اين فرمانى است مطلق و به نتايج كارها كارى ندارد.
    (6)

    آقاى كانت از محتواى كلامش ، خدا، و فرمان ذات اقدس او پيدا و هويداست . الا اينكه در اظهار عقيده توحيدى تعلل مى ورزد.

    نظريات قطب الدين رازى در عقل عملى و نظرى : وى ميگويد عمل و پياده كردن فعل بدون علم و اطلاع از آن ممكن نيست و عقل از عقل نظرى كمك مى گيرد، مثلا راستگويى عملى است شايسته ، كه عمل به آن واجب است . پس اگر بخواهيم با عمل صادقانه مواجه بشويم يك قياس تشكيل داده و ميگوئيم ((
    اين عمل صادق است و هر عمل صادقانه اى شايسته و لازم است كه انجام گيرد)) پس اين عمل ، شايسته انجام دادن و لازم الاجرامى باشد. تحصيل اين مقدمات و تشكيل قياس وظيفه عقل نظرى است و عقل عملى هم همين را راءى ميدهد. كه اين عمل صدق و پاك است و هر راستى و پاكى لازم الاجراء است . و حجت عقلى آن را براى قواى بدن به كار و اميدارد.

    ديدگاه (معلم ثانى ) فارابى درباره عقل عملى وعقل نظرى

    وى ميگويد عقل نظرى قوه ايست كه انسان به وسيله آن آگاهى و اطلاعاتى به دست مى آورد كه شاءن اين آگاهيها عمل به آن نيست . ولى عقل عملى قوه اينست كه به وسيله آن امورى را كه در قلمرو عمل قرار ميگيرند مورد شناسايى قرار ميدهد.



  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    حاج ملا هادى سبزوارى و عقل عملى و نظرى


    عقل عملى امورى را درك مينمايد كه مربوط به چگونگى عمل انسان است مانند صبر و پايدارى در مصائب و عبادات ،؟ كه پسنديده است ، و مثل نماز واجب كه نياز به صبر و تحمل دارد وى اضافه ميكند عقل عملى همان عقلى كه در روايتى از آن ستايش شده امام صادق عليه السلام فرمودند: العقل ما عبد الرحمن و اكتسب به الجنان . عقل چيزى است كه انسان به واسطه آن خدا را پرستش مى كنند و به بهشت رهنمون ميگردد، و اين همان عقلى است كه در علم اخلاق از آن به عقل عملى ياد مى شود.

    پس اين دو، عقل عملى و عقل نظرى ، دو شى متباين از هم نيستند و اين طور هم نيست كه دو شى مستقل با نفس انسان ضميمه شده باشد و كار يكى تعقل و ادراك باشد و كار ديگرى تحريك قوا بوده و هيچگونه ادراكى نداشته باشد. (7) مقدمه اى كه از نظر گراميتان گذشت درآمدى بود بر فلسفه اخلاق از نظرگاه مكاتب و مذاهب ، بخصوص مذاهب اسلامى و على الخصوص مكتب مقدس اماميه . تفصيل اين بحث شيرين و خواندنى و در عين حال مهم به توفيق الهى و نظر عنايت خاص ‍ حضرت بقيه الهى الاعظم امام زمان (عج ) در آينده اى نزديك در اختيار دانش پژوهان ، دانشجويان عزيز و عموم علاقمندان محترم قرار خواهد گرفت . اميد است ادامه آنرا در جلد دوم همين كتاب پيگيرى نمائيد. عليهذا با توجه به مقدمه اى كه ذكر گرديد

    به مبحث فلسفه اخلاق ، يعنى : اخلاق از ديدگاه قرآن ، پيامبر و عترت بپردازيم . انشاءالله اين كتاب و جلد دوم آن بتواند سهمى هر چند كوچك در استقرار نظام اخلاقى مبتنى بر اصول مترقى اسلام عزيز خصوصا مكتب حقه جعفرى عليه السلام داشته باشد و از اين طريق مصداق بارز آيه شريفه (انك لعلى خلق عظيم ) در شاءن پيامبر عليه السلام نازل گرديده و عينيت يابد. و اميد است بتوانيم با پيروى از سيره مقدس پيامبر و اهلبيت گرام آن حضرت عليهم صلوة المصلين براى جهانيان الگو و اسوه باشيم . والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته - سيد حسين

    موسوى راد لاهيجى

    اخلاق از ديدگاه قرآن

    پاره اى از آيات اخلاقى ، به عبارت ديگر اخلاق از ديدگاه قرآن را به نظر مباركتان مى رسانيم كه بطور گذرا و اشاره آورده و فقط به ترجمه آيات اكتفاء نموده ايم . قال الله تعالى : و انك لعلى خلق عظيم ، براستى از براى تو است (اى محمد) اخلاق عظيم . (8) قال الله تعالى : لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنه ، مسلما براى شما در زندگى رسول خدا سر مشق نيكوئى بود. (9)

    در سوره مريم فرمود: آن الذين امنو و عملو الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا (10) مسلما كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام داده اند خداوند رحمان محبتى براى آنان در دلها قرار مى دهد. اخلاق حسنه از بر جسته ترين اوصاف انبياء و سفيران الهى در زمين است . معجزات پيامبران در سايه اخلاق نيكويشان به وقوع پيوست ، بطوريكه خداوند در يكجا اخلاق و خلق عظيم پيامبرش ، حضرت ختمى مرتبت را مى ستايد. و در جاى ديگر قرآن ، پيامبر هظيم الشاءنش را الگو و اسوه حسنه معرفى نموده و بشريت را به پيروى و اطاعت محض از آن حضرت دعوت مى نمايد. قال الله تعالى : قل آن كنتم تحبون الله فاتبعونى يحببكم الله . (11) (اى امت )، اگر شما خداوند را دوست مى داريد، پس از من اطاعت كنيد، خدا هم شما را دوست خواهد داشت .

    اين مفاهيم بلند قرآنى ، گوياى اين حقيقت است ، كه اخلاق حسنه از امتيازات بزرگ انبياء و اولياء گرامى خدا بر ساير بشريت است . پس سعى كنيم به اخلاق نيكوى پيامبران الهى ، خاصه حضرت ختمى مرتبت عليه السلام متخلق و متصف گرديم .



  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    اخلاق قرآنى


    قال الله تبارك و تعالى : و عباد الرحمن الذين يمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما ، (12) بندگان خاص خداوند رحمان ، كسانى هستند كه با آرامش بى تكبر بر روى زمين راه مى روند و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند و سخنان نابخرادانه گويند به آنها سلام مى گويند و با بى اعتنايى و بزرگوارى مى گذرند. قال الله تعالى : و نفس و ما سويها، فالهمها فجورها و تقويها قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها (13)

    قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را آفريده و منظم ساخته ، سپس فجور. تقوى را به او الهام كرده است ، كه هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده رستگار شده ، و آنكس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته ، نوميد و محروم گشته است . قال الله تعالى : و نفس و ما سويها، فالهمها فجورها و تقويها و قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها (14)


    قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را آفريده و منظم ساخته ، سپس فجور و تقوى را به او الهام كرده است ، كه هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده و رستگار شده ، و آنكس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته ، نوميد و محروم گشته است .


    قال الله تعالى : فهديناه النجدين
    (15) و او را به راه خير و شر هدايت كرديم .

    قال الله تعالى : من اهتدى فانما يهتدى لنفسه و من ضل فانما يضل عليها و لا تزر وازرة وزر اخرى و ما كنا معذبين حتى نبعث رسولا
    (16)

    هر كس راه هدايت يافت ، براى خود هدايت يافته و آن كس كه گمراه گردد، به زيان خود گمراه شده است و هيچكس گناه ديگرى را به دوش نمى كشد و ما هرگز قومى را مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيامبرى مبعوث كرده باشيم ، تا وظايفشان را بيان كند.



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    اخلاق از ديدگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله

    اخلاق از ديدگاه پيامبر بطور فشرده و در عين حال با توضيح كافى بخدمت شما عزيزان قرار مى گيرد.

    قال رسول الله صلى الله عليه و آله : انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق
    (17)
    براستى و به حقيقت مبعوث به رسالت نشدم ، تا مگر مكارم اخلاق را به اتمام برسانم .

    قال رسول الله صلى الله عليه و آله : حسن الخلق نصف الدين .
    (18)
    نيكخويى نيمى از دين است .

    قال رسول الله صلى الله عليه و آله : حسن الخلق يثبت المودة
    (19)
    نيكخويى ، دوستى را در آدمى استوار مى نمايد.

    قال رسول الله صلى الله عليه و آله : حسن الخلق يذيب الخطاء كما تذيب الشمس الجليد.
    (20)
    اخلاق نيكو گناهان را مى برد و محو و نابود مى گرداند، چنانكه خورشيد يخ را آب مى كند.

    قال رسول الله صلى الله عليه و آله : حسن الخلق زمام من رحمة الله فى انف صاحبه و الزمام بيد الملك ، و الملك يجره الى الخير، و الخير يجره الى الجنة و سوء الخلق زمام من عذاب الله فى انف صاحبه و الزمام بيد الشيطان ، و الشيطان يجره الى السوء و السوء يجره الى النار.
    (21)

    نيكخويى زمام رحمت خداوند است كه در بينى صاحبش بند و بسته است . و زمام او بدست فرشته است و فرشته او بسوى نيكى مى كشاند. و نيكى او را بسوى بهشت ميراند. و بد خوئى زمام عذاب خداست و آن به بينى صاحبش بسته است و زمامش ‍ بدست شيطان است و شيطان او را به سوى بديها مى كشاند و بدى نيز او را به جهنم مى رساند.

    قال رسول الله صلى الله عليه و آله : استقم و ليحسن خلقك للناس
    (22)
    استوار باش و رفتار خويش را درباره مردم مردم نيك ساز.

    قال رسول الله صلى الله عليه و آله : شاب سخى حسن الخلق احب الى الله من شيخ بخيل عابد سى ء الخلق .
    جوان سخى الطبع و خوش اخلاق نزد خداوند برتر و محبوب تر از پيرمرد عابد بداخلاق است .

    قال رسول الله صلى الله عليه و آله : لكل ذنب توبة الا سوء الخلق .
    (23)
    هر گناهى قابل بخشودگى است الا بدخويى و اخلاق زشت كه تا از آن توبه بعمل نيايد بخشودگى ندارد.

    قال رسول الله صلى الله عليه و آله : لو كان سوء الخلق رجلا يمشى فى الناس لكان رجل سوء و آن الله تعالى لم يخلقنى فحاشا .

    پيامبر گرامى اسلام فرمود: اگر بدخوئى مردى بود كه در ميان مردم راه مى رفت ، مرد بدى بود، آگاه باشيد كه خداوند مرا فحاش و ناسزاگو نيافريد. قال رسول الله عليه السلام : لا يدخل الجنه سى (الخلق ) الملكه
    (24) بد خلق و بد اخلاق به بهشت نمى رود.

    قال رسول الله عليه السلام : ما من ذنب الا و له عند الله توبه الا سوء الخلق فانه لا يتوب من ذنب الا رجع الا ما هو شر منه . هر گناهى نزد خداوند توبه اى دارد مگر بد اخلاقى ، كه بد خوى ، از گناهى باز نگردد، مگر آنكه به بدتر از آن رو كند.

    قال رسول الله عليه السلام : حسن الملكه نماء، و سوء الخلق شئوم و البر زيادة فى العمر، و الصدقه تمنع ميته السوء. . نيك خويى رشد (و ملكه اخلاقى است ) بد خوئى شئامت و زشت و شوم است . و نيكى ها موجب افزايش عمر، و صدقه ، از مرگ بد جلوگيرى مى كند. قال رسول الله عليه السلام : حسن الملكه يمن و سوء الخلق شوم . (25)

    نيك اخلاقى بركت و ميمنت است . بداخلاقى ، شومى است . قال رسول الله عليه السلام : خصلتان لا يجتمعان فى مؤ من البخل و سوء الخلق . دو صفت در مؤ من جمع نگردد، بخل و بدخوئى . اين هر دو در مؤ من يافت نشود.

    قال رسول الله عليه السلام : الخلق الحسن يذيب الخطايا كما يذيب الماء الجليد و الخلق السوء يفسد العمل كما يفسد الخل العسل .

    . خوى نيك و اخلاق شايسته گناهان را مى برد و همانند آب ، يخ را ذوب مى كنند، خوى بد اعمال نيك را فاسد مى كند چنانكه سركه ، عسل را ضايع مى نمايد. قال رسول الله عليه السلام : سوء الخلق شئوم و طاعه النساء ندامه و حسن الملكه نماء. بد اخلاقى شوم است ، و اطاعت زنان پشيمانى ، و سيرت زيبا مايه رشد و كمال انسان است .


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    قال رسول الله عليه السلام :



    سوء الخلق شئوم و شراركم اسوءكم خلقا. بد خوئى شوم است و بدترين شما بدخوترين شما است . قال رسول الله عليه السلام : من كانت له سريرة صالحه او سيئه نشرالله عليه منها رداء يعرف به .
    (26) هر كه سيرتى شايسته و نيك يا بد داشته باشد، خداوند مارك و نشانى از آن بر وى اندازد كه به آن ، مردم او را بشناسند، و با آن سريره و اخلاق زشت شناخته شود. قال رسول عليه السلام : من ساء خلقه عذب نفسه و من كبر همه سقم بدنه ، و من لا هى الرجال ذهبت كرامته و سقطت مروته .

    هر كه اخلاقش بد باشد، خويشش را معذب دارد. و هر كه غمش بسيار شود تنش رنجور گردد، هر كه با مردم منازعه كند كرامتش برود و جوانمرديش نابود شود. قال رسول الله عليه السلام : حسن الجور يعمر الديار و ينسى فى الاعمار. خوش برخوردارى و خوش رفتارى با همسايگان ، باعث آبادى شهرها و طولانى شدن عمرها است . قال رسول الله عليه السلام : من سعادة المرء حسن الخلق و من شقاوته سوء الخلق . اخلاق شايسته از نيك بختى انسان است ، و بد خوئى جزء بدبختى نيست . خواننده محترم : هر يك از اين احاديث نبوى عليه السلام در اخلاق و كسب محاسن و دفع مساوى و بديها، درسهائى بس بزرگ و قابل اهميت است . سعى كنيم اين گفته ها و فرموده هاى پيام آور وحى را اسوه و الگوى زندگى خود قرار دهيم ، و از اخلاق سوء و بديهاى آن پرهيز نموده و اجتناب نمائيم .

    اخلاق از ديدگاه عترت

    حضرت موسى بن جعفر عليه السلام مى فرمايد: الزم العلم لك ما دلك على صلاح قلبك و اظهر لك فساده . (27) ضرورى ترين دانش براى تو آن است كه خير و صلاح قلبت را به تو ارائه كند، و يا فساد و زشتى آن را بر تو آشكار نمايد. پيامبران الهى براى آن كه مردم را اصلاح كنند و با اخلاق انسانى ، آنان را تربيت نمايند، بنيان و اساس مكارم اخلاقى را در جهان پى ريزى كردند، و سجاياى اخلاقى و انسانى را بنيان نهادند، و كرامت نفس انسانى را به پيروان خود آموختند، و از فساد و فحشاء، ايشان را بر حذر داشتند. فلاسفه بزرگ اخلاق ، مخصوصا طرفداران سعادت فردى و اجتماعى ، كه داراى عقائد و اخلاق خاص انسانى مى باشند چنين مى گويند

    سقراط مى گويد:

    انسان جوياى خوشى و سعادت است و جزاين تكليفى ندارد، اما خوشى به استيفاى لذات و شهوات به دست نمى آيد، بلكه بوسيله جلوگيرى از خواهشهاى نفسانى ، بهتر ميسر مى گردد. و سعادت افراد در ضمن سعادت جماعت است ، بنابراين ، سعادت هر كس در اين است ، كه وظائف خود را نسبت به ديگران بهتر انجام دهد. بنابراين دانش بشر، بايد او را به سوى سعادت سوق دهد، نه اينكه هر چه بيشتر و زيادتر به فساد آلوده اش نمايد.



صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود