صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خدايا من توان خود را از دست داده ام!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    تشکر:
    1
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خدايا من توان خود را از دست داده ام!




    هیچ کس نیست که در زندگی مادی و معنوی خود به نوعی مشکل نداشته باشد.
    بلکه اساسا دوستان خداوند گرفتاریهای بیشتری دارند.
    هرکه دراین بزم مقرب تر است
    جام بلا بیشترش میدهند
    ولی نباید فراموش کرد که همان گونه که دام مشکلات را سر راه انسان نهاده اند، راه گریز ار آن ها را نیز به او آموخته اند. این راه حل ها به صورت های گوناگونی پیش پای آدمی نهاده می شود که از جمله آنها الهام به دل است، که البته این حال زمانی دست می دهد که امید آدمی از همه جا جز خداوند بریده باشد.

    در طول یک سال اخیر، در اثر تجدید بنای منزل، گرفتار بدهی های سنگینی در حد امور اقتصادی و شرایط زندگانی خاص خود شدم. تهیه پول از یک سو، انجام تعهدات و قراردادهای کاری نظیر ترجمه و ویرایش و... از سوی دیگر به صورت کلاف سردرگمی در آمده بود خلاصه ، گاهی کار بسیار بر من سخت می شد و پریشانی خاطر عجیبی به من دست می داد. روزی بر دلم خطور کرد که حضرت نوح(ع) هنگامی که کار تبلیغ بر او گران آمد و مردم را می دید که در کفر و انکار سخت مقاومت می کنند، عرضه داشت " رب انی مغلوب فانتصر" پروردگارا من توان خود را از دست داده ام پس تو از من دستگیری نما. و نیز به یاد حضرت موسی(ع) افتادم که در آن صحرا پس از آب دادن گوسفندان دختران شعیب(ع) برای استراحت زیر درختی نشست و گفت:"رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر" خداوندا! من به هر خیری که بر من فرو فرستی سخت نیازمندم و منظورش غذا و لقمه نانی بود که گرسنگی خود را برطرف سازد. از این رو به نظرم رسید که در قنوت نمازها و در سجده آخر نماز این دو آیه را بخوانم، شاید خداوند گشایشی در کارم پدید آورد. یکسال گذشت تا روزی در کتاب شریف بحارالانوار دعایی از شرح مرحوم علامه مجلسی به چشمم خورد که در واقع شرح حال من بود: خداوندا بسا بنده ای که تو را صدا زد: رب انی مغلوب فانتصر و تو از باب یاری او درهای آسمان را با فرستادن باران سیل آسای خود گشودی، از زمین چشمه هایی جوشاندی، آب آسمان و زمین را برا گشایش کار وی بر آنچه مقدر شده بود به هم پیوست و او را از باب کفایت خود بر کشتی نجات برنشاندی. پروردگارا، من نیز مغلوبم، پس یاری خود را برسان(سه بار)، بر محمد و آل محمد درود فرست و بر من نیز از باب یاری خود درهای آسمان را به باران رحمت خود بگشا و چشمه های یاری خود را از زمین بجوشان تا آب گشایش کار من نیز بر آن چه مقدر شده به هم پیوندد و مرا نیز بر کشتی نجات برنشان. بحار الانوار،95/378
    حسین استاد ولی


    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,564
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    266



    خدايا من توان خود را از دست داده ام! خدايا من توان خود را از دست داده ام!


    خدایا خودت دست همه رو بگیر....
    خدایا خودت دستم رو بگیر....توانم رو از دست دادم.....



    السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
    السلام علیک یا عباس بن علی (ع)

    اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    تشکر:
    1
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدايا منم ديگه توانم رو از دست دادم...
    به ولاي علي ديگه نمي تونم...
    دست تنهام نيروي كمكي ميخوام...
    ديگه از اين همه امتحان خسته شدم...
    ديگه ميخوام از همه چيز و همه كس ببرم...
    ميخوام از اين دنيا و مردمش دل بكنم...
    ميخوام از انسان بودن استفعا بدم...
    ديگه توان هيچ امانتي رو ندارم ...
    مي خوام پروانه باشم كبوتر باشم يا يه برگ درخت ولي آدم نباشم...
    خوبا همه رفتند و ما بدها مونديم و يه كوله بار گناه...

    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,564
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    266



    خدایا..به حق خوبانت...هیچ وقت ازم نا امید نشوو.............................هیچ وقت..چون من از خودم نا امیدم....تنها امیدم به امید شماست...........

    هیچ وقت ازم خسته نشو.....چون من خودم از خودم خسته شدم......تنها امیدم به امید شماست...........

    خدايا من توان خود را از دست داده ام!



    السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
    السلام علیک یا عباس بن علی (ع)

    اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    براي منم دعا كنيد


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    الهی راضی ام به رضای تو...
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3,203
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    96 روز 16 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدایا...
    میدونم...
    میدونم هر چقدر به من لطف میکنی بیشتر ناشکری میکنم...
    میدونم هر قدر به من نزدیک تر میشی ازت دور میشم
    ولی...
    بازم غیر از تو کسی هست که منو درک کنه؟
    خدایا...هدفت از اینکه منو انداختی تو این بازی جدی چیه؟
    حالا که منو بین گرگ ها تنها گذاشتی!!!...قدرت مقابله باهاشون رو بهم نمیدی؟؟؟؟؟؟؟
    خدایا...من به قدرت تو احتیاج دارم...
    خدایا...خودت داری منو وارد این بازی میکنی...خودت هم باید منو اونقدر قوی کنی که بتونم با دشمنان ولی تو مقابله کنم
    چشم...چشم...چشم...منم نهایت سعیمو میکنم که گناه نکنم
    گرچه خیلی سخته ولی چشم...
    خدایا...به یک وسیله ای...طوری که خودت دوست داری...جواب سوال منو بده...
    راه منو روشن کن...
    خدایا...یه جمله میگم...هوامو داشته باش...میخوام برم به جنگ...به یه جنگ واقعی
    شبی مجنون به لیلی گفت کِی معشوق بی همتا
    تو را عاشق شود پیدا ولی......


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    دوستان بزرگوارم ؛ توان ما با یاد خدامضاعف می شودبا محبتش
    به نور خدا مزین میشود وبا عشقش به قادر لایزال پیوند میخورد .
    صعود از این پلکان(یاد او - محبت او - عشق او ) توان می خواهد
    اگر این توان را به دست آورید کوههای سترگ( از غمها ورنجهای دنیا ) در برابرت چون پر کاهی خواهند بود که انها را حتی به پشیزی نمی دانی
    زیرا یاد و محبت و عشق خداوندانچنان بر وجودت عظمت می بخشد که توانمند ترین موجود جهان را پشتیبان خود می بینی


    .............................................. حق یارتان ..........................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۵/۱۳ در ساعت ۰۵:۴۳


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    تشکر:
    1
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدايا اي كاش مي تونستيم صداتو بشنويم...
    مشكل همه ما همينه...
    هي ميگيم هي ميگيم...
    هي اشك مي ريزيم و درد دل ميكنيم...
    اما جوابي نميدي...
    شايد هم آرام در گوشمون زمزمه ميكني..
    خدايا گوشهامون نميشنوه...
    بلندتر زمزمه كن تا بشنويم...
    حداقل يك دستي رو سرمون بكش و نوازشمون كن...
    بذار سرمون رو روي شونه هات بذاريم و زار زار گريه كنيم..
    بذار سبك بشيم...
    مرديم از دلتنگي...

    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده





  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    215
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیلی چیزا ازت میخواستم
    خیلیاشو دادی بهم
    ممنونم
    میدونم اشتباه بزرگی کردم گناه کردم ولی خودمم داغون شدم
    منو ببخش و با بخششت از اشتباهاتم بگذر، چون توان جبران اشتباهم ندارم
    پس بگذر از اشتباهم
    چون دیگه نمی تونم.........
    عاشقی پیداست از زاری دل
    نیست بیماری چو بیماری دل
    علت عاشقی زعلتهاجداست
    عشق اصطرلاب اسرارخداست
    عاشقی گر زین سرو گر ز آن سر است عاقبت ما را بدان سر رهبر است
    هر چه گویم عشق را شرح وبیان
    چون به عشق آیم خجل گردم زآن
    گر چه تفسیر زبان روشن گر است
    لیک عشق بی زبان روشن تر است


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود