صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و زبان عربی! ( سوالات تخصصی )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1

    قرآن و زبان عربی! ( سوالات تخصصی )




    با سلام

    این سوالاتی است برای آنهایی که می توانند جواب دهند

    در آیه ی4 تحریم

    إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيهِ ........(التحريم/4)

    اگر [شما دو زن] به درگاه خدا توبه کنيد [بهتر است] واقعا دلهايتان انحراف پيدا کرده است و اگر عليه او به يکديگر کمک کنيد .....

    در آیه ی فوق مخاطب دو نفر زن هستند و کلمات تتوبا ،تظاهرا در ارتباط با همین موضوع است

    اما چرا به جای قلباکما ( دو قلب شما) قلوبکما آمده است که جمع

    است نه تثنیه ؟؟ مگر آن دو زن چند قلب داشته اند ؟؟


    در آیه ی 30 یوسف

    وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ ....(يوسف/30)

    و [دسته‏اي از] زنان در شهر گفتند زن عزيز از غلام خود کام خواسته ........


    نسوه به معنی زنان است ولی جلوی آن فعل قال ( مفرد مذکر )آمده است؟




    در آیه ی 102 بقره


    وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّياطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيمَانَ

    در اینجا بجای ما تتلوا الشیاطین طبق قاعده ی عربی می بایست ما تلَت الشیاطین

    می آمد چرا نیامده ؟؟


    در آیه ی الله الصمد آیا الصمد صفت الله است؟


    ادامه دارد ×
    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۹/۰۴/۲۱ در ساعت ۱۴:۴۵ دلیل: اصلاح فاصله بین کلمات در عنوان تاپیک


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    در آیه ی4 تحریم

    إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيهِ ........(التحريم/4)

    اگر [شما دو زن] به درگاه خدا توبه کنيد [بهتر است] واقعا دلهايتان انحراف پيدا کرده است و اگر عليه او به يکديگر کمک کنيد .....

    در آیه ی فوق مخاطب دو نفر زن هستند و کلمات تتوبا ،تظاهرا در ارتباط با همین موضوع است

    اما چرا به جای قلباکما ( دو قلب شما) قلوبکما آمده است که جمع

    است نه تثنیه ؟؟ مگر آن دو زن چند قلب داشته اند ؟؟
    1 . ذكر" قلوبكما" به صيغه جمع، نه به صيغه تثنيه، به خاطر آن است كه دو تثنيه در كنار هم از نظر فصاحت ناخوشايند است و لذا به صورت جمع ذكر شده و معنى آن تثنيه است. (1)

    2 . در اين آيه خطاب را متوجه دو تا از همسران رسول خدا (ص) كرده، و با اينكه دو نفر دو تا قلب دارد، قلب را به صيغه جمع آورده (2) و اين صرف استعمالى ‏است كه نظائرش بسيار است، (در فارسى هم خطاب به دو نفر مى‏گوييم: مگر دلهايتان چدنى است، و نمى‏گوييم مگر دو دل شما چدنى است). (3)

    3 . جمع آمدن لفظ «قلوب» بدان جهت است كه در لغت عرب هرگاه تثنيه‏اى به تثنيه‏ى ديگرى اضافه شود تثنيه‏ى اوّل را به صورت جمع مى‏آوردند، چون اجتماع دو تثنيه را خوشايند و مكروه مى‏دانند و نيز جمع آوردن لفظ «قلوب» براى اشعار به اين است كه آن دو زن داراى قلب‏هاى متعدّد مى‏باشند. و اين آيه به اتّفاق مفسّرين خاصّه و عامّه در باره‏ى عايشه و حفصه نازل شده است.
    (4 )

    4. تعبير با قلوب و اراده تثنيه، استعمال معروف است مخصوصا با اضافه به «كما» كه مطلب را روشن مى‏كند. (5)

    ***********************
    (1) تفسير نمونه، ج‏24، ص: 276

    (2) اين يا به خاطر آن است كه قلب حالات گوناگون دارد، حالاتى كه واقعيت‏هاى گوناگون به صاحبش مى‏دهد، آن چنان كه گويى صاحب دل امروز آن شخص ديروزى نيست، به كلى دگرگون شده، و انسانى ديگر شده است.
    (3) ترجمه الميزان، ج‏19، ص: 555

    (4) ترجمه بيان السعادة، ج‏14، ص: 233
    (5) تفسير أحسن الحديث، ج‏11، ص: 232

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    در آیه ی 30 یوسف

    وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ ....(يوسف/30)

    و [دسته‏اي از] زنان در شهر گفتند زن عزيز از غلام خود کام خواسته ........


    نسوه به معنی زنان است ولی جلوی آن فعل قال ( مفرد مذکر )آمده است؟
    «نسوة» مفرد، اسم جمع و به معناى گروه زنان است و تأنيث آن همانند تأنيث لمّه «1» غير حقيقى است. «2»

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ

    (1) لمّه به معناى همراه يا همراهان در مسافرت، براى مفرد و جمع. پاورقى استاد گرجى.

    (2) به همين دليل در آيه: قالَ نِسْوَةٌ گفته شده، و دليل اين كه غير حقيقى است آن است كه مراد از اين تأنيث جمع بودن است: «كل جمع مؤنّث» و تأنيث جمع، امرى لفظى است، و چون در يك اسم، دو تأنيث جمع نمى‏شود، اينجا تأنيث لفظ، تأنيث معنوى (حقيقى) را باطل كرده، چنان كه گاهى در جمعهاى مذكر از قبيل «رجال» يا «اعراب» و غيره تأنيث لفظى مذكّر بودن معنوى را باطل مى‏كند، و حمل مى‏شود بر لفظ يا بر معنا، گاهى مذكّر و گاهى مؤنث آورده مى‏شود. با تلخيص از مجمع البيان.

    ***********************
    ترجمه جوامع الجامع، ج‏3، ص: 203



    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۹/۰۴/۲۱ در ساعت ۱۳:۳۸

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    در آیه ی الله الصمد آیا الصمد صفت الله است؟
    بله. اگر الف و لام بر سر كلمه" صمد" در آمده، منظور افاده حصر است، مى‏فهماند تنها خداى تعالى صمد على الاطلاق است‏.

    آيه اول ( قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد ) در زمينه توصيف ذات بود، اين آيه در توصيف فعل است، صمد و محل رجوع بودن در حوائج از صفات افعال است، خدا آفريننده همه موجودات است و همه او را قصد كرده و نيازمند او هستند، على هذا مقصود و مورد حاجت همه اوست از اين مى‏فهميم كه الف و لام «الصمد» براى حصر است چنان كه در الميزان فرموده است معنى آيه چنين مى‏شود: اللَّه فقط اوست مقصود و مورد حاجات كه همه از او مى‏خواهند و به او روى مى‏آورند.
    صمد را مقصود، خداى دائم كه هميشه بوده و خواهد بود، سرپرست مطاع كه بالاتر از او امر و نهى كننده‏اى نيست و امثال آن معنى كرده‏اند.
    (1)

    توصيف خداوند متعال به الصمد، از روى مجاز در كلمه و براى نزديكى به اذهان آمده. تا نشاندهنده وجود مطلق و قدرت كاملى باشد كه تحديد و تغيير و تأثر در ذات و صفاتش راه ندارد و غبار حوادث بر او ننشيند. زيرا آنچه محدود و متغير و متأثر است ممكن ميباشد كه قائم بغير و تو خالى است و از خود هستى و بقاء و كمال ندارد. (2)

    در تفسير «صمد» در حديثى مى‏خوانيم كه: «محمّد بن حنيفه» از امير مؤمنان على عليه السّلام در باره «صمد» سؤال كرد حضرت عليه السّلام فرمود: « تأويل صمد آن است كه او نه اسم است و نه جسم، نه مانند و نه شبيه دارد، و نه صورت و نه تمثال نه حدّ و حدود، نه محل و نه مكان، نه «كيف» و نه «اين» نه اينجا و نه آنجا، نه پر است و نه خالى، نه ايستاده است و نه نشسته، نه سكون دارد و نه حركت، نه ظلمانى است نه نورانى نه روحانى است و نه نفسانى، و در عين حال هيچ محلى از او خالى نيست، و هيچ مكانى گنجايش او را ندارد، نه رنگ دارد و نه بر قلب انسانى خطور كرده، و نه بو براى او موجود است، همه اينها از ذات پاكش منتفى است».
    اين حديث به خوبى نشان مى‏دهد كه «صمد» مفهوم بسيار جامع و وسيعى دارد كه هرگونه صفات مخلوقات را از ساحت مقدسش نفى مى‏كند.(3)

    ****************************
    (1) تفسير أحسن الحديث، ج‏12، ص: 404
    (2) پرتوى از قرآن، ج‏4، ص: 301
    (3) برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 618




    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )




  6. تشکرها 4


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    در آیه ی 102 بقره


    وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيمَانَ

    در اینجا بجای ما تتلوا الشیاطین طبق قاعده ی عربی می بایست ما تلَت الشیاطین

    می آمد چرا نیامده ؟؟
    لطفا توضیح بیشتری راجع به اشکال وارده بدهید. و اینکه طبق کدام قاعده عربی می فرمایید که بجای ( ماتتلوا ) باید (ما تلَت ) می آمده؟

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )




  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.imani نمایش پست
    لطفا توضیح بیشتری راجع به اشکال وارده بدهید. و اینکه طبق کدام قاعده عربی می فرمایید که بجای ( ماتتلوا ) باید (ما تلَت ) می آمده؟
    با سلام

    با تشکر از عنایت و اظهار نظر شما

    قبل از اینکه جواب سوال شما را بدهم دو نکته را ذکر می کنم

    1 در بسیاری از آیات قواعد معمول زبان عربی رعایت نشده است ( بعدا نمونه های بیشتری می آورم ) به

    نظر شما عدم رعایت قواعد یکدست و ثابت زبان عربی آیا نمی تواند اختلاف در تفاسیررا بیشنر کرده و

    تفسیر به رای را تشدید کند ؟؟

    2 آیا این نمونه ها نمی تواند دلیلی بر درس نخوانده بودن و بیسواد بودن حضرت محمد باشد ؟؟


    اما راهنمایی در جواب سوال شما

    در آیه های ی ذیل نگاه کنید

    قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يدْخُلِ الْإِيمَانُ ....( حجرات 14)


    وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ .......(التوبة/90)



    يوْمَ يقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا

    (الحديد/13)


    اگر دقت کنید در این آیات فاعل جمع است وجلوی آن فعل مفرد غایب آورده شده است درحالیکه در

    آیه ی مورد بحث این قاعده زبان عربی رعایت نشده است !


    در ادامه در مورد جوابهای شما بحث خواهم کرد .
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۰:۱۲

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.imani نمایش پست
    1 . ذكر" قلوبكما" به صيغه جمع، نه به صيغه تثنيه، به خاطر آن است كه دو تثنيه در كنار هم از نظر فصاحت ناخوشايند است و لذا به صورت جمع ذكر شده و معنى آن تثنيه است. (1)

    2 . در اين آيه خطاب را متوجه دو تا از همسران رسول خدا (ص) كرده، و با اينكه دو نفر دو تا قلب دارد، قلب را به صيغه جمع آورده (2) و اين صرف استعمالى ‏است كه نظائرش بسيار است، (در فارسى هم خطاب به دو نفر مى‏گوييم: مگر دلهايتان چدنى است، و نمى‏گوييم مگر دو دل شما چدنى است). (3)

    3 . جمع آمدن لفظ «قلوب» بدان جهت است كه در لغت عرب هرگاه تثنيه‏اى به تثنيه‏ى ديگرى اضافه شود تثنيه‏ى اوّل را به صورت جمع مى‏آوردند، چون اجتماع دو تثنيه را خوشايند و مكروه مى‏دانند و نيز جمع آوردن لفظ «قلوب» براى اشعار به اين است كه آن دو زن داراى قلب‏هاى متعدّد مى‏باشند. و اين آيه به اتّفاق مفسّرين خاصّه و عامّه در باره‏ى عايشه و حفصه نازل شده است.
    (4 )

    4. تعبير با قلوب و اراده تثنيه، استعمال معروف است مخصوصا با اضافه به «كما» كه مطلب را روشن مى‏كند. (5)

    ***********************
    (1) تفسير نمونه، ج‏24، ص: 276

    (2) اين يا به خاطر آن است كه قلب حالات گوناگون دارد، حالاتى كه واقعيت‏هاى گوناگون به صاحبش مى‏دهد، آن چنان كه گويى صاحب دل امروز آن شخص ديروزى نيست، به كلى دگرگون شده، و انسانى ديگر شده است.
    (3) ترجمه الميزان، ج‏19، ص: 555

    (4) ترجمه بيان السعادة، ج‏14، ص: 233
    (5) تفسير أحسن الحديث، ج‏11، ص: 232
    با سلام دوست من

    جواب به اجوبه ی شما

    یک

    شما آورده اید که به خاطر آن است كه دو تثنيه در كنار هم از نظر فصاحت ناخوشايند است

    آیا در تایید این گفته ی فوق آیه ای دیگر در قرآن یا جمله ای معروف از دانشمندان وبزرگان می توانید

    بیاورید که درجمله ی واحدی در خطاب به دو نفر هم تثنیه استفاده کرده باشد و هم جمع !!!


    دو

    دوست من مثال آوردن از زبان فارسی برای اثبات قواعد زبان عربی نادرست است!!!
    قیاس قواعد دستور زبان عربی با فارسی اشتباه است مگر زبان عربی خودش نمی تواند نمونه داشته باشدکه دست به دامان مثالهای فارسی زده اید ؟؟
    پس برای تایید آیه ای دیگر یا جمله ای معروف از عربی بیاورید !

    سه
    استاد شما فقط تکرار کرده اید که در زبان عربی اینطور وآن طور است ولی نمونه ی معروفی برای اثبات بلاغت و فصاحت مذکور در زبان عرب نیاورده اید که خطاب به دو نفر دریک جمله هم تثنیه بکار ببرد و هم جمع
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۰:۵۹

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اما موارد دیگر

    بالاخره خورشید خانم درست است یا آقا خورشید ؟؟؟

    در آیات زیر یک بار خورشید مذکر و یکبار مونث گرفته شده است !

    مذکر :

    ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيهِ دَلِيلًا (الفرقان/45)

    در اینجا شمس مذکر گرفته شده و صفت مذکر برای وی آورده شده است (دلیلا)

    مونث:

    وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا (الشمس/1) اما در اینجا مونث است !

    حسبانا با حسبانا چه فرقی دارد ( یک بام دو هوا) ؟

    فَعَسَى رَبِّي أَنْ يؤْتِينِ خَيرًا مِنْ جَنَّتِكَ وَيرْسِلَ عَلَيهَا حُسْبَانًا مِنَ السَّمَاءِ .......(الکهف/40)

    فَالِقُ الْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ......... (الأنعام/96)

    کدام یک ؟؟ما یا حضرت آدم اول خلق شده ایم ؟؟؟

    چرا در آیه ذیل ترتیب آفریده شدن رعایت نشده است ؟

    وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ ...............(الأعراف/11)

    ما شما را آفريديم؛ سپس صورت بندي کرديم؛ بعد به فرشتگان گفتيم: «براي آدم خضوع کنيد!»

    ادامه دارد*

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    با سلام

    با تشکر از عنایت و اظهار نظر شما

    قبل از اینکه جواب سوال شما را بدهم دو نکته را ذکر می کنم

    1 در بسیاری از آیات قواعد معمول زبان عربی رعایت نشده است ( بعدا نمونه های بیشتری می آورم ) به

    نظر شما عدم رعایت قواعد یکدست و ثابت زبان عربی آیا نمی تواند اختلاف در تفاسیررا بیشنر کرده و

    تفسیر به رای را تشدید کند ؟؟

    2 آیا این نمونه ها نمی تواند دلیلی بر درس نخوانده بودن و بیسواد بودن حضرت محمد باشد ؟؟


    اما راهنمایی در جواب سوال شما

    در آیه های ی ذیل نگاه کنید

    قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يدْخُلِ الْإِيمَانُ ....( حجرات 14)


    وَجَاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ .......(التوبة/90)



    يوْمَ يقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا

    (الحديد/13)


    اگر دقت کنید در این آیات فاعل جمع است وجلوی آن فعل مفرد غایب آورده شده است درحالیکه در

    آیه ی مورد بحث این قاعده زبان عربی رعایت نشده است !


    در ادامه در مورد جوابهای شما بحث خواهم کرد .
    سلام بزرگوار

    1 .
    شما دلیلتون بر اینکه چرا باید به جای ( تتلوا ) کلمه ( تلَت ) بیاید را نفرمودید.

    2 .
    اگه سری به کتاب های قواعد عربی خصوصا صرف و نحو عربی بزنید متوجه میشوید که چرا فعل های این فاعل های جمع به صورت مفرد غایب به کار رفته است. درسته که در قواعد عربی فعل از نظر عدد ( مفد، مینی ، جمع ) باید مطابق فاعل خود باشد ولی در همین قواعد عربی نکته ای نیز ذکر شده که طبق قواعد عربی اگر فاعل اسم ظاهر باشد و فعل آن از صیغه های غایب باشد، فعلی که قبل از فاعل می آید باید به صورت مفرد غائب به کار رود. زیرا اگر به صورت جمع به کار رود ضمیری که در صیغه ی جمع وجود دارد میشود فاعل . ( مثلا در فعل « جاءوا »، ضمیر «و» فاعل است. )
    این یکی از قواعد عربی است که در کتب صرف و نحو عربی مانند مبادی العربیه آمده است. بنابراین آیه فوق قواعد عربی را رعایت کرده است.



    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۲:۰۲

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )




  15. تشکر


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    با سلام دوست من

    جواب به اجوبه ی شما

    یک

    شما آورده اید که به خاطر آن است كه دو تثنيه در كنار هم از نظر فصاحت ناخوشايند است

    آیا در تایید این گفته ی فوق آیه ای دیگر در قرآن یا جمله ای معروف از دانشمندان وبزرگان می توانید

    بیاورید که درجمله ی واحدی در خطاب به دو نفر هم تثنیه استفاده کرده باشد و هم جمع !!!

    دو

    دوست من مثال آوردن از زبان فارسی برای اثبات قواعد زبان عربی نادرست است!!!
    قیاس قواعد دستور زبان عربی با فارسی اشتباه است مگر زبان عربی خودش نمی تواند نمونه داشته باشدکه دست به دامان مثالهای فارسی زده اید ؟؟
    پس برای تایید آیه ای دیگر یا جمله ای معروف از عربی بیاورید !
    بزگوار بنده عین مطلب را از کتاب ترجمه المیزان علامه طباطبایی نقل کردم. مثالی که ذکر شده از خودم نبود. وقتی منبع را ذکر کرده ام ایراد شما وارد نیست. ضمنا مثالی که مترجم المیزان ذکر کرده اند داخل پرانتز ذکر شده برای سهولت فهم مطلب نه اینکه بخواهند آن را با قواعد عربی مقایسه کنند.
    اگر می بینید مترجم المیزان مثال فارسی آورده اند برای اینکه فهم مطلب برای خواننده آسان تر شود.
    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    سه
    استاد شما فقط تکرار کرده اید که در زبان عربی اینطور وآن طور است ولی نمونه ی معروفی برای اثبات بلاغت و فصاحت مذکور در زبان عرب نیاورده اید که خطاب به دو نفر دریک جمله هم تثنیه بکار ببرد و هم جمع
    شما لطف دارید ولی بنده استاد نیستم.
    بنده منابع معتبر ذکر کرده ام اگر منبع ذکر نکرده بودم میتونستید پاسخهایی که آورده ام را به خودم نسبت دهید و بگویید از روی نظر شخصی ام بدون کارشناسی بیان کرده ام. در حالی که وقتی مفسّرین و محقّقین بزرگواری همچون علامه طباطبایی و دیگر اساتید این پاسخ ها را داده اند مطمئنن این موارد در قواعد عربی وجود دارد. حال اینکه مثالی نیاورده اند دلیل نمیشود که پاسخشان مستند نباشد.
    بنده در حال حاضر مثالی آماده ندارم که خدمتتون ارائه کنم ولی اشکال شما فقط به صرف نیاوردن مثال برای ردّ این قاعده ی عربی به هیچ وجه قابل قبول نیست زیرا منابع معتبر و مستند می باشند.

    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۲:۵۰

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )




  17. تشکر


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود