صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نکته های خواندنی از تاریخ زندگانی پیامبر اکرم (ص)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    نکته های خواندنی از تاریخ زندگانی پیامبر اکرم (ص)




    همه ما با یک دوره اجمالی از زندگانی پیامبر گرامی اسلام (ص) آشنایی داریم و همانطور که می دانید کتابهای زیادی درباره تاریخ زندگانی حضرت نگاشته شده است؛ به عنوان نمونه فروغ ابدیت (تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اکرم (ص) ) اثر آیة الله سبحانی.

    در این تاپیک بر آنیم تا به تدریج به نکاتی جالب و خواندنی از زندگی پیامبر اکرم (ص) که کمتر مورد مطالعه یا توجه عمومی است، اشاره نماییم. (البته باید توجه داشت که مسایل تاریخی حاصل گزارش مورخان است و طبعا در مواردی ممکن است اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد، در این تاپیک به دنبال طرح مسایل اختلافی مورخان و حل و نقد آن نیستیم.)

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۴/۱۱ در ساعت ۰۳:۵۰
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    تاریخ ولادت پیامبر اکرم (ص)




    سال تولد:
    عموم سيره نويسان اتفاق دارند که تولد پيامبر اکرم در عام الفيل،در سال 570 ميلادي بوده است.زيرا آن حضرت به طور قطع در سال 632 ميلادي درگذشته است و سن مبارک ایشان 62 تا 63 بوده است بنابراين، ولادت او در حدود 570 ميلادي خواهد بود.1

    ماه تولد:

    ولادت پیغمبر اکرم به اتفاق شیعه و سنی در ماه ربیع الاول است، گو اینکه اهل تسنن بیشتر روز دوازدهم را گفته اند و شیعه بیشتر روز هفدهم را (به استثنای شیخ کلینی صاحب کتاب کافی که ایشان هم روز دوازدهم را روز ولادت می دانند).

    فصل تولد:
    رسول خدا در چه فصلی از سال متولد شده است؟ در فصل بهار . در السیره الحلبیه آمده است: ولد فی فصل الربیع؛ در فصل بهار به دنیا آمد.

    روز تولد:
    بعضی از دانشمندان امروز حساب کرده اند تا ببینند روز ولادت رسول اکرم با چه روزی از ایام ماههای شمسی منطبق می شود، به این نتیجه رسیده اند که دوازدهم ربیع آن سال مطابق می شود با بیستم آوریل، و بیستم آوریل مطابق است با سی و یکم فروردین و قهرا هفدهم ربیع مطابق می شود با پنجم اردیبهشت؛ پس قدر مسلم این است که رسول اکرم در فصل بهار به دنیا آمده است، حال یا سی و یکم فروردین یا پنجم اردیبهشت.

    در چه روزی از ایام هفته به دنیا آمده است؟ شیعه معتقد است که در روز جمعه به دنیا آمده اند، اهل تسنن بیشتر گفته اند در روز دوشنبه.

    ساعت تولد:
    در چه ساعتی از شبانه روز به دنیا آمده اند؟ شاید اتفاق نظر باشد که بعد از طلوع فجر به دنیا آمده اند، در بین الطلوعین.2


    پی نوشت
    -------------------------
    1- http://www.tebyan.net/Religion_Thoug.../14/87412.html
    2- سیری در سیره نبوی، استاد مطهری/ص 233



    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۴/۱۱ در ساعت ۰۳:۵۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    وفات پدر و مادر پیامبر اکرم (ص)




    عبدالله، پدر پیامبر اکرم، حدود چهل روز بعد از ازدواج با آمنه، به عزم مسافرت به شام و سوریه از مکه خارج می شود و ظاهرا سفر ، سفر بازرگانی بوده است. ایشان در راه بازگشت از مسافرت، قبل از تولد پیامبر، در مدینه وفات می کند. 1

    قوم و خویشهای آمنه [مادر گرامی پیامبر اسلام] در مدینه بودند. آمنه از عبدالمطلب اجازه می گیرد که سفری برای دیدار خویشاوندانش به مدینه برود و فرزندش خردسالش (=پیامبر اکرم) را هم با خودش می برد.

    آمنه به همراه کنیزش «ام ایمن» با قافله حرکت می کند. (سفری که پیامبر اکرم در کودکی داشته، همین سفر است که در سن پنج سالگی، از مکه به مدینه رفته اند).
    هنگام بازگشت از سفر، در فاصله بین مکه و مدینه، در منزلی به نام ابواء، آمنه بیمار می شود، به تدریج ناتوان می گردد و قدرت حرکت را از دست می دهد و در همان جا وفات می کند و ایشان را در همانجا به خاک می سپارند.

    پیامبر در کودکی با غم از دست دادن مادر، به همراه ام ایمن به مکه بر می گردد. ام ایمن، کنیز که بعدها زن آزاد شده ای شد، تا پایان عمر خود، خدمت رسول خدا و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را از دست نداد و در خانه اهل بیت پیامبر، پیرزن مجلله ای بود. 2


    پی نوشت:
    ------------------------------
    1-
    سیری در سیره نبوی/استاد مطهری/ص 233 (با تصرف)
    2- همان/234


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۴/۱۱ در ساعت ۰۳:۴۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    فاتحه بر سر مزار مادر




    تقریبا پنجاه سال از این قضیه [=وفات مادر پیامبر] گذشته بود، حدود سال سوم هجرت بود که پیغمبر اکرم در یکی از سفرها از همین منزل ابواء عبور کردند. وقتی به این مکان رسیدند، اصحاب دیدند پیامبر بدون اینکه با کسی حرف بزند، به طرفی روانه شد. بعضی در خدمتش رفتند تا ببینند کجا می رود. دیدند رفت و رفت، به نقطه ای که رسید، در آنجا نشست و شروع کرد به خواندن دعا و ...

    پیامبر در تأمل عمیقی فرو رفت و به همان نقطه زمین توجه خاصی دارد و در حالی که دعا می خواند، کم کم اشکهای نازنینش از گوشه چشمانش جاری شد.
    پرسیدند: یا رسول الله! چرا می گریید؟
    فرمود: اینجا قبر مادر من است، پنجاه سال پیش مادرم را در اینجا دفن کرده اند.


    منبع: سیری در سیره نبوی/استاد مطهری/ص 235 (با تصرف)


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۴/۱۱ در ساعت ۰۳:۳۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    مسافرتها




    رسول اکرم، به خارج عربستان فقط دو مسافرت داشته که هر دو قبل از دوره رسالت و به سوریه بوده است. یک سفر در دوازده سالگی همراه عمویش ابوطالب، و سفر دیگر در بیست و پنج سالگی به عنوان عامل تجارت برای زنی بیوه به نام خدیجه که از خودش پانزده سال بزرگتر بود و بعدها با او ازدواج کرد.

    البته بعد از رسالت، در داخل عربستان مسافرتهایی داشته اند مثلا به طائف رفته اند، به خیبر که شصت فرسخ تا مکه فاصله دارد و در شمال مکه است رفته اند، به تبوک که تقریبا مرز سوریه است و صد فرسخ تا مدینه فاصله دارد رفته اند ولی در ایام رسالت از جزیره العرب خارج نشده اند.


    منبع: سیری در سیره نبوی/استاد مطهری/ص 236
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۴/۱۱ در ساعت ۰۳:۳۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    شغلها




    پیغمبر اکرم چه شغلهایی داشته است؟ جز شبانی و بازرگانی، شغل و کار دیگری را از ایشان سراغ نداریم.
    بسیاری از پیغمبران در دوران قبل از رسالتشان شبانی داشته اند (حالا این چه راز الهی ای دارد، ما درست نمی دانیم) همچنانکه موسی شبانی داشته است.1 قدر مسلم این است که پیامبر اکرم هم شبانی داشته است. گوسفندانی را با خودش به صحرا می برده و چوپانی داشته است.

    بازرگانی هم انجام داده اند. با اینکه یک سفر، سفر اولی بود که خودش می رفت به بازرگانی (فقط یک سفر در دوازده سالگی همراه عمویش رفته بود). آن سفر را با چنان مهارتی انجام داد که موجب تعجب همگان شد.2




    پی نوشت
    -----------------------------
    1-قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى‏ غَنَمي‏ وَ لِيَ فيها مَآرِبُ أُخْرى‏ (طه/18)
    موسى گفت: اين چوب دستى منست. به آن تكيه مي دهم و براى گوسفندانم از درخت برگ مى‏ريزم و استفاده‏هاى ديگر نيز در بر دارد.
    2- سیری در سیره نبوی/ص236


    ادامه دارد....


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۴/۱۱ در ساعت ۰۳:۵۵
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  12. تشکر


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    تأييدات الهی




    پيغمبراكرم بعدها در دوره رسالت، از كودكی خودش‏ خاطراتی بیان فرمود، از جمله اینکه:
    من هفت سالم بيشتر نبود، عبدالله بن جدعان كه يكی از اشراف مكه بود، عمارتی‏ می‏ ساخت. بچه‏های مكه به عنوان كار ذوقی و كمك دادن می‏رفتند و از نقطه‏ای به نقطه ديگر سنگ حمل می‏ كردند. من هم می ‏رفتم همين كار را می‏كردم. آنها سنگها را در دامنشان می‏ريختند، دامنشان را بالا می‏زدند و چون‏ شلوار نداشتند، كشف عورت می‏شد. من يك دفعه تا رفتم سنگ را گذاشتم در دامنم، مثل اينكه احساس كردم كه دستی آمد و زد دامن را از دستم انداخت! حس كردم كه من نبايد اين كار رابكنم، با اينكه كودكی هفت ساله بودم.

    امام باقر(ع) در رواياتی و
    نيز اميرالمؤمنين - در نهج البلاغه - مطالبی مشابه این روایت می فرمایند:
    «
    و لقد قرن الله به من لدن أن كان فطيما اعظم ملك من ملائكته، يسلك‏ به طريق المكارم و محاسن اخلاق العالم »1
    امام باقر(ع) می ‏فرمايد: بودند فرشتگانی الهی كه از كودكی او را همراهی می‏ كردند. پيامبر می‏ فرمود: من گاهی سلام می‏شنيدم، يك كسی به من‏ می‏ گفت: السلام عليك يا محمد! نگاه می‏كردم ، كسی را نمی‏ ديدم. گاهی با خودم فكر می‏كردم شايد اين سنگ يا درخت است كه دارد به من سلام می‏دهد، بعد فهميدم فرشته الهی بوده كه به من سلام می‏ داده است.

    از جمله قضايای قبل از رسالت ايشان، به اصطلاح متكلمين "ارهاصات
    " است كه همين داستان ملك هم جزء ارهاصات به شمار می‏ آيد. رؤياهای فوق‏ العاده عجيبی بوده كه پيغمبر اكرم مخصوصا در ايام نزديك به رسالتش می‏ ديده است. می‏ گويد من خوابهايی می‏ ديدم كه: « يأتی مثل فلق الصبح » مثل فجر، مثل صبح صادق، صادق و مطابق بود؛ اين چنين خوابهای روشن‏ می‏ديدم. چون بعضی از رؤياها از همان نوع وحی و الهام است، نه هر رؤيايی.

    جزء اولين مراحلی كه پيغمبر اكرم برای الهام و
    وحی الهی در دوران قبل از رسالت طی می ‏كرد ، ديدن رؤياهايی بود كه به‏ تعبير خودشان مانند صبح صادق ظهور می‏ كرد؛ زیرا گاهی خود خواب برای انسان‏ روشن نيست، پراكنده است، و گاهی خواب روشن است ولی تعبيرش صادق‏ نيست، اما گاه خواب در نهايت روشنی است و هيچ ابهام و تاريكی و به‏ اصطلاح آشفتگی ندارد و بعد هم تعبيرش در نهايت وضوح و روشنايی است.2



    پی نوشت:
    --------------------------------
    1-
    نهج البلاغه ، خطبه 234 : قاصعه [و همانا خداوند از آغاز كودكی‏ حضرت بزرگترين فرشته از فرشتگان خود را مأمور وی ساخته بود كه او را به راه مكارم و محاسن اخلاق عالم هدایت می کرد]
    2- سیری در سیره نبوی/استاد مطهری/239


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۴/۱۳ در ساعت ۱۸:۲۶
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  14. تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    تنهايی روحی




    وقتی انسان روحی پيدا می‏كند و به‏ مرحله‏ای از تفكر و افق فكری و احساسات روحی و معنوی می‏رسد كه خواه‏ ناخواه ديگر با مردم زمانش تجانس ندارد، تنها می‏ماند. تنهايی روحی از تنهايی جسمی صد درجه بدتر است.

    (اگر چه اين مثال خيلی رسا نيست ولی‏ مطلب را روشن می‏ كند): شما يك دانشمند بسيار عالم و بسيار با ايمانی را در ميان مردمی جاهل و بی ايمان قرار بدهيد. ولو آن افراد، پدر و مادر و برادران و اقوام نزديكش باشند، او تنهاست
    يعنی پيوند جسمانی‏ نمی‏ تواند او را با اينها پيوند بدهد.
    او از نظر روحی در يك افق زندگی‏ می‏كند و اينها در افقی ديگر.

    گفت: چندان كه نادان را از دانا وحشت‏ است، دانا را صد چندان از نادان نفرت است.

    پيغمبر اكرم در ميان‏ قوم خودش تنها بود، همفكر نداشت. بعد از سی سالگی در حالی كه خودش‏ با خديجه زندگی و عائله تشكيل داده است، كودكی را در دو سالگی از پدرش‏ می‏ گيرد و می‏آورد در خانه خودش. آن كودك، علی بن ابی‏طالب است. تا وقتی‏ كه مبعوث می‏شود به رسالت، و تنهائيش با مصاحبت وحی الهی تقريبا از بين‏ می‏رود (يعنی تا حدود دوازده سالگی اين كودك)، تنها مصاحب و همراهش اين‏ كودك است؛ يعنی در ميان همه مردم مكه، كسی كه لياقت هم فكری و هم روحی و هم افقی او را داشته باشد، غير از اين كودك نيست.

    خود علی (ع) نقل‏ می‏كند كه من بچه بودم، پيغمبر وقتی به صحرا می‏رفت، مرا روی دوش خود سوار می‏كرد و می‏برد.

    در بيست و پنج سالگی، در اصل خديجه از او خواستگاری می‏كند. البته مرد بايد خواستگاری كند ولی اين زن شيفته خلق و خوی و معنويت و زيبايی و همه چيز حضرت رسول است. خودش افرادی را تحريك می‏كند كه اين جوان را وادار كنيد كه بيايد از من خواستگاری كند. می‏ آيند و مطلب را عرض می کنند، ایشان می‏فرمايد من‏ چيزی ندارم. خلاصه به او می‏گويند تو غصه اين چيزها را نخور و به او می‏فهمانند كه خديجه‏ای كه تو می‏گويی اشراف و اعيان و رجال و شخصيتها از او خواستگاری كرده‏اند و حاضر نشده است، خودش خواهان این ازدواج است. تا بالاخره‏ داستان خواستگاری و ازدواج انجام می شود.

    عجيب اين است: حالا كه همسر يك زن بازرگان و ثروتمند شده است، ديگر دنبال كار بازرگانی نمی‏ رود. تازه دوره وحدت يعنی دوره انزوا، دوره خلوت، دوره‏ تحنّف و دوره عبادتش شروع می‏شود. آن حالت تنهايی يعنی آن فاصله روحی‏ ای كه او با قوم خودش پيدا كرده است، روز به روز زيادتر می‏شود. ديگر اين مكه و اجتماع مكه، گويی روحش را می‏خورد. حركت می‏كند تنها در كوههای اطراف مكه راه می‏رود، تفكر و تدبر می‏كند. خدا می‏داند كه‏ چه عالمی دارد، ما كه نمی‏توانيم بفهميم. در همين وقت است كه غير از آن كودك (يعنی علی (ع) ) كسی ديگر، همراه و مصاحب او نيست.

    ماه رمضان كه می‏ شود در يكی از همين كوههای اطراف مكه - كه در شمال‏ شرقی اين شهر است و از سلسله كوههای مكه مجزا و مخروطی شكل است - به‏ نام كوه حرا كه بعد از آن دوره، اسمش را گذاشتند جبل النور (كوه‏ نور)، خلوت می‏گزيند. (اطراف مكه همه كوه است).
    ماه رمضان كه می‏ شود اصلا به كلی مكه را رها می‏كند و حتی از خديجه هم‏ دوری می‏ گزيند. يك توشه خيلی مختصر، آبی، نانی، با خودش بر می‏دارد و می‏رود به كوه حرا و ظاهرا خديجه هر چند روز يكبار، كسی را می‏فرستاد تا مقداری آب و نان برايش ببرد. تمام اين‏ ماه را به تنهايی در خلوت عبادت و تفکر می‏گذراند.

    البته گاهی فقط علی ( ع ) در آنجا حضور داشته است، چون می ‏فرمايدو لقد جاورت رسول الله ( ص ) بحراء حبن نزول الوحی ». آن ساعتی كه وحی نزول پيدا كرد، من آنجا (نزد پیغمبر) بودم.

    از آن كوه پایين نمی‏ آمد و در آنجا خدای خودش را عبادت می‏ كرد
    . اينكه‏ چگونه تفكر می ‏كرد، چگونه به خدای خودش عشق می‏ورزيد و چه عوالمی را در آنجا طی می‏كرد، برای ما قابل تصور نيست. علی ( ع ) در اين وقت بچه‏ای‏ است حداكثر دوازده ساله. در آن ساعتی كه بر پيغمبر اكرم وحی نازل می‏شود، او آنجا حاضر است. پيغمبر يك عالم ديگری را دارد طی می‏كند. هزارها مثل ما اگر در آنجا می‏بودند چيزی را در اطراف خود احساس نمی‏كردند ولی‏ علی (ع) يك دگرگونيهايی را احساس می‏كند. قسمتهای زيادی از عوالم‏ پيغمبر را درك می‏كرده است، چون می‏ گويد: «و لقد سمعت رنة الشيطان حين نزول الوحی ». من صدای ناله شيطان را در هنگام نزول وحی شنيدم.


    مثل شاگرد معنوی كه حالات روحی خودش را به استادش عرضه می‏ دارد، به‏ پيغمبر عرض كرد: يا رسول الله! آن ساعتی كه وحی بر شما نازل می‏شد، من صدای ناله اين ملعون را شنيدم . فرمود: بله علی جان! «انك تسمع ما اسمع و تری ما اری و لكنك لست بنبی».1 شاگرد من! تو آنچه كه من می‏شنوم، می‏شنوی و آنها كه من می‏بينم، می‏بينی با این تفاوت که تو پيغمبر نيستی. 2




    پی نوشت
    ---------------------------------
    1- نهج البلاغه (صبحی صالح)/خطبه 192
    2- سیری در سیره نبوی، استاد مطهری/ص241



    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۱:۵۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    عبادت




    نشست و برخاستش ، همراه با ذکر خدا بود. با آن که «معصوم» بود، ولی آن قدر از خشیت خدا می گریست که سجده گاهش خیس می شد. «بنده خدا» بود و هنگام نیایش، همچون مسکینان نیازمند، دست ها را بالا می گرفت.

    نماز را نور چشم خود می دانست و «وقت» نماز را انتظار می کشید؛ هنگام نماز که می شد، می گفت: ای بلال! خوشحالمان کن.


    پاره ای از شب (گاهی نصف، گاهی ثلث و گاهی دو ثلث) را به عبادت می پرداخت. (مزمل/20)

    با این که تمام روز، خصوصا در اوقات توقف در مدینه، در تلاش بود، از وقت عبادتش نمی کاست و آرامش کامل خویش را در عبادت و راز و نیاز با حق می یافت.

    عبادتش به منظور طمع بهشت و یا ترس از جهنم نبود؛ بلکه عاشقانه و سپاس گزارانه بود. روزی یکی از همسرانش گفت: تو دیگر چرا این قدر عبادت می کنی؛ تو که آمرزیده هستی! جواب داد: آیا بنده سپاس گزار نباشم؟


    در حال تنهایی، عبادت را طول می داد و گاهی ساعت ها سرگرم تهجد بود؛ اما در جماعت، اختصار را رعایت می کرد و رعایت حال ضعیف ترین افراد را لازم می شمرد و به آن توصیه می فرمود.


    بسیار روزه می گرفت؛ در دهه آخر ماه رمضان، بسترش را به کلی جمع می کرد و در مسجد، معتکف می شد و یکسره به عبادت می پرداخت؛ امام صادق (ع) می فرمود : رسول خدا (ص) آن قدر پی در پی روزه می گرفت که می گفتند: دیگر افطار نمی کند . سپس آن قدر پشت سر هم افطار می کرد که می گفتند : دیگر روزه نمی گیرد. پس از آن یک روز در میان روزه می گرفت، سپس روزهای دوشنبه و پنجشنبه از هر هفته را روزه می گرفت. سرانجام سنّت بر آن جاری شد که آن حضرت در هر ماه سه روز: پنجشنبه ی اول ماه ، و چهارشنبه ی وسط و پنجشنبه ی آخر ماه را روزه می گرفت . و آن حضرت می فرمود : این روزه ی همه ی عمر است (یعنی اگر کسی چنین کند مثل آن است که تمام عمرش روزه باشد.)


    با رهبانیت، انزوا، گوشه گیری و ترک اهل و عیال، مخالف بود. بعضی از اصحاب که چنین تصمیمی گرفته بودند، مورد ملامت وی قرار می گرفتند و به آنها فرمود: بدن، زن و فرزند و یاران شما، همه حقوقی بر شما دارند که باید آنها را رعایت کنید. (1)



    پی نوشت

    -------------------------------
    1- بحارالانوار/ج93/ص363 ، مجمع الزوائد/ج3/ص150 ، سنن النبی/ص251
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۱/۱۰ در ساعت ۱۱:۲۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    ادب ورزی




    وقتی به در خانه کسی می رفت _ چون خانه ها گاهی پرده ای نداشتند _ برابر آستانه نمی ایستاد؛ طرف راست یا چپ آن می ایستاد و می فرمود: سلام بر شما؛ سلام بر شما.

    چنان شرم داشت که به چهره کسی خیره نمی شد. شرم آن حضرت، چنان بود که اگر ناگزیر به انتقاد از کسی بود، به صراحت نمی گفت و مقصود خویش را با کنایه بیان می داشت.


    وقتی با کسی مصافحه می کرد، دستش را برنمی داشت تا اين که آن شخص دستش را برمي داشت و هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر اینکه باطل باشد.


    سکوتش به درازا می کشید و بدون ضرورت، لب به سخن نمی گشود. (1)




    پی نوشت
    --------------------------
    1- سنن ابی داود/ج2/ص195 ، فتح الباری/ج11/ص21 ، سنن النبی

    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود