صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    208
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد؟




    به نام عقل و خرد
    با درود


    از دوستان مسلمان سوالی دارم و آن سوال این است که کتابی که مبین(!) است چرا نیاز به تبیین کننده دارد؟
    " بعد از اين که بودا مرد ، مردم سايه ي او را قرن ها در غار ها نگاه داشتند - سايه اي عظيم و ترسناک -

    خدا مرده است: ولي تا زماني که بشر وجود دارد ، غار هايي براي سايه ي او وجود دارد - شايد براي ميليارد ها سال- و ما بايد بر سايه او غلبه کنيم..."

    فریدریش ویلهلم نیچه

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    375
    تشکر:
    1
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    218
    آپلود
    7
    گالری
    259



    آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد یا هركس به اندازة درك خود باید از ترجمة آن مطالبی را درك نماید؟
    هیچ شكی نیست كه قرآن كریم برای تودة مردم نازل شده تا آنها را به سمت كمالات متعالی و قرب الی الله رهنمون باشد، «وما هی الاّ ذكری للبشر» (مدثر، 31) «و آن، جز تذكّری برای انسان‌ها نمی‌باشد» و از این رو آیات زیادی در قرآن انسان را به تدبّر و تعقّل در قرآن بدون هیچ قیدی كه آن را مختص به افراد خاص كند، فرامی‌خواند. مانند: «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها» (محمد r، 24) «آیا آنها در قرآن تدبر نمی‌كنند یا بر دلهاشان قفل نهاده شده است؟» دعوت و ترغیب همة انسان‌ها به تدبر در قرآن كریم و توبیخ آنها بر نیندیشیدن در آیات قرآنی، شاهد گویایی است بر فراگیر بودن فهم معارف آن (1). همة اقشار مردم در هر رتبه از فهم و درك و مراتب علمی و روحی كه باشند، می‌توانند از آن بهره ببرند.

    و نیز آیاتی كه قرآن را به «نور»، «كتاب مبین» (روشن و روشنگر)، «برهان» (نور سپید و درخشان) توصیف كرده و آن را برای پند گرفتن سهل و آسان معرفی كرده «لقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدثر» (قمر، 17) «ما قرآن را برای تذكر آسان ساختیم، آیا كسی هست كه متذكر شود؟» همة اینها دلالت بر همگانی بودن فهم آن دارد. و لكن هر اندیشمند آگاه با اندك آشنایی با قرآن و معارف آن، به خوبی می‌داند كه علوم و معارف نهفته در آن دارای سطوح و مراتب مختلفی است. فهم سطحی از این معارف، برای عموم آسان و دلالت آیات بر آن، آشكار و بیّن است و هر كسی در صورتی كه به زبان عربی و یا با مطالعة ترجمة صحیح آن آشنا باشد، بدون نیاز به تفسیر می‌تواند، آن معارف را از قرآن فرا بگیرد. و خود را شاگرد قرآن بداند نه اینكه نظر خود را بر قرآن تحمیل كند بلكه با ذهنی پاك و ضمیری باصفا در معارف آن تدبّر نماید. به میزان دانش و استعداد خود، از هدایت و اندرز این كتاب نیز بهره‌مند خواهد شد.

    حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «كسی با قرآن هم‌نشین نشد مگر آن‌كه بر او افزود یا از او كاست، در هدایت او افزود و از كور دلی و گمراهی‌اش كاست». (2) حتی معارف بلند را نیز خداوند متعال به صورت مَثل یا داستان و یا با بیان ساده و همه كس فهم بیان كرده است تا عامة مردم به بهانة پیچیدگی و عمیق بودن معارف آن، خود را از آن محروم نبینند. (3)

    فهمیدن بخش عمده‌ای از معارف بلند این كتاب عظیم كه در سطحی فراتر از فهم تودة مردم است، و برای بسیاری از افراد، بدون تفسیر میسّر نیست. بنابراین انسان یا باید خود مقدمات لازم برای توانایی بر تفسیر را طی كند و دانش و شرایط لازم برای تفسیر را كسب نماید و به تفسیر آیات بپردازد، و یا از تفاسیر معتبر مفسّران مورد اعتماد بهره گیرد.

    افزون بر دو بخش یاد شده بخش دیگری از معارف این كتاب عظیم كه در مرتبه‌ای بالاتر قرار دارد با كمك تفسیر مفسران و یا تحصیل مقدمات تفسیر و كسب شرایط و دانش‌های لازم نیز، قابل دسترسی نیست و فهم آن ویژة راسخان درعلم (نبی اكرم و ائمة طاهرین ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ) است و تنها راه پی‌بردن به آن معارف بلند، رجوع به راسخان در علم، و تفسیری است كه از آنان نقل شده است.
    __________________
    خدایا...
    خسته ام
    از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته ام از اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...
    شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام
    می پذیری؟
    --------------------------------------------------
    اگر چه سالها بگذرد، اما مگر می شود!. . .

    مگر می شود، تو فراموش کنی تلخی غربت را، قصه ی کوچه را، و داستان

    آن درنیم سوخته را . . .!

    --------------------------------------------------

    به تماشا سوگند
    و به آغاز كلام
    و به پرواز كبوتر از ذهن
    واژه ‌اي در قفس است

    مـــــا از قدیــــم طــــایفه ای سینــه خستــه ایــم
    مـــــا بچـــه هــــای مــادر پهلــــو شکســــته ایــم
    امــــــروز اگـــــر سیـــنـــه و زنـــجـــیــــر می زنیم
    فردا به عــشــــق فــاطـــمه شمــشیر می زنیم
    مـــا را پیــــامـبــر ، قبیـله سـلـمــان خطـاب کرد
    روی غــرور و غـــیـرت مــا هـــــم حــســــاب کرد
    ازمـــا بــتـــــرس! طــایــفـــه ای پــــر اراده ایـــــم
    ما مثل کوه پشت سر سید علـــی ایستاده ایم


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    139
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    با سلام
    دوست عزیز تفسير در لغت يعنى برگرفتن نقاب از چهره و در مورد قرآن بايد بگوييم نقابى بر چهره ندارد ، ايـن ما هستيم كه بايد نقاب از چهره جان برگيريم و پرده از ديده عقل و هوش خود كنار زنيم تا مـفـاهـيـم قـرآن را دريابيم زيرا قرآن تنها يك چهره ندارد ، يك چهره عمومى دارد كه براى همه گـشاده است و نور مبين است اماچهره هاى ديگر آن را تنها انديشمندان مى بينند البته به هر يك بـه انـدازه پـيـمـانه وجود و كوشش و تلاش آميخته با اخلاص سهمى مى بخشد از اين چهره ها در احـاديـث تـعـبـيربه بطون قرآن شده اما چهره هاى ديگرى از قرآن بر اثر گذشت زمان و پرورش نبوغها واستعدادها پرده از آن برداشته مى شود. ( تفسير نمونه ج 1 مقدمه، مكارم شيرازى - ناصر و ديگران)



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    513
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    جناب بهنام ضمن تشکر بابت ارسال پاسخ با توجه به اینکه پاسخ ارسالیتون ناقص بود بنده پاسخ کامل رو همراه سند های پاسخ تقدیم می کنم
    آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد یا هركس به اندازة درك خود باید از ترجمة آن مطالبی را درك نماید؟

    هیچ شكی نیست كه قرآن كریم برای تودة مردم نازل شده تا آنها را به سمت كمالات متعالی و قرب الی الله رهنمون باشد، «وما هی الاّ ذكری للبشر» (مدثر، 31) «و آن، جز تذكّری برای انسان‌ها نمی‌باشد» و از این رو آیات زیادی در قرآن انسان را به تدبّر و تعقّل در قرآن بدون هیچ قیدی كه آن را مختص به افراد خاص كند، فرامی‌خواند. مانند: «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها» (محمد r، 24) «آیا آنها در قرآن تدبر نمی‌كنند یا بر دلهاشان قفل نهاده شده است؟» دعوت و ترغیب همة انسان‌ها به تدبر در قرآن كریم و توبیخ آنها بر نیندیشیدن در آیات قرآنی، شاهد گویایی است بر فراگیر بودن فهم معارف آن (1). همة اقشار مردم در هر رتبه از فهم و درك و مراتب علمی و روحی كه باشند، می‌توانند از آن بهره ببرند.

    و نیز آیاتی كه قرآن را به «نور»، «كتاب مبین» (روشن و روشنگر)، «برهان» (نور سپید و درخشان) توصیف كرده و آن را برای پند گرفتن سهل و آسان معرفی كرده «لقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدثر» (قمر، 17) «ما قرآن را برای تذكر آسان ساختیم، آیا كسی هست كه متذكر شود؟» همة اینها دلالت بر همگانی بودن فهم آن دارد. و لكن هر اندیشمند آگاه با اندك آشنایی با قرآن و معارف آن، به خوبی می‌داند كه علوم و معارف نهفته در آن دارای سطوح و مراتب مختلفی است. فهم سطحی از این معارف، برای عموم آسان و دلالت آیات بر آن، آشكار و بیّن است و هر كسی در صورتی كه به زبان عربی و یا با مطالعة ترجمة صحیح آن آشنا باشد، بدون نیاز به تفسیر می‌تواند، آن معارف را از قرآن فرا بگیرد. و خود را شاگرد قرآن بداند نه اینكه نظر خود را بر قرآن تحمیل كند بلكه با ذهنی پاك و ضمیری باصفا در معارف آن تدبّر نماید. به میزان دانش و استعداد خود، از هدایت و اندرز این كتاب نیز بهره‌مند خواهد شد.

    حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «كسی با قرآن هم‌نشین نشد مگر آن‌كه بر او افزود یا از او كاست، در هدایت او افزود و از كور دلی و گمراهی‌اش كاست». (2) حتی معارف بلند را نیز خداوند متعال به صورت مَثل یا داستان و یا با بیان ساده و همه كس فهم بیان كرده است تا عامة مردم به بهانة پیچیدگی و عمیق بودن معارف آن، خود را از آن محروم نبینند. (3)

    فهمیدن بخش عمده‌ای از معارف بلند این كتاب عظیم كه در سطحی فراتر از فهم تودة مردم است، و برای بسیاری از افراد، بدون تفسیر میسّر نیست. بنابراین انسان یا باید خود مقدمات لازم برای توانایی بر تفسیر را طی كند و دانش و شرایط لازم برای تفسیر را كسب نماید و به تفسیر آیات بپردازد، و یا از تفاسیر معتبر مفسّران مورد اعتماد بهره گیرد.

    افزون بر دو بخش یاد شده بخش دیگری از معارف این كتاب عظیم كه در مرتبه‌ای بالاتر قرار دارد با كمك تفسیر مفسران و یا تحصیل مقدمات تفسیر و كسب شرایط و دانش‌های لازم نیز، قابل دسترسی نیست و فهم آن ویژة راسخان درعلم (نبی اكرم و ائمة طاهرین ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ) است و تنها راه پی‌بردن به آن معارف بلند، رجوع به راسخان در علم، و تفسیری است كه از آنان نقل شده است.

    بنابراین معارف قرآن كریم از جهت ظهور و خفا، سهولت و صعوبتِ فهم آن از الفاظ و عبارات آیات، در سه مرتبه قرار دارد: یك مرتبة از آن بی‌نیاز از تفسیر است و یك مرتبه از آن ویژه راسخان در علم است، ولی در مرتبة دیگری از آن، كه بخش عمده‌ای از معارف را دربرمی‌گیرد، نیازمند تفسیر است. این دسته‌بندی، در روایات نیز مطرح شده است، در روایتی كه در كتاب احتجاج از قول امیرالمؤمنین u آمده است، حضرت می‌فرماید: «همانا خداوند متعال كلامش را بر سه قسم تقسیم كرد، قسمتی از آن را عالم و جاهل می‌شناسند و درك می‌كنند و قسمتی از آن را فقط افرادی كه دارای صفای ذهن و حس لطیف و دارای قدرت تمییز بین حق و باطل باشند و خدوند شرح صدر برای اسلام به آنان داد، آن قسم را درك می‌كنند، و قسم دیگر را به غیر از خداوند متعال و انبیای الهی و راسخون در علم، كس دیگر را توانایی در فهم آن نیست.» (4)

    و در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمودند: كتاب خدا (قرآن) بر چهارگونه است: عبارات، اشارات، لطایف و حقایق.
    عبارت قرآن برای عامة مردم است، اشارات برای خواص، لطایف برای اولیا و حقایق برای انبیاست.


    بنابراین ما می‌توانیم از ترجمة قرآن، معانی و مطالب ابتدایی آن را درك كنیم ولی اگر بخواهیم، به معارف عمیق و بالاتر آن پی ببریم ناگزیر هستیم مانند هر رشته و فنی كه اگر انسان مهارت ندارد به متخصص رجوع می‌كند، در این‌جا نیز ما باید به متخصصین و مفسرین قرآن رجوع كنیم و حتی برداشت‌های ابتدایی خود را با نظرات آنها بسنجیم تا از اشتباه و تفسیر به رأی محفوظ بمانیم.

    در مورد احادیث نیز، این طبقه‌بندیها در فهم احادیث وجود دارد. چرا كه رسول اكرم r و ائمة طاهرین ـ علیهم السلام ـ از آنجایی كه به معدن علم متصل بوده‌اند معارفشان همتای معارف قرآن كریم است.(5)و از این رو پیامبر اكرم (ص) می‌فرماید: « إن حدیث آل محمّد(ص( صعب مستصعب» «همانا حدیث آل محمّد (ص)سخت و دشوار است» اگرچه احادیث از لحاظ كیفی و كمّی با قرآن در موضوع مورد بحث فرق می‌كند و لكن اصل نیاز به تفسیر در احادیث نیز ضروری است البتّه در احادیث مسئلة سند نیز مطرح است كه خود تخصص خاصی را طلب می‌كند، و به همین دلیل كتب زیادی در رابطة با شرح و توضیح نهج البلاغه البلاغه و كتاب‌های حدیثی دیگر نگاشته شده است.


    1)آیت الله جوادی آملی، تسنیم، (تفسیر قرآن كریم)، (قم، مركز نشر: اسراء، چاپ دوم، 1378)، ج 1، ص 36.
    2) نهج البلاغه، خطبة 176.
    3) آیت الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن كریم (قم، مركز نشر اسراء، چاپ دوم، 1378) ج 1 (قرآن در قرآن)، ص 431.
    4) تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 313، حدیث 18، به نقل از احتجاج طبرسی.
    5) محمدباقر مجلسی (ره)، بحارالانوار، ج 75، ص 278.



  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    208
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شما که باز هم به ماستمالی پناه بردید


    آیاتی هستند که از آنها می توان چند برداشت کرد


    مثلا آیه ای هست که می گوید که خورشید حرکت می کند

    من می گویم که نظر محمد این بوده است که خورشید به دور زمین می گردد(مانند نظر کلیسا)

    شما می گویی که منظور حرکت انتقالی خورشید است

    من از شما می پرسم چرا اینگونه تفسیر می کنی ؟

    پاسخ : این کار را می کنید چون قرآن را صحیح پنداشته اید و مرتکب مصادره به مطلوب شده اید
    " بعد از اين که بودا مرد ، مردم سايه ي او را قرن ها در غار ها نگاه داشتند - سايه اي عظيم و ترسناک -

    خدا مرده است: ولي تا زماني که بشر وجود دارد ، غار هايي براي سايه ي او وجود دارد - شايد براي ميليارد ها سال- و ما بايد بر سايه او غلبه کنيم..."

    فریدریش ویلهلم نیچه

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534

    روش برداشت از قرآن یا منطق تفسیر قرآن چیست؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط atheist philosopher نمایش پست
    من از شما می پرسم چرا اینگونه تفسیر می کنی ؟

    پاسخ : این کار را می کنید چون قرآن را صحیح پنداشته اید و مرتکب مصادره به مطلوب شده اید
    روش برداشت از قرآن یا منطق تفسیر قرآن چیست؟

    فهم و برداشت هر متن مقدمات و مبانى و روش و شرایطى دارد كه اگر رعایت شود، فهم صحیح و معتبر از متن حاصل مى‏شود و اگر رعایت نشود، فهمنده را به بیراهه مى‏بردو برداشت و تفسیرى غیر حقیقى از متن و مقصود نویسنده ارائه مى‏كند.
    برداشت از قرآن كریم یا به عبارت دیگر فهم و تفسیر متن مقدس مسلمانان نیز از این قاعده مستثنى نیست. بنابراین لازم است كه در پى‏ریزى نظام‏واره‏اى براى منطق فهم و تفسیر قرآن باشیم.
    البته فقدان فهم و تفسیر قرآن یا عدم رعایت آن موجب لغزش‏ها و آسیب‏هایى مى‏شود، كه در برخى از تفسیرها شاهد آن بوده‏ایم، بنابراین لازم است كه سنجش‏هاى فهم و تفسیر روشن شود و آسیب‏ها و موانع فهم مشخص گردد تا مفّسر قرآن گرفتار آن دام‏ها نگردد.
    منطق تفسیر قرآن، موضوعى نو پدید است كه در حوزه تفسیر مطرح شده است هر چند كه در مورد زیر مجموعه‏هاى آن در برخى كتاب‏ها مطالبى بیان شده و ریشه‏هاى اصلى بحث را در برخى آیات و احادیث و برخى مقدمه‏هاى تفسیرها و مقالات مى‏توانیم پیدا كنیم. كه در ادامه به مناسبت به آنها اشاره مى‏كنیم:
    منطق فهم و تفسیر قرآن یا شیوه صحیح برداشت از قرآن:
    براى آنكه برداشت صحیحى از قرآن داشته باشیم، ناچاریم كه حداقل مراحل زیر را طى كنیم:
    اول: آماده سازى زیر ساخت‏هاى تفسیر و كسب آمادگى‏ها و مقدمات:
    1. بدست آوردن شرایط مفسر قرآن:
    از جمله: تسلّط بر ادبیات عرب (صرف، نحو، لغت،...)، آگاهى از شأن نزول آیات، اطلاع از علوم قرآن، علم فقه، علم اصول فقه، آگاهى از احادیث و مراجعه به آنها، علم به قرائات قرآن، آگاهى از بینش‏هاى فلسفى، علمى، اجتماعى و اخلاقى، آشنایى با تفاسیر.
    البته روشن است كه تفسیر قرآن همچون هر علم دیگر نیازمند تخصص است و كسى كه بدون شرایط لازم به سراغ تفسیر قرآن برود همچون كسى است كه بدون تخصص به جراحّى قلب بپردازد كه البته كارى ناپسند در نظر عقلاء است و در نتیجه قرآن چنین كارى موجب تفسیر به رأى مى‏گردد كه ممنوع است. براى اطلاع از كمیت و كیفیت این شرایط و دیدگاههاى دیگر در این زمینه به كتاب‏هاى زیر مراجعه كنید: الاتقان فى علوم القرآن، سیوطى، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده، روش‏شناسى تفسیر، رجبى و دیگران، شروط و آداب تفسیر و مفسر، كامران ایزدى.
    2. تفكر و تعقّل و تدّبر در آیات قرآن:
    قرآن كریم در موارد متعدد افراد را به تفكر در آیات1 یعنى اندیشه‏ورزى در جزئیات و مقدمات و علل و زمینه‏ها فرا مى‏خواند.
    و در برخى از آیات، افراد را به تعقّل در آیات2 یعنى اندیشه‏ورزى در امور كلّى فرا مى‏خواند.
    و گاهى افراد را به تدّبر یعنى پیامدهاى امور فرا مى‏خواند.3 - 4
    البته هر سه مورد فوق براى فهم آیات و برداشت از آنها لازم است.
    براى مثال اگر قرآن به سرگذشت عذاب آلود قوم عاد اشاره مى‏كند ما باید در مورد زمینه‏ها و علل جزئى این حادثه تفكر كنیم. و نیز در مورد سنت و قانون كلى الهى در مورد اقوام سركش در طول تاریخ تعقّل نماییم و نیز در مورد پیامدهاى این حادثه تاریخى و تأثیر آن در سرنوشت افراد و ملت‏ها تدّبر كنیم و در مجموع عبرت‏هاى این حادثه را بدست آوریم و بیان كنیم. این نوع برخورد با آیات منتهى به برداشت‏هاى جالب مى‏شود كه اگر با رعایت ضوابط صورت گیرد قابل انطباق با هر زمان و مكان مشابه است.
    ادامه دارد...
    ویرایش توسط iranproud : ۱۳۸۹/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۸:۳۴


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    دوم: انتخاب مبانى در تفسیر:
    در این مورد لازم است به این پرسش‏هاى اساسى پاسخ داده شود:
    1. آیا تفسیر قرآن جایز است؟ (جواز بمعنى امكان یا جواز بمعناى جواز شرعى).
    2. آیا ظواهر قرآن حجّت است؟
    3. آیا قرآن علاوه بر ظاهر، باطن یا باطن‏هایى دارد، یعنى آیا قرآن داراى ساخت‏هاى معرفتى و چند لایه است یا یك ساخت دارد؟
    4. آیا قرآن تحریف شده است یا از تحریف مصون مانده است؟
    5. آیا استعمال لفظ در بیشتر از یك معنا جایز است؟
    6. كدام منابع در تفسیر قرآن معتبر است؟ مثل قرآن، سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، عقل، شهود و اجماع و اقوال صحابه و تابعین و...
    7. آیا خبر واحد در ضوابط تفسیر قرآن (همچون فقه) حجّت است یا نه؟
    8. آیا قرآن كلامى منسجم و حكیمانه است و در هر سوره اهداف مشخصى را دنبال مى‏كنند؟
    انتخاب یك نظر و مبنا در مورد هریك از موارد بالا، براى مفسّر لازم است، چرا كه خط اساسى او را در تفسیر و برداشت‏هاى قرآنى مشخص مى‏سازد. و این مبنا همچون پیش فرض در تمام مراحل یك مفسّر یارى مى‏رساند.
    براى مثال: اگر كسى ظاهر قرآن را حجّت نداند و فقط تفسیر را منحصر به معصوم بداند در نتیجه هر كجا كه قرائن روائى وجود ندارد، نمى‏تواند با استفاده از قرائن عقلى تفسیر كند و از آیات برداشت نماید.
    مثال دیگر: اگر كسى شهود عرفانى و اجماع و اقوال صحابه و تابعین را در تفسیر معتبر و حجّت بداند، تفسیر او رنگ خاصى به خود مى‏گیرد اما اگر اینها را معتبر نداند و در پى قرائن عقلى و سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ص) باشد تفسیر و برداشت او جهت و رنگ دیگرى مى‏گیرد.
    یادآورى: براى اطلاع از مبانى تفسیر و دیدگاهها در این زمینه به كتاب‏هاى زیر مراجعه شود: روش‏شناسى تفسیر، رجبى و دیگران، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده، اصول التفسیر و قواعده، شیخ خالد عبدالرحمن العك و مبانى و روشهاى تفسیر، دكتر محمد كاظم شاكر.


    ادامه دارد.....


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    سوم: قواعد فهم و ضوابط تفسیر قرآن:
    قبل از برداشت و تفسیر قرآن لازم است قواعد تفسیرى یا مؤثر در تفسیر قرآن را بشناسیم تا بتوانیم فهم معتبرى از قرآن داشته باشیم؛ از جمله:
    1. قاعده سیاق یعنى فضاى حاكم بر آیه با توجه به آیات مرتبط قبل و بعد كه در فهم آیه و تفسیر آن مؤثر است.
    2. قواعد ادبى كه معمولاً در علوم صرف ونحو ومعانى و بیان، تبین مى‏شود.
    3. قواعد اصول الفقه مثل عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید و... كه معمولاً در علم اصول الفقه توضیح داده مى‏شود.
    4. قواعد فقهى و معلومات فقهى براى فهم آیات الاحكام.
    5. قاعده ممنوعیت كاربرد اسرائیلیات در تفسیر، یعنى مفسر حق ندارد از مطالب یهود و مسیحیت براى تفسیر آیات كمك بگیرد. همانطور كه كعب الاحبارها در طول تاریخ این كار را كرده‏اند و در برخى تفاسیر مثل تفسیر طبرى وارد شده است.5
    6. قاعده عدم جواز كاربرد غیر علم (عادى) در تفسیر: چرا كه تفسیر بیان كلام خداست امور غیر علمى به خدا جایز نیست. از این رو برخى مفسران تفسیر قرآن با خبر واحد ظنى را معتبر ندانسته‏اند.6
    7. ضوابط فهم تفسیر معتبر قران مثل اینكه:
    الف: تفسیر قرآن مخالف آیات دیگر قرآن نباشد.
    ب: تفسیر قرآن مخالف سنت قطعى نباشد.
    ج: تفسیر قرآن مخالف عقل نباشد.
    د: تفسیر قرآن مخالف علم تجربى قطعى نباشد.
    اگر مفسر قرآن این قواعد و ضوابط را نشناسد، نمى‏تواند برداشت صحیح و معتبرى از قرآن داشته باشد.
    براى مثال اگر مفسر قرآن، قاعده پنجم را نداند یا رعایت نكند. ممكن است در داستان آدم و حوا روایتى را بپذیرد كه مى‏گوید: زن از دنده چپ آدم پیدا شد، در حالى كه این روایت اسرائیلى است و اصل آن در تورات است.7
    مثال دیگر: اگر مفسر قرآن قواعد ادبى یا اصول یا فقهى را نداند در تفسیر آیات با مشكل جدّى روبرو مى‏شود.و حتّى در ترجمه قرآن نیز با مشكل روبرو مى‏شود.8 (البته ترجمه قرآن نوعى خلاصه تفسیر است.)
    یادآورى: براى اطلاع بیشتر از قواعد و ضوابط تفسیر به كتاب‏هاى زیر مراجعه كنید: مبانى و روش‏هاى تفسیر، دكتر محمد كاظم شاكر، روش‏شناسى تفسیر، رجبى و دیگران، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده، قواعد التفسیر، خالد بن عثمان السبت، اصول التفسیر و قواعده، شیخ خالد عبد الرحمن العك.


    ادامه دارد.....


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    چهارم: شناخت روش‏هاى تفسیرى معتبر و بهره‏گیرى از آنها:
    مفسران قرآن بر اساس منبع خاصى كه در تفسیر قرآن استفاده مى‏كنند، روش خاصى را در تفسیر مى‏پویند، این روشها متفاوت است پس براى فهم قرآن و تفسیر آن لازم است كه روش‏هاى صحیح و معتبر شناخته شود و نیز روش‏هاى غیر صحیح و غیر معتبر مشخص گردد، تا برداشت و تفسیر ما به بیراهه نرود و گرفتار خطاى روشى نشویم.
    چرا كه انتخاب روش صحیح در تفسیر موضوعیت دارد همانطور كه علامه طباطبائى(ره) ذیل آیه 7 / آل عمران از این حدیث:
    «من قال فى القرآن برأیه فاصاب فقد اخطاء»9
    (هركس در مورد قرآن بر اساس برداشت شخصى سخنى بگوید و به واقع برسد [و مطلب صحیح باشد] باز هم خطا كرده است.) استفاده كرده‏اند.10
    یعنى اگر كسى با روش غلط، اقدام به جراحى قلب بیمار كند و اتفاقاً نتیجه خوب باشد، باز هم مورد سرزنش عقلاء قرار مى‏گیرد و از ادامه كار او جلوگیرى مى‏شود، چرا كه نزد عقلاء وجود پزشك متخصص و ابزار و اتاق عمل و شیوه صحیح عمل براى هر جراحى لازم است؛ و روش تفسیر نیز همینگونه است.
    روش‏هاى معتبر فهم و تفسیر قرآن عبارتند از:
    1. روش تفسیر قرآن با قرآن (مثل تفسیر المیزان علامه طباطبائى و تفسیر القرآنى للقرآن، عبدالكریم خطیب.)
    2. روش تفسیر قرآن با احادیث (مثل تفسیر البرهان، محدث بحرانى و تفسیر الدّر المنثور، سیوطى.)
    3. روش تفسیر قرآن با عقل (برهان‏هاى قطعى عقل) (مثل تفسیر القرآن و العقل، نورالدین اراكى.)
    4. روش تفسیر قرآن با علوم تجربى قطعى (مثل تفسیر الجواهر، طنطاوى.)
    5. روش تفسیر اشارى قرآن (با طلنى صحیح) (مثل تفسیر حقایق التفسیر سُلّمى و تفسیر القرآن العظیم، تسترى و كشف الاسرار، میبدى.)
    و روش غیر معتبر در تفسیر قرآن همان روش تفسیر به رأى است كه گاهى در شیوه‏هاى فرعى برخى روش‏هاى فوق نیز سایه مى‏افكند. و در احادیث اسلامى به شدّت محكوم شده است.11
    روش تفسیر به رأى بدان معناست كه مفسر قرآن بدون توجه به قرائن عقلى و نقلى (آیات دیگر قرآن و احادیث) به تفسیر قرآن بپردازد و یا نظر خود را بر قرآن تحمیل كند، یعنى تفسیر او برداشت شخصى باشد نه برداشت علمى.12
    توضیح كامل هم از این روش‏ها در حوصله این نوشتار نیست ولى تأثیر آنها در فهم آیات قرآن قابل انكار نیست از این رو كاربرد آنها در تفسیر و احتراز از تفسیر به رأى كاملاً ضرورى است تا بتوانیم تفسیر معتبر و برداشت صحیحى از آیه داشته باشیم.
    مثال:
    إِنَّا انزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (قدر/ 1)
    اگر این آیه تفسیر بر اساس هر كدام از روش‏هاى فوق تفسیر شود نكته و برداشت خاص تفسیرى را بدنبال دارد.
    الف: تفسیر قرآن به قرآن آیه، با مراجعه به آیه: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ» (بقره / 185) روشن مى‏شود كه شب قدر در ماه رمضان است، همانطور كه بركت آن شب و جداسازى امور از آیه 3 - 4 / دخان استفاده مى‏شود.
    ب: تفسیر روائى آیه: با مراجعه به احادیث و تفسیر روائى آیه روشن مى‏شود كه این شب بیست و یكم یا بیست و سوم ماه رمضان است.13
    ج: تفسیر باطنى آیه: در برخى از احادیث آمده است كه شب لیلة القدر فاطمه(س) است14 كه شاید اشاره به آن باشد كه همانطور كه شب قدر ظرف نزول قرآن صامت است فاطمه ظرف نزول قرآن‏هاى ناطق یعنى ائمه(ع) است و یا اینكه همانطور كه شب قدر نامعلوم است، قبر فاطمه(س) نیز مجهول است.
    د. تفسیر علمى آیه: در تفسیر نمونه، مورد توجه واقع شده كه با طرح یك پرسش شروع مى‏شود: با توجه به اختلافات طلوع و غروب خورشید در مناطق مختلف زمین، شب قدر در آمریكا چه موقع است و در نهایت نتیجه مى‏گیرند كه شب كره زمین هنگامى است كه سایه آن یك دور مى‏چرخد پس مقصود از شب قدر 24 ساعت است.15 البته مانعى ندارد كه یك آیه با روش‏هاى مختلف تفسیر شود و همه تفاسیر لازم و صحیح باشد چون سطح معرفتى این روشها با همدیگر متفاوت است بلكه تفسیر كامل آیه با اعمال روش‏هاى معتبر امكان دارد و در آن صورت كه ما به تفسیر جامع آیه دست مى‏یابیم.
    یادآورى: براى مطالعه بیشتر در مورد روش‏هاى تفسیرى مى‏توانید به كتاب‏هاى زیر مراجعه كنید:
    مبانى و روش‏هاى تفسیر قرآن، عباسعلى عمید زنجانى، درسنامه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن، از نگارنده، روشها و گرایشهاى تفسیرى، حسین علوى‏مهر، اتجاهات التفسیر فى القرآن الرابع عشر، فهد بن عبدالرحمن بن سلیمان الرومى، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده (در مورد روش تفسیر علمى)، التفسیر العلمى للقرآن فى المیزان، دكتر احمد عمر ابوحجر، التفسیر و المفسرون، دكتر ذهبى، التفسیر و المفسرون فى ثوبه القشیب، آیت‌اللَّه معرفت، اصول التفسیر و قواعده، شیخ خالد عبدالرحمن العك، مذاهب التفسیر الاسلامى، گلدزیهر، روش‏هاى تفسیر قرآن، دكتر سیدرضا مودب.16


    ادامه دارد...


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    پنجم: شناخت گرایش‏هاى تفسیرى مفسران و استفاده از آنها در جاى مناسب:
    مفسران قرآن براساس باورهاى مذهبى، كلامى و جهت‏گیرى‏هاى عصرى و تخصص‏هاى علمى و سلیقه و علاقه شخصى، رنگ خاصى به تفسیر خود مى‏دهند كه موارد زیر را شكل مى‏دهد:
    1. مذاهب تفسیرى: مثل تفاسیر اسماعیلیه، تفاسیر شیعه، تفاسیر اهل سنت.
    2. مكاتب تفسیرى: مثل تفاسیر معتزله همچون متشابه القرآن، قاضى عبدالجبار و تفسیر ابومسلم و تفاسیر اشاعره همچون تفسیر نسفى و تفسیر كبیر فخررازى و تفاسیر شیعه همچون متشابه القرآن ابن شهر آشوب.
    3. سبك‏هاى تفسیرى (الوان تفسیرى):
    الف. تفاسیر ادبى همچون كشاف زمخشرى؛
    ب. تفاسیر فقهى مثل تفسیر قرطبى و زبدة البیان (مقدس اردبیلى)؛
    ج. تفاسیر فلسفى همچون تفسیر قرآن كریم، ملاصدراى شیرازى؛
    د. تفاسیر اجتماعى همچون تفسیر فى ظلال القرآن سید قطب و تفسیر نمونه آیت‌اللَّه مكارم شیرازى؛
    هـ . تفاسیر اخلاقى همچون تفسیر من وحى القرآن، علامه سید محمدحسین فضل اللَّه؛
    و. تفاسیر تاریخى همچون تفسیر طبرى (كه علاوه بر روائى بودن به جنبه تاریخى نیز پرداخته است)؛
    ز. تفاسیر علمى همچون تفسیر الجواهر الطنطاوى.17
    4. جهت‏گیرى‏هاى تفسیرى (اتجاهات) همچون تفاسیر جهادى، تقریبى، سیاسى، معنوى و تربیتى. مثل تفسیر الكاشف مغینه و من وحى القرآن، علامه فضل اللَّه.
    شناخت گرایش‏هاى تفسیرى براى استفاده از تفاسیر و مفسران پیشین بسیار ضرورى است، براى مثال كسى كه مى‏خواهد آیات فقهى قرآن را تفسیر كند لازم است تفاسیر فقهى مذاهب پنج گانه را بشناسد و بدانها مراجعه كند تا بتواند مجتهدانه آیات الاحكام را تفسیر كند.
    و نیز براى بررسى آیات العقاید قرآن لازم است به تفاسیر مذاهب مختلف اسلامى و مكاتب كلامى مراجعه كند یا از دیدگاههاى آنها اطلاع یابد. وگرنه تصویرى ناقص از مباحث خواهد داشت.
    البته روشن است كه در مورد هر آیه ممكن است چند روش یا گرایش خاص مورد استفاده قرار گیرد و همه روشها یا گرایشهاى مناسب یك آیه نباشد. ولى استفاده مناسب از گرایشهاى مختلف در تفسیر آیات، برداشت تفسیرى را كامل و مفسر را جامع‏نگر مى‏كند.
    یادآورى: براى اطلاع از ویژگى‏ها و تاریخچه و منابع گرایشهاى تفسیرى مراجعه به منابعى كه ذیل روشهاى تفسیرى معرفى كردیم مناسب است.
    ششم: شناخت آسیب‏هاى تفسیر قرآن و پرهیز از آنها:18
    آسیب‏هاى تفسیر قرآن به چند دسته اساسى تقسیم مى‏شود:
    الف: آسیب‏هاى معرفتى: همچون انحراف عقیدتى مفسر و ارائه تفسیرهاى غیرصحیح از قرآن.
    ب: آسیب‏هاى اخلاقى: همچون عدم طهارت روح و در نتیجه عدم پایبندى به ضوابط تفسیر قرآن و تحمیل نظرات خویش بر قرآن كه منتهى به تفسیر به رأى مى‏شود.
    ج: آسیب‏هاى علمى: همچون نداشتن شرایط علمى مفسر و در نتیجه ضعف علمى در ناحیه ادبیات، علوم قرآن و... كه موجب بى‏اعتبار شدن تفسیر مى‏شود.
    د: آسیب‏هاى روشى: همچون عدم آگاهى از روشهاى تفسیر قرآن و عدم شناخت نسبت به تفسیر به رأى كه نتیجه آن گرفتار شدن در دام تفسیر به رأى است.
    در مجموع مى‏توان گفت مهمترین آسیب تفسیر قرآن همان تفسیر به رأى است (كه در مباحث قبل بیان شد) تفسیر به رأى مى‏تواند بر همه روشها و گرایشهاى تفسیرى سایه گستر شود و تفسیر را از اعتبار ساقط كند.19
    تذكر: روشهاى تفسیر متن را به دو شیوه سمانتیك و هرمنوتیك تقسیم مى‏كنند،20 روش سمانتیك (= سنتى semantics) تفسیر كتاب‏هاى مقدس از جمله قرآن، در پى كشف قصد مولف است، یعنى مفسر مى‏خواهد مراد خداى متعال (= دلالت تصدیقى) را از آیات قرآن بدست آورد.
    و روش دیگر هرمنوتیك21 (hermenuitice) است كه در پى كشف نیّت مولف نیست بلكه بر مطلق فهم تاكید دارند و معتقدند كه هر متن از دیدگاه خاص مفسر مورد تفسیر قرار مى‏گیرد؛ این نوع دوم همان تفسیر به رأى است یعنى محور فهم متن رأى و دیدگاه مفسر است و هدف مفسر آن است كه نظر خود را بجاى مؤلف متن بیان كند. در حالى كه در دیدگاه سمانتیك (و براساس تعریفى كه ما از تفسیر بیان كردیم) مفسر در پى فهم هدف و قصد مولف است كه با توجه به قرائن عقلى و نقلى بدست مى‏آورد.
    نتیجه‏گیرى:
    برداشت از قرآن مستلزم طى مراحل شش گانه كلى فوق است كه منتهى به تفسیر معتبر مى‏گرد، كه این مراحل منطق فهم و تفسیر قرآن است البته هر كدام از این مراحل نیازمند توضیح و تفصیل بیشتر و مقاله مستقل است كه مجال دیگرى را مى‏طلبد. ما در این نوشتار نماى كلى مطالب را بیان كردیم، امید است توفیق توضیح و تفصیل بیشتر را بیابیم.

    1 . نك: نحل / 44.
    2 . نك: یوسف / 2.
    3 . نك: ص / 29.
    4 . براى اطلاع از تفاوت سه واژه تفكر، تدبر و تعقل نك: تفسیر نمونه، ج 21، ص 9 - 467 و كتاب انس با قرآن ص 115 - 112 به بعد از نگارنده.
    5 . نك: التفسیر و المفسرون فى ثوب القشیب، آیة اللَّه معرفت، اسرائیلیات در تفسیر، دكتر حمید محمد قاسمى، پژوهشى در اسرائیلیات، دكتر دیارى و...
    6 . تبیان، شیخ طوسى، ج 1، ص 4 و المیزان ج 12، ص 262 (ذیل آیه 44 / نحل).
    7 . نك: المیزان، ج 1، ص 147 (ذیل آیه 39 / بقره) و نیز نك: كتاب مقدس، سفر پیدایش، باب اول، شماره 7 به بعد.
    8 . ما موارد لغزش‏هاى مترجمان قرآن را در مورد فوق تحت عنوان: «نقش دانش‏هاى مترجم در ترجمه قرآن» جمع آورى كردیم كه در مجله ترجمان وحى، ش 12 منتشر شد.
    9 . سنن ترمذى، ابوداد سجستانى، ج 4، كتاب تفسیر القرآن، حدیث 2961.
    10 . المیزان، ج 3، ص 75.
    11 . نك: عیون اخبار الرضا، الصدوق، ج 1، ص 116 و بحارالانوار، ج 89، ص 107 و تفسیر برهان بحرانى، ج 1، ص 19 و تفسیر قرطبى، ج 1، ص 27 و كنز العمال، ج 2، ص 10.
    12 . نك: درسنامه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن، ص 352 - 410.
    13 . نورالثقلین، ج 5، ص 626 - 625.
    14 . اصول كافى، ج 1، ص 390 و بحارالانوار / 43 / 65 / 58.
    15 . تفسیر نمونه، ج 27، ص 193.
    16 . مادر كتاب درسنامه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن، كه انتشارات مركز جهانى علوم اسلامى آن را چاپ كرده و به دو زبان عربى و اردو نیز ترجمه شده است، كتابشناسى حاوى 138 عنوان كتاب در زمینه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن معرفى كرده‏ایم.
    17 . برخى كتاب‏ها در روشهاى تفسیرى و گرایشهاى تفسیرى هر دو جاى مى‏گیرد چرا كه از جهتى از منبع خاص استفاده كرده‏اند از این رو روش بشمار مى‏آیند و از طرف دیگر براساس علاقه و ذوق مفسر مطالب خاصى در آن زیاد به كار رفته كه گرایش بشمار مى‏رود.
    18 . شاید مشكل باشد كه «شناخت آسیب‏هاى تفسیر» را یك مرحله از مراحل برداشت تفسیر قرآن بدانیم، اما با توجه به اینكه این مطلب بر كل منطق تفسیر قرآن سایه مى‏اندازد، آسیب‏هاى تفسیر یك مانع اساسى فهم و تفسیر معتبر بشمار مى‏آید، از این رو مى‏توانیم آن را با تسامح یك مرحله (مرحله رفع مانع فهم و تفسیر) بشمار آوریم.
    19 . نك: تفسیر به رأى، آیت‌اللَّه مكارم شیرازى، درسنامه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن، از نگارنده و...
    20 . نك: روش‏شناسى مطالعات دینى، احد فرامرز قراملكى، ص 204.
    21 . البته براساس برخى از دیدگاههاى هرمنوتیكى مثل شلایر ماخر (1834 - 1767 م) هدف تفسیر كشف نیّت مولف است. اما براساس دیدگاههاى دیگر همچون هایدگر و بابنز اینگونه نیست. و نقش نیت مولف را كم كردند. نك: درآمدى بر هرمنوتیك، احمد واعظى، ص 47 به بعد و كتاب نقد، ش 6 - 5، ص 59 به بعد و درسنامه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن، از نگارنده، ص 267 به بعد.

    http://www.porsojoo.com/fa/node/2428
    ویرایش توسط iranproud : ۱۳۸۹/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۸:۴۳


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود