صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از نظر قران تدبر مهمتر است يا تفكر؟چرا؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155

    از نظر قران تدبر مهمتر است يا تفكر؟چرا؟




    بسم الله الرحمن الرحيم.موضوع تدبر وتفكر در قران مجيد بارها تكرار شده است
    نظر قران در باره اهميت اين دو موضوع چيست؟
    كداميك از اين دو مورد اهميت بيشتري دارد؟

    ویرایش توسط belher2 : ۱۳۸۹/۰۴/۰۷ در ساعت ۰۸:۵۷
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0





    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب

    تدبر
    محمد - جزء ۲۶

    آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است (۲۴)

    النساء - جزء ۵

    آيا در [معانى] قرآن نمى‏انديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مى‏يافتند (۸۲)

    ص - جزء ۲۳

    [اين] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرده‏ايم تا در [باره] آيات آن بينديشند و خردمندان پند گيرند (۲۹)

    المؤمنون - جزء ۱۸

    آيا در [عظمت] اين سخن نينديشيده‏اند يا چيزى براى آنان آمده كه براى پدران پيشين آنها نيامده است (۶۸)

    ********************
    تعقل

    البقرة - جزء ۱

    آيا مردم را به نيكى فرمان مى‏دهيد و خود را فراموش مى‏كنيد با اينكه شما كتاب [خدا] را مى‏خوانيد آيا [هيچ] نمى‏انديشيد (۴۴)

    البقرة - جزء ۱

    پس فرموديم پاره‏اى از آن [گاو سر بريده را] به آن [مقتول] بزنيد [تا زنده شود] اين گونه خدا مردگان را زنده مى‏كند و آيات خود را به شما مى‏نماياند باشد كه بينديشيد (۷۳)

    البقرة - جزء ۱

    و [همين يهوديان] چون با كسانى كه ايمان آورده‏اند برخورد كنند مى‏گويند ما ايمان آورده‏ايم و وقتى با همديگر خلوت مى‏كنند مى‏گويند چرا از آنچه خداوند بر شما گشوده است براى آنان حكايت مى‏كنيد تا آنان به [استناد] آن پيش پروردگارتان بر ضد شما استدلال كنند آيا فكر نمى‏كنيد (۷۶)

    البقرة - جزء ۲

    بدين گونه خداوند آيات خود را براى شما بيان مى‏كند باشد كه بينديشيد (۲۴۲)

    آل عمران - جزء ۳

    اى اهل كتاب چرا در باره ابراهيم محاجه مى‏كنيد با آنكه تورات و انجيل بعد از او نازل شده است آيا تعقل نمى‏كنيد (۶۵)

    آل عمران - جزء ۴

    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از غير خودتان [دوست و] همراز مگيريد [آنان] از هيچ نابكارى در حق شما كوتاهى نمى‏ورزند آرزو دارند كه در رنج بيفتيد دشمنى از لحن و سخنشان آشكار است و آنچه سينه‏هايشان نهان مى‏دارد بزرگتر است در حقيقت ما نشانه‏ها[ى دشمنى آنان] را براى شما بيان كرديم اگر تعقل كنيد (۱۱۸)

    الأنعام - جزء ۷

    و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى‏كنند بهتر است آيا نمى‏انديشيد (۳۲)

    الأنعام - جزء ۸

    بگو بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم چيزى را با او شريك قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد ما شما و آنان را روزى مى‏رسانيم و به كارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشيده[اش] نزديك مشويد و نفسى را كه خدا حرام گردانيده جز بحق مكشيد اينهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن] آن سفارش كرده است باشد كه بينديشد (۱۵۱)

    الأعراف - جزء ۹

    آنگاه بعد از آنان جانشينانى وارث كتاب [آسمانى] شدند كه متاع اين دنياى پست را مى‏گيرند و مى‏گويند بخشيده خواهيم شد و اگر متاعى مانند آن به ايشان برسد [باز] آن را مى‏ستانند آيا از آنان پيمان كتاب [آسمانى] گرفته نشده كه جز به حق نسبت به خدا سخن نگويند با اينكه آنچه را كه در آن [كتاب] است آموخته‏اند و سراى آخرت براى كسانى كه پروا پيشه مى‏كنند بهتر است آيا باز تعقل نمى‏كنيد (۱۶۹)

    يونس - جزء ۱۱

    بگو اگر خدا مى‏خواست آن را بر شما نمى‏خواندم و [خدا] شما را بدان آگاه نمى‏گردانيد قطعا پيش از [آوردن] آن روزگارى در ميان شما به سر برده‏ام آيا فكر نمى‏كنيد (۱۶)

    هود - جزء ۱۲

    اى قوم من براى اين [رسالت] پاداشى از شما درخواست نمى‏كنم پاداش من جز بر عهده كسى كه مرا آفريده است نيست پس آيا نمى‏انديشيد (۵۱)

    يوسف - جزء ۱۲

    ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم باشد كه بينديشيد (۲)

    يوسف - جزء ۱۳

    و پيش از تو [نيز] جز مردانى از اهل شهرها را كه به آنان وحى مى‏كرديم نفرستاديم آيا در زمين نگرديده‏اند تا فرجام كسانى را كه پيش از آنان بوده‏اند بنگرند و قطعا سراى آخرت براى كسانى كه پرهيزگارى كرده‏اند بهتر است آيا نمى‏انديشيد (۱۰۹)

    الأنبياء - جزء ۱۷

    در حقيقت ما كتابى به سوى شما نازل كرديم كه ياد شما در آن است آيا نمى‏انديشيد (۱۰)

    الأنبياء - جزء ۱۷

    اف بر شما و بر آنچه غير از خدا مى‏پرستيد مگر نمى‏انديشيد (۶۷)

    المؤمنون - جزء ۱۸

    و اوست آن كس كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند و اختلاف شب و روز از اوست مگر نمى‏انديشيد (۸۰)

    النور - جزء ۱۸

    بر نابينا و لنگ و بيمار و بر شما ايرادى نيست كه از خانه‏هاى خودتان بخوريد يا از خانه‏هاى پدرانتان يا خانه‏هاى مادرانتان يا خانه‏هاى برادرانتان يا خانه‏هاى خواهرانتان يا خانه‏هاى عموهايتان يا خانه‏هاى عمه‏هايتان يا خانه‏هاى داييهايتان يا خانه‏هاى خاله‏هايتان يا آن [خانه‏هايى] كه كليدهايش را در اختيار داريد يا [خانه] دوستتان [هم چنين] بر شما باكى نيست كه با هم بخوريد يا پراكنده پس چون به خانه‏هايى [كه گفته شد] درآمديد به يكديگر سلام كنيد درودى كه نزد خدا مبارك و خوش است‏خداوند آيات [خود] را اين گونه براى شما بيان مى‏كند اميد كه بينديشيد (۶۱)

    الشعراء - جزء ۱۹

    [موسى] گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه ميان آن دو است‏اگر تعقل كنيد (۲۸)

    القصص - جزء ۲۰

    و هر آنچه به شما داده شده است كالاى زندگى دنيا و زيور آن است و[لى] آنچه پيش خداست بهتر و پايدارتر است مگر نمى‏انديشيد (۶۰)

    يس - جزء ۲۳

    و [او] گروهى انبوه از ميان شما را سخت گمراه كرد آيا تعقل نمى‏كرديد (۶۲)

    الصافات - جزء ۲۳

    و شامگاهان مى‏گذريد آيا به فكر فرو نمى‏رويد (۱۳۸)

    غافر - جزء ۲۴

    او همان كسى است كه شما را از خاكى آفريد سپس از نطفه‏اى آنگاه از علقه‏اى و بعد شما را [به صورت] كودكى برمى‏آورد تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد و از ميان شما كسى است كه مرگ پيش‏رس مى‏يابد و تا [بالاخره] به مدتى كه مقرر است برسيد و اميد كه در انديشه فرو رويد (۶۷)

    الزخرف - جزء ۲۵

    ما آن را قرآنى عربى قرار داديم باشد كه بينديشيد (۳)

    الحديد - جزء ۲۷

    بدانيد كه خدا زمين را پس از مرگش زنده مى‏گرداند به راستى آيات [خود] را براى شما روشن گردانيده‏ايم باشد كه بينديشيد (۱۷)

    الملك - جزء ۲۹

    و گويند اگر شنيده [و پذيرفته] بوديم يا تعقل كرده بوديم در [ميان] دوزخيان نبوديم (۱۰

    العنكبوت - جزء ۲۰, ۲۱

    و اين مثلها را براى مردم مى‏زنيم و[لى] جز دانشوران آنها را درنيابند (۴۳)

    البقرة - جزء ۲

    راستى كه در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز و كشتيهايى كه در دريا روانند با آنچه به مردم سود مى‏رساند و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن زمين را پس از مردنش زنده گردانيده و در آن هر گونه جنبنده‏اى پراكنده كرده و [نيز در] گردانيدن بادها و ابرى كه ميان آسمان و زمين آرميده است براى گروهى كه مى‏انديشند واقعا نشانه‏هايى [گويا] وجود دارد (۱۶۴)

    المائدة - جزء ۶

    و هنگامى كه [به وسيله اذان مردم را] به نماز مى‏خوانيد آن را به مسخره و بازى مى‏گيرند زيرا آنان مردمى‏اند كه نمى‏انديشند (۵۸)

    المائدة - جزء ۷

    خدا [چيزهاى ممنوعى از قبيل] بحيره و سائبه و وصيله و حام قرار نداده است ولى كسانى كه كفر ورزيدند بر خدا دروغ مى‏بندند و بيشترشان تعقل نمى‏كنند (۱۰۳)

    الأنفال - جزء ۹

    قطعا بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانى‏اند كه نمى‏انديشند (۲۲)

    يونس - جزء ۱۱

    وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿۴۲﴾

    يونس - جزء ۱۱
    وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ ﴿۱۰۰﴾

    الرعد - جزء ۱۳

    و در زمين قطعاتى است كنار هم و باغهايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه كه با يك آب سيراب مى‏گردند و [با اين همه] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت] بر برخى ديگر برترى مى‏دهيم بى گمان در اين [امر نيز] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند دلايل [روشنى] است (۴)

    النحل - جزء ۱۴

    و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده‏اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه‏هاست (۱۲)

    النحل - جزء ۱۴

    و از ميوه درختان خرما و انگور باده مستى‏بخش و خوراكى نيكو براى خود مى گيريد قطعا در اين[ها] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه‏اى است (۶۷)

    الحج - جزء ۱۷

    آيا در زمين گردش نكرده‏اند تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينه‏هاست كور است (۴۶)

    الفرقان - جزء ۱۹

    يا گمان دارى كه بيشترشان مى‏شنوند يا مى‏انديشند آنان جز مانند ستوران نيستند بلكه گمراه‏ترند (۴۴)

    العنكبوت - جزء ۲۰

    و از آن [شهر سوخته] براى مردمى كه مى‏انديشند نشانه‏اى روشن باقى گذاشتيم (۳۵)

    العنكبوت - جزء ۲۱

    و اگر از آنان بپرسى چه كسى از آسمان آبى فرو فرستاده و زمين را پس از مرگش به وسيله آن زنده گردانيده است‏حتما خواهند گفت الله بگو ستايش از آن خداست با اين همه بيشترشان نمى‏انديشند (۶۳)

    الروم - جزء ۲۱

    و از نشانه‏هاى او [اينكه] برق را براى شما بيم‏آور و اميدبخش مى‏نماياند و از آسمان به تدريج آبى فرو مى‏فرستد كه به وسيله آن زمين را پس از مرگش زنده مى‏گرداند در اين [امر هم] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند قطعا نشانه‏هايى است (۲۴)

    الروم - جزء ۲۱

    ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿۲۸﴾

    يس - جزء ۲۳

    و هر كه را عمر دراز دهيم او را [از نظر] خلقت فروكاسته [و شكسته] گردانيم آيا نمى‏انديشند (۶۸)

    الزمر - جزء ۲۴

    آيا غير از خدا شفاعتگرانى براى خود گرفته‏اند بگو آيا هر چند اختيار چيزى را نداشته باشند و نينديشند (۴۳)

    الجاثية - جزء ۲۵

    و [نيز در] پياپى آمدن شب و روز و آنچه خدا از روزى از آسمان فرود آورده و به [وسيله] آن زمين را پس از مرگش زنده گردانيده است و [همچنين در] گردش بادها [به هر سو] براى مردمى كه مى‏انديشند نشانه‏هايى است (۵)

    الحشر - جزء ۲۸

    [آنان به صورت] دسته جمعى جز در قريه‏هايى كه داراى استحكاماتند يا از پشت ديوارها با شما نخواهند جنگيد جنگشان ميان خودشان سخت است آنان را متحد مى‏پندارى و[لى] دلهايشان پراكنده است زيرا آنان مردمانى‏اند كه نمى‏انديشند (۱۴)

    :salavat10:


    ویرایش توسط مهدي اهورا : ۱۳۸۹/۰۴/۰۷ در ساعت ۱۲:۳۵
    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    نقل قول نوشته اصلی توسط belher2 نمایش پست
    فرق تدبر و تفکر
    در فرق «تدبر و تفكر» ابی هلال عسكری در «فروق اللغویه» می‎گوید: «تدبر»، «تصرف در قلب با نظر كردن در عواقب امور» می‎‎باشد، امّا «تفكر»، «تصرف در قلب با نظر كردن در دلائل امور» می‎باشد كه «مجمع البیان» نیز همین نكته را ذكر می‎نماید:

    «التَّدَبُّرُ تَصَرُّفُ الْقًلْبِ بِالْنَّظَرِ إلَی الْعَواقِبِ، وَ التَّفَكُّرُ تَصَرُّفُ الْقَلْبِ بِالْنَّظرِ إلَی الدَّلائِلِ». پس «تدبر» به معنی «تفكر و اندیشیدن در ورای ظواهر» می‎باشد تا چهره باطنِ امور، جلوه‎گر شده عاقبتش برملا گردد؛ «كاوشِ در باطن و توجه به نتایج و عواقب امر»، دو خصوصیتِ اساسیِ تدبر می‎باشد، امّا «تفكر» اعم از «بررسی ظواهر و بواطن امور» و اعم از «بررسی علل و اسباب امور و نتایج و عاقبت آن» می‎باشد چرا كه تفكر به راهیابی‎ها و كشف مجهولها، بطور مطلق نظر دارد.

    تلاش برای كشفِ عاقبت امور، به ناچار انسان را از سطح به عمق می‎كشاند؛ این نكته در آیاتِ تدبر خصوصاً آیه 82 نساء مورد نظر می‎باشد چرا كه پی بردن به الهی بودنِ قرآن، نیاز به تعمق و ژرف اندیشی دارد و الّا در نظرِ سطحی، آیات، مركب از حروف و كلماتی است كه عرب با آنها تكلم می‎نماید و تفاوتی در نظر سطحی و ابتدایی با كلام بشر ندارد، بیان نهج البلاغه نیز بر آن تأكید دارد كه «خداوند اسلام را مغز قرار داد برای آنكه تدبر نماید»، «مغز» ماورایِ قشر و پوسته می‎باشد كه با «تدبر» برملا می‎گردد.

    نكته دیگر آنكه «تدبر در قرآن» به پیگیریِ سیر آیات، یكی پشتِ سرِ دیگری و دقت در باطنِ ارتباطِ آنها نیز نظر دارد، چرا كه كشفِ انسجام و هماهنگی، و عدمِ وجود اختلاف، نیازمند پیگیری و بررسی آیات در یك سوره و آیات یك سوره با كل قرآن دارد تا معلوم گردد كتابی كه در طول 23 سال در فراز و نشیبهایِ زندگیِ پیامبر در شرایط بسیار متفاوت از یكدیگر، مطرح گشته است نمی‎تواند ساخته و پرداخته ذهنِ بشر بلكه هر موجود مادی باشد كه پیوسته محكوم به تغییر و تحول و حركت از نقض به سوی كمال نسبی خویش هستند.
    پس در امر «تدبر در قرآن»، «كاوش و اندیشه در كشفِ مفاهیم و روابطِ ناپیدای موجود در هر یك از آیات و ارتباط آیات با یكدیگر و آن آیات با آیاتِ دیگر سورِ قرآن» مدنظر می‎باشد.

    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  7. تشکرها 3


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    در «تفسیرالميزان» در برابر معنای تدبر آمده است: تدبر، يعنی گرفتن چيزی بعد از چيز ديگر و در مورد آيات قرآن به معنای تأمل در آيه پس از آيه ديگر و يا تأمل بعد از تأمل است.

    همچنين در تفسير «نمونه»، در برابر معنای تدبر آمده است: «تدبر» از ماده «دبر» (بر وزن أبر) به معنی بررسی نتايج و عواقب چيزی است؛ به عكس تفكر كه بيشتر به بررسی علل و اسباب چيزی گفته می‌شود.

    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    با سلام به دوستان

    فکر کنم ابی هلال به مسئله تدبر و تفکر یک بعدی نگاه کرده و نتیجه گرفته.

    تدبر یعنی
    نتیجه حاصله از جمع تفکر ( اندیشه ) و تجربه و در نهایت اتخاذ تصمیم است.


    البته در آیات قرآن وقتی دعوت به تفکر و تدبر می شود نتیجه مطلوب ایجاد یک نگرش انقلاب گونه است.
    نگرشی که فقط برای مومنین نتیجه مطلوب حاصل می گردد.
    البته تعریف جامع تری هم باید از بزرگان موجود باشد چراکه این بحث در ارتباط با علم کلام و تفسیر است و نتیجه گیری ها بسیار.

    انشاء الله

    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    مطالبي در مورد تدبر در قران از سايت http://www.ravy.ir/content470018.html دكتر زهره اخوان، مدرس دانشگاه امام صادق(ع) در تبيين معناي لغوي واژه «تدبر» گفت: كلمه تدبر از باب تفعل و از ريشه «د ‌ب ‌ر» است. مشتقات اين ريشه 44 بار در قرآن آمده كه 40 مورد آن ارتباطى با بحث فعلى و مسئله تدبر ندارد (مانند كلمات دابر، اِدبار، اَدبَرَ، مدبر، مدبرات و ... ) از اين ريشه سه حرفى، دو فعل مزيد ساخته شده كه بسيار مهم هستند و تفاوت معناى آن دو قابل توجه است؛ اما غالبا مورد غفلت قرار مى‏گيرد. يكى فعل «يُدَبّرُ» با مصدر تدبير از باب تفعيل و ديگرى «يَتَدبَّر»ُ با «يَدبَّرُ» با ريشه «تدبّر» از باب تفعّل.

    اين مدرس دانشگاه در ادامه اين‌گونه تصريح كرد: مصدر «تدبير» به معناى «عاقبت انديشى و ژرف انديشى» است و فعل مضارع آن يعنى «يُدَبِّر» بارها در قرآن آمده و در همه موارد هم فقط به خداوند اختصاص دارد مانند آيات (يونس/3 و 31، رعد/2، سجده 5)؛ اما مصدر «تدبر» كه موضوع اين گفت‌و‌گو است نيز چهار بار در قرآن آمده و هر چهار بار هم به مردم نسبت داده شده و به عنوان وظيفه ايشان نسبت به قرآن به‌شمار آمده است. حتى در يك مورد، اساسا هدف نزول قرآن، همين «تدبر» ذكر مى‏شود. دقت در اين اختصاص‏ها، بسيار حائز اهميت است.

    وي در بيان ريشه فعل دبر تأكيد كرد: دُبُر نقيض «قُبُل» است و «دُبُر الشىء» آخر آن و پشت آن‌را گويند. «دُبُر البيت» گوشه آن و كنج آن است. «دابرُ كلِ شى» آخر آن و اصل و ريشه آن است. «اِدبار» نقيض «اقبال» و «استدبار» نقيضِ «استقبال» است. از اين ريشه، دو مصدر مهم از باب‌هاي مزيد وجود دارد. «تدبير» يعنى «تصييرُ الشى‏ءَ ذا دُبُرٍ وَ جَعَلَه ذا عاقِبَةٍ» و اگر در مورد خداوند باشد، به معناى تنظيم امور عالم و قرار دادن آن‌ها بر احسن نظام است. «التدبُّر» همان «تفكّر» است و «يُدَبّرُ» يعني نظر در عواقب امور.

    اخوان در ‌پاسخ به اين سؤال كه معناي اصطلاحي تدبر به چيست، اذعان كرد: مراد از معناى اصطلاحى اين است كه اين كلمه، در استعمال قرآني خود چه معنايى دارد. توضيح اين موضوع، نبايد من عندى باشد بلكه لازم است از خود قرآن و از مفسران واقعى آن يارى بگيريم. اين واژه، در قرآن چهار بار بكار رفته است. در سه آيه (مؤمنون/68، محمد/24، نساء/84)، خداوند مخاطبين قرآن را به «تدبر» دعوت نموده و آهنگ و سياق اين آيات، نوعى توبيخ و اعتراض شديد به همراه دارد.

    وي اظهار كرد: در اين سه آيه سؤال‌هايى از روى تعجب و ملامت مطرح شده كه دليل آن «عدم تدبر در قرآن» است. دقت در سياق هر كدام از اين سه آيه و ادامه آن‌ها، مسائل مهمى را روشن مى‏كند. در چهارمين آيه، محتواى پر‌خير و بركت قرآن را بيان كرده و شرط استفاده از اين همه خير و بركت را تدبر در آيات آن مى‏داند.

    «حسن رهبري» كارشناس ارشد مديريت و از محققان علوم قرآني نيز در اين رابطه يادآور شد: تدبر، معنايي در لغت و مفهومي در فقه‌القرآن دارد.‌ مفسران و نويسندگان علوم قرآني، در معنا و مفهوم تدبر در قرآن، زياد و زيبا نوشته‌اند؛ اما از وادي تعريف لغوي چندان پا فراتر ننهاده‌اند. مثلا «راغب اصفهاني»، كه از مشاهير واژه‌شناسي قرآن است در كتاب «مفردات» آن‌جا كه به ريشه و مشتقات واژه «دبر» مي‌پردازد، با وجود اين‌كه لغت تدبر سه بار در قرآن آمده است، هيچ اشاره‌اي بدان نكرده و هيچ معنايي بر آن نمي‌آورد.

    وي افزود: «فقيه دامغاني» نيز در برابر معناي كلمه تدبر مي‌نويسد: «التفكر، تدبر يعني تفكر در قرآن» و هم‌چنين در «مجمع‌البيان» آمده است: «افلا يتدبرون القرآن» بأن يتفكروا فيه و يعتبروا به و قيل افلا يتدبّرون القرآن فيقضوا ما عليهم من الحق، يعني «چرا در قرآن تدبّر نمي‌كند» تا اين‌كه در آن تفكر كنند و عبرت بگيرند؛ و گفته شده اين‌كه چرا در قرآن تدبر نمي‌كنند تا حقي كه به گردن دارند ادا كنند.

    رهبري در ادامه سخنانش به تفسير «روح‌البيان» اشاره و اذعان كرد: در اين تفسير در برابر معناي تدبر آمده است: «التدبّر، النظر في دبر الامور و عواقبها. اَلا يلاحظون القرآن، فلا يتصفحونه و ما فيه من المواعظ و الزواجر حتي لا يقعوا في المعاصي الموبقة»، يعني تدبر يعني آينده‌نگري در كارها و در ادامه مفسر همان توضيح «ابي‌السعود» را مي‌آورد كه قبلا بيان شد. در تفسير الميزان نيز در برابر معناي تدبر آمده است: تدبر، يعني گرفتن چيزي بعد از چيز ديگر و در مورد آيات قرآن به معناي تأمل در آيه پس از آيه ديگر و يا تأمل بعد از تأمل است.

    اين محقق در ادامه سخنانش به ديدگاه‌ «جلال‌الدين سيوطي» در مورد معناي تدبر اشاره كرد و گفت: «تدبر و انديشيدن در معناي قرآن هنگام قرائت سنت است؛ زيرا كه همان مقصود اعظم و مطلوب اهم است؛ و به وسيله آن سينه‌ها فراخ گشته و دل‌ها نوراني مي‌شود. خداوند متعال مي‌فرمايد: (كتاب انزلناهُ اِلَيْكَ مباركٌ لِيَدَّبَّروا آياته)؛ و نيز فرموده: (اَفلا يَتَدَبَّرون القرآن)؛ و نحوه آن چنين است كه دلش را با انديشيدن در معني آن‌چه تلفظ مي‌كند مشغول دارد و معني هر آيه را بشناسد و در اوامر و نواحي تأمل كند و باور آن‌ها را به خاطر بسپارد كه اگر در گذشته در آن تقصير كرده عذرخواهي و استغفار نمايد و اگر به آيه رحمتي رسيد، خرسند شده و آن را از درگاه الهي درخواست كند و چون به آيه عذاب بگذرد، ترسناك گشته و به خداوند پناه برد و هر گاه آيه‌اي متضمن تنزيه پروردگار باشد، او هم تنزيه و تعظيم كند و وقتي به آيه دعايي برسد تضرع و طلب كند.

    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  12. تشکر


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    قرآن سرشار است از تضادها . اساس اسلام بر تسليم و تعبد و اطاعت است . اما در آيات بسياري توصيه بر تعقل و انديشه دارد . در جائي مي فرمايد اطيع الله و اطيعو الرسول و اولي امر منكم . از خدا و پيامبر و حاكمان پيروي كنيد . و درجائي ديگر مي فرمايد چرا انديشه نمي كنيد .

    درجائي نظر به جبر و درجائي نظر به اختيار دارد . درجائي مي فرمايد هركه را بخواهيم عزت مي دهيم و ذلت مي دهيم . و درجائي مي فرمايد ما سرنوشت قومي را تغيير نمي دهيم مگر مردمان آن بخواهند .

    مي دانيم انديشه و تفكر خود سبب تحول و نوآوري مي شود . در حاليكه نوآوري خود خلاف سنت است . در واقع مي توان گفت باورهاي اسلامي هم به منزله تكيه گاه است و هم به منزله زنجير توقف .

  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط belher2 نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحيم.موضوع تدبر وتفكر در قران مجيد بارها تكرار شده است
    نظر قران در باره اهميت اين دو موضوع چيست؟
    كداميك از اين دو مورد اهميت بيشتري دارد؟


    با سلام و درود


    1. اصل اهمیت و ارزش تفکر و تدبر، نیاز به بیان و اثبات ندارد، و بدیهی و بر همگان هم روشن است.



    2. توصیه قرآن به این موارد، و تاکید و تکرار آنها به تناسب آیات و موضوعات، علاوه بر بیان اهمیت و ارزش آنها، بر اهمیت و ارزش آن موضوعی که توصیه به تفکر و تدبر در آن شده اشاره دارد.

    لذا باید در اموری که توصیه به تفکر و تدبر شده، تمرکز بیشتری نمود تا به مراد خداوند و پیام الهی او نزدیکتر شده و بدان جامه عمل پوشاند.


    3. با بیانی معمولی و ساده شاید بتوان گفت: تفکر، همان تامل کردن و اندیشیدن در چیزی برای هدایت و رسیدن به مطلوب و مقصود است. یعنی چگونه این مسیر را طی کنم تا به آن مقصود برسم.

    و تدبر، به گونه ای توجه و دقتش بر روی آخر و عاقبت یک چیز است، چه بسا به دنبال آخر و عاقبتی مطلوب است؛ یعنی توجه به عواقب و سرانجام امور.

    البته تفاوتهای دقیق لغوی بیان شده که نیازی به پرداختن به آنها نیست.


    4. با توجه به حیطه و محدوده تفکر و تدبر، و اینکه یکی به مقدمات و ابتدا بیشتر ناظر است، و دیگری بر دقت به عاقبت و آخر کار؛ چه لزومی دارد که در مقایسه بین آن دو بخواهیم یکی را انتخاب نماییم، چون هر دو در جایگاه خود از اهمیت بسزایی برخوردار هستند و نمی توان از هیچ کدام چشم پوشی کرد و گفت یکی از دیگری مهمتر است.


    و همین که قرآن هم به هر دو تاکید دارد، ناظر به اهمیت هر دو است؛ و در مقام ترجیح یکی بر دیگری و این که یکی مهمتر از دیگری است نیست.












    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی نمایش پست
    با سلام و درود


    1. اصل اهمیت و ارزش تفکر و تدبر، نیاز به بیان و اثبات ندارد، و بدیهی و بر همگان هم روشن است.



    2. توصیه قرآن به این موارد، و تاکید و تکرار آنها به تناسب آیات و موضوعات، علاوه بر بیان اهمیت و ارزش آنها، بر اهمیت و ارزش آن موضوعی که توصیه به تفکر و تدبر در آن شده اشاره دارد.

    لذا باید در اموری که توصیه به تفکر و تدبر شده، تمرکز بیشتری نمود تا به مراد خداوند و پیام الهی او نزدیکتر شده و بدان جامه عمل پوشاند.


    3. با بیانی معمولی و ساده شاید بتوان گفت: تفکر، همان تامل کردن و اندیشیدن در چیزی برای هدایت و رسیدن به مطلوب و مقصود است. یعنی چگونه این مسیر را طی کنم تا به آن مقصود برسم.

    و تدبر، به گونه ای توجه و دقتش بر روی آخر و عاقبت یک چیز است، چه بسا به دنبال آخر و عاقبتی مطلوب است؛ یعنی توجه به عواقب و سرانجام امور.

    البته تفاوتهای دقیق لغوی بیان شده که نیازی به پرداختن به آنها نیست.


    4. با توجه به حیطه و محدوده تفکر و تدبر، و اینکه یکی به مقدمات و ابتدا بیشتر ناظر است، و دیگری بر دقت به عاقبت و آخر کار؛ چه لزومی دارد که در مقایسه بین آن دو بخواهیم یکی را انتخاب نماییم، چون هر دو در جایگاه خود از اهمیت بسزایی برخوردار هستند و نمی توان از هیچ کدام چشم پوشی کرد و گفت یکی از دیگری مهمتر است.


    و همین که قرآن هم به هر دو تاکید دارد، ناظر به اهمیت هر دو است؛ و در مقام ترجیح یکی بر دیگری و این که یکی مهمتر از دیگری است نیست.









    [b]بانام خداو سلام و تشكر فراوان از پاسخگوي محترم [/b]"چه لزومی دارد که در مقایسه بین آن دو بخواهیم یکی را انتخاب نماییم،"آيا اين جمله واقعا" منافاتي با معناي واقعي تدبر وتفكر ندارد؟
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط belher2 نمایش پست
    [b]بانام خداو سلام و تشكر فراوان از پاسخگوي محترم [/b]"چه لزومی دارد که در مقایسه بین آن دو بخواهیم یکی را انتخاب نماییم،"آيا اين جمله واقعا" منافاتي با معناي واقعي تدبر وتفكر ندارد؟


    با سلام و درود


    شناخت معنای دقیق کلمات و آیات الهی، و دقت در ریشه کلمات و اقوال لغویین، که در جای خود دارای اهمیت است؛ یک چیز است؛

    و این که بخواهیم یکی را بر دیگری ترجیح داده و انتخاب نموده، و به عبارتی یکی را بر دیگری برتری داده و به همان اکتفا نماییم و از دیگری بی نیاز شویم؛ حرف دیگری است.




    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود