صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام كيست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    امام كيست ؟






    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب به شیعیان

    امام كيست؟

    امام عليه السلام در نظر مكتب تشيع



    «ما جوياى كه هستيم؟»ما دلشده،به دنبال امام مى‏رويم و سراغ امام مى‏گيريم و امام مى‏جوئيم.

    «امام كيست؟و چه اثرى در زندگى معنوى و مادى ما تواند داشت؟»

    من به واقع نتوانم شناخت اما توانم بيان آنكس را كه به صدق و معرفت،تالى پيمبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم بود و اشرف نوع بنى آدم،و وصى بلا فصل مسلم،امير مؤمنان على عليه السلام بود و رهبر عارفان كشش بخش دل و جان،و ادب آموز انس و جان،ياد آرم و نقل به مضمون كنم،باشد كه روانها را آشنايى دهد و براى ديد اهل بصيرت،نمايى روشن پيش آورد.

    امير مؤمنان عليه السلام به طارق بن شهاب‏«كه طريق آسمان امامت مى‏جست و پيش شهاب (1) مى‏گرفت تا مگرش موسى‏وار«بقبس من النار»رساند و از آن نار،ره به كوى نور الانوار يابد،فرمود:

    «امام،كلمه خدائى است،برهان الاهى است،جهت پروردگار است (2) و نماينده خواست آفريدگار (3) .

    امام،نور يزدان است،و واسطه معرفى درست‏خلاق جهان (4) .

    امام،آيت كردگار است و نشانه خاص پروردگار.

    او را خداى بر مى‏گزيند و از همگان برتر و بهتر مى‏داند،و آن علم و توفيق و كمال كه شايسته مقام امامت است،در او مى‏نهد و سپس‏«طاعت و ولايت وى‏»را بر همه آفريدگانش واجب ميكند (زيرا خيرشان در اطاعت اوست و كمالشان وابسته قبول ولايت او.)

    از آن پس،نماينده حق و ولى مطلق،در آسمانها و زمين‏«امام‏»است.

    تمام بندگان خداى در عالم تكوين و تشريع،پيمان‏دار آنند كه از اين‏«وجود عزيز»بهره گيرند و از رهبرى و هدايت او،به جان،استقبال كنند.

    هر كه بر او پيشى گيرد و بى‏فرمان وى،كارى انجام دهد،نافرمانى خداى كرده و از مرز ايمان،به در رفته است.

    امام،هر چه را خدا خواهد،كند و همان كه ايزد متعال خواهد،دلخواه او همانست.

    بر بازويش به خط قدرت نوشته :«و تمت كلمة ربك صدقا و عدلا» (5)


    آرى،وجود امام،صدق محض است و عدل تام و تمام (خواستار راستى و درستى بايد يكسر به او ديده دوزد) و از اعمال و رفتارش دقيقا پيروى كند،و طالب داد و سلامت نفس،بايست در پى او رود و پاى، جاى پاى او نهد تا بدان ميزان،خود را سنجد و اعتدال بخشد،و اقامه قسط و عدل تواند.) (6)

    براى امام،ستونى روشن و نورانى نصب شده كه سرى به آسمان دارد و پائى بر زمين،و بدين روشنى و نور،امام تواند باطنها را بيند و نهانيها را آگهى يابد و آنچه در عالم است‏شناسد و همه موجودات ملكوتى و برتر از آنرا نيز مشاهده كند،و مهم‏تر از همه،اعمال بندگان خدا را واقف شود (و نظارتى كه مقام امامت را شايد،بر جهان و جهانيان داشته باشد،و به موقع و به جا،هدايت و دلالت‏خير نمايد.)

    امام،سخن پرندگان هم داند،و كلام غير آدمى نيز شناسد،و بدين سبب‏«ولايت‏بر آنان‏»هم مسلم اوست.

    امام،وجودى است كه خداوند،شايسته وحى خويش دانسته،و لايق اطلاع از مسائل غيب شناخته،و به كلمه خويش مؤيدش ساخته،و حكمت‏خاصه‏اش بدو تلقين فرموده،و دل وى را جايگاه ظهور شيت‏خويش نموده،و او را سلطنت و چيرگى به عالم بخشيده،و امارت و فرمانروائى جهان داده،و همه را محكوم طاعت او گردانيده.

    امامت،ميراث انبياست و مرتبه اصفيا،خلافت‏خدائى است و جانشينى به تمام معناى رسولان الاهى.

    و همين مقام است كه‏«ولايت و سلطنت‏»از آن خيزد و«هدايت و عصمت‏»از آن تراود،و چنين مرتبه‏اى، حقيقت‏نماى كامل دين است و از هر ميزان و مكتبى،بهتر و عالى‏تر تواند رهبرى جانهاى كمال جوى كند.

    امام،دليل راهروان طريق حق است،و نور بخش هدايت طلبان.

    امام،راه سالكان كوى خداست و خورشيد نور افشان دلهاى آشنا.

    ولايت او مايه نجات است و طاعت او لازمه واقع حيات،و مددكار عالم بعد از ممات.

    همين‏«ولايت‏»،مؤمنان را عزت دهد و گنهكاران را سبب شفاعت گردد،محبان را رهائى از بلا و عذاب بخشد و تابعان را به رستگارى و كاميابى رساند.

    آرى‏«ولايت‏»شاخص‏ترين علامت اسلام است،و برترين نشانه استسلام،كمال ايمان بدان وابسته،و شناخت‏حدود و احكام،بدان مربوط،سنتها را هم او روشن كند و حرام از حلال،او به درست‏باز نمايد.

    و چنين مرتبه‏اى را (به نحو مطمئن و اعتماد بخش) جز كسى كه خدايش برگزيده و لايق شناخته، حائز نگردد،و غير آنكه پروردگارش مقدم داشته و امامت و حكمت‏بخشيده واجد نشود.

    پس منظور از«ولايت‏»،حفظ مرزهاى‏«اخلاق و دين و انسانيت‏»است و چاره‏سازى نيكو براى امور«دنيوى و اخروى‏»و روزگار را چنان گذراندن كه شايسته‏«آدميت و كمال‏»باشد.

    امام،براى تشنگان،آب گواراست،و براى هدايت‏خواهان،دليل و راهنما.

    نمودار عالى اين مرتبت را وجود على بن ابى طالب و يازده فرزند گراميش عليهم السلام صورت بود داد،از آنجا كه به حق واقع،مركز دايره ايمان بودند،و قطب حقيقى وجود،و آسمان جود،و شرف موجود، آنان،اصل عز و مجد بودند،و مبدا و منشا بزرگى و جلال،و معنا و مبناى تعالى و كمال.

    وه!كه امام،چراغ پر نور هدايت است و راه روشن سعادت.

    امام،آب حيات بخشى است كه پياپى فرا رسد (7) و دريائى است كه دمادم،فزونى گيرد و غوغا كند (8) .

    امام،ماه تابان است و ابر پر باران.

    آنگاه كه مهالك،ديده‏ها را كور سازد،او راه نمايد و دست گيرد،و زمانى كه تارهاى حيات،نوميدى فراهم سازد،او شمع به ميان جمع آورد و همه را اميد بخشد.

    بحر وجود او را كرانه نيست،و شرافت ذاتش را توصيف ممكن نى،و دست و ديده‏ها را وصول به دامن و جانش ميسر نه (9) .

    او چشمه جوشان است و بوستان وسيع و بى‏كران (10) ،و فزاينده نشاط جان (11) .

    وجود امام،سرا پا عمل صالح است،و كالاى رابح و راجح.

    روش مستقيم،او نمايد،و داروى درست،او دهد،و پدرى،به تمام،او كند،و در پيش آمدهاى سخت،او مدد رساند.

    حاكم،اوست و آمر به حق،او،و ناهى از خلاف هم،او،بر آفريدگان،از جانب خدا،او نگهبانى كند و امين خدا بر حقايق،هموست.

    رهنمائى بندگان را به امر پروردگار،او عهده‏دار است،و تا هر جا كه مرز حكومت‏خدائى وسعت‏يافته، مسند دار قضا و داورى (12) ،اوست.

    ظاهر وجودش را قدرتى (جز خدا) حاكم نگردد،و باطن او را هيچ فهم و دركى،به درست نشناسد، مثل و مانندش،عصر او بخود نبيند،و كس،درجه و مرتبت وى،هرگز نيابد.

    او پرتو جلال كبرياست و شرف ارض و سماء.

    عقل را تفكر در مقامش،حيرت دهد،و مغز را توجه به كمالش،مبهوت كند.

    (زيرا كه شعور را اساس،احساس است و قياس،و امام،هم از اين حد برتر است و هم از آن ميزان،فراتر) » (13)

    بويژه،امام زمان عليه السلام كه خلاصه صفات و كمالات همه انبيا و اوصياى حق است و مكتب وى، جامع جميع درسهاى تعالى و رشد.

    تمام پيمبران،مقدمه ظهور نبى خاتم صلى الله عليه و آله و سلم بودند،و راه فهم كتاب دانشگاهى وى را،هموار مى‏كردند،و جانها را آماده درك آن مى‏ساختند تا فراز آيد و«دين كامل‏»را به جهان و جهانيان اعلام دارد.

    ولى هم اكنون پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله و سلم و يازده امام و وصى او عليهم السلام منتظر آنند كه‏«حجت‏بالغه منتظر»آيد،و آن درسها كه داده‏اند و آن تعليمات كه به هر فرصت،اظهار نموده‏اند، صورت واقع و جامع دهد،و آن هدف عالى و جامع كه خداوند،از نظام هدايت داشت،نمايان سازد.

    آرى،او،تحقق بخش هدف انبيا و اوصيا است،و مقصود الاهى و منظور خاص اوست،او براى اصلاح كامل جهان انسانى قيام خواهد كرد،و بساط اهريمنى و شر،به هم خواهد زد،و اين همه آشفتگى جان و حال،به سر خواهد آورد.

    ما نيز به دنبال همه پيمبران و اوصياى ايشان،با دلى شوريده،ايستاده و نگران راهيم تا كى آن‏«دولت عدل و صلاح‏»آغاز شود،و آن دوره‏«كمال و فلاح‏»فرا رسد،طالبان را جانى ديگر بخشد،و مشتاقان را توانى بيشتر دهد.

    به خدا كه اگر مى‏دانستيم عدم حضور امام،چه دردها به وجودمان داده؟

    و چه زيانها به فهم و شعورمان رسانده؟

    و چه اختلاف در ميانمان افكنده؟

    و چه بى‏سامانى،در اجتماعمان فراهم آورده؟و چقدر شناخت راه حق را دشوار كرده؟

    و چه شبهه‏ها ايجاد نموده؟

    و چه اضطرابها و انحرافهائى را موجب شده؟

    و چگونه مؤمنان،خوار گشته‏اند و فاسقان،عزت يافته‏اند؟

    اهل دين را پريشانى و غربت،سراپا گرفته،و خواستاران هدايت را همه بال و پر شكسته،به خدا كه اگر اين همه عقب ماندگى از صلاح و رشد را در مى‏يافتيم،و آن همه نقص و عيب را درك مى‏كرديم،و اثر امام را در اجتماع مسلمين مى‏شناختيم،و چاره همه بيچارگى‏ها را در حضور او مى‏دانستيم،از فراق وى،فرياد مى‏كشيديم،و شب و روز به زارى از خداى،طلب ظهورش مى‏كرديم،و لب به خنده نمى‏گشاديم و در غيبت او به هيچ امرى،شادمان نبوديم.

    اكنون هم از خداى منان،استدعا مى‏كنيم و به جان مى‏خواهيم كه امام ما را اجازه ظهور بخشد و به يمن مقدم او،ارواح ما را صفا و پاكى دهد و به عزت و اثر وجودى وى،زندگى ما را با عدل و ايمان و عمل صالح همراه كند و به قدرت تعليم او،اين در راه ماندگان را به علم و فهم و كمال رساند.

    پى‏نوشتها:

    1.نمل:7 اذ قال موسى لاهله اني آنست نارا سآتيكم منها بخبر او آتيكم بشهاب قبس لعلكم تصطلون (يا شعله‏اى از آتش گرفته مى‏آورم تا گرم شويد) .

    2.وجه الله.

    3.وجه الله.

    4.حجاب الله.

    5.انعام:115.

    6.حديد:25 لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط... .

    7.الماء الثجاج.

    8.البحر العجاج.

    9.فلا تناله الايدي و الابصار.

    10.الروضة المطيرة.

    11.الروضة المطيرة.

    12.و محجته في ارضه و بلاده.

    13.مضمون قسمتى از فرمايش امير مؤمنان عليه السلام در پايان ج 3 تفسير البرهان.

    :salavat10:


    ویرایش توسط مهدي اهورا : ۱۳۸۹/۰۴/۰۸ در ساعت ۱۶:۲۱
    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب

    سخنراني‌ آيت‌الله العظمي‌ وحيد خراساني‌ *
    به‌ مناسبت‌ زادروز خجستة‌ امام‌ رضا(ع‌)

    هر چند وقت‌ تنگ‌ است‌، اما ناگزير از طرح‌ هر چند مختصر مسايل‌ مربوط‌ به‌ حضرات‌ ائمه‌(ع‌) هستيم‌. ما نسبت‌ به‌ شناخت‌ هر يك‌ از ايشان‌، خصوصاً، و نسبت‌ به‌ شناخت‌ امامت‌، عموماً قاصر و مقصريم‌. عذر انسان‌ قاصر پذيرفته‌ است‌ اما عذر مقصر، قابل‌ قبول‌ نيست‌ و پرداختن‌ به‌ اين‌ دو موضوع‌ بر ما و بر تمام‌ مردم‌، لازم‌ است‌؛ هر چند اداي‌ حق‌ بحث‌ امامت‌، به‌معناي‌ عام‌ يا به‌ معناي‌ خاص‌ آن‌، در مثل‌ اين‌ جلسه‌ ممكن‌ نيست‌.
    وجوب‌ شكر منعم‌، مسأله‌اي‌ عقلي‌ و فطري‌ است‌ و در نيكويي‌ شكر منعم‌ و لزوم‌ آن‌ و هم‌چنين‌ زشتي‌ ناسپاسي‌ در برابر منعم‌ و حرمت‌ آن‌، ترديدي‌ نيست‌.
    منعمي‌ كه‌ نعمت‌ عقل‌، كتاب‌ و سنت‌ را به‌ ما ارزاني‌ داشته‌، خداوند متعال‌ است‌ و كسي‌ كه‌ واسطة‌ ميان‌ ما و خداوند تعالي‌ است‌، حضرت‌ پيامبر اكرم‌(ص‌) و پس‌ از ايشان‌ امام‌ معصوم‌(ع‌) است‌.
    خداوند متعال‌ (خالق‌) آغاز كننده‌ نعمتها و پيامبر اكرم‌ و ائمه‌ اطهار(ع‌) واسطه‌هاي‌ [ نزول‌ و وصول‌ ] آن‌، هستند.

    امامت‌ چيست‌ و امام‌ كيست‌؟

    [امامت] درياي‌ معرفتي‌ است‌ كه‌ عمق‌ ندارد و منظور از امامت‌، امامت‌ جماعت‌ نيست‌ بلكه‌ امامت‌ عالم‌ و امامت‌ انسانيت‌ است‌. پس‌ لازم‌ است‌ عالم‌ و انسانيت‌ را بشناسيم‌ تا بفهميم‌ كه‌ امامت‌ انسانها در اين‌ عالم‌ به‌ چه‌ معناست‌. و تمام‌ بحثها حول‌ اين‌ موضوع‌، به‌ مقدار [ فهم‌ ] طرح‌كنندگان‌ و مؤلفان‌ آن‌ ـ كه‌ خداوند به‌ آنان‌ جزاي‌ خير دهد، مي‌باشد نه‌ به‌ قدر [ شايسته‌ ] مطلب‌ تا بتوان‌ پاسخ‌ كاملي‌ به‌ اين‌ سؤال‌ داد كه‌: امامت‌ چيست‌ و امام‌ كيست‌؛ چرا كه‌ افق‌ آن‌ بسيار دور است‌.
    به‌ هر حال‌، مولودي‌ كه‌ در مثل‌ فردا متولد گرديده‌ است‌ ـ كه‌ صلوات‌ خدا بر او باد ـ يكي‌ از امامان‌ عظيم‌ الشأن‌ عالم‌ است‌ كه‌ عقل‌ در [ راه‌ شناخت‌ ] ايشان‌ متحير مانده‌.
    حضرت‌ امام‌ رضا(ع‌) پانزده‌ لقب‌ دارند كه‌ صاحب‌ بحارالانوار، برخي‌ از آنها را ذكر كرده‌ ولي‌ بقيه‌ را بيان‌ نكرده‌ است‌. اولين‌ عنواني‌ كه‌ ايشان‌ براي‌ آن‌ حضرت‌ ذكر نموده‌، «سراج‌ الله » است‌. 1
    سراج‌الله... واژه‌اي‌ است‌ كه‌ فقيه‌ ژرف‌انديش‌ در فقه‌ دين‌ و حكيم‌ كاوشگر در اعماق‌ حكمت‌ را كافي‌ است‌ تا به‌ فكر فرو برد كه‌ چه‌ ويژگي‌ خاصي‌ امام‌ رضا(ع‌) را ممتاز به‌ ملقب‌ «سراج‌ الله في‌ خلقه‌» نموده‌ است‌؟
    سراج‌ دو خصوصيت‌ دارد: نور و حرارت‌ و خداوند متعال‌ خورشيد را به‌ سراج‌ توصيف‌ نموده‌ و فرموده‌ است‌:
    تَبارَكَ الَّذي‌ جَعَلَ ففي‌ السَّماءف بفروجَاً وَ جَعَلَ فيها سفراجاً وَ قَمَراً مفنيراً. 2
    [فرخنده] بزرگوار است‌ آن‌ كسي‌ كه‌ در آسمان‌ برجهايي‌ نهاد و در آنها چراغ‌ و ماهي‌ نوربخش‌ قرار داد.
    همچنين‌ پيامبر اكرم‌(ص‌) را نيز به‌ سراج‌ تشبيه‌ نموده‌ و فرموده‌ است‌:
    يا أيَّهفا النَّبيف إنّا أَرسَلناكَ شاهفداً وَ مفبَشّفراً وَ نَذيراً وَ داعفياً إفلي‌ اللهف بفإفذنفهف وَ سفراجاً مفنيراً. 3
    اي‌ پيامبر ما تو را [ به‌ سفمَت‌ ] گواه‌ و بشارتگر و هشدار دهنده‌ فرستاديم‌ و دعوت‌ كننده‌ به‌ سوي‌ خدا به‌ فرمان‌ او چراغي‌ تابناك‌.
    همان‌طور كه‌ منظومة‌ مادي‌ كاينات‌ داراي‌ چراغي‌ مانند خورشيد است‌ كه‌ به‌ آن‌ نور و حرارت‌ مي‌دهد، منظومة‌ انسانيت‌ و بشريت‌ هم‌ چراغي‌ دارد ـ حسرت‌ مي‌خورم‌ كه‌ ما تا كنون‌ به‌ نكات‌ دقيق‌ و لطايف‌ عظيم‌ قرآن‌ نرسيده‌ايم‌. عمرمان‌ گذشت‌ و چيزي‌ از آن‌ را نفهميديم‌ ـ چقدر رابطة‌ ميان‌ چراغ‌ منظومة‌ كاينات‌ و منظومة‌ انسانيت‌ عميق‌ است‌ و چقدر خداوند متعال‌، از اين‌ طريق‌، خصايص‌ حضرت‌ سيدالمرسلين‌(ع‌) را براي‌ ما تبيين‌ فرموده‌ است‌!
    به‌ واسطة‌ نور و حرارتي‌ كه‌ خورشيد مي‌تاباند، طبيعت‌ به‌ مقدار استعداد خود، تغذيه‌ كرده‌ و رشد مي‌يابد. همچنين‌ به‌ واسطة‌ اعطاي‌ نور و حرارت‌ از سوي‌ نبي‌ اكرم‌(ص‌) به‌ معادن‌ [ وجودي‌ ] بشريّت‌، افراد بشر به‌ مقدار استعداد خود رشد و كمال‌ مي‌يابند. [ وجود ] افراد بشر معادني‌ است‌، همانند معادن‌ طلا و نقره‌ و آهن‌... .
    خورشيد نبوي‌ پس‌ از رحلت‌ حضرتش‌ غروب‌ نكرد و تابش‌ آن‌ ادامه‌ يافت‌... و امام‌ رضا(ع‌) امتداد نبوت‌ در زمين‌ است‌ و او خورشيد زمين‌ است‌ و اين‌ خصوصيتي‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ از ميان‌ اهل‌ بيت‌(ع‌) تنها به‌ آن‌ حضرت‌ اختصاص‌ داده‌ است‌.
    و نكته‌ مهم‌، اضافه‌ شدن‌ سراج‌ به‌ لفظ‌ جلالة‌ ألله از ميان‌ اسماء حسناي‌ خداوند متعال‌ است‌. امام‌ رضا(ع‌)، چراغ‌ مادي‌ و معنوي‌ منسوب‌ به‌ خداوند متعال‌ است‌ و همين‌ عنوان‌ براي‌ نيل‌ به‌ رفعت‌ مكان‌ و علوّ جايگاه‌ آن‌ حضرت‌(ع‌) كافي‌ است‌.
    مي‌دانيم‌ كه‌ اضافه‌، گاهي‌ مغلبه‌ [ غلبه‌بخش‌ ] و گاهي‌ مغيره‌ [ تغيير دهنده‌ ] است‌. يك‌ شي‌ تا هنگامي‌ كه‌ به‌ چيز ديگري‌ اضافه‌ نشده‌ است‌ در حد خود باقي‌ است‌ و از عنوان‌ خود فراتر نمي‌رود اما هنگامي‌ كه‌ اضافه‌ شود، داراي‌ دو حيثيت‌ مي‌گردد: يكي‌ ذات‌ مضاف‌ و ديگري‌ آنچه‌ به‌ واسطة‌ اضافه‌ شدن‌ پذيرفته‌ است‌. حال‌ نوبت‌ به‌ مضاف‌اليه‌ مي‌رسد كه‌ آن‌ چيست‌ و او كيست‌؟
    مسأله‌ آن‌ است‌ كه‌ امام‌ رضا(ع‌)، خود چراغ‌ است‌؛ يعني‌ روح‌ مقدس‌ و نفس‌ قدسي‌اش‌ منبع‌ نور و حرارت‌ است‌. او آن‌ نفس‌ مقدسه‌اي‌ است‌ كه‌:
    يَكادف زَيتفها يفضي‌ءف وَلَولَم‌ تَمسَسفه‌ نارٌ. 4
    روغنش‌ روشني‌ بخشد هر چند آتش‌ بدان‌ نرسيده‌ باشد.
    و هنگامي‌ كه‌ لفظ‌ جلالة‌ ألله جلّجلاّله‌ اضافه‌ و به‌ منبع‌ كن‌ فيكون‌ متصل‌ مي‌شود، متصف‌ به‌ صفت‌:
    نفورٌ عَلي‌ نفورف، يَهدي‌ اللهف لفنفورفهف مَن‌ يَشاءف.
    نوري‌ افزون‌ بر نور ديگر. خداوند هر كس‌ را كه‌ بخواهد بدان‌ نور ره‌ مي‌نمايد.
    اين‌ اضافه‌ شدن‌، آن‌ نفس‌ قدسي‌ را داراي‌ نسبتي‌ از مضاف‌اليه‌ مي‌نمايد. مضاف‌اليه‌ در اينجا لفظ‌ «ألله» است‌ نه‌ اسم‌ عليم‌ يا رحمن‌ يا وهاب‌! خصوصيت‌ لفظ‌ «ألله» آن‌ است‌ كه‌ هزار اسم‌ از اسماء حسناي‌ باري‌تعالي‌ در آن‌ جمع‌ است‌ و اين‌ چراغ‌ از اشعة‌ آن‌ هزار اسم‌، اكتساب‌ مي‌نمايد. [ يعني‌ ] از اشعة‌ اسماي‌ عليم‌، رحمن‌، رحيم‌ و... و اين‌ امري‌ است‌ كه‌ عقل‌ را در تفهم‌ و ادراك‌ آن‌ متحير مي‌سازد.
    ارزش‌ كلام‌، از خود كلام‌ و از شخصيت‌ گويندة‌ آن‌ آشكار مي‌شود. پس‌ در اين‌صورت‌، ارزش‌ كلامي‌ كه‌ از لحاظ‌ مرتبه‌، بلافاصله‌ پس‌ از كلام‌ خداوند و گوينده‌ آن‌ رسول‌ خدا(ص‌) مي‌باشد، چه‌ مقدار است‌؟ و آن‌ كلامي‌ است‌ كه‌ رسول‌الله(ص‌) به‌ فرزند بزرگوار خود، حضرت‌ امام‌ موسي‌ بن‌ جعفر(ع‌) در خصوص‌ فرزند ايشان‌، حضرت‌ علي‌ بن‌ موسي‌، امام‌ رضا(ع‌) فرموده‌اند و ادراك‌ آن‌ احتياج‌ به‌ تفكري‌ طولاني‌ دارد. ما اميدواريم‌ كه‌ از ميان‌ اين‌ مطالب‌ دقيق‌ چيزي‌ از آن‌ را بفهميم‌.
    امام‌ كاظم‌(ع‌) مي‌فرمايد:
    رسول‌ خدا(ص‌) را در خواب‌ به‌ همراه‌ حضرت‌ اميرالمؤمنين‌(ع‌) مشاهده‌ كردم‌ در حالي‌ كه‌ انگشتر، شمشير، عصا، كتاب‌ و عمامه‌اي‌ با ايشان‌ بود. به‌ آن‌ حضرت‌(ص‌) عرض‌ كردم‌: اينها چيست‌؟ فرمودند: عمامه‌، سلطنت‌؛ شمشير، عزّت‌؛ كتاب‌، نور؛ عصا، قدرت‌ خداوند متعال‌ و انگشتر، شامل‌ تمام‌ اين‌ امور است‌. آنگاه‌ رسول‌الله(ص‌) فرمودند: آن‌ امر به‌ سوي‌ فرزندت‌ علي‌ خارج‌ مي‌شود (به‌ آن‌ حضرت‌ مي‌رسد).
    آنگاه‌ امام‌ كاظم‌(ع‌) مي‌فرمايد:
    سپس‌ پيامبر خدا(ص‌) او را اينگونه‌ برايم‌ توصيف‌ فرمودند:
    علي‌، فرزند تو، كسي‌ است‌ كه‌ به‌ واسطه‌ نورالله مي‌نگرد؛ با تفهيم‌ او مي‌شنود؛ با حكمت‌ او سخن‌ مي‌گويد؛ [ همواره‌ ] بر راه‌ صواب‌ است‌ و خطا از او سر نمي‌زند؛ داناست‌ و جهل‌ در او راه‌ ندارد و لبريز از علم‌ و حكمت‌ است‌. چقدر حضور تو در كنار او اندك‌ است‌؛ آنقدر كه‌ چيزي‌ به‌ حساب‌ نمي‌آيد. پس‌ همين‌ كه‌ از سفر بازگشتي‌، امورت‌ را به‌ صلاح‌ و آنچه‌ اراده‌ نموده‌اي‌ به‌ انجام‌ رسان‌ كه‌ همانا از آن‌ [ جايگاه‌ ] انتقال‌ خواهي‌ يافت‌. فرزندانت‌ را جمع‌ كن‌ و خدا را ميان‌ آنها شاهد بگير و خداوند براي‌ شهادت‌ كافي‌ است‌. 5
    هر يك‌ از فرازهاي‌ [ اين‌ سخن‌ ] در ذكر صفات‌ حضرت‌ امام‌ رضا(ع‌) محيرالعقول‌ است‌. در آن‌ دقت‌ كنيد تا معني‌ سراج‌الله را از آن‌ بفهميد.
    والاترين‌ اين‌ صفات‌، اين‌ سخن‌ حضرت‌(ص‌) است‌ كه‌:
    [ همواره‌ ] بر راه‌ صواب‌ است‌ و خطا از او سر نمي‌زند؛ داناست‌ و جهل‌ در او راه‌ ندارد.
    در اينجا به‌ ايجاب‌ اكتفا ننموده‌ مگر آنكه‌ نفي‌ را نيز به‌ آن‌ افزوده‌ است‌. و آن‌ را در نهايت‌ (علوّ) با اين‌ صفت‌ بليغ‌ به‌ پايان‌ رسانده‌ است‌ كه‌:
    لبريز از علم‌ و حكمت‌ است‌.
    اين‌ چه‌ جمله‌اي‌ است‌ كه‌ ادراك‌ آن‌ دشوار است‌؛ زيرا هر كس‌ كه‌ با خلقت‌ بشر آشناست‌ مي‌داند كه‌ انسان‌ [ اساساً ] هر چه‌ از علم‌ بياموزد، پر نمي‌شود و هر چه‌ از حكمت‌ و كمالات‌ علمي‌ بيندوزد، لبريز نمي‌گردد. انسان‌، اندوزنده‌اي‌ اشباع‌ناپذير از علم‌ و طالبي‌ اقناع‌ناپذير از كمال‌ است‌؛ بر حسب‌ آنچه‌ براي‌ نفس‌ خود از كمال‌ مي‌فهمد.
    اما آن‌ انسان‌ انباشته‌ از علم‌ كه‌ ديگر علمي‌ براي‌ آموختنش‌ وجود ندارد و لبريز گشته‌اي‌ از حكمت‌ كه‌ ديگر حكمت‌ و كمالي‌ براي‌ فراگيري‌اش‌ وجود ندارد، آن‌ سراج‌ الله در ميان‌ بندگانش‌ علي‌ بن‌ موسي‌الرضا(ع‌) است‌.
    حال‌ چطور تصور كنيم‌ كه‌ ما [ شأن‌ و مقام‌ ] امام‌ رضا(ع‌) را ادراك‌ كرده‌ايم‌؟ چطور ادعا كنيم‌ كه‌ امام‌ رضا(ع‌) را شناخته‌ايم‌. آن‌ كسي‌ كه‌ پيامبر اكرم‌(ص‌) به‌ شخصي‌ كه‌ اسم‌ او را برد، فرمودند:
    قل‌: صلّي‌الله عليه‌، قل‌: صلّي‌الله عليه‌، قل‌: صلّي‌الله عليه‌.
    بگو: درود خدا بر او؛ بگو: درود خدا بر او؛ بگو: درود خدا بر او.
    چطور شناخته‌ايم‌ اين‌ تربتي‌ را كه‌ او در آن‌ مدفون‌ گشته‌ و كيست‌ آنكه‌ در آن‌ آرميده‌ است‌؟ و كدام‌ روضه‌ از باغهاي‌ بهشت‌ در آن‌ بوستان‌ عظيم‌ نبوي‌ جاي‌ گرفته‌ است‌؟
    شيخ‌ صدوق‌ در كتاب‌ عيون‌ اخبار الرضا(ع‌) نقل‌ كرده‌ است‌:
    مردي‌ از صالحان‌، راجع‌ به‌ آنچه‌ كه‌ در حال‌ خواب‌ رسول‌الله(ص‌) را رؤيت‌ كرده‌ بود، چنين‌ گفت‌ كه‌ از آن‌ حضرت‌(ص‌) پرسيدم‌: به‌ زيارت‌ كدام‌يك‌ از فرزندان‌ شما بروم‌؟
    آن‌ حضرت‌(ص‌) فرمودند: بعضي‌ از فرزندان‌ من‌ مسموم‌ و بعضي‌ مقتول‌ به‌ سوي‌ من‌ آمدند!
    و گفت‌ كه‌ به‌ ايشان‌ عرضه‌ داشتم‌: اي‌ رسول‌ خدا(ص‌) به‌ زيارت‌ كدام‌يك‌ از ايشان‌ بروم‌ در حالي‌كه‌ مزارهاي‌ ايشان‌ از هم‌ متفرق‌ و جدا مي‌باشد؟
    فرمودند: آن‌ كه‌ نزديك‌تر است‌ و همسايه‌اش‌ مي‌باشي‌ و در سرزمين‌ غربت‌ مدفون‌ گشته‌ است‌.
    به‌ ايشان‌ عرض‌ كردم‌: اي‌ رسول‌ خدا منظورتان‌ [ حضرت‌ ] رضا(ع‌) است‌؟
    فرمودند: بگو صلي‌الله عليه‌، صلي‌الله عليه‌، و سه‌ بار اين‌ جمله‌ را تكرار نمودند. 6
    صلوات‌ خدا بر او باد به‌ تعداد آنچه‌ در علم‌ خدا موجود است‌، صلواتي‌ ابدي‌ و دايمي‌ تا وقتي‌ فرمانروايي‌ خداوند پايدار است‌.

    پي‌نوشتها :
    *متن‌ عربي‌ سخنراني‌ برگرفته‌ از: علي‌، كوراني‌، ألحقّ المبين‌ في‌ معرفة‌ المعصومين‌(ع‌)، صص‌495-489 (سخنراني‌ در تاريخ‌ 10 ذي‌القعده‌1421ق‌ مصادف‌ با 16/11/1379 ايراد شده‌ است‌.
    1 .محمد بن‌ جرير طبري‌ شيعي‌، دلائل‌ الاءمامة‌، ص‌359؛ بحارالانوار، ج‌49، ص‌10 به‌ نقل‌ از مناقب‌ ابن‌ شهر آشوب‌: القاب‌ آن‌ حضرت‌(ع‌): سراج‌الله، نورالهدي‌، قرّة‌ عين‌ المؤمنين‌، مكيدة‌ الملحدين‌، كفؤالملك‌، كافي‌ الخلق‌، ربّ السّرير، ربّ التّدبير، الفاضل‌، الصّابر، الوفيّ، الصّديق‌، الرّضيّ.
    2 .سوره‌ فرقان‌(25)، آيه‌ 61.
    3 .سوره‌ احزاب‌(33)، آيه‌ 46-45.
    4 .سوره‌ نور(24)، آيه‌ 36.
    5 .عيون‌ اخبارالرضا(ع‌)، ج‌2، ص‌33.
    6 .همان‌، ج‌1، ص‌313.

    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    امام شناسی

    ص 1

    بسم‌ الله‌ الرّحمن‌ الرّحيم‌.
    حمد لا يزالي‌ و سپاس‌ نامتناهي‌ مختصّ خداوند عزّوجلّ است‌ كه‌ بر اساس‌ حكمت‌ بالغۀ خود، عالم‌ آفرينش‌ را از كَتم‌ عَدَم‌ بوجود آورد؛ و به‌ لباس‌ هستي‌ ملبّس‌ نمود.
    و از ميان‌ آن‌ عوالم‌، بني‌ آدم‌ را به‌ جامعيّت‌ منطق‌ عقل‌ و احساس‌ برگزيد؛ و بر اين‌ اساس‌ به‌ شرف‌ تكليف‌ متعهّد و مسئول‌ نمود.
    وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي‌ ءَادَمَ وَ حَمَلْنَـٰهُمْ فِي‌ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَـٰهُمْ مِنَ الطَّيّـِبَـٰتِ وَ فَضَّلْنَـٰهُمْ عَلَی كَثِرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلا
    و درود غير محدود، و تحيّت‌ و إكرام‌ غير محصور، از آنِ راهبران‌ تربيت‌ بشري‌ است‌ كه‌ با برافراشتن‌ لِواي‌ حمد ايزدي‌، نور پر فروغ‌ ايمان‌ و ايقان‌ را در دل‌هاي‌ افراد بشر متجلّي‌ نمودند؛ و مشعل‌ توحيد و ولايت‌ را در كانون‌ جانها برافروختند؛ تا بشرِ صاحِب‌ نفس‌ هيولاني‌، و قوّه‌ و استعداد بی‌حدّ و جدار را در راه‌ تمكين‌ از حقّ متمكّن‌ كنند.
    خاصّه‌ حضرت‌ خاتم‌ النّبيين‌ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ و وصيّ گرامش‌ سيّد الوصيّين‌ عَلِيّ بنِ أبِي‌طالب‌ صلوات‌ الله‌ عليهما كه‌ حاملان‌ لواء حمد و حائزان‌ مقام‌ شفاعت‌ كبری‌ هستند و أئمّۀ معصومين‌ لا سيّما بقيّة‌ الله‌ في‌ الارضين‌ حجّة‌ ابن‌ الحسن‌ العسكريّ عجّل‌ الله‌ تعالی‌ فرجه‌ الشريف‌ كه‌ مظهر تامّۀ أسماء الهيّه‌؛ جماليّه‌ و جلاليّه؛ و آيات‌ كامله‌ انوار احديّت‌ و واحديّت‌، و مرآئي‌ كبراي‌ حقّ، و خلفاي‌ عيني‌ باري‌ تعالی‌ شأنه‌ العزيز، و واسطه‌ فيض‌ و اشراق‌ نور ازلي‌ بر هياكل‌ وجود، و ماهيّات‌ امكانيّه‌ بوده‌اند.
    در ولايت‌ تكوينيّه‌، آئينه‌ تمام‌ نماي‌ جمال‌ الهي‌ و جلال‌ ايزدي‌؛ و لؤلؤ درخشانِ مُفيضِ نور احديّت‌ بر عالم‌ ما سِوی؛ و در ولايت‌ تشريعيّه‌؛ در شريعه‌ و آبشخوارِ الهام‌، و آخِذِ احكام‌ از مصدر تشريع‌ و حقائق‌ بوده‌اند.
    از آنجائي‌ كه‌ مسئله‌ امامت‌ و ولايت‌ از مهمترين‌ مسائل‌ حياتي‌ است‌؛ و با شناخت‌ اين‌ واقعيّت‌، تمام‌ جهات‌ استعداديّه‌ انسان‌ در مدارج‌ و معارج‌ كمال‌ رشد و نموّ مي‌كند؛ و باعدم‌ شناخت‌ و پيروي‌ نكردن‌ از اين‌ حقيقت‌ استعدادها و قابليّت‌ها همه‌ در مسير انحراف‌ قرار گرفته‌، و در لجن‌زار عَفِن‌ ماديّات‌ و شهوات‌ مضمحلّ و منعدم‌ مي‌شود؛
    لذا خداوند تبارك‌ و تعالي‌ بر اين‌ حقير منّت‌ گذارد تا در روزهاي‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ يكهزار و سيصد و نود و يك‌ هجريّه‌ قمريّه‌، با جمعي‌ از أخِلاّء روحاني‌ و برادران‌ ايماني‌، بحث‌ و گفتار در پيرامون‌ مسأله‌ امامت‌ و ولايت‌ قرار گيرد.

    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ...
    ص 2
    و بنابر اين‌ شد كه‌ مبناي‌ بحث‌ آيات‌ قرآن‌ بوده‌؛ و براي‌ اهميّت‌ موضوع‌ نسبت‌ به‌ برادران‌ عامه‌ مسلك‌، از فنّ جَدَل‌ استفاده‌ نموده‌، از روايات‌ و تواريخ‌ عامّه‌ نقل‌ شود؛ و نيز روايات‌ خاصّه‌ نيز اجمالاً مورد استفاده‌ قرار گيرد.
    چنين‌ تصوّر مي‌شد كه‌ يكدورۀ‌ كامل‌ از اين‌ بحث‌ را در يكماه‌ رمضان‌ مي‌توانيم‌ به‌ پايان‌ برسانيم‌؛ ولي‌ ماه‌ رمضان‌ سپري‌ شد، و با آنكه‌ هر روز به‌ نحو مستوفی‌ و كامل‌ گفتگو و بحث‌ مي‌شد معذلك‌ بيش‌ از سُدْس‌ (يك‌ ششم‌) از آنچه‌ مورد نظر بود بيان‌ نشد.
    از الطاف‌ سَنيّۀ‌ پروردگار لطيف‌ آنكه‌ در اين‌ ماه‌ رمضان‌ نيز توفيق‌ شامل‌ حال‌ نموده‌ تا مذاكرات‌ بحثي‌ را در منزل‌ نوشته‌ و در مجموعه‌اي‌ گرد آوردم‌.
    مدّت‌ چهار سال‌ از تعقيب‌ اين‌ موضوع‌ گذشت‌ و از گردآوري‌ مسائل‌ امامت‌ (البتّه‌ بطور مسلسل‌ و مرتّب‌ ـ محروم‌ بودم‌؛ تا باز الطاف‌ خفيه‌ خداوند عزّوجلّ در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ يكهزار و سيصد و نود و پنج‌ شامل‌، و روزها را با عزيزان‌ ايماني‌ و اخوان‌ روحاني‌، دنباله‌ بحث‌ سابق‌ را ادامه‌ داديم‌.
    و تا آخر ماه‌ يك‌ سُدس‌ (يك‌ ششم‌) ديگر از بحث‌‌ها گفته‌ و نوشته‌ شد.
    و در نتيجه‌ مجموعاً در اين‌ دو ماه‌ رمضان‌ يك‌ ثلث‌ (يك‌ سوّم‌) از آنچه‌ مورد نظر بود گفته‌ شد و نوشته‌ شد .
    و اينك‌ مجموع‌ نوشته‌ها كه‌ در چهار مجلّد گردآوري‌ شده‌ است‌؛ براي‌ مطالعه‌ ارباب‌ نظر و صاحبات‌ بصيرت‌ ارائه‌ و تقديم‌ مي‌گردد.
    اميد آنكه‌ خداوند جلّت‌ اسمائه‌، توفيق‌ بحث‌ و تحرير بقيۀ ابحاث‌ را عنايت‌ فرمايد؛ بمحمّدٍ و آله‌ الطّاهرين‌.
    تمام‌ اين‌ مباحث‌ در حدود دوازده‌ مجلّد خواهد شد كه‌ قسمت‌هاي‌ امام‌ شناسي‌ را از دوره‌ علوم‌ و معارف‌ اسلام‌ تشكيل‌ مي‌دهد؛ و به‌ صورت‌ درس‌هائي‌ تدوين‌ و تحرير مي‌شود كه‌ مجموعاً در حدود يكصد و هشتاد درس‌ خواهد شد.
    و چون‌ اين‌ دروس‌ در خصوصيّات‌ امام‌ و شرائط‌ رهبري‌ و زعامت‌ و حكومت‌؛ و لزوم‌ عصمت‌ در أئمّه طاهرين‌ سلام‌ الله‌ عليهم‌ اجمعين‌ قرار مي‌گيرد؛ در ضمن‌ از شرائط‌ نبوّت‌ و لزوم‌ عصمت‌ و آثار و خواصّ پيامبران‌ نيز بحث‌ و گفتگو مي‌شود؛ در حقيقت‌، اين‌ بحث‌ بحثِ كامل‌ و شاملي‌ است‌ كه‌ بحث‌ در نبوّت‌ عامّه‌ را نيز در بر گرفته‌؛ و ما را از بحث‌ استقلالي‌ در پيرامون‌ آن‌ بي‌نياز نموده‌ است‌.
    خدا را سپاسگزاريم‌ كه‌ اين‌ موهبت‌ را عنايت‌ فرمود كه‌ در اين‌ بحوث‌ بقدر وُسع‌؛ در حدود ظرفيّت‌ ناچيز و حقير خود كوشا باشيم‌؛ و آنچه‌ از ابحاث‌ و مطالعات‌ و دراسات‌ و مذاكرات‌ بوده‌ است‌؛ برايگان‌ در طبق‌ اخلاص‌ نهاده‌، و در مرآی‌ و منظر برادران‌ و همنوعان‌ خود قرار دهيم‌.
    فَلِلَّهِ الْحَمْدُ وَ لَهُ الشُّكْرُ وَ ءَاخِرُ دَعْوَانَا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَـٰلَمِينَ؛ و صلَّی‌ الله‌ عَلَي‌ مُحَمَّدٍ وآلهِ الطّاهرِينَ


    ویرایش توسط مهدي اهورا : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۷:۳۴
    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ...
    ص 5

    و صلى الله على محمد و آله الطاهرين
    و لعنة‏الله على اعدائهم اجمعين من الآن الى قيام يوم الدين
    و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.
    قال الله الحكيم فى كتابه الكريم:
    «كَانَ النَاسُ اُمَّةً وَاحِدَة فَبَعَثَ اللهُ النَبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنذِرِينَ وَ أَنزَلَ مَعَهُم الكِتَابَ بالحَقِّ لِيَحكُمَ بَينَ النَاسِ فِيمَا اختَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اختَلَفَ فِيهِ إلَّا الَذِينَ اُوتُوهُ مِن بَعدِ مَا جَآئَتهُم البَيِّنَاتُ بَغيًا بَينَهُم فَهَدَى اللهُ الَذِينَ آمَنُوا لِمَا اختَلَفُوا فِيهِ مِن الحَقِّ بإذنِهِ وَ اللهُ يَهدِى مَن يَشَآءُ إلَى صِراطٍ مُستَقِيمٍ‏» [1]
    اختلاف اساسي بين شيعه و سنى
    بين شيعه و سنى اختلاف فقط در مسئله ولايت است.

    شيعه مي‌‏گويد امام بايد معصوم باشد و از جانب خدا منصوب گردد، سنيان می‌گويند عصمت از شرائط امام نيست و مردم می ‏توانند براى خود امامى را اختيار كنند و از او پيروى نمايند
    بقيه مسائلى كه مورد اختلاف بين اين دو گروه است همه تابع اين مساله بوده و از فروعات اين اصل بشمار ميرود، و روى زمينه اختلافى كه در اين اصل به ميان آمده است در آن فروعات نيز اختلافاتى قهراً پيدا شده است، بطوريكه اگر در اين اصل اختلاف از ميان برخيزد و اين دو فرقه داراى مرام و مذهبى واحد گردند، بقيه فروع نيز خودبخود به پيروى و به تبع اين اصل اختلافات خود را رها نموده و متحد خواهند شد.




    ویرایش توسط مهدي اهورا : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۷:۴۴
    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ...
    ص 6
    ما به يارى خدا و استمداد از روح پاكان و اولياى خدا در اين روزها اصل اين مساله را بررسى می ‏نمائيم و از روى كتاب خدا و نصوص صريحه‏‌اى كه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله وارد شده است‏ شرائط امام را بيان ميكنيم بِحَولِهِ وَ قُوَّتِهِ وَ لَا حَولَ وَ لَا قُوَّةَ إلاّ باللهِ العَلىِّ العَظِيم و براى توضيح اين معنى قبل از استدلال به آيه فوق كه در مطلع سخن ذكر شد شاهد و مثالى را از باب مقدمه ذكر ميكنيم.

    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ...

    امام بمنزله قلب در پيكر انسان است

    در بدن انسان دستگاه‏هاى مختلف و متنوعى وجود دارد كه هر يك در انجام وظيفه‏‌اى مختص به خود مشغول فعاليت است.
    چشم براى ديدن و گوش براى شنيدن و بينى براى تنفس و بوئيدن و زبان براى چشيدن و دست و پا براى أخذ نمودن و راه رفتن است هر يك از اين اعضاء در انجام وظيفه خود ساعى و كوشاست ولى نيروى خود را از نقطه نظر حيات مادى از قلب ميگيرد.
    قلب خون را به تمام اعضاء و جوارح ميرساند و در هر لحظه بدانها حيات نوينى ميدهد و خون تازه به وسيله ارسال قلب آنها را زنده و با نشاط نگاه ميدارد، بطوريكه اگر در يك لحظه قلب متوقف گردد و از سركشى و سرپرستى خود باز ايستد اين اعضاء زنده و شاداب به صورت مرده و كدر درآمده تمام خواص خود را از دست می ‏دهند.
    چشم نمی بيند، گوش نمی ‏شنود، دست‏ حركت ندارد، پا نيز مرده و بی‏حس می ‏گردد.
    بنابراين فائده قلب همان عنوان سرپرستى و زعامت و ايصال حيات به اين اعضاء تحت ‏حيطه اوست، كسى نمی ‏تواند بگويد ما به قلب نياز نداريم زيرا از قلب كارى ساخته نيست، نه می‌بيند و نه می ‏شنود و نه سخن می‌گويد و نه می‌نويسد و نه و نه...
    ما چشم داريم و با چشم می‌بينيم، و گوش داريم و با گوش می ‏شنويم، و زبان داريم و با او می ‏گوئيم، و دست داريم و با او می ‏نويسيم.
    اين سخن بی‏جا و غلط است چون چشم بدون قلب و گوش بدون قلب و زبان بدون قلب مرده و صفر است، آن بينائى كه در چشم، و شنوائى كه در گوش است‏ به علت نيروى قلب است. چشم در هر آن مواجه با هزاران آفت و فساد خارجى

    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ...
    ‏است و همچنين گوش و ساير اعضاء، چون مرتباً قلب از مراقبت‏ خود دريغ ننموده و دائماً خون به عنوان غذا و دوا و دافع دشمنان خارجى و عوامل موجب فساد و ميكرب‏هاى مهلكه می ‏فرستد.
    لذا چشم و گوش در تحت ولايت‏ سلطان قلب زنده و پاينده‏‌اند قلب دستگاه معدل و تنظيم كننده قوا و حيات بخشنده اعضاى انسان است.
    و اما از نقطه نظر معنى، مغز و دستگاه مفكره منظم كننده اين قوا و اعضاء مى‏‌باشد،
    چشم فقط می ‏بيند يعنى در اثر انعكاس نور، صورتى از شيئى مرئى در حديبيه و عدسى چشم منعكس می ‏گردد، اما اين صورت چيست و با او چكار بايد كرد، اين وظيفه چشم نيست، اين كار مغز است كه اين صورت را گرفته و روى او حساب می ‏كند و از اين صورت بهره‌‏بردارى می ‏نمايد.
    و لذا كسانيكه مست‏ شده‏‌اند يا بی‏هوش و يا ديوانه گشته‏‌اند در چشم آنان نقصانى به وجود نيامده است چشم كاملاً سالم و در منعكس نمودن شعاع و پديدار نمودن صورت مرئى بسيار صحيح و بجا كار مى‏كند ولى چون دستگاه مغز و مفكره از كار خود دست كشيده و به وظيفه خود عمل نمى‏كند. سلسله اعصاب اين صورت را كه به مغز تحويل می ‏دهند مغز نمى‏تواند آن را بشناسد و آن را در محل خود اعمال كند .
    لذا ديده می ‏شود كه شخص مست‏ خواهر و مادر خود را به جاى عيال خود می ‏گيرد و در صدد تعدّى به آنان برمی ‏آيد، در معبر عام لخت و عريان حركت می ‏كند و نمی ‏تواند تشخيص دهد كه صورت معبرى را كه سابقاً در قواى ذهنيه خود محفوظ داشته است‏ با اين صورت معبر فعلى تطبيق كند و سپس حكم به عدم جواز حركت در حالت عريان بودن در معبر نمايد.
    شخص مست، هرزه می ‏گويد، عربده مى‏كشد، در نزد بزرگان كارهاى سخيف و ناروا مى‏كند، از خوردن كثافات و خبائث دريغ ندارد و از جنايات خوددارى نمی ‏كند، با آن كه قواى سامعه و ذائقه و لامسه او كار خود را انجام می ‏دهد، لكن چون دستگاه كنترل و تنظيم مغز خراب شده است لذا نه تنها نمی ‏تواند از اين چشم بينا و گوش شنوا و دست توانا بهره‌‏بردارى كند بلكه به عكس آنان را در راه هلاكت و فساد مصرف نموده و به وسيله آنان تيشه به اصل شاخ و بن هستى خود می ‏زند.

    :salavat10:


    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ...

    ص 8
    بنابراين وجود دستگاه مغز نيز براى استخدام اين اعضاء و جوارح و به كار بستن هر يك از آنان در موقع لزوم و تطبيق صور حاصله با صور محفوظه سابقه و احكام صحيحه مترتبه بر آنست، بطوريكه در شخص مجنون كه قواى عاقله خود را از دست داده است هيچ نتيجه صحيحى از ديدار و گفتار و كردار او مترتب نمی ‏شود.
    از انسان بگذريم در حيوانات نيز قلب و مغز وجود دارد و بدون آن هيچ حيوانى حتّى حيوانات تك سلولى نمی ‏توانند به وظيفه خود ادامه دهند و براى ادامه حيات و زندگى خود در تلاش باشند.
    در جمادات نيز آنچه آنها را در تحت ‏خاصيت و كيفيت واحد قرار می ‏دهد، و راسم وحدت آنان است همان روح و نفس واحدى است كه در آنان سارى و جارى بوده و بهمين علّت داراى خاصيت واحد بوده و اثرات واحدى از آنان مشهود است.
    اتفاقا در فن تكنيك و ماشين ‏سازى از اين موضوع استفاده نموده و با ايجاد دستگاههاى تنظيم كننده و معدِّله توانسته‏‌اند حركت چرخها و موتورها را تنظيم كنند.
    ساعت را كه كوك می ‏كنيم در اول فشار فنر قوى است و می ‏خواهد چرخ دنده‌‏ها را بسرعت‏ حركت دهد و چون فنر باز می ‏شود و فشارش ضعيف می ‏گردد می ‏خواهد چرخها را بكندى حركت دهد، در ساعت دستگاهى بنام پاندول می ‏گذارند كه حركت را تنظيم نموده و چه فشار فنر قوى و چه ضعيف باشد در هر حال ساعت‏ به يك منوال حركت نموده و وقت را بطور صحيح تنظيم می‌كند.
    در ماشين‏هاى بخار كه كارخانه‏‌هاى بزرگ را بكار می‌اندازد اگر دستگاه معدّل نباشد تمام ماشينها خرد و خراب خواهند شد، چون ديگ بخار در هنگام جوشش، بخار زياد توليد نموده و اگر اين بخار مستقيماً به پشت پيستونها وارد شود چرخ طيار شتاب گرفته و با سرعت‏ سرسام‏ آورى ماشين را خرد خواهد نمود، و نيز در وقتيكه در ديگ بخار حرارت كمتر مى‏شود ممكنست‏ سرعت كم شود.
    لذا هميشه در دستگاهى بخار اضافى را براى مواقع كمبود ذخيره می ‏كنند و دستگاهى بنام معدِّل و رگولاتور بين لوله‌‏هاى متصل به ديگ و بين پيستونها قرار می ‏دهند تا هميشه بخار را به مقدار معيّن نه كم و نه زياد به پشت پيستونها رهبرى كند، اين دستگاه در وقتى كه بخار بسيار است زيادى آن را خودبخود در دستگاه ذخيره می ‏فرستد و از وارد شدن آن به موتورها جلوگيرى می ‏نمايد و در وقتى كه بخار كم‏
    ص 9
    است از دستگاه ذخيره، بخار ذخيره شده را می ‏گيرد و با بخار فعلى توأماً به موتورها می ‏فرستد و لذا خودبخود هميشه موتورها آرام و منظم حركت نموده در يك سرعت‏ خاص مورد نياز به حركت در می ‏آيند.
    در جامعه بشرى براى تبديل قوا و تنظيم امور و رفع اختلافات بين مردم و جلوگيرى از تعديات به حقوق فرد و اجتماع و رهبرى نمودن تمام افراد را به مقصد كمال و منظور از آفرينش و كاميابى از جميع قوا و سرمايه‏‌هاى خدادادى احتياج به معدِّل صحيح منظِّم است و الاّ جامعه از هم گسيخته می ‏شود و از سرمايه حيات بهره‌‏بردارى نخواهد نمود.

    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    ...
    لزوم امام معصوم در جامعه

    منظِّم عالم انسانيت و اجتماع امام است كه حتماً بايد داراى قوائى متين و فكرى صائب و انديشه ‏اى توانا ناظر بر اعمال و كردار امت‏ بوده، بين آنها نظم و تعادل را برقرار كند.
    آيا اگر اين امام نيز خود جايز الخطا و مبتلى به معصيت و گناه و در فكر و انديشه مانند ساير افراد جامعه دچار هزاران خطا و اشتباه گردد و يا نيز مانند آنان بوالهوس و شهوت‏ران باشد، می ‏تواند با اينحال در بين افراد صلح دهد، اختلافات آنان را رفع كند حقّ هر ذى حقّى را به او برساند و جلوى تعدّيات را بگيرد و تمام افراد را قوه حيات و نيروى زندگى بخشد، به هر كس به اندازه استعداد و نياز او از معارف و حقائق تعليم كند، موارد خطا و اشتباه آنان را هر يك به نوبه خود در سلوك راه خدا و رسيدن به مقصد كمال بيان كند؟حاشا و كلّا!
    بنابراين رهبر جامعه و زعيم و امام مردم بايد معصوم و عارى از گناه و هر گونه لغزش و خطا بوده با فكرى عميق و پهناور و سينه‌‏اى منشرح به نور الهى و قلبى منوَّر به تاييدات غيبيّه ناظر بر احوال و رفتار و حتّى بر خاطرات قلبيّه هر يك از افراد امّت‏ بوده باشد.

    بعضى از عامّه عصمت را در پيغمبران قبول دارند و بعضى از آنها مرتبه ضعيفى از عصمت را درباره آنان قائلند و بعضى بطور كلّى عصمت را درباره آنان انكار كرده و بهيچوجه آنان را مصون از خطا و معصيت نمی ‏دانند، ولى شيعه بطور عموم عصمت را به تمام معنى در انبياء شرط می ‏داند و نيز درباره ائمه معصومين صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين قائل به عصمت است.

    :salavat10:


    ویرایش توسط مهدي اهورا : ۱۳۸۹/۰۴/۲۲ در ساعت ۱۸:۱۸
    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی پدر حضرت علي عليه السلام كيست؟
    توسط سلمان فارسی در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۱۱/۲۲, ۲۲:۱۳
  2. منظور از معبودها در آیه 17 سوره فرقان كيانند؟
    توسط مجذوب در انجمن تفسیر موضوعی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۸/۲۹, ۱۳:۰۳
  3. حقايقي درباره فاطيما!!! او كيست؟آيا او همان فاطمه زهرا سلام الله عليهاست؟
    توسط سلمان فارسی در انجمن مكان ها ، اشخاص و سرنوشت آن ها در قرآن
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۸/۱۳, ۲۱:۳۰
  4. :.:كيست اين عبد صالح ؟:.:
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۲۳, ۲۱:۴۱
  5. از گوشی نوكياى خود بهتر استفاده كنيم؟
    توسط Amoo Mehraboon در انجمن تلفن همراه
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۲/۱۲, ۰۷:۳۷

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود