صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اخلاق معاشرت ( مديريت : حکمتي فرد )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    اخلاق معاشرت ( مديريت : حکمتي فرد )




    با نام و ياد خداي سبحان

    سلام و عرض ادب و اجترام


    در این تاپیک متن کتاب اخلاق معاشرت نوشته مي شود. به این صورت که در هر پست بخشي از کتاب به ترتیب صفحات قرار می گیرد .

    ازآي دي محترم حکمتي فرد که مديريت اين موضوع را پذیرفتند تقدير و تشکر مي کنم و براشون آرزوي توفيق روز افزون دارم

    استدعا دارم که کاربران گرامي در اين تاپيک پستي نزنند چرا که نظم کتاب بهم مي خورد و ناچار به حذف آن پست خواهيم شد .لطفا سوالات خود را در خصوص اين کتاب اينجا مطرح بفرمائيد


    التماس دعا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    مؤلف : جواد محدثى

    فهرست مطالب
    مقدمه
    1 - شناخت و مراعات حقوق ديگران
    2 - سلام و مصافحه
    3 - خوشرويى و خوشخويى
    4 - مردم دارى
    5 - صله رحم
    6 - ديد و بازديد
    7 - آداب مهمانى و ضيافت
    8 - با همسايگان
    9 - سوغات و عيادت
    10 - حريم خانه و زندگى
    11 - مزاحمت
    12 - كارگشايى
    13 - رازدارى
    14 - ادب
    15 - هنر گوش دادن
    16 - برخورد كريمانه
    17 - عزت نفس
    18 - بندگى و آزادگى
    19 - آيين دوستى
    20 - ابزار دوستى
    21 - شوخى و مزاح
    22 - تشويق
    23 - تقدير و سپاس
    24 - سازگارى
    25 - برخورد با سالمندان
    26 - نقدپذيرى
    27 - صداقت

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    مقدمه
    1 - شناخت و مراعات حقوق ديگران
    حقوق مسلمانى
    2 - سلام و مصافحه
    مفهوم سلام
    ادب و آداب سلام
    دست دادن
    شيوه مصافحه
    دست دادن با زنان
    3 - خوشرويى و خوشخويى
    خوشرويى
    غم زدايى
    خوشگويى
    خوشخويى
    4 - مردم دارى
    نمودهاى مردم دارى
    5 - صله رحم
    آثار و نتايج
    مرز صله رحم
    6 - ديد و بازديد
    محتواى ديدارها
    بهره هاى ديدار
    زيارت مؤ من
    ديدار حضورى
    ديدار كريمانه
    7 - آداب مهمانى و ضيافت
    مهمان ، بركت خانه
    ((وليمه ))، يك سنت دينى
    موارد مهمانى
    مهمان نوازى
    پرهيز از اسراف و ريا
    آداب مهمانى
    مهمان يا دردسر؟
    ((تكلف )) يا ((ماحضر))؟
    سلمان و مسلمانى
    مهمان ناخوانده
    گله نداشتن
    8 - با همسايگان
    سايه همسايه
    همسايگى و حسن همجوارى
    توصيه به ((حسن جوار))
    آخرين مرز
    حد و حق همسايه
    9 - سوغات و عيادت
    هديه ، هر چه باشد
    عيادت بيمار
    اخلاق پيامبرانه
    عيادت بى ريا
    عيادت و سوغات بى توقع


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    10 - حريم خانه و زندگى
    خانه ، يا محل آرامش و ايمنى
    استيذان
    از پيشوايان بياموزيم
    از زبان قرآن
    اذن و اجازه
    چشمهاى بى بها
    درسى براى نوجوانان
    چرا بى اجازه
    11 - مزاحمت
    مزاحمت چيست ؟
    نمونه ها
    فرمان دين
    نمونه اى از تاريخ
    12 - كارگشايى
    خدمت ، سرمايه سرورى
    كارگشايى
    درسى از امام سجاد (عليه السلام )
    خرج مال و آبرو
    صدقه ، اما بى پول
    ايثار
    13 - رازدارى
    حرمت راز
    كدام راز؟
    اسرار مردم
    اسرار نظام
    انگيزه فاش ساختن راز
    14 - ادب
    ادب چيست ؟
    نشانه ها و جلوه ها
    ادب از كه آموزيم ؟
    از ادب پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )
    15 - هنر گوش دادن
    در قلمرو آداب اجتماعى
    16 - برخورد كريمانه
    ضعيفان و جوانمردان
    مفهوم فتوت
    برخى از نشانه ها
    در مكتب جوانمردان و كريمان
    17 - عزت نفس
    مفهوم ((عزت نفس ))
    بهاى وجود
    خواستن ، پلِ ذلت
    حفظ گوهر عزت
    18 - بندگى و آزادگى
    عزت و منت
    سرافرازى واقعى
    آزادگى
    بدهكارى به خويشتن


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    19 - آيين دوستى
    نعمت ((دوست ))
    همرنگ و هماهنگ
    دوست شايسته
    دوست بى عيب ؟!
    نكات ديگر...
    20 - ابزار دوستى
    آثار مثبت و منفى محبت
    ابراز علاقه
    نقش ابراز علاقه در خانواده
    21 - شوخى و مزاح
    مزاح ، خصلتى مومنانه
    در سيره رهبران الهى
    حد و مرز شوخى
    شوخيهاى بدفرجام
    22 - تشويق
    انسان و نياز به ((تشويق ))
    تناسب تشويق و عمل
    روشهاى تشويق
    شرايط تشويق
    23 - تقدير و سپاس
    جلوه هاى نعمت
    سپاس از مردم
    تشكر از والدين
    رهزنان خير
    آثار و نتايج سپاس
    24 - سازگارى
    مدارا، يا تولى و تبرى
    مدارا با دشمن
    تحمل ناسازگارى
    25 - برخورد با سالمندان
    الف - محور وحدت
    ب - حرمت بزرگترها
    ج - نسبت به والدين
    د - انتقال فرهنگ
    ه - تاءثير رفتار
    26 - نقدپذيرى
    نقد و تذكر
    شيوه صحيح نقد
    نقدپذيرى
    27 - صداقت
    جلوه هاى صداقت
    در صحنه اجتماع
    با صادقان
    صداقت سياسى


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    نام كتاب : اخلاق معاشرت
    نام نويسنده : جواد محدثى

    مقدمه

    دوست داريم زندگى هايمان ، سرشار از صميميت و خونگرمى و صفا باشد.
    حـريـم انـسـانها و حرمت همگان ، محفوظ بماند و معاشرت هايمان نشاءت گرفته از فرهنگ قرآنى و تعاليم مكتب باشد.
    و اين ، يعنى زندگى مكتبى .
    پـايـدارى و اسـتـحكام رابطه هاى مردمى ، در سايه رعايت نكاتى است كه برگرفته از حقوق متقابل افراد جامعه باشد.
    در ايـنـكه چگونه بايد زيست و چه سان با ديگران بايد رابطه داشت ، نكته اى است كه در بحث آداب معاشرت مى گنجد.
    بـر خـلاف فـرهـنـگ غـربـى ، روح و مـحتواى فرهنگ دينى ما بر پايه ارتباط، صميميت ، تعاون ، همدردى و عاطفه استوار است . جلوه هاى اين فرهنگ بالنده نيز در دستورالعملهاى اخلاقى اسلام ديده مى شود.
    زنـدگـى مـكـتبى ، در سايه شناخت اين رهنمودها و به كار بستن آنها در صحنه هاى مختلف زنـدگـى اسـت ، نـه بـا شـعـار و ادعـا. به هر ميزان كه معيشت و معاشرت ما با اين گونه هـدايـتـهـاى ديـنى در مقوله رفتار، هماهنگ باشد، به همان اندازه زندگيهايمان مكتبى است . مسلمان بايد به گونه اى در چهارچوب اصول و سنن فرهنگ دينى خودش زندگى كند كه بـا شـهـامت و افتخار، بتواند امضاى دين را پاى همه رفتارش بگذارد و زندگيش برچسب اسلام داشته باشد و الگوى اسلامى را بر زندگى خويش در خانه و جامعه ، سايه افكن سازد.
    آداب برخورد، ديد و بازديد، رفت و آمدهاى خانوادگى و دوستانه ، نحوه گفتار و رفتار بـا اقـشـار مـخـتـلف ، دوسـتـى و حـد و حـدود آن ، مراعات آن ، مراعات حقوق ديگران ، ادب و سـپاس و احترام ، از جلوه هاى بارز اخلاق معاشرت است . اين گونه رابطه هاى اجتماعى ، با عنوانهاى مختلف و در شرايط گوناگون انجام مى گيرد. گاهى به صورت صله رحم است ؛ در ارتباط با اقوام و بستگان . گاهى نام عيادت به خود مى گيرد؛ در مورد بيماران . گـاهى نسبت به برادران و خواهران دينى ، عنوان زيارت مى يابد، گاهى با همسايگان اسـت ، گـاهـى بـا مـسـتـمـنـدان . گـاهـى هـم بـر مـحـور اطـعـام اسـت و گـاهـى بـه شكل مسافرتهاى دور و نزديك و بردن هديه و آوردن سوغات سفر. گاهى هم براى شركت در مجلس عقد و عروسى يا مشاركت در مراسم سوگ و تسليت گويى است .
    بـه هـر حـال ، هـمـه ايـنها نوعى رابطه و معاشرت است و نشان دهنده منش انسانى و فرهنگ اخـلاقـى هـر فـرد. اسـلام نـيز در اين باره بسيار سخن گفته و رهنمود داده است كه در اين كتاب ، گوشه اى از معارف و آموزشهاى دين در اين زمينه ها را مرور مى كنيم .
    بـاشـد كـه فرهنگ خودى و هويت دينى را پاس بداريم و با افتخار و سربلندى و رها از سـلطـه فـرهنگى بيگانه و با تكيه بر رهاورد مكتب و وحى ، زندگى و روابط خويش را بر پايه ارزشهاى برگرفته از قرآن و اهل بيت (عليهم السلام )، سامان بخشيم و براى نسلهاى آينده هم ادب و اخلاق را ميراث بگذاريم .
    آنـچـه پـيش روى شماست مجموعه اى است از رهنمودهاى اخلاق دينى در معاشرت با ديگران كه نخست ، در سالهاى 78 ـ 1376 در مجله پيام زن با عنوان اخلاق معاشرت انتشار يافت و اينك با اندكى بازنگرى تقديم مى گردد.
    قم ـ جواد محدثى
    اسفند 1378 ش


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    1 - شناخت و مراعات حقوق ديگران

    شناخت وظيفه ، پايه انجام وظيفه است .
    انـسـانـهـا در جـامـعـه نـسـبت به يكديگر وظايف متقابل دارند و به تعبيرى ديگر، بر عهده خـويـش نـسـبـت بـه افراد ديگر حقوق متقابل دارند. شناخت اين حقوق و انجام آن و مراعات دو جانبه ، ضامن تصحيح روابط و سالم سازى معاشرتها و زدودن كدورتها و كاهش اختلافها و گله منديهاست .


    در جامعه انسانى ، جز با مراعات ديگران و حقوقشان ، وضع رفتارى سامان نمى پذيرد. مـثـلا پـدر و مـادر نـسـبـت به فرزندان و به عكس ، وظايفى دارند. زن در برابر شوهر و شـوهـر در بـرابـر زن ، تـعهداتى دارد. فرمانده و سرباز، نسبت به هم حقوق و وظايفى دارنـد. دو شـريـك بـا يـكـديـگـر، كـارفـرما و كارگر، رئيس و مرئوس ، معلم و شاگرد، هـمـسايه با همسايه ، مشاور و مشورت خواه ، خويشاوندان و ارحام نسبت به هم ، برادران و خـواهـران ديـنـى نسبت به يكديگر، مسلمان با مسلمان و... نمونه هاى ديگرى از ارتباطهاى اجـتـماعى ، هر كدام نسبت به هم محدوده و مجموعه اى از تكاليف را دارند كه در آيين اسلام ، به انجام آنها توصيه شده است . اين وظايف و تكاليف و حقوق ، اگر:

    1 - شناخته شود،
    2 - به آنها عمل شود،
    3 - عمل هم دو سويه و متقابل باشد،

    بسيارى از مشكلات ، يا پيش نخواهد آمد، يا برطرف خواهد گشت .
    شـبـيـه ايـن در قـوانين راهنمايى و رانندگى وجود دارد و رانندگان اگر آن آيين نامه ها را بـدانـنـد و بـه آنـهـا عـمـل كـنـنـد و عـمـل هـم بـه صـورت مـتـقابل و از سوى همه رانندگان باشد، نه يكجانبه و ناقص ، طبيعى است كه بسيارى از تصادفات و حوادث و ضايعات رانندگى پيش ‍ نخواهد آمد.

    حقوق مسلمانى

    جـامـع تـريـن مـتـن حـديـثـى كـه بـه بـيـان ايـن حـقـوق و وظـايـف مـتـقـابـل پـرداخـتـه اسـت ، رسالة الحقوق از امام زين العابدين (عليه السلام ) است كه در كتابهاى روايى (از جمله در تحف القول و مكارم الاخلاق و...) آمده است . حق برادر دينى ، حق هـمـسـايـه ، حـق خـويـشاوند، حق فرزند و اولاد و پدر و مادر، حق زن و شوهر، حق شاگرد و اسـتـاد، حق مولا و بنده ، حق همنشين و دوست و شريك ، حق والى و رعيت ، حق مشير و مستشير از جمله حقوقى است كه در آن حديث ارزشمند بيان شده است .

    در جـامـعـه اسـلامـى ، مـسـلمـان مـتـعـهـد خـود را نـسـبـت بـه بـرادران ديـنـى مـسـؤ ول احساس مى كند و تكاليفى بر عهده او است . طبعا هر مسلمانى بايد اين حق را بر گردن خـويـش احـسـاس كـند و آن گونه كه ياد شد، مراعات و به كار بستن اينها طرفينى بايد بـاشـد، تا اثر خويش را بگذارد. اين حقوق بسيار است ، به برخى از آنها كه در احاديث اسلامى آمده است ، اشاره مى شود:

    1 - ايـنـكـه مـسـلمـان آنـچه را براى خود دوست دارد، براى برادر دينى خودش هم بپسندد و آنـچـه را بـراى خـود نـمـى پـسـنـدد، بـراى ديـگـران هم نپسندد و روا نشمارد. اين اولين و مـهـمـتـريـن حـقـى اسـت كـه هـر مـسـلمـان بـر گـردن مـا دارد و روايات بسيارى در اين زمينه نقل شده است ، حقى بسيار مهم ، اما بسيار آسان و اندك !
    امـام صـادق (عـليـه السـلام ) بـه مـعـلى بـن خـنيس در حديثى كه به برشمارى اين حقوق پرداخته است ، مى فرمايد:

    ايسر حق منها ان تحب له ما تحب لنفسك و تكره له ما تكره لنفسك (1)
    آنچه براى خود دوست مى دارى ، براى او هم دوست بدارى و آنچه براى خويش ناخوشايند مـى دانـى ، بـراى او هـم نـاخـوشـايـنـد بـدانـى !... البـتـه گفتن اين سخن آسان است ، اما عمل به آن بسى دشوار!

    2 - اينكه مسلمان ، مسلمان ديگر را با دست و زبان نرنجاند.

    خدا را بر آن بنده بخشايش است

    كه خلق از وجودش در آسايش است
    و ايـن از مـهـمـتـريـن اصول اخلاقى و معاشرتى اسلام و نشانه مسلمانى است . تا آنجا كه رسـول خـدا (صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ) فـرمـوده اسـت : المـسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده ؛(2)

    مسلمان كسى است كه مسلمانان از زبان و دست او در سلامت و آسايش باشند.

    3 - اينكه مسلمان در برابر مسلمان ، متواضع باشد و از تكبير بپرهيزد.




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    4 - حرف ديگران را درباره مؤ من و مسلمان نشنود و نپذيرد و به سخن چينيها گوش ندهد و در پـى خـطـاها و عيوب نباشد و اگر هم نقطه ضعفى از كسى شنيد يا فهميد، آن را فاش نـسـازد و آبـرويـش را نـبـرد. كسى كه در پى عيوب مسلمين باشد از نظر مسلمانى و دينى گرفتار سقوط است و از ولايت خدا بيرون رفته ، در ولايت شيطان قرار مى گيرد. پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:

    يـا مـعـشـر مـن اسلم بلسانه و لم يسلم بقلبه ، لا تتبعوا عثرات المسلمين فانه من تتبع عثرات المسلمين تتبع الله عثرته و من تتبع الله عثرته يفضحه ؛(3)

    اى گروه كسانى كه به زبان مسلمان شده ايد ولى دلها مسلمان نشده است ! در پى عيبها و لغـزشـهـاى مـسـلمـانـان نـبـاشـيـد، چرا كه هر كس در پى شمارش و يافتن عيبهاى مسلمانان باشد، خدا هم پى جوى عيب او خواهد شد و هر كه را كه خدا در پى عيوبش افتد، رسوايش ‍ مى سازد.

    5 - پـرهـيـز از قهر كردن و قطع رابطه ، و اگر هم مفارقت و قطع ارتباط پيش آمد، آن را بـيـش از سـه روز طـول نـدهد. و فضيلت از آن كسى است كه زودتر آشتى كند و در صلح كـردن پـيـشـگـام و پـيـش قـدم گـردد. هـر انـدازه كـه ايـن جـدايـى بـيـشـتـر شـود، شـيطان خـوشـحـال تـر مـى گـردد. در ايـن زمـيـنـه هـم احـاديـث بـسـيـارى نقل شده است .

    6 - بـى اجـازه و سـرزده وارد بـر خـانـه بـرادر مـؤ مـن نـشـود و اگـر مـى خـواهـد داخـل خـانـه يـا اتـاق يـا مـحـل كـار او بـشـود، قـبـلا اجـازه بـگـيـرد (در ايـن زمـيـنـه ، در فصل حريم خانه و زندگى مفصلا بحث شده است ).

    7 - بـرخـورد بـا افـراد، بـا چهره اى گشاده و خندان و كدورت زدا، و زدودن غم و اندوه از دل بـرادر ايـمـانـى و ادخـال سـرور و شـادمـانى بر يك مسلمان ، كه اين كار، نزد خداوند، پاداشى عظيم دارد.

    8 - وفـاى به عهد و عمل كردن به وعده و پرهيز از خلف وعده ، يكى ديگر از حقوقى است كـه در روايـات آمـده و مـسـلمـان در برابر مسلمان خود را به آن موظف بداند. به تعبير امام سـجـاد (عـليـه السـلام ): آن كـس كـه وعـده مـى دهـد و عمل نمى كند، منافق است . و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود:

    من كان يؤ من بالله واليوم الاخر فليف اذا وعد؛(4)
    هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، هرگاه كه وعده مى دهد، به آن وفا كند.

    9 - انصاف در برخورد با مسلمانان ، يعنى آن گونه كه دوست دارد با خودش رفتار كنند و بـا او بـرخـورد داشته باشند، خودش هم همان گونه معاشرت كند. اين فضيلت اخلاقى در احـاديـث ، مـايـه عـزت نـزد خـدا و نـجـات از آتـش دوزخ در قيامت به شمار آمده است و در سـخنى از امام صادق (عليه السلام )، به عنوان يكى از سخت ترين تكاليفى كه خدا بر بـنـدگـانـش مـقـرر كرده ، به حساب آمده و در كنار انصاف ، مواسات و ذكر خداوند در همه حال بيان شده است
    (5).

    10 - احترام به بزرگترها و محبت و رفق نسبت به كوچكترها


    11 - اصـلاح مـيـان افراد و آشتى دادن آنان ، كه اين وصيت پيامبر اسلام در همه دورانها و تـوصـيـه حـضـرت عـلى (عـليـه السـلام ) در بـسـتـر شهادت و سفارش ائمه ديگر است و رسـول خـدا آن را به عنوان افضل الصدقه دانسته است و حتى دروغ مصلحتى براى زدودن اختلاف و ايجاد آشتى بين دو مسلمان مجاز شمرده شده است
    (6).

    12 - پـوشـانـدن عـيـوب مـسـلمـانـان جـهـت حـفـظ آبـروى آنـان . بـه تـعـبـيـر رسـول خـدا (صـلى الله عـليه و آله و سلم ): هر كس عيب پوش ‍ مسلمانى باشد، خداوند هم عيب او را در دنيا و آخرت مى پوشاند.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    13 - پرهيز از حضور در جاهايى كه سوءظن مسلمانان را بر مى انگيزد. پرهيز از مواضع تهمت يك تكليف است و چون ناپرهيزى از حضور در جاهايى كه بدگمانى ديگران را سبب مـى شـود، مـوجـب بـه گـنـاه افـتـادن آنـان مـى شـود، پـس در مـقـابـل مـؤ منان وظيفه داريم كه از اين گونه حضورهاى شائبه دار و سوءظن آور و مساءله ساز بپرهيزيم تا موجب به گناه افتادن ديگران نشويم .

    14 - رفـع نـيـاز مـؤ مـنان و تلاش در راه قضاء حاجت او و برطرف كردن مشكلاتش ، يكى ديـگر از حقوق مسلمانى است و در روايات ، ثوابى بيش از نماز و روزه و حج و طواف بر آن بـر شـمـرده شده است . بهره گيرى از مال و قدرت و آبرو و وجهه خويش ، باى يارى يـك مـسـلمـان و بـرطـرف كـردن رنـج و مـشـكـل و گرفتارى او از عظيم ترين تكاليف ما در برابر برادران دينى است .

    تا توانى به جهان خدمت محتاجان كن


    به دمى يا درمى يا قلمى يا قدمى
    15 - حـفـظ عرض و آبروى مسلمان در غياب او و اگر كسى به يك مسلمان تهمتى زد، دفاع از او واجـب اسـت و اگـر بـتواند دفاع كند و تهمت را دفع كند ولى كوتاهى و سستى كند، بـه مـقتضاى روايات ، در گناه تهمت زنندگان شريك است . كسى نزد پيامبر اكرم (صلى الله عـليـه و آله و سـلم ) از مـسـلمـانـى بـدگـويـى كـرد و بـه آبـروى او مـعـتـرض شد. رسـول خـدا آن سـخـن را رد كـرد و از او دفـاع نـمود، سپس ‍ فرمود: هر كس از آبرو و حيثيت برادر دينى اش دفاع كند، اين دفاع در قيامت حجابى از آتش مى شود و او را حفظ مى كند: من رد عن عرض اخيه كان له حجابا من النار(7).

    16 - سـلام و مـصافحه و معانقه . در روايات بى شمارى است كه مسلمان وقتى به مسلمان ديـگـر مـى رسـد، سـلام دهـد، دسـت بـدهـد و مصافحه و معانقه كند، اگر او عطسه كرد، در پاسخ عطسه اش دعا كند و از خداوند براى او رحمت بطلبد.

    17 - عيادت ، ديدار، تشييع جنازه ، زيارت قبور، تسليت و تعزيت به خانواده ، دعا پس از فـوت و... ايـنها از جمله حقوقى است كه بر عهده مسلمان است . اگر برادر دينى اش بيمار شـد، بـه عـيـادت او بـرود. اگـر از سفر آمد يا از حج برگشت ، او را زيارت كند، يا كلا مسئله ديد و بازديد و رفت و آمد با برادر دينى . و اگر از دنيا رفت ، در تشييع جنازه اش شركت كند و براى تسليت گويى به بستگان و فرزندان او، به خانه اش سركشى كند، سـر قبر او حاضر شود، دعا و فاتحه بخواند، پس از فوت ، كارهاى صالح و شايسته به نيت و نيابت از برادر دينى انجام دهد و ثوابش را هديه به روح او كند.

    حـقـوقى كه ياد شد، نه همه حقوق ، بلكه برخى از حقوق مسلمانى است كه براى هر كدام احاديث فراوانى در منابع ما نقل شده است كه جهت پرهيز از طولانى شدن بحث ، به اشاره اى بسنده كرديم .
    امـا مـنـاسـب اسـت كـه چـنـد حـديـث نسبتا جامع هم در همين معقوله ها عرضه كنيم ، تا با حقوق متقابل دينى آشنا گرديم .
    امـام بـاقـر (عـليـه السـلام ) فرمود: از جمله حقوق مؤ من بر برادر دينى اش اين است كه : گـرسـنـگـى او را بـرطـرف سـازد، راز و عـيب او را بپوشاند، رنج و اندوهش را برطرف سـازد، قـرض و بدهى او را بپردازد و هرگاه از دنيا رفت ، جايگزين او در رسيدگى به وضع خانواده و فرزندانش باشد
    (8).

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    پـيـامـبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: مؤ من هفت حق بر گردن مؤ من دارد كه از سوى خدا واجب شده است .
    1 - در پيش رو، احترامش كند
    2 - در دل ، محبت او را داشته باشد
    3 - در مال خود، مواسات نسبت به او داشته باشد
    4 - غيبت او را حرام شمارد
    5 - هنگام بيمارى به عيادتش رود
    6 - پس از مرگ ، در تشييع جنازه او شركت كند
    7 - پس از فوت او، درباره اش جز خير و نيكى نگويد
    (9).
    مـعـلى بـن خـنـيـس گويد: از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم : حق مؤ من بر مؤ من چيست ؟ حـضـرت فـرمـود: مـى تـرسـم كـه بـدانـى و عـمـل نـكنى و آنها را تباه سازى . گفتم : لا حـول ولا قـوه الا بـالله (يـعـنـى ان شـاءالله بـه يـارى خـدا عـمـل خواهم كرد). فرمود: مؤ من بر گردن مؤ من هفت حق دارد كه همه واجب است و اگر هر كدام را ضايع و تباه كند از ولايت خدا بيرون رفته و طاعت الهى را نافرمانى كرده است :
    اول : ايـنكه آنچه براى خود دوست مى دارى براى او هم دوست بدارى و آنچه بر خود نمى پسندى براى او هم نپسندى .
    دوم : اينكه با جان و مال و زبان و دست و پايت او را يارى كنى .
    سـوم : آنـكـه در پـى جـلب رضـاى او باشى و او را به خشم نياورى و دستورش را اطاعت كنى .
    چهارم : آنكه براى او چشم و راهنما و آينه باشى (ان تكون عينه و دليله و مرآته )
    پـنجم : آنكه چنين نشود كه تو سير باشى و او گرسنه ، تو سيراب باشى و او تشنه ، تو پوشيده باشى و او عريان !
    ششم : آنكه اگر خادم يا همسرى دارى كه كارهاى تو را انجام مى دهد و او بى همسر است ، خـدمـتـگـذار خـودت را بـفـرسـتى كه لباسهايش را بشويد. برايش غذا بپزد و برايش جا بيندازد.
    هـفـتـم : آنـكـه قـسـم خـوردن او را بـپـذيـرى ، دعـوتـش را قبول كنى ، در بيماريش به عيادتش بروى ، در مرگش براى تشييع جنازه حاضر شوى و اگـر حـاجـت و نـيـازى دارد، در رفع آن نياز بكوشى و نگذارى كه او از تو درخواست كند (يعنى ، پيش از آنكه او درخواست كند، خودت به رفع مشكلش اقدام كنى ).
    هـرگـاه چـنـيـن كـردى (و بـه ايـن وظـايـف عـمـل نـمـودى ) ولايـت تـو بـه ولايـت خـدا متصل مى گردد
    (10).
    مراعات اين وظايف متقابل ، جامعه اى آرمانى ، با صفا و صميميت ، همبسته و منسجم ، عاطفى و نـيـرومـنـد پـديـد مـى آورد كـه از حـرارت ايمان و شوق برخوردار است و آحاد و افراد، در سـايـه ايـن مـودت و صـداقـت و مـراعـات ، بـه قـدرتـى اسـتـوار و مـجـمـوعـه اى مستحكم و خلل ناپذير تبديل مى شوند و جامعه اسلامى به عزت و اقتدار مى رسد.
    پـايـان اين بحث را با حديثى از امام صادق (عليه السلام ) قرار مى دهيم كه درباره اداى حق مؤ منان فرمود:
    ما عبد الله بشى ء افضل من اداء حق المؤ من ؛(11)
    خداوند به چيزى برتر از اداى حق مؤ من ، عبادت نشده است .


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود