جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بشكنيد اين باور غلط را

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بشكنيد اين باور غلط را




    با سلام

    بنده خود را فراموش میکند تا خدا بنده اش را

    انسان از خداوند بهترینها را میخواهد با اینکه شرایطش را ندارد

    میخواهد و میخواهد و میخواهد فقط خود را میبیند و میبیند

    نگاهی به دنیا بیاندازیم خداوند را بندگان زیادیست که به هیچ کدام نیازی ندارد

    اما تمام این بندگان به او نیاز دارند

    مادامی که از او دوریم احساس بدبختی میکنیم و خودمان را میکشیم تا به او نزدیک شویم

    اما رسیدن به او گذشتن از مراحلیست و نشان دادن شرط بندگی

    همیشه ما در آخرین پله همیشه این مورد اتافق می افتذ !!!! اینجا رو دقت کن

    همیشه در آخرین پله بخاطر ناراحتی و عدم تحمل شروع به شکوایه میکنیم که خدایا پس چرا که حالا من اینکار ها را برایت میکنم و من بنده خوبیم با من چنین میکنی من که بناموس مردم تعدی نمیکنم وضعم اینست !

    این عین پر رویی هست که تمام بندگان دارند خودم هم چنین هستم


    هیچ وقت به گذشتیمان نگاهی نمیکنیم وقایعی که نجاتمان داد و باز یادمان رفت

    تا در خطریم خدا خدا میکنیم همین که میگذرد

    شیطان درون با نیرویی که از شیطان برون می گیرد خدا را در ذهنمان کمرنگتر میکند

    ادعای نزدیکی داریم و نمیدانیم عشق و قلب از آن یکیست ولی همه را درآن جای میدهیم

    با یک دست نمی شود همه چیز را گرفت

    تا عشق خدا را بدست نیاوریم عشق ورزیدن صحیح را نه یاد میگیریم و نه به دیگران میتوانیم یاد دهیم

    برای رسیدن به خدا از خوانها باید گذشت


    رنجها دید

    عده بسیاری هم خدا را میخواهند و هم خرما را

    اما تا سختی رسیدن به خدا را میبینند یاد خرما می افتند
    و دیگر خدا را لقلقه زبان میکنند تا مبادا دچار عذابش گردند ! لینها دراشتباهند همین خرما دشمن جانشان می شود و باز هم از خدا دور می شوند

    بار ها وبار ها همین راه را تکرار میکنندو شکست میخورند


    ( نگران نباشید بالاخره خواهید رسید حتما میرسید انتخاب شده اید که برسید - انت مطیع )

    و روزگار بهمین نحو میگذرد و خدا کمرنگتر می وشد تا جایی که به درجه کفر هم میرسند !

    همیشه یادمان باشد خداوند درون قلبمان هر وقت او را صدا میزنیم با زبان گریه با ما سخن میگوید و اینجاست که شیطان دیوانه می شود و با فریاد میگوید او نجات یافت از دام من رها شد


    خداوند مکارترین هست و داناترین شیطان هیچ وقت پیروز نخواهد شد و قادر به دزدیدن بندگان خاص خدا نیست !

    شیطان دچار مکر خدا میشود چون مغرور بخود شده و می شود

    به گذشته خود نگاهی می اندازم خدای سالهای پیش خود رابا خدای الان که در ذهنم رنگ بسته میبینم

    این خدا نیست که تغییر یافته بلکه خدا ثابت بوده و هست

    من در حال تغییرم و هر روز با دیدن معجزات بیشتر و کشیدن رنجها و چشیدن طعم قدرت خداوند در مسیر زندگی یک قدم به او نزدیکتر شده ام ( خدایا از من نگیر انچه را بخشیده ای یا ارحم الراحمین )

    من متغییر بوده ام او ثابت هست یکتاست بی نیاز هست و من محتاج به او

    عده ای خدا را دور میپندارند و و خود باعث دوری هستند
    چرا که خدا را در دیگران میبینند و تا ضعفی و دورییی از دیگران میبینند دیگر امیدی به خدا را از دست میدهند

    و این عین شرک هست
    چرا که خداوند و صفات عالیه اش که یکی از انهاست را رد کرده اند

    آری آنها بینیازی و صمدانیت خدا را زیر سوال برده اند

    خداوند به خوبی و یا کردار بندگانش مربوط نیست

    حتی اگر تمام انها در کام بدی ها فرو روند و اگر روزگاری خوب بوده اند

    و یا حتی بمیرند و قطعی بین آنها و دیگر بندگان با بندگان دیگری که دوست آن بندگان دیگر بوده اند باز هم خداوند هست و ثابت و جایگاهش عالی

    ایمانی که با دیگری ببار بیاید

    با رفتن دیگری هم از بین می رود

    پس بشکن این باور غلط را

    و بگو

    (انت ربی و انا عبدک الضعیف یا الله یا رب الارباب ) من فقط محتاج بتو هستن و لا غیر


    اغثنی و اجب کل دعائی فی قلبی و لسانی

    گریه کن برای دوریت از او
    تمام ناراحتی ها گذراست


    هر کس بخدا نزدیک شود از انوار او در وجودش نیز ظاهر میگردد


    انکه روزگاری همه را دوست داشت و دیگران به او ارزشی قائل نبودند

    امروز چون خدای را دوست دارد

    در نور او غرق شده و همه بواسطه نور الهی مجبور به دوست داشتن او می شوند

    چرا که او بچشمه انتشار انوار الهی تبدیل می شود که نمود خوبیهاست و میتوان خدای را و زیبایی قدرتش را در خلقت این بشر دید

    و و به او محبت ورزید

    اری این بنده دیگر همان نیست که روزگاری محتاج همگان بود

    امروز به واسطه غنای الله از همگان جز او بغنا رسیده

    و دستش فقط در پیشگاه او دراز هست


    فقط برای خدا سجده کن فقط برای خواستن چیزی بر او اصرا کن فقط برای محبت خدای خود و گدایی محبتش گریه کن

    انت ربی و انا عبدک یا الله


    و بدان بواسطه نزدیکی به او درهای اسرار بر رویت گشوده خواهد شد

    و الهام بر دلت خواهد نشست

    و حتی خوابهایت نیز چون خواب پیامبران خواهد شد

    واو به بهترین بندگانش بهترینها را می دهد

    بشرطها وشروطها !!!!!!


    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت نامشخص
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14




    بنده عشق خدا باشم نه گدای نیاز

    نیایش هایی از نظامی گنجوی:

    ای نام تو بهترین سرآغاز ... بی نام تو نامه کی کنم باز

    ای سرمه کش بلندبینان ... در باز کن درون نشینان

    ای بر ورق تو درس ایام ... زآغاز رسیده تا به انجام

    صاحب تویی آن دگر غلامند ... سلطان تویی آن دگر کدامند

    من بی کس و زخم ها نهانی ... هان ای کس بی کسان تو دانی

    چون نیست به جز تو دستگیرم هست از کرم تو ناگزیرم


    ***ای همه هستی ز تو پیدا شده ...خاک ضعیف از تو توانا شده

    زیر نشین علمت کاینات ... ما به تو قائم چو تو قائم به ذات

    هستی تو صورت پیوند نی ... تو به کس و کس به تو مانند نی

    آنچه تغیر نپذیرد تویی.. و آن که نمردست و نمیرد تویی

    ما همه فانی و بقا بس تو راست ... ملک تعالی و تقدس تو راست

    خاک به فرمان تو دارد سکون ... قبه خضرا تو کنی بی ستون


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,698
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0







    با سلام و درود


    هيچ گاه خداوند رابطه خود را بنده اش قطع نمي کند.

    اين بنده است که خود را از خدا دور کرده و به غير خدا مشغول مي شود.

    خداوندي که به تعبير برخي روايات، عاشق بنده اش است و اگر بنده يک قدم به طرف او برود او چندين قدم به طرف بنده اش مي آيد و ... هيچ گاه بنده اش را فراموش نمي کند.

    خدايي که انسان با کوله باري از گناه هم که باشد در هر لحظه و هر جا که باشد مي تواند با او رابطه بر قرار کند.

    خدايي که از رگ گردن به انسان نزديک تر است و ... پس هيچ گاه انسان را رها نمي کند.

    مشکل آن جا است که انسان ها تصور مي کنند خدا هم مانند آن ها است و مي خواهد لجبازي کند و دنبال اين است تا فرصتي بدست بياورد تا بلايي را بر سر بنده اش نازل کند.


    در حالي که اين اخلاق انساني است، آن هم نه انسان هاي خوب؛ چه رسد به خدايي که اخلاق خدايي دارد.


    پس هيچ گاه براي برقراري رابطه با خداوند دير نيست.









    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود