صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: منظور از دابه من الارض در قرآن کیست؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1

    منظور از دابه من الارض در قرآن کیست؟؟




    سلام بر شما

    پرسشی دارم و آن اینکه منظور از
    دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ در آیه ی زیر چیست ؟

    وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآياتِنَا لَا يوقِنُونَ(النمل/82)


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    سلام بر شما

    پرسشی دارم و آن اینکه منظور از
    دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ در آیه ی زیر چیست ؟

    وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآياتِنَا لَا يوقِنُونَ(النمل/82)
    سلام علیکم

    دابة الارض چيست؟

    " دابه" به معنى" جنبنده" و" ارض" به معنى" زمين" است، و بر خلاف آنچه بعضى مى‏پندارند "دابه " تنها به جنبندگان غير انسان اطلاق نمى‏شود، بلكه مفهوم وسيعى دارد كه انسانها را نيز در بر مى‏گيرد، چنان كه در آيه 6 سوره هود مى‏خوانيم: وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها:" هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خدا است".

    و در آيه 61 سوره نحل آمده: وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ" اگر خداوند مردم را به خاطر ستمهايشان مجازات مى‏كرد، جنبنده‏اى را بر صفحه زمين باقى نمى‏گذاشت".

    و در آيه 22 سوره انفال مى‏خوانيم: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ:" بدترين جنبندگان نزد خداوند افراد كر و گنگى هستند كه چيزى نمى‏فهمند".

    اما در مورد تطبيق اين كلمه، قرآن بطور سر بسته از آن گذشته، گويى بنا بر اجمال و ابهام بوده، تنها وصفى كه براى آن ذكر كرده اين است كه با مردم سخن مى‏گويد، و افراد بى ايمان را اجمالا مشخص مى‏كند، ولى در روايات اسلامى و سخنان مفسرين، بحث هاى زيادى در اين زمينه ديده مى‏شود كه در يك جمع بندى مى‏توان آن را در دو تفسير خلاصه كرد:

    1- گروهى آن را يك موجود جاندار و جنبنده غير عادى از غير جنس انسان با شكلى عجيب دانسته‏اند، و براى آن عجائبى نقل كرده‏اند كه شبيه خارق عادات و معجزات انبياء است.

    اين جنبنده در آخر زمان ظاهر مى‏شود، و از كفر و ايمان سخن مى‏گويد و منافقين را رسوا مى‏سازد و بر آنها علامت مى‏نهد.

    2- جمعى ديگر به پيروى از روايات متعددى كه در اين زمينه وارد شده او را يك انسان مى‏دانند، يك انسان فوق العاده، يك انسان متحرك و جنبنده و فعال كه يكى از كارهاى اصليش جدا ساختن صفوف مسلمين از منافقين و علامت‏گذارى آنها است، حتى از پاره‏اى از روايات استفاده مى‏شود كه عصاى موسى و خاتم سليمان با او است، و مى‏دانيم عصاى موسى، رمز قدرت و اعجاز، و خاتم سليمان، رمز حكومت و سلطه الهى است، و به اين ترتيب او يك انسان قدرتمند و افشاگر است!

    در حديثى از حذيفه از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلّم در توصيف"
    دابة الارض" چنين آمده است‏:

    لا يدركها طالب و لا يفوتها هارب فتسم المؤمن بين عينيه، و يكتب بين عينيه مؤمن و تسم الكافر بين عينيه و تكتب بين عينيه كافر، و معها عصا موسى و خاتم سليمان:

    " او به قدرى نيرومند است كه هيچكس به او نمى‏رسد و كسى از دست او نمى‏تواند فرار كند، در پيشانى مؤمن علامت مى‏گذارد و مى‏نويسد مؤمن و در پيشانى كافر علامت ميگذارد و مى‏نويسد كافر! با او عصاى موسى و انگشتر سليمان است «1».

    و در روايات متعددى بر شخص امير مؤمنان على علیه السلام تطبيق شده است:

    در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق علیه السلام مى‏خوانيم:" مردى به عمار ياسر گفت آيه‏اى در قرآن است كه فكر مرا پريشان ساخته و مرا در شك انداخته‏ است، عمار گفت: كدام آيه؟ گفت: آيه وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ اين كدام جنبنده است؟

    عمار مى‏گويد: به خدا سوگند من روى زمين نمى‏نشينم، غذايى نمى‏خورم و آبى نمى‏نوشم تا دابة الارض را به تو نشان دهم! سپس همراه آن مرد به خدمت على علیه السلام آمد، در حالى كه غذا مى‏خورد هنگامى كه چشم امام علیه السلام به عمار افتاد، فرمود بيا، عمار آمد و نشست و با امام علیه السلام غذا خورد.

    آن مرد سخت در تعجب فرو رفت و با ناباورى به اين صحنه مى‏نگريست، چرا كه عمار به او قول داده بود و قسم خورده بود كه تا به وعده‏اش وفا نكند غذا نخورد، گويى قول و قسم خود را فراموش كرده است. هنگامى كه عمار برخاست و با على علیه السلام خدا حافظى كرد، آن مرد رو به او كرده گفت: عجيب است تو سوگند ياد كردى كه غذا نخورى و آب ننوشى و بر زمين ننشينى مگر اينكه" دابة الارض" را به من نشان دهى؟

    عمار در جواب گفت: اريتكها ان كنت تعقل!:" من او را به تو نشان دادم اگر مى‏فهميدى"! «2»

    نظير همين حديث در تفسير عياشى از" ابو ذر" رحمة اللَّه عليه نقل شده است «3».

    علامه مجلسى در بحار الانوار با سند معتبرى از امام صادق علیه السلام چنين نقل مى‏كند كه على
    علیه السلام در مسجد خوابيده بود، پيامبر صلی الله علیه و آله آنجا آمد، على علیه السلام را بيدار كرد و فرمود قم يا دابة اللَّه!:" برخيز اى جنبنده الهى" كسى از ياران عرض كرد اى رسول خدا آيا ما حق داريم يكديگر را بر چنين اسمى بناميم؟

    پيامبر فرمود: نه اين نام مخصوص او است، و او است" دابة الارض" كه خداوند در قرآن فرموده: وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ ... سپس فرمود: اى على! در آخر زمان خداوند تو را در بهترين صورت زنده مى‏كند و وسيله‏اى در دست تو است كه دشمنان را با آن علامت مى‏نهى" «4».

    طبق اين روايات، آيه فوق مربوط به" رجعت" است و با آيه‏اى كه بعدا درباره رجعت مى‏آيد هماهنگ مى‏باشد.

    مرحوم ابو الفتوح رازى در تفسير خود ذيل آيه فوق مى‏نويسد: بر طبق اخبارى كه از طريق اصحاب ما نقل شده،" دابة الارض" كنايه از حضرت مهدى صاحب الزمان ع است «5».

    با در نظر گرفتن اين حديث و احاديث فوق، مى‏توان از"
    دابة الارض" مفهوم كلى‏ترى را استفاده كرد كه بر هر يك از پيشوايان بزرگ كه در آخر زمان قيام و حركت فوق العاده مى‏كنند و حق و باطل و مؤمن و كافر را از هم مشخص مى‏سازند منطبق مى‏شود.


    اين تعبير كه در روايات وارد شده كه عصاى موسى و انگشتر سليمان كه رمز قدرت و پيروزى و حكومت است با او است قرينه‏اى است بر اينكه دابة الارض يك انسان بسيار فعال است نه يك حيوان.

    و نيز اينكه در روايات وارد شده كه مؤمن و كافر را نشانه‏گذارى مى‏كند و صفوفشان را مشخص مى‏سازد با انسان سازگار است.

    سخن گفتن با مردم كه در متن آيه قرآن به عنوان توصيف او آمده نيز مناسب همين معنى است.

    در يك جمع بندى به اينجا مى‏رسيم كه از يك سو واژه" دابه" بيشتر در غير انسانها به كار مى‏رود ( هر چند در قرآن كراراً در مفهوم اعم و يا در مورد انسانها استعمال شده) از سوى ديگر قرائن متعدد در خود آيه وجود دارد، و روايات فراوانى در تفسير آيه وارد شده است كه نشان مى‏دهد منظور از" دابة الارض" در اينجا انسانى است با ويژگيهايى كه در بالا ذكر كرديم، انسانى است بسيار فعال، مشخص كننده خط حق و باطل، مؤمن و منافق و كافر، انسانى است كه در آستانه رستاخيز ظاهر مى‏شود و خود يكى از آيات عظمت پروردگار است.

    __________________________________________________
    (1) مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث.
    (2 و 3) مجمع البيان ذيل آيات مورد بحث.
    (4) بحار الانوار ج 53 صفحه 52. [.....]
    (5) تفسير ابو الفتوح جلد 8 صفحه 423.



    ************************
    تفسير نمونه، ج‏15، ص: 551 تا 555

    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۹/۰۵/۱۷ در ساعت ۲۱:۱۶

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط Fateme.imani نمایش پست
    سلام علیکم

    دابة الارض چيست؟

    " دابه" به معنى" جنبنده" و" ارض" به معنى" زمين" است، و بر خلاف آنچه بعضى مى‏پندارند "دابه " تنها به جنبندگان غير انسان اطلاق نمى‏شود، بلكه مفهوم وسيعى دارد كه انسانها را نيز در بر مى‏گيرد، چنان كه در آيه 6 سوره هود مى‏خوانيم: وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها:" هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خدا است".

    و در آيه 61 سوره نحل آمده: وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ" اگر خداوند مردم را به خاطر ستمهايشان مجازات مى‏كرد، جنبنده‏اى را بر صفحه زمين باقى نمى‏گذاشت".

    و در آيه 22 سوره انفال مى‏خوانيم: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ:" بدترين جنبندگان نزد خداوند افراد كر و گنگى هستند كه چيزى نمى‏فهمند".

    اما در مورد تطبيق اين كلمه، قرآن بطور سر بسته از آن گذشته، گويى بنا بر اجمال و ابهام بوده، تنها وصفى كه براى آن ذكر كرده اين است كه با مردم سخن مى‏گويد، و افراد بى ايمان را اجمالا مشخص مى‏كند، ولى در روايات اسلامى و سخنان مفسرين، بحث هاى زيادى در اين زمينه ديده مى‏شود كه در يك جمع بندى مى‏توان آن را در دو تفسير خلاصه كرد:

    1- گروهى آن را يك موجود جاندار و جنبنده غير عادى از غير جنس انسان با شكلى عجيب دانسته‏اند، و براى آن عجائبى نقل كرده‏اند كه شبيه خارق عادات و معجزات انبياء است.

    اين جنبنده در آخر زمان ظاهر مى‏شود، و از كفر و ايمان سخن مى‏گويد و منافقين را رسوا مى‏سازد و بر آنها علامت مى‏نهد.

    2- جمعى ديگر به پيروى از روايات متعددى كه در اين زمينه وارد شده او را يك انسان مى‏دانند، يك انسان فوق العاده، يك انسان متحرك و جنبنده و فعال كه يكى از كارهاى اصليش جدا ساختن صفوف مسلمين از منافقين و علامت‏گذارى آنها است، حتى از پاره‏اى از روايات استفاده مى‏شود كه عصاى موسى و خاتم سليمان با او است، و مى‏دانيم عصاى موسى، رمز قدرت و اعجاز، و خاتم سليمان، رمز حكومت و سلطه الهى است، و به اين ترتيب او يك انسان قدرتمند و افشاگر است!

    در حديثى از حذيفه از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلّم در توصيف"
    دابة الارض" چنين آمده است‏:

    لا يدركها طالب و لا يفوتها هارب فتسم المؤمن بين عينيه، و يكتب بين عينيه مؤمن و تسم الكافر بين عينيه و تكتب بين عينيه كافر، و معها عصا موسى و خاتم سليمان:

    " او به قدرى نيرومند است كه هيچكس به او نمى‏رسد و كسى از دست او نمى‏تواند فرار كند، در پيشانى مؤمن علامت مى‏گذارد و مى‏نويسد مؤمن و در پيشانى كافر علامت ميگذارد و مى‏نويسد كافر! با او عصاى موسى و انگشتر سليمان است «1».

    و در روايات متعددى بر شخص امير مؤمنان على علیه السلام تطبيق شده است:

    در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق علیه السلام مى‏خوانيم:" مردى به عمار ياسر گفت آيه‏اى در قرآن است كه فكر مرا پريشان ساخته و مرا در شك انداخته‏ است، عمار گفت: كدام آيه؟ گفت: آيه وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ اين كدام جنبنده است؟

    عمار مى‏گويد: به خدا سوگند من روى زمين نمى‏نشينم، غذايى نمى‏خورم و آبى نمى‏نوشم تا دابة الارض را به تو نشان دهم! سپس همراه آن مرد به خدمت على علیه السلام آمد، در حالى كه غذا مى‏خورد هنگامى كه چشم امام علیه السلام به عمار افتاد، فرمود بيا، عمار آمد و نشست و با امام علیه السلام غذا خورد.

    آن مرد سخت در تعجب فرو رفت و با ناباورى به اين صحنه مى‏نگريست، چرا كه عمار به او قول داده بود و قسم خورده بود كه تا به وعده‏اش وفا نكند غذا نخورد، گويى قول و قسم خود را فراموش كرده است. هنگامى كه عمار برخاست و با على علیه السلام خدا حافظى كرد، آن مرد رو به او كرده گفت: عجيب است تو سوگند ياد كردى كه غذا نخورى و آب ننوشى و بر زمين ننشينى مگر اينكه" دابة الارض" را به من نشان دهى؟

    عمار در جواب گفت: اريتكها ان كنت تعقل!:" من او را به تو نشان دادم اگر مى‏فهميدى"! «2»

    نظير همين حديث در تفسير عياشى از" ابو ذر" رحمة اللَّه عليه نقل شده است «3».

    علامه مجلسى در بحار الانوار با سند معتبرى از امام صادق علیه السلام چنين نقل مى‏كند كه على
    علیه السلام در مسجد خوابيده بود، پيامبر صلی الله علیه و آله آنجا آمد، على علیه السلام را بيدار كرد و فرمود قم يا دابة اللَّه!:" برخيز اى جنبنده الهى" كسى از ياران عرض كرد اى رسول خدا آيا ما حق داريم يكديگر را بر چنين اسمى بناميم؟

    پيامبر فرمود: نه اين نام مخصوص او است، و او است" دابة الارض" كه خداوند در قرآن فرموده: وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ ... سپس فرمود: اى على! در آخر زمان خداوند تو را در بهترين صورت زنده مى‏كند و وسيله‏اى در دست تو است كه دشمنان را با آن علامت مى‏نهى" «4».

    طبق اين روايات، آيه فوق مربوط به" رجعت" است و با آيه‏اى كه بعدا درباره رجعت مى‏آيد هماهنگ مى‏باشد.

    مرحوم ابو الفتوح رازى در تفسير خود ذيل آيه فوق مى‏نويسد: بر طبق اخبارى كه از طريق اصحاب ما نقل شده،" دابة الارض" كنايه از حضرت مهدى صاحب الزمان ع است «5».

    با در نظر گرفتن اين حديث و احاديث فوق، مى‏توان از"
    دابة الارض" مفهوم كلى‏ترى را استفاده كرد كه بر هر يك از پيشوايان بزرگ كه در آخر زمان قيام و حركت فوق العاده مى‏كنند و حق و باطل و مؤمن و كافر را از هم مشخص مى‏سازند منطبق مى‏شود.


    اين تعبير كه در روايات وارد شده كه عصاى موسى و انگشتر سليمان كه رمز قدرت و پيروزى و حكومت است با او است قرينه‏اى است بر اينكه دابة الارض يك انسان بسيار فعال است نه يك حيوان.

    و نيز اينكه در روايات وارد شده كه مؤمن و كافر را نشانه‏گذارى مى‏كند و صفوفشان را مشخص مى‏سازد با انسان سازگار است.

    سخن گفتن با مردم كه در متن آيه قرآن به عنوان توصيف او آمده نيز مناسب همين معنى است.

    در يك جمع بندى به اينجا مى‏رسيم كه از يك سو واژه" دابه" بيشتر در غير انسانها به كار مى‏رود ( هر چند در قرآن كراراً در مفهوم اعم و يا در مورد انسانها استعمال شده) از سوى ديگر قرائن متعدد در خود آيه وجود دارد، و روايات فراوانى در تفسير آيه وارد شده است كه نشان مى‏دهد منظور از" دابة الارض" در اينجا انسانى است با ويژگيهايى كه در بالا ذكر كرديم، انسانى است بسيار فعال، مشخص كننده خط حق و باطل، مؤمن و منافق و كافر، انسانى است كه در آستانه رستاخيز ظاهر مى‏شود و خود يكى از آيات عظمت پروردگار است.

    __________________________________________________
    (1) مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث.
    (2 و 3) مجمع البيان ذيل آيات مورد بحث.
    (4) بحار الانوار ج 53 صفحه 52. [.....]
    (5) تفسير ابو الفتوح جلد 8 صفحه 423.



    ************************
    تفسير نمونه، ج‏15، ص: 551 تا 555

    درود بر شما

    آقا با توجه به تشتت آرا در این مورد من به یک نتیجه ی مشترک رسیده ام

    و آن اینه که دابه من الارض یکی از عجایب و شگفتی های آفرینش است

    ( حالا یا انسان یا غیر انسان )

    به نظر اینجانب

    پل هشت پا ( اختاپوس ) Octopus Paul پیشگوی جام جهانی آفریقا را می توان دابه من الارض

    دانست


    به چند دلیل

    یک

    اینکه این موجود تا به امروز اینقدر برای عامه مردم شناخته شده ومهم نبوده و

    بعد از اینکه به القاءو امر خدا نتایج را کاملا پیشبینی می کرد می توان دلیلی بر هدایت مرموز این

    جانور باشد پس عامه مردم هم دانستند که اینگونه موجود شگفتی هم هست !!


    دوم

    ماهیت اختاپوس در آن زمان برای اعراب شناخته شده نبوده که صریحا اسمش بیاید بلکه به آن گفته

    شده دابه


    سوم

    پیشبینی های دقیق این جانور باعث شد بسیاری به این نتیجه برسند که دستی فراتر از تفکر

    بشر رویداد ها را هدایت می کند ( که همان خداست)




    نتیجه نهایی اینجانب :

    آخر الزمان است و اگر خدا بخواهد ظهور موعود نزدیک است


    نکته :
    اگر هم انسان بگیریم خود مصلح آخر الزمان هم می تواند از شگفتی های آفرینش باشد ( او هم می تواند دابه باشد )

    همانطوری که امام فخر رازی گفته است وبه نظرم درست نیست در زمان حال بگوییم حضرت علی است


    در ضمن باید بگویم سخنان آقای احمدی نژاد در مورد هشت پای مذکور ( پل اختاپوس )
    که در
    اینجا هم آورده شده صرفا یک ژست سیاسی است و توجیه شرعی ندارد
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۵/۱۷ در ساعت ۲۳:۳۲

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    1




    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    سلام بر شما
    پرسشی دارم و آن اینکه منظور از
    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ در آیه ی زیر چیست ؟
    وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآياتِنَا لَا يوقِنُونَ
    (النمل/82)

    سلام بر شما

    وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ (نمل/82)
    هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخيز قرار گيرند) جنبنده‏اى را از زمين براى آنها خارج مى‏كنيم كه با آنها تكلم مى‏كند و مى‏گويد: مردم به آيات ما ايمان نمى ‏آورند.

    از آنجا كه در آيات گذشته سخن از استعجال كفار در مورد عذاب و يا تحقق رستاخيز بود و با بى صبرى انتظار وقوع آن را داشتند، و به پيامبر مى‏گفتند: چرا اين عذابها را كه به ما وعده مى‏دهى دامن ما را نمى‏گيرد؟! چرا قيامت بر پا نمى‏شود؟! در آيات مورد بحث به قسمتى از حوادثى كه در آستانه رستاخيز صورت مى‏گيرد اشاره كرده و سرنوشت دردناك اين منكران لجوج را مجسم مى‏ سازد.

    مى ‏فرماید: هنگامى كه فرمان عذاب فرا مى‏رسد و آنها در آستانه رستاخيز قرار مى‏ گيرند، جنبنده‏اى را از زمين، براى آنان خارج مى‏كنيم كه با آنها سخن مى‏گويد، و سخنش اين است كه مردم به آيات خدا ايمان نمى‏آورند (وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ).

    منظور از وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ صدور (فرمان خدا و مجازاتى است كه به آنها قول داده شده) يا (وقوع رستاخيز و حضور نشانه‏هاى آن) است؛ نشانه‏هايى كه با مشاهده آن هر كس خاضع و تسليم مى‏شود و يقين پيدا مى‏كند كه وعده‏هاى الهى هم حق بوده و قيامت نزديك است، و در آن حال درهاى توبه بسته مى‏شود، چرا كه ايمان در چنين شرائطى جنبه اضطرارى خواهد داشت.
    البته اين دو معنى از يكديگر جدا نيست، زيرا نزديك شدن قيامت با عذاب و مجازات گنهكاران همراه است.

    اما در اينكه اين جنبنده زمينى چيست و كيست؟ و برنامه و رسالت او چگونه است؟ قرآن به صورت مجمل موضوع را بيان كرده است و همين اندازه مى‏گويد که جنبنده‏اى است كه خدا او را از زمين در آستانه رستاخيز ظاهر مى‏سازد، او با مردم سخن مى‏گويد و سخنش اين است كه مردم به آيات خدا ايمان نمى‏ آورند.
    به تعبير ديگر كار او اين است که صفوف را از هم جدا مى‏ كند و منكران و منافقان را از مؤمنان مشخص مى‏سازد.
    بديهى است منكران با ديدن اين صحنه به خود مى ‏آيند و از گذشته تاريك خويش پشيمان مى‏شوند ولى چه سود كه راه بازگشت بسته است.

    درباره جزئيات دابة الارض و صفات و مشخصات دقيقش در روايات اسلامى و در كتب تفسير و حديث شيعه و اهل سنت، مطالب بسيارى وارد شده است.

    دابة به معنى جنبنده و ارض به معنى زمين است. دابة تنها به جنبندگان غير انسان اطلاق نمى‏شود بلكه مفهوم وسيعى دارد كه انسانها را نيز در بر مى‏ گيرد؛ شواهد این معنا در قرآن:

    - در آيه 6 سوره هود مى‏خوانيم: وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها: هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خدا است.

    - در آيه 61 سوره نحل آمده: وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ: اگر خداوند مردم را به خاطر ستمهايشان مجازات مى‏كرد، جنبنده‏اى را بر صفحه زمين باقى نمى ‏گذاشت.


    - در آيه 22 سوره انفال مى‏خوانيم: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ: بدترين جنبندگان نزد خداوند افراد كر و گنگى هستند كه چيزى نمى‏فهمند.




    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    2




    اما در مورد تطبيق دابة بر مصداق خارجی آن، همانگونه كه گفتیم، قرآن بطور سر بسته از آن گذشته، گويى بنا بر اجمال و ابهام داشته است و تنها وصفى كه براى آن ذكر كرده اين است كه با مردم سخن مى‏گويد و افراد بى ايمان را اجمالا مشخص مى‏كند ولى در روايات اسلامى و سخنان مفسرين، بحثهاى زيادى در اين زمينه ديده مى‏شود كه در يك جمع بندى مى ‏توان آن را در دو تفسير خلاصه كرد:


    1- گروهى آن را يك موجود جاندار و جنبنده غير عادى از غير جنس انسان با شكلى عجيب دانسته ‏اند و براى آن عجائبى نقل كرده‏اند كه شبيه خارق عادات و معجزات انبياء است.
    اين جنبنده در آخر زمان ظاهر مى‏شود و از كفر و ايمان سخن مى‏گويد و منافقين را رسوا مى‏سازد و بر آنها علامت مى‏نهد.


    2- جمعى ديگر به پيروى از روايات متعددى كه در اين زمينه وارد شده او را يك انسان مى‏دانند، يك انسان فوق العاده، يك انسان جنبنده و فعال كه يكى از كارهاى اصليش جدا ساختن صفوف مسلمين از منافقين و علامت‏گذارى آنهاست، حتى از پاره‏اى از روايات استفاده مى‏شود كه عصاى موسى و خاتم سليمان با او است و مى‏دانيم عصاى موسى، رمز قدرت و اعجاز و خاتم سليمان، رمز حكومت و سلطه الهى است و به اين ترتيب او يك انسان قدرتمند و افشاگر است.

    در حديثى از حذيفه از پيامبر ص در توصيف دابة الارض چنين آمده است:‏

    لا يدركها طالب و لا يفوتها هارب فتسم المؤمن بين عينيه و يكتب بين عينيه مؤمن و تسم الكافر بين عينيه و تكتب بين عينيه كافر و معها عصا موسى و خاتم سليمان: او به قدرى نيرومند است كه هيچكس به او نمى‏رسد و كسى از دست او نمى‏تواند فرار كند، در پيشانى مؤمن علامت مى‏گذارد و مى‏نويسد مؤمن و در پيشانى كافر علامت ميگذارد و مى‏نويسد كافر. با او عصاى موسى و انگشتر سليمان است.


    در روايات متعددى دابة بر شخص امير مؤمنان على (ع) تطبيق شده است:
    در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق (ع) مى‏خوانيم: مردى به عمار ياسر گفت: آيه‏اى در قرآن است كه فكر مرا پريشان ساخته و مرا در شك انداخته‏ است. عمار گفت: كدام آيه؟
    گفت: آيه وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ، اين كدام جنبنده است؟
    عمار گفت: به خدا سوگند من روى زمين نمى‏نشينم، غذايى نمى‏خورم و آبى نمى‏نوشم تا دابة الارض را به تو نشان دهم. سپس همراه آن مرد به خدمت على (ع) آمد در حالى كه آن حضرت مشغول غذا خوردن بود. هنگامى كه چشم امام (ع) به عمار افتاد، فرمود بيا. عمار آمد و نشست و با امام (ع) غذا خورد.
    آن مرد سخت در تعجب فرو رفت و با ناباورى به اين صحنه مى‏نگريست، چرا كه عمار به او قول داده بود و قسم خورده بود كه تا به وعده‏اش وفا نكند غذا نخورد، گويى قول و قسم خود را فراموش كرده است.
    هنگامى كه عمار برخاست و با على (ع) خداحافظى كرد، آن مرد رو به او كرده و گفت: عجيب است تو سوگند ياد كردى كه غذا نخورى و آب ننوشى و بر زمين ننشينى مگر اينكه دابة الارض را به من نشان دهى؟
    عمار در جواب گفت:من او را به تو نشان دادم اگر مى‏فهميدى.

    نظير همين حديث در تفسير عياشى از ابوذر رحمة اللَّه عليه نیز نقل شده است.


    علامه مجلسى در بحار الانوار با سند معتبرى از امام صادق (ع) چنين نقل مى‏كند كه على (ع) در مسجد خوابيده بود، پيامبر (ص) آنجا آمد، على (ع) را بيدار كرد و فرمود قم يا دابة اللَّه: برخيز اى جنبنده الهى، كسى از ياران عرض كرد: اى رسول خدا آيا ما حق داريم يكديگر را بر چنين اسمى بناميم؟

    فرمود: نه، اين نام مخصوص اوست و اوست دابة الارض كه خداوند در قرآن فرموده: وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ ...

    مرحوم ابو الفتوح رازى در تفسير خود ذيل آيه فوق مى‏نويسد: بر طبق اخبارى كه از طريق اصحاب ما نقل شده، دابة الارض كنايه از حضرت مهدى صاحب الزمان (ع) است.

    اين تعبير كه در روايات وارد شده كه عصاى موسى و انگشتر سليمان كه رمز قدرت و پيروزى و حكومت است با او است قرينه‏اى است بر اينكه منظور از دابة الارض يك انسان بسيار فعال است، نه يك حيوان و نيز اينكه در روايات وارد شده كه مؤمن و كافر را نشانه‏گذارى مى‏كند و صفوفشان را مشخص مى‏سازد با انسان سازگار است. سخن گفتن با مردم كه در متن آيه قرآن به عنوان توصيف او آمده نيز مناسب همين معنى است.

    در يك جمع بندى به اينجا مى‏رسيم كه از يك سو واژه دابة بيشتر در غير انسانها به كار مى‏رود (هر چند در قرآن كراراً در مفهوم اعم و يا در مورد انسانها استعمال شده)، از سوى ديگر قرائن متعدد در خود آيه وجود دارد و روايات فراوانى در تفسير آيه وارد شده است كه نشان مى‏دهد منظور از دابة الارض در اينجا، انسانى است بسيار فعال، مشخص كننده خط حق و باطل، مؤمن و منافق و كافر، انسانى است كه در آستانه رستاخيز ظاهر مى‏شود و خود يكى از آيات عظمت پروردگار است. (تفسير نمونه،ج‏15/ص547)




    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    3




    علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) هم در المیزان ذیل آیه مذکور بیانات قابل توجهی دارند. خلاصه ای از فرمایشات ایشان ذکر می شود، عزیزانی که خواهان مطالعه بیشتر هستند، به الميزان، ج‏15/ص395
    مراجعه فرمایند.



    خلاصه بیانات علامه ذیل این آیه:

    1- روی سخن در این آیه با کفار امت پیامبر است.
    2- مراد از وقع علیهم القول، اینست که عذاب الهی در مورد آنها لازم و محقق گردد.

    3- مراد از اخراج از زمين (ْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْض)، يا احياء و زنده شدن بعد از مرگ است و يا چیزی مانند آن،

    4- کلمه دابة به هر موجود زنده ای اطلاق مى‏شود كه در زمين راه مى‏رود، که مى‏تواند انسان باشد و مى‏تواند حيوان باشد. اگر انسان باشد كه تكلم و سخن گفتنش امرى عادى است، نه خارق العاده و اگر حيوانى بى زبان باشد، آنگاه حرف زدنش مانند بيرون شدنش از زمين امرى است خارق العاده.

    در آيات كريمه قرآن چيزى كه بتواند اين آيه را تفسير كند و معلوم سازد كه اين جنبده‏اى كه خدا به زودى از زمين بيرون مى‏آورد چيست، و چه خصوصياتى دارد، و با مردم چه چه مى‏گويد، و چگونه از زمين بيرون مى‏آيد، وجود ندارد، بلكه سياق آيه بهترين دليل است بر اينكه مقصود قرآن مبهم گويى است و جمله مذکور از كلمات مرموز قرآن است.


    حاصل معنای آیه اين است كه: وقتى برگشت امر مردم [یعنی کفار امت اسلام] به اين شود كه از آيات حسى و مشهود ما [مانند آسمانها و زمین و ...] يقين برايشان حاصل نشود و به عبارت ديگر استعدادشان براى ايمان آوردن به ما به كلى باطل گشته و تعقل و عبرت‏گيرى از دستشان‏ خارج شود، در اين هنگام وقت آن مى‏رسد كه آن آيت خارق العاده كه وعده داده بوديم نشانشان دهيم و حق را برايشان آن چنان بيان مى‏كنيم كه ديگر جز باور و اعتراف به حق چاره‏اى برايشان نماند، پس در این هنگام آن آيت را كه دابه و جنبنده‏اى است از زمين بيرون مى‏آوريم، تا با ايشان صحبت كند.
    اين آن معنايى است كه با كمك سياق و به هدايت تدبّر در آيه به دست مى‏ آيد.



    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    درود بر شما
    آقا با توجه به تشتت آرا در این مورد من به یک نتیجه ی مشترک رسیده ام
    دوست خوب، این روش تحقیق اشتباه است. شما بجای آنکه ذهن خود را در متن آیه متمرکز نمایید و مدلول آیه را از بطن آیه و با توجه به عبارات موجود در آن بررسی نمایید، فکر خود را درگیر آراء گوناگون وارده نموده اید و گوناگونی آراء را مجوز بیان مظلبی سطحی دانسته اید.

    (البته مطمئنا این آراء را هم درست نخوانده اید و بررسی نکرده اید و الا چنین نظر پیش و پا افتاده ای که با متن آیه هیچگونه تناسبی ندارد و تنها سخنی بر پایه رجما بالغیب (تیر در تاریکی رها نمودن است) را مطرح نمی کردید!)

    همین نتیجه های بدون مقدمه علمی صحیح و بدون دلیل عقلی یا نقلی معتبر است که گاه انسان را به وادی تفسیر به رأی می کشاند (پیامبر اکرم (ص) فرمود: هر کس آیات کریمه قرآن را تفسیر به رأی نماید، جایگاهی از آتش برای خود تدارک دیده است).

    بله، دیواری کوتاهتر از مذهب برای اظهار نظرهای غیر کارشناسانه نمی توان یافت که چنین مطالب سطحی به آیات کریمه قرآن نسبت داده می شود (إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ (طارق/13) وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ (14)؛
    اين (قرآن) سخنى است كه حقّ را از باطل جدا مى‏ كند و هرگز شوخى نيست).

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ در ساعت ۰۰:۴۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    به نظر اینجانب
    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست

    پل هشت پا ( اختاپوس ) octopus paul پیشگوی جام جهانی آفریقا را می توان دابه من الارض
    دانست
    این کلام ارزش نقد ندارد (و علت آن را در پست قبلی اشاره نمودم)؛ مطلبی بدون کمترین بار علمی و تنها بر پایه گمان و وهم و اشتغال ذهنی و تأثیر پذیری از یک پدیده خارجی!
    اما برای اینکه این مطلب بی پاسخ نماند و سطحی بودن آن (که روشن است) روشن تر شود، چند کلامی درباره آن عرض می کنم اگر چه معتقدم این دوست خوب، اگر کمی از حال و هوای فوتبال و جام جهانی خارج شوند، در این اظهار نظر غیر عالمانه خود تجدید نظر خواهند نمود که گفته اند: اثر هر کس نمودار طرز تفکر و اندیشه اوست.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ در ساعت ۰۰:۵۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    به چند دلیل
    یک
    اینکه این موجود تا به امروز اینقدر برای عامه مردم شناخته شده ومهم نبوده و
    بعد از اینکه به القاءو امر خدا نتایج را کاملا پیشبینی می کرد می توان دلیلی بر هدایت مرموز این
    جانور باشد پس عامه مردم هم دانستند که اینگونه موجود شگفتی هم هست !!

    یک اشکال اساسی به تمام دلایل سطحی شما اینست که بدون توجه به متن آیه و تنها بر اساس یک پندار و گمانی بی ارتباط با متن آیه، ارائه شده است!!!

    بین دلیل و مدعا باید ارتباط عقلانی وجود داشته باشد. شما دارید درباره دابة الارضی که در آیه کریمه مطرح شده و
    منظور خدای سبحان بوده، سخن می گویید لذا باید دلایلتان را هم از متن آیه کریمه (که سخن خداوند است) استخراج نمایید و بعد با موضوع خارجی تطبیق دهید که آیا این دلایل بر آن موجود تطبیق دارد یا نه.

    شما ابتدا (تحت تأثیر رویداد جام جهانی فوتبال)، یک موضوع خارجی را برای خود در نظر گرفته اید (=اختاپوس مذکور) و بعد با دلایلی خارج از متن آیه و برخاسته از پندار خود، می خواهید آن را بر آیه شریفه تطبیق کنید!



    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست

    اینکه این موجود تا به امروز اینقدر برای عامه مردم شناخته شده ومهم نبوده و
    بعد از اینکه به القاءو امر خدا نتایج را کاملا پیشبینی می کرد می توان دلیلی بر هدایت مرموز این جانور باشد پس عامه مردم هم دانستند که اینگونه موجود شگفتی هم هست !!
    اولا کجای این پیشگوییها هدایت بوده؟! آیا پیش بینی نتیجه یک مسابقه فوتبال از نظر شما مصداق هدایت است؟ تعریف هدایت عوض شده یا فوتبال به یک هدف والای الهی انسانی بدل شده است؟!

    ثانیا شما از کجا دانستید که این پیش بینی به القاء الهی و به امر خدا بوده؟ یعنی خداوند وقتی دید بندگانش نگران نتیجه یک بازی هستند، به این بنده چند پایش امر فرمود که بندگان را با این پیشگویی از نگرانی خارج کن؟! (دلیلی سطحی تر از این مطلب سراغ نداشتید که بفرمایید)!

    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ✿^؟؟^✿بیت المال را جــدی بگیرید!✿^؟؟^✿
    توسط neginsabz در انجمن اخلاق
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۱۲, ۱۴:۰۸
  2. جمع بندی قیامت چه زمانی رخ می دهد؟؟!!
    توسط taslim در انجمن قیامت
    پاسخ: 41
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۰۸:۱۹
  3. سجده به غیرخدا حرام نیست؟؟(سجده برادران به یوسف)
    توسط منتقد کوچولو در انجمن آیات الاحکام
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۷:۵۱
  4. در خدا باوری و دین داری عقل مقدم است یا ایمان؟؟
    توسط paul در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۲۲:۰۷
  5. چرا افضل اعمال ؟؟
    توسط حکمتی فرد در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۵/۰۴, ۱۱:۰۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود