جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ابوذر غفاری

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,030
    صلوات
    110
    تعداد دلنوشته
    2
    تشکر:
    1
    حضور
    29 روز 9 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    72

    ابوذر غفاری




    سلام علیکم

    ندای قرآن؛ندای ابوذر غفاری است:

    "و کسانی که زر و سیم را بر روی هم انباشته می کنند و آنرا در راه خدا -مصالح عمومی توده- مصرف نمی کنند؛آنانرا به عذابی دردناک بشارت ده!


    ***********************************************************
    ابوذر غفاری چرا قیام کرد؟

    14 قرن پیش اسلام آمد و یک تحول اساسی و انقلاب ریشه دار در میان اجتماع و به نفع توده ی مردم به وجود آورد،عدالت اجتماعی و اقتصادی را به معنای واقعی کلمه اجرا نمود،حکومتی دموکراتیک تشکیل داد و مردم مسلمان را متحد ساخت که همه با هم در راه پیشبرد هدفهای مقدس و جهانی اسلام مبارزه کنند و پیش بروند.


    تاريخ، اين دوره طلائی از حيات اسلامی را با خطوط درخشانی ضبط کرده و نشان می دهد که حکومت اسلامی چگونه توانست مساوات و عدالت را در اجتماعات بشری بوجود آورد و همه نيازمنديها و احتياجات مادی و معنوی توده ها را مرتفع سازد...
    اين وضع تقريباً ادامه داشت تا آنکه بنی اميه به رياست «عثمان» و به دستياری «مروان» و «معاويه» حکومت را در دست گرفته و سيستم آنرا تغيير دادند.... در اين دوران محرومين اجتماع، طبقات رنجبر و زحمتکش، مردم ضعيف و ناتوان در زير فشار جبارانه ربا خواران، برده فروشان، ثروتمندان و اشراف اموی و غير اموی- که تماس مستقيم با دستگاه عثمان و طبقه حاکمه داشتند- پامال گشتند...
    ظلم و ستم، زور و فشار، تبعيد و اعدام، جای عدل و داد، آزادی و حريت را گرفت. بيت المال مسلمانان بين اموی ها و اطرافيان و حاشيه نشينان مفتخور دربار عثمان تقسيم گشت و املاک و دارائی «اصحاب»! به حدی زياد شد که حساب آنرا نتوانستند برسند! و ارقامی را که درباره اموال و ثروت اصحاب! در دوره عثمان نقل می کنند، جداً حيرت انگيز و قابل توجيه است.
    بقول استاد «سيد قطب»: عثمان خيال کرد که «پيشوا» شدن وی، به او آزادی تصرف در دارائی مسلمانان را می دهد که طبق دلخواه خود «هبه» کند و «بخشش» بنمايد! حتی او در جواب انتقاد کنندگان می گفت: پس من برای چه پيشوا شده ام؟ او خيال کرد که خلافت به او اجازه می دهد که «بنی معيط» و «بنی اميه» را- که از خويشان و نزديکان او بودند- به بهانه اينکه وظيفه او احترام به خانواده است! برگرده مردم سوار کند!
    عثمان به شوهر دخترش، «حارث بن حکم» در شب عروسی 000/200 درهم از بيت المال را بخشيد و هنگامی که «زيد بن ارقم» خزانه دار به او اعتراض کرد او را از کار برکنار کرد.
    عثمان روزی به «زبير» 000/600 و به «طلحه» 000/200 درهم داد و يک پنجم ماليات «آفريقا» را به «مروان بن حکم» بخشيد. خود جناب خليفه هم هنگاميکه بدست انقلابيون کشته شد 000/150 دينار و يک ميليون درهم موجودی داشت و بهای املاک او در «وادی القری» و «حنين» و نواحی ديگر بدويست هزار دينار بالغ ميشد. علاوه بر اينها مالک اشتران و اسبان فراوانی بود و گردنبند زنش به قدر ماليات آفريقا قيمت داشت!...
    در همين دوران بود که هزاران دينار برای ساختن «کاخ سبز» برای فرمانداروی «معاويه» خرج شد. در واقع توده مردم در زير پای عياشان و سرمايه داران «اموی» که حکومت را غصب کرده بودند، محکوم به نابودی گشتند.
    بنابه اقرارمورخين وحتی نويسندگان معاصر اهل سنت از قبيل: سيد قطب، محمد غزالی، عبدالحميد جودة السحار، قدری قلعه چی و دکتر علی الوردی از زمان خلافت عثمان سيستم حکومت اسلامی به کلی تغيير شکل و ماهيت داد و اين وضع برای «ابوذر» و ديگر صحابه راستين پيامبر خدا قابل تحمل نبود.
    از اينجا بود که ابوذر قيام کرد؛ قيام کرد که نابرابری ها و نابسامانی های اجتماع و ظلم و ستم های گروه به اصطلاح «زمامداران مسلمين»! را برطرف سازد زيرا او دوره حکومت عادلانه پيامبر پاک خدا را ديده بود و معنی عدالت اجتماعی و اقتصادی را به مفهوم واقعی کلمه درک می کرد. سند زنده و مدرک عمده «ابوذر» آيه ای از قرآن مجيد بود که بالصراحه اعلام ميدارد:
    «والذين يکنزون الذهب والفضة و لا ينفقونها فی سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم، يوم يحمی عليها فی نار جهنم، فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما کنزتم لانفسکم فذوقوا ما کنتم تکنزون. و کسانی که طلا و نقره را ذخيره کرده و در راه خدا خرج نمی کنند به عذاب دردناکی آنان را بشارت ده. روزی که آنها در آتش جهنم افروخته شده و پيشانیها و پهلوها و پشتهايشان با آن داغ می شود، اين اسست آنچه برای خود ذخيره کرديد، پس بچشيد «نتيجه» آنچه را که برای خود ذخيره می کرديد!»
    «ابن اثير» می نويسد ابوذر ميگفت: «مسلمانان نبايد بيشتر از قوت يک شبانه روز را- در صورتی که ديگران نيازمندند – پيش خود نگه دارد»و اين فکر را با استناد به ظاهر آيه شريفه و ديدن وضع اجتماعی و فقر عمومی مردم، در همه جا بيان و تبليغ می کرد و در واقع روزگار را بر سياهکاران بنی اميه، بر معاويه و تبهکاران ديگر تنگ و تاريک ساخته بود.
    ابوذر روزی که به شام رسيد و ديد صدها کارگر مشغول ساختن «کاخ سبز» برای «معاويه» هستند و معاويه با شادی و غرور در آنجا ايستاده و نظاره می کند، بسختی عصبانی شد و گفت: ای معاويه اگر اين کاخ از مال مردم باشد خيانت است و اگر از مال خودت باشد اسراف.
    سرانجام «معاويه» به «عثمان» گزارش داد که «ابوذر» دارای طرز فکر «اشتراکی» بوده و ماجراجوی خطرناکی است که کارش اخلالگری می باشد... عثمان دستورداد که ابوذر را پيش وی بفرستند؛ و معاويه دستور عثمان را آنطور که «عبدالحميد جودة السحار» نويسنده بزرگ مصری می نويسد چنين اجرا کرد: ... ابوذر را کشان کشان نزد معاويه آوردند، و در �8� بيرون کن. او هم ابن مسعودرا برداشت و در بيرون مسجد به زمين کوفت و س�%روز بسروقت ما ميآئی؟
    هرگاه بی اجازه عثمان، يک نفر از اصحاب پيامبر را می کشتم تو بودی، ولی درباره کشتن تو بايد از عثمان اجازه بگيرم.
    ابوذر جواب داد: «من دشمن خدا و پيغمبر نيستم؛ تو و پدرت دشمن خدا و پيغمبر بوديد که در ظاهر مسلمان شديد و در باطن کافريد...»
    «...ابوذر را بر اشتری که پالان چوبی سختی داشت، سوار کردند و پنج نفر از سرخ پوشان وحشی را مأمور بردن وی ساختند، اينان طبق دستور معاويه بسرعت او را ميبردند و نميگذاشتند در راه شام و مدينه اندکی بياسايد؛ تا اينکه رانهايش پوست انداخت و مرگ به سختی سينه اش را می فشرد...»
    «... عثمان به ابوذر گفت: از همين امروز بايد حرکت کني، تو را به «ربذه» ميفرستم و سپس خطاب بدرباريان خود گفت: ابوذر را از اينجا بيرون کنيد! او را سوار شتری می کنند که پالان چوبی بی روپوشی داشته باشد و با خشونت تمام تا «ربذه» ببرند و آنجا بايد هيچ کس مونس او نباشد. مروان و ساير درباريان چاپلوس ابوذر را با عصا از کاخ عثمان راندند...»
    عبدالحميد جودة السحار پس از نقل جريان نزاع «علی» عليه السلام و عثمان در موضوع تبعيد ابوذر، می نويسد که «عبدالله بن مسعود» صحابی بزرگ پيغمبر هم در «کوفه» به تبعيد ابوذر اعتراض کرد و عثمان به «وليد» حاکم «کوفه» دستور داد که او را به پايتخت بفرستد.
    «... عبدالله بن مسعود چون به مدينه آورده شد وارد مسجد گرديد، عثمان به غلام سياهش گفت اين مرد را از مسجد بيرون کن. او هم ابن مسعودرا برداشت و در بيرون مسجد به زمين کوفت و سپس در خانه خود محبوسش کرد و چيزی بوی نداد تا جان داد!!؟...»
    در موقع تبعيد ابوذر هم، چنانکه تواريخ معتبر نوشته اند طبق دستور عثمان کسی نتوانست اورا بدرقه کند و فقط «علی بن ابيطالب» عليه السلام با فرزندانش به بدرقه يار وفادار رسول الله آمدند و او را با چشمانی اشکبار بدرقه کردند... ابوذر در تبعيدگاه بدآب و هوای «ربذه» تنها جان داد و در زمره رجال بزرگ و انقلابی تاريخ قرارگرفت و «مالک اشتر» او را غسل داد و دفن کرد...
    آری ابوذر يار وفادار پيامبر پاک خدا، به جرم دفاع از حق و عدالت و قيام عليه ظلم و ستم، به دست عثمان خليفه باصطلاح اسلامی! درگذشت و نام وی در تاريخ مردان بزرگ اسلام جاودان ماند... ولی بذری که او پاشيده بود و تبليغاتی که عليه دستگاه ستمکار و فسادپرور وقت نموده بود سرانجام تأثير خود را بخشيد ...



    *منبع:سرگذشتنامه بزرگان اسلام-از ع.اللهیاری
    ویرایش توسط گلستان قرآن : ۱۳۸۹/۰۵/۰۸ در ساعت ۲۲:۱۷
    من حیدریم...

    سَر به سَرم مگذارید...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود.
    احسنت بر جناب گلستان قرآن عزیز که بسیار زیبا از آنجا و از اینجا گفته اند.
    احسنت
    احسنت
    احسنت
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود