صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سير و سلوك و تهذيب نفس( مديريت : seyed yasin )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    سير و سلوك و تهذيب نفس( مديريت : seyed yasin )




    با نام و ياد خداي سبحان

    سلام و عرض ادب و اجترام


    در این تاپیک متن کتاب سير و سلوك و تهذيب نفس (خلاصه اى از كتاب اوصاف الاشراف خواجه نصير الدين طوسى )نوشته مي شود. به این صورت که در هر پست بخشي از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد .

    از همکار ارجمندم جناب آقای
    seyed yasin که مديريت اين موضوع را پذیرفتند تقدير و تشکر مي کنم و براشون آرزوي توفيق روز افزون دارم

    لازم به ذکر است انتقال این کتاب به آی دی محترم عاشق مولا واگذار شده بود که به دلیل عدم حضور ایشان ٬ انتقال ادامه مطالب کتاب به جناب آقای
    seyed yasin واگذار گردید

    استدعا دارم که کاربران گرامي در اين تاپيک پستي نزنند چرا که نظم کتاب بهم مي خورد و ناچار به حذف آن پست خواهيم شد . لطفا سوالات خود را در باره اين کتاب اينجا مطرح بفرمائيد


    التماس دعا

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۹۰/۱۲/۰۷ در ساعت ۱۹:۱۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مرحوم خواجه نصير الدين طوسى متوفاى 672 ه‍ ق يكى از نام آوران عرصه ادب و عرفان و فلسفه و اخلاق است كه به حق مى توان او را مصداق و جعلنى مباركا اينما كنت (1) دانست در هر عرصه اى كه قدم نهاده اثرات بسيار عظيم و شايسته و جاودانى از خود به جا گذارده كه بشريت به آن افتخار مى كند و جا داشته و دارد كه يكى از كوههاى كره ماه را كه با دوربين كشف شده است به نام زيباى خواجه نام گذارى كنند و رصدخانه او در مراغه پس از گذشت قرنها مورد بازديد و اعجاب و شگفتى دانشمندان جهان باشد.
    خواجه همه عظمت و پيروزى هاى چشمگير خود را در پرتو قرآن و شاگردى در مكتب اهل بيت عليهم السلام به دست آورده و افتخار آن را دارد كه مرقد پاك او نيز در جوار مزار مطهر دو امام عظيم الشان باشد، و خود وصيت كرد كه جنازه مرا پايين پاى امام كاظم عليه السلام دفن كرده و روى سنگ مزارم اين آيه را بنويسيد:
    و كلبهم باسط ذراعيه بالوصيد(2)
    بارى خواجه از چنان عظمتى برخوردار است كه قطب الدين در كتاب محبوب القلوب مى گويد هر چه كه درباره او گفته شود در شاءن او نخواهد بود.
    برخى معتقدند كه خواجه به چند دليل آن چنان كه بايد و شايد شناخته نشده است .
    اول : شيعه بودن او با كه با فرهنگ حاكم روزگارش مغايرت داشته و طبيعى است براى كوبيدن وى كه از برجستگان تشيع است از هر نوع تلاشى فروگذار نشده است .
    دوم : فيلسوف بودن او چرا كه متحجران و مقدس نمايانى كه حرمت عقل و تعقل را ناديده مى گيرند هرگز با فيلسوفى كه عقل حادى عشر نام گرفته روى خوش نشان نمى دهند.
    سوم : همراهى ظاهرى و اضطرارى خواجه با هلاكوخان مغول .
    به هر حال با انگيزه بزرگداشت نام و خاطره آن محقق بزرگ بر آن شدم كه كتاب زيباى اوصاف الاشراف آن بزرگ مرد دوران را كه درباره اخلاق است و در حقيقت از چهره درخشان اشراف و اعيان دين - كه همانا وارستگان و متخلقان به اخلاق الهى هستند - پرده برداشته ؛ به نثر امروزى درآورده و به محضر اهل حقيقت و اصحاب فضيلت تقديم كنم .
    اميد است كه مقبول حق باشد؛ و بزرگان اهل تميز كه بر اشتباهات اين كمترين اهل قلم مطلع مى شوند به نظر عفو نگريسته و با راهنمايى هاى خود مرا مرهون الطاف خويش بنمايند.
    براى آنكه خوانندگان محترم از نثرى كه مرحوم خواجه در تنظيم اين رساله از آن استفاده نموده است با اطلاع باشند بخشى از نص مقدمه آن محقق بزرگ را بدون تغيير و تبديل كلمات آورده ام .(3)
    انشاء الله اين كار خدمتى به فرهنگ اسلامى محسوب شود و مورد قبول حضرت احديت قرار گيرد. (آمين ).
    زمستان 78

    سيد محمد رضا غياثى كرمانى

    پاورقی
    1- حضرت عيسى عليه السلام مى فرمايد: ((من هر كجا باشم خداوند مرا مايه بركت قرار داده است )).
    2- اشاره به اين كه : اين سگ آستان مقدس حضرت موسى بن جعفر عليه السلام است كه پاى خود را دراز كرده است . اين آيه درباره سگ اصحاب كهف مى باشد كه دو دست خود را در غار گسترانيده بود. سوره كهف (18)، آيه 18.
    3- لازم به ذكر است كه تدوين اين كتاب بر اساس نسخه كتاب اوصاف الاشراف ، با تصحيح مرحوم حاج سيد نصرالله تقوى كه همراه با ترجمه عربى آن توسط شيخ ركن الدين جرجانى - شاگرد علامه حلى -، و در سال 1345 با نظارت مرحوم علامه شعرانى ، به سعى آقاى محمد مدرسى اعراب گذارى شده و در سال 1362 توسط انجمن اسلامى الغدير به طبع رسيده است مى باشد.

    سير و سلوك و تهذيب نفس( مديريت : seyed yasin )

    ویرایش توسط عاشق مولا : ۱۳۸۹/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۰:۲۷


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مقدمه ويراستار
    باسم الله تعالى و له الحمد و الثناء
    خلقت انسان براى نيل به كمال و شناخت و ستايش خداى سبحان است ، و او مى فرمايد:
    من جن و انس را نيافريدم مگر براى اينكه عبادتم نمايند.
    و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون(4)
    و اين مطلب با سير باطنى بشرى از مبادى (كه : ايمان ، ثبات در عقايد، نيت قربت ، راستى و درستى راه ، و رو نمودن به سوى خالق ) براى وصول به مقاصد عالى و هدف نهايى (كه فناى در ذات ربوبى است ) حاصل مى شود، با مراعات مراحل ديگر آن چون : توبه ، بى رغبتى به امور دنيوى و مادى ، ممانعت نفس از پيروى شهوات ، محاسبه و مراقبه ، تقوا، عدم توجه به محسوسات ظاهرى ، تفكر، خوف و رجاء، صبر و شكر، اشتياق به حصول كمال ، اعتقاد مطابق با واقع و اطمينان ، توكل ، رضا و تسليم ، و بالاخره توحيد واقعى و اتحاد و وحدت ، كه سبب كمال غايى نفس انسانى مى گردد.
    خداى منان براى رسيدن نفس به ترقى و تعالى مطلوب ، كرارا به تفكر و تدبر توصيه نموده ، و از آن جمله فرموده : آيا با خود نمى انديشند كه خداوند آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است جز به حق نيافريده ؟!.
    اولم يتفكروا فى انفسهم ما خلق الله السموات و الارض و ما بينهما الا بالحق(5)
    مبدا سير به سوى كمال از تفكر حاصل مى شود كه در روايات اسلامى نيز از سالها عبادت ارزشمندتر قلمداد شده است ، و سبب پرهيز از هواهاى نفسانى و رسيدن به پاداش هاى بى كران اخروى خواهد شد، چنانچه در قرآن كريم آمده :
    اما آن كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس خويش را از هوى باز دارد، قطعا بهشت جايگاهش مى باشد.
    و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى ، فان الجنه هى الماوى(6)
    با خردورزى و خوف و رجاء و تهذيب نفس و تصفيه باطن است كه سالك حقيقى مى تواند از زيان واقعى جلوگيرى نمايد و هر روز، گامى به سوى تكامل روحى و معنوى پيش رود، و اين كلام رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم را همواره مد نظر داشته باشد كه :
    هر كس دو روزش يكسان باشد ضرر كرده است .
    من استوى يوماه فهو مغبون(7)
    عمل به سفارشات الهى و معصومين عليه السلام تنها راه تضمين شده اى مى باشد كه اهل سلوك را به مقصد نهايى و قرب ربوبى رهنمون مى سازد. در اين زمينه رهروان و عارفان بزرگ و سترگ كوى دوست ! كتب فراوان و مختلفى از خود بر جاى نهاده اند، كه يكى از مبرزترين آنها سلطان الحكما و المحققين ، استاد البشر، عقل حادى عشر خواجه نصير الدين طوسى - قدس الله نفسه الزكيه است .
    ولادتش : يازدهم جمادى الاولى 597 ه‍؛ زادگاهش : جهرود قم [يا طوس ]؛ نامش : محمد؛ كنيه اش : ابوجعفر؛ لقبش : نصيرالدين ؛ وفاتش : هجدهم ذيحجه الحرام 672 ه‍؛ مدفنش : كاظمين (پايين پاى دو امام معصوم عليهم السلام ).
    از اساتيدش : فخر الدين محمد بن الحسن (پدرش )، فريد الدين داماد نيشابورى ، ابى السعادات اصفهانى ، قطب الدين مصرى ، كمال الدين يونس موصلى و معين الدين سالم بن بدران ؛ و از شاگردانش : علامه حلى ، قطب الدين شيرازى و ابن ميثم بحرانى بوده اند.
    مدتى مورد غضب حاكم قهستان ، ناصرالدين ابوالفتح كه از سران فرقه اسماعيليه بود قرار گرفت و در قلعه الموت زندانى گرديد؛ و در سال 654 ه‍ با غلبه هلاكوخان مغول بر اسماعيليان ، آزاد شد؛ و چون خان مغول به ستاره شناسى و احكام نجوم علاقه مفرطى داشت ، خواجه را كه به اين دانش اشتهار يافته بود، گرامى داشت .(8) و وزير خود نمود، و خواجه به ناچار گرفتار دربار مغول گرديد، ولى از نفوذ و موقعيت والاى خود در دفع و كنترل شر وحشيان مغول از شيعيان و ترويج اسلام و تشيع و علم و ادب بهره جست و حتى جان بسيارى از فضلا و علما را از تيغ خونريز تاتار نجات داد؛ رصدخانه و مدرسه و كتابخانه اى در مراغه تاءسيس نمود كه چهار صد هزار كتاب داشت !.(9) و آثار گرانسنگ قلمى خودش در علوم و فنون مختلف افزون بر يكصد و هشتاد جلد است .(10)
    از آن جمله اخلاق ناصرى در تهذيب اخلاق و تدبير منزل و سياست مُدن در حكمت عملى بر طريقه حكما مى باشد كه به درخواست ناصرالدين ابوالفتح نگاشته (و آن ترجمه و تخليص طهارة الاعراق فى تحصيل الاءخلاق حكيم ابوعلى ابن مسكويه با اضافاتى از خويش است ).(11) و ديگرى اوصاف الاءشراف (كتاب حاضر) مى باشد كه به درخواست محمد بن الجوينى ، مراحل سير و سلوك را مختصر و مفيد بيان داشته ، و ويژگيهاى شرافتمندان درگاه ربوبى را برشمرده است .
    اين اثر نفيس عرفانى مكرر به چاپ رسيده ، و اينك بازنويسى شده آن تقديم صاحبدلان مى شود. انشاءالله همگان به مجاهده واقعى با نفس خود پرداخته و با پيراستن آن ، توفيق شناخت سير در راههاى كمال را يافته و در مسير وصول به مقصد اعلى و قرب حق تعالى تلاش نموده و وعده محتوم الهى را از ياد نبريم كه فرموده :
    آنان كه در راه ما كوشش كنند، قطعا به راههاى خويش هدايتشان خواهيم كرد.
    والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا(12)

    محمد رضا الحاج شريفى الخوانسارى
    محرم الحرام 1421/ ارديبهشت 79


    پاورقی

    4- ذاريات : سوره 51، آيه 56.
    5- روم : سوره 30، آيه 8.
    6- نازعات : سوره 79، آيه 41-40.
    7- بحار الانوار: ج 71، ص 220، و در ص 173 به نقل از امام صادق عليه السلام آمده ؛ و در كنز العمال : ج 16، ص 214 به نقل از امام حسن عليه السلام چنين ذكر شده : من كان يومه خيرا من غده فهو مغبون
    8- تاريخ مغول (اقبال ): ص 502.
    9- روضات الجنات : ج 6، برگرفته از ص 302، 314، 315، 316، 319 ريحانة الاءدب : ج 2، برگرفته از ص ‍ 171، 176، 177 و 181.
    10- اءساس الاقتباس : (مقدمه ) از صفحه 18 تا 31 نام 185، اثر خواجه ذكر شده .
    11- اخلاق ناصرى : ص 5 - 4.
    12- عنكبوت : سوره 29، آيه 69.
    سير و سلوك و تهذيب نفس( مديريت : seyed yasin )



    ویرایش توسط عاشق مولا : ۱۳۸۹/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۰:۲۸


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بخشى از نص مقدمه مرحوم خواجه
    بسم الله الرحمن الرحيم
    سپاسى بى قياس بار خدايى را كه به سبب آنكه هيچ عقل را قوت اطلاع بر حقيقت او نيست و هيچ فكر و دانش را وسع احاطه به كنه معرفت او نه ، هر عبارت كه در نعت (13) او ايراد كنند و هر بيان كه در وصف او بر زبان رانند اگر ثبوتى باشد از شائبه تشبيه معرا(14) در تصور نيايد، و اگر غير ثبوتى بود از غائله تعطيل(15) مبرا در توهم نيفتد، از اين جهت پيشواى اصفيا و مقتداى اوليا و خاتم انبيا محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم گفت :
    لا احصى ثناء عليك انت كما اثنيت على نفسك و انت فوق ما يقول القائلون(16)
    و هزاران درود و صلوات و آفرين و تحيات بر روح مقدس او و ارواح پاكان و دودمان او خصوصا ائمه معصومين و برگزيدگان ياران او باد به حق الحق .
    اما بعد، محرر اين رسالت و مقرر اين مقالت محمد الطوسى را بعد از تحرير اخلاق كريمه و سياسات مرضيه بر طريقه حكما، انديشه مند بود كه مختصرى در بيان سير اولياء و روش اهل بينش بر قاعده سالكان طريقت (17) و طالبان حقيقت مبنى بر قوانين عقلى و سمعى و منبى(18) از دقائق نظرى و عملى كه به منزلت لب آن صناعت و خلاصه آن فن باشد مرتب گرداند و اشتغال بدان مهم از كثرت شواغل بى اندازه و موانع بى فايده ميسر نمى شد، و اخراج آنچه در ضمير بود از قوه به فعل دست نمى داد.
    تا در اين وقت كه اشاره نافذ خداوند(19) صاحب اعظم نظام و دستور عالم ، والى السيف (20) و القلم ، قدوة(21) اكابر العرب و العجم ، شمس الحق و الدين ، بهاء الاسلام و المسلمين ، ملك الوزارء فى العالمين ، صاحب ديوان الممالك ، مفخر الاشراف و الاعيان ، مظهر العدل و الاحسان ، افضل و اكمل جهان ، ملجا و مرجع ايران ، محب به اتمام آن انديشه نفاذ(22) يافت ، بر نوعى كه فرصت دست داد و وقت و حال اقتضا كرد با وجود عوايق(23) و وفور علايق ، آنچه خاطر به ايراد او مساعدت نمود در تقرير آن موانع مسامحت كرد، از جهت انقياد امر آن بزرگوار و امتثال فرمان مطاع او چند باب مشتمل بر شرح آن حقايق و ذكر آن دقايق در اين مختصر وضع كرد و در هر باب آيتى از تنزيل مجيد كه :
    لا ياءتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه(24)
    كه به استشهاد وارد بود ايراد كرد، و اگر در اشاره به مقصود مصرح نيافت بر آنچه به آن نزديك بود اقتصار كرد و آن را اوصاف الاشراف نام نهاد، اگر پسنديده نظر اشرف گردد مقصود حاصل شود، والا چون تمهيد معذرت تقديم يافته است مكارم اخلاق و محاسن شِيَم ذات شريف او اثر اين هفوات (25) را به ذيل مغفرت پوشيده گرداند. ايزد سبحانه و تعالى همچنان كه او را در عالم مجازى به مرتبه سرورى و فرماندهى مخصوص گردانيده است در عالم حقيقى نيز به رافت يزدانى و دولت جاودانى مويد و موصوف گرداند.
    انه اللطيف المجيب (26)

    پاورقی

    13- نعت = توصيف
    14- معرا= خالى .
    15- تعطيل= عدم شناخت عقلى .
    16- بر ستايش تو قادر نيستم ، تو همان هستى كه خودت درباره خود تصيف كردى و تو برتر از آن هستى كه گويندگان درباره تو مى گويند.
    17- سالكان طريقت = اهل سير و سلوك .
    18- منبى = گزارشگر.
    19- خداوند = مالك و پادشاه .
    20- سيف = شمشير.
    21- قدوه = الگو و مقتدا.
    22- نفاذ = تحقيق .
    23- عوايق = موانع .
    24- سوره فصلت : آيه 42. هيچ باطلى ، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى آيد
    25- هفوات= لغزشها.
    26- خداوند لطيف و پاسخ دهنده است .

    سير و سلوك و تهذيب نفس( مديريت : seyed yasin )

    ویرایش توسط عاشق مولا : ۱۳۸۹/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۰:۲۸
    [


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لوازم سير و سلوك
    هر كسى كه به خود و كردار و رفتار خويش بنگرد بى ترديد خود را نيازمند به ديگران مى بيند، و هر كه نيازمند به غير باشد ذاتا ناقص است و هر گاه انسان از نقص خويش آگاه باشد در درون خود انگيزه اى براى نيل به كمال مى يابد، و لذا احساس نياز به حركت به سوى كمال پيدا مى كند، اهل طريقت اين حركت را سلوك مى نامند. براى چنين كسى كه به سلوك رغبت پيدا كرده توجه به شش امر لازم است .
    1- مبدا سير و سلوك و تهيه مقدمات و زاد و توشه . يعنى بداند كه از كجا بايد سلوك را آغاز كرد و چه مقدماتى را بايد فراهم نمود.
    2- رفع موانع سير و سلوك . يعنى : بايد موانعى كه انسان را از حركت و سير و سلوك باز مى دارد شناسايى و رفع كرد.
    3- سير و سلوك . يعنى پيمودن راه و آغاز حركتى كه انسان را از مبدا به مقصد مى رساند و حالاتى كه در آغاز كار براى سالك پيش مى آيد.
    4- حالاتى كه در اثناى سير و سلوك براى سالك پيش مى آيد.
    5- حالاتى كه پس از سير و سلوك براى واصلان و به مقصد رسيدگان رخ مى دهد.
    6- پايان سلوك كه آن را فناء در توحيد مى نامند.
    و هر يك از اين امور به غير از امر ششم كه پايان حركت است مشتمل بر امور ديگرى است كه آنها را در شش باب و هر باب را در شش فصل ارائه مى نماييم .
    و اما امر ششم چون قابل تكثير نيست از اين امر مستثنى است ، چرا كه حصول هر بخشى از حركت مسبوق به بخشى ديگر است كه قبل از آن وجود داشته و سابق بر بخشى ديگر از حركت است كه در آن خواهد آمد و چون آخرين بخش به عنوان پايان راه است و به دنبال آن بخش ديگرى وجود ندارد مشتمل بر امرى نخواهد بود.
    و اما هر حالتى كه در مسير و اثناى سير و سلوك براى سالك رخ مى دهد واسطه اى بين حالت قبلى و حالت بعدى است كه اگر نسبت به حال قبلى مقايسه شود كمال و پسنديده و چون با حالت بعدى مقايسه شود نقص و ناپسند خواهد بود، و لذا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
    من استوى يوماه فهو مغبون(27)
    و بزرگان گفته اند: حسنات الابرار سيئات المقربين(28)
    انشاءالله اين مطالب در ضمن فصول اين مجموعه روشن خواهد شد.
    پس از اين مقدمه ، به توفيق الهى به بيان ابواب و فصول اين كتاب مى پردازيم

    پاورقی


    27- هر كس كه دو روز او مساوى باشد ضرر كرده است .
    28- كارهاى پسنديده نيكان ، كارهاى ناپسند مقربان درگاه الهى محسوب مى گردد.

    سير و سلوك و تهذيب نفس( مديريت : seyed yasin )

    ویرایش توسط عاشق مولا : ۱۳۸۹/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۰:۲۸
    [


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باب اول : مبداء سير و سلوك و تهيه مقدمات آن كه در ضمن شش فصل ارائه مى شود.
    فصل اول : ايمان
    خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد:
    الذين امنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن و هم مهتدون(29)
    ايمان در لغت به معناى هر گونه تصديق و باور داشتن است . و در اصطلاح محققان تصديق به معلومات يقينى و باور قلبى به فرموده هاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى باشد؛ و شناخت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از شناخت خدا جدا نيست . خداوند قادر داناى سميع و بصيرى كه پيامبران را فرستاده و قرآن را بر حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم نازل فرموده ، و واجب و مستحب و حلال و حرام مورد قبول و اتفاق امت اسلامى را بيان كرده است .
    پس ايمان در بردارنده اين مسائل است ، نه كمتر و نه بيشتر، چرا كه كمتر از آن ايمان محسوب نمى شود و بيشتر از آن كمال ايمان است نه خود ايمان .
    علامت و نشانه ايمان
    نشانه ايمان آن است كه انسان به آنچه كه بايد بداند آگاه باشد، و آنچه را كه گفتنى است بگويد و آنچه را انجام دادنى است عمل نموده ، و از آنچه كه احتراز از آن لازم است پرهيز كرده و دورى جويد. اينها كه گفتيم عمل صالح نام دارد كه لازمه ايمان و قابل افزايش و كاهش ، مى باشد و لذا عمل صالح همه جا با ايمان ذكر مى شود، چنانكه خداوند مى فرمايد:
    الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات (30)


    پاورقی

    29- سوره انعام : آيه 82. آنان كه ايمان آورده و ايمان خود را به ستم نياميخته اند داراى امنيت هستند و هدايت يافته اند.
    30- سوره عصر: آيه 3. مگر آنانكه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند (در خسران و زيان نيستند)


    سير و سلوك و تهذيب نفس( مديريت : seyed yasin )

    [


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مراتب ايمان
    ايمان داراى مراتبى مى باشد و كمترين آن ايمان زبانى است كه خداوند در مورد آن مى فرمايد:
    يا ايها الذين آمَنوا آمِنوا بالله و رسوله و الكتاب الذى نزل على رسوله(31)
    و باز در همين مورد مى فرمايد:
    و قالت الاعراب آمنا قل لم تؤ منوا ولكن قولوا اسلمنا و لما يدخل الايمان فى قلوبكم(32)
    مرتبه بالاتر از آن ايمان تقليدى است . يعنى مومن به آنچه كه بايد بدان ايمان داشته باشد ايمان قطعى دارد ولى ايمان او قابل زوال است . البته اگر ايمان قطعى حاصل شود عمل صالح نيز به دنبال آن خواهد آمد، كه خداوند مى فرمايد:
    انما المومنون الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا(33)
    مرتبه بالاتر از اين ، ايمان غيبى است كه خداوند در مورد آن مى فرمايد:
    الذين يومنون بالغيب (34)
    اين گونه ايمان همراه با يك نوع بصيرت درونى است و مقتضى ثبات قدم مى باشد و گويا مومن حقايقى را از پشت پرده غيب مشاهده مى كند.
    مرتبه بالاتر از آن ، ايمان كامل است كه خداوند در اين مورد مى فرمايد:
    انما المومنون اذا ذكر الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا(35) تا آنجا كه مى فرمايد: اولئك هم المومنون حقا(36)
    اين ايمان همراه با يقينى است كه بعدا شرح آن را خواهيم داد و عالى ترين مراتب ايمان محسوب مى گردد.
    در سير و سلوك ايمانى ، كمتر از ايمان غيبى ، و حداقل كمتر از ايمان تقليدى فائده اى ندارد. چون ايمان زبانى در حقيقت ايمان نيست كه خداوند مى فرمايد:
    و ما يومن اكثرهم بالله الا و هم مشركون(37)
    و انسان براى سير و سلوك حتما به ايمان بالاترى نياز دارد. چون اگر ايمان قطعى به وجود كامل مطلق و آفريدگار جهان باشد، در پرتو اين اعتقاد روح انسان آرامش ‍ پيدا كرده و سير و سلوك براى او ممكن است و مى تواند به آسانى و سهولت به هدف نايل گردد.


    پاورقی

    31- سوره نساء: آيه 136. اى مومنان ، به خدا و پيامبر و كتابى كه بر پيامبرش نازل كرده ايمان بياوريد
    32- سوره حجرات : آيه 14. اعراب گفتند: ما ايمان آورديم . بگو: ايمان نياورديد بلكه بگوييد تسليم شديم و ايمان در قلب شما وارد نشده است
    33- سوره حجرات : آيه ى 15. مومنان كسانى هستند كه ايمان به خدا و پيامبرش داشته و دچار ترديد نشده و جهاد كردند
    34- سوره بقره : آيه 5. آنانكه ايمان به غيب دارند
    35- سوره انفال : آيه 2. مومنان كسانى هستند كه وقتى كه نام خدا را مى شنوند قلبهايشان مى لرزد و وقتى كه آيات الهى براى آنها خوانده مى شود ايمان آنها افزوده مى گردد
    36- آنها به راستى و حقيقتا اهل ايمانند
    37- سوره يوسف : آيه 106. اكثر آنها ايمان به خدا نياوردند مگر آنكه مشرك هستند


    سير و سلوك و تهذيب نفس( مديريت : seyed yasin )

    [


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل دوم : ثبات

    خداى تعالى درباره ثبات مى فرمايد:
    يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الآخره(38)
    ثبات حالتى است كه تا با ايمان همراه نگردد اطمينان نفس و در نتيجه طلب كمال ميسر نمى شود، زيرا هر كس كه در عقايد خود متزلزل باشد نمى تواند طالب كمال باشد، و ثبات ايمان عبارت است از حصول قطع به اينكه كامل و كمالى وجود دارد، و تا اين قطع حاصل نشود طلب كمال وجود نمى گيرد، و تا تصميم بر طلب كمال و ثبات در راه آن به دست نيايد و سير و سلوك ممكن نيست ، و كسى كه تصميم دارد ولى ثبات نداشته باشد مصداق اين آيه است كه خداوند مى فرمايد:
    كالذى استهوته الشياطين فى الارض حيران(39)
    بلكه مى توان گفت متحير و سرگردان ، تصميم هم ندارد و تا به يك سمت معين رو نياورد حركت و سير و سلوك از او صادر نمى شود و اگر هم حركتى بكند حركتى بى حاصل و بدون فائده است .
    و اما علت ثبات يك فرد بصيرت درونى و اعتقاد به حقانيت عقايد خود و دريافت لذت نيل به كمال و ملكه(40) شدن اين حالت درونى است به گونه اى كه زوال نپذيرد، و بدين گونه است كه از انسانهاى ثابت قدم همواره اعمال صالح صادر مى گردد.


    پاورقی

    38- سوره ابراهيم : آيه 27. خداوند مؤ منان را با قول ثابت در زندگى دنيا و آخرت تثبيت مى كند
    39- سوره انعام : آيه 71. مانند كسى است كه شياطين او را در زمين افكنده و حيران است
    40- ملكه در مقابل حال است . حال آن حالتى است كه زود از بين مى رود مثل زردى رنگ انسان ترسيده و سرخى رنگ انسان خجالت زده ، ولى ملكه حالتى است كه به زودى زوال نمى پذيرد مثل شجاعت و حسادت و ساير ملكات اخلاقى .

    سير و سلوك و تهذيب نفس( مديريت : seyed yasin )

    ویرایش توسط عاشق مولا : ۱۳۸۹/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۲:۳۰
    [


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل سوم : نيت

    خداى تعالى درباره نيت مى فرمايد:
    قل ان صلوتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين(41)
    نيت به معناى قصد است و قصد حلقه اتصال بين علم و عمل مى باشد. چرا كه اگر كسى نداند كه بايد كارى را انجام دهد قصد انجام آن را نمى نمايد و تا چنين قصدى نكند آن عمل صورت نمى گيرد، و مبدا سير و سلوك قصد است و بايستى سالك مقصد معينى را در نظر بگيرد و چون مقصد كمال مطلق است بايد نيت تقرب به حق تعالى باشد، زيرا كه كامل مطلق ذات پاك اوست .
    اگر چنين حالتى پيدا شد نيت بدون عمل از عمل بدون نيت بهتر خواهد بود، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:
    نية المومن خير من عمله(42)
    چون نيت به منزله روح و عمل به منزله جسم است و باز آن حضرت فرمودند:
    الاعمال بالنيات (43) چنانكه حيات جسم مشروط به وجود روح است ، و فرمودند:
    و لكل امرى ء ما نوى و من كان هجرته الى الله و رسوله فهجرته الى الله و رسوله و من كانت هجرته الى الدنيا يصيبها او امراءة تزوجها فهجرته الى ما هاجر اليه(44)
    و اما عمل خيرى كه با قصد قربت صورت بگيرد مقتضى حصول كمال است چنانكه خداوند مى فرمايد:
    لا خير فى كثير من نجواهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلاح بين الناس و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات الله فسوف نؤ تيه اجرا عظيما(45)


    پاورقی

    41- سوره انعام : آيه 162. بگو به درستى كه نماز و اعمال و زندگى و مرگ من ، همه براى خداوند جهانيان است
    42- بحار: ج 70، ص 210، باب 53، روايت 32. نيت انسان مومن بهتر از عمل اوست
    43- بحار: ج 67، ص 111، باب 30، روايت 21. اعمال با نيت شكل مى گيرند
    44- بحار: ج 67، ص 111، باب 30، روايت 21. هر كسى در هر كارى هر نيتى كه بكند به آن دست خواهد يافت ، و هر كسى كه به سوى خدا و پيامبرش هجرت كند هجرتش به سوى خدا و پيامبرش صورت مى گيرد، و هر كس كه به سوى دنيا هجرت كند كه بخواهد به آن دست يابد و يا بخواهد با زنى ازدواج كند هجرت او به سمت همان چيزى است كه به آن هجرت نموده است
    45- سوره نساء: آيه 14. در بسيارى از نجواهاى شما خيرى نيست مگر آن كس كه فرمان به صدقه اى و يا كار پسنديده اى و يا اصلاح بين مردم بدهد و اگر كسى اينها را به قصد به دست آوردن رضاى الهى انجام بدهد به زودى اجر عظيمى به او خواهيم داد


    سير و سلوك و تهذيب نفس( مديريت : seyed yasin )

    [


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل چهارم : صدق

    خداى تعالى درباره صدق مى فرمايد:
    يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقين(46)
    صدق در لغت به معناى راست گفتن و وفاى به عهد است ، ولى در اينجا به معناى راستى در گفتار و در نيت و در تصميم و هم در وفاى به عهد و پيمان و نيز در همه حالات زندگى است ، و صديق كسى است كه در همه اين موارد كه ذكر شد صدق به عنوان ملكه براى او حاصل شده باشد و در هيچ جا عين و اثرى از ناراستى در او نتوان يافت .
    عالمان و دانشمندان گفته اند: اگر كسى چنين باشد خوابهاى او نيز همه راست و درست و خود مصداق :
    رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه(47) خواهد بود و خداوند صديقان را با پيامبران و شهيدان در يك رديف ذكر فرموده است كه مى فرمايد:
    فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين(48)
    و پيغمبران بزرگى مانند ابراهيم عليه السلام و ادريس عليه السلام را به عنوان صديق معرفى مى كند و مى فرمايد:
    انه كان صديقا نبيا(49)
    درباره برخى از پيامبران نيز فرموده است :
    و جعلنا لهم لسان صدق عليا(50)
    و چون راستى و صداقت نزديكترين راه به هدف مى باشد كسى كه در راه مستقيم سير و سلوك كند كامياب ترين افراد در راه رسيدن به مقصد خواهد بود انشاءالله .


    پاورقی

    46- سوره توبه : آيه 119. اى مومنان تقواى الهى پيشه كنيد و با راستگويان باشيد
    47- سوره احزاب : آيه 23. آنان مردانى هستند كه عهد و پيمانى را كه با خدا بسته اند به مرحله صدق رسانيدند
    48- سوره نساء: آيه 69. پس آنان با كسانى كه خداوند به آنها نعمت داده يعنى انبياء و صديقان و شهيدان و صالحان هستند
    49- سوره مريم : آيه 41. آن بزرگوار پيامبرى صديق بود. اين تعريف درباره دو پيامبر يعنى ابراهيم عليه السلام و ادريس عليه السلام آمده است
    50- سوره مريم : آيه 50. و ما قرار داديم براى آنها زبانى راست گو و بلندمرتبه

    [


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 36
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۵/۰۳, ۱۵:۱۴
  2. پاسخ: 43
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۷/۲۱, ۱۱:۲۰
  3. چهل حديث، سيره حسنى ( مدیریت : seyed yasin )
    توسط سوگند در انجمن تاویل قرآن
    پاسخ: 34
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۱۵:۰۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود