جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اصول و بنیان معاد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    881
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 22 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما اصول و بنیان معاد




    معاد بر چه اصولى مبتنى است؟

    مسأله معاد و كليت آن، يكى از سنت‏هاى الهى است كه بر چند اصل كلى حاكم بر هستى، مبتنى است كه به اختصار اشاره مى‏شود:

    1. اصل بقاء
    يكى از اصول كلى حاكم در وجود و بر وجود، آن است كه هر موجودى پس از آن‏كه پا به عرصه وجود گذاشت، ديگر معدوم نمى‏گردد. به اين معنا كه از صفحه وجود برچيده شده و باطل محض گردد. آنچه كه به نظر ما معدوم شده مى‏آيد، صورت عوض كردن است؛ نه آن‏كه معدوم شود. به بيان ديگر، موجود، تحوّل و تبدل دارد و صورت عوض مى‏كند؛ ولى معدوم نمى‏گردد.

    2. اصل حركت‏
    بر طبق اين اصل، همه وجود در حركت است؛ يعنى، هر موجودى در مسير خاص خود بر اساس قوانين حساب شده به حركت افتاده و پيوسته در حركت مى‏باشد تا جايى كه با تبدل «وجود سرابى» به «وجود حقيقى» به مبدأ متعال برسد و قائم به او گردد. آنچه درنظام وجود ديده مى‏شود، مسأله حركت و در نتيجه همين حركت، تبدل‏ها، تحول‏ها، صيرورت‏ها، شدن‏ها وصورت عوض كردن‏ها است، نه انعدام و بطلان محض بودن و از صفحه وجود برچيده شدن.

    3. اصل علت و معلول‏
    اين اصل كه مبتنى بر اصل سابق است، بيانگر اين حقيقت و سنت حاكم بر هستى است كه در حركت هر موجودى، مرحله اول حركت، نسبت به مرحله بعدى سازنده مى‏باشد و هر مرحله بعدى، نسبت به مرحله قبلى نتيجه و معلول است. به بيان ديگر قدم‏هاى اول حركت، سازنده قدم‏هاى بعدى و قدم‏هاى بعدى معلول قدم‏هاى اول است.

    4. اصل تبعيت نتيجه حركت از چگونگى حركت‏
    بر اساس اين اصل - كه در واقع بيان ديگرى از اصل قبل است - نتيجه حركت، دقيقا تابع حركت و چگونگى آن است؛ يعنى، دو موجود كه داراى جهاز وجودى متفاوتى‏اند و براى هر كدام مسير خاص حركت وجود دارد، در پايان حركت دو نتيجه متفاوت خواهند داشت؛ مثلا دانه گندم - كه داراى جهاز خاص وجودى است و مسير خاص دارد - وقتى شروع به حركت مى‏كند، در مقطعى از مقاطع حركت، به صورت سنبل در مى‏آيد و در مقابل، دانه درخت كه داراى جهاز وجودى ديگر و مسير ديگرى است، وقتى حركت مى‏كند، در نقطه‏اى از نقاط حركت، به صورت درخت معيّنى در مى‏آيد.
    هر دوى دانه‏ها، حركت كرده‏اند؛ اما چون هر كدام داراى جهاز وجودى مخصوص است و هر كدام هم به تناسب جهاز خود، راه و مسير خاصى را دارد و هر يك از راه و مسير خود پيش رفته و طبعا دو حركت متفاوت تحقق مى‏يابد. در نتيجه قهراً دو نتيجه گوناگون بر اين دو حركت مختلف، مترتب مى‏گردد و هرگز اين دو حركت، از دو موجود با دو جهاز در دو مسير، به يك نتيجه منتهى نمى‏گردد.

    اين اصول چهارگانه، در مسأله معاد و بازگشت وجود، ثابت است؛ چرا كه اگر پرسيده شود: به چه دليل همه هستى و موجودات، برگشت دارند و به سوى مبدأ وجود (ذات اقدس اله) در حركت‏اند؟ پاسخ مى‏دهيم: هر وجودى كه به وجود مى‏آيد، ديگر معدوم نخواهد شد (اصل بقا) و همواره در حركت و تحول و تبدل است (اصل حركت).
    اين حركت‏ها، متوجه يك نقطه خاص؛ يعنى، ذات مقدس حق مى‏باشد و هر مرحله از حركت اين موجود، سازنده حركت بعد و حركت بعد، نتيجه و معلول حركت قبل است (اصل علت و معلول) و هر موجودى، بر اساس نوع و چگونگى حركت، نتيجه خاص حركت خويش را خواهد ديد (اصل تبعيت نتيجه حركت از چگونگى حركت).


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    881
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 22 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما براهين قرآن كريم برمعاد




    1ـ نبود معاد، مستلزم عبث، و بيهودگى آفرينش انسان است.
    درسوره مؤمنون / آيه 115 مى گويد:
    «أفحسبتم أنا خلقناكم عبثاً و أنّكم الينا لا ترجعون»
    (آيا چنين پنداشته ايد كه شما را بيهوده آفريده ايم و پس از مرگ بسوى ما برنمى گرديد)
    و در سوره ص / آيه 27 مى گويد:
    «و ما خلقنا السّماء والارض و ما بينهما باطلا ذلك ظنّ الذين كفروا فويل للّذين كفروا من النّار»
    (ما آسمان و زمين و هر چه در ميان آنهاست بيهوده نيافريده ايم، اين پندار كسانى است كه كفر ورزيده اند، واى بر كافران از آتش دوزخ)
    توضيح
    همه آنچه در زمين است، براى بشر آفريده شده، چنانچه قرآن كريم به آن تصريح كرده و مى گويد:
    «خلق لكم ما فى الارض جميعاً»
    (هر چه در زمين است براى شما آفريده شده)
    اما انسان را براى خود، نه براى موجود ديگرى آفريده است. پس نابود ساختن او بعد از آفرينش با تعلّق غرض خداوند حكيم به آفرينش و ايجاد او منافات دارد و مستلزم بيهوده بودن آفرينش و ايجاد اوست. پس مرگ نابودى انسان نيست. بلكه انتقال او از عالم طبيعت به عالم ماوراء طبيعت است. و مفارقت روح از بدن تا روز قيامت مى باشد. و دوباره روز قيامت روح به بدن باز مى گردد.

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    881
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 22 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2ـ روز قيامت روز حكم به عدل و داد ميان مردم است.
    قرآن سوره انبياء آيه/ 46 و 47 مى گويد:
    «و لئن مسّتهم نفحة من عذاب ربك ليقولنّ يا ويلنا انّا كنّا ظالمين و نضع الموازين القسط ليوم القيامة فلاتظلم نفس شيئاً و ان كان مثقال حبّة من خردل أتينابها و كفى بنا حاسبين»
    (اگر نمونه اى از عذاب پروردگارت به آنها (كافران) فرا رسد، همانا خواهند گفت ما ستمكار بوديم، ترازوها و ميزان هاى سنجش عدل و داد را در روز قيامت در ميان خواهيم نهاد. و به هيچ فردى ظلم و ستم نخواهد شد. و اگر بقدر سنگينى دانه خردل هم باشد، آن را خواهيم آورد. كافى است كه حسابگر ماييم.)
    و در سوره يونس آيه/ 53 و 54 مى گويد:
    «ويستنبؤنك أحقّ هو قل أى و ربّى انّه لحقّ و ما انتم بمعجزين ولو انّ لكلّ نفس ظلمت ما فى الارض لافتدت به و اسرّواالنّدامة لمّا رأواالعذاب و قضى بينهم بالقسط و هم لايظلمون»
    (از تو مى پرسند آيا آن (وعده قيامت) حق است؟ بگو: آرى به پروردگارم سوگند حق است. شما نمى توانيد خدا را از آنچه اراده كرده، باز داريد.
    (در آن روز) هر انسانى كه ظلم كرده، اگر دارنده و مالك هر آنچه در زمين است باشد. همه را فدا مى كند كه از عذاب كيفر رهايى يابد. آنگاه كه عذاب الهى را ديدند از ته دل پشيمان شوند به عدل و داد ميان آنان حكم خواهد شد و ستم بر آنها نخواهد رفت.)
    و در سوره يونس / آيه 13 و سوره جاثيه / آيه 17 مى گويد:
    «انّ ربّك يقضى بينهم يوم القيامه فيما كانوا فيه يختلفون»
    (همانا پروردگار تو روز قيامت ميان آنها در آنچه منازعه دارند، قضاوت خواهد كرد)
    و در سوره مرسلات /آيه 12 و 14 مى گويد:
    «لأىّ يوم اجّلت ليوم الفصل و ما ادريك ما يوم الفصل»
    (كيفر الهى براى چه روزى تعيين شده، براى روز جدا كردن حق و باطل از همديگر، توچه مى دانى كه روز جدا كردن حق از باطل چگونه است.)
    و در سوره مرسلات آيه 12 و 13 مى گويد:
    «هذا يوم الفصل جمعناكم و الاولين»
    (اينك روز جدا كردن حق از باطل است كه ما همه شما را گرد آورده ايم.)
    و در سوره نبأ آيه 17 مى گويد:
    «انّ يوم الفصل كان ميقاتاً»
    (همانا روز جدا كردن حق از باطل وقتى است كه براى شما تعيين شده.)
    و در سوره صافات آيه 21 مى گويد:
    «هذا يوم الفصل الذى كنتم بها تكذبون»
    (اين است روز جدا كردن حق از باطل كه شما آن را تكذيب مى كرديد.)
    و در سوره حج آيه 17 مى گويد:
    «انّ الله يفصل بينهم يوم القيمة»
    (خدا در روز قيامت ميان آنها فيصله خواهد داد.)
    و در سوره ممتحنه آيه 3 مى گويد:
    «لن تنفعكم ارحامكم ولا اولادكم يوم القيامة يفصل بينكم»
    (هرگز نه خويشان و نه فرزندان شما به شما سود نخواهد داد. روز قيامت شما را از هم جدا خواهد كرد.)
    و در سوره دخان آيه 40 مى گويد:
    «انّ يوم الفصل ميقاتهم اجمعين»
    (همانا روز جدا ساختن حق از باطل وقتى است كه براى همه آنها تعيين شده است.)
    و در سوره آل عمران آيه 55 مى گويد:
    «ثمّ الىّ مرجعكم فاحكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون»
    (سپس برگشت شما بسوى من خواهد بود و در آنچه با هم اختلاف داريد، حكم خواهم كرد.)
    و در سوره نساءِ آيه 41 مى گويد :
    «فالله يحكم بينكم يوم القيامه»
    (خدا ميان شما روز قيامت حكم خواهد كرد)
    و در سوره زمر آيه 69 مى گويد:
    «و وضع الكتاب و جيئ بالنّبيّن و الشهداء و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون و وفيّت كل نفس ما عملت و هو أعلم بما يفعلون»
    (نامه اعمال مردم در ميان نهاده شود و پيامران و شهيدان براى گواهى آورده شوند، ميان آنها به حق حكم شود و مورد ستم قرار نگيرند و به هر كس پاداش عملى كه كرده، داده شود.)
    و در سوره نحل آيه 124 مى گويد:
    «انّ ربّك ليحكم بينهم يوم القيامة فيما كانوا فيه يختلفون»
    (پروردگار تو روز قيامت ميان آنها در آنچه اختلاف دارند، حكم مى كند.)
    و در سوره حج آيه 59 مى گويد:
    «الملك يومئذ للّه يحكم بينهم يوم القيامة»
    (ملك روز قيامت از آن خداست، و در ميان آنها حكم خواهد كرد.)
    و در سوره حج آيه 69 مى گويد:
    «الله يحكم بينكم يوم القيامة فيما كنتم فيه تختلفون»
    (خدا در روز قيامت ميان شما در آنچه با هم اختلاف داشتيد حكم خواهد كرد.)
    و در سوره انعام آيه 61 و 62 مى گويد:
    «حتّى اذا جاء احدكم الموت توفته رسلنا و هم لايفرّطون ثّم ردّوا الى الله مولاهم الحقّ، ألاله الحكم و هو اسرع الحاسبين»
    (تا آنگاه كه مرگ يكى از شما فرا رسد، فرستادگان ما او را قبض روح كنند. آنها كوتاهى نمى كنند، سپس بسوى پروردگار خود برگردانده مى شوند. آگاه باش حكم از آن پروردگار است و او سريعترين حسابرسان است.)

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    881
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 22 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3ـ اگر زندگى پس از مرگ نباشد مظلومان از حق خود محروم شده و ظالمان به مجازات نمى رسند.
    قرآن در سوره نساء آيه 93 مى گويد:
    «و من قتل مؤمناً متعمداً فجزائه جهنم خالداً فيها»
    (هر كسى عمداً مومنى را بكشد، كيفر او جهنم است كه بطور دائم در آن خواهد ماند.)
    و در سوره تكوير آيه 10 مى گويد:
    «و اذا الموؤدة سئلت بأىّ ذنب قتلت»
    (آنگاه كه از دختر بچه زنده بگور شده پرسيده شود كه به كدامين گناه كشته شده است.)
    و در سوره نساء آيه 10 مى گويد:
    «انّ الّذين يأكلون اموال اليتامى ظلماً انّما ياكلون فى بطونهم ناراً و سيصلون سعيراً»
    (آنان كه به ظلم اموال يتيمان را مى خورند همانا آتش است كه در شكم هاى خود فرو مى ريزند. و بزودى در دوزخ خواهند افتاد)
    و در سوره شورى آيه 21 مى گويد:
    «و لولا كلمة الفصل لقضى بينهم و انّ الظالمين لهم عذاب اليم»
    (اگر وعده گاه قيامت نبود و ميعاد جدا كردن حق و باطل از همديگر نبود، در همين دنيا ميان آنها حكم مى نموديم همانا براى ظالمان عذاب دردناك است.)
    و در سوره نساء آيه 30 مى گويد:
    «و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً فسوف نصليه ناراً»
    (هر كس به عدوان و ظلم به مال كس ديگر تجاوز كند او را درآتش (دوزخ) فرو مى بريم.)
    و در سوره بقره آيه 178 مى گويد:
    «فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب اليم»
    (هر كس در قصاص از حدّ تجاوز كند، براى او عذاب دردناك خواهد بود.)
    و در سوره مطففين آيه 1-7 مى گويد:
    «ويل للمطففين الّذين اذا اكتالوا على النّاس يستوفون و اذا كالوهم او وزنوهم يخسرون ألا يظنّ اولئك أنهم مبعوثون ليوم عظيم يوم يقوم النّاس لربّ العالمين كلّا انّ كتاب الفجّار لفى سجين»
    (واى بر كم فروشان هنگامى كه كالا را دريافت مى دارند. بطور كامل مى سنجند و هنگامى كه به ديگران مى دهند ازكيل و وزن آن كم مى كنند... آيا آنان گمان نمى برند كه براى روز بزرگى برانگيخته خواهند شد؟ ! روزى كه مردمان براى حضور در درگاه الهى بپا مى خيزند.
    و در سوره شعراء آيه 227 مى گويد:
    «و سيعلم الذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون»
    (بزودى كسانى كه ظلم كرده اند، خواهند دانست كه به چه كيفرگاهى فرود مى آيند. (فرجام آنها به كجا مى انجامد.)
    و در سوره يونس آيه 54 مى گويد:
    ولو انّ لكل نفس ظلمت ما فى الارض لافتدت به واسرّواالنّدامة لمّارأ والعذاب و قضى بينهم بالقسط و هم لايظلمون»
    (در آن روز هر انسانى كه ظلم كرده، اگر دارنده و مالك همه آنچه در زمين است باشد، همه را فدا مى كند كه از كيفر رهايى يابد. آنگاه كه عذاب الهى را ديدند از ته دل پشيمان مى شوند (كيفر اعمال خود آنهاست) و به آنها ظلم نمى شود.)
    و در سوره سبا آيه 31 مى گويد:
    «ولو ترى اذا الظالمون موقوفون عند ربهم»
    اگر مى ديدى هنگامى را كه ظالمان پيش پروردگار خود باز داشته شده اند)
    و در سوره بقره آيه 165 مى گويد
    «و لو يرى الذين ظلموا اِذ يرون العذاب انّ القوّة لله جميعاً»
    (اگر ظالمان مى ديدند آنگاه را كه عذاب خدا را خواهند ديد(مى دانستند) كه همه قدرت و نيرو از آن خداست.)
    و در سوره روم آيه 57 مى گويد:
    «فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم و لا هم يستعتبون»
    (در آن روز (روز قيامت) عذر كسانى كه ظلم كرده اند سود نمى دهد، و نه به توبه و بازگشت بسوى خدا خوانده مى شوند.)
    و در سوره زخرف آيه 39 مى گويد:
    «ولن ينفعكم اليوم اذ ظلمتم انّكم فى العذاب مشتركون»
    (در آن روز (روزقيامت) هرگزپشيمانى براى شماسودندارد چراكه شماظلم كرديد، همانادر عذاب(باساير دوزخيان) انبازيد.
    و در سوره سبا آيه 42 مى گويد:
    «و نقول الّذين ظلموا ذوقوا عذاب النّارالّتى كنتم بها تكذبون»
    (به كسانى كه ظلم كرده اند مى گوييم عذاب آتش (دوزخ) را كه آن را تكذيب مى كرديد، بچشيد.)
    و در سوره زمر آيه 24 مى گويد:
    «و قيل للظالمين ذوقوا ما كنتم تكسبون»
    (در (روز قيامت) به ظالمان خطاب مى شود كيفر ستم هائى را كه كرده ايد، بچشيد.)
    و در سوره يونس آيه 52 مى گويد:
    «ثم قيل للّذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد»
    (آنگاه به ظالمان گفته شود بچشيد عذاب ابدى را)
    و در سوره زخرف آيه 65 مى گويد:
    «فويل للذين ظلموا من عذاب يوم اليم»
    (واى بر كسانى كه ظلم كردند از عذاب روز دردناك)
    و در سوره انبياء آيه 29 مى گويد:
    «فذلك تجزيه جهنم كذلك تجزى الظالمين»
    (او را به (آتش) جهنم مجازات خواهيم كرد كه ظالمان را چنان كيفر مى دهيم.)
    و در سوره مائده آيه 29 مى گويد:
    «فتكون من اصحاب النّار و ذلك جزاء الظالمين»
    (از اهل آتش (دوزخ) شوى كه كيفر ظالمان است.
    و در سوره آل عمران آيه 151 مى گويد:
    «و مأواهم النّار و بئس مثوى الظالمين»
    (منزلگاه آنان آتش (دوزخ) است. ظالمان منزلگاه بدى دارند.)
    و در سوره ابراهيم آيه 22 مى گويد:
    «انّ الظالمين لهم عذاب اليم»
    (براى ظالمان عذاب دردناك است.)
    و در سوره مريم آيه 72 مى گويد:
    «ثم ننجى الذين اتّقوا و نذرالظالمين فيها جثيّا»
    (آنانرا كه تقوى ورزيده اند نجات دهيم و ظالمان را در ميان دوزخ فرانهيم در حاليكه به زانو افتاده اند)
    و در سوره حشر آيه 17 مى گويد :
    «فكان عاقبتهما انّهما فى النّار خالدين فيها و ذلك جزاؤ الظالمين»
    (عاقبت آنها اين است كه در آتش مخلّد خواهند بود و كيفر ظالمان همان است.)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود