جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روش درست و مستند اعلام تعداد تکرار کلمه ها در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1

    روش درست و مستند اعلام تعداد تکرار کلمه ها در قرآن




    بنام خداوند حسابگر همه چیز(سوره ی نساء86)


    مقدمه


    بالاخره انسان است. اندیشه دارد. کنجکاو است . می خواهد سر از همه چیز در بیاورد وهر چیزی راکه به ذهنش افتاد در مورد آن تحقیق کند

    . جلوی اندیشه را که نمی شود گرفت هر لحظه فکر تازه ای ممکن است بر کره ی مغزش فرودآید .

    چاره ای نیست باید به جرقه ها اهمیت داد. جرقه های فکری از زمانهای خیلی قدیم حتی قبل از اینکه ماها بدنیا بیاییم همیشه وجودداشته است ......

    پس یک روزی یک انسانی در چندین میلیون ثانیه ی پیش در گوشه ای از این کره ی آبی کوچک ،با توجه به امکاناتی که داشت به فکرش

    رسید که از روی کنجکاوی هم که شده تعداد تکرار کلمات مختلف در قرآن مجیدرا بررسی کند شاید به نتیجه ای دیگر در ابعاد شناخت

    قرآن کریم دست یابد

    شروع بکار کرد .....

    روزها وشبها زحمت کشید تکرار کلمات رادر قرآن به صورت مفرد وجمع ومشتقات گرد آوری کرد ولی نمی دانست که چطور تعداد تکرار کلمه ای در قرآن

    را اعلام کند نمی دانست در بیان تعداد تکرار کلمه ای مثل کتاب چطور عمل کند.

    آیا فقط تعداد تکرار کلمه ی اسم کتاب را( به صورت مفرد) اعلام کند

    یا اینکه حالت مُنوَن منصوب( کتاباً )را هم باید به آن اضافه کند و یا اینکه

    مشتقات (کَتَبَ) را نیز به شمار ه آورده

    یا علاوه بر اینها حالت جمع(کُتُب) راهم بایستی به تعداد مفرد کلمه اضافه کند؟

    خلاصه نمی دانست برای بیان درست تعدادتکرارکلمات قرآن چه کار باید کرد ؟ کدام گزینه وحالت را انتخاب کند؟

    دیگران رفته بودند وبدون قانون وقاعده ی ثابتی به صورت خود آفرین وخود کار تعدادتکرارکلمات در قرآن را را بر اساس ذهنیت های از

    پیش ساخته بیان می کردند یعنی گاهی تکرار کلمه را به صورت مفرد واگر به نتیجه ی ذهنی از قبل تعیین شده ی خود نمی رسیدند

    جمع آن کلمه را نیز به محاسبه اضافه واگر باز به هدف خیالی خود نمی رسیدند مشتقات ریشه ی کلمه ی مورد نظر را هم به آن می افزودند

    تا بالاخره با هر دست وپا شکستگی که شده به منظور ونیت خیالی خود در مقابل رقبا برسند.

    واین چنین آنان قاعده ی ثابت وپایداری در نحوه ی شمارش کلمات قرآنی رعایت نمی کردند.وبرای نیل به اهداف وذهنیات خیالی خود حتی

    اگرچه مفسده هم داشت از این شاخه به آن شاخه مذبذب و سر گردان بودند....

    پس اوازاین کارهای پراکنده نگران بود وپیروی از روش بی اساس آنان را به ضررتحقیقات اصیل می دانست تا اینکه خداوند متعال با علم به نیت او به

    نکته نهفته در آیه ی 36 سوره توبه راهنماییش کرد که با استفاده از آن قاعده ی ثابت و مستند قرانی با آسودگی خاطر تعداد تکرار کلمات

    مختلف را در قرآن بتوان بیان کرد .

    وما هم امروزه با توجه به مستند ومحکم بودن قاعده ی یافته شده توسط آن فرد، راه او را ادامه می دهیم .

    روحش شاد وراهش پررهرو باد .


    بحث:

    همانطوريكه مي دانيد در سوره توبه آيه ي 36

    (انّ عدة الشهورعندالله اثنا عشر شهراً في كتاب الله)

    قرآن مجيد يك قاعده ثابت جهت شمارش كلمات در کتاب خدا (فی کتاب الله ) به ما آموزش داده يعني براي شمارش

    تعداد تكراركلمه ي شهر كه طبق آیه ی فوق مجموعاً 12 بار در قرآن تكرار شده بايد تعداد كلمات شهر وشهراً را در نظر بگيريم

    وكلمات جمع ، شهور و اشهر وشهرین... را نبايد در محاسباتمان وارد كنيم چراکه در این صورت عدد بدست آمده

    بیشتر از 12 وتعداد ماهها می شود.

    اگر اين قاعده ي ثابت قراني را براي كلمات ديگر هميشه رعايت كنيم به نتايج حقيقي وشگفت انگيزي مي رسيم اما متاسفانه بسياري از

    پژوهشگران اين قاعده را رعايت نكرده وبراي رسيدن به اهداف خاص و از قبل تعيين شده اي از هر بند وتبصره ي خودساخته اي بر خلاف آموزش صريح

    قرآن در شمارش كلمات استفاده کرده وگاهی جمع کلمه وگاهی مشتقات ریشه ی آنرا هر وقت ذهنشان لازم ببیند همینطوری اضافه می کنند و خود

    را در دريايي مي اندازند كه به شنا كردن در آن موظف نشده اند!وباصراحت کامل هم می گویند ما پیرو آموزش هاو دستورات قرآنیم .


    نتیجه:

    برای بیان صحیح تعداد تکرار یک اسم در قرآن مجید:

    باید براساس دستور العمل قرانی مندرج در آیه 36 سوره ی توبه، مفردوحالت مُنَون منصوب آنرا
    باهم درنظر گرفت (مانند مجموع شهر وشهراً = 12 ماه) واز اضافه نمودن حالت جمع ،مشتقات
    ، تثنیه واسم متصل به ضمیر.... پرهیز نمود.

    تنهااستثنا آن در موارد مقایسه ای است یعنی مقایسه تعدادتکرار دو کلمه ی متضاد برای
    بررسی مقابله ای آنها .پس در این مورد تمام حالات دو کلمه متضاد را با هم مقایسه می کنیم.

    غلامعلی نوری

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    سوره توبه آيه ي 36
    (انّ عدة الشهورعندالله اثنا عشر شهراً في كتاب الله)
    قرآن مجيد يك قاعده ثابت جهت شمارش كلمات در کتاب خدا (فی کتاب الله ) به ما آموزش داده
    نتیجه:
    برای بیان صحیح تعداد تکرار یک اسم در قرآن مجید:
    باید براساس دستور العمل قرانی مندرج در آیه 36 سوره ی توبه، مفردوحالت مُنَون منصوب آنرا
    باهم درنظر گرفت
    ابتدا برای اینکه همه دوستان با این آیه کریمه آشنا شوند، تفسیر کوتاهی از آیه را بر اساس تفسیر نمونه عرض می کنم مبادا کسی گمان کند این آیه در صدد اثبات چنین قاعده ای است که کاربر محترم ارائه نموده اند. فضا و معنای آیه چیز دیگر است. توجه فرمایید:

    إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (توبه/36)

    تعداد ماهها نزد خداوند در كتاب (آفرينش) الهى از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده دوازده ماه است كه از آن چهار ماه، ماه حرام است (و جنگ در آن ممنوع مى ‏باشد) اين آئين ثابت و پابرجا (ى الهى) است، بنا بر اين در اين ماهها به خود ستم مكنيد (و از هر گونه خونريزى بپرهيزيد) و با مشركان (به هنگام نبرد) دسته جمعى پيكار كنيد همانگونه كه آنها دسته جمعى با شما پيكار مى‏ كنند و بدانيد خداوند با پرهيزكاران است.

    ---------------------------

    آتش بس اجبارى‏:
    از آنجا كه در سوره توبه بحثهاى مشروحى پيرامون جنگ با مشركان آمده است، در دو آيه مورد بحث اشاره به يكى ديگر از مقررات جنگ و جهاد اسلامى شده و آن احترام به ماههاى حرام است.

    نخست مى‏ فرماید: تعداد ماهها در نزد خدا در كتاب آفرينش از آن روز كه آسمان و زمين را آفريد دوازده ماه است (إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ)

    تعبير به كتاب اللَّه، ممكن است اشاره به قرآن مجيد يا سایر كتب آسمانى باشد، ولى با توجه به جمله يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مناسب تر اين است كه به معنى كتاب آفرينش و جهان هستى باشد.

    از آن روز كه نظام منظومه شمسى به شكل كنونى صورت گرفت، سال و ماه وجود داشت؛ سال عبارت از يك دوره كامل گردش زمين به دور خورشيد است و ماه عبارت از يك دوره كامل گردش كره ماه به دور كره زمين است كه در هر سال 12 بار تكرار مى‏شود.

    اين در حقيقت يك تقويم پر ارزش طبيعى و غير قابل تغيير است كه به زندگى همه انسانها يك نظام طبيعى مى‏بخشد و محاسبات تاريخى آنها را به دقت تنظيم مى ‏كند، و اين يكى از نعمتهاى بزرگ خدا براى بشر محسوب مى ‏شود، و در تفسیر آيه 189 سوره بقره (يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ) در این باره مفصل بحث كرده‏ ايم.

    سپس اضافه مى‏ كند: از اين دوازده ماه چهار ماه، ماه حرام است كه هر گونه جنگ و نبرد در آن حرام است (مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ).

    بعضى از مفسران تحريم جنگ در اين چهار ماه را از زمان ابراهيم خليل مى‏دانند كه در عصر جاهليت عرب نيز به عنوان يك سنت به قوت خود باقى بود، هر چند آنها طبق اميال و هوسهاى خود گاهى جاى اين ماهها را تغيير مى‏دادند، ولى در اسلام همواره ثابت و لا يتغير است كه سه ماه آن پشت سر هم است: ذى القعده و ذى الحجه و محرم و يك ماه آن جداست و آن ماه رجب است و به قول عربها سه ماه سرد (يعنى پشت سر هم) و يك ماه فرد است.

    ذكر اين نكته لازم است كه تحريم جنگ در اين ماهها در صورتى است كه جنگ از ناحيه دشمن به مسلمانان تحميل نشود، اما در اين صورت بدون شك مسلمانان بايد بپاخيزند و دست روى دست نگذارند، زيرا احترام ماه حرام از ناحيه آنان نقض نشده بلكه از ناحيه دشمن نقض گرديده است (چنانكه شرح این مطلب ذيل آيه 194 سوره بقره گذشت).

    بعد براى تاكيد مى‏ فرماید: اين آئين ثابت و پا برجا و تغييرناپذير است، نه رسم نادرستى كه در ميان عرب بود كه با ميل و هوس خويش آنها را جابجا مى‏ كردند (ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ).

    از پاره‏اى از روايات
    (که در تفسير برهان/ج 2/ص 122 آمده) استفاده مى‏شود كه تحريم جنگ در اين چهار ماه علاوه بر آئين ابراهيم در آئين يهود و مسيح و سائر آئينهاى آسمانى نيز بوده است و جمله ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ، ممكن است اشاره به اين نكته نيز بوده باشد، يعنى این قانون از نخست در همه آئينها به صورت يك قانون ثابت وجود داشته است.

    سپس مى‏ فرماید: در اين چهار ماه به خود ستم روا مداريد و با شكستن احترام آنها خويش را گرفتار كيفرهاى دنيا و مجازاتهاى آخرت نسازيد. (فَلا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ).

    ولى از آنجا كه ممكن بود تحريم جهاد در اين چهار ماه وسيله‏ اى براى‏
    استفاده دشمنان بشود و آنها را در حمله كردن به مسلمين جسور كند، در جمله بعد اضافه مى‏ كند: با مشركان بطور دسته جمعى پيكار كنيد همانگونه كه آنها متفقا با شما مى ‏جنگند (وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً).
    يعنى با اينكه آنها مشركند و بت ‏پرست و شرك سرچشمه پراكندگى است ولى با اين حال در يك صف واحد با شما مى‏ جنگند، شما كه موحديد و يكتا پرست (و توحيد آئين اتحاد و يگانگى است)، سزاوارتر هستيد كه وحدت كلمه را برابر دشمن حفظ كنيد و در يك صف همچون يك ديوار آهنين در مقابل دشمنان بايستيد.

    سرانجام مى‏ فرماید: و بدانيد اگر پرهيزگار باشيد و اصول تعليمات اسلام را دقيقا اجراء كنيد خداوند پيروزى شما را تضمين مى‏ كند زيرا خدا با پرهيزگاران است (وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ). (
    تفسير نمونه، ج‏7، ص 405)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۵/۰۱ در ساعت ۰۲:۴۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    نتیجه:
    برای بیان صحیح تعداد تکرار یک اسم در قرآن مجید:
    باید براساس دستور العمل قرانی مندرج در آیه 36 سوره ی توبه، مفردوحالت مُنَون منصوب آنرا
    باهم درنظر گرفت (مانند مجموع شهر وشهراً = 12 ماه) واز اضافه نمودن حالت جمع ،مشتقات
    ، تثنیه واسم متصل به ضمیر.... پرهیز نمود.
    تنهااستثنا آن در موارد مقایسه ای است یعنی مقایسه تعدادتکرار دو کلمه ی متضاد برای
    بررسی مقابله ای آنها .پس در این مورد تمام حالات دو کلمه متضاد را با هم مقایسه می کنیم.
    تلاش برای کشف حسابهایی که در کاربرد کلمات قرآنی وجود دارد ما را به شگفتیهای قرآن رهنمون می کند اما به شرطی که برهانی باشد و با قواعد ضابطه مند و تخلف ناپذیر عرضه شود و به قول این کاربر محترم، هزار قید و تبصره نداشته باشد.

    اما اینکه برداشت خود را به آیه قرانی نسبت دهیم و بگوییم دستورالعمل آیه در این قاعده چنین است صحیح نیست زیرا از کجا معلوم که آیه مربوطه خواسته باشد کمترین اشاره ای به این قاعده نماید؟! و ثانیا از کجا معلوم که اصل قاعده شما درست باشد؟ شاید با چند مورد جستجو موارد نقضی برای آن یافت شود و با قاعده شما هماهنگ نباشد! (شما بر قواعد پر تبصره دیگران ایراد گرفتید، پس لابد قاعده خود را بدون تبصره یا با کمترین استثناء ارائه نموده اید.)

    بنده (با استفاده از نرم افزار جامع التفاسیر که تعداد کلمات را هم ارائه می دهد)، دو مورد (کلمه یوم و لیل) را به صورت تصادفی بررسی نمودم اما با قاعده شما هماهنگ نیافتم!

    کلمه یوم (با فتح و کسر و ضم میم آن و نیز با نصب و جر و رفع آن) در تمام آیات قرآن 277 بار بکار رفته. این با قاعده شما چگونه سازگار است؟ چرا مثلا 365 بار (به تعداد روزهای سال شمسی) یا 354 روز (به تعداد روزهای سال قمری) یا 30 بار (به تعداد روزهای یک ماه) نیست؟

    لیل هم (به فتح و کسر و ضم و نصب و جر لام آخر آن) 13 بار در قرآن آمده. بفرمایید این با چه قاعده ای می سازد؟! چرا مثلا 365 (به تعداد شبهای شمسی) یا 354 بار (به تعداد شبهای سال قمری) و یا 30 بار (به تعداد روزهای یک ماه) نیست؟



    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۵/۰۱ در ساعت ۰۲:۴۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم


    سلام وقت همگی بخیر

    با توجه به توضیحات کارشناس بزرگوار من هم میخواهم تنه به تنه آقای غلامعلی نوری بزنم و قاعده جدیدی رو که اتفاقا همین الان کشف کرده ام و سینه ام به واسطه آن فراخ شده به اطلاع برسانم.

    به نظر من معیار تکرار الفاظ در قران عدد هشت است زیرا در ایه مورد بحث (توبه/36) چهارماه از سال استثناء کرده است یعنی عدد هشت ( 4-12 ) وبا کمال اعجاب دیدم کلمه ثمانیه ( هشت 8 ) در حالت مرفوعی و منصوبی چهار بار در قران تکرار شده است.

    راستی اندیشه دیگری همین الان در ذهن من شکل گرفته است و ان اینکه شاید معیار تکرار کلمات عدد 16 باشد. اینگونه که در ایه مورد بحث 12 منهای چهار + 8 که در ایه ِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُم‏ (کهف/ 22) امده است. 16= 8+4-12

    با کمال تعجب دیدم که واژه کلب که در کنار ثامنهم امده است چهار بار در قران تکراد شده است. واما راز ورابطه 4 و 16 می دانیم که 16 حاصل ضرب 4 در خودش می باشد.

    این راز شگفت مرا به به کنکاش دیگری واداشت در کمال حیرت دیدم که واژه دیگر این ایه ( یعنی سبعة با ة) نیز چهار بار تکرار شده است.

    هرچه جلوتر می روم حیرتم بیشتر می شود فعلا به این معدله نگاه کنید:

    79=1-80= (48=4*12) - 128 .... 128= (64=4*16)-192 .... 192 =12*16

    وحالا توضیح :

    عدد 16 همان رمز است.
    عدد36همان عددی است که در ایه مورد بحث ( توبه / 12 ) امده.
    عدد 4 حاصل اختلاف 12 و 16 وعددی است که در ایه مورد بحث ( توبه 36) استثنا شده است.
    عدد 1 همان خدای احد و واحد است.
    ونکته حیرت افزا عدد 79 تعداد تکرار کلمه دیگر ایه 22 کهف یعنی واژه یقولون در قران است.


    دوستان عزیز خوصا برادر گرامی غلامعلی نوری بنده شخصا از اینکه شما با قران محشور هستید بسیار خوشحال وخرسندم ولی همانگونه که میبینید هر کسی میتواند با صرف اندکی وقت ( من با بند وبیندیل حدود 30 دقیقه) میتواند معادلات مختلفی را از قران کشف واسخراج کند.

    ولی ایا قران کتاب معادلات پیچیده است؟؟؟ البته همانطور که دوست گرامی هم فرمودند کسی نمیتواند وجود برخی رازها را که به عنوان نشانه هایی برای اهلش قرار داده شده اند انکار کند ولی به نظرمی اید باید تابع ملاک ومعیار معقول ومقبول باشد والا همانطور که عرض شد هر کسی میتواند روزانه صدها معادله پیچیده از قران کشف کند.




    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۸۹/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۹:۰۴


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی اخلاقی نمایش پست

    بسم الله الرحمن الرحیم


    سلام وقت همگی بخیر

    با توجه به توضیحات کارشناس بزرگوار من هم میخواهم تنه به تنه آقای غلامعلی نوری بزنم و قاعده جدیدی رو که اتفاقا همین الان کشف کرده ام و سینه ام به واسطه آن فراخ شده به اطلاع برسانم.

    به نظر من معیار تکرار الفاظ در قران عدد هشت است زیرا در ایه مورد بحث (توبه/36) چهارماه از سال استثناء کرده است یعنی عدد هشت ( 4-12 ) وبا کمال اعجاب دیدم کلمه ثمانیه ( هشت 8 ) در حالت مرفوعی و منصوبی چهار بار در قران تکرار شده است.

    راستی اندیشه دیگری همین الان در ذهن من شکل گرفته است و ان اینکه شاید معیار تکرار کلمات عدد 16 باشد. اینگونه که در ایه مورد بحث 12 منهای چهار + 8 که در ایه ِ وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُم‏ (کهف/ 22) امده است. 16= 8+4-12

    با کمال تعجب دیدم که واژه کلب که در کنار ثامنهم امده است چهار بار در قران تکراد شده است. واما راز ورابطه 4 و 16 می دانیم که 16 حاصل ضرب 4 در خودش می باشد.

    این راز شگفت مرا به به کنکاش دیگری واداشت در کمال حیرت دیدم که واژه دیگر این ایه ( یعنی سبعة با ة) نیز چهار بار تکرار شده است.

    هرچه جلوتر می روم حیرتم بیشتر می شود فعلا به این معادله نگاه کنید:

    79=1-80= (48=4*12) - 128 .... 128= (64=4*16)-192 .... 192 =12*16

    وحالا توضیح :

    عدد 16 همان رمز است.
    عدد36همان عددی است که در ایه مورد بحث ( توبه / 12 ) امده.
    عدد 4 حاصل اختلاف 12 و 16 وعددی است که در ایه مورد بحث ( توبه 36) استثنا شده است.
    عدد 1 همان خدای احد و واحد است.
    ونکته حیرت افزا عدد 79 تعداد تکرار کلمه دیگر ایه 22 کهف یعنی واژه یقولون در قران است.


    دوستان عزیز خوصا برادر گرامی غلامعلی نوری بنده شخصا از اینکه شما با قران محشور هستید بسیار خوشحال وخرسندم ولی همانگونه که میبینید هر کسی میتواند با صرف اندکی وقت ( من با بند وبیندیل حدود 30 دقیقه) میتواند معادلات مختلفی را از قران کشف واسخراج کند.

    ولی ایا قران کتاب معادلات پیچیده است؟؟؟ البته همانطور که دوست گرامی هم فرمودند کسی نمیتواند وجود برخی رازها را که به عنوان نشانه هایی برای اهلش قرار داده شده اند انکار کند ولی به نظرمی اید باید تابع ملاک ومعیار معقول ومقبول باشد والا همانطور که عرض شد هر کسی میتواند روزانه صدها معادله پیچیده از قران کشف کند.




    سلام جناب پاسخگو

    اولا به شما تبریک میگم بخاطر تدبر در قرآن

    ولی مطالبی که شما آورده اید از نص صریح آیه استنباط نشده و به قول معروف ارائه ی

    مطلبی بدست آمده از قراین غیر مستقیم است

    در حالیکه منبع مطلب مستند اینجانب بر گرفته از خود آیه است یعنی همانطور که گفته

    إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ

    واضح و آشکارا گفته است تعداد شهرفی کتاب خدا ( قرآن)12 بار است

    اما شما به قول معروف مطلب را این قدر طول و عرض و ضرب و جمع کرده اید که

    طرف در گزینش روش ثابت و در ست شمارش کلمات سرگیجه می گیرد و

    پشتوانه ای از نص قرآنی هم ندارد


    شما دوست عزیز مثل اینکه فراموش کرده اید که عنوان تاپیک چه بوده است ؟؟

    روش درست و مستند اعلام تعداد تکرار کلمه ها در قرآن( فی کتاب الله)

    آن چیزی که شما گفته اید جالب است ودر خور توجه اما قاعده ی مستند ،ثابت و یکنواختی

    برای نحوه ی شمارش تعداد تکرار کلمات قرآنی ارائه نداده و و بر خلاف طرح اینجانب

    راهی استوار وبا مدرک قرآنی برای شمارش کلمات ارائه نمی دهد مطالب شما در نهایت

    می تواند بیانگر زیبایی های عددی قرآن باشد نه ارائه ی روش مستند در شمارش تعداد تکرار

    کلمات قرآنی

    در ضمن از دوستان دیگر می خواهم که نظر خود را در مورد طرح و نظر اینجانب برای ارائه ی راهی

    درست ومستند جهت اعلام تعداد تکرار کلمات فی کتاب الله ارائه نمایند

    شاید با تحریک تفکر راهی بهتر برایشمارش کلمات قرآن پیدا کنند


    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۸۹/۰۵/۰۲ در ساعت ۰۱:۲۲

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث قرآنی نمایش پست
    )

    بنده (با استفاده از نرم افزار جامع التفاسیر که تعداد کلمات را هم ارائه می دهد)، دو مورد (کلمه یوم و لیل) را به صورت تصادفی بررسی نمودم اما با قاعده شما هماهنگ نیافتم!

    کلمه یوم (با فتح و کسر و ضم میم آن و نیز با نصب و جر و رفع آن) در تمام آیات قرآن 277 بار بکار رفته. این با قاعده شما چگونه سازگار است؟ چرا مثلا 365 بار (به تعداد روزهای سال شمسی) یا 354 روز (به تعداد روزهای سال قمری) یا 30 بار (به تعداد روزهای یک ماه) نیست؟

    لیل هم (به فتح و کسر و ضم و نصب و جر لام آخر آن) 13 بار در قرآن آمده. بفرمایید این با چه قاعده ای می سازد؟! چرا مثلا 365 (به تعداد شبهای شمسی) یا 354 بار (به تعداد شبهای سال قمری) و یا 30 بار (به تعداد روزهای یک ماه) نیست؟


    با سلام

    اتفاقا اشتباه اغلب پژوهشگران در اینجاست !!!!

    قرار نیست که قرآن با ذهنیات ما تطبیق یابد که مثلا تعداد یوم باید 365 بار در قرآن آمده باشد

    بلکه ما باید بر اساس راهنمایی و مستندات نص حرکت کنیم !!


    از طرفی عزیز من

    کی گفته منظور از کلمه ی یوم در قرآن باید همان باشد که شامل 365 شبانه روز است این تفکر که در قرآن کلمه ی

    یوم باید 365 بار در قرآن تکرار شده باشد از روی سندی قرآنی که اخذ نشده است !!!!

    توضیح اینکه یوم صرفا به معنی 24 ساعت شبانه روزی که نیست که ما بپنداریم که باید

    365 بار در قرآن تکرار شده باشد

    یوم در فرهنگ قرآنی شامل یک مقطع زمانی است که ممکن

    است از کمتر از یک ساعت تا چندین میلیون سال طول بکشد !!!!

    به این مثالها در معانی یوم دقت کنید

    تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيهِ فِي يوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ(المعارج/4)


    يسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ(الرحمن/29)
    هر که در آسمانها و زمين است از او درخواست مي‏کند هر لحظه ای او در کاري است

    فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يوْمَينِ(فصلت/12)


    خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يوْمَينِ ........(فصلت/9)

    ثُمَّ يعْرُجُ إِلَيهِ فِي يوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ(السجده/5)

    و مثالهای زیاد دیگری

    بنا براین این طور نیست که ما بگوییم یوم یعنی 24 ساعت شبانه روزی و باید 365 بار هم در

    قرآن تکرار شود !!!!

    این چنین ادعایی در مورد یوم که بعضی افراد مثل عبد الرزاق نوفل

    کرده اند نه معنی و نه سند قوی قرانی دارد

    طبق قرآن آنچه که درست است در مورد شبانه روز 24 ساعته بکار بریم کلمه ی لیل والنهار

    است نه یوم
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۵/۰۱ در ساعت ۲۰:۵۴

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    با سلام
    اتفاقا اشتباه اغلب پژوهشگران در اینجاست !!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست

    قرار نیست که قرآن با ذهنیات ما تطبیق یابد که مثلا تعداد یوم باید 365 بار در قرآن آمده باشد

    بلکه ما باید بر اساس راهنمایی و مستندات نص حرکت کنیم !!

    از طرفی عزیز من

    کی گفته منظور از کلمه ی یوم در قرآن باید همان باشد که شامل 365 شبانه روز است این تفکر که در قرآن کلمه ی

    یوم باید 365 بار در قرآن تکرار شده باشد از روی سندی قرآنی که اخذ نشده است !!!!

    توضیح اینکه یوم صرفا به معنی 24 ساعت شبانه روزی که نیست که ما بپنداریم که
    باید
    365 بار در قرآن تکرار شده باشد
    یوم در فرهنگ قرآنی
    شامل یک مقطع زمانی است که ممکن
    است از کمتر از یک ساعت تا
    چندین میلیون سال طول بکشد !!!!
    به این مثالها در معانی یوم دقت کنید

    تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيهِ فِي
    يوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ(المعارج/4)
    يسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
    كُلَّ يوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ(الرحمن/29)
    هر که در آسمانها و زمين است از او درخواست مي‏کند
    هر لحظه ای او در کاري است
    فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ
    فِي يوْمَينِ(فصلت/12)
    خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يوْمَينِ
    ........(فصلت/9)
    ثُمَّ يعْرُجُ إِلَيهِ
    فِي يوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ(السجده/5)
    و مثالهای زیاد دیگری

    بنا براین این طور نیست که ما بگوییم یوم یعنی 24 ساعت شبانه روزی و باید 365 بار هم در

    قرآن تکرار شود !!!!

    این چنین ادعایی در مورد یوم که بعضی افراد مثل
    عبد الرزاق نوفل
    کرده اند نه معنی و نه سند قوی قرانی دارد
    طبق قرآن آنچه که درست است در مورد شبانه روز 24 ساعته بکار بریم کلمه ی لیل والنهار

    است نه یوم
    من جناب عبدالرزاق را نمی شناسم و مطلبی از ایشان نقل نکردم. عرض کردم که یوم و لیل را به صورت تصادفی انتخاب و بررسی نمودم و با قاعده شما هماهنگ نیافتم. شما اشکال به این سادگی را جواب ندادید و با تغییر معنای لغوی و استعمالی آنها، خواسته اید از اشکال فرار کنید. گویی قاعده شما تنها در مورد همان کلمه «شهر» _ آن هم با آن تبصره ها _ سازگار است. (واقع بینانه بحث کنید. اگر می پذیرید که اشکال وارد است شجاعت علمی داشته باشید و بپذیرید. اگر هم آن را وارد نمی دانید، پاسخ منطقی دهید.)

    نکته دیگر اینکه فرموده اید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    توضیح اینکه یوم صرفا به معنی 24 ساعت شبانه روزی که نیست که ما بپنداریم که باید
    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست

    365 بار در قرآن تکرار شده باشد یوم در فرهنگ قرآنی شامل یک مقطع زمانی است که ممکن
    است از کمتر از یک ساعت تا چندین میلیون سال طول بکشد !!!!
    بنا براین این طور نیست که ما بگوییم یوم یعنی 24 ساعت شبانه روزی و باید 365 بار هم در
    قرآن تکرار شود !!!!
    اینکه یوم در برخی آیات به مقطعی زمانی اشاره دارد، امری واضح است مانند:

    وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ (بقره/123)
    از روزى بترسيد كه هيچ كس از ديگرى دفاع نمى‏ كند و هيچ گونه عوضى از او قبول نمى ‏شود و شفاعت، او را سود نمى ‏دهد و (از هيچ سويى) يارى نمى‏شوند!

    تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ في يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسينَ أَلْفَ سَنَةٍ (معارج/4)
    فرشتگان و روح [فرشته مقرّب خداوند] بسوى او عروج مى‏ كنند در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است


    روشن است که در این آیات «یوم» به معنای زمان بین طلوع و غروب خورشید نیست و به مقطع از زمان اشاره دارد و در آیه دوم اشاره می کند که مقدار زمان یوم (که در آیه 4 معارج اشاره شده) به اندازه پنجاه هزار سال است.

    اما شما که قائلید یوم در قرآن به معنای روز معمولی (تمام یا قسمتی از زمان بین طلوع و غروب خورشید) نیامده، آیات زیر را چگونه معنا می کنید. در تمامی این آیات روز به معنای معمول آمده:


    1- يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (جمعه 9)
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته شود، به سوى ذكر خدا بشتابيد و خريد و فروش را رها كنيد كه اين براى شما بهتر است اگر مى‏ دانستيد

    2- نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَريقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاَّ يَوْماً (كهف 104)
    ما به آنچه آنها مى‏گويند آگاهتريم، هنگامى كه نيكوروش‏ترين آنها مى‏گويد: «شما تنها يك روز درنگ كرديد!»

    3- وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَسائَلُوا بَيْنَهُمْ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى‏ طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَ لْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً (كهف‏19 )
    اين گونه آنها را (از خواب) برانگيختيم تا از يكديگر سؤال كنند يكى از آنها گفت: «چه مدّت خوابيديد؟!» گفتند: «يك روز، يا بخشى از يك روز!» (و چون نتوانستند مدّت خوابشان را دقيقاً بدانند) گفتند: «پروردگارتان از مدّت خوابتان آگاهتر است! اكنون يك نفر از خودتان را با اين سكّه‏اى كه داريد به شهر بفرستيد، تا بنگرد كدام يك از آنها غذاى پاكيزه‏ترى دارند، و مقدارى از آن براى روزى شما بياورد. امّا بايد دقّت كند، و هيچ كس را از وضع شما آگاه نسازد


    4- فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِميقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ (شعراء 38)
    سرانجام ساحران براى وعده‏گاه روز معيّنى جمع‏آورى شدند.

    5- قالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى (طه 59)
    گفت: «ميعاد ما و شما روز زينت [روز عيد] است به شرط اينكه همه مردم، هنگامى كه روز، بالا مى ‏آيد، جمع شوند!»

    6- أَوْ كَالَّذي مَرَّ عَلى‏ قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيي‏ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى‏ طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى‏ حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ (كهف 259)
    يا همانند كسى كه از كنار يك آبادى (ويران شده) عبور كرد، در حالى كه ديوارهاى آن، به روى سقفها فرو ريخته بود، (و اجساد و استخوانهاى اهل آن، در هر سو پراكنده بود او با خود) گفت: «چگونه خدا اينها را پس از مرگ، زنده مى‏كند؟!» (در اين هنگام،) خدا او را يكصد سال ميراند سپس زنده كرد و به او گفت: «چقدر درنگ كردى؟» گفت: «يك روز يا بخشى از يك روز.» فرمود: «نه، بلكه يكصد سال درنگ كردى! نگاه كن به غذا و نوشيدنى خود (كه همراه داشتى، با گذشت سالها) هيچ گونه تغيير نيافته است! (خدايى كه يك چنين مواد فاسدشدنى را در طول اين مدت، حفظ كرده، بر همه چيز قادر است!) ولى به الاغ خود نگاه كن (كه چگونه از هم متلاشى شده! اين زنده شدن تو پس از مرگ، هم براى اطمينان خاطر توست، و هم) براى اينكه تو را نشانه‏اى براى مردم (در مورد معاد) قرار دهيم. (اكنون) به استخوانها (ى مركب سوارى خود نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته، به هم پيوند مى‏دهيم، و گوشت بر آن مى‏پوشانيم!» هنگامى كه (اين حقايق) بر او آشكار شد، گفت: «مى‏دانم خدا بر هر كارى توانا است». (259)
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۵/۰۲ در ساعت ۰۲:۲۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    در آیات ذیل هم بلاخلاف، «لیل» به معنای فاصله زمانی بین غروب خورشید و طلوع فجر است (تمام یا بخشی از آن)؛ (و بدین ترتیب اشکال لیل که در پست 3 عرض کردم همچنان به قاعده شما وارد است و قابل حل نیست چون قاعده مذکور از اساس مشکل دارد و حاصل یک برداشت فردی و استحسان ذهنی است):

    1- سُبْحانَ الَّذي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ (اسراء/1)
    پاك و منزّه است خدايى كه بنده‏اش را در يك شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصى- كه گرداگردش را پربركت ساخته‏ايم- برد، تا برخى از آيات خود را به او نشان دهيم چرا كه او شنوا و بيناست‏

    2- فَأَسْرِ بِعِبادي لَيْلاً إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ (دخان/23)
    (به او دستور داده شد بندگان مرا شبانه حركت ده كه شما تعقيب مى‏شويد!

    3- وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَويلاً (انسان/26)
    و در شبانگاه براى او سجده كن، و مقدارى طولانى از شب، او را تسبيح گوى‏


    4- أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى‏ نِسائِكُمْ هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (بقره/187)
    آميزش جنسى با همسرانتان، در شبِ روزهايى كه روزه مى‏گيريد، حلال است. آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها (هر دو زينت هم و سبب حفظ يكديگريد). خداوند مى‏دانست كه شما به خود خيانت مى‏كرديد (و اين كارِ ممنوع را انجام مى‏داديد) پس توبه شما را پذيرفت و شما را بخشيد. اكنون با آنها آميزش كنيد، و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته، طلب نماييد! و بخوريد و بياشاميد، تا رشته سپيد صبح، از رشته سياه (شب) براى شما آشكار گردد! سپس روزه را تا شب، تكميل كنيد! و در حالى كه در مساجد به اعتكاف پرداخته‏ايد، با زنان آميزش نكنيد! اين، مرزهاى الهى است پس به آن نزديك نشويد! خداوند، اين چنين آيات خود را براى مردم، روشن مى ‏سازد، باشد كه پرهيزكار گردند!

    5- إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ (قدر/1)
    ما آن [قرآن‏] را در شب قدر نازل كرديم!

    6- وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ (بقره/51)
    و (به ياد آوريد) هنگامى را كه با موسى چهل شب وعده گذارديم (و او، براى گرفتن فرمانهاى الهى، به ميعادگاه آمد) سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نموديد در حالى كه ستمكار بوديد.

    7- وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني‏ في‏ قَوْمي‏ وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدينَ (اعراف/142)
    و ما با موسى، سى شب وعده گذاشتيم سپس آن را با ده شب (ديگر) تكميل نموديم به اين ترتيب، ميعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد. و موسى به برادرش هارون گفت: «جانشين من در ميان قومم باش. و (آنها) را اصلاح كن! و از روش مفسدان، پيروى منما!»

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۵/۰۲ در ساعت ۰۲:۳۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  10. تشکر


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    684
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    سلام جناب پاسخگو

    ولی مطالبی که شما آورده اید از نص صریح آیه استنباط نشده و به قول معروف ارائه ی

    مطلبی بدست آمده از قراین غیر مستقیم است

    در حالیکه منبع مطلب مستند اینجانب بر گرفته از خود آیه است یعنی همانطور که گفته
    واضح و آشکارا گفته است تعداد شهرفی کتاب خدا ( قرآن)12 بار است
    سلام علیکم وخسته نباشید

    1. راهکار اول بنده عدد 8 از صریح ایه است. اونم از صریح چند ایه نه یک آیه

    وَ يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُم‏ (کهف/ 22)

    أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ . قصص 27

    " ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْن‏ انعام 143

    فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَة حاقه 17

    سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّام‏ حاقه /7

    وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواج‏ زمر / 6

    2. مگر به ما نگفته اند القران یفسر بعضه بعضا. راهکار دوم بنده حاصل کنار هم قرار دادن چندین ایه است.

    3. ایه مورد استشهاد جنابعالی ادامه دارد (
    مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ) و شما با حذف آن دنباله (زبونم لال) مشمول این ایه شده اید : يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْض‏. نساء / 150
    پس چندان هم واضح و اشکار نیست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست

    اما شما به قول معروف مطلب را این قدر طول و عرض و ضرب و جمع کرده اید که
    طرف در گزینش روش ثابت و در ست شمارش کلمات سرگیجه می گیرد و
    پشتوانه ای از نص قرآنی هم ندارد
    شما دوست عزیز مثل اینکه فراموش کرده اید که عنوان تاپیک چه بوده است ؟؟
    روش درست و مستند اعلام تعداد تکرار کلمه ها در قرآن( فی کتاب الله)
    آن چیزی که شما گفته اید جالب است ودر خور توجه اما قاعده ی مستند ،ثابت و یکنواختی
    برای نحوه ی شمارش تعداد تکرار کلمات قرآنی ارائه نداده و و بر خلاف طرح اینجانب
    راهی استوار وبا مدرک قرآنی برای شمارش کلمات ارائه نمی دهد مطالب شما در نهای
    می تواند بیانگر زیبایی های عددی قرآن باشد نه ارائه ی روش مستند در شمارش تعداد تکرار کلمات قرآنی
    دوست عزیز قاعده وکلید بنده عدد 8 یا 16 است . پیچیدگی مربوط به پیاده شدن قاعده است. خود شما هماگر بخواهید اونکلیدتون رو به در بندازید خواهید دید که خیلی هم راحت نیست.

    یه تذکر کوچلو این اشکال و جوابها باعث شکوفا شدن علم می شود. ای بسا در خلال این مباحث دریچه های جدیدی باز شد.

    در نهایت خواهش می کنم یه چشمه از این قاعده جدید الکشف بنمایانید. لذا استدعا دارم کلید شمارشتان را در مورد کلکات زیر عملیاتی کنید : یه جورایی رمز ها را بگشایید:
    آدم
    آزر
    آسن
    آل
    آلآن
    آناء
    آیه
    ربا
    رب
    اللهم
    وقود
    رق
    اتاک
    آتت
    اثر
    آثر
    آثم
    آخذ
    رغدا
    رفاتا
    رضیت
    رعبا
    رعد
    رغبا
    رحمت
    رد
    ردما
    رزق
    رحما
    رسل
    رسول
    رشید
    رصد
    رضوان
    اسرائیل
    ادریس
    اخ
    اثم
    ابو
    ا
    آئی
    ابراهیم
    ابد
    اکل
    الا
    الذین
    امن

    راستی شما که تا اینجا تشریف اوردید لطف کنید بگید :

    کلماتی که در قران به صورت مفرد یا منصوب منون یا هر دو به کار نرفته اند چه کنند؟ تونوبت وایسن؟

    از حق نباید گذشت من دو سه مورد پیدا کردمکه 12 میتونه واحد شمارش اونها باشه.

    نکته ای برادرانه
    جناب غلامعلی نوری من و شما می توانیم با ارائه مطالب جدید و اشکال وپاسخ نوشته های اینموضوع را تا 220 مورد بالا ببریم.
    ولی خداییش می توان یک ثمره عقلایی برای اینکه کلید شمارش کلمات قران چیست؛ تصور کرد؟
    البته می توان از این موارد به عنوان برخی زیبایی های قران استفاده کرد. ولی وقتی صحبت از قانون وقاعده می شود آن هم برای کتاب خدا؛ کتابی که برای هدایت آمده است باید. روشی معقول ومقبول در پیش گرفت.

    یکی از مهمترین اسیب هایی که پیوسته جامعه دینداران را تهدید کرده است بحث تفسیر وتبیین های ناهمگن و نادرخور نسبت به متون دینی بوده است. زمانی با استفاده از فرازی از کتاب مقدس اندیشه زمین محوری طرح شد و با ظهور کوپرنیک وگالیله شد انچه که نباید.
    زمانی ایه فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماوات‏ (فصلت / 12) را حمل بر هیئت بطلمیوسی کردند و با فروریختن این اندیشه اولین وادادگان خود این افراد بودند.

    تاکید میکنم ما هرگز سرکوبگران اندیشه های نوین و ابتکارات نیستیم. ولی موضوع آنقدر حساس است که به راحتی زیر بار هر اندشه ای نرویم.



    ویرایش توسط سید مهدی : ۱۳۸۹/۰۵/۰۴ در ساعت ۰۱:۳۳

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود