صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا همیشه شب‌ها مهم است ولی روزها نه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9

    چرا همیشه شب‌ها مهم است ولی روزها نه




    سلام
    چرا در دین اسلام به شب ها اهمیت بیشتری داده میشه؟
    چرا روز این امتیاز رو نداره؟
    مثلا مواقعی که مهم هستند و به نوعی بار معنوی دارند همه شب هستند مثل شب های قدر و دیگر مناسبت ها؟
    چرا؟




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    سلام
    چرا در دین اسلام به شب ها اهمیت بیشتری داده میشه؟
    چرا روز این امتیاز رو نداره؟
    مثلا مواقعی که مهم هستند و به نوعی بار معنوی دارند همه شب هستند مثل شب های قدر و دیگر مناسبت ها؟
    چرا؟
    سلام
    شاید بخاطر آرامشی باشه که تو شب هست
    البته این اهمیت شب فقط مخصوص دین اسلام نیست
    و تو اکثر اقوام و ملل دنیا به همین گونه هستش
    الهی العفو...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    814
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    7 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    13
    آپلود
    5
    گالری
    0



    من یک جا خوندم چون پرده ظلمت شب بین انسان و دیگران قرار می گیرد و انسان می تواند عاشقانه با معبودش به مناجات بپردازه...به دور از هیاهو ومسایل روزمره
    حضرت علی (ع) در نامه 11 نهج البلاغه خطاب به زیادبن نصر حارثی و تشریح بن‌ هانی كه همراه با لشكر آن حضرت بسوی شام می‌رفتند چنین توصیه فرموده‌اند:
    «... و چون تاریكی شب شما را پوشاند، نیزه داران را در اطرف لشكر (برای محافظت) بگمارید و جز اندكی نخوابید ...
    فواید و آثار شب در زندگی انسانها، حیوانات، گیاهان و حتی آفرینش آنقدر زیاد است كه قابل شمارش نمی‌باشد.
    "اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک"

    پروردگارا!هر کس ماوایی جوید و تو ماوای منی و هر کس پناهگاهی جوید و تو پناهگاه منی،بشنو صدایم را و قبول کن دعایم را و قرار ده در پیشت بازگشتگاه و پاسم دار در آزمایش از تماس اهریمن به حق عظمتت


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    415 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534




    سلام به همه دوستان
    شاید بدون ارتباط باشه اما در دنیای الکترونیک هم شب ها فرکانس ها و طول موج ها راحت تر دریافت و ارسال میشن
    حتی شب ها راحت تر میشه به اینترنت کانکت شد..




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    82
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کافی است که آرامش شب روز را با هم مقایسه کنید. شب همه چیز در سکوت و آرامش کامل...

    همه چی آماده برای درد دل...
    زندگی زیباست اما شهادت زیباتر

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    سلام
    چرا در دین اسلام به شب ها اهمیت بیشتری داده میشه؟
    چرا روز این امتیاز رو نداره؟
    مثلا مواقعی که مهم هستند و به نوعی بار معنوی دارند همه شب هستند مثل شب های قدر و دیگر مناسبت ها؟
    چرا؟

    با سلام و عرض ادب

    به دليل اينكه شب براى رابطه عبد با خداوند و نزول بركات از سوى خداوند بر عبد زمينه مناسبى است: «إنَّ ناشئة الليل هى أشدَّ وطأً وأقوم قيلًا»( مزمل/ 6). و از اين رو نزول قرآن كريم در شب بود «إنا انزلناه فى ليلة القدر»( قدر/ 1)، « إنّا أنزلناه فى ليلةٍ مباركةٍ» ( دخان/ 3)، چنانكه اسراء و عروج رسول اكرم (ص) نيز در شب بود: (سبحان الذى أسرى بعبده ليلًا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى الذى باركنا حوله) ( إسراء/ 1). و از اين رو، سالكان كوى حق مشتاق فرا رسيدن شب هستند. انسان بيشترين فيضها را شب مى گيرد نه روز، زيرا روز سرگرم كوششهاى فراوان است: « إنَّ لك فى النَّهار سبحاً طويلًا» ( مزمل/ 7). اما در شب، از (اشتغال) فارغ شده، به (ابتهال) مى پردازد، زيرا در اين حال از عوامل سرگرم كننده خارجى محفوظ است. بدين جهت بركات را بهتر درك مى كند، در حالى كه نزد خداوند فيّاض، ليل و نهار نيست: (ليس عند ربك صباحٌ و لا مساء) ( كشكول شيخ بهايى) شب و روز در عالم حركت مطرح است و گيرنده هم كه جان انسان است ليل و نهارى ندارد، منتهى زمينه در شب فراهم مى‏شود. از اين‏رو موسى كليم وحى و نبوتش را شب دريافت كرده است.
    حضرت موسى پس از چهل شبانه روز مجاهدت‏هاى عبادى و تهذيبى در شب شهود تجلى الهى نصيبش شده، تورات بر او نازل گشت و قرآن كريم اين حقيقت را چنين بيان مى‏كند: ما به او وعده سى شبه داديم و او را دعوت كرديم تا سى شب مهمان ما باشد. سپس اين سى شب را با ده شب ديگر تكميل كرديم. پس ميقات موساى كليم با خداى سبحان چهل شب شد. و هديه خداوند به موسى (ع) در اين ضيافت، تورات بود، زيرا كسى كه مهمان خدايى است كه معطعم است و مطعم نيست: «و هو يطعم ولا يطعم» ( انعام/ 14). بايد در كنار سفره (يطعم و لايطعم) بنشيند. يعنى مطعم باشد ولى اهل طعام نباشد. انسان بايد از طبيعت و متعلقات آن منزه شود تا به ضيافت سبّوح و قدوس حاضر شود.
    بنابراين براى كليم خدا دو وعده بود يك وعده سى شبه و يك وعده ده شبه كه در سوره بقره يك جا ياده شده است: (إذ واعدنا موسى أربعين ليلةً) ( بقره/ 51)، ولى در سوره مباركه اعراف به صورت دو وعده مشروحاً بيان شد. به هر تقدير در همه اين وعده ها، سخن از شب است. با اين كه معمولًا اگر كسى چهل شبانه روز كارى را انجام دهد مى گويد: من چهل روز اين كار را كردم، اما خداى سبحان موساى كليم را در چهل شبانه روز ميهمان خود قرارداد و فرمود: موسى چهل شب مهمان من بود.
    نكته شايان توجه اين كه ميقات چهل شبه، بعد از پيروزى حضرت موساى كليم در مبارزاتش بود: «‌ و قال موسى لأخيه هارون اخلفنى فى قومى وأصلح ولا تتبع سبيل المفسدين» ( اعراف/ 142) موساى كليم (ع) هنگام رفتن به كوه طور برادرش هارون را جانشين خود قرار داد و به او فرمود: خلف صالح من باش و با وحى الهى مردم را هدايت و اصلاح كن و سخنان و انديشه ها و آراى اهل فساد را هم نپذير. « ولمّا جاء موسى لميقاتنا وكلَّمه ربه»( اعراف/ 143). در طى اين چهل شب خدا با او سخن گفت.



    آية الله جوادى آملى، تفسير موضوعى قرآن ج 7 (سيرة پيامبران (ع) در قرآن)


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0

    زمان از اوقاتی قبل از سحر است تا یک مدت مانده به اذان صبح




    با عرض سلام خدمت رضوانه گرامی و سپاس از پاسخگوی محترم
    یک دلیل خاص دیگری هم هست که از رموز الهی است.

    ساعاتی از شب هست که روایت نیز شده اگر کمی بگردید در مبحث زمان آن زمانش را خواهید فهمید
    آن گنج سعادت که خدا داد به حافظ ------------------ از یمن دعای شب و ورد سحری بود

    در سوره مزمل آیات 2 الی 6 از این راز صحبت می کند
    قُمِ اللَّيلَ إِلَّا قَلِيلًا(المزمل/2)
    شب را، جز کمي، بپاخيز!
    نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا(المزمل/3)
    نيمي از شب را، يا کمي از آن کم کن،
    أَوْ زِدْ عَلَيهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا(المزمل/4)
    يا بر نصف آن بيفزا، و قرآن را با دقت و تأمل بخوان؛
    إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيكَ قَوْلًا ثَقِيلًا(المزمل/5)
    چرا که ما بزودي سخني سنگين به تو القا خواهيم کرد!
    إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيلِ هِي أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا(المزمل/6)
    مسلما نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت‌تر است!


    نمی شود این مطلب را گفت چراکه ممکن است برای هر کسی خداوند مفهومی را برایش در نظر داشته باشد
    آیات این سوره را در همان زمان (قبل از اذان صبح تا مدتی بعد از اذان) بخوانید بهمراه نماز انشاالله برای شما روشن می گردد.
    ( اصلاح می کنم زمانش قبل از سحر است تا مدتی بعد از سحر قبل از اذان صبح)
    ار این بابت عذر می خواهم

    یاحق
    ویرایش توسط bina88 : ۱۳۸۹/۰۳/۲۸ در ساعت ۱۳:۴۹ دلیل: با عرض مغذرت این مطلب رو سهوا اشتباه ذکر کردم
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    چون روز وقت کار است..

    و شب وقت استراحت..

    حالا بعضی از انسان ها شب ها از خواب خودشون می زنند و به گناه یا عبادت می پردازند..
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  11. تشکر


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام به همه دوستان

    شب، دل ادما از دست دیده و مظاهر مرئی، آزاده. (مسلما ارتباط بنده و خدا، زمانی خصوصی و خالص میشه، که بنده از غیر خدا بهتر خودش رو کنده باشه؛ شب، این کمک رو به ادم میکنه)؛
    در شب، آدم به کارهای معیشتی نمیپردازه، پس بهتر میتونه به مسائل معنوی بپردازه؛
    شب، ادما در خلوتگاه هستن (و به خصوص، از دست ریا و مراء آزادن)؛
    شب، ادما بیشتر و بهتر به مسائل نفسانیشون میپردازند و در این وقت اگه انسان، نفسانیاتش رو کم کنه به امور معنوی بپردازه، ارزش بیشتری داره؛
    شب، معمول ادما در خواب هستن و استراحت میکنن و اگه کسی وقتی همه خوابن، به فکر معنویات باشه، نصیب بیتشتری از قرب الاهی میبره؛
    خواب، در شب، بیشتر ادم رو به خودش مشغول میکنه و برا ادم شیرین میشه، بخصوص هنگام سحر؛ در حقیقت، در این ساعات ادما کلا بی تفاوت به همه چیز، به استراحت میپردازن، و کسی که حتی تو این ساعات هم بی تفاوت نباشه، مسلما نصیب بهتری از معنویات داره.
    ادما معمولا به چیزی بیشتر میپردازن که بهش اهمیت میدن وبهش علاقه دارن. وقتی کسی حتی از بهترین زمان راحتی زندگیش، بگذره و به کاری بپردازه، معلومه اون کار براش خیلی اهمیت داره. خواب، راحت ترین زمان زندگی ادمه؛ وقتی از راحتترین بگذریم، به با خالصترین قُرب، میرسیم.
    معمولا ما در زندگی در پی از دست دادن چیزی و به دست اوردن چیزهای دیگه و بالعکس، هستیم. این مسئله وابسته به نوع ارزشیابی ای هستش که ما در زندگی نسبت به امور و مسائل مهم خودمون صورت میدیم. وقتی از اموری از زندگی ، مثل خوردن واشامیدن و مثل لحظات شیرین استراحت در زندگی رو میگذریم، در حقیقت، به خاطر ان چیزی میگذریم که به دست آوردنش برامون خیلی مهمه و وقتی از بهترین چیزها ، مثل بهترن زمان استراحت، میگذریم، معلومه اون چه میخوایم به دست بیاریم، از همه چیز مهمتره؛ وقتی این زمان رو به معنویات اختصاص میدیم، این یعنی خدا و معنویات از هر چیزی برامون مهمترن؛ خود این اهمیت، بهترین عبادته؛ و این، یعنی رسیدن به قرب خدا. مسلما یکی از چیزهای مهمی که در زندگی ازش میگذریم، همین راحتی های نفسانی زندگی است که یکی از مهمترینش، استراحت شب هستش؛
    روز، امورد دنیوی حجاب بین ادم و معنویاتش میشه وشب، حجابی هستش بین ادم و روز؛
    در نهایت:
    اگه ما برای رسیدن به چیزی، بهترین راه رو داشته باشیم، مسلما بهترین زمان رو هم داریم؛ شب، بهترین زمان برای رسیدن به خداست. راه خونه خدا از دل میگذره و دل در شب، آزادتره، اگر بنده ای این ازادی رو بخواد. هر چه سبکبال تر و سبکبارتر، رسیدن به مقصد، زودتر و بهتر. شب، این سبکی رو به دل ادم میده.

    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش

  13. تشکر


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    بنده نظرم اينه كه شب موجب آرامش است . شايد به همين خاطر باشه

    البته يه شعري هست كه پدرم مي خونه :
    سحر با باد مي گفتم حديث آرزومندي خطاب آمد كه واثق شو به الطاف خداوندي
    دعاي صبح و آه شب كليد گنج مقصود است بدين راه و روش مي رو كه در دلدار پيوندي

    شايد اين شعر حافظ هم بي گمان منظورش به همين اهميت شب باشه كه در آن راز و رمزي است كه ما بدان دست مي يابيم .
    اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي دل بي تو به جان آمد وقت است كه باز آيي

  15. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود