جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بی‌اساس بودن فلسفه‌های ماتریالیستی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    247
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 7 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بی‌اساس بودن فلسفه‌های ماتریالیستی




    در پی پاسخ به این پست کاربر «ریچارد داوکینز» چون با موضوع مرتبط نبود موضوعی جدید ایجاد می‌کنم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط ریچارد داوکینز نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط al-taïr نمایش پست
    از ریچارد داوکینز یک سوال دارم که از جوابش می‌خواهم ضد خودش استفاده کنم البته امیدوارم شهامت جواب دادن داشته باشد. ظاهراً شما الآن هم ماتریالیست هستید، و هم به فلسفه(ها)یی قائل هستید، مثل سکولاریسم. اگر درست می‌گویم بگویید. و اگر به فلسفه‌های دیگری هم قائلید بگویید.
    بله همينطور است. البته خود ماترياليسم هم يك مكتب فكري و يك فلسفه است، دترمنيسم، پوزيتيويسم... به هر حال از اين موضوع چه نتيجه اي ميخواهيد بگيريد؟
    نتیجه‌ای که می‌خواهیم بگیریم بی‌اساس بودن این فلسفه‌هاست.
    وقتی می‌گوییم دودوتا و عقل می‌گوید چهارتا، این جوابی که عقل داده براساس یک سری قوانینی است که ذهن دارد. این قوانینی را می‌گویند «اصول اولیّه تفکر». و «فروع تفکر» هم یعنی همه نظریه‌ها و اعتقادات فرد که بر پایه همین اصول هستند. درباره جزئیاتش نظرات مختلف است که واردش نمی‌شویم. معلوماتی هم که به‌طور پیشینی و قبل از تولد در ذهن هستند را فطریات می‌گویند.
    الهیون که به وجود و تجرد روح هم عقیده دارند می‌گویند انسان یک سری معلومات دارد (یعنی همان فطریات) که قبل از تولد و تعلق روح به جسم در ذهنش بوده. و این معلومات به‌قول کانت لازمه‌ی ساختمان ذهن هستند و از طریق محیط و تجربه حاصل نشده‌اند. این‌ها همان اصول اولیه تفکر هستند که به عقیده الهیون لایتغیر و خطاناپذیرند.
    ماده‌گرایان منکر فطریات هستند، یعنی منکر وجود معلوماتی هستند که قبل از تولد در ذهن انسان وجود دارد. می‌گویند این که می‌گوییم کل از جزء بزرگ‌تر است به‌خاطر محیط است. اگر سازوکار جهان طور دیگری می‌بود و محیط عوض می‌شد، ممکن بود جزء از کل بزرگ‌تر می‌بود. و یا اگر ژن‌های انسان و به‌تبع آن سیستم ذهن انسان طور دیگری می‌بود شاید خلاف این را حکم می‌کرد. این یعنی ماده‌گراها اصول تفکر را لایتغیر و خطاناپذیر نمی‌دانند (همانطور که گفتیم فروع تفکر هم متأثر از همین اصول است).
    حالا اینجا استاد مطهری صحبت زیبایی می‌کند که کل فلسفه‌ها و نظریه‌های ماتریالیستی را زیر سوال می‌برد. می‌خواهم شما پاسخگو باشید:

    «
    آن كسانی كه منكر اصول اوليه فكر هستند قدر مسلم نمی‏توانند يك جهان‏بينی داشته باشند، يك فلسفه‏ای داشته باشند كه به‌طور جزم حكم كنند كه‏ ما جهان را شناختيم و مطلب همين است. از قضا اين جور هم هست، يعنی خودشان متوجه نشدند. داستان اين‌ها داستان آن آدمی است كه بالای شاخه درختی نشسته بود و زير پای خودش را اره می‏كرد و خودش متوجه نبود كه اين كار سبب می‏شود خودش [هم] سقوط كند. فلسفه‏های ماترياليستی چاره‏ای ندارند جز اينكه حسی محض باشند، و اگر حسی محض باشند چاره‏ای ندارند جز اين‌كه تمام انديشه‏ها را محصول عوامل خاص بيرونی بدانند، و بنابراين برای تفكر، اصول مسلم و قطعی و اوليه‌ی لايتخلف قائل نيستند، يعنی همه حرف‌ها و همه شاخه‏ها [و همه نظریه‌ها و فلسفه‌ها] كه ما می‏گوييم بر اين پايه‏های بی‌اعتبار گذاشته شده است، پس فلسفه‌هایی که هم به فطری نبودن اصول اولیه تفکر قائل‌اند و هم می‌خواهند بگویند ما به یک فلسفه -مثلاً ماتریالیسم دیالکتیک- قائل هستیم و جهان جز ماده چیزی نیست، خود همین نیز فکری است که هیچ اعتباری ندارد -قطع نظر از ايرادهای ديگری كه كسی بخواهد به محتوايش بگيرد- ، زیرا این مبنایی که برایش ساخته‌اید مبنا نیست، یعنی تو در حکم همان شخصی هستی که روی شاخه درخت نشسته [و به یک فلسفه و نظریه‌ای مثلاً سکولاریسم اعتقاد دارد] و [درخت] زیر پای خود را می‌بُرد [یعنی نظریه‌ای می‌دهد که کل اصول تفکر را از ریشه بی‌اعتبار می‌کند] . زير پای خودت را قبلا بريده‏ای يا مشغول بريدنش هستی، پس ديگر نمی‏توانی آنجا بايستی [و به فلسفه‌ای قائل باشی]، و خودت از آنجا سقوط كرده‏ای [و فلسفه‌ای که به آن قائل هستی را بی‌اساس و باطل کردی].
    »


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    209
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ماده‌گرایان منکر فطریات هستند، یعنی منکر وجود معلوماتی هستند که قبل از تولد در ذهن انسان وجود دارد.
    قبل از تولد كه انساني وجود ندارد-هنوز به وجود نيامده- كه بخواهد ذهن داشته باشد كه بخواهد در آن ذهن معلومات يا پيشفرضي درباره جهان داشته باشد. اساساً فرد بعد از تولد به وجود مي آيد!
    ولي درباره فطرت، نكته عجيب و غريب يا غامضي وجود ندارد كه بخواهيم توضيح مفصل بدهيم. وقتي فرد به دنيا مي آيد، اگر داراي مغز باشد(كه انشاءالله هست!) آن مغز فرد، چيزي نيست كه دفعتاً به وجود آمده باشد. حاصل اسپرم و تخمك مرد و زن است كه هركدام از اينها خود حامل رشته هاي دي ان اي كه حامل صفات ظاهري فرد و همچنين پيشفرض هاي ابتدايي و همان كه شما فطرت ميناميدش درباره جهان مي باشند كه باز خود از نسل پيشتر به ارث رسيده اند. در واقع رشته هاي ژنتيكي فرد برميگردد به ماقبل تاريخ و به اجداد مشترك انسان و ميمون كه آن هم برميگردد به موجوداتي شبيه ماهي كه در اقيانوس زندگي مي كرده اند و باز آن هم بر ميگردد به تك سلولي هاي اوليه و...و اين پيشفرض ها ي ما(فطرت) حاصل سعي و خطاي اجداد انساني ما تا اجداد غير انساني ماست كه در دي ان اي ها انبار شده...
    حال در فرايند فرگشت، مغز ما طوري فرگشت يافته كه براي زندگي در جهاني كه مي شناسيم مناسب باشد. هرجا ديديد طرز خاصي از تفكر و حس درباره جهان ميان انسانها مشترك است(همان كه نام فطرت بر آن ميگذاريد)-
    پيشفرض هاي ذهن انسان، همينطور دركي كه از جهان دارد و ساز و كاري كه براي فهم جهان به كار مي بندد- ارتباطي با قبل از پيدايش يا تولد آن انسان نداشته. بلكه جداي از آن قسمتي كه شخص با فهم خود از جهان در ميابد و تجربي است، از قبل از ژنهاي والدين خود به ارث برده است. آن قسمت تجربي هم شباهتش ميتواند به شبيه بودن نسبي محيط زندگي همه ي انسانها با هم باشد.
    مثلا وقتي ميگوييم سنگ سخت است،‌ دو حالت دارد. يكي همان فطرت، يا ژنتيك فرد كه فهم را از والدين خود به ارث برده، ديگري چون به هر حال در محيط زندگي همه ي انسانها سنگ هست و همه هم آن را لمس يا تجربه كرده اند.
    اما چرا ميگوييم اين فهم ها نسبي است؟(همان چيزي كه اگر درست متوجه شده باشم قصد مطهري بوده كه با آن ماترياليسم را به چالش بگيرد) خوب واضح است. چون واقعا مشخص نيست سنگ سخت است يا نه! در واقع سنگ براي انسان سخت است، نه مثلا براي يك نوترينو كه سنگ را(در صورتي كه مغز داشت) يك فضاي پر از خالي ميديد!
    يا وقتي ميگوييم آب مايع است، اين مايع بودن آب نسبي است، ربطي به عالم واقع ندارد. درواقع ما آب را مايع ميدانيم، براي يك باكتري شبيه سنگ زار(سنگ زار براي انسان) است.
    پس فطرت نميتواند يك حقيقت مطلق باشد كه از عالم ملكوت و ناسوت و...به انسان رسيده باشد. چرا كه چيزي جز تجربه نيست. البته تجربه ي نسلهاي قبل از ما. و تنها فرقش با مشاهده و تجربه ي شخصي در اين است كه مربوط به والدين ما بوده...
    حال اين تجربه ميتواند خطا باشد. ميتواند ناقص باشد...فطرت انسان اين اجازه را نميدهد كه سرعت نور را درك كند. چرا؟ چون اجداد ما هيچ گاه مجبور نبوده اند با سرعت نور در كيهان دور بزنند! مثالها از اين دست بيشمارند...
    این معلومات به‌قول کانت لازمه‌ی ساختمان ذهن هستند و از طریق محیط و تجربه حاصل نشده‌اند.
    تجربه ي فرد نه، تجربه ي اجداد فرد. چه فرقي ميكند؟
    این‌ها همان اصول اولیه تفکر هستند که به عقیده الهیون لایتغیر و خطاناپذیرند.
    چرا. خطاپذيرند. دلايلش را بالا گفتم.

    ماده‌گرایان منکر فطریات هستند، یعنی منکر وجود معلوماتی هستند که قبل از تولد در ذهن انسان وجود دارد. می‌گویند این که می‌گوییم کل از جزء بزرگ‌تر است به‌خاطر محیط است. اگر سازوکار جهان طور دیگری می‌بود و محیط عوض می‌شد، ممکن بود جزء از کل بزرگ‌تر می‌بود. و یا اگر ژن‌های انسان و به‌تبع آن سیستم ذهن انسان طور دیگری می‌بود شاید خلاف این را حکم می‌کرد. این یعنی ماده‌گراها اصول تفکر را لایتغیر و خطاناپذیر نمی‌دانند (همانطور که گفتیم فروع تفکر هم متأثر از همین اصول است).
    دقيقاً. اگر جسم انسان كوچكتر بود هم محيط را طور ديگر ميديد. اگر انسانهاي اوليه مجبور بودند در شب به شكار بروند، شايد سيستم چشمي مانند چشم خفاش(مثلا)داشتند و به طور كل درك ما از نور و تاريكي و ... متفاوت بود.
    ما فقط طيف باريكي از نور را ميبينيم. رواست آن طيف بزرگ را به عنوان نور به حساب نياوريم، چون سيستم چشم ما چنين است؟؟!
    آن كسانی كه منكر اصول اوليه فكر هستند قدر مسلم نمی‏توانند يك جهان‏بينی داشته باشند، يك فلسفه‏ای داشته باشند كه به‌طور جزم حكم كنند كه‏ ما جهان را شناختيم و مطلب همين است.
    كسي منكر اصول اوليه فكر نيست. درباره جمله دوم هم به همين خاطر ميگويند جزم انديش نيستيم!
    .
    .
    .
    .
    به نظر من همه ي اين ها به خاطر سوء تفاهميست كه مطهري با ماترياليست ها داشته. مختص خود او هم نيست. اكثر روحانيان وقتي ميخواهند موضوعي را نقد كنند(خصوصا اگر از موضوعات دنياي جديد باشد) به اشتباه تصور خودشان از آن موضوع را نقد مي كنند. البته از زمان مطهري تا امروز هم مسائل زيادي روشن شده و نميتوان اينقدر قاطع حكم داد كه مطالعه ي كمي داشته كه به نظر من خيلي هم پر كار بود در اين زمينه ولي براي خودش ماموريت قائل بود كه اين نظريات را رد كند نه اينكه در ميان تمام نظريات و دينها و مكاتب موجود دنبال حقيقت باشد...مثل بسياري ديگر...
    در عالم واقع اگر نتوان برای همه چیز توضیح علمی هم آورد، این موضوع اجی مجی لاترجی سوفیسط ها را موجه نمیکند.

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    247
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 7 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط wiZard نمایش پست
    قبل از تولد كه انساني وجود ندارد-هنوز به وجود نيامده- كه بخواهد ذهن داشته باشد كه بخواهد در آن ذهن معلومات يا پيشفرضي درباره جهان داشته باشد. اساساً فرد بعد از تولد به وجود مي آيد!
    کاری به دیدگاه شما نداریم! چیزی که گفتم دیدگاه الهیون بود روح انسان موقع تولد که ایجاد نمی‌شود از قبل موجود بوده. ضمناً شما که این دیدگاه الهیون را قبول ندارید جواب دهید: این «خود»ی که شما دارید، از عدم به‌وجود آمده؟ پیش از تعلق به جسم معدوم بودید؟ این «خود» که شما دارید منشاءش عدم است؟

    کل بقیه صحبت‌های شما، هیچ یک براساس علم بیولوژی کنونی نبود. اصل و نظریه‌ای پیرامون «انباشته شدن تجربیات نسل قبل در ژن‌ها» نداریم. Genetic memory تنها فرضیه‌ای است که چنین ادعایی دارد (یعنی اثبات شده نیست) و صرفاً یک فرضیه است که فقط برای توجیه یکسری از وقایع که علم تجربی حال حاضر هیچ پاسخی برای آن‌ها ندارد اقامه شده است. این که پرنده از تخم درمی‌آید و یک‌راست پرواز می‌کند به همان‌جایی که اجدادش رفته (مثال‌های بسیار از گونه‌های مختلف از جانداران هست که می‌توانم برایتان بیاورم)، هیچ پاسخی نمی‌توان برای این یافت. نه‌تنها اثات نشده، بلکه می‌توان آن را رد هم کرد: بی‌نهایت مثال نقض برای این فرضیه موجود است: به امثال خودتان نگاه کنید، کدام یک از تجربیات انسان از ژن به فرزندش منتقل می‌شود؟!
    من‌حیث‌المجموع باید اول پایه و اساس گفته‌هایتان را اثبات کنید.

    دیدگاهتان هم درباره استاد مطهری اشتباه بود و احتمالاً به‌خاطر عدم شناخت کافی از وی است و اگر او و دیدگاه‌هایش را بیشتر بشناسید، نظرتان تغییر خواهد کرد.

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    209
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوال کردید جواب دادم.جواب شما همان بود که در پست قبل گفتم دوباره تکرار نمی کنم.
    ولی این نظریات را درست نفهمیده اید. وگرنه نمیگفتید چرا تجربیات پدر به پسر منتقل نمیشود! آن شرایط خاص خود دارد و در مدت زمان طولانی شکل می گیرد و این نیست که همه ی حافظه ی پدر به پسر منتقل شود!!
    برای مثال شاید بعضی وقتها پیش آمده باشد که میان خواب و بیداری، در لحظه ای که نه خواب هستید و نه بیدار، همان حالت گیجی...یکباره تکانی به بدن خود بدهید و بپرید بالا. دانشمندان ریشه ی این را در اجداد ما پیدا کرده اند که مجبور بودند روی درخت بخوابند و باید هر لحظه مواظب خود بودند که از بالای درخت پایین نیفتند و طعمه ی حیوانات نشوند. چنین تجربیاتی به نسل قبل منتقل می شود.
    در عالم واقع اگر نتوان برای همه چیز توضیح علمی هم آورد، این موضوع اجی مجی لاترجی سوفیسط ها را موجه نمیکند.

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    247
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 7 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط wizard نمایش پست
    ولی این نظریات را درست نفهمیده اید. وگرنه نمیگفتید چرا تجربیات پدر به پسر منتقل نمیشود! آن شرایط خاص خود دارد و در مدت زمان طولانی شکل می گیرد و این نیست که همه ی حافظه ی پدر به پسر منتقل شود!!
    برای مثال شاید بعضی وقتها پیش آمده باشد که میان خواب و بیداری، در لحظه ای که نه خواب هستید و نه بیدار، همان حالت گیجی...یکباره تکانی به بدن خود بدهید و بپرید بالا. دانشمندان ریشه ی این را در اجداد ما پیدا کرده اند که مجبور بودند روی درخت بخوابند و باید هر لحظه مواظب خود بودند که از بالای درخت پایین نیفتند و طعمه ی حیوانات نشوند. چنین تجربیاتی به نسل قبل منتقل می شود.
    چنین مطلبی در نظریه تکامل وجود ندارد. این‌ها برداشت‌های شماست که معلوم نیست از کجا آوردید.

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط wizard نمایش پست
    سوال کردید جواب دادم.جواب شما همان بود که در پست قبل گفتم دوباره تکرار نمی کنم.
    ولی این نظریات را درست نفهمیده اید. وگرنه نمیگفتید چرا تجربیات پدر به پسر منتقل نمیشود! آن شرایط خاص خود دارد و در مدت زمان طولانی شکل می گیرد و این نیست که همه ی حافظه ی پدر به پسر منتقل شود!!
    برای مثال شاید بعضی وقتها پیش آمده باشد که میان خواب و بیداری، در لحظه ای که نه خواب هستید و نه بیدار، همان حالت گیجی...یکباره تکانی به بدن خود بدهید و بپرید بالا. دانشمندان ریشه ی این را در اجداد ما پیدا کرده اند که مجبور بودند روی درخت بخوابند و باید هر لحظه مواظب خود بودند که از بالای درخت پایین نیفتند و طعمه ی حیوانات نشوند. چنین تجربیاتی به نسل قبل منتقل می شود.
    سلام
    نه اینطوری نیست که شما فهمیده اید
    از والدین چیزی به فرزند نمیرسه زیرا سلولهای جنسی از تکثیر سلولهای مولد ایجاد می شوند و این سلولها دارای ساختمانی هستند که تاثیر پذیری های محیط رو که بر والدین وارد شده به انها انتقال نمی یابد
    نقشه ژنتیکی در سلول جنسی تنها ساختمان فیزیکی را می سازد
    با ترکیب سلولها جنین تشکیل می شود تفاوت براردران و خواهران و با والدین نشان از تنوع سلولهای جنسی دارد که در انسان وجود دارد اطلاعات حافظه انسان نمی تواند وارد این ژنها شود مانند عبور شتر از سوراخ سوزن
    ویرایش توسط مزمل : ۱۳۸۹/۰۴/۱۶ در ساعت ۰۱:۱۷
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود