صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حج البیت در مکتب اهل بیت علیهم السلام (مدیریت: حکمتی فرد)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب حج البیت در مکتب اهل بیت علیهم السلام (مدیریت: حکمتی فرد)




    با سلام خدمت دوستان گرامی

    در این تاپیک متن کتاب حج البیت در مکتب اهل بیت علیهم السلام نگارش می شود. به این صورت که در هر پست بخشی از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد.


    از جناب آقای حکمتی فرد که مدیریت این تاپیک را پذیرفتند صمیمانه سپاسگزارم و برایشان آرزوی توفیق روز افزون دارم.


    از دوستان گرامی خواهش میکنم در این تاپیک مطلبی ننویسند. در غیراین صورت با عرض معذرت حذف خواهد شد.





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    حج البيت در مكتب اهل بيت عليهم السلام
    نوشته : بهاءالدين قهرمانى نژاد شائق


    فهرست مطالب
    ديباچه
    قضاياى از حج پيامبر گرامى اسلام حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله
    امام على عليه السلام و حج بيت الله
    فاطمه عليهاالسلام ، برگزيده زنان عالم
    فاطمه زهرا و حج
    امام حسن مجتبى عليه السلام و حج
    امام حسين بن على ابى طالب عليه السلام
    امام زين العابدين عليه السلام
    امام محمد باقر عليه السلام و حج
    امام صادق عليه السلام و حج
    امام موسى بن جعفر عليه السلام و حج
    حضرت امام رضا عليه السلام و حج
    امام جواد عليه السلام
    امام هادى عليه السلام
    امام حسن عسكرى عليه السلام
    امام عصر (عج )


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    ديباچه

    الحمدلله رب العالمين ، خالق السموات و الارضين ، و صلى الله على جميع الانبياء و المرسلين ، سيما خاتمهم و افضلهم محمد و آله الطاهرين الذين اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا.

    حمد و ثناء بى پايان ، شايسته خداوندى است كه به جهت مصالح عاديه و تكريم مقام انسان ، به دست انبياء خويش ، بيت الله را به منصه بنيان رسانده و آن را مزار و مطاف بندگان خويش قرار داد.و هم او كه بفرمود: در اينجا و بناء اين حرم امن ، رعايت مصالح انسانها تا به روز قيامت ، لحاظ گرديده شده است .
    (1) در اين ميان ، برگزيدگان صالح ، يعنى پيامبران و اولياء بحق خود را براى هدايت خلائق و اعلام لزوم قصد و عزم حضور در كنار اين معبد حقيقى بشرى ، ماءموريت داد تا از نقاط دور و نزديك به سوى كعبه آمال انسانى ، بشتابند تا موفق به درك فيوضات عظيم اين فريضه بزرگ عبادى و سياسى گردند.(2)

    اين مكان با عظمت و بيت الله الحرام ، قبل از خلقت حضرت آدم عليه السلام مورد توجه و تكريم مقربين الهى بوده و پس از هبوط آن حضرت به روى زمين ، از ديرباز مورد عنايت و محل طواف جميع پيامبران و انسانهاى ممتاز بوده است .(3)

    پس از قرنها كه از دعوت عام حضرت نوح عليه السلام مى گذشت ، پيامبرى از بين قوم نمروديان به پا خاسته و جهت اعتلاى حقائق الهى ، آزمايش هاى بزرگى همچون پر تاب شدن در ميان آتش ، هجرت به سوى سرزمين بى آب و علف به همراه همسر و فرزندش اسمعيل و ماءموريت در قربانى نمودن اين تنها فرزند خويش ، پشت سر گذاشته و حقتعالى در اين هنگام مسئوليت بزرگ امامت امت را به وى تفويض نموده (4)

    و سپس ماءمور بنيان نمودن ، بيت الله الحرام به همراه فرزندش اسمعيل شده و بعد از اتمام اين ماءموريت بزرگ ، مناسك اوليه حج را در بين مردم حج گزار ترويج نمود.

    بعد از درگذشت حضرت ابراهيم خليل الرحمن عليه السلام ، حضرت اسمعيل و سپس نوادگان آن حضرت متكفل امور حج شدند كه حاصل اين فترت زمانى و همچنين جهالت و گمراهى بشريت باعث فراموشى كلى اهداف اين فريضه الهى گرديده و خانه خداوند قرنها بعد به تدريج مبدل به بتخانه شد.

    گرچه تا زمان ظهور پيغمبر خاتم صلى الله عليه و آله انسانهاى والامقامى از اين قاعده مستثنى بوده و بر عهده و پيمان خويش با آيين حنيف ابراهيم عليه السلام باقى ماندند، اما ظهور عادت خرافى ، مناسك حج را در عهد جاهليت مبدل به اعمال سبكسرانه و بيخردانه اى نموده بود.
    (5)

    با ظهور نور نبوت و رسالت حضرت ختمى مرتبت ، محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله ، يك بار ديگر نور هدايت بشرى به تمام و كمال درخشيدن گرفته و در اين بين ، مناسك حج در بهترين صورت آن از طرف حقتعالى به نبى مكرم اسلام نازل شده و به عامه بشريت ابلاغ گرديد. قوانين لايتغير الهى پيرامون اين مراسم باشكوه باعث عظمت روزافزون و عزت مستدام مسلمين گشت . پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله طى بيست و سه سال دوران پيامبرى خويش ، مردم را در انجام اين فريضه بزرگ رهبرى نموده و هنگامى كه در آخرين حج خويش ، به امر خداوند سبحان ، ماءمور ابلاغ مهمترين و اصلى ترين ركن اساسى دعوت خويش ، يعنى اعلام وصايت و جانشينى خليفه بلافصل خويش ، اول مؤ من به اسلام و با فضيلت ترين انسانها پس از خودش ، (6) يعنى اسدالله الغالب ، على بن ابى طالب عليه السلام ، گرديد، (7)مردم را به اين نكته بنيادى كه ميزان اعمال و رفتار انسانها در كليه شؤ ون اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى ، نظامى ، عبادى و خانوادگى ، قرآن و عترت و اهل بيت اوست ، راهنمايى نموده و ضمانت نمود كه تا هنگامى كه عامه بشريت به اين دو چنگ تمسك زنند، هرگز در ورطه هلاكت و گمراهى نخواهند افتاد.(8)

    اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله كه در اطلاق اوليه قرآن كريم ، شامل على بن ابى طالب عليه السلام و همسرش فاطمه دختر رسول الله صلى الله عليه و آله و حسنين عليه السلام است ، بنابر نص صريح خداوند، از هر گونه رجس و پليدى پاك بوده و داراى مقام عصمت در بالاترين حد تصور بوده و هستند.(9)راه و روش و سيره اهل بيت عليه السلام ، همان ادامه خط فكرى و سنت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در كاملترين شكل آن است . به همين جهت ايشان از همان ابتداء رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ، براى انجام اين وظيفه بزرگ ، انواع سختيها و مشقات را به جان دل خريده و از بذل جان خويش نيز دريغ نكرده و خون پاك خود را به قدوم دوست نثار نموده اند.
    اهل بيت رسول الله صلى الله عليه و آله كه همان امامان بحق و منصوب از جانب خداوند بوده و بنابر روايت جابربن عبدالله انصارى (ره ) از رسول الله صلى الله عليه و آله ، دوازده نفر بوده كه نه نفر ايشان از صلب حضرت ابى عبدالله ، حسين بن على عليه السلام به ظهور رسيدند،
    (10) در طول تاريخ امامت خويش ، ضمن هدايت فكرى جامعه بشرى و اجتماع مسلمانان به سوى واقعيتهاى هستى ، مكنونات كتاب الهى و باطن آيات (11) مردم را در انجام فرائض دينى راهنمايى مى نمود و در اين زمينه گفتار و به ويژه عمل خود ايشان ، بهترين حجت و دليل براى رهپويان راه سعادت و پرهيزكنندگان از راه شقاوت بود.ائمه هدى جانشينان حقيقى جدشان رسول الله صلى الله عليه و آله بودند كه به عنوان حجت بر حق خداوند، مراسم عبادى سياسى حج را با حضور خويش مشروعيت مى دادند.زيرا حج بدون ولايت ، مانند بدن بدون روح بوده و روح تمامى احكام الهى ، به ويژه حج بيت الله الحرام ، حضور و تاءييد ولايت الهى است .و در اين مجموعه نوشتار، سعى بليغى بر معرفى سيره معصومين و اهل بيت رسول الله صلى الله عليه و آله يعنى ائمه هدى ، درباره حج و مراسم آن ، همراه با ذكر وقايعى كه ايشان در اين ايام داشته اند، شده است .
    همچنين در مواردى به ذكر وقايع و داستانهايى مربوط به حج از انسانهاى صالحى كه در مكتب اهل بيت عليه السلام رشد يافته اند، اقدام شده و در بخش پايانى نيز از پاكانى كه در موسم حج موفق به زيارت خاتم الاوصياء، بقيه الله فى الارضين ، مولينا حجه بن الحسن العسكرى روحى و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء گشته اند، يادگرديده شده است .
    لازم به ذكر است چون در كتاب از حج آدم عليه السلام تا خاتم صلى الله عليه و آله پيرامون رسول الله صلى الله عليه و آله و سيره و همچنين وقايع حج مربوط به آن خواجه كائنات و قطب عالم هستى ، هر چند به اختصار ذكر نموده ام ،
    (12) بنابراين محور بيشتر مطالب اين اثر از ابوالائمه حضرت اميرالمؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام تا امام عصر(عج ) مى باشد.هر چند كه رواياتى نيز از اين بزرگواران به نقل از جد بزرگوارشان رسول الله صلى الله عليه و آله هم ذكر خواهد شد.ضمنا به دليل ارتباط تنگاتنگ حج با سرزمين مقدس مكه ، قضايايى هم كه به نوعى مرتبط با معصومين عليه السلام و شاءن مكه است به مناسبت ذكر شده است .
    شايسته است كه در پايان مقدمه كتاب ، اين فراز از دعاء روزانه ، ماه مبارك رمضان ذكر شود، اللهم ارزقنى حج بيتك الحرام فى عامى هذا و فى كل عام ، ما ابقيتنى فى يسرمنك و عافيه و سعه رزق و لا تخلنى من تلك المواقف الكريمه و المشاهد الشريفه و زياره قبر نبيك صلواتك عليه و آله . (13) (آمين يا رب العالمين )
    قم المقدسه بهاءالدين قهرمانى نژاد شائق




  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    قضاياى از حج پيامبر گرامى اسلام حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله

    حضرت محمد بن ابدالله ، در هفده ربيع الاول سال 570 م مقارن با عام الفيل ، در شهر مكه از مادر پاك سرشتى به نام آمنه دختر وهب متولد گرديد.تولد وى اثر عظيمى در عالم وجود ايجاد كرده و در اثر آن اتفاقات عجيبى در اقصى نقاط جهان به وقوع پيوست .وى دوران طفوليت خويش را به يتيمى از جانب پدر و مادر گذرانده و تحت تكفل پدربزرگش حضرت عبدالمطلب و پس از وى نزد عموى بزرگوارش حضرت ابوطالب و همسر او فاطمه بنت اسد گذراند.
    ايام نوجوانى و جوانى آن حضرت يادآور رويدادهايى بود كه حكايت از رسالت قريب الوقوع آن بزرگ انسان ملكوتى ، مى نمود.وى سرانجام در سال 610 م مصادف باسال چهلم عام الفيل ، براى هدايت جهانيان برگزيده شده و آخرين شريهت الهى را بر مردم عرضه داشت .او پس از سيزده سال اقامت در مكه و تحمل انواع سختيها، به مدينه هجرت كرده و اين مهاجرت زمينه تشكيل اولين حكومت اسلامى در عالم گرديد.پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مدت ده سال در مدينه سكونت نموده و جما به مدت 23 سال وظيفه رسالت خويش را به بهترين صورت انجام داد و چند ماهى پس از معرفى و تعيين وصى به حق خويش حضرت اميرالمؤ منين على بن ابى طالب عليه السلام در روز دوشنبه 28 صفر سال 11 هجرى مقارن با 633 م رحلت نموده و عالم وجود را غرق ماتم خويش نمود.







  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    اقرار به يكتاپرستى در هفت سالگى بين صفا و مروه



    شخص دانشمندى از يهوديان شام كه آگاهى فراوانى از حقايق نهفته در كتابهاى آسمانى چون تورات ، انجيل و زبور داشت ، روزى به مدينه آمده سراغ رسول الله صلى الله عليه و آله را گرفت .او را به مسجد راهنمايى نمودند.وى هنگامى به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله شتافت كه عده اى از اصحاب و ياران نزديك آن حضرت ، گرداگرد وى نشسته بودند.وقتى كه عالم يهودى رسول الله صلى الله عليه و آله را با اصحابش ديد، گفت : اى امت محمد صلى الله عليه و آله ، آگاه باشيد كه هيچ فضيلتى از پيامبران گذشته نيست ، مگر آن كه پيغمبر شما آن را داراست .اكنون كسى از شما هست كه پيرامون فضائل پيامبرتان از او بپرسم تا پاسخ دهد؟ هيچكدام از ياران رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نتوانست پاسخ فرد يهودى را بدهد.در اين ميان تنها على بن ابى طالب عليه السلام پسر عمو، و داماد و نزديكترين يار و ياور پيامبر برخاسته و به آن يهودى فرمود: آرى ، بدرستى كه هيچ فضيلت و برترى به هيچ كدام از انبياء پيشين داده نشده ، مگر اينكه همه اين فضائل در پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله جمع شده و بلكه بالاتر از اين فضائل را نيز داراست .
    شخص يهودى كه به دقت صورت نورانى موالموحدين عليه السلام را مى نگريست ، با وى مذاكره و پرسش و پاسخ مفصلى پيرامون فضائل پيامبراسلام صلى الله عليه و آله داشت و از جمله پرسشهاى او از على عليه السلام اين بود كه پرسيد، حضرت ابراهيم عليه السلام به معرفت الهى در جوانى احاطه يافت ، حال به من بگو كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله چگونه اين فضيلت را داشته است ؟ حضرت على عليه السلام پاسخ داد: در اين صفت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله جلوتر است ، زيرا ابراهيم عليه السلام در سن پانزده سالگى به مقام يقين و اقرار به وحدانيت حقتعالى رسيد و حضرت محمد صلى الله عليه و آله در سن هفت سالگى به اين مهم دست يافت .و آن وقتى بود كه بين صفا و مروه با عده اى از بازرگانان مسيحى رو به رو شد.با ديدن محمد صلى الله عليه و آله ، نظر آن جلب شده و از او پيرامون نام و نشانش پرس و جو كردند.آنها به او گفتند: پسر جان ،نامت چيست ؟
    پاسخ داد: محمد.
    پرسيدند، نام پدرت چيست ؟
    فرمود: عبدالله .
    سپس از وى در مورد زمين و آسمان پرسيده و از آفريدگار زمين و آسمان جويا شدند.حضرت پاسخ فرمود: خالق و آفريننده آسمان و زمين خداوند بزرگ است .
    اميرالمؤ منين عليه السلام خطاب به يهودى ادامه داد: همانا محمد صلى الله عليه و آله زمانى به خداوند متعال مؤ من بود كه ملت او بت پرست بودند.
    (14)



  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    پرسشهاى مرد انصارى از پيامبران صلى الله عليه و آله در مورد حج


    روزى مردى از انصار خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيده و عرض كرد كه پرسشهايى از حضور مباركتان دارم .رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: اگر مى خواهى خودت بپرس وگرنه خودم بگويم كه چه پرسشهايى مورد نظر توست .مرد انصارى به وجود آمده و از اين كرامت حضرت مسرور شد.به همين سبب عرض كرد: يا رسول الله ، خودتان فرموده و پاسخ نيز بدهيد.پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: آمدى تا از ثواب حج ، طواف ، سعى بين صفا و مروه ، رمى جمره و تراشيدن سر و روز عرفه بپرسى ؟ مرد انصارى كه از شدت ذوق در پوست خود نمى گنجيد عرض كرد: آرى ، به خدا قسم همين پرسشها را داشتم .رسول الله صلى الله عليه و آله پاسخ فرمود: وقتى آماده سفر حج مى شوى تا مركبت از جا حركت نكرده ، خداوند بر تو ثواب منظور مى كند و تا رسيدن به اطراف مكه و قبل از پياده شدن از مركب ، خداوند گناهانت را مى آمرزد.و پس از طواف بيت الله الحرام و همچنين سعى بين صفا و مروه چنان است كه تازه از مادر متولد شده باشى .اما در مورد ثواب رمى جمره بدان كه ذخيره قيامت بوده و به هر مو كه بتراشى نورى در جهان آخرت نصيب خواهد شد و اما در مورد فضيلت روز عرفه ، آگاه باش ، عرفه روزى است كه خداوند به سبب آن به ملائكه مباهات مى كند و اگر عرفه را درك كنى و گناهانت به اندازه ريگهاى بيابان و روزهاى عالم باشد خداوند از آن خواهد گذشت .(15)



    نزديكان پيامبر فراموش نشود



    داود رقى يكى از اصحاب و ياران امام ششم عليه السلام ، خدمت آن حضرت رسيده و عرض كرد: من مالى به شخصى سپرده ام و مى ترسم كه آن را ضايع كرده و مرا از آن محروم كند.

    امام صادق عليه السلام او را به مطلبى راهنمايى كرد كه در عين رفع مشكل و گرفتارى وى ، نكته آموزنده و بسيار مهمى را براى او ترسيم نمود.حضرت فرمود:
    هنگامى كه به سوى مكه رهسپار شدى نيت طواف از جانب عبدالمطلب (جد پيامبر)نموده و به نيابت از او دو ركعت نماز بخوان .سپس ‍ طوافى را به نيت حضرت ابوطالب (عموى رسول الله و حامى اصلى آن حضرت )بجا آورده و دو ركعت نماز از جانب او بجاى آور.
    سپس به نيت عبدالله بن عبدالمطلب (پدر گرامى نبى اكرم صلى الله عليه و آله )به همين ترتيب عمل كرده و بعد از آن از جانب (مادر مهربان و فداكار پيغمبر حضرت ) آمنه عليه السلام طواف و نمازى بجا آورده و در آخرين بار همين طواف و نماز را به نيت فاطمه بنت اسد(مادر پر مهر مولى الموحدين عليه السلام و مادر خوانده رسول الله صلى الله عليه و آله )به جاى آورده و از خداوند بخواه كه مالت را به تو برگرداند
    .داود رقى مى گويد: به همان نهو كه امام فرموده بود عمل كرده و سپس از درب صفا مشغول خروج بودم كه ناگهان با صدايى كه مرا مورد خطاب قرار داده بود، به خودم آمدم .او شخصى بود كه مالم را پيش وى به امانت گذاشته بودم .با شوق فراوانى به سويش رفتم .بلافاصله به من گفت : اى داود بيا امانت را پس بگير.
    (16)



  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    ثواب زيارت پيامبر و آل او در حج

    روزى امام حسن مجتبى عليه السلام از جدش رسول الله صلى الله عليه و آله پرسيد: پاداش كسى كه (پس از حج )شما را زيارت كند چيست ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ داد: فرزند(عزيزم )، كسى كه مرا در حال زندگى و پس از آن زيارت كند و همچنين كسى كه موفق به زيارت پدرت (على بن ابى طالب )يا برادرت (حسين بن على )گشته و يا اقدام به زيارت خود تو نمايد، بر واجب و حتم است كه روز قيامت به ديدار وى شتافته و او را از گناهانش نجات دهم .(17)
    همچنين در روايت ديگرى فرمود: كسى كه موفق به اعمال حج شده و سپس به زيارت من شتابد، مانند كسى است كه در زمان حيات من ، موفق به ديدنم شده باشد.(18)


    از جمله دعاهاى آن حضرت در كنار بيت الله



    نقل شده كه آن حضرت ، پس از طواف بيت الله ، نزد ركن يمانى ايستاده و سر خود را به سمت كعبه گرفته و عرضه داشت سپاس خدايرا كه به تو شرافت و بزرگى عنايت فرمود و خداوند را حمد مى كنم كه مرا به رسالت برانگيخته و على بن ابى طالب را پيشوا(و جانشين من در بين )مردم قرار داد.خدايا بهترين بندگانت را به سوى او هدايت كرده و بندگان بد خويش را از وى دور گردان .(19)

    همچنين نقل شده كه روزى پس از طواف دست به آسمان برداشته و عرضه داشت : خداوند اين مكان شريف ، محل زيارت و ورود انبياء قبل از من بوده و آنها از تو خواسته هايى داشتند و من در اين مكان براى خود و اهل بيت و پيروانمان دعا مى كنم .(20)

    معرفى امام على عليه السلام



    حضرت مولى الموحدين و اميرالمؤ منين ، على بن ابى طالب عليه السلام ،در 13 رجب المرجب سال سى ام عام الفيل ، از مادرى فداكار و مؤ منه به نام فاطمه بنت اسد و در خانه كعبه متولد گرديد.او دوران كودكى و نوجوانى خويش را با پسر عمويش محمد بن عبدالله ، خاتم النبيين صلى الله عليه و آله گذرانده و اين سالها تاءثير شگرفى در شكل گيرى شخصيت آن حضرت داشت .پدر آن امام ، يعنى ابوطالب بزرگترين حامى رسول الله صلى الله عليه و آله پس از اعلام ظهور آيين اسلام بود.امام على بن ابى طالب اولين شخص از بين مردان بود كه به پيامبر صلى الله عليه و آله ايمان آورده و بعدها يار هميشگى رسول الله صلى الله عليه و آله در كليه سختيها و شدائد بود.وى در سال دوم هجرت به افتخار دامادى نبى اكرم صلى الله عليه و آله نائل گرديد و همسر بهترين زن عالم هستى يعنى فاطمه زهرا عليها السلام شد.در طول دوران زندگى اين ود انسان ملكوتى خداوند فرزندانى معصوم به ايشان عنايت فرمود.
    بعد از رحلت پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ، امام على عليه السلام از حكومت حقه محروم شده و بيست و پنج سال خانه نشين گرديد و حتى در طول اين مدت نيز مهمترين يار و ياور آيين نوپاى اسلام و مردم مسلمان بود.
    در سال 35 هجرى با هجوم مردم جهت بيعت ، عهده دار خلافت گرديده و عاقبت در اثر پيمان شكنى مسلمين و فتنه خوارج در 19 رمضان سال 40 هجرى ضربت شمشيرى خورده و دو روز بعد به شهادت رسيد.




  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    امام على عليه السلام و حج بيت الله

    يگانه مولود كعبه

    سخن از انسان بى مانندى است كه پس از وجود منور رسول الله صلى الله عليه و آله هيچ موجودى در فضائل الهى و مكارم اخلاقى به پاى او نمى رسد.بايستى با اعتقاد كامل عرضه نمود:


    كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست

    كه تر كنم سرانگشت و صفحه بشمارم

    در اين فراز پيرامون حج وجود ملكوتى انسانى سخن گفته مى شود كه علاوه بر حجه الله بودن بر بندگان خدا، خود وى ، فرزند كعبه است و بيت الله زادگاه اوست .و اين افتخار براى او بس كه در اين معنا هيچ انسانى از انبياء و اولياء پشين بار وى برابرى نمى كند.



    داستان تولد فرزند كعبه


    ابن شهر آشوب در كتاب مناقب به نقل ابن عمرو، عثمان بن احمد از سلسله رواه اهل سنت نقل نموده كه روزى فاطمه بنت اسد، همسر ابوطالب عموى پيامبر كه افتخار تربيت و سرپرستى پيامبر نصيب او و شوهر مهربان و با فضيلتش شده بود، خرماى بسيار خوشبويى را در دستهاى مبارك رسول الله صلى الله عليه و آله ديد.اين محصول بهشتى كه آكنده از بوى مشك و عنبر بود نظر فاطمه بنت اسد را به خود جلب نمود.رسول الله صلى الله عليه و آله مقدارى از آن را ميل كرده و قدرى را به آن بانوء مجلله سپرد تا هم او و هم عمويش ابو طالب از آن تناول كند.و تاءكيد نمود كه پس از اداء كلمه شهادتين آن را ميل كنند.آن شب نطفه مولود كعبه ، در اثر همان طعام بهشتى ، منعقد شد.(21)

    نه ماه از اين ماجرا گذشت .در اين مدت فاطمه بنت اسد و شوهر مهربانش ‍ ابو طالب ، منتظر تولد فرزندشان بودند.شب و روز از پى هم گذشته و روز دهم ماه رجب المرجب سال سى ام عام الفيل فرا رسيد.در اين روز عباس بن عبدالمطلب برادر ابوطالب و عموى پيامبر، به همراه دوست خويش ‍ يزيدبن قعنب در اطراف بيت الله الحرام نشسته بودند كه ناگاه فاطمه بنت اسد را در كنار كعبه مشاهده كردند.اين مادر با عظمت كه آثار حمل و درد زائيدن از وى نمايان بود، در كنار خانه خدا دست به آسمان گرفته و چنين مى گفت : خدايا، من ايمان به تو و پيامبران و كتابهاى مقدسى كه با ايشان فرستادى دارم و كلام حق جدم ابراهيم عليه السلام كه بناء كننده اين بيت عتيق است را باور دارم .خدايا تو را به اين خانه با عظمت و بانى آن مى دهم و اين فرزندى كه در رحم داشته و مونس من است و با من سخن مى گويد و قطعا يكى از آيات و نشانه هاى بارز تو است ، قسم مى دهم كه با تولد او مرا مسرور و شادمان كنى
    .(22)

    ميهمانان خداوند در كعبه

    عباس بن عبدالمطلب و ابن قعنب در اين هنگام صحنه عجيبى ديدند كه تا آن زمان بى مثل و مانند بود.خدايا آنها چه مى ديدند؟! ناگاه و در اندك زمانى ، قسمتى از ديوار پشت كعبه ، آرام آرام و به طرز عجيبى مانند پرده اى كه بتدريج باز شود، گشوده شده و فاطمه بنت اسد، بدون اين كه ذره اى ترديد به دلش راه دهد، به درون كعبه شتافت .آرى او دريافته بود كه خداوند، او و مولدش را ميهمان خود نموده است و چه زيبا ميهمانى و ضيافتى بود كه نصيب مولود كعبه و مادرش مى شد.

    در اين هنگام ، تا عباس و ابن قعنب به خود بيايند، ديوار كعبه مسدود گرديد.عباس خيلى سريع ابو طالب و بنى هاشم را از ماجرا مطلع نمود.آنها به سمت كعبه رفته و هر چه كوشيدند نتوانستند به درون آن راهى بيابند.خبر اين ماجراى با عظمت نقل مجالس گرديد.همه جا سخن از اين واقعه شگفت آور بود و از آن سو، ابوطالب و برادر زاده اش محمد صلى الله عليه و آله و عده اى از بنى هاشم ، با نگرانى منتظر بازگشت فاطمه بنت اسد بودند تا از نتيجه مطلع شوند.



  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    ازدحام مكيان در كنار بيت الله


    سه روز به همين منوال گذشت .روز سيزدهم رجب ، صورت نورانى اين مادر با عظمت ، از همان محلى كه وارد بيت الله شده بود، ظاهر شده و نوزاد پاك و منورش را به همگان ارائه نمود.شور و غوغايى در بين مردمى كه ازدحام نموده بودند،ظاهر شد.در اين هنگام فاطمه بنت اسد به سخن آمده و گوشه اى از اسرار، ميهمانى سه روزه خويش را براى مردم بيان داشت .او گفت : خداوند مرا به فضيلت ميهمانى و تولد فرزندم در خانه خودش بر همه زنان عالم برترى داده و در اين سه روز از ميوه ها و روزيهاى بهشتى اطعام نمود.فاطمه هنگامى كه اشتياق شنوندگان را ديد كه با چشمهانى خيره و متعجب به وى و مولودش مى نگريستند، ادامه داد.آرى ، وقتى مى خواستم از كعبه خارج شوم هاتفى سروش غيبى خداوندى را به من چنين فرمود كه حقتعالى مى فرمايد، اى فاطمه ، مولودت را على نام گذار زيرا من كه داراى علو و مرتبت هستم ، او را از قدرت و جلالت خويش ‍ آفريدم .بنابراين نام او را از صفت علو خويش خواسته و به آداب خويش ‍ تاءديب نمودم و او امام بعد از حبيب و نبى من محمد صلى الله عليه و آله خواهد بود.
    در اين ميان خوشحالى و سرور عجيبى به پيامبر صلى الله عليه و آله كه در آن هنگام سن شريفش از سى سه سال مى گذشت ، روى كرده بود.وى نزديك فاطمه بنت اسد كه چونان مادرى دلسوز، از زمان كودكى به پيامبر رسيدگى مى نمود رفته و چشمان پر مهر خويش را به صورت نورانى مولود كعبه دوخت .على عليه السلام چشمان خويش را گشود و به محمد صلى الله عليه و آله نگريست .لبخند مليحى در گوشه لبهاى مبارك اين طفل با ديدن صورت نيكوى محمد صلى الله عليه و آله ، ظاهر شد.و اين آغاز تجسم پيوند ظاهرى بين دو موجود ملكوتى بود كه سرشت خلقتشان قبل از ايجاد عالم وجود به هم پيوسته بود.
    (23)
    رسول الله صلى الله عليه و آله به فاطمه بنت اسد فرمود خبر اين مولود را به همه فرزندان عبدالمطلب به ويژه حمزه بدهند.(24) حمزه اى كه شمشير برنده اسلام بر عليه كفار و معاندين بود، به اين دو برادر زاده خويش يعنى محمد صلى الله عليه و آله و على عليه السلام عشق مى ورزيد.حمزه اى كه هنگام مشاهده مظلوميت برادر زاده اش محمد صلى الله عليه و آله كه در كنار بيت الله و زمان تلاوت آيات خداوند، توسط ابوجهل مورد آزار و اذيت قرار گرفت ، به سوى او شتافته و ايمانش را آشكار نمود.به اين ترتيب روز سيزده رجب سال سى ام عام الفيل ، به عنوان روز جاودانه بشريت در تاريخ كعبه و مكه ثبت گرديد.


    على عليه السلام ماءمور اعلام برائت از مشركين



    بيش از بيست سال از بعثت رسول الله و حدود نه سال از هجرت آن حضرت به مدينه مى گذشت .بيت الله الحرام كه به تازگى و طبق معاهده حديبيه به روى مسلمانان گشوده شده بود، به دليل آزار و اذيت مسلمانان توسط مشركين عهدشكن و اعمال نابخردانه و دور از اخلاق ايشان ، حكم الهى مى طلبيد تا سنت ابراهيمى مجددا در آن احياء شود.تا اين كه آيات اوليه سوره مباركه برائت كه حاكى از مهلت دادن چهار ماهه به مشركين جهت اسلام آوردن و يا ترك عادت پست و منحط در موسم حج خصوصا برهنه طواف نمودن و قربانى كردن انسان در پاى بتها بود، نازل شد.اين آيات ، پيامبر و مسلمانان را مكلف مى كرد كه ديگر با عهدشكنان معاهده اى نداشته باشند.(25) روز عيد قربان سال نهم هجرى ، ترنم دلنشين و صداى ملكوتى على عليه السلام را مسلمانان حج گزارنده و عده اى از مشركين طوائف عرب شنيدند كه پس از تلاوت آيات برائت از مشركين فرمود: از اين پس هيچ مرد و زن مشركى حق عريان طواف نمودن ندارد و هر كس عهدى با رسول الله دارد مدت آن تا چهار ماه معتبر خواهد بود.(26)



  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    شركت آن حضرت در حج و نحوه دعا نمودن او در صفا

    در سال اتفاق مى افتد كه آن حضرت به همراه جمعى از نزديكان خويش در موسم حج شركت مى كرد.از جمله سالى كه عده زيادى از مهاجر و انصار در مراسم حج بودند، وى نيز به همراه دو فرزندش امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام و برادرزاده و دامادش عبدالله بن جعفر بن ابى طالب عليه السلام ، آمده و احرام بست .

    منقول است كه هنگام صعود به صفا رو به قبله نموده و دستها را به سمت آسمان گرفته و عرضه داشت : خدايا، بر من ببخش آنچه گناه انجام داده ام ، پس اگر بدى و عداوت كردم ، بر من ببخشاى كه بسيار آمرزنده و مهربان هستى .خدايا با من آن گونه رفتار كن كه خود در خور آنى ، نه آن طورى كه من شايسته آن هستم .خدايا اگر عذابم كنى ، همانا تو بى نياز از اين عذابى و من به رحمت تو محتاجم .اى خدايى كه به جهت عدالتت پرهيزكار بوده و از ستمت در امان هستم ، به من رحم كن .
    (27)


    كدام عمل بالاتر است ؟

    رسيدگى به امور مسجدالحرام از ساليان دور و بين تيره هاى مختلف قبيله قريش مرسوم بود.هر كسى به فراخور حال خود قسمتى از كارهاى موسم حج را به عهده داشت .از زمان حضرت عبدالمطلب ، تقريبا اكثر كارهاى مربوط به حاجيان بر عهده فرزندان وى بود.يكى از اين امور، سيراب كردن و رساندن آب به حاجيان بود كه به عهده عباس بن عبدالمطلب عموى پيامبر صلى الله عليه و آله و ديگرى تعمير و مرمت خانه كعبه بود كه مربوط به طلحه بن شيبه مى شد.افرادى كه مسئوليت اين كارها را داشتند بعضى از اوقات بيش از حد به كار خود مغرور شده و فوق عمل خويش ، فضيلتى را قبول نداشتند.

    حقتعالى كه با مصلحت والاى خويش ، نيكيها را درجه بندى نموده و بالاترين منزلت را به ايمان ، عمل صالح و جهاد فى سبيل الله داده است ، براى ستون بزرگ مؤ من به اسلام ، فرزند كعبه ، صالح و مجاهد حقيقى ، عابد دلسوخته شبها و شير بيشه شجاعت در ايام كار زار يعنى مولى الموحدين على بن ابى طالب عليه السلام ضمن نزول آيه اى ، فضيلت و برترى اعمال آن حضرت بر آب رساندن به حجاج و تعمير بيت الله را بيان داشته و فرمود: آيا رتبه سقايت و آب دادن به حاجيان (يعنى مقام عباس )و تعمير كردن مسجدالحرام (يعنى مقام شيبه )را با مقام آن كس كه به خدا و به روز قيامت ايمان آورده و در راه خداوند جهاد كرده (يعنى على عليه السلام )را يكسان مى شمريد؟ بدانيد كه هرگز نزد خداوند يكسان نيست .
    (28)


    على عليه السلام و رفع نياز گرفتاران در كنار كعبه

    زمانى اميرالمؤ منين عليه السلام جهت امور جارى خويش وارد مكه شده و چون هميشه مقيد بود كه هنگام ورود به مكه ، ابتداء به مسجدالحرام رفته و كنار بيت الله ، زيارت و احترام بجا آورد، هنگام ورود به اطراف كعبه ، مرد عربى را ديد كه پرده بيت الله را به دست گرفته و با شدت اضطرار چنين مى گويد: خدايا، خانه ، خانه توست و من ميهمانت هستم .خدايا، رسم است كه ميزبان به نوعى از ميهمان پذيرايى كرده و او را اطعام كند.خدايا من از تو، مغفرت و بخشش مى خواهم .

    با ديدن اميرالمؤ منين عده اى از اصحاب گرد او جمع شده ، در حالى كه ناله هاى مرد عرب را مى شنيدند.در اين هنگام اميرالمؤ منين عليه السلام رو به اصحاب نموده و فرمود: خداوند كريمتر از آن است كه ميهمان خويش را رد كند.

    شب دومى ، همان مرد عرب را ديدند كه مجددا در كنار كعبه به حقتعالى التماس كرده و مى گويد: اى خداوند داراى عزت كه هيچ عزتى بالاتر از آن نيست ، مرا نيز عزت و سربلندى بده كه بالاتر از آن نباشد.خدايا من به تو رو كرده و متوسل به محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله هستم تا به من اعطاء كنى ، به نحوى كه به كسى تا كنون چنين اعطايى نكرده باشى و از من هر چه سوء و بدى است دور بگردانى .
    در اين هنگام زبان الهى وجود مبارك على عليه السلام به نطق در آمده و فرمود:
    به خدا قسم ، اين لحن دعا به لفظ سريانى است كه حبيبم رسول الله صلى الله عليه و آله مرا از آن مطلع نموده است .اين مرد در واقع با اين لفظ خواهان بهشتى ابدى بوده و خواستار دور بودن آتش جهنم است و به خدا قسم هر دو خواسته او مورد قبول واقع شد.
    آرى چون توجه اميرالمؤ منين عليه السلام به اين واقعه جلب شد در شب سوم نيز در همان مكان حاضر شده و همان مرد عرب را ديد كه مانند دو شب گذشته ، مشغول راز و نياز و مناجات با محبوب كريم است . او مى گفت : اى خدايى كه در همه جا هستى و هيچ جا از تو خالى نيست ، من نياز به چهار هزار درهم دارم .او همينطور دعا مى كرد كه مولى الموحدين جلو رفته و گفت : اى مرد عرب ، از خداوند طلب بخشش كردى ، اجابت نمود، از او بهشت خواستى به تو داد و دورى از آتش جهنم را درخواست نمودى و اجابت كرد.امشب چهار هزار درهم را براى چه مى خواهى ؟ مرد عرب پرسيد: شما كه هستيد؟ همين كه حضرت خودش را معرفى نمود، آن شخص مسرور و شادمان شد و عرض كرد: به خدا قسم ، تو محل حاجت من هستى .حضرت فرمود: هر چه مى خواهى بگو.مرد عرب عرض كرد: از چهار هزار درهم ، هزار درهم را براى مهر ازدواج ، هزار درهم براى اداء قرض ، هزار درهم براى خريد منزل و هزار درهم باقيمانده را جهت ادامه امور زندگانى ام مى خواهم .
    (29)
    حضرت پاسخ داد: درخواست منصفانه اى دارى .پس از اين كه از مكه در آمدى به مدينه بيا و در آنجا ميهمان شو، تا خواسته ات را بر آورم .



صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود