صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ابزارهای شناخت در انسان و توضیحی در مورد هر یک از آنها

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66

    شاد ابزارهای شناخت در انسان و توضیحی در مورد هر یک از آنها




    با او

    با عرض سلام و ادب ؛

    در این تاپیک ، پیش فرض ما این است که امکان شناخت نسبت به خود و دنیای خارج است خود برای انسان ممکن است ، حالا می خواهیم در مورد ابزار شناخت مطالعه و تفکر کنیم.که ورودی های شناخت ما چه چیز هایی است؟مثلا عقل ، حس ، شهود و ..... .
    در کمی هم در مورد هر کدام توضیح دهیم.

    دقت بفرمائید که در این تاپیک صرفا به توضیح این موضوع می پردازیم و بحث و منظاره در مورد این موضوع نخواهیم داشت.اما پس از طرح مطالب ، هر کدام از دوستان که لازم به بحث و مناظره در مورد این مطالب دیدند در تاپیک مستقلی به ان خواهیم پرداخت.
    خصوصا که بحث در مورد این ابزار هر کدام تاپیک مستقلی را می طلبد و این تاپیک صرفا شامل توضیحات و مطالب کلی از همه ی انهاست برای آشنایی کلی و اولیه.

    **************************************************

    قبل از بحث از خود ابزار ، خوب است نسبت بین این ابزار مختلف را با نفس انسان بدانیم :
    انسان یک موجودی است که نفس واحد مجردی دارد ، اما از طرفی هم ابزار ادراکی متفاوتی دارد. یعنی اینطور نیست که نفس انسان مرکب از چند بخش جدا از هم به نام های عقل و حس و .... باشد. بلکه نفس واحد و یک پارچه بوده و ظهور و تحرک این نفس واحد از هر جهت و به هر سیوه ای تجلی خاص خود را داشته و به شکل های ادراک حسی و عقلی و .... ظهور یافته است.

    در این مورد به این چند خط از حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) دقت بفرمائید :
    «برخی از حکما چنین می پنداشتند که نفس انسانی یک حقیقت مجرد عقلانی بوده و تنها عهده دار ادراکات عقلی است. این گروه معتقد بودند دیگر ادراکات انسان توسط سایر قوا و ابزار های نفسانی او حاصل می گردد. برخی دیگر چنین می پنداشتند که انسان دارای چند نفس است : نفس نباتی ، حیوانی و عقلانی که هر یک ادراک و کار مختص به خود را انجام می دهند.

    اما آنچه که مستدل و مبرهن است این است که انسان دارای نفس واحد است که همان صورت نوعیه ی او را تشکیل می دهد و چون افعال ادراکی و تحریکی هر موجود زنده را به صورت نوعیه ی او باید نسبت داد ، از این رو نه تنها ادراکات عقلی بلکه تمامی شناخت ها و ادراکات انسانی باید به نفس او نسبت داده شود ، یعنی چنین نیست که نفس انسان تنها در عاقله ی او خلاصه شده و بقیه ی ادراکات وی به قوا و ابزار او منسوب باشد ، بلکه قوا و ابزار های نفسانی شؤون و مراتب مختلف نفس هستند و نفس حقیقت واحدی است که در عین وحدت ، شامل جمیع قوان نیز می شود : «النفس فی وحدتها کل القوا» یعنی نفس در عین وحدت شامل جمیع قواست.»

    تفسیر موضوعی قرآن کریم / ج13 /ص300 و 301/ معرفت شناسی در قرآن/آیت الله جوادی آملی

    اما در مورد ابزار شناخت ، موارد زیر از سوی افراد مختلف مطرح شده که در ذیل نام انها را به صورت لیست وار مطرح نموده و در پست های بعد به بررسی و توضیح تک تک موارد می پردازیم که ابزار درست و کاملی است یا نه و چگونه؟انشا الله

    1. حس (حواس پنج گانه)

    2 ، 3 ، 4 . تمثیل ، استقراء ، تجربه

    5. عقل

    6. دل و قلب (الهام و اشراق)

    شناخت در فلسفه ی اسلامی (و غرب) / ص 252 و 253 / آیت الله جعفر سبحانی

    در پست های بعد به بررسی هر یک می پردازیم.

    زیاده عرضی نیست.
    طارق

    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست های بعدی ؟

  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,389
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    15 روز 8 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    107



    مث اینکه باید خودمون دستبکار بشیم و تو گوگل سرچ کنیم


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و عرض ادب
    با اجازه جناب طارق بزرگوار پستهایی را در موضوع ایجاد شده توسط ایشان ادامه خواهیم داد.

    مسائل شناخت شناسی

    مسائل قابل طرح در این مبحث بسیار است ، اما آنچه بررسی آن در ارتباط با اصول عقاید ضروری است سه مسئله می باشد:

    1-منابع شناخت
    2- موانع شناخت
    3- شرائط شناخت

    این سه مسئله اساسی ترین مسائل شناخت شناسی است.
    در مسئله اول باید دید برای شناخت چند راه و یا چند منبع وجود دارد.
    در مسئله دوم ابتدا باید به شناسایی اموریکه مانع از شناخت حقیقت است مبادرت کرد،و پس از شناخت موانع ،به سراغ شناخت حقیقت رفت.
    در غیر این صورت چه بسا موفق به شناخت حقایق نشود و تصور کند آن حقایق قابل شناخت نیست،
    در صورتی که مانع از طرف خود اوست،و اگر مانع را از خود دور کند
    اونیز مانند دیگران آن حقایق را خواهد شناخت.
    در مسئله سوم باید دید برای شناخت هستی ، آن چنان که هست،چه شرایطی وجود دارد.

    ادامه دارد....

    ویرایش توسط کنیز فاطمه(سلام الله علیها) : ۱۳۹۱/۰۶/۱۱ در ساعت ۲۳:۴۲

  7. تشکرها 3


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منابع شناخت در وجود انسان

    اگر معلومات خود را به دقت ریشه یابی کنیم ،می بینیم که تمام معارف ما یا از طریق حواس حاصل می شود یا از طریق عقل و یا از طریق قلب.
    پس حس و عقل و قلب راههای شناختند.چون انسان با این ابزار هستی را کشف می کند.
    و بهتر بگوییم این سه ،منابع شناخت در وجود انسانند.

    مثالی می آوریم:
    فرض کنید در صحرای پهناوری هستید.در این صحرا اتاقی هست و شما در آن اتاق قرار دارید.
    در این اتاق پنج روزنه است،یک در کوچک و یک در بزرگ.
    اگر روزنه ها باز شود شما بخش کوچکی از صحرا را می بینید.و اگر در کوچک باز شود فضای بیشتری را ملاحظه خواهید کرد، و اگر در بزرگ باز شود دید بیشتری خواهید داشت.

    آن روزنه ها حواس پنجگانه است.
    آن در کوچک عقل است.
    آن درب بزرگ قلب می باشد.

    کسی که از روزنه حواس پنجگانه به هستی نظر کند،جز فضای محدود و اندکی از صحرای بیکران هستی را نخواهد دید، و تنها مقداری که روزنه ها به او اجازه می دهند را می شناسد.

    ولی ماوراء روزنه محسوسات برای او قابل شناخت نیست.

    ادامه دارد....


  9. تشکرها 3


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ....و کسی که از دریچه عقل می نگرد،مانند آن کس است که از در کوچک اطاق صحرا را مشاهده می کند.
    گرچه افق دید او وسیعتر از شخص اول است و ماورای محسوسات ،
    برای او قابل شناسایی است،ولی در هر حال شناخت او از هستی منحصر است به آنچه در برابر دریچه عقل او قرار دارد و ماوراء آن برای او قابل شناسایی نیست.

    و کسی که که از دریچه قلب می نگرد مانند آن که از درب بزرگ اطاق که مشرف به بخش بزرگی از بیابان است ایستاده است.اگر چه همه بیابان هستی را نمی تواند ببیند،ولی بیشترین شناخت را از آن دارد و فضای
    دید او قابل مقایسه با فضای دید شخص اول و دوم نیست.

    دریچه های اطاق نه ربطی به هم دارد و نه ربطی به شخص بیننده، ولی دریچه های شناخت هم با یکدیگر ارتباط دارد و هم با انسان،بلکه در واقع چیزی جدا از حقیقت انسان نیست.



  11. تشکرها 3


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روزنه های حسّ

    حواس پنجگانه(بینایی -شنوایی- چشایی- بویایی-بساوایی،لامسه) روزنه هایی است که ابتدایی ترین و سطحی ترین شناختها از هستی را برای انسان ایجاد می کد.
    هر روزنه ای که مسدود باشد ،شناخت ویژه آن از انسان سلب می شود.
    سخن معروفی است ((من فقد حسّاً فقد علماً))
    یعنی کسی که حسّی را از دست بدهد علمی را از دست داده است.


    منبع عقل

    دومین منبع شناخت در وجود انسان عقل است،که از طریق آن با فضای گسترده تر و عمیقتری
    از فضای حسّی آشنا می شود.در بررسی این منبع به دو سئوال باید پاسخ گفت:

    1-عقل چیست و چگونه تعریف می شود؟
    2-شناخت عقلی چیست و کدام شناخت از طریق عقل حاصل می شود؟

    در پاسخ ابتدایی و ساده به پرسش عقل چیست،می توان گفت هرکس عاقل است می داند که عقل چیست ،هر چند نتواند آنرا به زبان علمی تعریف کند.
    مثلا شما از هر کس بپرسید که آیا می داند-نور- چیست ،می گوید آری،مگر می شود کسی نور و روشنایی را نشناسد!ولی اگر بخواهد نور را به زبان علمی تعریف کند، جز
    افراد معدودی نمی توانند.


    ادامه دارد...


  13. تشکرها 3


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تعریف عقل

    اما تعریف عقل به زبان علمی،عقل عبارت است از
    مرکز فکر و اندیشه ، واز ویژگیهای آن ترکیب، تجزیه،تجرید،انتزاع،تعمیم و تعمیق مفاهیم ذهنی است.
    تعریف را باز می کنیم تا درک آن ساده گردد.

    مرکز فکر و اندیشه

    هر کس در وجود خود مرکز و جایگاهی را احساس می کند که مجموعه تفکرات و اندیشه های او
    در ان جایگاه تولید می شود.این مرکز ذهن یا عقل نامیده می شود.
    پس در مبحث شناخت ، هر جا واژه عقل را به کار می بریم مقصودمان مرکز شعور و شناخت انسان است
    البته نه مطلق شناختها، بلکه آنهایی که از طریق تفکر و اندیشه برای انسان حاصل میشود.


    تفکر و اندیشه چیست؟

    عبارت است از کار و مسئولیتی که در نظام آفرینش به عهده عقل نهاده شده است.
    این کار و مسئولیت تحت عنوان وظایف عقل بررسی می شود.

    ادامه دارد....


    (منبع این مباحث ، کتاب اصول عقاید اسلامی تألیف جناب محمدی ری شهری می باشد)


  15. تشکرها 2


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وظایف عقل در میدان شناخت


    1. ترکیب مفاهیم حسی ،یعنی مفاهیمی که به وسیله حس به مرکز ذهن منتقل می شود،عقل آنها را با هم ترکیب می کند و از آنها مفهوم جدیدی می سازد که از راه حس به ذهن منتقل نشده است.
    2. تجزیه مفاهیم حسی ،یعنی ذهن می تواند مفاهیمی را که از طریق حواس به صورت مرکب به آن منتقل شده است،تجزیه کند و با جداسازی اجزای آن مفاهیم ، شناختهای جدیدی تولید نماید که از راه حس به ذهن منتقل نشده است.
    3. تجرید مفاهیم حسی،یعنی آنها را از خصوصیاتی که موجب تشخص و تعین مفهوم حسی می شود،مجرد و برهنه کند. با این عمل جداسازی ،از مفاهیم جزئی حسی ،مفاهیم کلی عقلی تولید می شود.
    4. تعمیم دادن ،یعنی گسترش مفاهیم حسی
    5. تعمیق،یعنی عمق دادن و ژرف نمودن مفاهیم حسی


  17. تشکر


  18. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    نوشته
    1,531
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام او که جان را حکمت آموخت

    در این قسمت از مبحث منابع شناخت، توجه شما را به حدیث دقیق و جالب در مورد وظایف عقل جلب می کنم. هشام بن حکم که یکی از شاگردان ممتاز امام صادق (ع) بود و در رشته اصول عقاید تخصص داشت، نقل می کند:
    یکی از مادیین معاصر امام صادق (ع) به نام ابو شاکر دیصانی با امام بحث می کرد.ضمن گفتگو سخن به مسئله منابع شناخت رسید .ابوشاکر گفت:که تنها دریچه شناخت حسّ است. او مدعی بود این که الهیین می گویند عقل یکی از منابع شناخت است و انسان از این طریق می تواند با یک سلسله حقایق که قابل ادراک با حس نیست آشناشود،دروغ است.
    امام صادق (ع) در پاسخ ابو شاکر سخن دقیق و جالبی فرمود :

    ذکرت الحواس الخمس و هی لا تنفع شیئاً بغیر دلیلٍ کما لا ینقطع الظلمة بغیر مصباحٍ

    حواس پنجگانه را به عنوان تنها منبع شناخت ذکر کردی، در صورتی که این حواس بدون راهنمایی (عقل) هیچ نقشی در شناخت انسان نمی تواند داشته باشد، همان طور که تاریکی بدون چراغ قطع نمی شود.
    به زبان ساده تر،
    امام در پاسخ ابو شاکر می فرماید،این ادعا که تنها راه شناخت حس است ،صحیح و منطقی نیست، زیرا حتی شناختی که از راه حواس برای انسان حاصل می شود نیازمند دلالت و راهنمایی عقل است.
    و بدون این راهنمایی حتی شناخت حسی هم امکان پذیر نیست.
    این همان نکته ای است که قبلاً اشاره شد که دریچه های شناخت در وجود انسان باهم عمل میکند نه جدای از یکدیگر.
    همانطور که با وجود چشم ،در تاریکی دیدن ممکن نیست.

    (اگر لازم شد چگونگی کمک رسانی حس به عقل تشریح خواهد شد.)

    ادامه دارد....




  19. تشکر


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود