صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا آفريدگار هم آفريدگارى دارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا آفريدگار هم آفريدگارى دارد؟




    در مباحث خداشناسى معمولاً اين سؤال از طرف افراد تازه كار مطرح مى شود كه مى گويند شما مى گوئيد هرچيزى خالق و آفريدگارى دارد پس بگوئيد آفريدگار خدا كيست؟
    و عجب اينكه گاهى اين سؤالها در سخنان بعضى از فلاسفه غرب نيز مطرح شده كه نشان مى دهد تا چه حد در مباحث فلسفى پياده هستند و ابتدائى فكر مى كنند.
    «برتراندراسل» فيلسوف معروف انگليسى در كتابش «چرا مسيحى نيستم»؟ چنين مى گويد: «در جوانى به خداوند عقيده داشتم، و بهترين دليل بر آن را برهان علة العلل مى دانستم، و اينكه تمام آنچه را در جهان مى بينيم داراى علتى است، و اگر زنجير علتها را دنبال كنيم سرانجام به علت نخستين مى رسيم كه او را خدا مى ناميم.
    ولى بعداً به كلى از اين عقيده برگشتم زيرا فكر كردم اگر هر چيز بايد علت و آفريننده اى داشته باشد پس خدا بايد علت و آفريدگارى داشته باشد»!(1)
    ولى فكر نمى كنيم كسى كمترين آشنائى با مسائل فلسفى مربوط به مباحث خداشناسى و ماوراء طبيعت داشته باشد و در پاسخ اين سوال درماند.
    1 ـ برتراندراسل ـ دركتاب چرا مسيحى نيستم؟


    [ 39 ]

    مطلب خيلى روشن است وقتى مى گوئيم هرچيزى خالق و آفريدگارى دارد منظور «هرچيز حادث و ممكن الوجود» است پس اين قاعده كلى فقط در اشيائى صادق است كه قبلا وجود نداشته و بعد حادث شده نه در مورد واجب الوجود كه از ازل بوده و تا ابد خواهد بود، يك وجود ابدى و ازلى نيازى به آفريننده ندارد تا بگوئيم آفريننده او كيست؟ او قائم به ذات خويش است او هرگز معدوم نبوده كه نياز به علت وجودى داشته باشد.
    و به تعبير ديگر وجود او از خود او است نه از بيرون ذات او، او «آفريده» نيست تا آفريننده داشته باشد اين از يك سو، از سوى ديگر خوب بود آقاى راسل و كسانى كه با او هم صدا هستند اين سؤال را از خودشان مى كردند كه اگر خدا خالقى داشته باشد همين سخن درباره خالق فرضى او نيز تكرار مى شود كه آفريدگار آن خالق كيست اگر مطلب زنجيروار ادامه يابد و براى هر خالقى خالق ديگر تا بى نهايت فرض كنيم، سر از «تسلسل» در مى آورد كه باطل بودنش از واضحات است، و اگر به وجودى برسيم كه هستيش از خود او است و نياز به آفريدگارى ندارد (يعنى واجب الوجود است) خداوند عالم همو است!
    اين مطلب را به بيان ديگرى نيز مى توان توضيح داد و آن اينكه ما اگر فرضاً خداپرست هم نباشيم و با ماترياليست ها هم عقيده گرديم باز بايد به اين سؤال پاسخ دهيم كه با قبول قانون عليت همه چيز در جهان طبيعت معلول ديگرى است، در اين حال همان سؤالى كه از خداپرستان مى شد از ماديين نيز خواهد شد كه اگر همه چيز معلول «ماده» است پس علت وجود ماده چيست؟
    آنها نيز ناچارند در جواب بگويند: ماده ازلى است هميشه بوده و خواهد بود و نياز به علت ندارد و به تعبير ديگر واجب الوجود است.
    روى اين حساب مى بينيم همه فلاسفه جهان اعم از الهى و مادى به يك وجود ازلى ايمان دارند، وجودى كه نياز به خالق ندارد و هميشه بوده است، تفاوت در اين است كه ماديين علت نخستين را فاقد علم و دانش و عقل و شعور مى دانند، و براى
    [ 40 ]



    آن جسميت، زمان و مكان قائلند، اما خداپرستان او را داراى علم و اراده و هدف مى دانند و جسميت و مكان و زمانى براى آن قائل نبوده، بلكه او را فوق مكان و زمان مى دانند.
    بنابراين برخلاف پندار آقاى راسل كه تصور كرده اگر با خداپرستى وداع گويد و در صف ماترياليستها قرار گيرد از چنگال اين سؤال فرار خواهد كرد اين سؤال هرگز دست از سر او برنمى دارد، چه اينكه ماديها نيز معتقد به قانون عليت هستند و مى گويند هر حادثه اى علت دارد.
    پس تنها راه حل مشكل اين است كه فرق ميان موجود حادث و ازلى، و ميان «ممكن الوجود» و «واجب الوجود» را به خوبى درك كنيم، تا بدانيم آنچه نياز به خالق دارد موجودات حادث و ممكن است، يعنى هر آفريده، آفريدگار مى خواهد، اما چيزى كه آفريده نيست آفريدگار ندارد(1)
    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    209
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چیزی فرای طبیعت وجود ندارد و شما که ادعا دارید باید ثابت کنید.
    در عالم واقع اگر نتوان برای همه چیز توضیح علمی هم آورد، این موضوع اجی مجی لاترجی سوفیسط ها را موجه نمیکند.

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آيا آفريدگار هم آفريدگارى دارد؟

    1- درست است كه هر معلولی، علت می خواهد و هر آفریده و پدیده‏ای، آفریدگار و پدید آورنده، ولي خدا نه معلول است و نه پديده و نه آفريده، بلكه علت العلل و خالق و آفريننده است، و اگر خالق و آفريننده خود خالقي داشته باشد خودش مي شود مخلوق!


    2- هر موجودی علت نمی خواهد و نیاز به آفریدگار ندارد تا بگوییم خدا هم یکی از موجودات است، پس آفریدگار او کیست؟ بلکه هر آفریده‏ای آفریدگار می خواهد و خدا آفریده نیست تا به حکم این قانون آفریدگار بخواهد.


    3- برای نزدیک کردن مطلب به ذهن پاسخ سؤال را در قالب چند مثال ساده بيان مي كنيم:
    الف) رطوبت هر چیز از آب است، رطوبت آب از چیست و از کجا است؟
    ب) چربی همه ي غذاها از روغن است، چربی روغن از چه و از کجا است؟
    ج) شوری همه چیز از نمک است، شوری نمک از چیست؟
    د) روشنایی همه چیز از نور است، روشنایی نور از چیست؟


    بديهي است كه رطوبت آب، چربی روغن،شوری نمک و روشنايي نور از چیز دیگری نیست. این خاصیت طبیعی و ذاتی آن‏ها است. آب ذاتاً مرطوب است. روغن ذاتاً چرب است و نمک ذاتاً شور است. البته منظور از ذاتی بودن رطوبت برای آب، شوری برای نمک، چربی برای روغن و... هرگز این نیست که مثلاً رطوبت آب چون ذاتی آن است، پس آفریدگاری ندارد، بلکه منظور این است که آفریدگار جهان، آب را طبعاً و ذاتاً مرطوب آفریده است، به طوری که هرگز نمی توان رطوبت را از آب جدا کرد. وقتی می گوییم روشنایی همه چیز از نور است و روشنایی نور از خود او است، معنایش این نیست که نور آفریدگاری ندارد، بلکه معنایش این است که آفریدگار جهان نور را این طور آفریده است که روشنایی جزء ذات او باشد.



    هستی خداوند متعال نيز ذاتی او و از خود او است و از جای دیگر نیست تا بپرسیم اصل وجود و هستی از چه چیزی به وجود آمده است؟ معلوم است که اصل وجود و هستی از چیزی به وجود نمی آید، چون دیگر غیر از وجود، عدم و نیستی است و وجود و هستی از عدم و نیستی به وجود نمی آید.

    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    1,245
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریچارد داوکینز نمایش پست
    چیزی فرای طبیعت وجود ندارد و شما که ادعا دارید باید ثابت کنید.
    چرا ، خداوندي كه در زمان و مكان نمي گنجد و بر هم چيز احاطه دارد.


    «جناب ریچارد داوکینز» از جمله دلايل اثبات خداوند قادر متعال است.

    ویرایش توسط شهودي : ۱۳۸۹/۰۴/۰۶ در ساعت ۱۴:۳۶
    علم و عمل اي دوست به مايي و مني نيست

    هر كس به بَرَش خرقه، اويس قرني نيست

    هر شيشه ي گلرنگ عقيق يمني نيست

    خوبي به خوش اندامي و سيمين زَقَني نيست

    حُسن آيت روح است، به نازك بدني نيست


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریچارد داوکینز نمایش پست
    چیزی فرای طبیعت وجود ندارد و شما که ادعا دارید باید ثابت کنید.
    فرض كنيد حضرت عالي در كنار ريل قطار ايستاده و به امتداد ريل نظاره مي كنيد تا انتهاي ريل را مشاهده بفرماييد اما فقط محدوده خاص و كوچكي از ريل را مشاهده مي فرماييد ، آيا مي توانيد بگوييد ريل قطا محدود به همان محدوده اي است كه چشم شما مي بيند ؟
    آيا مي توانيد بگوييد به غير از آنچه شما مي بينيد چيزي وجود ندارد ؟
    مسلما جواب اين سوال منفي است زيرا ريل قطار بسيار طولاني است اما چشم شما قادر به ديدن ( امتداد ريل تا انتها) نيست .
    در مورد ماوراء طبيعت به همين منوال است ، زيرا آنچه چشم ماده انسان مي نيند محدود است و فراتر از ماده را نمي بيند آيا مي تواند بگويد فراتر از ماده وجود ندارد؟


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    209
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فرض كنيد حضرت عالي در كنار ريل قطار ايستاده و به امتداد ريل نظاره مي كنيد تا انتهاي ريل را مشاهده بفرماييد اما فقط محدوده خاص و كوچكي از ريل را مشاهده مي فرماييد ، آيا مي توانيد بگوييد ريل قطا محدود به همان محدوده اي است كه چشم شما مي بيند ؟
    آيا مي توانيد بگوييد به غير از آنچه شما مي بينيد چيزي وجود ندارد ؟
    مسلما جواب اين سوال منفي است زيرا ريل قطار بسيار طولاني است اما چشم شما قادر به ديدن ( امتداد ريل تا انتها) نيست .
    در مورد ماوراء طبيعت به همين منوال است ، زيرا آنچه چشم ماده انسان مي نيند محدود است و فراتر از ماده را نمي بيند آيا مي تواند بگويد فراتر از ماده وجود ندارد؟
    من از مثال خودتان برای نقض حرف خودتان استفاده میکنم.
    ما وقتی یک قسمت از ریل قطار را میبینیم، میتوانیم با قیاس، بقیه ی ریل را هم شبیه سازی کنیم! ولی کسی نمیتواند بگوید از بیست کیلومتر به بعد ریل پلاستیکی یا یک ماده ی ناشناخته است! و اگر میگویید نیست ثابت کنید!! ما یک قسمت از دنیا را میبینیم، ولی میتوانیم بقیه ی جهان را هم بر اساس همین قسمت قیاس کنیم.

    همانطور که میدانید کسی ادعا نکرده همه ی جهان را دیده، بلکه ما خارج از کیهان را هم اگر شبیه سازی کنیم، بر اساس همان چند متریست که دیده ایم! و اتفاقا تا آخر ریل را هم اگر دنبال کنید به چیز عجیبی نخواهید رسید. و همه جا همین است.
    کسی هم منکر عجایب دنیا نیست، ولی این ارتباطی به ورای ماده ندارد...
    در عالم واقع اگر نتوان برای همه چیز توضیح علمی هم آورد، این موضوع اجی مجی لاترجی سوفیسط ها را موجه نمیکند.

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط wizard نمایش پست
    من از مثال خودتان برای نقض حرف خودتان استفاده میکنم.
    ما وقتی یک قسمت از ریل قطار را میبینیم، میتوانیم با قیاس، بقیه ی ریل را هم شبیه سازی کنیم! ولی کسی نمیتواند بگوید از بیست کیلومتر به بعد ریل پلاستیکی یا یک ماده ی ناشناخته است! و اگر میگویید نیست ثابت کنید!! ما یک قسمت از دنیا را میبینیم، ولی میتوانیم بقیه ی جهان را هم بر اساس همین قسمت قیاس کنیم.

    همانطور که میدانید کسی ادعا نکرده همه ی جهان را دیده، بلکه ما خارج از کیهان را هم اگر شبیه سازی کنیم، بر اساس همان چند متریست که دیده ایم! و اتفاقا تا آخر ریل را هم اگر دنبال کنید به چیز عجیبی نخواهید رسید. و همه جا همین است.
    کسی هم منکر عجایب دنیا نیست، ولی این ارتباطی به ورای ماده ندارد...

    با سلام و عرض ادب
    در پاسخ به فرمايشات حضرت عالي چند نكته را ياد آوري مي كنم :
    اولا : اينكه فرموديد « میتوانیم با قیاس، بقیه ی ریل را هم شبیه سازی کنیم» سخن معقولي نبود و نياز داشت بيشتر روي اين نكته توجه مي فرموديد ، قياس امر باطلي است و اولين كسي كه قياس كرد ابليس ملعون بود زيرا گفت: «آدم را از خاك آفريدي و مرا از آتش پس من از آدم برترم » در صورتي كه ملاك برتريت نوع خلقت نيست .
    ثانيا: اينكه ما يك قسمت از ريل را با قسمت اعظم آن قياس كنيم صحيح نيست ، زيرا اگر ما بخواهيم قسمت اعظم ريل را با قسمت بسيار كوچك و محدود ريل قياس كنيم دچار اشتباه خواهيم شد ، فلذا در مورد قسمت هايي از ريل كه ديده نمي شود ؛ يا بايد سكوت كنيم (البته اگر دلايل عقلي و نقلي بر وجود نداشته باشم) و يا عقل برهاني خود را بكار بياندازيم . اينكه بگوييم ريل محدود به همين محدوده اي است كه من مي بينم اين سخن را نه عقل قبول مي كند و نه هيچ انسان منصفي !





  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در حالي كه برهان بسيار قوي و محكمي در وجود ماوراء الطبيعه از جانب حكما مطرح شده است يكي از براهين « برهان امكان اشرف» است ( البته براي درك اين برهان بايستي اطلاعات فلسفي داشته باشيد)

    برهان امكان اشرف

    حكما قاعده اي دارند به نام قاعده ي امكان اشرف كه در ابتدا به توسط اشراقيين تأسيس گشت، و لكن بعد از برهه اي از زمان اين قاعده به دست مشائين رسيد و با اقامه ي دليل برهاني شد.

    در حقيقت اين قاعده را همان طور كه صدرالمتألهين شيرازي مي گويد بايد قاعده ي ممكن اشرف ناميد؛ زيرا اشرفيت و اخسيت عارض بر ممكن و از حالات ممكن است نه امكان.
    خلاصه ي اين برهان از اين قرار است كه وجود و حيات و علم و قدرت و رحمت و ساير كمالات از مبدأ فياض به موجود اخس نمي رسد مگر اين كه در مرتبه ي سابق به موجود اشرف رسيده باشد. مثلا چراغي كه نزد ما روشن است ابتدا مكاني كه نزديك اوست از نور او استفاده مي نمايد و بعد مكاني كه دورتر است و همينطور تا هرجا كه نور چراغ به آنجا برسد. و محال است كه نور چراغ به مكان متأخر برسد قبل از آن كه مكان متقدم را روشن نموده باشد زيرا اين عمل طفره است كه در فلسفه بطلان آن به اثبات رسيده است.

    اين مسأله در امور ظاهري و حسي، روشن و واضح است. و اما در امور غير حسي از قبيل وجود و حيات و علم و قدرت و تمام كمالات غير متناهي كه از ذات اقدس الهي تجلي نموده و بر ماهيات ممكنه گسترش مي يابد در ابتداي امر از اين كمالات، ماهياتي بهره مي برند كه در رتبه اشرف و اقدم از ساير ماهيات باشند و بعد از آن ماهياتي كه از حيث رتبه پايين ترند...
    علامه طباطبايي در اين رابطه مي فرمايد: «معني و مفهوم قاعده ي اشرف آن است كه ممكن اشرف بايد در مراتب وجود اقدم و بيشتر باشد از ممكن اخس، لذا بايد ممكني كه اشرف از اوست بايد قبل از او موجود باشد.اين قاعده مورد توجه جمعي از حکما واقع شده و تعدادي از مسائل عقلي و حکمي را نيز بر آن استوار نموده اند .

    ملاصدرا بر اين قاعده اين چنين استدلال مي کند که اگر ممکن اخس از طرف خداوند متعال موجود شده است بايد قبل از او ممکن اشرف موجود شده باشد، و الا اگر جايز مي بود كه همزمان با ممكن اشرف ممكن اخس موجود باشد لازم مي آيد كه دو چيز در يك مرتبه براي يك ذات از يك جهت از واجب لذاته صادر شود و حال آن كه اين امر محال است. و اگر بگوييد كه جايز است كه موجود اشرف بعد از موجود اخس و به واسطه موجود شود لازم مي آيد كه معلول، اشرف از علت بوده و اقدم از علت نيز باشد كه اين امر نيز محال است...

    آن گاه ايشان مي فرمايد: ممكن است كه بر اين امر استدلالي واضحتر از اين نمود، و آن اين كه شرافت و خستي كه ذكر شد هر دو وصف وجودند كه مرجعشان به شدت و ضعف به حسب مرتبه ي وجود است، پس بازگشت اين دو به عليت و معلوليت است، و بازگشت عليت و معلوليت نيز به اين است كه يك شييء كه همان علت است موجودي است مستقل في نفسه و شييء ديگري كه همان معلول است موجودي است رابطي و قائم به غير و موجود في غيره. پس هر مرتبه اي از مراتب وجود متقوم به مافوق خود و قائم به او بوده و اخس از اوست، و از طرفي نيز مقوم مادون خود و مستقل به نسبت به او و اشرف از اوست. لذا اگر دو ممكن فرض شود كه يكي از حيث وجود اشرف از ديگري است و ديگري اخس، واجب است كه موجود اشرف قبل از موجود اخس وجود يابد، و الا لازم مي آيد كه موجود اخس في نفسه مستقل بوده و هيچ ارتباط و تقومي به موجود اشرف نداشته باشد در حالي كه ثابت نموديم كه موجود اخس ارتباط و تقوم وجودي به موجود اشرف دارد و اين خلف فرض است.




  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    209
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    در پاسخ به فرمايشات حضرت عالي چند نكته را ياد آوري مي كنم :
    اولا : اينكه فرموديد « میتوانیم با قیاس، بقیه ی ریل را هم شبیه سازی کنیم» سخن معقولي نبود و نياز داشت بيشتر روي اين نكته توجه مي فرموديد ، قياس امر باطلي است و اولين كسي كه قياس كرد ابليس ملعون بود زيرا گفت: «آدم را از خاك آفريدي و مرا از آتش پس من از آدم برترم » در صورتي كه ملاك برتريت نوع خلقت نيست .
    حقيقتاً ارتباطي با آنچه من مطرح كردم و مثال اصلي خودتان و كلاً موضوع اين تاپيك نداشت يا حتي اشتباه بودن قياس را هم نميرساند.
    زيرا اگر ما بخواهيم قسمت اعظم ريل را با قسمت بسيار كوچك و محدود ريل قياس كنيم دچار اشتباه خواهيم شد ، فلذا در مورد قسمت هايي از ريل كه ديده نمي شود ؛ يا بايد سكوت كنيم (البته اگر دلايل عقلي و نقلي بر وجود نداشته باشم) و يا عقل برهاني خود را بكار بياندازيم . اينكه بگوييم ريل محدود به همين محدوده اي است كه من مي بينم اين سخن را نه عقل قبول مي كند و نه هيچ انسان منصفي !
    من نگفتم فقط ميتوانيم بگوييم براي مثال ريل فقط همينجاست، گفتم ماهيت بقيه ريل را هم ميتوان حدس زد.
    با ديدن آنچه ميشود ديد و شناخت، ميتوان گفت با فقط همينها هم جهان ميتواند سرپا بماند. اين كل نظر من است...
    پست دوم شما هم از نظر من روايت ديگري از همان برهان عليت است،‌ البته با كمي دستكاري...ارتباط آن با ماوراء الطبيعه را هم نفهميدم. شايد كل برهان را ننوشته بوديد...
    در عالم واقع اگر نتوان برای همه چیز توضیح علمی هم آورد، این موضوع اجی مجی لاترجی سوفیسط ها را موجه نمیکند.

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    274
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 16 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاد




    نقل قول نوشته اصلی توسط wizard نمایش پست
    چیزی فرای طبیعت وجود ندارد و شما که ادعا دارید باید ثابت کنید.
    سلام دوست عزیز
    وقتی چیزی را نمیدانی نباید ان را انکار کنی .اگر هم میدانید نیست شما برا ما ثابت کنید که نیست
    دیدن چیزی دلیل بر وجود ان نیست وندیدن چیزی دلیل بر نبودن ان نیست

    به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
    گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
    جنازه ام چو ببینی مگو فراق فراق
    مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
    فرو شدن چو بدیدی بر آمدن بنگر
    غروب شمس و قهر را چرا زیان باشد
    تو را غروب نماید ولی شروق بود
    لحد چو حبس نماید خلاص جان
    کدام دانه فرو رفت در زمین که نرست
    چرا به دانه انسانیت این گمان باشد

    ...ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا...
    ...پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير...

    دور می بینی سراب و می دوی *** عاشق آن بینش خود می شوی









صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود