صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: هشت درِ بهشت ( مديريت : amirreza1373000 )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    هشت درِ بهشت ( مديريت : amirreza1373000 )




    با نام و ياد خداي سبحان

    سلام و عرض ادب و اجترام


    در این تاپیک متن کتابهشت درِ بهشت (ترجمه الصلوة ) نوشته مي شود. به این صورت که در هر پست بخشي از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد .

    از[جناب آقاي amirreza1373000که مديريت اين موضوع را پذیرفتند تقدير و تشکر مي کنم و براشون آرزوي توفيق روز افزون دارم

    استدعا دارم که کاربران گرامي در اين تاپيک پستي نزنند چرا که نظم کتاب بهم مي خورد و ناچار به حذف آن پست خواهيم شد


    التماس دعا



  2.  

  3. #2

  4. تشکر


  5. #3

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    صلوات
    17776
    تعداد دلنوشته
    12
    تشکر:
    1
    حضور
    21 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ذكر در حال برخاستن
    درب هفتم : قنوت
    دعاى بعد از كلمات فرج
    درب هشتم : تشهّد و تسليم
    پاسخ به يك پرسش
    ذكر واجب در تشهّد
    تسليم
    خاتمه
    اذكار واجب نماز
    افعال واجب نماز
    شرطهاى صحّت نماز
    نمازهاى مستحبّى
    وقت نافله شب (نماز شب )
    فضيلت نماز شب
    نماز استغاثه به امام زمان (عج )
    نماز (روشنى چشم پيامبر)
    نماز انسان را به خدا نزديك مى نمايد
    از عبادت خسته و ملول مشو
    قرآن ، نماز و دعا هنگامى شفا مى بخشد كه بيمار به تاءثير آنها معتقد باشد
    نماز براى دفع تب
    نماز براى (شفاى ) سر درد
    نماز براى (شفاى ) درد چشم
    نماز براى (شفاى ) درد گردن
    نماز براى (شفاى ) درد سينه
    نماز براى (شفاى ) قولنج
    نماز براى (شفاى ) درد پا
    نماز براى (شفاى ) لقوه
    يارى خواستن از نماز
    نماز استغفار
    نماز مظلوم
    نماز حاجت در نصف شب
    نماز حاجت براى بانوان
    نماز براى رفع مصيبتها و بلاها
    نماز براى ايمنى از هر بيمارى
    دوازده ركعت نماز مستحبّى در هر روز
    فضيلت نماز هنگام زوال
    نماز و اعمال شبهاى قدر
    نماز جناب جعفر طيّار (عليه السلام )
    نماز شبهاى هفته
    نمازهاى چهارده معصوم
    نماز براى رفع غم و اندوه


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    صلوات
    17776
    تعداد دلنوشته
    12
    تشکر:
    1
    حضور
    21 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1

  9. #6

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    صلوات
    17776
    تعداد دلنوشته
    12
    تشکر:
    1
    حضور
    21 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نام كتاب : هشت درِ بهشت (ترجمه الصلوة )
    مؤلف : ملامحسن فيض كاشانى
    پيشگفتار
    رسول خدا(صلى الله عليه وآله ) فرمود: ((الصلاة عماد الدين )) نماز ستون دين است . و نيز از آن حضرت نقل شده است : نماز موجب خشنودى خداى تعالى ، دوستى فرشتگان ، سنت پيامبران ، نور معرفت ، اساس و بنيان ايمان ، اجابت دعا، پذيرفته شدن اعمال ، بركت در روزى ، راحتى بدن ، سلاح بر دشمنان ، ناپسندى (و اندوه ) شيطان ، شفيع ميان نمازگزار و فرشته مرگ ، چراغ در قبر، و...، پاسخ نكير و منكر، مونس و همدم در راحتيها و سختيها است و از قبر تا روز قيامت با نمازگزار مى باشد.
    مختصرى از شرح حال مؤ لف
    سفر به شيراز
    عالم والامقام مرحوم سيد نعمة اللّه جزائرى شوشترى (قدس سره ) نقل مى كند: استاد محقق ، مولى محمد محسن كاشانى ، صاحب ((وافى )) و كتابهاى ديگر كه نزديك به دويست كتاب و رساله مى باشد، محل رشد و نموش شهر قم بوده است . او هنگامى كه از ورود سيد بزرگوار و محقق ((سيد ماجد بحرانى صادقى )) به شيراز آگاه شد، تصميم گرفت كه براى كسب فيض از او به آن جا برود. اين تصميم را با پدرش در ميان گذاشت ، ولى پدر بزرگوارش چون در موافقت نمودن با اين سفر ترديد داشت پس استخاره كرد. هنگامى كه قرآن را گشود، اين آيه شريفه آمد:
    فلو لا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلهم يحذرون : شايسته نيست مؤ منان همگى (به سوى ميدان جهاد) كوچ كنند، چرا از هر گروهى از آنان ، طايفه اى كوچ نمى كند (و طايفه اى در مدينه بماند) تا در دين (و معارف و احكام اسلام ) آگاهى يابند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آنها را بيم دهند؟! شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى كنند.(1)
    سپس به ديوان منسوب به مولا اميرالمؤ منين (عليه السلام ) تفاءل زد، اين اشعار آمد:
    تغرب عن الاوطان فى طلب العلى و سافر ففى الاءسفار خمس فوائد تفرج هم و اكتساب معيشة و علم و اداب و صحبة ماجد ((براى رسيدن به عظمت و بزرگى ، از وطن دور شو و مسافرت كن ، كه در سفرها پنج فائده است : بر طرف شدن غم و اندوه ، تحصيل هزينه زندگى ، كسب دانش و روشهاى نيكو و همنشينى با افراد بزرگوار و گرامى )).
    پس (با آن استخاره و تفاءل نيكو، كه بيانگر خجسته بودن اين سفر بوده است ) به شيراز رفت و در آن جا علوم شرعى را از محقق سيد بحرانى آموخت و علوم عقلى را از حكيم فيلسوف مولى صدرالدين شيرازى فراگرفت و با دختر او نيز ازدواج كرد.
    بيزارى از روش صوفيه
    مرحوم سيد نعمة اللّه جزائرى مى نويسد: هنگامى كه مردم مشهد رضوى درباره برخى از كارهاى صوفيه - همانند: ذكر جلى كردن ، در اثناى تكلم به كلمه طيبه اشعار عاشقانه خواند و وجد نمودن و رقصيدن ، حيوانى (گوشت ) نخوردن و چله داشتن و... - از مرحوم فيض كاشانى پرسيدند: آيا شما اين كارها را پذيرفته و به آنان اجازه داده ايد؟! آن بزرگوار در پاسخ چنين مرقوم فرمود:
    بسم اللّه الرحمن الرحيم سبحانك هذا بهتان عظيم : حاشا! كه بنده تجويز كنم رسم تعبدى را كه در قران و حديث اذنى در آن وارد نشده باشد و تعبد رسمى (عادت و روشى را اجازه دهم ) كه از ائمه معصومين (عليهم السلام ) خبرى در مشروعيت آن نرسيده باشد، بلكه نص قرآن به خلاق آن نازل باشد: قال اللّه تعالى : ادعوا ربكم تضرعا و خفية انه لا يحب المعتدين ؛ يعنى : بخوانيد پروردگار خود را از روى زارى و پنهانى ، بدرستى كه خداى سبحان و تعالى دوست نمى دارد آنانى را كه از حد اعتدال بيرون مى روند. و در جاى ديگر مى فرمايد: و اذكر ربك فى نفسك تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول يعنى : بخوانيد پروردگار خود را از روى زارى و ترس و پست تر از بلند گفتن ؛ و در حديث وارد است كه حضرت پيغمبر (صلى الله عليه وآله ) اصحاب را منع فرمودند از فرياد برآوردن به تكبير و تهليل منع بليغ ؛ و فرمودند: ندا نمى كنيد شما كسى را كه نشنود يا دور باشد؛ و ساير امور مذكوره نيز يا منع از آن بخصوص وارد است يا اذن در آن وارد نيست ، يعظكم اللّه ان تعودوا لمثله ان كنتم مؤ منين (خداوند شما را اندرز مى دهد كه هرگز چنين كارى را تكرار نكنيد اگر ايمان داريد)(2). و كتب محمد بن مرتضى المدعو بمحسن .
    عذرخواهى ملاخليل قزوينى
    مرحوم ملا خليل قزوينى ، كه فقيهى بزرگ و محدثى موثق و حكيمى متكلم و محقق بوده است ، حكايت شده از مكارم اخلاق او اينكه در مسئله اى ميان وى و ميان صاحب وافى (مرحوم ملا محسن فيض ) مناظره طولانى واقع شد، و او به حقيقت صاحب وافى اعتراف نكرد و بر كلام خود پافشارى مى كرد! تا آنكه يك وقتى در قزوين به اشتباه خود پى برد و دانست كه حق با صاحب وافى بود. در همان وقت به جهت اعتراف به تقصير خود و عذر خواهى از مرحوم فيض ، پياده از قزوين به كاشان آمد. چون به در خانه اش رسيد، صدا بلند كرد: يا محسن قد اتاك المسيى ء (اى نيكوكار! گنهكار به در خانه تو آمده است !). مرحوم فيض صداى او را شناخت ، بيرون آمد و دست به گردن او افكند و با هم مهربانى كردند، و بعد از ساعتى ديگر مولى خليل به سوى قزوين حركت كرد! هر چه فيض اصرار كرد كه مقدارى توقف نمايد، قبول نكرد! حذرا عن تخلل شائبة فى اخلاصه (از بيم اينكه مبادا شائبه اى در اخلاص او پديد آيد).
    نفس خود را شكنى تا كه اسير تو شود به ز اشكستن كفار و اسيران بردن سرانجام اين شيخ جليل عظيم الشاءن در سال 1091 به سن هشتاد و چهار سالگى در شهر كاشان وفات كرد، و در آن جا در قبه معروف به كرامات مدفون شد.(3)
    كتاب حاضر، كه يكى از تاءليفات عالم ربانى مرحوم ملا محسن فيض كاشانى (قدس سره ) مى باشد، با حجم كم مطالب بسيارى در آن نهفته است . حقير با استخراج منابع و مدارك و ترجمه ادعيه و اذكار، و ضميمه نمودن نمازهاى مستحب و واجب به آن ، كتاب در خور استفاده اى را تقديم خوانندگان عزيز نموده ام ، اميد است كه نمازهاى ما به بركت نمازهاى كامل با روح امام زمان پذيرفته گرديده و دعاهايمان به بركت آن حضرت مستجاب شود.


  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    صلوات
    17776
    تعداد دلنوشته
    12
    تشکر:
    1
    حضور
    21 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1



    قم - ولى فاطمى
    مقدمه مؤ لف
    بسم الله الرحمن الرحيم

    هر كه نه گوياى تو خاموش به هر چه نه ياد تو فراموش به
    سپاس و ستايش مركريمى را سزد كه با كمال كبريا و عظمت و استغنا و عزّت ، در لطف و مرحمت و باب عطوفت و راءفت بر روى بندگان گشوده ، و اصناف خلائق را - از شريف و وضيع (= پست ) و خاص و عام - رخصت مكالمه و مخاطبه و مناجات و عرض حاجات عطا فرموده است .
    هر كه رازى دارد با وى روبروى تواند گفت و هر كه نيازى آرد در حضرت او، عرض تواند نمود. نه بر درش دربانى برگماشته ، كه به كمك رشوه به او توسل بايد بود، و نه پاسبانى باز داشته ، كه به دست آويز پيشكش (هديه ) به وى توسل بايد نمود، و نه مانعى و رادعى ، و نه ترس از چوبك محافظ و مدافعى .



    هر كه خواهد گو بيا و هر چه خواهد گو بگو گير و دار و حاجب و دربان در اين درگاه نيست

    همه كس را در همه جا و همه وقت به جناب او راه است ، و از ظاهر و باطن در همه حال آگاه ، دولت ابدى و سلطنت سرمدى ((= دائمى )) او را رواست و بس ، تعالى شاءنه و تقدّس . از عنايت رحم و نهايت رحمت و فرط كرم و كرامتى كه با بندگان دارد، آنان را شبانه روز در پنج وقت (پنج نوبت ) به نماز امر فرموده ، تا تكرار ذكر و تجديد عهد در ساعات متقاربه (=نزديك به هم ) وسيله تقرّب بندگان گردد به آن جناب ، و سبب بارور شدن حبّ (دانه ) حبّ (دوستى ) در دل ايشان شود. نسبت به ربّ الارباب ، و ساعتى هم به خضوع و خشوع روى نياز بر آستانه خداى بنده نواز كارساز نهند، و راز دل بر علّام الغيوب عرضه دهند، غم دل با لطف او گويند، و دواى درد خويش از كرم او جويند، تا او جلّ جلاله از روى تفضّل و تعطّف (=مهربانى كردن ) نامتناهى هر كس را به قدر استعدادش تمام نمايد و شكستگى اش را درستى انعام فرمايد.



  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    صلوات
    17776
    تعداد دلنوشته
    12
    تشکر:
    1
    حضور
    21 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1



    كريمى بر در دلها نشسته درستى بخش دلهاى شكسته فشكرا له ثمّ شكرا له على ما هدانا لشكر النّعم ستايش او را سزاست ، نيايش او را رواست كه كرده خود رهبرى ما به سپاس آورى و صلّى الله على خير خلقه محمّد و آله و سلّم
    نماز بهترين طاعات و فاضلترين عبادات است ، چنانچه در حديث نبوى وارد شده است : نماز ستون دين است ، هر گاه مقبول شد همه عبادات مقبول است ، و اگر مردود گشت ، همه عبادات مردود است .
    (4)
    و چون مقصد اصلى از نماز، ياد حق تعالى است و تجديد عهد با او و ثناى او از روى مسكنت (=بينوايى ) و خشوع و سؤ ال (=درخواست ) مهمّات از او به ابتهال (زارى ) و خضوع ، پس هر آينه بنده را ناچار است از حاضر ساختن دل در آن و فهميدن آنچه مى گويد به زبان ؛ نيز در حديث نبوى است : نيست هر بنده اى را از نماز او اثرى و ثمرى مگر آنچه كه فهميده است از آن و دل با خود داشته در آن (5)؛ و به روايت صحيح از حضرت امام محمد باقر منقول است : همانا بنده را بالا برده شود از نمازش همه آن و نتيجه آن و سه يك آن و چهار يك آن يا اندك آن : و بالا برده نشود از نمازش ‍ مگر آنچه را كه دل بر آن داشته است . در حديث ديگر وارد شده است : هر كه نماز گزارد و در آن با نفس خود سخنى نگويد از امور دنيا- يعنى : جز به امر نماز نينديشد و از علائق دنيوى در خاطر نگذراند - چون از نماز فارغ گردد، ميانه او و حق تعالى گناهى نماند مگر آنكه آمرزيده شود.(6)
    و چون اذكار نماز به زبان عربى است و بسيارى از ابناء عجم ، بلكه عرب هم ، از درك مفاهيم آن عاجزند، به خاطر اين ضعيف (محسن ابن مرتضى كاشانى ) رسيد كه آن را به زبان فارسى ترجمه نمايد و بعضى آداب و فوائد نيز بر آن بيفزايد، شايد كه جمعى از مؤ منان از آن بهره مند گردد، و اين فقير بى بضاعت را در اوقات حضور دل به دعاى خير ياد كند.
    تو كه كيميا فروشى ، نظرى به قلب ما كن كه بضاعتى نداريم و فكنده ايم دامن پس ساعتى چند از اوقات را صرف اين مهم نموده ، و اين هشت در، كه به منزله درهاى بهشت است ، بر روى طالبان گشوده و به (ترجمة الصّلواة ) مرسوم نمودم و بالله التوفيق .
    درب اوّل : اذان و اقامه

    الله اكبر؛ خداى عزّوجل بزرگتر است از همه چيز و آنچه به وصف و نعت درآيد يا در وهم و خيال گنجد، يا از ادراك او به عقل و حواسّ توان نمود، يا از او به چيزى قياس توان كرد.


  15. تشکر


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    1,324
    صلوات
    17776
    تعداد دلنوشته
    12
    تشکر:
    1
    حضور
    21 روز 19 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1



    متحيّر عقول در صفتش فكر عاجز ز حدّ معرفتش عقل ، عقل است و جان جانست او آنچه زان برتر است آنست او حضرت امام جعفر صادق مى فرمايد: هر گاه تكبير گفتى ، بايد خود را و هر چه در آسمان و زمين است در برابر بزرگى و كبريائى او - جلّت عظمه - حقير شمارى ، كه اگر بنده اى تكبير گويد و در دلش عارضى باشد، به حقيقت چنان است كه ديگرى را بيش از حق تعالى در دل تعظيم و توقير مى نمايد. حق تعالى گويد: اى دروغگو؟! آيا مرا فريب مى دهى ؟! قسم به عزّت و جلالم ! تو را محروم مى سازم از حلاوت ذكر خود، و محجوب مى گردانم از نزديكى و همراهى خود.(7)
    ((اشهد ان لا اله الّا الله )): گواهى مى دهم كه به تحقيق معبودى سزاوار پرستش نيست جز معبود يكتاى به حقّ، كه او را همه صفات كمال است و بس ؛ اوست كه در خور پرستش است .
    و بايد در اين شهادت نيز صادق باشد، يعنى : هيچ چيزى را بر حق تعالى نگزيند و از وى دوست تر ندارد؛ و هر كه چيزى را بسيار دوست دارد و اهتمام تمام در شاءن او كند و بدو دل ببندد، فى الحقيقت او را پرستيده است . پس اگر محبّت و اهتمام در آن چيز به امر حقّ است و به قصد فرمانبردارى او - جلّ شاءنه - در اين صورت حق را پرستيده است ، و الّا آنچه را پرستيده اى كه تو را به مهر آن واداشته ، چون شيطان و هواى نفس و مانند آن .
    عرفى گويد:
    بر افكن پرده تا معلوم گردد كه ياران ديگرى را مى پرستند از احاديث قدسى است كه : تا تو غير ما را خواهى ، غير ما را پرستى .
    مولوى گويد:
    ما را خواهى خطى به عالم در كش كاندر يك دل دو دوستى نايد خوش هر چه دل بند تست خداوند تست و هر چه هواى تست خداى تست افراءيت من اتّخذ الهه هواه .(8)
    سنائى گويد:
    اى هواى تو خدا انگيز وى خدايان تو هدا آزار از گفتن و اقرار كردن كه الله يكى است چه سود، كه در پيش هزار صنم مى كنى سجود؟! علم بى عمل و وبال (= سختى و عذاب ) است و قول بى فعل نكال (=عقوبت ).



صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 84
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۲۰, ۰۰:۱۲
  2. سجاده عشق ( مديريت : amirreza1373000 )
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن عرفان ناب
    پاسخ: 33
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۲۶, ۱۴:۳۵

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود