جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا سر هم داد ميزنيد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا سر هم داد ميزنيد؟




    الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۳۴﴾


    استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟
    شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم.
    استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟
    شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد.

    سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند.


    سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها سر هم داد نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است.


    استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود.


    سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.

    ویرایش توسط غريب : ۱۳۸۹/۰۴/۰۷ در ساعت ۱۵:۱۹

    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    گریمو بدجور در آوردید..

    باز خاطرات زنده شدند
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عجب !!!!!!!!!!!
    چقدر قشنگه ادم با نگاه حرف بزنه
    دل از غمت دیوانه شد .... در اتشی جانانه شد
    با اشک من میخوانمت .... اشک گوهردوردانه شد

    شعر از جناب بزمی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11

    شاد




    نقل قول نوشته اصلی توسط sara9556 نمایش پست
    الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۳۴﴾


    استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟
    شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم.
    استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟
    شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد.

    سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند.


    سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها سر هم داد نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است.


    استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود.


    سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.
    سلام!!!!احسنت بارك الله.خوشمان آمد.ممنونم.
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    215
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جالبه!!!!!!!!!!!! نگاه کنید


    8Behesht-155(distance_and_cry) fasele va faryad.pps
    ویرایش توسط leilajan : ۱۳۸۹/۰۴/۰۷ در ساعت ۱۷:۳۷ دلیل: اشتباه
    عاشقی پیداست از زاری دل
    نیست بیماری چو بیماری دل
    علت عاشقی زعلتهاجداست
    عشق اصطرلاب اسرارخداست
    عاشقی گر زین سرو گر ز آن سر است عاقبت ما را بدان سر رهبر است
    هر چه گویم عشق را شرح وبیان
    چون به عشق آیم خجل گردم زآن
    گر چه تفسیر زبان روشن گر است
    لیک عشق بی زبان روشن تر است


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    گریمو بدجور در آوردید..

    باز خاطرات زنده شدند



    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده




  8. تشکرها 3


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان فارسي نمایش پست
    سلام!!!!احسنت بارك الله.خوشمان آمد.ممنونم.
    وعليكم السلام. شكرا جزيلا يا اخي.

    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده




  10. تشکرها 3


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    37
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خـــــــــــــــــــــــد ايا،كمكم كن!
    دوست ندارم داد بزنم!نبايد سرم داد بزنه!
    تو كه آهسته مي خواني قنوت گريه هايت را
    ميان ربناي سبز دستانت دعايم كن


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    371
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    90 پست
    حضور
    2 روز 1 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sara9556 نمایش پست
    الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۳۴﴾


    استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟
    شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم.
    استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟
    شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد.

    سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند.

    سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها سر هم داد نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است.

    استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود.

    سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.

    گفت استادی به شاگردان خود کی دلبران
    از چه رو در خشم فریادت رود بر آسمان

    گفت شاگردی که ای استاد پندارم چنین
    می رود آرامش از جانم به وقت خشم و کین

    گفت آن استاد بینا کآن طرف در نزد ماست
    گوش نزدیک است و آهسته سخن گفتن رواست

    پس سبب از داد و بیدادی که آید زان چیست
    راه جز فریاد و اصوات رفیع الدرجه نیست

    کودکان گفتند و لیکن حرفها کاری نکرد
    آنهمه پاسخ ولی استاد را راضی نکرد

    حل مشکل کرد آندم پیر فرزانه که هان
    بین دلها فاصله افتد زمان خشم دان

    شدت خشمت کند بعد مسافت را فزون
    بهر جبرانش صدایت بیشتر آید برون

    لیک هنگامی که دلها را کشاند عشق پیش
    جز به نجوا کی بیاید از دهان اصوات بیش

    می شود آندم که دیگر هر دو دل یک دل شوند
    چشم می گوید سخن را وین لبان بر هم روند

    در کوچه های شهر و در انظار مردمان
    دیوانه وار نعــــره زنــــم رو به آسمـــان
    آن دم که خواست حب علی از دلم رود
    ای خالق جهان به دمی جان من ستان
    دل سروده ها
    hoseinsistani.blogfa.com


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sara9556 نمایش پست
    الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۳۴﴾ استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟ شاگردان فکرى کردند و يکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم. استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟ شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد. سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد. آنها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آنها بايد صدايشان را بلندتر کنند. سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها سر هم داد نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است. استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى مي‌افتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.
    احسنت بزرگوار اگر عشقمان به حضرت امام مهدی عج هم اینگونه باشد فاصله انقدر کم می شود که ...
    التماس دعای فرج ...
    ای امام المنتظر ! حاجتی ! حاجتک ! حاجتنا ! الفرجنا !

    اگر خدایی نکرده کسانی با حضرت مهدی عج ارتباط ندارند بیاندیشند ببینند چه اشکالاتی دارند که ارتباط ندارند
    چرا که یقینا اشتباهات بزرگی دارند که تا به حال حتی به ارتباطات کوچکی هم نرسیده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود