صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بر لبه پرتگاه مصرف گرايى (مدیریت : سوگند )

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فصل دوم : پيشينه ى مصرف گرايى در ايران
    گفتار يكم : چشم انداز زندگى اقتصادى در دوره ى قاجار
    الف ) جمعيت و ويژگى آن
    از آن جـايـى كـه در دوره ى قاجاريه ، آمار و ارقام مستندى درباره ى اوضاع جمعيتى كشور وجـود نـدارد، مـحـقـقان به ناچار برنوشته هاى موجود در گزارش سياسى ، گزارش هاى مـربـوط بـه عـوايـد دولتـى يا حتى سفرنامه ها اكتفا مى كنند؛ بر اين اساس نگاهى به جمعيت كلى ايران نشان مى دهد كه در اواخر قرن نوزدهم ميلادى يا اواخر قرن سيزدهم هجرى ، نـزديـك بـه چـهار پنجم جمعيت كشور در نواحى روستايى سكونت داشتند(21) . طبيعى اسـت كـه تـمـركـز چـنـيـن جـمـعـيـتـى در بـخـش روسـتـايـى كـشـور، در مـشـاغـل مـربـوط بـه اين شيوه از حيات پراكنده خواهد شد؛ از اين رو، زندگى كشاورزى ، بـارزتـريـن ويـژگـى جـمعيتى كشور را در اين دوره به خود اختصاص مى دهد. اقتصاد يك سـرزمـين نيز كه آيينه ى تمام نماى ويژگيهاى جمعيتى كشور است ، از مرزهاى يك اقتصاد كـشـاورزى - پـايـه ى ابـتـدايـى مـتـكى بر شيوه هاى سنتى توليد و روابط توليدى ، فـراتـر نـمـى رفـت . كـشـاورزى از آن رو كـه وجـه قـالب كـشـور را تـشـكـيـل مـى داد، لاجرم مركز ثقل توجهات اقتصادى تصميم گيران نيز به حساب مى آمد. روستاها در حالى كه مايحتاج عمومى خود را تامين مى كردند، در تامين مايحتاج شهرى نيز از كـارآمـدى بـرخـوردار بـودنـد و حـتـى گـاه ، مـازاد توليد كشاورزى براى صدور به بـازارهـاى خـارجى نيز روانه مى گرديد. بدين ترتيب ملاحظه مى شود كه بخش دهقانى جـمـعـيـت ، كـه بـزرگ تـريـن بـخـش جـمـعـيـتـى كـشـور را تشكيل مى دهد، در چرخه اى از روابط اقتصادى داخلى و خارجى درگير است .
    جمعيت كشور اگر چه به طور عمده در مناطق روستايى متمركز بود، اما مناطق شهرى نيز با دارا بودن حدود يك پنجم جمعيت در اين دوره به لحاظ كيفى مثلا پايتخت بودن ، داراى اهميت بـوده اسـت . عـيـسـوى بـر ايـن بـاور اسـت كه تهران به منزله مهمترين نقطه ى شهرى و پـايـتـخـت كـشـور در ابـتـداى سـده ى نـوزدهـم مـيـلادى حـدود 50 هـزار نـفـر و در سـال 1850 مـيـلادى ، نـزديـك 90 هـزار جـمـعـيـت را در دل خود جاى مى داد(22) .
    تـركـيب كمى جمعيت در نگاهى كلان و نحوه ى توزيع آن در بخش هاى مختلف جغرافيايى ، حـكـايـت از آن دارد كـه جـمـعيت شهر نشين كشور، جمعيت زيادى نيست . عيسوى در اين زمـيـنه ، نبود جمعيت زياد شهرى را معلول عواملى همچون فقدان صنايع و كارخانه در مناطق شهرى كه فراهم آورنده ى درامد براى مردم و گردآرنده ى آنها در مناطق خاص ‍ مى شود و نـبـود كـشـش در شـهـرهـا بـه دليل پايين بودن سطح خدمات و رفاه در قياس با زندگى روسـتايى مى داند. بنابراين در قياس با جمعيت بسيارى از كشورها كه حدود يك چهارم يا بيشتر از جمعيت آن ها در مناطق شهرى متمركز بوده اند، در ايران ، رقمى حدود دوازده درصد كل جمعيت در شهرها اقامت داشته اند(23)


  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ب ) كشاورزى
    بـا تـوجه به آن كه بخش بزرگى از جمعيت كشور در روستاها زندگى مى كردند و به طـور عـمـده بـه فـعـاليـت هـاى دهقانى مشغول بودند، توليدات اين بخش از جمعيت از اهميت زيادى برخوردار بوده است . با اين حال ، به رغم گستردگى و اهميت اين شيوه از حيات و عـمـل ، زنـدگـى روسـتـايـى در مـرز زندگى بخور و نمير قرار داشت (24) . زندگى كشاورزى در چرخه اى بسته قرار داشت كه مولفه هايى چند گانه با ماهيت سنتى از جمله نـظـام خاص ‍ مالكيت ، شيوه هاى قديمى آبيارى زمين ، فنون فرسوده ى كار بر روى زمين بـا تـاكـيـد بـر اسـتـفـاده كمى از نيروى انسان و حيوان ، خطوط اصلى چهره ى اين چره را ترسيم مى كرد.


  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ج ) صنعت
    سـخـن گـفـتـن از صـنـعـت در ايران در دوره ى مورد بحث ، بى شك عمده توجه را به سوى صنايع دستى معطوف مى دارد. زيرا صنايع دستى از قديم در ايران رونق زيادى داشت و بخش شايان توجهى از مردم بعد از پيشه ى دهقانى در زمينى صنايع دستى به فعاليت مـشـغـول بـودنـد، امـا بـه كـارگيرى صنايع ماشينى در ايران ، قدمت زيادى ندارد. شايد مـهـمـتـريـن دليـل ايـن مـسـاله ، آن بـاشـد كـه ريـشـه هـاى ظـهـور، تـكـمـيـل و تـكامل و استفاده ى موثر و بهينه ى آن ، در مغرب زمين جاى داشت ، اما با گذشت زمـان ، بـه تـدريـج روشـن مـى شـد كـه مـانـدن در دنـياى جديد، نياز به شيوه هاى جديد انـديـشـه و عـمـل دارد(25) . ايـن مساله موجب گرديده بود تا اقتصاد كشاورزى پايه ى ايـران ، كـه تـا مـدت هـاى طـولانـى بـا فـعـاليـت هـاى خـاص خـود، به صدور بخشى از مـحـصـولات تـوليـد شـده اش مـى پرداخت ، به بازارى براى فروش توليدات صنعتى كشورهاى صاحب صنعت تبديل شود. اين وضعيت ، موقعيتى دوگانه را براى كشاورزى به وجـود مـى آورد. از يـك سـو، كـشـاورزى بـايد ضمن تامين مايحتاج عمومى ، بخشى از نياز جـهـانـى را تـامـيـن مـى كـرد و از سـوى ديـگـر، بـه دليـل نـيـاز بـه ورود كالاهاى خارجى ، به منزله ى موتور محركه ى توليد قدرت خريد بـراى مـصـنوعات خارجى عمل مى نمود. نتيجه ى بسيار مهم اين فرايند آن بود كه كالاهاى داخـلى در بـرابـر كـالاهـا و مـصنوعات خارجى عقب مى نشستند و تاب مقاومت از كف مى دادند. تاثير مهم ديگرى كه حضور كالاهاى خارجى در كشور داشت ، تغيير جهت دهى به سرمايه هـاى تـجار ايرانى بود كه آن را از مسيرهاى پيشين خارج و در مسيرهاى جديد قرار مى داد. اگـر چـه حـضـور در بخش هاى جديد صنعتى مى توانست نويد بخش پا گرفتن صنعت در كشور باشد، اما نبود پايه هاى اوليه در ايران ، لاجرم سود اصلى را روانه جيب صاحبان صنايع خارجى مى كرد. در ميان فعاليت هاى صنعتى كه گام نخستين خود را در ايران بر مـى داشـت ، مـى تـوان بـه تـاسيس كارخانه ى چراغ گاز (1297 ق )، كارخانه ابريشم تـابـى (1300ق )، كـارخـانـه بـلور سـازى (1305ق )، كـارخـانـه تصفيه روغن زيتون (1307 ق )، كـارخـانـه تـخـتـه بـرى (1307 ق )، كـارخـانـه كبريت سازى (1308 ق )، كـارخـانـه ريـسـنـدگـى تهران (1312 ق )، كارخانه قند كهريزك (1313 ق )، كارخانه پـنـبـه پـاك كـنى (1320 ق )، كارخانه آجر پزى تهران (1322 ق )، كارخانه صابون پـزى (1328 ق )، پـالايشگاه آبادان (1330 ق )، و كارخانه آجر سازى و آسياب نجارى اروميه (1332 ق ) اشاره نمود(26) .
    اين واحدهاى توليدى اگر چه تلاش مى كردند كه بخشى از نيازهاى كشور را تامين كنند و از مـيـزان وابـسـتـگـى بـه كـالاهـاى وارداتـى بـكـاهـنـد، امـا از دو مـشـكـل عـمـده در رنـج بـودنـد: نـخـسـت آن كـه اغـلب بـه دليل حمايت نكردن و بى مهرى دولت و سياست هاى نادرست اقتصادى به ويژه در زمينه ى گـمرك و قوانين گمركى ، با مشكلات پيچيده روبرو مى شدند و دوم آن كه توان رقابت بـا مـصـنـوعـات خـارجـى را نـداشـتـنـد و بـديـن تـرتـيـب بـسـيـارى از صـنـايـع راه تـعطيل شدن را مى پيمودند و اين مساله براى خارجيان كه بازار پوياى ايرانيان را كشف كرده بودند، چندان بد نبود.


  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    د) نفت
    بـررسـى تـحـولات اقـتصادى ايران بدون توجه به نفت كه در يك جريان تاريخى به مـهـمـتـريـن كالاى اقتصادى كشور تبديل گرديد، بررسى ناقصى خواهد بود. در طى اين جـريـان كـه بـا كـشـف نـفـت در دوره ى قـاجـار آغـاز مـى شـود و تـا تبديل آن به موتور محركه ى ايران در دوره ى پهلوى دوم ادامه يابد، هر روز بر اهميت و ارزش نـفت در اقتصاد كشور افزوده مى شود. سرگذشت نفت ايران در دوره ى قاجار، چيزى بـيـشـتر از كشف نفت ، امتيازات اوليه ، نخستين رقابت ها و اولين بهره بردارى ها در بخش هـاى گـونـاگـون مـرتـبـط با نفت را در اختيار ما قرار نمى دهد و شروع تدريجى تقويت جـايـگـاه درآمـدهـاى نـفـتـى در رده هـاى بـودجـه سـرانـجـام تـبـديـل آن بـه قـدرتـمـنـدتـريـن مـولفـه ى تـامـيـن بودجه ى كشور به دوره ى پهلوى اول و دوم باز مى گردد.
    دوره ى قـاجـار بـانـام جـويـنـدگان امتياز، همچون رويتر(1251ه ش ) و دارسى (ه ش ) كه امـتـيـاز بـهـره بردارى از معادنى همچون نفت را به خود اختصاص ‍ داده بودند، قرين است . اعـطـاى چـنـيـن امـتـيـازاتـى كـه سـرانـجـام بـه كـشـف نـفـت (پـنـجـم خـرداد مـاه ه ش ) و بـه دنـبـال آن ، تـاسـيـس شـركـت نـفـت ايـران و انـگـليـس ‍ انـجـامـيـد، فصل جديدى را در تاريخ سياسى - اقتصادى ايران گشود و موقعيت كشور را از يك منطقه حـسـاس جـغـرافـيـايى به يك منطقه ى حساس ‍ داراى منابع حيات ارتقا بخشيد. شروع جنگ جهانى اول و صدور نفت ايران در اين دوره ، بار ديگر نقش نفت صادراتى كشور را براى دنـيـاى خـارج روشن ساخت . اينك تاريخ اين سرزمين بايد منتظر دوره هاى آتى مى ماند تا نقش قدرتمند نفت را در اقتصاد شاهد باشد.

  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ه ) مصرف و نيازهاى مصرفى
    بـا تـوجـه بـه تـركـيـب جـمـعـيـتـى و چـگـونـگـى اسـتـقـرار جـغـرافـيـايـى و اشـتـغال آن در دوره ى قاجار، بخش وسيعى از جمعيت در نواحى روستايى مستقر بوده ، به فـعـاليـت هـاى كـشـاورزى و هـمـچـنـيـن صـنـايـع دسـتـى مـشـغـول بـودنـد. فـعـاليت هاى اين لايه هاى جمعيتى از يك سو و پايين بودن شمار جمعيت كـشـور از سـوى ديـگـر، وضعيت را چنان كرده بود كه بخش اعظم مايحتاج مردم ، از منابع داخـلى تـامـيـن مـى گرديد و بخشى از مازاد آن به بازارهاى خارجى صادر مى شد، اما با پيدايش انقلاب صنعتى كه ضرب آهنگى شتابان به طراحى و توليد محصولات صنعتى بـخـشـيـد، جـسـتـجـو بـراى يـافـتـن بـازارهـاى فـعـال و پـويـاى مـصـرفـى بـه يـكى از دل مـشـغـولى هـاى مـهـم نـظـام صـنـعـتـى و سـرمـايـه دارى مـتـكـى بـه آن تـبديل گرديد. چنين تحولى ، بى شك تاب مقاومت از صنايع ابتدايى كشورهايى همچون ايـران را در مـى ربـود و درهـاى بـازار كـشـور، بـى نـگـهـبـان و مـفـتـوح در مـقابل كالاهاى خارجى باقى مى ماند. بدين ترتيب ، بازار مصرف كالاهاى خارجى ، گرم تر و رند تعطيلى صنايع نوپا و تازه تاسيس يا صنايع دستى قديمى ، پرشتاب تر مـى شـد. بـراى نـمـونـه ورود مـنـسـوجـات انـگليسى ، به ويژه پارچه هاى منچستر، رونق صـنـايـع دسـتـى در بـازرگـانـى داخـلى را از بـيـن بـرد. از طـرفـى عـوارض گـوركى اعمال شده از سوى دولت روس موجب گرديد تا اولين كارخانه قند تاسيس شده در ايران و بـا ورشـكـسـتگى روبرو گردد. چنين حوادثى نه تنها موجب وارد آمدن ضربه به بنياه هـاى نـوپـاى صـنـايـع ايـرانـى مـى شـد، بـلكـه بـه دليل پيدايش ‍ زمينه هاى مصرف كالاهاى مربوط به آن در بخش هاى گوناگون اجتماعى ، كـشـور را وادار بـه واردات ايـن مـحصول مى نمود. از اين رهگذر در طى نخستين دهه ى قرن بـيـسـتـم واردات قـنـد و شـكـر ايـران بـيـن 75 تـا 120 هـزار تـن در سـال در نـوسـان بـود كـه مـصـرف سرانه آن در حدود 4/7 تا 12 كيلوگرم بود كه اين ميزان معادل ميزان مصرف قند و شكر در انگلستان در دهه ى 1840 بود(27)
    .
    ضـعـف حـكـومـت هاى ايرانى از يك سو و گسترش سياست هاى كشورهاى استعمارگر همچون انـگـلسـتان و روسيه ، نبود قوانين حامى صنايع ايرانى خاصه در عرصه ى گمركات ، نـاتـوانـى مـحـسوس صنايع داخلى در رقابت با مصنوعات خارجى و سرانجام رشد عادات مـصـرفى جمعيت ، بر ميزان واردات افزود و به تدريج محدوده ى آن از اقلامى چند همچون چـاى ، قـنـد و مـنـسـوجـات فـراتـر رفـت و كـالاهـاى ديـگـر را شـامـل گـرديـد. روابـط تـجارى با كشورهاى اروپايى روز به روز درهاى كشور را به روى اقـلام جـديدتر توليدات گشوده تر كرد و بازار ايران به سوى مصرف گسترده تـر رهـنـمـون شـد و در اوضـاع نبود رقيب و جانشين براى كالاهاى خارجى ، روشن بود كه مـيـهـمـان ، آرام آرام ، جـاى صـاحـب خـانـه را مـى گـرفـت . فـهـرسـت واردات در سـال 1910، عـلاوه بـر قـنـد و چـاى و مـنـسـوجـات ، نـخ پـنـبـه اى ، نـفـت مـس و نـيـكـل ، اسـبـاب آهـنـى و فـولادى آرد گـندم ، كبريت ، آهن و فولاد، نخ كتان ، طلا و نقره و مـسـكـوكـات را نـيـز شامل مى شد. اين گونه بود كه با ورود كالاها و محصولات خارجى ، زمـيـنـه ى از مـيـان رفـتن توليد كالاهاى داخلى فراهم آمد و در نتيجه ، شهرها به مراكزى بـراى فـروش كالاهاى خارجى تبديل شد. طبيعى بود كه در اين مراكز، تسهيلات مربوط بـه كـاركـرد بـهـيـنـه سـاز و كار بازار جديد واردات ، فراهم آيد و لازم است كه در كنار صـرافـان قـديـم ، بـانـك هـاى جـديد به كار مشغول شده و تسهيلات لازم براى توسعه تجارت عمدتا يك طرفه را فراهم آورند.
    OOO صفحه 45.
    چنانكه شاهد بوديم ، افزايش ميزان واردات ، نه تنها بر روى صنايع از پيش ‍ موجود در ايـران ، تـاثيرات منفى مى گذارد و بازار داخلى را نه عرصه ى رقابت كالاهاى داخلى و خارجى ، بلكه ميدان رقابت كالاهاى داخلى و خاجى ، بلكه ميدان رقابت كالاهاى خارجى با يـكـديـگـر مى كند و آغازى براى يك پديده ى بسيار حساس ، يعنى تغيير سليقه ى قشر مـتـوسـط و پـايـيـن جامعه نيز به حساب مى آيد. اين پديده ، گام نخست در تغيير الگوى مـصـرف اسـت . جـامـعـه اى ايـرانـى كـه پـيـش از ايـن ، مصرفى بنا شده بر شالوده هاى تـوليـدات داخـلى را مـى آزمـود، بـا حضور كالاهاى خارجى در بازار و نبود رغيب و جانشين مـنـاسـب داخـلى ، ايـنك در جهتى گام بر مى داشت كه بر كالاهاى غير توليدى خودى تكيه نـمـايـد و اسـتـمـرار در اسـتـفـاده از چـنين كالاهايى ، ضمن ايجاد نوعى عادت جمعى ، تغيير الگـوى مـصـرف را نـيـز مـوجود مى گرديد. از سوى ديگر، توليدكنندگان خارجى نيز تـلاشـى بـى وقـفـه در ايـجـاد و حـفـظ بـازارهـاى انـحـصـارى خـويـش ، مـبـذول مـى داشـتـنـد و ايـن خـود، كـار ايرانيانى را كه قصد داشتند با توليد، موجب كاهش واردات شوند، به شدت مشكل مى كرد. مضافا اين كه سياست هاى نادرست اقتصادى دولت و عـدم حمايت هاى دولتى ، روزنه هاى كوچك تنفس صنايع ايرانى را نيز مى بست . بدين تـرتـيـب گـويـى هـمـه چـيـز مـهـيـاى تـبديل كشور به بازارى مصرفى براى مصنوعات وارداتى بود.

  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    گـــفـــتـــار دوم : چـــشـــم انـــداز زنـــدگـــى اقـــتـــصـــادى در دوره ى پـهـلوىاول
    الف ) جمعيت و ويژگى آن
    كودتاى سال 1299 و حوادث بعد از آن ، وضعيتى را در كشور ايجاد مى كند كه يك دولت مـركـزى قـدرتـمـنـد زمـام امـور كـشـور را در دسـت مى گيرد. جان فوران در بيان ويژگى هاى جمعيتى اين دوره عقيده دارد كه داده هاى جمعيتى نشانگر رشد مداوم همراه جابه جـايـى هـاى داخـلى اسـت . جـمـعـيـت كـل كـشـور از حـدود ده مـيـليـون نـفـر در سـال 1293 بـه حـدود 6/14 مـيـليون نفر در سال 1319 بالغ مى گردد كه رشدى 50 درصـدى را بـه نـمـايـش مـى گـذارد. در ايـن حـال ، در سـال 1279، جمعيت شهر نشين 07/2 ميليون ، جمعيت ايلى 2047 ميليون و جمعيت روستايى 32/5 مـيـليـون نـفـر بـود كـه بـه تـرتـيـب 9/20 و 1/25 و 54 درصـد جـمـعـيـت كـل كـشـور را تـشـكـيـل مـى دادنـد. از سـوى ديـگـر در سـال 1319، ايـران داراى 2/3 مـيـليـون نـفـر جـمعيت شهرى ، يك ميليون نفر جمعيت ايلى و 35/10 مـيـليـون نـفـر جـمـعيت روستايى است كه به ترتيب 22، 9/6، 1/71 درصد جمعيت كـشـور را بـه خـود اختصاص ‍ مى دهند. در اين سال ، شش شهر كشور، جمعيتى بيش از صد هـزار نـفر داشته اند. در اين حال ، تهران 540 هزار نفر، اصفهان 250 هزار نفر، تبريز 200 تـا 300 هـزار نـفـر و مـشـهـد و شيراز هر يك 200 هزار نفر جمعيت را در خود جاى مى دادنـد(28) . بـروز تـحـولات گـوناگون در اين دوره در زمينه صنايع ، ايجاد ارتش ، ايـجـاد و تـقـويـت تـشـكيلات ادارى ، نوعى تحرك و جابجايى را در درون ساختار جمعيتى كـشـور ايـجـاد مى كند. با اين همه ، هنوز بخش ‍ روستايى ، بيشترين ميزان جمعيت كشور را به خود اختصاص ‍ مى دهد.


  7. #17

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ب ) كشاورزى
    در دوره ى پـهـلوى اول ، كـشـاورزى هـمـچنان وجه غالب توليد در كشور محسوب مى شود. اگـر چـه مـحـور اصـلى فـعـاليـت هـاى حـكومت ، ايجاد يك حاكميت قدرتمند مركزى و تغيير وضـعـيـت اقـتـصـادى بـراى حركت به سوى نظامى صنعتى است ، اما كشاورزى همچنان نقش نـخست را در چرخه ى اقتصادى كشور بازى مى كند. با اين همه نبايد فراموش كرد كه در يك نگاه كلى ، در مقايسه با صنعت و به ويژه بخش نفت ، سهم بخش كشاورزى در توليد نـاخـالص مـلى در حـال تـزلزل بـوده و از 90- 80 درصـد در سـال 1279 هـجـرى شـمـسـى بـه حـدود 50 درصـد در سـال هـاى دهـه ى 1310 رسـيـد. از آن جـايـى كـه نيروى كار كشاورزى ، حدود 75 درصد نـيـروى كـار ايـران را تـشـكيل مى داد، در مقايسه با بخش رو به گسترش شهرى ، بهره ورى چـنـدانـى نـداشـت . بـه رغـم آنـچـه گـفـتـه شـد، تـوليـد غـلات اسـاسـى در سـال هـاى 1318- 1304 هـجرى شمسى حدود 5/52 درصد افزايش داشت (29) . بخش ‍ كـشاورزى ، چنانكه پيشتر نيز اشاره شد، در كنار وظيفه ى تامين نيازهاى داخلى بايد ارز لازم در زمينه ى تامين كالاها و مصنوعات خارجى را براى كشور فراهم مى آورد.
    جـدول زيـر ارقـام مـربـوط بـه اقـلام عـمـده ى واردات و صـادرات را در فـاصـله ى سال هاى 1300- 1320 بيان مى كند.
    OOO صفحه 51.
    آمـار عـرضـه شـده از سـوى مـركز آمار ايران حكايت از آن دارد كه ميزان واردات از 3/482 مـيـليـون ريـال در سـال 1299 بـه حـدود يـك مـيـليـارد ريـال در سـال 1319 بـالغ گـرديـد كه اگر در كنار توليدات مربوط به صنايع در نـظـر گـرفـتـه شـود، مـى تـوان انـتـظـار وقـوع نـوعـى تـحـول در عـرصـه ى مـصـرف را داشـت . در ايـن حـال ، از مـيـزان واردات در سـال 1305 كـه حـدود 4/787 مـيـليـون ريـال بـود، چـيـزى حـدود 50 درصـد به كالاهاى مـصـرفى مانند قماش ، قند و چاى اختصاص داشت و تنها 7/2 درصد آن به ماشين آلات مى رسـيـد. در پـايـان دوره ى پـهـلوى اول نـيـز ايـن ارقـام بـه 4/29 و 3/3 درصـد رسـيـده بود
    (30) .
    در كـنار آنچه بيان شد، نبايد فراموش كرد كه زندگى كشاورزى در اين دوره ، زندگى مـطـلوب و رضـايـت بـخـشـى نـبود. كار دشوار و طاقت فرساى روزانه ، اوضاع نامطلوب بـهـداشـتـى و درامـدى نـه چـنـدان شـايـان توجه كه بخش مهمى از آن به مالك مى رسيد، مـجـمـوعـه اى را فـراهـم آورد كـه زنـدگـى كـشاورزى را به يك زندگى سخت و دست به گريبان با مشكلات فراوان تبديل مى كرد.
    ج ) تغيير رژيم قاجار با ايجاد اقتضائاتى جديد، براى حكومت جديد ايران همراه بود كه بـيـشـتـريـن مـوضـع گـيـرى آن بـه ايـجاد يك خط حايل مستحكم ميان خواسته هاى توسعه طلبانه ى روسيه و شوروى و منافع انگلستان در ايران باز مى گشت . ايران از يك سو، بـه مـنـزله ى حـوزه ى سـنـتى نفوذ روس ها و امتداد طبيعى مرزهايشان و از سوى ديگر به مـنـزله ى بـازارى بـالقـوه و بالفعل براى صادرات و همچنين واردات روسيه ، منطقه اى اسـتراتژيك به حساب مى آمد. برنامه هاى دولت جديد ايران ، توسعه ى صنايع كشور بـود تـا از ايـن رهـگـذر با تامين نيازمندى هاى عمومى ، زمينه هاى فقر، كه وابستگى به روس هـا و نـفوذ كمونيسم در ايران را همراه داشت ، از بين برود و منافع دنياى غرب تامين گـردد؛ بـر ايـن اسـاس تـعـداد كـارخـانـه هـاى ايـران كـه در سـال 1304 كـمتر از 20 واحد بود، در سال 1319 به بيش از 300 واحد رسيد
    (31) . در ايـن مـيان به برخى صنايع شايان توجه مى توان اشاره نمود: كارخانه بافندگى نـخ و پـشـم (1304)، كـارخانه ى كبرت سازى (1304)، كارخانه حرير بافى چالوس (1306)، كارخانه ى مشروبات الكلى (1308)، راه اندازى كارخانه قند خريدارى شده در 1896 (1310)، كـارخـانـه ى دوم قـنـد كـرج (1311)، صـنـايـع دبـاغـى چـرم (1311)، كـارخـانـه سـيـمـان (1312)، كـاخـانجات دخانيات (1316)، و كارخانه ى صابون سازى (1319)(32) .
    نگاهى به صنايع فوق ، نشانگر آن است كه در اين دوره ، تحولات صنعتى در پى كاهش واردات از طريق افزايش توليد داخلى است ، هرچند فوران بر اين باور است كه دولت ايـران ، دنـبـال كـردن اسـتـراتژى صنعتى جايگزينى واردات را به منزله ى عملى آگاهانه دنبال نمى كرد
    (33) . صداقت كيش ، بر اين باور است كه صنيع ياد شـده بـر خـلاف دوره ى قـبـل ، از نـقـض و حـمـايت بيشتر دولت برخوردار بودند و مالكيت تـعـدادى از آن ها منحصرا در اختيار دولت بود و ميزان سرمايه گذارى صنعتى در فاصله ى سـال هـاى 1941- 1926 بـالغ بر 750 ميليون دلار تخمين زده شده است (34) . در حـالى كـه نـويسندگان ديگر همچون بنايى و كدى عقيده دارند كه بالا بودن تعرفه ها و نبود تعرفه هاى حمايتى براى توليدات كارخانجات داخلى و همچنين نرخ نادرست ارز از سال 1315، منجر به جذابيت هرچه بيشتر كالاهاى وارداتى در مقايسه بـا توليد داخلى شد(35) . به وجود آمدن واحدهاى صنعتى ياد شده ، تاثير مهمى بر جـمـعيت داشت و آن ، جذب نيروى انسانى بيشتر به سوى مناطق احداث واحدها و همچنين ايجاد تحول جمعيتى از نظر نوع مشاغل ، در برخى نواحى شهرى بود. وجود بعضى طرح ها از جمله راه آهن ، نوعى ساز و كار درونى براى تقويت بخش هاى ديگر مثلا بخش ‍ ساختمانى را مـوجـب مـى شـد كـه خـود، موجد اشتغال بيشترى بود. وضعيت به وجود آمده در كشور به گـونـه اى بـود كـه بـه رغـم سـنـگينى كفه ى جمعيت روستايى در كشور، نسبت به جمعيت شـاغـل در بـخش صنعتى و در يك نگاه كلى ، زندگى شهرى ، ميزان كم توجهى به بخش كشاورزى يا حداقل توجه تمام به بخش صنعت ، كاملا محسوس بود(36) . بدين ترتيب سهم توليدات كشاورزى در توليد ناخالص ملى ، سيرى نزولى را طى كرد.
    يكى از حوزه هاى مهم دخالت دولت پهلوى اول ، در عرصه ى تجارت خارجى بود. تلاش هاى گوناگون دولت در اين عرصه به تدريج منجر به پيدايش نوعى انحصار دولتى در انـدك زمانى افزايش ميزان قاچاق ، بازار سياه و دلالى را با خود همراه آورد. اين بخش در مـجـمـوع نـه تـنها وابسته به دولت بود- سرمايه داران صنعتى هم تا حد زيادى چنين بـودند- بلكه براى خريد و فروش هاى خود به بازار خارجى نيز اتكا داشت و در واقع ايـنـان بـورژوازى وابـسـتـه و كـمـپـرادور مـحـسـوب مـى شـدنـد
    (37) . در هـمـيـن حـال ، واردات كـالاهاى تجملى با تكيه به بازار سياه ارز، افزايش بى سابقه يافت و سهميه بندى واردات به زودى تابع عوامل غير اقتصادى گرديد(38) .
    نـتـيـجـه ى طـبـيـعـى فعاليت صنايع و حضور توليدات آن ها در بازار ايرانى ، در كنار واردات مـحـصـولات مـخـتـلف ، مـيـزان مـصـرف داخـلى را دچـار تـحول از دو سو شايان بررسى است : نخست ، در زمينه ى كالاهاى مصرفى كه مى توان آنها را جزء كالاهاى ضرورى يا كالاهاى ضرورى شده كه با ايجاد عادت به مصرف آن ها در زمـره كـالاهـاى ضـرورى درامـده بـودنـد، بـه حـسـاب آورد و مـثـال هـايـى از آن شـامل محصولاتى همچون قند و شكر يا محصولات نساجى است . افزايش مـصـرف كـالاهـاى يـاد شـده
    (39) اگـر چـه زمينه اى مناسب براى فعاليت كارخانه هاى داخـلى را فـراهـم مـى آورد، امـا بـه دليـل نـاتـوانى صنايع داخلى در پاسخ گويى به نـيـازهـاى فـزايـنـه ى بـازار پوياى داخلى ، دولت مجبور به واردات كالاهاى پيش گفته بود.
    دوم ، تـحـول مـصرف داخلى در زمينه ى كالاهاى مصرفى لوكس و تجملى است كه اگر چه در ايـن دوره ، هـنـوز بـه حـد چـشـمـگـيـرى رسـيـده اسـت ، زمـيـنـه هـاى پـيـدايش آن ، چنانكه بـاريـر نـيـز بيشتر اشاره كرده ، در جامعه ى ايرانى و در بخش زندگى شهرى ايـجـاد شـده بود. توسعه ى چشمگير شهر، ايجاد خيابان ها و جاده ها و پيدا شدن فرصت هـايـى بـراى ايـجـاد مـراكـز خـريـد كـه بـه طـور عمده بر واردات مصنوعات خارجى متكى بـودنـد، ضـربـه هـاى اقـتـصـادى جـبـران نـاپـذيـرى را بـر بخش سنتى توليدات غير كشاورزى مانند صنعتگران و دست اندركاران صنايع دستى و فروشندگان جزء وارد كرد كـه در يـك جـريـان دراز مـدت ، مـى تـوانـسـت زمـيـنـه ى ورود كـالاهـايـى را كـه بيشتر در داخل توليد مى شد نيز فراهم آورد.



  8. #18

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    د) نفت
    يـكـى از مولفه هاى مهم اقتصادى در ايران در دوران معاصر كه ناديده انگاشتن آن ، غفلت از پـديـده اى با نقش هاى متفاوت در دوره هاى متفاوت است ، نفت است . اگر چه نفت در ايران در دوره ى قـاجـاريـه كـشـف گـرديـد، امـا حوادث مهم سياسى و اقتصادى مربوط به آن در دوران پـهـلوى اول و دوم شـكـل گـرفـت . از ايـن رهگذر، نقش شركت نفت ايران و انگليس در بـروز حـوادث و رخـدادهـاى يـاد شـده ، نـقـشـى حـسـاس و درجـه ى اول اسـت . با پايان گرفتن جنگ اول جهانى و تغيير رژيم سياسى در ايران ، شركت نفت ايـران و انـگـليـس بـه دلايـل گـونـاگـون از جـمـله كـاهـش درامـدهـاى شـركـت بـه دليل بحران سال هاى 32- 1929 در اروپا و امريكا، اقدام به كاهش ميزان درامدهاى ايران نـمـود و بـديـن تـرتـيـب در حـالى كـه مـثـلا تـوليـد نـفـت ايـران در سـال 1306 افـزايـش داشـت ، درامـد نـفـتـى كـاهـشـى معادل 8/2 برابر را نشان مى دهد كه موجبات اعتراض ايرانيان را نيز فراهم آورد.
    OOO صفحه 56.
    اعـتـراضـات دولت ايـران به نوسان درامدى ناشى از نفت ، سرانجام منجر به لغو امتياز دارسى در 1311 گرديد، اما همزمان تلاشهايى براى عقد قراردادى ديگر در جريان بود كه حاصل آن قرارداد 1312 (1933) ميان ايران و شركت نفت ايران و انگليس است .
    قـرارداد 1933 از نـظـر وسـعـت ، گـسـتـره اى كـمـتـر را در بـر مـى گرفت ، اما آن چه را شـامـل مـى شـد، حـوزه هـاى اصـلى ذخاير نفتى محسوب مى گرديد. از نظر ميزان درامد نيز شـايـد در نـگـاه بـلنـد مـدت ، چندان منفعتى ، عايد ايران نمى شد، اما تنها نكته ى شايان تـوجه دور ماندن ايران از نوسان هاى بازار بود كه مى توانست اقتصاد لرزان كشور را تحت تاثير خود قرار دهد. هرچند آن چه از راه نفت و ديگر راه ها به دست مى آمد، به شكلى متوازن و يكسان در بودجه ، ميان بخش هاى مختلف تقسيم نمى شد.
    جدول صفحه 58 نحوه ى اين تقسيم بندى نامتوازن را نشان مى دهد:
    OOO صفحه 58.
    البـتـه كـاتوزيان بر اين باور است كه در مهم وزارت جنگ از 38 درصد به 14 درصد، طـى سال هاى 1313 تا 1320 بايد احتياط كرد. زيرا مخارج شبكه ى نظامى كشور بيش از وزارت جـنـگ بـود و افـزون آن كـه برخى از منابع دولتى مانند املاك دولتى نيز كه بـه مـصـرف اهداف نظامى مى رسيد و سرانجام آن كه اساسا بودجه قانونى وزارت جنگ نيز مشكوك به نظر مى رسيد
    (40) . بخش بزرگى از درامدهاى نفتى ، صرف خريدهاى نـظـامـى و هـزيـنـه هاى راه آهن مى شد كه اين عوايد منحصرا در راه سياسى خرج شد و به مصرف راه آهن ، كه به تمام معنا استراتژيك و سراپا ضرر بود، نيز به مصرف خريد اسلحه و مهماتى كه ايران بدان ها احتياج نداشت رسيد(41) . اقتصاد ايران از اين دوره بـه تـدريـج بـه سـوى تـبـديـل شـدن بـه يـك اقـتـصـاد تـك مـحـصـولى در حال حركت بود.
    مـهمترين تاثيرى كه درامدهاى نفتى بر اقتصاد كشور باقى گذارد، آن بود كه موجب شد تـا از دهـه ى 1310 به بعد، تراز بزرگانى خارجى ايران مثبت شود و اين اولين زمينه ى وابـسـتـگـى هاى آتى به اين ماده ى حياتى و استراتژيك به حساب مى آمد. بعد از اين ديـگـر نه تنها ايران هرگز نتوانست خود را از وابستگى به نفت برهاند، بلكه روز به روز مـيـزان وابـسـتـگـى اقـتـصـادى بـه نـفـت و درامـدهـاى حـاصـل از آن ازايـش يـافـت . درامـدهـاى بـالاى نـفـتـى كـه در سـال هـاى دهـه هـاى آتـى بـراى كشور ايجاد گرديد، مهمترين زمينه ساز حركت كشور به سوى واردات انواع كالاها، تغيير عادت ها و سليقه هاى مصرف كنندگان و سرانجام ظهور فـرهـنـگ مـصـرف گـرايـى در كـشـور بـود كـه بـا دقـت بـيشترى در بخش هاى آتى آن را بررسى خواهيم كرد.



  9. #19

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    ه ) مصرف و نيازهاى مصرفى
    بـررسـى پـديـده ى مـصـرف و نـيازهاى مصرفى در قالب آمار و ارقام دقيق در اين دوره ، هـمـانـنـد دوره ى پـيـشـيـن ، كـارى چـنـدان ساده نيست . كاتوزيان در اين باره عقيده دارد كه مـسـايـلى مـانـنـد مـصـرف ، رفـاه و چـگـونـگـى تـوزيـع آن در مـيـان مـردم ، بـه دليـل نـبـود سـرى هـاى درامـدى و توليدى و همچنين داده هاى كمى براى مصرف و توزيع كـارى مـشكل است . با اين همه آن چه وجود داشت ، مخصوص اقشار مرفه تهران و چند شهر عـمـده ى ديـگـر بود و از اين ميان ، بيشترين سود را اقشار بالاى بوروكراسى دولتى و شـركـاى تـجـارى ايـشـان مى بردند. تقريبا تمامى خدمات رفاهى به خصوص آموزش و بـهـداشـت و تـسـهـيـلات عـمومى ، در تهران و به ميزان كمترى در چند شهر ديگر تمركز يـافـتـه بـود و بـديـن تـرتـيـب ، روسـتـاهـاى ايـران از هـمه طرف زير فشار قرار داشت (42) .
    در حـركـت هـاى اقـتـصـادى ايـن دوره ، دو پـديـده ى متناقض ، با منشاءهاى خارجى و داخلى ، تـاثير شايان توجهى دارد. نخست به دنبال بروز انقلاب در روسيه بسيارى از امتيازات و مـحدوديت هاى تحميلى از سوى رژيم تزارى برداشته شده ، زمينه براى فعاليت هايى از جـمله فعاليت هاى اقتصادى ميان طرفين افزون مى گردد. از سوى ديگر استقرار دولت مـركـزى و لزوم ايـجـاد نـيـروى قدرتمند در مقابل نفوذ روس ها و تقويت بنيان هاى منافع انـگلستان در منطقه و ايران ، به طبع اقتصاد و سياست را به سوى تقويت صنايع داخلى براى رفع نيازهاى وارداتى از سوى روس ها و افزايش تجارت با كشورهاى غربى به ويـژه انـگـلسـتـان هـدايـت مـى كـرد. هـمـچـنين با بروز بحران معروف اقتصادى در غرب در سـال 1929 مـيـلادى (1309ه ش ) آثار نامطلوب آن در اقتصاد ايران نيز خود را نشان مى دهـد و بـازرگـانـى كـشـور دچـار عـدم تـعـادل و كـسـرى شـديـد مـى شـود. دليـل ايـن عـدم تـعادل ، كاهش ‍ بهاى صادرات ايران بود كه بخش عمده ى آن را محصولات كشاورزى و مواد خام تشكيل مى داد. اين مساله به نوبه خود موجب گرديد تا بهاى كالاهاى سـاخـتـه شـده ى خـارجـى ارزان تـر شـود، لذا بـر مـيـزان واردات كـالا بـه ويـژه كالاهاى مصرفى افزوده و صنايع داخلى نوپا دچار مشكل گرديد
    (43) .
    آمـار مـركـز آمـار ايـران دربـاره ى بـرخى صنايع از جمله صنايع نساجى نشان مى دهد در حـالى كـه مـيـزان واردات مـنـسـوجـات پـنـبـه اى از 143 مـيـليـون ريـال در سـال 1309 بـه 231 مـيـليـون ريـال در سـال 1310 فـزايـش يـافـت ، واردات مـاشـيـن آلات از 15 مـيـليـون ريال به 9 ميليون ريال كاهش پيدا كرد
    (44) .
    در مـجـمـوع ، رشـد صـنـايـع تـوليـدى ، افزايش ظرفيت و سرمايه برى آن در نتيجه ى كـاربـرد فـزايـنـده ى تـكـنـولوژى خـارجى ، افزايش تعداد و سهم انحصارات دولتى و خـصـوصـى در توليدات صنعتى و تجارى ، بوروكراتيزه شدن بيشتر زندگى و كار، ايـجـاد ظـرفـيـت تـوليـدى زايـد و عـدم تـوجـه بـه وابـسـتـگـى مـتـقـابـل صـنـايـع مـخـتـلف در سياست هاى سرمايه گذارى دولت ، اتلاف مضاعف سرمايه گـذارى در طـرح هـاى آمـوزشـى گـزاف در جـايـى كـه بـراى فـارغ التـحـصـيلان جديد اشتغال مولدى وجود نداشت ، از ويژگى هاى اقتصاد دوران رضا شاه است
    (45) . توجه بـه نـفـت و درامـدهاى نفتى كه از سال 1310 به تدريج جاى خود را در اقتصاد ايران مى يابد و به منزله ى عاملى به كمك مثبت كردن تراز بازرگانى خارجى ايران مى شتابد، كـليـدى است كه فهم چگونه هموار شدن مسير دست يابى آسان به محصولات و مصنوعات خـارجى كه هزينه اى كمتر را در بر دارد، ممكن نمايد. اين جريان در طى دوره ى آتى ، با شدت و شتابى بيشتر ادامه مى يابد و درامدهاى نفتى به موتور محركه ى اصلى اقتصاد كشور تبديل مى گردد.


  10. #20

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    17,586
    مورد تشکر
    14,326 پست
    حضور
    4 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    662
    آپلود
    397
    گالری
    32



    فصل سوم : اقتصاد ايران در دوره ى پهلوى دوم و مصرف گرايى
    گفتار يكم : زمينه ها
    الف ) جمعيت و زندگى شهرى
    پـيـشتر شاهد بوديم كه سياست هاى پهلوى اول در زمينه ى توجه به بخش ‍ صنعت و كم بها دادن به بخش كشاورزى و بويژه بخش دامدارى كشور كه ريشه در زندگى ايلاتى ايـران داشـت ، شرايطى را به وجود آورد كه شهرها به منزله ى مراكز مهم زندگى ، كم كـم جـلوه اى تـازه در حـيـات اجـتـمـاعـى - اقـتـصـادى مـردم يافتند؛ با اين همه ، هنوز بخش بزرگى از جمعيت كشور در چارچوب زندگى روستايى و كشاورزى شايان بررسى است . همچنين ، اوضاع عمومى زندگى اقتصادى در روستاها كه حكايت از يك زندگى پر مشقت و تـحـت فـشـار را داشـت از يـك سـو و سـيـاسـت هـاى انـحـصـارگـرايـانـه ى دولت پـهـلوى اول از سوى ديگر، بسيارى از طبقات - از ملاكان گرفته تا قشرهاى عادى روستايى - را بـه ايـن انـديـشـه وامـى داشـت تـا خود يا خانواده شان را در شهرهايى مانند تهران مستقر نـمايند. سياست ها و برنامه هاى سياسى - اقتصادى دولت در اين دوره و دوره ى بعد، به گـسـترش ‍ سريع شهرهاى كوچك و بزرگ و فعاليت هاى شهرى انجاميد. بافت جمعيتى و تـركـيـب كـلى ، بـه تـدريج تغيير مى كرد و شهرها به اماكن اصلى زندگى اقتصادى ، سـيـاسـى ، اجـتـمـاعـى و فـرهـنـگـى تـبـديـل مى شد. افزايش ‍ درامدها و مصرف در شهر و زوال كـشـاورزى و روسـتـانـشـيـنـى ، بـه مـهـاجرت جمعى روستاييان به شهرها منجر شد. گسترش بوروكراسى دولتى و تمركز بيش از پيش و شگفت انگيز تصميمات اجرايى ، سـيـل مهاجرت از شهرهاى كوچك به شهرهاى بزرگ را باعث شد. ژوزف آبتون ، در كـتـاب نـگـرشـى بـر تاريخ ايران نوين درباره ى افزايش جمعيت شهرى در برخى مناطق از جمله تهران عقيده دارد:
    ورود ارتـش شـوروى بـه شـمـال ايـران و حـادثـه ى آذربايجان ، عده اى از متمولين و سـرمـايـه داران شـمـال را بـه تـهـران آورد. قـانـون انـحـصـار تجارت و سهميه بازى ، بـازرگانان را از اطراف و اكناف ، به سوى تهران سوق داد، دزدى و ارتشا و اختلاس و سوء استفاده از دستگاه دولتى ، توسط ماجراجويان و دلالان سياسى و آن هايى كه ماشين دولت را وسـيـله ى اسـتـثـمـار مـردم قـرار مـى دهـنـد، گـروه ديـگـرى را بـه تـهـران گسيل داشت . تحصيل كرده ها و بيكاران كه راه اعاشه ى ديگرى جز استخدام دولت ندارند، همه از ولايات رو به مركز آوردند. كارگران ، بيكاران و مستمندان كه راه چاره ى ديگرى نـدارنـد بـه تـهران هجوم آورده اند. مختصر برترى و رجحان تهران بر ولايات ، از حيث بهاى نان ، بهداشت ، فرهنگ و وسايل جديد زندگى ، دسته ديگرى را متوجه تهران كرد. خـلاصـه ، چون تهران ، مركز بند و بست شده ، همه چيز در آن تمركز يافته است و روز بـه روز بـر جـمـعـيت آن افزوده مى شود. كثرت جمعيت ، تقاضاى مسكن را زياد كرده و كسب جـديـد، راه تـازه اى بـراى يـك دسـتـه مـردم ، ايـجـاد كـرده اسـت . تـورم پـول و كـم شـدن ارزش ‍ آن ، مـردم را تـشويق كرده تا سرمايه هاى نقدى خود را به زمين تـبـديل نمايند. قيمت زمين به طور غير منتظره اى در اطراف تهران بالا رفته است و وسيله اى به جمعى داده است كه اراضى غير آباد اطراف شهر را به ثبت رسانده و مالك شوند. ايـن اراضـى مـتـعـلق بـه دولت بوده ، ولى با بند و بست و هزاران نيرنگ ، امروز آنها را مـالك شـده و بـا سـفـتـه بـازى و خـريد و فروش ‍ مصنوعى ، بهاى آن را بالا مى برند. بـالطـبـع سـاخـتن خانه و مستقلات كه نتيجه ى افزايش جمعيت است ، دستگاه خانه سازى و سـاخـتـمـان را تـوسـعـه داده و امـروز، جـمـع كـثـيـرى مـشـغـول تـهـيـه ى مـصالح ساختمانى براى اين ساختمان ها هستند و هزاران نفر عمله ، بنا، نـجـار، آهـنـگـر و غـيـره از ولايـات بـه تـهـران آمـده و در ايـن كـار مـشغول شده اند. هر اندازه كه ساختمان اضافه مى گردد، به كارگران ساختمان افزوده مـى شـود و ايـن دور و تـسـلسـل ادامه پيدا مى كند، تا اين كه يك قسمت نفوس اين كشور از كـارهـاى مـولد ضـرورى دسـت بـاز زده و بـه آبـادانـى شـهـرى كـه انـگـل و طـفـيـلى كـشور است ، بپردازند. بدون شك ، افزايش جمعيت تهران ، يكى از علايم بـدبـخـتـى و انـحطاط است و همان طور كه خالى شدن جنوب ايران از سكنه و رفتن اهالى بـنـادر ايـران بـه كويت و بهرين و عربستان سعودى ، نشانه فقر و بيچارگى آن نقاط اسـت ، تـجمع بيش از يك دهم جمعيت كشور در شهرى مانند تهران كه به كارهاى توليدى نـمـى پـردازنـد و درامـد هـمـه نـقـاط ايـران را بـه پايتخت كشيده و به مصرف بيهوده مى رسـانـد، عـلامـت يـك زنـدگـى غـيـر سـالم اقـتـصـادى مـى بـاشـد كـه بـر هـيـچ كـس مجهول نيست (46) .
    در اين دوره ، به ويژه پس از برنامه هاى عمرانى كشور كه آنها را بررسى خواهيم كرد، جـريـان تـوجـه بـه شـهـر و زنـدگـى شـهـرنشينى به منزله ى زمينه اى براى گذار از زندگى روستايى و كشاورزى به سوى صنعت و توسعه ى صنعتى ، مورد توجه افزون تـرى قرار مى گيرد. خاصه ، حضور عامل قدرتمندى در اقتصاد به نام درامد نفتى كه از دهـه ى 1310 بـه تـدريـج جاى خود را در اقتصاد ايران باز كرده بود، منابع مالى لازم براى انجام تغييرات مطمح نظر سياست گذاران را فراهم مى آورد. بدين ترتيب ، پديده هـايـى هـمـچـون بـرنـامـه هـاى عـمـرانـى . و تاكيد بر انجام اصلاحات ارضى و درامدهاى حـاصـل از فـروش نـفـت خـام ، حـلقـه هـاى زنـجـيـرى را تشكيل مى داد و اقتصاد ايران را به سويى سوق مى داد كه نقش كشاورزى ؛ تامين مواد خم قـابـل صـدور را كـاهـش و در حـاشـيـه جاى مى داد. اين فعاليت ها در بخش هاى كشاورزى و صـنـعـت مـوجـب گـرديـد تـا هـمگام با افزايش جمعيت كشور، سهم بخش شهر نشين افزايش يـابـد. بـديـن تـرتـيـب ، افزايش مداوم درامدهاى نفتى ، كم توجهى به بخش كشاورزى ، ايـجـاد و گـسـتـرش صنايع توليد كننده ى كالاهاى مصرفى در نزديكى نواحى شهرى ، توسعه ى تسهيلات و امكانات در نواحى شهرى در مقايسه با بخش عقب مانده ى روستايى ، باعث جذب بيش از پيش نيروى كار روستايى به نواحى شهرى گرديد، تا بدان جا كه درصد جمعيت شهرى از 4/30 درصد در سال 1330 به 4/31 درصد در 1335، 38درصد در 1345 و 47 درصد در سال 1355 بالغ گرديد
    (47) . افزايش جمعيت شهرنشين كه تـنـهـا درصـد كـمـى از آن بـه فـعـاليـت هـاى تـوليـدى اشـتـغـال داشـتـنـد و بخش بزرگ آن در بخش خدمات فعاليت مى كردند، قشر بزرگى از مـصـرف كـنندگان را به وجود مى آورد كه بايد بر درامدهاى ناشى از رانت نفت تكيه مى كردند. بدين ترتيب ، آنچه در اين بخش بدست مى آمد، به طور عمده به مصرف مى رسيد و به نوبه ى خود باعث افزايش تقاضا مى شد. از آن جايى كه توليدات داخلى ، توان پـاسـخـگويى به تمامى اين تقاضاها را نداشت ، به طور طبيعى ، موتور واردات كشور ضرب آهنگ شتابان ترى را به خود مى گرفت و اين چرخه همچنان به حركت خود ادامه مى داد.


صفحه 2 از 4 نخست 1234 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود