صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ###کشف عجیب در فیزیک؛ جهان موازی ثابت شد###

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۶
    نوشته
    915
    تشکر:
    1
    حضور
    50 دقیقه
    دریافت
    219
    آپلود
    14
    گالری
    0

    مطلب ###کشف عجیب در فیزیک؛ جهان موازی ثابت شد###




    کشف عجیب در فیزیک؛ جهان موازی ثابت شد
    فیزیکدانان کوانتمی دانشگاه کالیفرنیا کشف عجیبی کرده اند که به گونه ای نشان می دهد جسمی که در مقابل یک فرد قرار گرفته و دیده می شود می تواند به صورت همزمان در جهانی موازی نیز وجود داشته باشد.
    این کشف به واسطه ذره ای کوچک و فلزی انجام گرفته است؛ براده ای به قطر یک تار مو، جسمی که بسیار ریز است اما در عین حال می توان آن را با چشم غیر مسلح نیز مشاهده کرد.
    دانشمندان این ذره را در کاسه ای مخروطی و تاریک سرد کرده و تمامی هوای اطراف آن را به منظور حذف ارتعاش خارج کردند. سپس محققان ذره را مانند یک دیاپازون حرکت داده و مشاهده کردند ذره در زمانی واحد حرکت کرده و متوقف می شود.

    چگونه این پدیده را درک کنیم؟
    برای درک این پدیده که کاملا غیر ممکن به نظر می رسد، باید بسیار بسیار کوچک اندیشید، حتی کوچکتر از اتمها، الکترونهایی که به دور هسته اتم در گردشند، در آن واحد در حالتهای چند گانه حرکت می کنند که ثابت کردن آنها تقریبا غیر ممکن است. به بیان ساده تر می توان گفت زمانی که فردی در شهر اکلاهاما به دیدن مادر خود می رود در جهان موازی که ذرات اتمی وی در آن حضور دارند همان فرد در خانه مشغول تماشای تلویزیون است.

    به گفته دانشمندان شاید این پدیده کاملا غیر واقعی به نظر آید اما بر پایه علم حقیقی رخ می دهد. بر اساس یکی از نظریه های فیزیکی زمانی که پدیده ای در یک حالت مشاهده می شود این پدیده جهان را به دو بخش تقسیم می کند. نظریه چند حالتی بر این پایه استوار است که جهان فعلی طی مشاهده انسان متوقف شده و انسان تنها یکی از واقعیات در حال وقوع را مشاهده می کند. برای مثال می تواند توپ فوتبال را ببیند که در هوا در پرواز است، اما شاید در جهان موازی این توپ در همان لحظه سقوط کرده باشد و یا شاید اصلا فردی در آن لحظه مشغول بازی فوتبال نباشد.

    بسیاری از فیزیکدانان بزرگ پایه های علمی جهان چند حالتی را حتی اگر نتوان آن را به اثبات رساند قبول دارند. "شان کرول" از موسسه تکنولوژی کالیفرنیا یکی از این فیزیکدانان بوده و معتقد است تا زمانی که نتوان تمدنهای فوق پیشرفته بیگانه را تصور کرد که پی به واقعیت این نظریه برده اند، انسانها تحت تاثیر امکان وجود جهانهای دیگر قرار نخواهند گرفت. وی در عین حال معتقد است هرگز فردی قادر به ابداع دستگاهی نخواهد بود که با استفاده از آن بتوان میان این جهانها ارتباط برقرار کرد.

    درک واقعیت جهان موازی بستگی شدیدی به درک انسان از زمان دارد. به گفته "کرول" ما زمان را به صورت واقعی احساس نمی کنیم، تنها شاهد گذشت آن هستیم. برای مثال گذشت زمان در هنگام یک مسابقه هیجان انگیز بسیار سریع و در سر کلاس یک درس کسل کننده کاملا کند است. یا هنگامی که فردی تلاش دارد با تاخیر در دفتر کارش حاضر نشود، دقایق برای وی با سرعتی باور نکردنی می گذرند اما چند دقیقه باقی مانده از ساعت کار به راحتی با چندین ساعت برابری می کنند.

    بازگشت به آینده
    "فرد آلن ولف" از دانشمندان فیزیک کوانتم نیز معتقد است زمان به شکل یک خیابان یک طرفه به نظر می آید که از گذشته به سوی حال در حرکت است، اما با در نظر گرفتن نظریه های قابل ملاحظه ای که در سطح کوانتمی ارائه شده اند، ذرات در آن واحد به سمت عقب و جلو در حرکتند. در صورتی که بتوانیم از بخش "جلو و عقب رفتن در آن واحد" صرف نظر کنیم، شانس درک بخشی از فیزیک را از خود گرفته ایم.

    به گفته "ولف" زمان در ماشینهای کوانتمی به صورت مستقیم حرکت نمی کند بلکه حرکتی زیگزاگ داشته و به همین دلیل وی معتقد است امکان ساختن ماشینی که بتواند زمان را منحرف کند، وجود دارد.

    به گفته "ریچارد گات" فیزیکدان دانشگاه پرینستون "سرگئی کریکالو" فضانورد روسی که در 6 ماموریت فضایی حضور داشته است نسبت به بقیه انسانهای روی زمین 48/1 ثانیه جوانتر است زیرا وی در سرعتی بسیار بالا در مدار حرکت کرده است و کم سن تر بودن نسبت به بقیه به معنی جهش به آینده و تجربه نکردن زمان حال مشابه با دیگران است. به گفته وی از جهتی می توان گفت این فضانورد به سوی آینده سفر کرده و دوباره بازگشته است!

    "گات" می گوید نیوتن باور داشت زمان پدیده ای جهانی است و تمامی ساعتهای جهان به صورت یکسان حرکت می کنند. اکنون با توجه به نظریه نسبیت خصوصی اینشتین می توان گفت سفر به آینده امکان پذیر است. با در نظر گرفتن نظریه گرانش اینشتین، قوانین فیزیک از منظری که امروز آنها را درک می کنیم نشان می دهند حتی سفر در زمان به سوی گذشته نیز امکانپذیر است اما برای مشاهده امکان این سفر باید قوانین جدید فیزیکی در سطح کوانتمی فراگرفته شوند.

    درک این قوانین نیز با استفاده از ذره ای فلزی و بسیار کوچک و کاسه ای مخروطی شکل آغاز شده است. در واقع فیزیکدانان دانشگاه کالیفرنیا با ابداع خود مقیاس ماشینهای کوانتمی را به ابعاد بزرگتری تغییر دادند.

    بر اساس گزارش فاکس نیوز، مسئله بعدی فراگرفتن چگونگی کنترل ماشینهای کوانتمی و استفاده از آنها برای اجسام بزرگتر است. در این صورت شاید بتوان با دستکاری تنها چند الکترون کوچک به جهان موازی دست پیدا کرد.

    مرجع : تابناک



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درباره ي مسائل فلسفي نميشه به اين راحتي اظهار نظر كرد. فيزيكدان ها حرف هاي عجيب غريب زياد مي زنن. حقيقت و ابعاد و جوانب مختلف اون بسيار پيچيده تر از اينه كه از طريق علم بشه بهش احاطه پيدا كرد.

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    واقعا که




    در باره نظریه جهان موازی از نظر قرآن هیچی ندارید بگید ؟
    قرآن رد میکنه یه قبول
    اصلا حرفی در این زمینه هست ؟
    اصلا میدونید اونطرف با اثبات این نظریه میخوان چه چیزی رو به خورد ملت بدن ؟

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    سلام دوست عزيزmohammad reza
    مطالب شما تحت عنوان كشف جهان موازي پيش از انكه يك مطلب علمي قلمداد شود به صورت نقل وقول است كه به سه كلمه فيزيكدانان- كوانتمي- دانشگاه كاليفر نيا- اشاره دارد.
    حال برپايه كدام فرمول يا تجربه فيزيكي ويا توسط چه تيمي وبا رهبري كدام دانشمندو...اشاره اي به ان نشده است!
    هر چند در يك خط سير نوري اگر مكان جسم تغيير كند واين تغيير مكان در واحد زمان خيلي كم باعث ميشود كه جسم در مكانهاي زيادي ديده شود.واين دنباله نظريه نسبيت انشتين است.
    در مورد تغيير مكانهاي زياد درطي مدت زمان بينهايت كوچك اين مسئله قابل تصور است همانند حركت پره هاي پنكه كه در يك فضاي دايره اي ديده ميشوند يا اربيتالهاي يك اتم كه كروي ديده ميشوندهر چند نسبت فاصله به زمان كه سرعت نام دارد باعث اين موارد ميگردد اما ايا روزي ميرسد كه بشر با سرعت نور حركت كند؟
    در انصورت اگر انسان بتواند عمل ديدن تلوزيون وديدار مادرش در اكلا هاما را با سرعت نور انجام دهد اين امر شدني است
    در غير اين صورت حدس وگماني بيش نيست.
    تنها عاملي كه موثر بر چنين معادلات است كم شدن زمان وقوع يك حادثه است .كه البته اگر قدر اين لحظات را بدانيم.
    ما انسانهابا استفاده از وقت وزماني كه در طول عمر خود در اختيار داريم' ميتوانيم زندگي جاويد اخرت را رغم بزنيم كه تمام نشدني است .با مقايسه اين نسبت پي به ثانيه هاي عمر خود ميبريم ودر مييابيم كه اگر دائما مشغول عبوديت وتجارت اخروي باشيم باز هم بهاي ثانيه ها بيشتر است.واين است كه خداوند ميفر مايد"والعصر ان الانسان لفي خسر..."
    يا مولي علي(ع) ميفرمايد :"الفرصه تمر كمر الصحاب"
    خوبان مرا ببخشند

    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,079
    صلوات
    18000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    28 روز 22 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    80



    شبی بهتر از هزار ماه
    در ماه هایی که پشت سر گذاشتیم، روز های پر برکت مهمانی خدا و ماه رمضان در بین همه ی آن ها تجلی خاصی داشت. اما در طول کل ماه مبارک رمضان، شب هایی هستند که از کل سال بلکه از هزاران ماه مهم تر، با ارزش تر و پر فضیلت هستند که در اسلام به نام شب های قدر نام گذاری شده است. شبی که خداوند در قرآن به اندازه ی سوره ای 11 آیه ای از آن سخن می گوید: که در این شب قرآن پیامبر اسلام (ص) نازل شده است و هیچ کس نمی داند شب قدر چیست و شب قدر بهتر از هزار ماه است. و در آن شب تمام ملائک و روح به اذن پروردگارشان بر زمین نازل شده اند و شبی است سرشار از برکت و رحمت تا طلوع صبح.
    اما آیا تا کنون اندیشیده اید که چرا خداوند متعال، یک شب که فاصله ی بین اذان مغرب تا اذان صبح محسوب می شود را به عنوان هزار ماه معرفی کرده؟ آیا نمی توانست بیشتر یا کم تر باشد؟
    از این گونه مثال ها در قرآن بسیار یاد شده است که زمان ها را به یاد بندگان خود می آورد. به طور مثال، در داستانی از قرآن که منسوب به حضرت عزیر نبی (ع) است، می فرماید که: به او گفت: چه قدر درنگ کردی؟ گفت یک روز، یا بخشی از یک روز. فرمود: خیر؛ بلکه صد سال درنگ کرده ای.(سوره بقره 259). این تفاوت زمان ها در چیست؟ یا در بخش هایی از آن می فرماید، یک لحظه تفکر از 70 سال عبادت بهتر است. آیا تا کنون به این زمان ها دقت کرده اید؟
    در عصر حاضر با محاسبه ی نور و تغییر شکل ماهیت فیزیک حرکت و نور در جهان، معادلاتی در این راه به وجود آمده اند که این اعداد را بیشتر برای ما نمایان کرده است. پروفسور نیما ارکانی حامد، از جمله دانشمندان جوان در علم فیزیک است که در کشور امریکا، در حال حاضر در جایگاه آلبرت اینشتین نشسته و از جمله بزرگترین اساتید فیزیک در این کشور محسوب می شود. این دانشمند جوان، با استفاده از علم فیزیک جدید، و مقایسه ی آن با علوم قرآنی، به نتایج شگرفی در زمینه ی این اعداد در قرآن و مقایسه ی روز و سال ها دست یافته است.
    برای این که این مفاهیم را بهتر و عمیق تر درک کنیم، ابتدا لازم است به شرح برخی مفاهیم فیزیک زمان بپردازیم.
    همان طور که مطلع هستید، طبق محاسبات جدید دانشمندان، جهان کنونی ما انسان ها، یک جهان 3 بُعدی است که از ابعاد طول، عرض و ارتفاع تشکیل شده است. اما پروفسور آلبرت اینشتین بُعد جدیدی را به جهان افزود که بُعد زمان نامیده می شود و در نظریات خود اعلام کرد: «حرکت در جهان مستلزم وجود زمان است.» اما اجسام و اجرامی که بتوانند در هر چهار بُعد احاطه داشته باشند، اجرام فرازمینی یا ماورائی هستند.
    بگذارید کمی بیشتر توضیح بدهم. یک نقطه را تصور کنید؛ در علم فیزیک، نقطه یک جسم بدون بُعد محسوب می شود. چرا که نمی توان به آن حرکت داد یا آن را تحت یک محور تعریف کرد. یک خط راست که متشکل از بی نهایت نقطه است، یک جسم تک بعدی است. زیرا یک خط تحت یک محور ترسیم می شود که فقط طول دارد. اجسام دو بعدی، اجسام مسطح مانند یک صفحه نقاشی است که فقط دارای طول و عرض هستند و عاری از ارتفاع می باشند. بر طبق قواعد فیزیکی، ما که در محیط سه بعدی هستیم، قادر به دیدن اجسام دو بعدی هستیم و بر آن ها احاطه داریم اما اجسام دو بعدی دلیل این که دید افقی دارند، قادر به دیدن ما نیستند. از نظر یک جسم دو بعدی، ما اجسامی نامرئی هستیم مگر تا لحظه ای که سایه ای از ما بر روی صفحه نمایان شود.

    شر به ماهيت وجودي خود، وجود ندارد.
    بلكه شر تنها تعريفي از نبودن خير است.
    شر زماني است كه عشق، خدا، ايمان، و ... در دل ما نباشد.

    آلبرت اينشتين

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    پس جنیان وفرشتگان و اموات ...از این قبیل یک بعد بیشتر از ما دارند؟ اون بعد چی می تونه باشه ؟

    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,079
    صلوات
    18000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    28 روز 22 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    80



    به تصاویر زیر توجه کنید:
    ###کشف عجیب در فیزیک؛ جهان موازی ثابت شد###


    جسم سه بعدی، همچون یک گل، یک پرنده و ...، دارای ابعاد طول، عرض و ارتفاع است. و در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم، همه چیز دارای طول، عرض و ارتفاع است و حتی بسیاری از روابط فیزیکی مانند سرعت، شتاب، فشار، نیرو و ... به همین ابعاد جهان وابسته اند.
    بعد چهارم
    در جهان چهار بعدی، بعد زمان، به سه بعد فضا اضافه شده است. به تعریف فیزیک دانان، جهان یا فضای چهار بعدی، فضایی است که به عنوان فضای مینکوفسکی (Minkowski Space) یا فضای (3+1) نامیده می شود و همان فضایی است که اینشتین از آن در تئوری های نسبیت خاص و نسبیت عام استفاده می کند. برخی از پیش بینی هایی که وی در نسبیت خاص شرح می دهد عبارتند از:
    - توقف زمان: عقربه ی متحرک ساعت (ثانیه شمار) از دیدگاه یک مشاهده گر، آهسته تر از زمانی که استراحت دارد، حرکت می کند. (به عبارت دیگر، سرعت حرکت ثانیه شمار، سریع تر از استراحت آن است.)
    - انقباض طول: از نظر یک مشاهده گر، طول یک میله در هنگام حرکت، کوتاه تر از زمان سکون آن به نظر می رسد.
    -
    رابطه ی انرژی و جرم: که به صورت رابطه ی E=MC2 نوشته می شود.

    همان طور که دیدگاه یک جسم دو بعدی نسبت به ما همچون نگاه کردن به لبه ی کاغذ نازک است، و آن ها ما را نامرئی می بینند مگر این که سایه ای از ما بر صفحه بیفتد، دیدگاه ما نیز نسبت به محیط و فضای چهار بعدی، به همین شکل است. اجسام چهار بعدی در دنیای ما نامرئی و غیر قابل رویت هستند، مگر این که سایه ی آن ها قابل رویت شود.
    اکنون دانشمندان متفق القول هستند که جهان کنونی بیش از پنج بعد دارد و جهان ماوراء (عرش و ...) فضایی حدود 11 بعد دارد و پروفسور ارکانی حامد، نیز این امر را اثبات نموده که ذرات قابلیت ارتعاش در 11 بعد را دارند اما ما تنها 3 بعد آن را تشخیص می دهیم.
    به پیش بینی اینیشتین، جهان پنج بعدی، متشکل از فضایی دارای طول، عرض، ارتفاع، زمان و انرژی است. بر خلاف اجسام چهار بعدی که ما می توانیم سایه ی آن ها را مشاهده و احساس کنیم، حتی سایه ی اجسام پنج بعدی هم (چون چهار بعدی هستند) برای ما قابل رویت نیست.
    پس طبق این برآورد، می توان گفت خداوند متعال، در جهانی فراتر از پنج بعد زندگی می کند که برای ما قابل رویت نیست و در همه جای قرآن به مراتب ذکر کرده: شما قادر به دیدن من نیستید! به طور مثال در سوره اعراف آیه ی 143، می فرماید: هنگامی که حضرت موسی به میعادگاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا، خودت را به من نشان ده تا تو را ببینم؛ گفت: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید؛ اما هنگامی که پروردگارش جلوه بر کوه کرد، آن را همسان با زمین قرار داد و موسی مدهوش به زمین افتاد... .

    شر به ماهيت وجودي خود، وجود ندارد.
    بلكه شر تنها تعريفي از نبودن خير است.
    شر زماني است كه عشق، خدا، ايمان، و ... در دل ما نباشد.

    آلبرت اينشتين

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,079
    صلوات
    18000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    28 روز 22 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    80



    همان طور قبلا هم ذکر شد، اجسام سه بعدی بر اجسام دو بعدی احاطه دارند و همین طور، اجسام چهار بعدی به اجسام سه بعدی و اجسام پنج بعدی به اجسام چهار بعدی و کم تر از آن احاطه ی کامل دارند. پس به همین شرط است که خداوند متعال می فرماید: ما از رگ گردن بر شما نزدیک تریم؛ چرا که ایشان احاطه جامع به اجسام در جهان ما دارد؛ و خداوند در سوره ی مجادله می فرماید: «آیا نمی دانی خداوند آن چه در زمین و آسمان است می داند؛ هرگز سه نفر با هم نجوا نمی کنند مگر خداوند چهارمین آن ها است، و هرگز پنج نفر با هم نجوی نمی کنند مگر خداوند ششمین آن ها است و نه تعدادی کم تر و نه تعدادی بیشتر از آن ... سپس روز قیامت آن ها را از اعمالشان آگاه می سازد چرا که خداوند بر هر چیز دانا است.» اما به تعبیر دانشمندان مسلمان که در این موضوع بحث و بررسی دارند، مقصد از 3 نفر و 5 پنج نفر، در واقع ابعاد موجود در جهان است به طوری می فرمایند:« مفهوم از این امر که –هرگز سه نفر با هم نجوا نمی کنند مگر خداوند چهارمین آن هاست- اعمال انسان و جهان در بعد سوم است که خداوند در بعد چهارم بر آن محاط است و مقصود ادامه ی عبارت نیز به همین شکل است که خداوند در بعد پنجم محاط بر بعد چهارم در جهان است و همانطور که قبلاً بحث شده بود، مقصود از بعد سوم انسان ها، مقصود از بعد چهارم، جنیان و مفهوم بعد پنجم ملائک مقرب الهی هستند و خداوند بر تمام آن ها احاطه داشته و از تمام اعمال آن ها باخبر است، و مفهوم غایی از این عبارت، اشاره به بیش از چهار و پنج و شش بعدی بودن جهان دارد.»

    بُعد پنجم
    اجسام پنج بعدی، علاوه بر فاکتور های طول، عرض، ارتفاع و زمان، دارای بعدی با نام انرژی هستند. بر خلاف جسم چهار بعدی که سایه ی آن سه بعد داشته و قابل رویت بود، حتی سایه ی اجسام پنج بعدی به جهت این امر که چهار بعدی است، در محیط ما قابل رویت نیست. در اینجا لازم می دانم اشاره ای داشته باشم به آیه ی 143 سوره مبارکه ی اعراف که می فرماید:« و هنگامی که موسی (ع) به میعادگاه ما آمد و با پروردگارش سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! خودت را به من نشان ده تا تورا ببینم! گفت: هرگز مرا نخواهی دید، ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید، اما هنگامی که پروردگارش جلوه بر کوه کرد، آن را همسان با زمین قرار داد و موسی مدهوش به زمین افتاد، هنگامی که به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از این که قابل مشاهده باشی) من به سوی تو بازگشتم و من از نخستین مؤمنانم.»
    پس بنا به این موضوع می توان دریافت که چرا خداوند به حضرت موسی (ع) فرمود تو هرگز مرا نخواهی دید. زیرا خداوند وجودی با بیش از 4 بعد است پس از دیدگاه ما پنهان است. اما این که فرمود: «به کوه بنگر که اگر آن را بر جای خود استوار دیدی مرا خواهید دید» به دیده ی دانشمندان نه به مفهوم قدرت و عظمت است، بلکه خداوند می خواسته سایه ای از خود بر کوه نمایان سازد که سایه ی خداوند نیز دارای انرژی شگرفی بوده و کوه قادر به مقاومت در مقابل انرژی این سایه نبوده (پس خداوند بیش از 5 بعد است زیرا سایه ای از وی دارای بعد انرژی می باشد) و فروریخته است.
    اما خداوند قادر است اشکال و ابعادی از خود را بر انسان نمایان سازد که در ابعاد محدود و کوتاه انسان بگنجد و قابل درک وی باشد. مثلاً در آیه ای می فرماید:« او را نمی بینید ولی صدایش را می شنوید. یا در آیه ی 164 سوره مبارکه ی نساء، می فرماید:« و پیامبرانی که سرگذشت آن ها را قبلاً برای تو بیان کرده ایم و پیامبرانی که سرگذشت آن ها را بیان نکرده ایم، و خداوند با موسی سخن گفت...» و آیات سوره ی نجم، به ویژه آیه ی 8 تا 10 که می فرماید:« تا آن که فاصله ی او به اندازه ی دو کمان یا کمتر بود؛ در اینجا خداوند آن چه را وحی کردنی بود، به بنده اش وحی نمود؛ قلب او در آن چه دید، هرگز دروغ نمی گفت...» و در سوره ی قیامت، آیات 22 و 23 می فرماید:« در آن روز صورت هایی شاداب و مسرور است؛ و به چشم قلب، جمال حق را مشاهده می کنند (که این موضوع نیز اشاره به آن دارد که خداوند در روز قیامت هم توسط مردم قابل رویت نیست و تنها وجود وی در قلب ها احساس می شود.)»

    شر به ماهيت وجودي خود، وجود ندارد.
    بلكه شر تنها تعريفي از نبودن خير است.
    شر زماني است كه عشق، خدا، ايمان، و ... در دل ما نباشد.

    آلبرت اينشتين

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,079
    صلوات
    18000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    28 روز 22 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    80



    بعد چهارم و گرانویل بیبل (Granville Bible)
    بیبل در انتهای نظریه ی خود در مورد بعد چهارم این گونه می نویسد که: «خداوند متعال، در یک بعد نامحدود زندگی می کند. جایی که هر آن، در همه جا هست و می تواند از محیط های ساده ی موجود اثر پذیرد و اثر گذارد.» این جمله از وی، نخستین نظریه ی به وجود آمده در مورد بعد چهارم بود که توضیح دهنده ی یک عقیده ی دینی است.
    أسماء الحسنی (نام های نیک)
    به عقیده ی بسیاری از دانشمندان این علم، معتقدند که ابعاد وجودی خداوند متعال، در واقع همان اسماء متبرکه ی وی هستند که در قرآن کریم، به 100 نمونه از آن اشاره کرده است.
    حال قصد داریم به چند نکته ی جالب در مقایسه ی ابعاد به ویژه بعد سوم و چهارم بپردازیم که ما را به مباحث موجود در قرآن کریم، نزدیک تر می کند:
    همانطور که قبلا اشاره شد، اینیشتین بر این عقیده بود که:«عقربه ی ساعت، از دیدگاه یک شاهد، در زمان حرکت، سریع تر از زمان استراحت حرکت دارد.» به عبارت دیگر، زمان، برای اجسامی که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می کنند، در مقایسه با جسم ساکن، یا با سرعت کم تر، کند تر سپری می شود.
    پروفسور آلبرت اینشتین، در نظریه ی نسبیت خود، از تناقضی با عنوان «پارادوکس دوقلو ها» یاد می کند و می گوید:« اگر یکی از 2 قلو ها با سفینه ای با سرعتی نزدیک به نور به سفری 60 ساله برود (30 سال رفت و 30 سال برگشت) و قل دیگر وی در زمین زندگی کند، زمان برای کسی که به فضا رفته 60 سال اما برای کسی که در زمین مانده است حدود 4000000 سال سپری شده است!!
    با محاسبه ی سرعت و زمان در بعد چهارم، هر سال زندگی در بعد چهارم برابر با 66666 سال زندگی در بعد سوم (سال زمینی) است.
    مدت روز قیامت بر اساس قرآن
    خداوند در آیات ابتدایی سوره ی معراج می فرماید:« فرشتگان و روح، به سوی او عروج می کنند، در آن روز که مقدارش پنجاه هزار سال است؛ بنابر این صبر جمیل پیشه کنید»! اما جالب است بدانید که 50 هزار سال در زمین، فقط برابر با 9 ماه زندگی در بعد چهارم است.
    هر روز زندگی در بعد چهارم، معادل 182 سال و 7 ماه زمینی است!! هر ساعت حیات در بعد چهارم، معادل 7 سال و 7 ماه زمینی است.

    شر به ماهيت وجودي خود، وجود ندارد.
    بلكه شر تنها تعريفي از نبودن خير است.
    شر زماني است كه عشق، خدا، ايمان، و ... در دل ما نباشد.

    آلبرت اينشتين

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,079
    صلوات
    18000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    25 پست
    حضور
    28 روز 22 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    80



    محاسبه ی شب قدر
    در جای جای قرآن کریم، لغات و جملاتی استفاده شده است که طول ماه ها و سال ها را نشان می دهد؛ اعدادی همچون:« هفتاد سال، هزار ماه، هزار سال، پنجاه هزار سال، و ...» اما این سال ها و اعداد چیست؟ چرا اینگونه محاسبه شده است؟
    همانطور که اشاره شد، خداوند در آیه ی 3 از سوره ی مبارکه ی قدر می فرماید:« شب قدر بهتر از هزار ماه است.» اما چگونه می شود که یک شب بهتر از هزار ماه باشد؟
    طبق محاسبات قبلی در محاسبه ی زمان در بعد چهارم، باید ادامه بدهیم به این موضوع که، هر ساعت زندگی در بعد چهارم معادل 91 ماه و 10 روز زندگی در سال زمینی است.
    هر هزار سال زمینی معادل 10.95 ساعت، یعنی 10 ساعت و 57 دقیقه در بعد چهارم است.
    شب، در تعریف فقهی و شرعی اسلام، به فاصله ی بین اذان مغرب تا اذان صبح گفته می شود. طول شب بیست و سوم ماه رمضان در سال 2008 معادل 10 ساعت 20 دقیقه بوده یعنی شب قدر این سال، معادل 944 ماه زمینی بوده است. با محاسبه ای ساده، می توان ساعت و روز و شب دقیقی که قرآن کریم به پیامبر اعظم (ص) نازل گشته است را پیدا کرد.
    مرگ
    حال جالب است بدانید که مرگ عامل و پلی است که باعث می شود انسان دست از سایه ی خود برداشته و به بعد چهارم عروج کند. این عروج موجب می شود بعد از مرگ، زمان نیز از بعد چهارم محاسبه شده و سپری می شود و روح که در بعد بالا تر قرار می گیرد، و به حیات مادی در زمین احاطه پیدا می کند. و سپس خداوند در آیات 112 تا 114 سوره ی مبارکه ی مؤمنون می فرماید:« می گوید چند سال در روی زمین توقف کرده اید؛ در پاسخ می گویند: تنها به اندازه یک روز یا قسمتی از یک روز، از آن ها که می توانند بشمارند سوال فرما؛ و می گوید: آری شما مقدار کمی توقف کردید، اگر می دانستید.»
    شاید جالب باشد که نگاهی به عمر انسان در زمین و مقایسه ی این مدت در بعد چهارم بیاندازیم:
    - 120 سال عمر انسان در زمین، معادل تنها 15 ساعت و 45 دقیقه زندگی در بعد چهارم است.
    - 80 سال عمر دنیوی معادل 10 سال و 30 دقیقه زندگی در بعد چهارم است.
    - 60 سال زندگی در زمین، معادل 8 ساعت و 15 دقیقه (یعنی تقریبا یک سوم روز!!) است.
    خداوند در آیه ی 35 سوره ی مبارکه ی احقاف به پیامبر خود امر می کند: «بنابر این صبر کن آن گونه که پیامبران اولوالعزم شکیبایی کردند و برای (عذاب) آن ها شتاب مکن، هنگامی که وعده هایی که به آن ها داده شد، می بینند، احساس می کنند که گویی فقط ساعتی از یک روز در دنیا توقف داشتند. این ابلاغی برای همگان، آیا جز قوم فاسق هلاک می شوند؟»
    یا در آیه ی 46سوره ی مبارکه ی نازعات می فرماید:« روزی که آن را بنگرند، گویی جز شبانگاهی یا بامدادش (را در دنیا) به سر نبرده اند.»
    یا به طوری صریح تر، داستان عزیر نبی (ع) که خداوند به وی می فرماید:« چه قدر درنگ کردی؟ گفت: یک روز یا بخشی از یک روز. فرمود: نه! بلکه یکصد سال درنگ کردی!» (سوره بقره آیه 259) و کسی که 100 سال قبل مرده است، فقط 13 ساعت و 10 دقیقه در بعد چهارم از مرگش می گذرد یعنی: بخشی از یک روز!
    آیا فکر کرده اید که چرا همه ی این زمان ها در قرآن بر مبنای بعد چهارم شرح داده شده است؟
    به تعبیر دانشمندان، و همچنین آیه ی 27 سوره انسان، می فرماید:« آن ها زندگی زودگذر دنیا را دوست دارند در حالی که پشت سر خود روز سخت و سنگینی را رها می کنند.»
    حالا توجه شما را به نمودار روند زندگی در جهان هستی جلب می کنم:

    شر به ماهيت وجودي خود، وجود ندارد.
    بلكه شر تنها تعريفي از نبودن خير است.
    شر زماني است كه عشق، خدا، ايمان، و ... در دل ما نباشد.

    آلبرت اينشتين

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود