صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کلمه "انما" در آیه تطهیر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    کلمه "انما" در آیه تطهیر




    با عرض سلام

    بنده در یکی از نوشتار اهل سنت، در مورد کلمه "انما" در آیه تطهیر ، این نوشتار را دیدم. آنها سعی کردن که از دلیل شیعه شبهاتی وارد کنند.

    متن نوشتار این هست:

    ""«إنّما» از ادوات حصر است امّا محصور آن افراد، یعنی پنج تن پاک، نیستند، بلکه مقصود از «إنما» انحصار هدف از امر و نهی، به یک هدف واحد و نفی اهداف و مقاصد دیگر است. در واقع آیه می‌فرماید هدف از این اوامر و نواهی به شما جز «إذهاب رجس و تطهیر» نیست. به عبارت دیگر خدا می‌فرماید از امر و نهی به شما جز تطهیرتان را نمی‌خواهیم، نه آنکه بفرماید فقط تطهیر شما را می‌خواهیم و لا غیر. زیرا در آیه‌ای دیگر (المائده / 6) تطهیر تمام مکلّفین را خواسته است."

    لطفاً به این شبهات اهل سنت برای من پاسخ بدهید.

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست گرامی سلام


    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedone نمایش پست
    ""«إنّما» از ادوات حصر است امّا محصور آن افراد، یعنی پنج تن پاک، نیستند، بلکه مقصود از «إنما» انحصار هدف از امر و نهی، به یک هدف واحد و نفی اهداف و مقاصد دیگر است. در واقع آیه می‌فرماید هدف از این اوامر و نواهی به شما جز «إذهاب رجس و تطهیر» نیست. به عبارت دیگر خدا می‌فرماید از امر و نهی به شما جز تطهیرتان را نمی‌خواهیم، نه آنکه بفرماید فقط تطهیر شما را می‌خواهیم و لا غیر. زیرا در آیه‌ای دیگر (المائده / 6) تطهیر تمام مکلّفین را خواسته است."



    راستش! اصل این جملات خودش نواقصی داره. مثلا این دو جمله که متفاوت اورده شده:

    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedone نمایش پست
    از امر و نهی به شما جز تطهیرتان را نمی‌خواهیم،


    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedone نمایش پست
    نه این که بفرماید فقط تطهیر شما را می‌خواهیم و لا غیر


    هر دو یکی هستن در دو عبارت. اینا اصلا متفاوت نیستن. تازه، نویسنده با این حرف دوم، تاحدّی چیز رو که در ذهن خودش داره رو نقض میکنه. اما اشکالی نداره، اصل مسئله مهمتره.




    اما اصل مسئله:


    این نظر نویسنده محترم سنّی، دو بخش اساسی دارد:


    1- ارتباط سیاقی و محتوایی مستقیم وجود دارد بین تکالیف و اوامر و نواهی خدا بر زنان پیامبر در خطابات قبلی آیات، و بین این بخش از آیه، یعنی جمله "انّما یرید الله ..."،

    این ارتباط چیست؟ از توضیح نویسنده سنّی اینگونه بر میاید که: این ارتباط، ارتباط تکلیف – هدف، است. یعنی خدا با این جمله "انما یرید..." میخواهد بگوید: ای زنان پیامبر! اگر خدا به شما چنان اوامر و نواهی ای میکند، فقط و فقط به هدف این است که "میخواهد از شما اذهاب رجس کند...".

    2- ادات حصر در ابتدای جمله "انّما یرید الله..."، یعنی کلمه "انّما" یا همان کلمه "فقط" ی که ما آوردیم، صرفا اون هدفی رو که ذکر شد، منحصر میکند: یعنی خدا میخواهد بگوید که اگه چنان اوامر و نواهی ای میشود، فقط و فقط به خاطر اذهاب الرجس و تطهیر شماست، و نه به خاطر چیز دیگری.



    پاسخ اصلی و اولیه به این نویسنده:

    نویسنده محترم اگه خودشون اون دو ضمیر "شما" یی رو که در جمله خودشون اوردن، باز میکردن که منظور چه کسانی هستن، که زنان پیامبر هستن، اونوقت شاید با کمی دقت، این حرف رو نمیزدن؛

    اشکال اولیه حرف ایشون در همون بند اولی هستش که ایشون در حرفشون اورده و بنده تحت بند 1- اونو ذکر کردم؛

    اگه جمله "انما یرید الله ل..."، یعنی بحث تطهیر، هدفی است که خدا برای اون اوامر و نواهی قبلش، قرار داده (و در واقع گفته که : ای زنان پیامبر! اگه به شما همسران پیامبر، چنان اوامر و نواهی ای میشه، فقط و فقط برا اینه که خدا میخواد شما همسران پیامبر رو تطهیر کنه)، اونوقت این یعنی مخاطب این بخش از ایات نیز فقط و فقط باید زنان پیامبر باشن، چون این بخش، هدف اون خطاباتی است که در آیات قبلی، فقط و فقط به زنان پیامبر ایراد شده اند.

    در این صورت، چرا ضمیر "عنکم" و "یطهرکم"، به صورت مذکر اومده، در حالی که خطاب حرف خدا فقط و فقط زنان پیامبر هستن و این بخش هم دنباله همون خطابات هستش منتها اونجا اوامر و نواهی بوده و اینجا هدف اون اوامر و نواهی؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    بسیار واضحه که اگه بخوایم این بخش از ایه رو اصلا هدف خطابات قبلی قرار بدیم، اونوقت هر کسی که بخواد جزیی از ضمیر "کم" در "انما .... عنکم ... و یطهرکم..." باشه، باید قبلا جزیی از خطابات خدا در ایات قبلی هم باشه. حالا، اگه اونجا خطابات فقط زنان بودن، اینجا باید فقط زنان مرجع ضمیر باشن، در اینصورت باید ضمیر "کنّ" بیاد نه "کم".
    این ضمیر مذکر "کم" ، نشون میده که افرادی غیر مؤنث هم جزیی از مرجع این ضمیر هستن؛ اگه اینطور باشه، دیگه این بخش از ایه، اصلا هدف خطابات در ایات قبلی نیستش.

    دیگه بحث انحصارش بماند. بررسی حرف نویسنده از لحاظ بند 2- که اوردم، خودش باز اشکالاتی داره که فعلا همین برای اشکال حرفشون کافیه.

    ویرایش توسط roshani : ۱۳۸۹/۰۳/۲۴ در ساعت ۱۵:۱۵
    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    وَقَرْنَ فِي بُيوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا(الأحزاب/33)
    و در خانه‌هاي خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زکات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت کنيد؛ خداوند فقط مي‌خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

    با عرض سلام
    تا قبل از کلمه انما از جمع کلمات مشخص است که موضوع گفتار گروهی از زنان است.

    اما در جمله بعدی که با انما شروع می گردد خطاب به اهل البیت است.
    و کلمه اهل البیت مذکر و بصورت جمع یعنی کم مخاطب قرار می گیرد.

    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedone نمایش پست
    با عرض سلام

    بنده در یکی از نوشتار اهل سنت، در مورد کلمه "انما" در آیه تطهیر ، این نوشتار را دیدم. آنها سعی کردن که از دلیل شیعه شبهاتی وارد کنند.

    متن نوشتار این هست:

    ""«إنّما» از ادوات حصر است امّا محصور آن افراد، یعنی پنج تن پاک، نیستند، بلکه مقصود از «إنما» انحصار هدف از امر و نهی، به یک هدف واحد و نفی اهداف و مقاصد دیگر است. در واقع آیه می‌فرماید هدف از این اوامر و نواهی به شما جز «إذهاب رجس و تطهیر» نیست. به عبارت دیگر خدا می‌فرماید از امر و نهی به شما جز تطهیرتان را نمی‌خواهیم، نه آنکه بفرماید فقط تطهیر شما را می‌خواهیم و لا غیر. زیرا در آیه‌ای دیگر (المائده / 6) تطهیر تمام مکلّفین را خواسته است."

    لطفاً به این شبهات اهل سنت برای من پاسخ بدهید.

    پاسخ:
    با سلام
    برای پاسخ به این شبهه باید دید متعلق و مفعول محذوف فعل «يُريدُ» در آيه تطهير چیست،با مشخص شدن این محذوف پاسخ این شبهه هم مشخص خواهد شد، در اين كه متعلّق و مفعول «يريد» كه محذوف است، چه مي‏تواند باشد، اختلاف نظر وجود دارد. علماي اهل سنّت كه ارادة مأخوذ در آيه را اراده تشريعي و عنوان «أهل البيت» را شامل همسران پيغمبر اكرم (ص) مي‏دانند، مي‏گويند: مفعول محذوف، اسم اشاره اي است كه به وسيله آن به اوامر و نواهي مذكور در آيات قبل اشاره مي‏شود وتقدير آن چنين است: «إنّما يريد الله ـ تلك الأوامر و نواهي ـ ليذهب عنكم ...»، ليكن چون ارادة مطرح در اينجا تكويني است و عنوان «أهل البيت» شامل همسران پيغمبر اكرم (ص) نمي‏شود، اين توجيه، قابل قبول نيست.
    افزون بر اين اذهاب رجس و تطهيري كه در اينجا آمده، جز بر عصمت، بر چيز ديگري قابل انطباق نيست. از سوي ديگر، مقام والاي عصمت، چيزي نيست كه با امتثال چند امر و اطاعت چند نهي، مانند آنچه كه در باره همسران پيامبر اكرم آمده، قابل تحصيل باشد.
    توجيه ديگري كه درباره آيه مي‏توان بيان كرد، بدين صورت قابل تبيين است:
    الف) اذهاب رجس به صورت مطلق جز بر عصمت قابل انطباق نيست.

    ب) عصمت، مقامي‏نيست كه با امتثال چند امر يا اطاعت چند نهي حاصل شود، بلكه فقط با علم و معرفت ويژه به دست مي‏آيد. علم و معرفتي كه به كمك آن، حقيقت و درون گناه قابل رؤيت باشد چنان كه درباره حضرت يوسف (ع) فرمود: «وَلَقد هَمّت به وهَمّ بِها لَولا أَن رءَا بُرهان رَبّه كذَلك لِنُصرف عَنه السوءُ والفَحشاء» {يوسف/24}.
    ما نيز نسبت به برخي از معاصي، همانند دست زدن به آتش، نوشيدن سم و ... معصوم هستيم؛ زيرا حقيقت و عاقبت چنين كارهايي را آنچنان مي‏دانيم كه گويا مي‏بينيم. كساني كه نسبت به تمام معاصي چنين علمي‏داشته باشند عصمت مطلقه خواهند داشت. بنابراين، عصمت فقط با علم و معرفت ويژه، كه همان ديدن برهان پروردگار است، حاصل مي‏شود.

    ج) اين علم ويژه، در پناه اخلاص خاص اعطا مي‏شود: «إنّه مِن عِبادنا المخلَصين».{يوسف/24 }هر چه بر اخلاص انسان افزوده مي‏شود، آن علم ويژه، بيشتر به او اعطا مي‏گردد. چنان كه ابراهيم (ع) در پرتو برخورداري از اين اخلاص، ملكوت آسمان و زمين را مشاهده كرد و به مقام صاحبان يقين رسيد: «وكذَلك نُري إِبراهيم مَلكوت السموَات و الأرض وَلِيكون مِن الموُقنين» {انعام/75}

    د) مقام پيغمبر اكرم (ص) نه تنها از يوسف (ع) بالاتر است، بلكه از تمام انبياي اولو العزم و تمام مخلوقات خدا نيز بالاتر است. از اين رو اگر به يوسف (ع) بُرهان پروردگار و به ابراهيم (ع) ملكوت آسمان و زمين اِرائه مي‏شود به طريق اولي به برترين موجود خلقت، يعني نبي مكرّم (ص) ارائه مي‏گردد، چنان كه به علي (ع) و ساير ائمه (عليهم السلام) كه به منزلة جان رسول خدا (ص) هستند نيز ارائه خواهد شد.

    هـ) بدين ترتيب، متعلّق «يريد الله» كه محذوف است «إرائة البرهان و ملكوت السموات والأرض» و امثال آن خواهد بود تا زمينة تحصيل عصمت فراهم گردد. پس تقدير آية مزبور چنين است: «إنّما يريد الله ـ إرائتكم برهانَ ربكم و ملكوت السموات و الأرض ـ ليذهب عنكم الرجس ...».

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام به همه دوستان و استاد گرامی

    در کتاب "جواهرالبلاغه" آمده است:
    در حصر به انّما مقصور علیه همان کلمه ای است که بعد از انّما و وجوبا در آخر جمله ذکر می گردد.

    معنای این سخن این است که آنچه بعد از انما مورد حصر (قصر) قرار می گیرد الزاما در انتهای جمله می آید. این در حالی است که در استدلال مطرح شده ازمفسر اهل سنت مقصور علیه "ذهاب رجس" دانسته شده و این مخالف مشهور است. ومقصور علیه در این آیه "اهل البیت" می باشد.

    إِنَّمَايرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَأَهْلَ الْبَيتِ


    نظرتون در مورد این نکته چیه؟ استاد این مطلب که به ذهن من رسید با مطالبی که شما فرمودین قابل جمع هست؟

    ویرایش توسط مهاجر114 : ۱۳۸۹/۰۳/۲۵ در ساعت ۰۰:۱۹

    الفرصةُ تمرُّ مرّ السحاب فانتهزوا فرصَ الخير ...


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط roshani نمایش پست
    دوست گرامی سلام





    راستش! اصل این جملات خودش نواقصی داره. مثلا این دو جمله که متفاوت اورده شده:





    هر دو یکی هستن در دو عبارت. اینا اصلا متفاوت نیستن. تازه، نویسنده با این حرف دوم، تاحدّی چیز رو که در ذهن خودش داره رو نقض میکنه. اما اشکالی نداره، اصل مسئله مهمتره.




    اما اصل مسئله:


    این نظر نویسنده محترم سنّی، دو بخش اساسی دارد:


    1- ارتباط سیاقی و محتوایی مستقیم وجود دارد بین تکالیف و اوامر و نواهی خدا بر زنان پیامبر در خطابات قبلی آیات، و بین این بخش از آیه، یعنی جمله "انّما یرید الله ..."،

    این ارتباط چیست؟ از توضیح نویسنده سنّی اینگونه بر میاید که: این ارتباط، ارتباط تکلیف – هدف، است. یعنی خدا با این جمله "انما یرید..." میخواهد بگوید: ای زنان پیامبر! اگر خدا به شما چنان اوامر و نواهی ای میکند، فقط و فقط به هدف این است که "میخواهد از شما اذهاب رجس کند...".

    2- ادات حصر در ابتدای جمله "انّما یرید الله..."، یعنی کلمه "انّما" یا همان کلمه "فقط" ی که ما آوردیم، صرفا اون هدفی رو که ذکر شد، منحصر میکند: یعنی خدا میخواهد بگوید که اگه چنان اوامر و نواهی ای میشود، فقط و فقط به خاطر اذهاب الرجس و تطهیر شماست، و نه به خاطر چیز دیگری.



    پاسخ اصلی و اولیه به این نویسنده:

    نویسنده محترم اگه خودشون اون دو ضمیر "شما" یی رو که در جمله خودشون اوردن، باز میکردن که منظور چه کسانی هستن، که زنان پیامبر هستن، اونوقت شاید با کمی دقت، این حرف رو نمیزدن؛

    اشکال اولیه حرف ایشون در همون بند اولی هستش که ایشون در حرفشون اورده و بنده تحت بند 1- اونو ذکر کردم؛

    اگه جمله "انما یرید الله ل..."، یعنی بحث تطهیر، هدفی است که خدا برای اون اوامر و نواهی قبلش، قرار داده (و در واقع گفته که : ای زنان پیامبر! اگه به شما همسران پیامبر، چنان اوامر و نواهی ای میشه، فقط و فقط برا اینه که خدا میخواد شما همسران پیامبر رو تطهیر کنه)، اونوقت این یعنی مخاطب این بخش از ایات نیز فقط و فقط باید زنان پیامبر باشن، چون این بخش، هدف اون خطاباتی است که در آیات قبلی، فقط و فقط به زنان پیامبر ایراد شده اند.

    در این صورت، چرا ضمیر "عنکم" و "یطهرکم"، به صورت مذکر اومده، در حالی که خطاب حرف خدا فقط و فقط زنان پیامبر هستن و این بخش هم دنباله همون خطابات هستش منتها اونجا اوامر و نواهی بوده و اینجا هدف اون اوامر و نواهی؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    بسیار واضحه که اگه بخوایم این بخش از ایه رو اصلا هدف خطابات قبلی قرار بدیم، اونوقت هر کسی که بخواد جزیی از ضمیر "کم" در "انما .... عنکم ... و یطهرکم..." باشه، باید قبلا جزیی از خطابات خدا در ایات قبلی هم باشه. حالا، اگه اونجا خطابات فقط زنان بودن، اینجا باید فقط زنان مرجع ضمیر باشن، در اینصورت باید ضمیر "کنّ" بیاد نه "کم".
    این ضمیر مذکر "کم" ، نشون میده که افرادی غیر مؤنث هم جزیی از مرجع این ضمیر هستن؛ اگه اینطور باشه، دیگه این بخش از ایه، اصلا هدف خطابات در ایات قبلی نیستش.

    دیگه بحث انحصارش بماند. بررسی حرف نویسنده از لحاظ بند 2- که اوردم، خودش باز اشکالاتی داره که فعلا همین برای اشکال حرفشون کافیه.



    با عرض سلام

    متشکرم از پاسخ شما. اما اهل سنت میگویند که در این ایه لفظ "اهل" مذکر هست و به همین دلیل است که ضمیر کم استفاده شده. مصادیق «اهل» در این آیات، همسران پیامبر بوده‌اند، پس چرا ضمیر مؤنّث نیامده، می‌گویند زیرا پیامبر خود نیز اهل همان خانه بوده و خدای تعالی برای اینکه رسول خود را نیز مخاطب قرار دهد و او را نیز به دفع رجس و تطهیر نفس مکلّف گرداند، وی را نیز در انتهای آیه به مخاطبین افزوده است، لذا او نیز داخل در مصادیق «اهل بیت» قرار گرفته است و چون بنا به قواعد زبان عربی، در جمعی از نسوان که یک مذکّر موجود باشد، آن جمع در حکم مذکّر خواهد بود، از این‌رو در قسمت اخیر آیه، ضمیر مذکّر، استعمال شده است

    همان طور که حضرت ابراهیم جزو خانواده اش بوده و در سوره هود آیه ۷۱ تا ۷۳ آمده:

    وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَىٰ قَالُوا سَلَامًا ۖ قَالَ سَلَامٌ ۖ فَمَا لَبِثَ أَن جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ ﴿٦٩﴾ فَلَمَّا رَأَىٰ أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً ۚ قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمِ لُوطٍ ﴿٧٠﴾ وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ ﴿٧١﴾قَالَتْ يَا وَيْلَتَىٰ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَـٰذَا بَعْلِي شَيْخًا ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ ﴿٧٢﴾ قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّـهِ ۖ رَحْمَتُ اللَّـهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ ۚ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ ﴿٧٣﴾

    لذا ضمیر مذکّر «کم» استعمال شده است، در حالی که مخاطب اوّل آیه، مؤنّث بوده است، در سورة «طه» نیز حضرت موسی به خانواده‌اش که همسرش قطعاً جزو آن بوده می‌فرماید :
    إِذْ رَأَىٰ نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى ﴿١٠﴾(طه / 10)
    «= موسی به خانواده‌اش گفت : درنگ کنید».
    که در درجة اول مقصود، همسر آن حضرت بوده ولی به اعتبار لفظ «اهل» و یا به اعتبار مصادیق آن که همسرش نیز جزو آن است لفظ نیز به ملاحظة وجود رسول خدا در میان أهالی خانه و زوجاتش، خطاب مذکّر آمده است.

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    78
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    123
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedone نمایش پست
    با عرض سلام

    متشکرم از پاسخ شما. اما اهل سنت میگویند که در این ایه لفظ "اهل" مذکر هست و به همین دلیل است که ضمیر کم استفاده شده. مصادیق «اهل» در این آیات، همسران پیامبر بوده‌اند، پس چرا ضمیر مؤنّث نیامده، می‌گویند زیرا پیامبر خود نیز اهل همان خانه بوده و خدای تعالی برای اینکه رسول خود را نیز مخاطب قرار دهد و او را نیز به دفع رجس و تطهیر نفس مکلّف گرداند، وی را نیز در انتهای آیه به مخاطبین افزوده است، لذا او نیز داخل در مصادیق «اهل بیت» قرار گرفته است و چون بنا به قواعد زبان عربی، در جمعی از نسوان که یک مذکّر موجود باشد، آن جمع در حکم مذکّر خواهد بود، از این‌رو در قسمت اخیر آیه، ضمیر مذکّر، استعمال شده است

    همان طور که حضرت ابراهیم جزو خانواده اش بوده و در سوره هود آیه ۷۱ تا ۷۳ آمده:

    وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَىٰ قَالُوا سَلَامًا ۖ قَالَ سَلَامٌ ۖ فَمَا لَبِثَ أَن جَاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ ﴿٦٩﴾ فَلَمَّا رَأَىٰ أَيْدِيَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً ۚ قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمِ لُوطٍ ﴿٧٠﴾ وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ ﴿٧١﴾قَالَتْ يَا وَيْلَتَىٰ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَـٰذَا بَعْلِي شَيْخًا ۖ إِنَّ هَـٰذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ ﴿٧٢﴾ قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّـهِ ۖ رَحْمَتُ اللَّـهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ ۚ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ ﴿٧٣﴾

    لذا ضمیر مذکّر «کم» استعمال شده است، در حالی که مخاطب اوّل آیه، مؤنّث بوده است، در سورة «طه» نیز حضرت موسی به خانواده‌اش که همسرش قطعاً جزو آن بوده می‌فرماید :
    إِذْ رَأَىٰ نَارًا فَقَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى ﴿١٠﴾(طه / 10)
    «= موسی به خانواده‌اش گفت : درنگ کنید».
    که در درجة اول مقصود، همسر آن حضرت بوده ولی به اعتبار لفظ «اهل» و یا به اعتبار مصادیق آن که همسرش نیز جزو آن است لفظ نیز به ملاحظة وجود رسول خدا در میان أهالی خانه و زوجاتش، خطاب مذکّر آمده است.

    يا هو

    با سلام خدمت شما.

    کلمه اهل هميشه مذکر نيست.

    اهل اسم جمع هست (مثل کاروان و ملت در فارسي) و در عربي اسم جمع مطابق آنچه بر آن دلالت دارد ضمير مي گيرد.
    براي مثال اگر در جمله اي اهل به تعدادي زن دلالت داشته باشد مانند مونث با آن برخورد مي شود. و اگر به تعدادي مرد بايد با ضماير مذکر با آن برخورد شود.

    پس در اين آيه يا همگي مرد هستند و يا مرد و زن با هم.
    که به اعتقاد شيعه و طبق حديث شريف کساء يک زن يعني فاطمه (س) و 4 مرد ديگر مدنظر است.

    ممکن است براي شما شبهه پيش بيايد که از کجا معلوم زنان پيامبر(ص) و و شخص ايشان مد نظر نبودند؟
    پاسخ اينکه در طول تاريخ هيچ يک از زنان پيامبر(ص) همچين ادعايي نکردند که عصمت دارند.
    در ضمن فراميني که خداوند در آن آيه از زنان خواسته خيلي خواسته هاي ابتدايي بوده که با عقل جور در نمي آيند باعث عصمت بشوند. چون آن فرامين را زن کافري که مسلمان شده هم بايد انجام دهد.
    پس حتما اين دوبخش از هم جدا هستند.
    همچنين هيچ دليلي نيست که اين دو قسمت آيه همزمان بر پيامبر(ص) نازل شده است چون بعضي از بخش هاي قرآن کريم را به دستور پيامبر در کنار هم قرار دادند.
    ویرایش توسط عبدالله114 : ۱۳۸۹/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۱:۰۰
    شايد اين جمعه بيايد ..... شايد

    لا اله الّا الله - محمد رسول الله - علي ولي الله
    و صل الله علي سيّدنا و نبيّنا و آله و سلّم

    در کوي نيکنامي ما را گذر ندادند/گر تو نمي پسندي تغيير کن قضا را

  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    78
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    123
    آپلود
    0
    گالری
    2



    يا هو

    دليل ديگر که نميتواند منظور پيامبر(ص) و زنان ايشان باشد اين است که عصمت پيامبر خدادادي است در حاليکه اين آيه در باره عصمتي صحبت مي کند با انجام دادن اعمالي مانند دادن زکات و ... صحبت مي کند.
    شايد اين جمعه بيايد ..... شايد

    لا اله الّا الله - محمد رسول الله - علي ولي الله
    و صل الله علي سيّدنا و نبيّنا و آله و سلّم

    در کوي نيکنامي ما را گذر ندادند/گر تو نمي پسندي تغيير کن قضا را

  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedone نمایش پست
    پیامبر خود نیز اهل همان خانه بوده و خدای تعالی برای اینکه رسول خود را نیز مخاطب قرار دهد و او را نیز به دفع رجس و تطهیر نفس مکلّف گرداند، وی را نیز در انتهای آیه به مخاطبین افزوده است، لذا او نیز داخل در مصادیق «اهل بیت» قرار گرفته است
    دوستان دقت داشته باشند كه اهل سنت از سوي ديگر معتقدند كه:
    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedone نمایش پست
    مقصود از «إنما» انحصار هدف از امر و نهی، به یک هدف واحد و نفی اهداف و مقاصد دیگر است. در واقع آیه می‌فرماید هدف از این اوامر و نواهی به شما جز «إذهاب رجس و تطهیر» نیست.
    اين سخن بيانگر اين است كه اين وي‍ژگي محصور و مقصور در اهل بيت (خواه به معني همسران پيامبر و خواه به معني معصومين) نيست و شامل افراد ديگر نيز مي شود.(چون حصر را در اذهاب دانستند)
    يعني: مراد از بردن رجس و تطهير اهل بيت همان تقواي ديني و اجتناب از نواهي است و معناي آيه در اين صورت اين خواهد بود كه: خداوند از تكاليف ديني كه متوجه شما كرده سودي نمي برد و هدف پاك شدن شما است. ( ر.ك. تفسير الميزان ذيل احزاب/33) همان پاك شدن و تقوايي كه از ديگر انسان ها نيز انتظار مي رود و اين تفسير تقريبا هم معني آيه 6 سوره مائده خواهد بود كه خداوند مي فرمايد:
    ما يريد الله ليجعل عليكم من حرج و لكن يريد ليطهّركم و ليتمّ نعمته عليكم لعلكم تشكرون

    اين يك بخش از تفسير اهل سنت است كه به بيان مختلف و تقريبا با همين مضمون از بسياري از ايشان نقل شده است.

    حال بياييد ببينيم آيا اين قسمت از تفسير آنها با بخش ديگر سخن ايشان در تبيين مفهوم اهل بيت سازگار است يا خير؟


    آنچه در بيان دوستمان آمد كه تفسير برخي از اهل سنت است، اين بود:
    اهل بيت= پيامبر(ص) و همسران ايشان

    مشكلي كه در جمع اين دو بخش از تفسير آيه است روشن مي باشد: با توجه به تفسير جميع اهل سنت از قسمت ابتدايي آيه، داخل كردن پيامبر در حكم آيه به همراه همسرانش صحيح نيست چون حضرت از مقام عصمت برخوردارند و اين مقام با عمل و اكتساب حاصل نشده است تا پاك شدن ايشان نتيجه آن عمل باشد.

    (اميدوارم مطلب روشن شده باشد. البته دوستان مي توانند اين دلايل را از تفسير الميزان ذيل آيه تطهير ببينند).

    الفرصةُ تمرُّ مرّ السحاب فانتهزوا فرصَ الخير ...


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوستان گرامی سلام


    راستش! متأسفانه از ضعفهای اینطور بحث کردن اینه که یه بحثی جزیی مطرح میشه و در اثنای بحث، مسائل کلی و مبنایی پیش میاد که موجب تداخل مباحث میشه. ضعف دیگه این مباحث هم اینه که ممکنه کسی که تاپیک میذاره، مخاطب اصلی مباحث نباشه و لذا، به مسائلی که مطرح میشه پرداخته نشه و جوّ بحث فقط بشه یه ارائه بحث.
    مثلا در همین تاپیک: ابتدا ادعایی از طرف اهل تسنّن توسط احتمالا یه غیر سنّی، مطرح شده و حقیر در اولین بحث خودم (شماره ...)، ادعا رو به دو بند، باز کردم و به بخش مربوطه، پاسخ دادم و به طور خلاصه گفتم که:
    اگه این بخش تطهیر، هدف اون خطابات تکلیفی قبل، باشه، پس باید خطابش صرفا به زنان پیامبر باشه، چون مخاطبین سیاق قبلی فقط زنان پیامبرن و این بخش هم هدف اون سیاق قبلی قرار گرفته؛ با این وصف (یعنی با این توجیهی که خود اون ادعای اهل تسنّن مطرح میکنه برای ایجاد رابطه ای تکلیف- هدف، میان این بخش و بخشهای قبلی ایات)، ضمیر "کم" در "انما یرید ... عنکم ..." باید مونث میومد و راه دیگه ای، حتی برای اوردن پیامبر در جزو این خطاب "کم"، وجود نداره (که مثلا بعدا بخوایم با کلمه "اهل" مذکر بودن "کم" رو توجیه کنیم؛ چون اگه این بخش هدف اون خطابات مربوط به زنان پیامبر باشه، دیگه این اهل البیت هم میشن همون زنان، چون اهل البیت عبارت دیگر همون "کم" هستش و به خودی خود نشون نمیده که مصادیقش مذکر هستن یا مؤنث؛ یعنی مطمئن باشید که حتی اگه ضمیر "کنّ" مونث هم میومد، باز این عبارت همون اهل البیت میومد.)
    و این نشون میده که یا اصلا، "هدف" دونستن این بخش برای خطابات قبلی، درست نیست، حالا، انحصار هدف بماند برا بعد؛ و یا اگه قراره هدف باشه، حتما بایستی ضمیر مؤنث میومد و دیگه از دست کلمه اهل البیت هم اینجا کاری بر نمیاد (به بحث اهل در ادامه اشاره خواهد شد). پس فعلا همین هدف بودن اون مشکلی که گفتم، داره. توجیهات دیگه خودش باید اول حل بشن.

    نکته قابل توجه:
    تنقیح خود موضوع، از اولین شرائط بحث هستش. نکته اینه که کسانی که فکر میکنن در خطابات قبل از این بخش، فقط تکلیف وجود داره، اشتباه میکنن، چون در اینجا فقط تکلیف نیستش، بلکه تشدید تکلیف زنان پیامبر ، از آن جهت که همسران پیامبرند، وجود داره؛ چنین حالتی از تکلیف برای غیر از اونا وجود نداره. نشانه این خاص بودن تکلیف اونا به عنوان همسران پیامبر، همون تشدید اجر و عذاب هستش که صراحتا ایه به زنان پیامبر میگه: اگه کار بدی کنین، دو برابر عذاب میشین. این نشون میده اون تکلیف کردنها به زنان پیامبر، متفاوت با تکلیف کردن دیگر زنان و دیگر مؤمنین هستش. درسته مثلا دیگر زنان هم نباید کار بد بکنن، اما اگه بکنن، خدا براشون دوبرابر عذاب قرار نداده، ولی اینجا به صراحت در باب زنان پیامبر این کار رو کرده.

    به هر حال، اولین نتیجه این نکته اینه که (بر فرض که بنا بر نظر برخی اهل تسنّن، این ایه برای زنان پیامبر باشه)، اگه هدف تطهیر، قرار باشه هدف این تکالیف خاص در خطابات قبلی باشه، اونوقت:
    یک: باید تطهیر مخصوص باشه، زیرا تکالیف، به نحو خاص براشون در نظر گرفته شده به طوری که تشدید عذاب و پاداش در پی داره؛
    دو: باید مخصوص زنان پیامبر باشه، چون اصلا این خطابات مخصوص زنان پیامبر، از آن حیث که همسران پیامبر هستن، صورت گرفته.

    با این وصف، دیگه این إعمال تکلیف و اراده تطهیر، نباید از جنس همون اراده ای باشه که در ایه 6مائده برای مومنین به طور عمومی، قرار داده شده.
    و الّا، اولین سئوال این میشه: چرا خدا باید بگه که: اگه اون سختگیریها و تشدید عذاب و اجر برای شما زنان پیامبر قرار دادم، فقط برا اینه که میخوام شما رو تطهیر کنم، اون هم تطهیری که با رعایت عمومی تکالیف،مثل مومنین، میشه بدون نیاز به تشدید تکلیف و عذاب، بهش رسید؟؟؟؟؟؟!!!

    نتیجه دوم اون نکته اینه که اگه این بخش، هدف خطاباتیه که فقط به زنان پیامبر تکلیف میکنه، چرا باید غیر از زنان هم وارد این هدف بشن و چرا مثلا پیامبر باید جزو اینا بشه؟؟!!
    ممکنه بگن: چون این تطهیر، هدف یه سری تکلیف قرار گرفته و پیامبر هم که مکلف هستش، پس پیامبر رو هم میتونه شامل بشه؛ ایرادات این حرف اینه که:
    اولا، اگه قرار به مکلف بودن باشه که همه مومنین هم مکلفند. پس اونا رو هم باید همراه پیامبر جزیی از مخاطب ضمیر "کم" بدانیم.

    ثانیا، مسئله اینه که فقط تکلیف مورد اشاره در این ایات نبوده، بلکه تشدید تکلیف و تشدید عذاب، برای زنانی خاص به عنوان همسران پیامبر، وجود داره که برا بقیه نداره؛

    ثالثا، اگه پیامبر رو جزوی از مخاطب "کم" قرار بدیم، این یعنی نفس پیامبر در مقامات معنوی مساوی زنان پیامبر قرار داده شده، در حالی که هیچ کسی این رو نمیپذیره؛

    رابعا، درسته که خدا اراده این تطهیر رو کرده،ولی اگه نظر، نظر اهل سنّت باشه مبنی بر این که این بخش، هدف خطابات قبلیه و نیز این اراده به تطهیر هم، اراده تشریعیه، اونوقت این یعنی اون تطهیر حاصل نخواهد شد مگر این که زنان پیامبر به اون تکالیف عمل کنن؛ پس دارای این طهارت نیستن مگر اینکه عمل به اون تکالیف کنن، مثل مومنین در ایه 6مائده. اگه پیامبر هم جزوی از چنین کسانی باشه، این یعنی پیامبر دارای این طهارت نیست، در حالی که پیامبر صاحب نفس مطهر و پاک و معصومانه هستش. چطور قراره طهارت او وابسته باشه به انجام تکالیف عمومی که معلوم نیست انجام بده یا نه. ایا پیامبری که بهش وحی میشه، هنوز به تطهیری که قراره مومنین با انجام تکالیف بهش برسن، نرسیده؟؟!!!!!!!

    این ایرادات و اشکالات دیگه از همین نوع باعث شده که هیچ مفسری پیامبر رو جزو مخاطب این "کم" ندونه بخصوص با رابطه ایجاد کردن بین این دو بخش از خطابات. این که چطور این سنّی های معاصر به میراث علمی خودشون هم توجه نمیکنن، جای حرف داره.
    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش

صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. """ به قضاوت خود نشسته اید؟؟؟ """
    توسط nasim7 در انجمن اخلاق
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۲, ۲۰:۲۶
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  3. """درسهايي از علامه طباطبائي""""
    توسط The Praises to God در انجمن افلاکیان خاک نشین
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۳, ۱۳:۴۵
  4. پاسخ: 804
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۴, ۲۳:۱۳
  5. آیا "دین داری" با "تقلید ازمراجع" رابطه ای داره؟؟؟؟
    توسط کهیعص در انجمن اجتهاد و تقلید
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۰, ۰۳:۱۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود