صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32

    مطلب عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )




    با سلام خدمت دوستان گرامی

    در این تاپیک متن کتاب عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام نگارش می شود. به این صورت که در هر پست بخشی از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد.

    از دوستان گرامی خواهش میکنم در این تاپیک مطلبی ننویسند. در غیر این صورت با عرض معذرت حذف خواهد شد.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )

    بسم الله الرحمن الرحیم

    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )

    عنوان کتاب: عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام
    مولف : علامه سيد مرتضى عسكرى



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فهرست مطالب

    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    بسم الله الرحمن الرحيم
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    ابليس هيچ گونه سلطه اى بر جانشينان خدا در زمين ندارد
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    شرح كلمات و واژه ها
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    تاويل و معناى آيات
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    آثار عمل و جاودانگى آن و گسترش بركت و شومى برخىاعمال بر زمان و مكان
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    عصمت جانشينان خدا از گناه و معصيت
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    نقد و بررسى متون روايات گذشته
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    ازدواج رسول خدا صلى الله عليه و آله با زينب در روايت :
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    آيات وارد درباره ازدواج رسول خدا صلى الله عليه و آله با زينب
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    تاويل و معناى اين آيات در روايات مكتب خلفا:
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    داستان ازدواج و طلاق زيد با زينب و ازدواجرسول خدا با او:
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    ازدواج زيد با زينب دختر عمه رسول خدا صلى الله عليه و آله
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    تفسير برخى واژها و مصطلحات
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    شرح و تفسير واژها
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )
    تاويل و معناى آيه بر اساس معناى لغوى
    عصمت انبيا و رسولان عليهم السلام ( مدیریت : سوگند )تاويل و معناى آيات در روايات امامان اهل بيت عليهم السلام



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    بسم الله الرحمن الرحيم

    و اذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال انى جاعلك للناس اماما قال و من ذريتى قال لاينال عهدى الظالمين
    و هنگامى كه پروردگار ابراهيم او را با بلاهايى امتحان كرد و وى همه را به انجام رسانيد، فرمود: من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم ، گفت : از نسل و ذريه من هم ، فرمود: عهد و پيمان من به ستمكاران نخواهد رسيد. (بقره /124)



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ابليس هيچ گونه سلطه اى بر جانشينان خدا در زمين ندارد
    خداوند سبحان در سوره حجر - در گفت . گويى كه با ابليس دارد - مى فرمايد:
    تو (= ابليس ) بر بندگان مخلص من هيچ گونه چيرگى ندارى . متن گفت و گو چنين است :
    قال رب بما اغويتنى لازينن لهم فى الارض و لاغوينهم اجمعين O الا عبادك منهم المخلصين O قال ... ان عبادى ليس لك عليهم سلطن الامن اتبعك من الغاوين O
    (ابليس ) گفت : پروردگارا! حال كه مرا (بوسيله او) گمراه ساختى ، در زمين براى آنها جلوه گرى كرده ، و همه آنها را گمراه مى كنم O مگر بندگان مخلصت را O فرمود:... تو هيچگونه سلطه اى بر بندگان من ندارى مگر بر گمراهانى كه پيرويت كنند
    (1)
    خداوند در بيان داستان يوسف و زليخا و چگونگى حفظ و نگهدارى بندگان مخلص خود از اغواى شيطان نيز، مى فرمايد:
    و لقد همت به وهم بهالو لا ان رء ابرهن ربه كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء انه من عبادنا المخلصين
    آن زن قصد يوسف كرد، و يوسف نيز، اگر برهان پروردگارش را نديده بود، قصد وى مى كرد. اينچنين كرديم تا بدى و زشتى را از وى دور سازيم كه او از بندگان مخلص ما بود. (يوسف / 24)
    عصمت ، از شرايط امامت است . چنانكه خداى سبحان در بيان گفت و گوى خود با ابراهيم - عليه السلام - در سوره بقره مى فرمايد:
    و اذا بتلى ابرهيم ربه بكلمات فاتمهن قال انى جاعلك للناس اماما قال و من ذريتى قال لاينال عهدى الظالمين
    و هنگامى كه پروردگار ابراهيم او را با بلاهايى امتحان كرد و وى همه را به انجام رسانيد، فرمود: من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم ، گفت : از نسل و ذريه من هم ، فرمود: عهد و پيمان من به ستمكاران نخواهد رسيد. (بقره /124)
    و در سوره انبياء مى فرمايد:
    و جعلنهم ائمه يهدون بامرنا...
    و آنان را امامانى قرار داديم كه به فرمان ما راه نمايند... (انبياء / 73)
    و در همين سوره (= انبياء) برخى از آنان مانند: نوح ، ابراهيم ، لوط، اسماعيل ، ايوب ، ذاالكفل ، يونس ، موسى ، هارون ، داود، سليمان ، زكريا، يحيى و عيسى - عليه السلام - را نام برده است .
    و در ميان كسانى كه آنان را - در اين سوره - به امامت توصيف كرده : نبى و رسول و وزير و وصى ، همه آمده است .
    بنابراين ، آشكارا در مى يابيم كه خداوند متعال شرط امام بودن را، ظالم نبودن قرار داده است .
    خداوند سبحان امام را خليفه خود در زمين معرفى كرده است .
    چنانكه در خطاب به داود - عليه السلام - مى فرمايد:
    يا داود انا جعلنك خليفه فى الارض
    اى داود: ما تو را خليفه اى در زمين قرار داديم . (ص /26)
    و در بيان معرفى آدم - عليه السلام - به فرشتگان مى فرمايد:
    و اذ قال ربك للملئكه انى جاعل فى الارض خليفه ...
    و هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت : من در زمين خليفه اى قرار مى دهم . (بقره / 30)
    شرح و توضيح اين آيه - به يارى خدا - پس از تفسير واژه هاى آيات گذشته مى آيد.




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    شرح كلمات و واژه ها
    الف - اغويتنى ، لاغوينهم ، غاوين :
    غوى :: گمراه شد. غاوى : فرو شده در گمراهى .
    اغواه : گمراهش كرد. ابليس ملعون كه به خدا مى گويد:
    اغويتنى ، اشاره به لعن و نفرين خداوند در آيه پيشين دارد كه به او فرمود: و ان عليك اللعنه الى يوم الدين و لعنت و نفرين بر تو باد تا روز قيامت . خداوند به سبب نافرمانى و سرپيچى اش از سجده بر آدم عليه السلام او را از رحمت خويش دور گردانيد. چنانكه در سوره بقره مى فرمايد:
    يضل به كثيرا و يهدى به كثيرا و ما يضل به الا الفاسقين بسيارى به وسيله آن (= مثالى كه خداوند مى زند) گمراه ، و بسيارى هدايت و راه مى يابند، ولى تنها فاسقان بدكردارند كه با آن گمراه مى شوند.
    (2)
    ب - لازينن لهم : اعمال زشت آنها را در نظرشان زيبا جلوه مى دهم . همان گونه كه خداى متعال در جاى ديگر فرموده : زين لهم الشيطان اعمالهم شيطان كارهاى (زشت ) آنها را در نظرشان زيبا كرده است .(3)
    ج - المخلصين : پاكان : كسانى كه خداوند آنان را - پس از آن كه خود را براى او خالص كردند - براى خود برگزيده و بر صافى شان افزوده ، و در دلهاى آنان جايى براى غير خدا وجود ندارد.
    د - بكلمات : كلمات در اينجا به معناى قضايا و اتفاقاتى است كه خداوند ابراهيم - عليه السلام - را با آنها امتحان فرمود. مانند: مبتلا كردن او به ستاره پرستان و بت پرستان ، سوزانده شدن در آتش ، ذبح پسرش اسماعيل عليه السلام و امثال آن .
    و - فاتمهن : همه را تام و تمام به انجام رسانيد.
    ز - جاعلك : قرار دادم ، گردانيدم . جعل به معناى خلق ، ايجاد، حكم ، تشريع ، قرار دادن و گردانيدن ، همه آمده است و در اينجا مقصود، دو معناى اخير است .
    خ - اماما: امام يعنى : مقتدا و پيشواى مردم و گفتار و كردار.
    ط - الظالمين : ستم كاران . ظلم يعنى : نهادن هر چيز در غير جاى خود، كار نابجا، و نيز تجاوز از حق ، ظلم است .
    ظلم سه نوع است :
    نخست - ظلم ميان انسان و پروردگار خويش ، كه بزرگترين آن شرك و كفر است . همان گونه كه خداى سبحان در سوره لقمان آيه (13) مى فرمايد:
    ان الشرك لظلم عظيم براستى كه شرك ظلم بزرگى است .
    و در سوره انعام آيه (175) فرموده :
    فمن اظلم ممن كذب بايات الله ... و چه كسى ظالم تر از آنكه آيات خدا را تكذيب نمايد.
    دوم - ظلم انسان به مردم . چنانكه خداى سبحان در سوره شورى آيه (42) مى فرمايد:
    انما السبيل على الذين يظلمون الناس عذاب و كيفر تنها بر كسانى است كه به مردم ظلم و ستم مى كنند.
    سوم - ظلم انسان بر خويشتن ، خداوند سبحان در سوره بقره آيه (231) مى فرمايد:
    ... و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه ... و هر كه چنان كند يقينا بر خويشتن ظلم و ستم كرده است .
    و در سوره طلاق آيه (1) فرموده :
    و من يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه و هر كسى از حدود الهى تجاوز كند يقينا بر خويشتن ظلم و ستم كرده است .
    در عين حال ، ظلم از هر نوع كه باشد ظلم بر خويشتن است و كسى كه متصف به ظلم گردد - در هر يك از دروه هاى عمرش كه باشد: گذشته ، حال يا آينده - او ظالم خواهد بود.
    ى - همت به و هم بها: هم بالامر، يعنى : قصد انجام كرد ولى انجام نداد.
    ك - راى : ديد، ديدن با چشم : نگاه كردن ، و ديدن با قلب : بصيرت و ادراك است .
    ل - برهان : دليل محكم ، حجت روشن جدا كننده حق و باطل ، و آنچه يوسف - عليه السلام - ديد بيش از اينها بود.




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    تاويل و معناى آيات
    در آياتى كه گذشت ، ابليس به پروردگار عالميان گفت : خدايا! حال كه مرا لعنت كرده و از رحمت خويش دورم ساختى ، كارهاى زشت مردم دنيا را در نظرشان زيبا جلوه مى دهم ، او اين تهديدش را نيز، عملى كرد. چنانكه خداى سبحان در سوره نحل آيه (63) مى فرمايد:
    لقد ارسلنا الى امم من قبلك فزين لهم الشيطان اعمالهم
    ما به سوى امت هاى پيش از تو نيز، رسولانى فرستاديم ولى شيطان اعمال (زشت ) آنها را در نظرشان زيبا جلوه داد.
    و در سوره انفال آيه (48) فرموده :
    و اذ زين لهم الشيطان اعمالهم و قال لا غالب لكم اليوم ...
    و هنگامى كه شيطان اعمال (زشت ) آنها را در نظرشان زيبا جلوه داد و گفت : امروز هيچ كس بر شما چيرگى ندارد...
    و در سوره نمل آيه (24) فرموده :
    ... يسجدون للشمس من دون الله و زين لهم الشيطان اعمالهم فصدهم عن السبيل
    خورشيد را به جاى خدا سجده مى كنند، و شيطان اعمال (زشت ) آنها را در نظرشان زيبا جلوه داده و آنها را از راه راست باز داشته است .
    بارى ، شيطان گفت : كارهاى (زشت ) مردم را در ديدشان زيبا و همه را گمراه مى كنم مگر بندگانى را كه تو براى خود برگزيده اى .
    و خداوند در پاسخش فرمود: تو هيچ گونه سلطه و چيرگى ندارى مگر بر كسانى كه پيرويت كنند: فروشدگان ضلالت و گمراهى .
    خداوند، همچنين با بيان پاره اى از حالات مخلصين در طى داستان يوسف عليه السلام و زليخا، ما را از استوارى مخلصين در برابر گناه و تمايلات نفسانى آگاه كرد و فرمود: و لقد همت به و هم بها لولا ان راى برهان ربه آن زن قصد يوسف كرد و يوسف نيز، اگر برهان پروردگارش را نديده بود، قصد وى مى كرد. و اين در خانه اى بود كه زليخا آن را براى يوسف آماده و از ديگران خالى كرده بود.
    زليخا ملكه مصر و مالك يوسف - عليه السلام - مصمم شد تا از يوسف كام ستاند. و يوسف - عليه السلام - نيز، اگر برهان پروردگارش را نديده بود، يا تصميم بر كشتن او مى گرفت و يا مصمم بر فحشاء مى شد كه مقتضاى طبيعت و جوانى و عزوبت او بود: جوانى در اوج حركت به سوى كمال مردى با ملكه اى در اوج شهوت و رفاه و انوثيت در خانه اى خالى از اغيار!
    ولى يوسف - عليه السلام - برهان پروردگارش را ديد و عفت ورزيد. آرى ، او از كسانى بود كه خداوند آنان را براى خود خالص و برگزيده است .
    اما برهانى كه يوسف - عليه السلام - ديد آن بود، آثار و نتايج هر دو كار: كشتن يا فحشاء را - چنانكه مى آيد - مشاهده كرد.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    آثار عمل و جاودانگى آن و گسترش بركت و شومى برخىاعمال بر زمان و مكان
    براى درك عصمت انبياء عليهم السلام لازم است چگونگى گسترش بركت و شومى بر زمان و مكان ، و آثار اعمال انسان در دنيا و آخرت را، مورد بررسى قرار دهيم . بدين خاطر، از خدا مدد جسته و مى گوييم :
    خداى سبحان در سوره بقره آيه (185) مى فرمايد:
    شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه ...
    ماه رمضان ، ماهى كه قرآن در آن نازل گرديد تا راهنماى مردم و دلايل هدايت و شناخت حق و باطل باشد.
    پس ، هر كه اين ماه را دريافت ، بايد كه روزه اش بدارد.
    و در سوره قدر مى فرمايد:
    انا انزلناه فى ليله القدر و ما ادرئك ما ليله القدر ليله القدر خير من الف شهر تنزل الملئكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر سلام هى حتى مطلع الفجر
    ما آن (= قرآن ) را در شب قدر نازل كرديم . و چه ميدانى شب قدر چيست ؟ شب قدر بهتر از هزار ماه است ، فرشتگان و روح در آن شب با اذن پروردگارشان و با تقدير امور فرود مى آيند. شبى سلامت و سالم تا طلوع فجر.
    خداوند سبحان قرآن كريم را در شبى از شبهاى ماه رمضان نازل كرد، و اين شب ، شب قدرى شد كه فرشتگان و روح تا ابد الدهر، به اذن الهى ، در آن نازل مى شوند، و بركت آن نيز، تا ابد الدهر به همه ماه رمضان گسترش ‍ يافته است .
    ما در كتاب عقايد اسلام در قرآن كريم در مبحث نسخ چگونه مبارك شدن جمعه از زمان آدم - عليه السلام - را بررسى كرده و بركاتى را كه خداى سبحان در آن روز بر آدم - عليه السلام - نازل فرمود، يادآور شديم . و نيز، عصر نهم ماه ذى الحجه را كه به خاطر آمرزش نازل شده بر آدم عليه السلام بركت يافت و باعث شد تا خداوند براى هميشه در عصر آن روز، در عرفات ، گناهان بندگانش را بيامرزد، و بدان خاطر، سرزمين هاى : عرفات ، مشعر و منى نيز در نهم و دهم ماه ذى الحجه بر همه بنى آدم مبارك و ميمون شد و آثار آن تا ابد الدهر باقى ماند.
    همچنين است ، اثر گامهاى ابراهيم - عليه السلام - در خانه خدا، بر پشته گلينى كه بر روى آن رفته و ديوار بيت الله را بالا مى برد، آن اثر نيز، مبارك گرديد و خداوند به ما فرمان داد تا آنجا را براى هميشه دوران ، نمازگاه بگيريم ، و فرمود:
    و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلى و از مقام ابراهيم نمازگاه بگيريد.
    سرايت و گسترش شومى و نحوست نيز، بدين گونه است . چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله به هنگام عبور از سرزمين اصحاب حجر به سوى تبوك ، ياران خود را از آن آگاه كرده است . فشرده داستان بنا بر آنچه در كتابهاى سيره و حديث آمده ، چنين است :
    هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در سال نهم هجرى به غزوه تبوك مى رفتند، به نزديك سرزمين حجر محل قوم ثمود در وادى القراى شام كه رسيدند، در آن فرود آمدند. همين كه سپاهيان از چاه آنجا آب برداشتند، منادى رسول خدا صلى الله عليه و آله ندا داد: از آب اين محل ننوشيد و از آن براى نماز وضو نسازيد. مردم آب مشك هاى خود را خالى كردند و گفتند: اى رسول خدا! خمير ساخته ايم . فرمود: آنها را به شتران بدهيد، مبادا مانند آنچه به آنان (= قوم ثمود) رسيد به شما هم برسد.
    هنگامى كه كوچ كردند و به حجر رسيدند، آن حضرت جامه خود را بر صورت پوشانيد و مركب خود را بر جهانيد، سپاهيان نيز چنين كردند و رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
    لا تدخلوا بيوت الذين ظلموا الا و انتم باكون
    داخل خانه هاى ستمگران نشويد مگر آنكه گريان باشيد.
    در همين حال ، مردى با انگشترى كه در خانه عذاب شدگان جسته بود نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد. آن حضرت از وى روى گردانيد و با دست ، صورت خود را پوشانيد تا آن را نبيند، و فرمود: آن را بيفكن ! و او بدورش افكند.
    (4)
    همانند اين داستان براى امام على - عليه السلام - نيز رخ داد. نصر بن مزاحم - و غير او - در واقعه صفين روايت كنند:(5)
    مخنف بن سليم با امام على - عليه السلام - به سوى بابل (6) مى رفتند كه امام فرمود: در بابل سرزمينى است نفرين شده و فرو رفته ، مركبت را تيزتر بران تا شايد نماز عصر را در بيرون آن بگزاريم . گويد: امام مركبش را بر جهانيد و مردم نيز از پى او شدند و هنگامى كه از پل صراه گذشت فرود آمد و نماز عصر را با مردم به جاى آورد.(7)
    وراى ديگرى گويد: با اميرالمومنين از پل صراة گذشتيم . عصر بود كه فرمود: اين سرزمينى عذاب شده است . براى هيچ نبى يا وصى نبى اى روا نيست كه در آن نماز بگزارد.(8)
    بدين گونه ، بركت از زمانى كه خداوند آن را براى بنده اى از بندگانش مبارك گردانيده گسترش يافت ، همان گونه كه شومى و نحوست نيز، از زمانى كه خداوند بر بندگان شقى و نگون بختش غضب فرمود، به ديگر زمانها سرايت و ادامه يافت .



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    عصمت جانشينان خدا از گناه و معصيت
    اعمالى را كه مردم در دنيا انجام مى دهند، آثارى جاودانه دارند كه در آخرت ، يا به صورت آتشى هميشگى ، كه آتشگيره آن مردم و سنگ ها هستند، (9) مجسم مى گردند، و يا به نعمت هاى جنات عدن مبدل مى شوند. و همه اين آثار، در ديد و درك بندگان مخلص خداست ، و آنان را به كوشش در اداى اعمال صالح و دورى از گناهان زشت و فحشا و منكر فرا مى خواند.
    اينگونه درك و ديد، همان برهان الهى است كه خداوند به بندگان پاك خود مى دهد، بندگانى كه رضاى خدا را بر خواسته دل و نفس اماره بالسوء برگزيده اند. بدين خاطر، هيچ گاه از بندگان مخلص خدا گناه و خطاى ناروا صادر نگردد. مثال آنان را در اين باره مثال انسان بينا و نابينايى است كه با هم در ميسرى ناهموار و پر مهلكه طى طريق مى كنند. بينا از مهالك و پرتگاهها دورى كرده و همراه نابينايش را نيز، آگاه مى كند تا از آنها دورى نمايد. و يا مانند انسانهاى تشنه اى كه روياروى آنان آب ظاهرا گوارايى است و جانشان را به نوشيدنى و فرو نشاندن تشنگى فرا مى خواند. و در ميانشان طبيبى است مجهز به ميكروسكپ كه با آن انواع ميكرب هاى كشنده را مشاهده كرده و دستور مى دهد تا آن آب را پيش از مصرف تصفيه نمايند.
    مثال بندگان مخلص خدا در ديدن برهان الهى و بصيرت به حقايق اعمال و آثار زشت و زيباى آن نيز، بدينگونه است . آنان با چنين ديدى كه از زشتى انجام گناه و قباحت آن در دنيا، و تجسم آتشين و جاودان آن در آخرت دارند، ممكن نيست كه با اراده و اختيار خود به انجام گناه يا ترك واجب اقدام نمايند.
    اما شبهاتى كه پيرامون عصمت انبياء عليهم السلام آورده و به آيات متشابه قرآنى استشهاد كرده اند، برخى نتيجه خطا و اشتباهى است كه در تاويل و معناى آنها كرده و برخى ديگر به خاطر تفسير اين آيات با روايات جعلى و ساختگى است . و ما براى پرهيز از طول بحث ، تنها به آوردن نمونه هائى از هر دو نوع بسنده مى كنيم :




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    تشکر:
    1
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    الف - روايات دروغينى كه بر عليه نبى خدا داود - عليه السلام - و خاتم انبياء محمد صلى الله عليه و آله ساختند
    در اين بخش ، روايات ازدواج داود - عليه السلام - با بيوه اوريا و خاتم انبياء صلى الله عليه و آله با زينب مطلقه زيد را مورد بررسى قرار مى دهيم :
    ازدواج داود - عليه السلام - در قرآن كريم :
    خداوند سبحان در سوره (ص ) مى فرمايد:
    اصبر على ما يقولون و اذكر عبدنا داود ذا الايد انه اواب o انا سخرنا الجبال معه يسبحن بالعشى و الاشراق o و الطير محشوره كل له اواب o و شددنا ملكه و ءاتينه الحكمه و فصل الخطاب o و هل اتك نبوا الخصم اذ تسوروا المحراب o اذ دخلوا على داود ففزع منهم قالوا لاتخف خصمان بغى بعضنا على بعض فاحكم بيننا بالحق و لا تشطط و اهدنا الى سواء الصراط o ان هذا اخى له تسع و تسعون نعجه ولى نعجه وحده فقال اكفلنيها و عزنى فى الخطاب o قال لقد ظلمت بسوال نعجتك الى نعاجه و ان كثيرا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض الا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و قليل ما هم و ظن داود انما فتنه فاستغفر ربه و خر راكعا و اناب o فغفرنا له ذلك و ان له عندنا لزلفى و حسن ماب o يا داود انا جعلنك خليفه فى الارض فاحكم بين الناس بالحق ... O
    بر آنچه مى گويند شكيبا باش و بنده ما داود قدرتمند را به يادآور كه بسيار تواب بود o ما كوهها را مسخر او ساختيم كه صبح و شب با وى تسبيح گويند o و پرندگان را كه همه به سوى او مى آمدند o حكومتش را استوار كرديم و حكمت و علم قضاوتش داديم o آيا خبر آن مخاصمه كنندگان به تو رسيد؟ آنگاه كه بر بالاى محراب رفتند؟ o
    گاهى كه بر داود وارد شدند و چون از آنان ترسيد گفتند: نترس ! ما دو نفر شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى ستم كرده ، پس ، ميان ما به حق قضاوت كن و منحرف مشو، و ما را به راه راست هدايت كن o اين برادر من است و نود و نه ميش دارد، و من تنها يك ميش دارم . مى گويد آن را هم به من بسپار و در سخن با من درشتى مى كند! O (داود) گفت : او به تو ستم كرده كه مى خواهد ميش تو را به ميش هايش بيفزايد، و راستى كه بسيارى از شريكان بر يكديگر ستم مى كنند مگر آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته مى نمايند كه اندكند. و داود دانست كه ما امتحانش كرديم . پس ، از پروردگارش بخشايش خواست و به ركوع افتاد و به زارى پرداخت o ما آن را بر او بخشوديم كه وى را نزد ما مقامى بلند و فرجامى نيكوست o ( و گفتيم اى داود! ما تو را در زمين خليفه و جانشين قرار داديم . پس ، ميان مردم به حق قضاوت كن ... O (ص / 17 - 26)




صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود