جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞




    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞


    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞

    « دعای ابوحمزه ثمالی »

    در مصباح شيخ است كه روايت كرده ابو حمزه ثمالى كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام درماه رمضان بيشتر از شب را نماز مى كرد و چون سحر مى شد اين دعا را مى خواند:


    اِلهى لا تُؤَدِّبْنى بِعُقوُبَتِكَ، وَلا تَمْكُرْ بى فى حيلَتِكَ،
    خدايا مرا به مجازات و عقوبتت ادب مكن و مكر مكن به من با حيله ات

    مِنْ اَيْنَ لِىَ الْخَيْرُ يا رَبِّ، وَلا يوُجَدُ اِلاَّ مِنْ عِنْدِكَ،
    از كجا خيرى بدست آورم اى پروردگار من با اينكه خيرى يافت نشود جز در پيش تو

    وَمِنْ اَيْنَ لِىَ النَّجاةُ، وَلا تُسْتَطاعُ اِلاَّ بِكَ،
    و از كجا نجاتى برايم باشد با اينكه نجاتى نتوان يافت جز به كمك تو

    لاَ الَّذى اَحْسَنَ اسْتَغْنى عَنْ عَوْنِكَ وَرَحْمَتِكَ،
    نه آن كس كه نيكى كند بى نياز است از كمك تو و رحمتت

    وَلاَ الَّذى اَسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَيْكَ، وَلَمْ يُرْضِكَ خَرَجَ عَنْ قُدْرَتِكَ،
    و نه آنكس كه بد كند و دليرى بر تو كند و خوشنوديت نجويد از تحت قدرت تو بيرون رود

    يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ (بگويد تا آنكه نفس قطع شود)
    اى پروردگار من ...

    [بِكَ ] عَرَفْتُكَ، وَاَنْتَ دَلَلْتَنى عَلَيْكَ، وَدَعَوْتَنى اِلَيْكَ،
    بوسيله خودت من ترا شناختم و تو مرا برخود راهنمايى كردى و بسوى خود خواندى

    وَلَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ،
    و اگر تو نبودى من ندانستم كه تو كسيتى

    اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذى اَدْعوُهُ فَيُجيبُنى ، وَاِنْ كُنْتُ بَطيئاً حينَ يَدْعوُنى ،
    ستايش خدايى را كه مى خوانمش و او پاسخم دهد و اگرچه وقتى مى خواندم بكندى به درگاهش روم

    وَالْحَمْدُ للَّهِ الَّذى اَسْئَلُهُ فَيُعْطينى ، وَاِنْ كُنْتُ بَخيلاً حينَ يَسْتَقْرِضُنى ،
    و ستايش خدايى را كه مى خواهم از او و به من عطا مى كند و اگرچه در هنگامى كه او از من چيزى قرض خواهد من بخل كنم

    وَالْحَمْدُ للَّهِ الَّذى اُناديهِ كُلَّما شِئْتُ لِحاجَتى ،
    و ستايش خدايى را كه هرگاه براى حاجتى بخواهم او را ندا كنم

    وَاَخْلوُ بِهِ حَيْثُ شِئْتُ لِسِرِّى بِغَيْرِ شَفيعٍ فَيَقْضى لى حاجَتى ،
    و هر زمان بخواهم براى راز و نياز بدون واسطه با او خلوت كنم و او حاجتم را برآورد

    اَلْحَمْدُللَّهِ الَّذى لا اَدْعُو غَيْرَهُ، وَلَوْ دَعَوْتُ غَيْرَهُ، لَمْ يَسْتَجِبْ لى دُعآئى ،
    ستايش خدايى را كه جز او كسى را نخوانم و اگر غير او ديگرى را مى خواندم دعايم را مستجاب نمى كرد

    وَالْحَمْدُ للَّهِ الَّذى لا اَرْجُو غَيْرَهُ، وَلَوْ رَجَوْتُ غَيْرَهُ، لَأَخْلَفَ رَجآئى ،
    و ستايش خدايى را كه بجز او اميد ندارم و اگر به غير او اميدى داشتم نااميدم مى كرد

    وَالْحَمْدُ للَّهِ الَّذى وَكَلَنى اِلَيْهِ فَاَكْرَمَنى ، وَلَمْ يَكِلْنى اِلَى النَّاسِ فَيُهينُونى ،
    و ستايش خدايى را كه مرا به حضرت خود واگذار كرده و از اين رو به من اكرام كرده و به مردم واگذارم نكرده كه مرا خواركنند

    وَالْحَمْدُ للَّهِ الَّذى تَحَبَّبَ اِلَىَّ وَهُوَ غَنِىٌّ عَنّى ،
    و ستايش خدايى را كه با من دوستى كند در صورتى كه از من بى نياز است

    وَالْحَمْدُ للَّهِ الَّذى يَحْلُمُ عَنّى ، حَتّى كَاَ نّى لا ذَنْبَ لى ،
    و ستايش خدايى را كه نسبت به من بردبارى كند تا به جايى كه گويا گناهى ندارم

    فَرَبّى اَحْمَدُ شَى ءٍ عِنْدى وَاَحَقُّ بِحَمْدى ،
    پس پروردگار من ستوده ترين چيزها است نزد من و به ستايش من سزاوارتر است

    اَللّهُمَّ اِنّى اَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَيْكَ مُشْرَعَةً وَمَناهِلَ الرَّجآءِ اِلَيْكَ مُتْرَعَةً،
    خدايا من همه راههاى مقاصد را به سوى تو باز مى بينم و چشمه هاى اميد را بسويت سرشار مى يابم

    وَالْأِسْتِعانَةَ بِفَضْلِكَ لِمَنْ اَمَّلَكَ مُباحَةً،
    و يارى جستن به فضل تو براى آرزومندانت مباح و بى مانع است

    وَاَبْوابَ الدُّعآءِ اِلَيْكَ لِلصَّارِخينَ مَفْتوُحَةً،
    و درهاى دعاى بسوى تو براى فريادكنندگان باز است

    وَاَعْلَمُ اَنَّكَ لِلرَّاجى بِمَوْضِعِ اِجابَةٍ،
    و به خوبى مى دانم كه تو براى اجابت شخص اميدوار آماده اى

    وَلِلْمَلْهوُفينَ بِمَرْصَدِ اِغاثَةٍ،
    و براى فريادرسى اندوهگينان مهياى فريادرسى هستى

    وَاَنَّ فِى اللَّهْفِ اِلى جوُدِكَ وَالرِّضا بِقَضآئِكَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلينَ،
    و براستى مى دانم كه در پناهندگى به جود و كرمت و خوشنودى به قضا و قدرت عوضى است از جلوگيرى كردن بخيلان

    وَمَنْدوُحَةً عَمَّا فى اَيْدِى الْمُسْتَاْثِرينَ،
    و گشايشى است از احتياج بدانچه در دست دنياطلبان است

    وَاَنَ الرَّاحِلَ اِلَيْكَ قَريبُ الْمَسافَةِ،
    و براستى كوچ كننده به درگاهت راهش نزديك است

    وَاَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ، اِلاَّ اَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعمالُ دوُنَكَ،
    و مسلماً تو از خلق خود در حجاب نشوى مگر آنكه كردارشان ميان آنها و تو حاجب شود

    وَقَدْ قَصَدْتُ اِلَيْكَ بِطَلِبَتى ، وَتَوَجَّهْتُ اِلَيْكَ بِحاجَتى
    و من با مطلبى كه دارم قصد تو را كرده و با حاجت خود رو به درگاه تو آوردم

    وَجَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتى ،
    و استغاثه ام را به درگاه تو قرار دادم

    وَبِدُعآئِكَ تَوَسُّلى مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقاقٍ لاِسْتِماعِكَ مِنّى ،
    و دعاى تو را دست آويز خود كردم بى آنكه من استحقاق داشته باشم كه تو از من بشنوى

    وَلاَ اسْتيجابٍ لِعَفْوِكَ عَنّى ،
    و نه مستوجب آنم كه از من بگذرى

    بَلْ لِثِقَتى بِكَرَمِكَ، وَسُكوُنى اِلى صِدْقِ وَعْدِكَ،
    بلكه بدان اعتمادى كه من به كرم تو دارم و آن اطمينانى كه به درستى وعده ات دارم

    وَلَجَائ اِلىَ الْإيمانِ بِتَوْحيدِكَ،
    و به خاطر پناهندگيم به ايمان و اعتقادى كه بر يگانگى تو دارم

    وَيَقينى بِمَعْرِفَتِكَ مِنّى اَنْ لا رَبَّ [لى ] غَيْرُكَ،
    و يقينى كه به معرفت و شناسايى تو دارم كه مى دانم پروردگارى غير تو نيست

    وَلا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ،
    و معبودى جز تو وجود ندارد ، يگانه اى كه شريكى برايت نيست

    اَللّهُمَّ اَنْتَ الْقائِلُ وَقَوْلُكَ حَقٌّ، وَوَعْدُكَ صِدْقٌ،
    خدايا تو فرمودى و گفتارت حق و وعده ات راست است

    وَاسْئَلوُا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ اِنَ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحيماً،
    (كه فرمودى): «و درخواست كنيد خدا را از فضلش كه براستى او به شما مهربان است»

    وَلَيْسَ مِنْ صِفاتِكَ يا سَيِّدى اَنْ تَاْمُرَ بِالسُّؤالِ وَتَمْنَعَ الْعَطِيَّةَ
    و رسم تو چنان نيست اى آقاى من كه دستور سؤال بدهى ولى از عطا و بخشش دريغ نموده و خوددارى كنى

    وَاَنْتَ الْمَنّانُ بِالْعَطِيَّاتِ عَلى اَهْلِ مَمْلَكَتِكَ،
    و تويى بخشاينده به عطايا بر اهل كشور خود

    وَالْعائِدُ عَلَيْهِمْ بِتَحَنُّنِ رَاْفَتِكَ،
    و متوجه بدانها به مهربانى و رأفتت

    اِلهى رَبَّيْتَنى فى نِعَمِكَ وَاِحْسانِكَ صَغيراً،
    خدايا مرا در خردسالى در نعمتها و احسان خويش پروريدى

    وَنَوَّهْتَ بِاسْمى كَبيراً،
    و در بزرگى نامم را بر سر زبانها بلند كردى

    فَيامَنْ رَبَّانى فِى الدُّنْيا بِاِحْسانِهِ وَتَفَضُّلِهِ وَنِعَمِهِ،
    پس اى كه در دنيا مرا به احسان و فضل و نعمتهاى خود پروريدى

    وَاَشارَ لى فِى الْأخِرَةِ اِلى عَفْوِهِ وَكَرَمِهِ،
    و براى آخرتم به عفو وكرم اشارت فرمودى

    مَعْرِفَتى يا مَوْلاىَ دَليلى عَلَيْكَ،
    اى مولاى من شناساييم به تو راهنماى من بسوى تو است

    وَحُبّى لَكَ شَفيعى اِلَيْكَ،
    و محبتى كه به تو دارم شفيع من است به درگاهت

    وَاَنَا واثِقٌ مِنْ دَليلى بِدَلالَتِكَ وَساكِنٌ مِنْ شَفيعى اِلى شَفاعَتِكَ،
    و من از راهنمايى كردن اين دليلم بسوى تو مطمئنم و از پذيرفتن شفيعم از جانب تو آسوده خاطرم

    (ادامه دارد...)

    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞


    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۹/۰۵/۲۳ در ساعت ۰۳:۵۲

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞




    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞

    (ادامه دعای ابوحمزه ثمالی)

    اَدْعوُكَ يا سَيِّدى بِلِسانٍ قَدْ اَخْرَسَهُ ذَنْبُهُ،
    مى خوانمت اى آقاى من به زبانى كه گناه لالش كرده

    رَبِّ اُناجيكَ بِقَلْبٍ قَدْ اَوْبَقَهُ جُرْمُهُ،
    پروردگارا با تو راز گويم بوسيله دلى كه جنايت به هلاكتش كشانده

    اَدْعوُكَ يا رَبِّ راهِباً راغِباً راجِياً خآئِفاً،
    مى خوانمت اى پروردگار من هراسان و خواهان و اميدوار و ترسان،

    اِذا رَاَيْتُ مَوْلاىَ ذُنوُبى فَزِعْتُ،
    اى مولاى من هنگامى كه گناهانم را مشاهده مى كنم هراسان شوم

    وَاِذا رَاَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ،
    و چون بزرگوارى تو را بينم به طمع افتم

    فَاِنْ عَفَوْتَ فَخَيْرُ راحِمٍ، وَاِنْ عَذَّبْتَ فَغَيْرُ ظالِمٍ،
    خدايا اگر بگذرى بهترين مهرورزى و اگر عذاب كنى ستم نكرده اى،

    حُجَّتى يا اَللَّهُ فى جُرْاَتى عَلى مَسْئَلَتِكَ مَعَ اِتْيانى ما تَكْرَهُ جُودُكَ وَكَرَمُكَ،
    دليل و بهانه من اى خدا در اينكه دليرى كنم در سؤال كردن از تو با اينكه رفتارم خوشايند تو نيست همان جود و كرم تو است

    وَعُدَّتى فى شِدَّتى مَعَ قِلَّةِ حَيائى رَاْفَتُكَ وَرَحْمَتُكَ،
    و ذخيره من در سختيم با بى شرمى من همان رأفت و مهربانى تو است

    وَقَدْ رَجَوْتُ اَنْ لا تَخيبَ بَيْنَ ذَيْنِ وَذَيْنِ مُنْيَتى ،
    و براستى اميدوارم كه نوميد مكنى ميان اين وآن آروزيم را

    فَحَقِّقْ رَجآئى ، وَاسْمَعْ دُعآئى ،
    پس اميدم را صورت عمل ده و دعايم را شنيده گير

    يا خَيْرَ مَنْ دَعاهُ داعٍ، وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راجٍ،
    اى بهترين كسى كه خوانندگان بخوانندش و برتر كسى كه اميدواران بدو اميد دارند

    عَظُمَ يا سَيِّدى اَمَلى ، وَسآءَ عَمَلى ،
    اى آقايم آرزويم بزرگ و عملم زشت است

    فَاَعْطِنى مِنْ عَفْوِكَ بِمِقْدارِ اَمَلى ،
    پس تو از عفو خويش به اندازه آرزويم به من بده

    وَلا تُؤاخِذْنى بِاَسْوَءِ عَمَلى ،
    و مرا به بدترين عملم مؤاخذه مكن

    فَاِنَّ كَرَمَكَ يَجِلُّ عَنْ مُجازاةِ الْمُذْنِبينَ،
    زيرا كرم تو برتر است از مجازات گنهكاران

    وَحِلْمَكَ يَكْبُرُ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ،
    و بردباريت بزرگتر است از مكافات تقصيركاران

    وَاَ نَا ياسَيِّدى عائِذٌ بِفَضْلِكَ، هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ
    و من اى آقايم به فضلت پناهنده گشته و از تو بسوى خودت گريخته ام

    مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً،
    و خواستارم آنچه را وعده كردى از چشم پوشى نسبت به كسى كه خوش گمان به تو است،

    وَما اَ نَا يا رَبِّ وَما خَطَرى ،
    من چه ام پروردگارا؟ و چه اهميتى دارم؟

    هَبْنى بِفَضْلِكَ، وَ تَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعَفْوِكَ،
    مرا به فضل خويش ببخش با عفو خود بر من نيكى كن و منت گذار،

    اَىْ رَبِّ جَلِّلْنى بِسَِتْرِكَ،
    پروردگارا مرا به پوشش خود بپوشان

    وَاعْفُ عَنْ تَوْبيخى بِكَرَمِ وَجْهِكَ،
    و به كرم ذاتت از سرزنش كردن من درگذر

    فَلَوِ اطَّلَعَ الْيَوْمَ عَلى ذَنْبى غَيْرُكَ ما فَعَلْتُهُ،
    پس اگر ديگرى جز تو بر گناهم آگاه مى شد آن گناه را انجام نمى دادم

    وَلَوْ خِفْتُ تَعْجيلَ الْعُقوُبَةِ لاَ اجْتَنَبْتُهُ،
    و اگر از زود به كيفر رسيدن مى ترسيدم باز هم خوددارى مى كردم

    لا لِأَنَّكَ اَهْوَنُ النَّاظِرينَ، وَاَخَفُ الْمُطَّلِعينَ، [عَلَىَّ ]
    و اينكه با اين وصف گناه كردم نه براى آن بود كه تو سبكترين بينندگانى و يا بى مقدارترين مطلعين هستى

    بَلْ لِأَنَّكَ يارَبِّ خَيْرُ السَّاتِرينَ،
    بلكه براى آن بود كه تو اى پروردگار من بهترين پوشندگان

    وَاَحْكَمُ الْحاكِمينَ، وَاَكْرَمُ الْأَكْرَمينَ،
    و حكم كننده ترين حاكمان و گرامى ترين گراميان

    سَتَّارُ الْعُيوُبِ، غَفَّارُ الذُّنوُبِ، عَلاَّمُ الْغُيوُبِ،
    و پوشاننده عيوب و آمرزنده گناهانى و بر اسرار غیب آگاهی

    تَسْتُرُ الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ، وَتُؤَخِّرُ الْعُقوُبَةَ بِحِلْمِكَ
    گناه را به كرمت مى پوشانى و كيفر را به واسطه بردباريت به تأخير اندازى

    فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى حِلْمِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ،
    پس تو را ستايش سزا است بر بردباريت پس از دانستن

    وَعَلى عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ،
    و بر گذشتت پس از توانايى داشتن

    وَيَحْمِلُنى وَيُجَرِّئُنى عَلى مَعْصِيَتِكَ حِلْمُكَ عَنّى ،
    و همين گذشت تو از من مرا وادار كرده و دلير ساخته بر نافرمانيت

    وَيَدْعوُنى اِلى قِلَّةِ الْحَيآءِ سَِتْرُكَ عَلَىَّ،
    و همان پرده پوشيت بر من مرا به بى شرمى واداشته

    وَيُسْرِعُنى اِلَى التَّوَثُّبِ عَلى مَحارِمِكَ مَعْرِفَتى بِسَعَةِ رَحْمَتِكَ، وَعَظيمِ عَفْوِكَ،
    و همان معرفتى كه من به فراخى رحمتت دارم و بزرگى عفوت، مرا بدست زدن به كارهاى حرام شتابان مى كند

    يا حَليمُ يا كَريمُ، يا حَىُّ يا قَيُّومُ
    اى بردبار اى بزرگوار اى زنده و اى پاينده

    يا غافِرَ الذَّنْبِ، يا قابِلَ التَّوْبِ،
    اى آمرزنده گناه، اى پذيرنده گناه،

    يا عَظيمَ الْمَنِّ، يا قَديمَ الْأِحسانِ،
    اى بزرگ نعمت اى ديرينه احسان

    اَيْنَ سَِتْرُكَ الْجَميلُ، اَيْنَ عَفْوُكَ الْجَليلُ،
    كجاست پرده پوشى زيبايت؟ كجاست گذشت بزرگت؟

    اَيْنَ فَرَجُكَ الْقَريبُ، اَيْنَ غِياثُكَ السَّريعُ،
    كجاست گشايش نزديكت؟ كجاست فريادرسى فوريت؟

    اَيْنَ رَحْمَتُكَ الْواسِعَةُ، اَيْنَ عَطاياكَ الْفاضِلَةُ
    كجاست رحمت وسيعت؟ كجاست عطاهاى برجسته ات؟

    اَيْنَ مَواهِبُكَ الْهَنيئَةُ، اَيْنَ صَنائِعُكَ السَّنِيَّةُ،
    كجاست بخششهاى دلچسبت؟ كجاست نيكى هاى شايانت؟

    اَيْنَ فَضْلُكَ الْعَظيمُ، اَيْنَ مَنُّكَ الْجَسيمُ،
    كجاست فضل عظيمت؟ كجاست نعمت بزرگت؟

    اَيْنَ اِحْسانُكَ الْقَديمُ، اَيْنَ كَرَمُكَ يا كَريمُ
    كجاست احسان ديرينه ات؟ كجاست كرمت اى كريم؟

    بِهِ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ فَاسْتَنْقِذْنى وَبِرَحْمَتِكَ فَخَلِّصْنى ،
    به حق آن کرم و به حق محمد و آل محمد مرا نجات ده و به رحمتت خلاصم كن

    (ادامه دارد...)

    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞




    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۹/۰۵/۲۳ در ساعت ۰۳:۵۰

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞

    (ادامه دعای ابوحمزه ثمالی)


    يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ، يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ،
    اى نيكو اى نيكو بخش، اى نعمت ده اى زياده بخش

    لَسْتُ اَتَّكِلُ فِى النَّجاةِ مِنْ عِقابِكَ عَلى اَعْمالِنا،
    چنان نيست كه من براى نجات از عقاب تو به كارهامان تكيه كنم

    بَلْ بِفَضْلِكَ عَلَيْنا، لِأَنَّكَ اَهْلُ التَّقْوى وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ،
    بلكه به فضلى كه بر ما دارى تكيه زنم زيرا تو اهل تقوى و شايسته آمرزشى

    تُبْدِئُ بِالْأِحْسانِ نِعَماً، وَ تَعْفوُ عَنِ الذَّنْبِ كَرَماً،
    آغاز كنى به احسان از روى نعمت بخشى و گذشت كنى از گناه از روى كرم و بزرگوارى

    فَما نَدْرى ما نَشْكُرُ، اَجَميلَ ما تَنْشُرُ، اَمْ قَبيحَ ما تَسْتُرُ
    و با اين وضع ما ندانيم كداميك را سپاس گوييم: آن نيكيها كه پراكنده كنى يا زشتيها كه بپوشانى

    اَمْ عَظيمَ ما اَبْلَيْتَ وَاَوْلَيْتَ، اَمْ كَثيرَ ما مِنْهُ نَجَّيْتَ وَعافَيْتَ،
    يا بزرگ آزمايشت و شايستگى نعمتت يا آن همه چيزهايى كه ما را از آن نجات داده و عافيت دادى

    يا حَبيبَ مَنْ تَحَبَّبَ اِلَيْكَ، وَيا قُرَّةَ عَيْنِ مَنْ لاذَبِكَ وَانْقَطَعَ اِلَيْكَ
    اى دوست كسى كه با تو دوستى كند و اى نور ديده كسى كه پناه به تو آرد و از ديگران ببرد

    اَنْتَ الْمُحْسِنُ وَنَحْنُ الْمُسيئوُنَ،
    تويى نيكوكار و ماييم گنهكار

    فَتَجاوَزْ يا رَبِّ عَنْ قَبيحِ ما عِنْدَنا بِجَميلِ ما عِنْدَكَ،
    پس درگذر اى پروردگار از زشتيهاى ما به نيكيهاى خود

    وَاَىُ جَهْلٍ يا رَبِّ لا يَسَعُهُ جوُدُكَ،
    و كدام نادانى است اى پروردگار كه جود تو فرايش نگيرد

    اَوْ اَىُّ زَمانٍ اَطْوَلُ مِنْ اَناتِكَ،
    و چه روزگارى درازتر از زمان بردبارى تو است

    وَما قَدْرُ اَعْمالِنا فى جَنْبِ نِعَمِكَ،
    و چه ارزشى دارد اعمال ما در جنب نعمتهايت

    وَكَيْفَ نَسْتَكْثِرُ اَعْمالاً نُقابِلُ بِها كَرَمَكَ،
    و چگونه زياد بشمريم اعمال (بدمان) را كه بتوانيم آنها را برابر با كرم تو كنيم

    بَلْ كَيْفَ يَضيقُ عَلَى الْمُذْنِبينَ ما وَسِعَهُمْ مِنْ رَحْمَتِكَ،
    بلكه چگونه ممكن است ميدان بر گنهكاران تنگ شود با آن رحمت وسيعت كه ايشان را فراگرفته

    يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ، يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ
    اى وسيع آمرزش اى دو دستت به رحمت باز

    فَوَ عِزَّتِكَ يا سَيِّدى لَوْ نَهَرْتَنى ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ، وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ
    سوگند به عزتت اى آقاى من اگرچه برانيم من از در خانه ات برنخيزم و از تملق و چاپلوسيت دست برندارم

    لِمَا انْتَهى اِلَىَّ مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِجوُدِكَ وَكَرَمِكَ،
    چون اطلاع از جود و كرمت پيدا كرده ام

    وَاَنْتَ الْفاعِلُ لِما تَشآءُ، تُعَذِّبُ مَنْ تَشآءُ، بِما تَشآءُ كَيْفَ تَشآءُ،
    و تويى كننده هرچه بخواهى عذاب كنى هركه را خواهى بهرچه خواهى بهرطور كه خواهى

    وَتَرْحَمُ مَنْ تَشآءُ بِما تَشآءُ كَيْفَ تَشآءُ،
    و رحم كنى هر كه را خواهى بهرچه خواهى هرطور كه خواهى

    لا تُسْئَلُ عَنْ فِعْلِكَ، وَلا تُنازَعُ فى مُلْكِكَ،
    بازپرسى از كار تو نشود و نزاعى در فرمانرواييت رخ ندهد

    وَلا تُشارَكُ فى اَمْرِكَ، وَلا تُضآدُّ فى حُكْمِكَ،
    و شريكى در كارت نباشد و ضدّيتى در حكمت نباشد

    وَلا يَعْتَرِضُ عَلَيْكَ اَحَدٌ فى تَدْبيرِكَ،
    و كسى نيست كه در تدبير تو بر تو اعتراض كند

    لَكَ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ، تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمينَ،
    آفرينش و دستور از تو است برتر است خدا پروردگار جهانيان

    يا رَبِّ هذا مَقامُ مَنْ لاذَبِكَ وَاسْتَجارَ بِكَرَمِكَ،
    پروردگارا اين جايگاه كسى است كه به تو روى آورده و به كرمت پناه جسته

    وَاَلِفَ اِحْسانَكَ وَنِعَمَكَ، وَاَنْتَ الْجَوادُ الَّذى لايَضيقُ عَفْوُكَ،
    و به احسان و نعمتت خو گرفته و تويى بخشاينده اى كه تنگ نايد عفوت

    وَلا يَنْقُصُ فَضْلُكَ، وَلا تَقِلُّ رَحْمَتُكَ
    و كاهش نيابد فضل و بخششت و كم نگردد مهر و رحمتت

    وَقَدْ تَوَثَّقْنا مِنْكَ بِالصَّفْحِ الْقَديمِ، وَالْفَضْلِ الْعَظيمِ، وَالرَّحْمَةِ الْواسِعَةِ،
    و ما بدان چشم پوشى ديرينه و فضل عظيمت و رحمت پهناورت اعتماد كرده ايم

    اَفَتَُراكَ يا رَبِّ تُخْلِفُ ظُنوُنَنا اَوْ تُخَيِّبُ آمالَنا،
    آيا چنان مى بينى پروردگارا كه برخلاف گمانهاى ما رفتار كنى يا آرزوهايمان نوميد كنى؟

    كَلاَّ يا كَريمُ فَلَيْسَ هذا ظَنُّنا بِكَ، وَلا هذا فيكَ طَمَعُنا،
    هرگز! اى كريم چون ما چنين گمانى به تو نداريم و طمع ما درباره تو اينگونه نيست

    يا رَبِّ اِنَّ لَنا فيكَ اَمَلاً طَويلاً كَثيراً،
    پروردگارا براستى ما درباره تو آرزوى دراز و بسيارى داريم

    اِنَّ لَنا فيكَ رَجآءً عَظيماً،
    براستى ما نسبت به تو اميد بزرگ و زيادى داريم،

    عَصَيْناكَ وَنَحْنُ نَرْجوُ اَنْ تَسْتُرَ عَلَيْنا
    تو را نافرمانى كرديم ولى اميدواريم كه تو بپوشانى بر ما

    وَدَعَوْناكَ وَنَحْنُ نَرْجوُ اَنْ تَسْتَجيبَ لَنا،
    و خوانديم تو را و اميدواريم كه تو اجابت كنى مارا

    فَحَقِّقْ رَجآئَنا مَوْلانا،
    پس اميد ما را تحقق بخش اى مولاى ما

    فَقَدْ عَلِمْنا ما نَسْتَوْجِبُ بِاَعْمالِنا،
    كه براستى ما مى دانيم كه به اعمالمان مستوجب چه (پاداشى( هستيم

    وَلكِنْ عِلْمُكَ فينا وَعِلْمُنا بِاَنَّكَ لا تَصْرِفُنا عَنْكَ،
    ولى علم تو درباره ما و علم ما درباره تو اين است كه ما را از درگاهت نرانى

    وَاِنْ كُنَّا غَيْرَ مُسْتَوْجِبينَ لِرَحْمَتِكَ، فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجوُدَ عَلَيْنا، وَعَلَى الْمُذْنِبينَ بِفَضْلِ سَعَتِكَ،
    و اگرچه ما مستوجب رحمت تو نيستيم ولى تو شايسته آنى كه بر ما بخشش كنى و بر گنهكاران به فضل وسيعت توجه فرمايى

    فَامْنُنْ عَلَيْنا بِما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَجُدْ عَلَيْنا فَاِنَّا مُحْتاجوُنَ اِلى نَيْلِكَ،
    پس بر ما منت گذار بدانچه تو شايسته آنى و بر ما جود كن كه ما نيازمند عطاى توييم

    يا غَفَّارُ بِنوُرِكَ اهْتَدَيْنا وَبِفَضْلِكَ اسْتَغْنَيْنا وَبِنِعْمَتِكَ اَصْبَحْنا وَاَمْسَيْنا،
    اى آمرزنده به نور تو راه يافتيم و به فضل تو بى نيازى جستيم و به نعمت تو صبح و شام كرديم

    ذُنوُبُنا بَيْنَ يَدَيْكَ، نَسْتَغْفِرُكَ الَّلهُمَّ مِنْها وَنَتوُبُ اِلَيْكَ،
    گناهان ما پيش روى تو است كه ما از آنها آمرزش خواهيم و بسويت توبه كنيم

    تَتَحَبَّبُ اِلَيْنا بِالنِّعَمِ وَنُعارِضُكَ بِالذُّنوُبِ،
    تو با نعمتهايت بر ما دوستى كنى و ما به گناهان با تو معارضه و برابرى كنيم

    خَيْرُكَ اِلَيْنا نازِلٌ، وَشَّرُنا اِلَيْكَ صاعِدٌ،
    خير تو بر ما نازل گردد و در برابر شرّ ما بسوى تو بالا آيد

    وَلَمْ يَزَلْ وَلا يَزالُ مَلَكٌ كَريمٌ يَاْتيكَ عَنَّا بِعَمَلٍ قَبيحٍ،
    و تو هميشه تا بوده و هست پادشاه بزرگوار و كريمى بوده اى كه از جانب ما كارهاى زشت بسوى تو آيد

    فَلا يَمْنَعُكَ ذلِكَ مِنْ اَنْ تَحوُطَنا بِنِعَمِكَ، وَتَتَفَضَّلَ عَلَيْنا بِآلآئِكَ،
    ولى آنها جلوگيريت نكند از اينكه ما را به نعمتهاى خود فراگيرى و خود بر ما تفضل كنى

    فَسُبْحانَكَ ما اَحْلَمَكَ وَاَعْظَمَكَ وَاَكْرَمَكَ مُبْدِئاً وَمُعيداً،
    پس منزهى تو كه چقدر بردبارى و چه بزرگ و كريمى چه در آغاز (نعمت) و چه در ادامه آن

    تَقَدَّسَتْ اَسْمآئُكَ، وَجَلَّ ثَناؤُكَ، وَكَرُمَ صَنائِعُكَ وَفِعالُكَ،
    نامهايت مقدس و ستايشت ارجمند است و كارها و رفتارت گرانبها است

    اَنْتَ اِلهى اَوْسَعُ فَضْلاً، وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقايِسَنى بِفِعْلى وَخَطيئَتى ،
    فضل تو اى معبود من وسيعتر و بردباريت بزرگتر از آنست كه مرا به كردار و گناهم بسنجى

    فَالْعَفْوَ الْعَفْوَ الْعَفْوَ، سَيِّدى سَيِّدى سَيِّدى ،
    از من درگذر درگذر درگذر اى آقاى من... آقاى من... آقاى من

    (ادامه دارد...)

    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞

    (ادامه دعای ابوحمزه ثمالی)

    اَللّهُمَّ اشْغَلْنا بِذِكْرِكَ، وَاَعِذْنا مِنْ سَخَطِكَ،
    خدايا ما را به ذكر خود مشغول كن و از خشمت پناهمان ده

    وَاَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ، وَارْزُقْنا مِنْ مَواهِبِكَ، وَاَنْعِمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلِكَ،
    و از عذابت امانمان ده و از بخششهايت روزيمان گردان و از فضل خود بر ما انعام كن

    وَارْزُقْنا حَجَّ بَيْتِكَ وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ، صَلَواتُكَ وَرَحْمَتُكَ وَمَغْفِرَتُكَ وَرِضْوانُكَ عَلَيْهِ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ،
    و روزى ما كن حج خانه ات و زيارت قبر پيامبرت را كه درود تو و رحمت و آمرزش و خوشنوديت بر او و بر خاندانش باد

    اِنَّكَ قَريبٌ مُجيبٌ،
    كه براستى تو به خلق نزديكى و اجابت كننده دعايى

    وَارْزُقْنا عَمَلاً بِطاعَتِكَ، وَتَوَفَّنا عَلى مِلَّتِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَالِهِ،
    و عمل به طاعتت را روزى ما گردان و بر كيش خودت و روش پيامبرت - كه درود تو بر او و آلش باد - ما را بميران

    اَللّهُمَّ اغْفِرْ لى وَلِوالِدَىَّ وَارْحَمْهُما كَما رَبَّيانى صَغيراً،
    خدايا بيامرز مرا و پدر و مادرم را و برايشان رحم كن چنانچه مرا در كودكى پروريدند

    اِجْزِهما بِالْأِحسانِ اِحْساناً، وَبِالسَّيِّئاتِ غُفْراناً،
    و پاداششان بده در برابر نيكى به نيكى و در مقابل بديها به آمرزش

    اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ، الْأَحيآءِ مِنْهُمْ وَالْأَمواتِ، وَتابِعْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُمْ بِالْخَيْراتِ،
    خدايا بيامرز مردان و زنان باايمان را چه زندگانشان و چه مردگانشان را و پيوند ده ميان ما و ايشان را در نيكيها

    اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِحَيِّنا وَمَيِّتِنا، وَشاهِدِنا وَغآئِبِنا،
    خدايا بيامرز زنده ما و مرده ما و حاضر ما و غائب ما،

    ذَكَرِنا وَاُنْثانا، صَغيرِنا وَكَبيرِنا، حُرِّنا وَمَمْلوُكِنا،
    مرد ما و زن ما را؛ كوچك ما و بزرگ ما را، آزاد ما و برده ما را،

    كَذَبَ الْعادِلوُنَ بِاللَّهِ، وَضَلّوُا ضَلالاً بَعيداً، وَخَسِروُا خُسْراناً مُبيناً،
    دروغ گفتند برگشتگان از خدا و گمراه شدند گمراهى دورى و زيان كردند زيان آشكارى

    اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
    خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

    وَاخْتِمْ لى بِخَيْرٍ، وَاكْفِنى ما اَهَمَّنى مِنْ اَمْرِ دُنْياىَ وَآخِرَتى ،
    و كارم را ختم به خير كن و كفايت كن آنچه انديشه ام را به خود مشغول كرده از كار دنيا و آخرتم

    وَلاتُسَلِّطْ عَلَىَّ مَنْ لا يَرْحَمُنى ،
    و مسلط مكن بر من كسى را كه به من رحم نكند

    وَاجْعَلْ عَلَىَّ مِنْكَ واقِيَةً باقِيَةً،
    و بنه بر من از نزد خود نگهبانى هميشگى

    وَلا تَسْلُبْنى صالِحَ ما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ،
    و از من نعمتهاى شايسته خود را كه به من داده اى سلب مفرما

    وَارْزُقْنى مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً واسِعاً حَلالاً طَيِّباً،
    و از فضل خويش روزى فراخ و حلال و پاكى براى من روزى گردان

    اَللّهُمَّ احْرُسْنى بِحَراسَتِكَ، وَاحْفَظْنى بِحِفْظِكَ، وَاكْلَأْنى بِكِلائَتِكَ
    خدايا به نگهبانى خود مرا نگهبانى فرما و به حفظ خود حفظم كن و در حمايت خود نگاهداريم كن

    وَارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامِنا هذا وَفى كُلِّ عامٍ،
    و روزى من كن حج خانه محترمت را در اين سال و در هر سال

    وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَالْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ،
    و زيارت قبر پيغمبرت و قبور ائمه عليهم السلام را

    وَلا تُخْلِنى يا رَبَّ مِنْ تِلْكَ الْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ، وَالْمَواقِفِ الْكَريمَةِ،
    و محرومم مكن پروردگارا از زيارت اين مشاهد شريفه و زيارتگاههاى گرامى

    اَللّهُمَّ تُبْ عَلَىَّ حَتّى لا اَعْصِيَكَ، وَاَلْهِمْنِى الْخَيْرَ وَالْعَمَلَ بِهِ،
    خدايا توبه ام ده تا نافرمانيت نكنم و به دلم انداز كار نيك را و عمل بدان

    وَخَشْيَتَكَ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ ما اَبْقَيْتَنى يا رَبَّ الْعالَمينَ،
    و ترست را در شب و روز تا هنگامى كه در اين دنيا زنده ام دارى

    اَللّهُمَّ اِنّى كُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَيَّاْتُ وَتَعَبَّاْتُ وَقُمْتُ لِلصَّلوةِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَناجَيْتُكَ،
    اى پروردگار جهانيان خدايا من هر زمان پيش خود گفتم كه ديگر مهيا و مجهز شده ام و برخاستم براى خواندن نماز در برابرت و با تو به راز پرداختم

    اَلْقَيْتَ عَلَىَّ نُعاساً اِذا اَنَا صَلَّيْتُ، وَسَلَبْتَنى مُناجاتَكَ اِذا اَ نَا ناجَيْتُ،
    تو بر من چُرت و پينكى را مسلط كردى در آن هنگامى كه داخل نماز شدم و حال مناجات را از من گرفتى در آن وقتى كه به راز و نياز پرداختم،

    مالى كُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلَُحَتْ سَريرَتى ، وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوَّابينَ مَجْلِسى ،
    مرا چه شده است كه هرگاه با خود گفتم باطن و درونم نيكو شده و نزديك شده از مجالس توبه كنندگان مجلس من،

    عَرَضَتْ لى بَلِيَّةٌ اَزالَتْ قَدَمى ، وَحالَتْ بَيْنى وَبَيْنَ خِدْمَتِكَ،
    گرفتارى و پيش آمدى برايم رخ داده كه پايم لغزش پيدا كرده و ميان من و خدمتگذاريت حائل گشته

    سَيِّدى لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَنى ، وَعَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنى ،
    اى آقاى من شايد مرا از دَرِ خانه ات رانده اى و از خدمتت دورم كرده اى

    اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَنى مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَاَقْصَيْتَنى ،
    يا شايد ديده اى سبك شمارم حقّت را پس دورم كرده اى

    اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَنى مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَنى ،
    يا شايد ديده اى از تو رو گردانده ام پس خشمم كرده اى

    اَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَنى فى مَقامِ الْكاذِبينَ فَرَفَضْتَنى ،
    يا شايد مرا در جايگاه دروغگويانم ديده اى پس رهايم كرده اى

    اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَنى غَيْرَ شاكِرٍ لِنَعْمآئِكَ فَحَرَمْتَنى ،
    يا شايد ديده اى سپاسگزار نعمتهايت نيستم پس محرومم ساخته اى

    اَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنى مِنْ مَجالِسِ الْعُلَمآءِ فَخَذَلْتَنى ،
    يا شايد مرا در مجلس علماء نيافته اى پس خوارم كرده اى

    اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَنى فِى الْغافِلينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنى
    يا شايد مرا در زمره غافلانم ديده اى پس از رحمت خويش بى بهره ام كرده اى

    اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَنى آلِفَ مَجالِسِ الْبَطَّالينَ فَبَيْنى وَبَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنى ،
    يا شايد مرا مأنوس با مجالس بيهوده گذرانم ديده اى پس مرا به آنها واگذاشته اى

    اَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ اَنْ تَسْمَعَ دُعآئى فَباعَدْتَنى ،
    يا شايد دوست نداشتى دعايم را بشنوى پس از درگاهت دورم كرده اى

    اَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمى وَجَريرَتى كافَيْتَنى ،
    يا شايد به جرم و گناهم كيفرم داده اى

    اَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيآئى مِنْكَ جازَيْتَنى ،
    يا شايد به بى شرميم مجازاتم كرده اى

    فَاِنْ عَفَوْتَ يا رَبِ فَطالَ ما عَفَوْتَ عَنِ الْمُذْنِبينَ قَبْلى ،
    پس اگر از من بگذرى پروردگارا بجاست چون بسيار اتفاق افتاده كه از گنهكاران پيش از من گذشته اى

    لِأَنَّ كَرَمَكَ اَىْ رَبِّ يَجِلُّ عَنْ مُكافاتِ الْمُقَصِّرينَ،
    زيرا كرم تو پروردگارا برتر از كيفر كردن تقصيركاران است

    وَاَ نَا عائِذٌ بِفَضْلِكَ، هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ،
    و من پناهنده به فضل توام و از ترس تو بسوى خودت گريخته ام

    مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً،
    و درخواست انجام وعده ات را در چشم پوشى از كسى كه خوش گمان به تو است دارم

    اِلهى اَنْتَ اَوْسَعُ فَضْلاً وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقايِسَنى بِعَمَلى، اَوْ اَنْ تَسْتَزِلَّنى بِخَطيئَتى،
    خدايا تو فضلت وسيعتر و بردباريت بزرگتر از آنست كه مرا به كردارم بسنجى يا اينكه مرا به خطايم بلغزانى

    وَما اَ نَا يا سَيِّدى وَما خَطَرى،
    و چه هستم من اى آقاى من و چه ارزشى دارم؟

    هَبْنى بِفَضْلِكَ سَيِّدى ، وَتَصَدَّقْ عَلَىَ بِعَفْوِكَ، وَجَلِّلْنى بِسَِتْرِكَ،
    مرا به فضل خويش ببخش اى آقاى من و بر من با عفو خود نيكى كن و با پرده پوشيت بپوشانم

    وَاعْفُ عَنْ تَوْبيخى بِكَرَمِ وَجْهِكَ
    و درگذر از سرزنش كردنم به بزرگوارى ذاتت

    (ادامه دارد...)

    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞


  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞

    (ادامه دعای ابوحمزه ثمالی)

    سَيِّدى اَنَا الصَّغيرُ الَّذى رَبَّيْتَهُ،
    آقاى من من همان بنده خردسالى هستم كه پروريدى

    وَاَنَا الْجاهِلُ الَّذى عَلَّمْتَهُ، وَاَنَا الضَّآلُّ الَّذى هَدَيْتَهُ،
    و همان نادانى هستم كه دانايش كردى و همان گمراهى هستم كه راهنماييش كردى

    وَاَنَا الْوَضيعُ الَّذى رَفَعْتَهُ، وَاَنَا الْخآئِفُ الَّذى آمَنْتَهُ،
    و همان پستى هستم كه بلندش كردى و همان ترسانى هستم كه امانش دادى

    وَالْجايِعُ الَّذى اَشْبَعْتَهُ، وَالْعَطْشانُ الَّذى اَرْوَيْتَهُ،
    و گرسنه اى هستم كه سيرش كردى و تشنه اى هستم كه سيرابش كردى

    وَالْعارِى الَّذى كَسَوْتَهُ، وَالْفَقيرُ الَّذى اَغْنَيْتَهُ،
    و برهنه اى هستم كه پوشانديش و ندارى هستم كه دارايش كردى

    وَالضَّعيفُ الَّذى قَوَّيْتَهُ، وَالذَّليلُ الَّذى اَعْزَزْتَهُ،
    و ناتوانى هستم كه نيرومندش كردى و خوارى هستم كه عزيزش كردى

    وَالسَّقيمُ الَّذى شَفَيْتَهُ، وَالسَّآئِلُ الَّذى اَعْطَيْتَهُ،
    و دردمندى هستم كه درمانش كردى و خواهنده اى هستم كه عطايش كردى

    وَالْمُذْنِبُ الَّذى سَتَرْتَهُ، وَالْخاطِئُ الَّذى اَقَلْتَهُ،
    و گنهكارى هستم كه گناهانش را پوشاندى و خطاكارى هستم كه از او گذشتى

    وَاَنَا الْقَليلُ الَّذى كَثَّرْتَهُ، وَالْمُسْتَضْعَفُ الَّذى نَصَرْتَهُ، وَاَنَا الطَّريدُ الَّذى آوَيْتَهُ،
    و اندكى هستم كه بسيارش كردى و خوارشمرده اى هستم كه ياريش كردى و آواره اى هستم كه جا و مأوايش دادى

    اَنَا يا رَبِّ الَّذى لَمْ اَسْتَحْيِكَ فِى الْخَلاءِ، وَلَمْ اُراقِبْكَ فِى الْمَلاءِ،
    منم پروردگارا آن كسى كه در خلوت از تو شرم نكردم و در آشكارا هم رعايت تو را نكردم

    اَنَا صاحِبُ الدَّواهِى الْعُظْمى،
    منم صاحب مصيبتها و ماجراهاى بزرگ

    اَنَا الَّذى عَلى سَيِّدِهِ اجْتَرى،
    منم كسى كه بر آقاى خود دليرى كرده

    اَنَا الَّذى عَصَيْتُ جَبَّارَ السَّمآءِ،
    منم كسى كه نافرمانى برپادارنده آسمانها را كرده ام

    اَنَا الَّذى اَعْطَيْتُ عَلى مَعاصِى الْجَليلِ الرُّشا،
    منم كسى كه براى نافرمانيهاى بزرگى كه كرده ام رشوه داده ام

    اَنَا الَّذى حينَ بُشِّرْتُ بِها خَرَجْتُ اِلَيْها اَسْعى،
    منم آن كسى كه هرگاه نويد گناهى رابه من مى دادند بسويش شتابان مى رفتم

    اَنَا الَّذى اَمْهَلْتَنى فَمَا ارْعَوَيْتُ، وَسَتَرْتَ عَلىَ فَمَا اسْتَحْيَيْتُ،
    منم كه مهلتم دادى ولى من به خود نيامدم و بر من پوشاندى ولى من شرم نكردم

    وَعَمِلْتُ بِالْمَعاصى فَتَعَدَّيْتُ، وَاَسْقَطْتَنى مِنْ عَيْنِكَ فَما بالَيْتُ،
    و نافرمانيها كردم و از حدّ گذراندم و از چشم خود مرا انداختى و من اعتنا نكردم

    فَبِحِلْمِكَ اَمْهَلَتْنى وَبِسِتْرِكَ سَتَرْتَنى حَتَّى كَاَنَّكَ اَغْفَلْتَنى،
    پس باز هم به بردباريت مهلتم دادى و به پرده پوشيت مرا پوشاندى تا بدانجا كه گويا از ياد من بيرون رفتى

    وَمِنْ عُقوُباتِ الْمَعاصى جَنَّبْتَنى، حَتَّى كَاَنَّكَ اسْتَحْيَيْتَنى،
    و از كيفرهاى گناهان مرا دور داشتى تا به حدى كه گويا از من شرم كردى

    اِلهى لَمْ اَعْصِكَ حينَ عَصَيْتُكَ، وَاَ نَا بِرُبوُبِيَّتِكَ جاحِدٌ،
    خدايا در هنگام گناه كه من نافرمانيت كردم نه از باب اين بود كه پروردگاريت را منكر بودم

    وَلا بِاَمْرِكَ مُسْتَخِفٌّ، وَلا لِعُقوُبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَلا لِوَعيدِكَ مُتَهاوِنٌ،
    و يا دستورت را سبك شمردم و يا خود را در معرض كيفرت درآوردم و يا تهديدهاى تو را بى ارزش فرض كردم

    لكِنْ خَطيئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لى نَفْسى،
    بلكه گناهى بود كه پيش آمد و نفس سركش نيز آنرا آراست

    وَغَلَبَنى هَواىَ وَاَعانَنى عَلَيْها شِقْوَتى،
    و هواى نفس نيز چيره شد و بدبختى هم كمك كرد

    وَغَرَّنى سِتْرُكَ الْمُرْخى عَلَىَّ،
    و پرده آويخته (پرده پوشى تو) هم مرا مغرور كرد

    فَقَدْ عَصَيْتُكَ وَخالَفْتُكَ بِجَُهْدى،
    و در نتيجه تا آنجا كه مى توانستم در نافرمانى و مخالفت تو كوشيدم

    فَالْانَ مِنْ عَذابِكَ مَنْ يَسْتَنْقِذُنى، وَمِنْ اَيْدِى الْخُصَمآءِ غَداً مَنْ يُخَلِّصُنى،
    ولى اكنون كيست كه از عذاب تو مرا نجات دهد و از دست دشمنان در فرداى قيامت چه كسى خلاصم كند

    وَبِحَبْلِ مَنْ اَتَّصِلُ اِنْ اَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنّى،
    و به ريسمان چه كسى چنگ زنم اگر تو رشته خود را از من قطع كنى

    فَواسَوْاَتا عَلى ما اَحْصى كِتابُكَ مِنْ عَمَلِى،
    پس چه رسوايى است براى من بر آنچه نامه تو از عمل من شماره و احصاء كرده

    الَّذى لَوْلا ما اَرْجوُ مِنْ كَرَمِكَ وَسَعَةِ رَحْمَتِكَ، وَنَهْيِكَ اِيَّاىَ عَنِ الْقُنوُطِ، لَقَنَطْتُ عِنْدَما اَتَذَكَّرُها،
    كه اگر اميد من به كرمت و وسعت رحمتت نبود و از نااميد شدن بازم نمى داشتى، به محض آنكه به ياد آنها مى افتادم يكسره نااميد مى شدم

    يا خَيْرَ مَنْ دَعاهُ داع ٍ وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راجٍ،
    اى بهترين كسى كه خواندش خواننده اى و برترين كسى كه اميدش دارد اميدوارى

    اَللّهُمَّ بِذِمَّةِ الْأِسْلامِ اَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ،
    خدايا به پيمان اسلام به درگاهت توسل جويم

    وَبِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ اَعْتَمِدُ اِلَيْكَ،
    و به حرمت قرآن بر تو اعتماد كنم

    وَبِحُبِّى النَّبِىَّ الْأُمِّىَّ الْقُرَشِىَ الْهاشِمِىَّ الْعَرَبِىَّ التِّهامِىَّ الْمَكِّىَّ الْمَدَنِىَّ، اَرْجوُ الزُّلْفَةَ لَدَيْكَ،
    و به دوستى و محبتى كه به پيامبر امّى قرشى هاشمى عربى تهامى مكى مدنى دارم اميد تقرب به تو را دارم

    فَلا توُحِشِ اسْتيناسَ ايمانى ، وَلا تَجْعَلْ ثَوابى ثَوابَ مَنْ عَبَدَ سِواكَ،
    پس تو انس ايمانى مرا مبدّل به وحشت مكن و پاداشم را پاداش آن كس كه جز تو را پرستيده قرار مده

    فَاِنَّ قَوْماً آمَنوُا بِاَلْسِنَتِهِمْ، لِيَحْقِنوُا بِهِ دِمآئَهُمْ، فَاَدْرَكوُا ما اَمَّلوُا،
    زيرا مردمى بودند كه به زبان ايمان آوردند تا بدان وسيله خون خود را حفظ كنند و بدين مقصود هم رسيدند

    وَاِنَّا آمَنَّا بِكَ بِاَلْسِنَتِنا وَقُلوُبِنا لِتَعْفُوَ عَنَّا،
    ولى ما به دل و زبان به تو ايمان آورديم تا از ما بگذرى

    فَاَدْرِكْنا ما اَمَّلْنا، وَثَبِّتْ رَجائَكَ فى صُدوُرِنا،
    پس ما را هم به مقصودمان برسان و اميدت را در دلهاى ما ثابت و محكم فرما

    وَلا تُزِغْ قُلوُبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا، وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً، اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهَّابُ،
    و منحرف مساز دلهاى ما را پس از آنكه هدايتمان كردى و ببخش بما از نزد خود رحمتى كه براستى تويى بسيار بخشنده

    فَوَعِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرْتَنى ما بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ
    به عزتت سوگند اگر برانيم من هرگز از در خانه ات برنخيزم

    وَلا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِما اُلْهِمَ قَلْبى مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِكَرَمِكَ، وَسَعَةِ رَحْمَتِكَ،
    و دست از تملق و چاپلوسيت برندارم چون شناسايى كرمت و رحمت وسيعت به دلم الهام شده،

    اِلى مَنْ يَذْهَبُ الْعَبْدُ اِلاَّ اِلى مَوْلاهُ،
    بنده به نزد چه كسى رود جز به درگاه مولايش

    وَاِلى مَنْ يَلْتَجِئُ الْمَخْلوُقُ اِلاَّ اِلى خالِقِهِ،
    و مخلوق به كه پناهنده شود جز به خالقش

    اِلهى لَوْ قَرَنْتَنى بِالْأَصْفادِ،
    خدايا اگر مرا به زنجير و بند گرفتارم كنى

    وَمَنَعْتَنى سَيْبَكَ مِنْ بَيْنِ الْأَشْهادِ،
    و بازدارى از من عطايت را در ميان انظار مردم

    وَدَلَلْتَ عَلى فَضايِحى عُيوُنَ الْعِبادِ،
    و رسواييهايم را به چشم بندگانت آرى

    وَاَمَرْتَ بى اِلَى النَّارِ، وَحُلْتَ بَيْنى وَبَيْنَ الْأَبْرارِ
    و دستور بردنم را بسوى دوزخ صادر كنى و ميان من و نيكان حائل گردى

    ما قَطَعْتُ رَجآئى مِنْكَ، وَما صَرَفْتُ تَاْميلى لِلْعَفْوِ عَنْكَ، وَلا خَرَجَ حُبُّكَ مِنْ قَلْبى،
    من هرگز اميدم را از تو قطع نخواهم كرد و آرزومنديم را از عفو تو بازنگردانم و بيرون نرود محبتت از دلم

    اَنَا لا اَنْسى اَيادِيَكَ عِنْدى وَسَِتْرَكَ عَلَىَّ فى دارِ الدُّنْيا،
    و من نعمتهايى كه در دنيا به من دادى و پرده پوشيهايت را فراموش نمى كنم

    (ادامه دارد...)

    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞

    (ادامه دعای ابوحمزه ثمالی)

    سَيِّدى، اَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيا مِنْ قَلْبى،
    اى آقاى من، محبت دنيا را از دلم بيرون كن

    وَاجْمَعْ بَيْنى وَبَيْنَ الْمُصْطَفى وَآلِهِ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ،
    و جمع كن ميان من و ميان (پيامبرت حضرت) مصطفى و آلش برگزيدگان خلقت

    وَخاتَمِ النَّبِيّينَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ،
    و خاتم پيمبران محمد صلى الله عليه و آله

    وَانْقُلْنى اِلى دَرَجَةِ الَّتوْبَةِ اِلَيْكَ،
    و مرا به درجه توبه و بازگشت بسويت برسان

    وَاَعِنّى بِالْبُكآءِ عَلى نَفْسى،
    و ياريم ده به گريه كردن بر خويشتن

    فَقَدْ اَفْنَيْتُ بِالتَّسْويفِ وَالْأمالِ عُمْرى،
    زيرا كه من عمرم را به امروز و فردا كردن و آرزوها گذراندم

    وَقَدْ نَزَلْتُ مَنْزِلَةَ الْأيِسينَ مِنْ خَيْرى،
    و درآمده ام در جايگاه نااميدان از خير خودم

    فَمَنْ يَكوُنُ اَسْوَءَ حالاً مِنّى،
    پس كيست كه بدحال تر از من باشد

    اِنْ اَنَا نُقِلْتُ عَلى مِثْلِ حالى اِلى قَبْرى،
    اگر من بر اين حال بسوى قبرم منتقل گردم

    لَمْ اُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتى ، وَلَمْ اَفْرُشْهُ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ لِضَجْعَتى،
    زيرا كه آماده اش نكرده ام براى خوابيدنم و فرش نكرده ام آنرا به عمل صالح براى آرميدنم

    وَمالى لا اَبْكى وَلا اَدْرى اِلى ما يَكوُنُ مَصيرى،
    و چرا گريه نكنم در صورتى كه نمى دانم به چه سرنوشتى دچار گردم

    وَاَرى نَفْسى تُخادِعُنى وَاَيَّامى تُخاتِلُنى،
    من نفس خود را چنان بينم كه با من نيرنگ زند و روزگارم را كه مرا بفريبد

    وَقَدْ خَفَقَتْ عِنْدَ رَاْسى اَجْنِحَةُ الْمَوْتِ،
    در حالى كه مرگ بالهاى خود را بر سرم گسترده

    فَمالى لا اَبْكى؟
    پس چرا گريه نكنم؟

    اَبْكى لِخُروُجِ نَفْسى،
    گريه كنم براى جان دادنم

    اَبْكى لِظُلْمَةِ قَبْرى
    گريه كنم براى تاريكى قبرم

    اَبْكى لِضيقِ لَحَدى،
    گريه كنم براى تنگى لحدم

    اَبْكى لِسُؤالِ مُنْكَرٍ وَنَكيرٍ اِيَّاىَ،
    گريه كنم براى سؤال نكير و منكر از من

    اَبْكى لِخُروُجى مِنْ قَبْرى عُرْياناً ذَليلاً حامِلاً ثِقْلى عَلى ظَهْرى،
    گريه كنم براى بيرون آمدنم از قبر برهنه و خوار كه بار سنگينم را به پشتم بار كرده

    اَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يَمينى وَاُخْرى عَنْ شِمالى،
    يكبار از طرف راستم بنگرم و بار ديگر از طرف چپ

    اِذِ الْخَلائِقُ فى شَاْنٍ غَيْرِ شَاْنى،
    و هريك از خلايق را در كارى غير از كار خود ببينم

    لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَاْنٌ يُغْنيهِ
    براى هر يك از آنها در آن روز كارى است كه به خود مشغولش دارد

    وُجوُهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ، ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ،
    چهره هايى در آن روز گشاده و خندان و شادمانند

    وَ وُجوُهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ تَرْهَقُها قَتَرَةٌ وَذِلَّةٌ،
    و چهره هايى در آن روز غبارآلود است و سياهى و خوارى آنها را فراگرفته

    سَيِّدى عَلَيْكَ مُعَوَّلى وَمُعْتَمَدى وَرَجآئى وَتَوَكُّلى، وَبِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقى،
    اى آقاى من بر تو است تكيه و اعتماد و اميد و توكلم و به رحمت تو آويخته ام،

    تُصيبُ بِرَحْمَتِكَ مَنْ تَشآءُ، وَتَهْدى بِكَرامَتِكَ مَنْ تُحِبُّ،
    به رحمت خود رسانى هركه را خواهى و به كرامتت راهنمايى كنى هر كه را دوست دارى

    فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما نَقَّيْتَ مِنَ الشِّرْكِ قَلْبى،
    پس ستايش تو را است بر اينكه دلم را از آلودگى شرك پاك كردى

    وَلَكَ الْحَمْدُ عَلى بَسْطِ لِسانى،
    و براى تو است ستايش براى باز كردنت زبانم را،

    اَفَبِلِسانى هذَا الْكالِّ اَشْكُرُكَ اَمْ بِغايَةِ جَُهْدى فى عَمَلى اُرْضيكَ،
    آيا به اين زبان كُندم سپاس تو را گويم يا با نهايت كوششم در كردارم تو را خوشنود سازم؟

    وَما قَدْرُ لِسانى يا رَبِّ فى جَنْبِ شُكْرِكَ
    و چه ارزشى دارد زبانم پروردگارا در برابر سپاس تو؟

    وَما قَدْرُ عَمَلى فى جَنْبِ نِعَمِكَ وَاِحْسانِكَ، [اِلَىَ ]
    و چه ارزشى دارد كردارم در كنار نعمتهايت و احسانى كه به من كردى؟

    اِلهى اِنَ جوُدَكَ بَسَطَ اَمَلى، وَشُكْرَكَ قَبِلَ عَمَلى،
    خدايا براستى بخشش تو آرزويم را گسترانيد و شكر تو كردارم را پذيرفت

    سَيِّدى اِلَيْكَ رَغْبَتى، وَاِلَيْكَ رَهْبَتى
    آقاى من اشتياق من بسوى تو است و هراسم از تو است

    وَاِلَيْكَ تَاْميلى، وَقَدْ ساقَنى اِلَيْكَ اَمَلى،
    و آرزو و اميدم بسوى تو است و آرزويم مرا بسوى تو كشانده

    وَعَلَيْكَ يا واحِدى عَكَفَتْ هِمَّتى،
    و همتم اى خداى يگانه من بدرگاه تو نشيمن كرده

    وَفيما عِنْدَكَ انْبَسَطَتْ رَغْبَتى،
    و در آنچه پيش تو است (جامه) شوقم (دامن) گسترده

    وَلَكَ خالِصُ رَجآئى وَخَوْفى
    و اميد خالص و ترسم تنها از تو است

    وَبِكَ اَنَِسَتْ مَحَبَّتى، وَاِلَيْكَ اَلْقَيْتُ بِيَدى،
    و به تو محبتم انس گرفته و دست به جانب تو انداخته ام

    وَبِحَبْلِ طاعَتِكَ مَدَدْتُ رَهْبَتى،
    و به ريسمان اطاعت تو بند كردم ترسم را

    [يا] مَوْلاىَ بِذِكْرِكَ عاشَ قَلْبى، وَبِمُناجاتِكَ بَرَّدْتُ اَلَمَ الْخَوْفِ عَنّى،
    اى مولاى من به ياد تو دلم زنده است و به راز و نياز تو سوزش ترسم را تسكين بخشم

    فَيا مَوْلاىَ وَيا مُؤَمَّلى، وَيا مُنْتَهى سُؤْلى،
    پس اى مولاى من و اى آرزويم و اى آخرين سرحد خواسته ام

    فَرِّقْ بَيْنى وَبَيْنَ ذَنْبِىَ الْمانِعِ لى مِنْ لُزُومِ طاعَتِكَ،
    ميان من و گناهم را كه مانع از ملازمت اطاعت تو است جدايى بينداز

    فَاِنَّما اَسْئَلُكَ لِقَديمِ الرَّجآءِ فيكَ وَعَظيمِ الطَّمَعِ مِنْكَ،
    و اين خواهشى كه من از تو مى كنم به خاطر همان اميد ديرينه ايست كه به تو دارم و براى آن طمع بزرگى است كه درباره ات دارم

    الَّذى اَوْجَبْتَهُ عَلى نَفْسِكَ مِنَ الرَّاْفَةِ وَالرَّحْمَةِ
    كه تو رأفت و مهربانى را براى بندگانت بر خود فرض كرده اى

    فَالْأَمْرُ لَكَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ،
    پس امر و فرمان از آن تو است يگانه اى كه شريك ندارى

    وَالْخَلْقُ كُلُّهُمْ عِيالُكَ وَفى قَبْضَتِكَ، وَكُلُّشَىْ ءٍ خاضِعٌ لَكَ،
    و خلائق همگى جيره خوار تو و در قبضه اقتدار تو و خاضع درگاه توأند

    تَبارَكْتَ يا رَبَّ الْعالَمينَ،
    برترى اى پروردگار جهانيان

    (ادامه دارد...)

    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞


  12. تشکر


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞

    (ادامه دعای ابوحمزه ثمالی)

    اِلهى ارْحَمْنى اِذَاانْقَطَعَتْ حُجَّتى،
    خدايا به من رحم كن در آن هنگامى كه حجت و دليلم قطع شود

    وَكَّلَّ عَنْ جَوابِكَ لِسانى،
    و زبانم از پاسخ تو لال گردد

    وَطاشَ عِنْدَ سُؤالِكَ اِيَّاىَ لُبّى،
    و هوش در هنگام بازپرسيت از سرم بپرد

    فَيا عَظيمَ رَجآئى لاتُخَيِّبْنى اِذَااشْتَدَّتْ فاقَتى،
    پس اى بزرگ اميدم مرا نوميد مكن در آن هنگام كه سخت نيازمندم

    وَلا تَرُدَّنى لِجَهْلى، وَلاتَمْنَعْنى لِقِلَّةِ صَبْرى،
    و به خاطر نادانيم مرا از درگاهت مران و براى كم طاقتيم مهرت را از من بازمدار

    اَعْطِنى لِفَقْرى، وَارْحَمْنى لِضَعْفى
    به خاطر نيازى كه دارم به من بده و براى ناتوانيم به من رحم كن

    سَيِّدى، عَلَيْكَ مُعْتَمَدى وَمُعَوَّلى وَرَجآئى وَتَوَكُّلى،
    اى آقاى من، بر تو است اعتماد و تكيه و اميد و توكل من

    وَبِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقى وَبِفِنائِكَ اَحُطُّ رَحْلى،
    و مهر تو است دستاويزم و به آستان تو بار (حاجت) اندازم

    وَبِجوُدِكَ اَقْصِدُ طَلِبَتى، وَبِكَرَمِكَ اَىْ رَبِّ اَسْتَفْتِحُ دُعآئى،
    و به جود تو خواهشم را جويم و به كرم تو اى پروردگار من دعايم را آغاز كنم

    وَلَدَيْكَ اَرْجوُ فاقَتى، وَبِغِناكَ اَجْبُرُ عَيْلَتى وَتَحْتَ ظِلِّ عَفْوِكَ قِيامى،
    و از پيش تو اميد رفع نياز و احتياج خود را دارم به توانگرى تو جبران نداريم كنم و زير سايه عفو تو بپا ايستم

    وَاِلى جوُدِكَ وَكَرَمِكَ اَرْفَعُ بَصَرى، وَاِلى مَعْروُفِكَ اُديمُ نَظَرى،
    و به جود و كرم تو ديده بگشايم و به نيكى تو چشم دوزم

    فَلا تُحْرِقْنى بِالنَّارِ وَاَنْتَ مَوْضِعُ اَمَلى،
    پس مرا به آتش مسوزان با اينكه مركز آرزوى منى

    وَلا تُسْكِنِّى الْهاوِيَةَ فَاِنَّكَ قُرَّةُ عَيْنى،
    و در دوزخم سكونت مده كه تو نور چشم منى

    يا سَيِّدى لا تُكَذِّبْ ظَنّى بِاِحْسانِكَ وَمَعْروُفِكَ فَاِنَّكَ ثِقَتى،
    اى آقاى من گمان مرا به احسان و نيكيت دروغ و بى اصل مكن زيرا تو مورد اطمينان محكم منى

    وَلا تَحْرِمْنى ثَوابَكَ فَاِنَّكَ الْعارِفُ بِفَقْرى،
    و از پاداش نيكيت محرومم مساز كه تو به ندارى من آشنايى

    اِلهى اِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلى وَلَمْ يُقَرِّبْنى مِنْكَ عَمَلى
    خدايا اگر مرگم نزديك شده ولى كردارم مرا به تو نزديك نكرده

    فَقَدْ جَعَلْتُ الْأِعْتِرافَ اِلَيْكَ بِذَنْبى وَسآئِلَ عِلَلى،
    من اعتراف به گناهم را وسيله عذر خويش به درگاهت قرار دهم

    اِلهى اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْكَ بِالْعَفْوِ، وَاِنْ عَذَّبْتَ فَمَنْ اَعْدَلُ مِنْكَ فِى الْحُكْمِ
    خدايا اگر درگذرى كيست كه سزاوارتر از تو به گذشت باشد و اگر عذاب كنى پس كيست كه در حكم عادل تر از تو باشد

    ارْحَمْ فى هذِهِ الدُّنْيا غُرْبَتى، وَعِنْدَ الْمَوْتِ كُرْبَتى،
    رحم كن در اين دنيا به غربتم و هنگام مرگ به غمزدگيم

    وَفِى الْقَبْرِ وَحْدَتى وَفِى اللَّحْدِ وَحْشَتى،
    و در قبر به تنهاييم و در لحد به وحشت و بى كسيم

    وَاِذا نُشِرْتُ لِلْحِسابِ بَيْنَ يَدَيْكَ ذُلَ مَوْقِفى
    و هنگامى كه در برابرت به پاى حسابم آورند به خوارى جايگاهم رحم كن

    وَاغْفِرْ لى ما خَفِىَ عَلَى الْآدَمِيّينَ مِنْ عَمَلى، وَاَدِمْ لى ما بِهِ سَتَرْتَنى
    و بيامرز براى من آنچه از كردارم كه بر مردم پوشيده مانده و ادامه بده برايم آنچه را كه بدان مرا پوشاندى

    وَارْحَمْنى صَريعاً عَلَى الْفِراشِ تُقَلِّبُنى اَيْدى اَحِبَّتى،
    و در آن حال كه در بستر مرگ افتاده و دستهاى ياران مرا به اين سو و آن سو كنند، بر من رحم كن

    وَتَفَضَّلْ عَلَىَّ مَمْدوُداً عَلَى الْمُغْتَسَلِ يُقَلِّبُنى صالِحُ جيرَتى،
    و در آن حال كه روى سنگ غسالخانه دراز كشيده ام و همسايگان شايسته ام به اينطرف و آنطرف مى گردانند، بر من تفضل كن

    وَتَحَنَّنْ عَلَىَّ مَحْموُلاً قَدْ تَناوَلَ الْأَقْرِبآءُ اَطْرافَ جَِنازَتى،
    و هنگامى كه خويشان اطراف جنازه ام را بر دوش گرفته اند با من مهربانى فرما

    وَجُدْ عَلَىَّ مَنْقوُلاً قَدْ نَزَلْتُ بِكَ وَحيداً فى حُفْرَتى،
    وهنگامى كه تك و تنها در ميان گودال قبر بر تو وارد شوم بر من بخشش كن

    وَارْحَمْ فى ذلِكَ الْبَيْتِ الْجَديدِ غُرْبَتى، حَتّى لا اَسْتَاْنِسَ بِغَيْرِكَ،
    و به غربت من در آن خانه تازه و نو رحم كن بطورى كه بجز تو انس نگيرم

    يا سَيِّدى اِنْ وَكَلْتَنى اِلى نَفْسى هَلَكْتُ،
    اى آقاى من اگر مرا به خودم واگذارى هلاك گردم

    سَيِّدى فَبِمَنْ اَسْتَغيثُ اِنْ لَمْ تُقِلْنى عَثَرْتى،
    آقاى من پس به كه استغاثه كنم اگر تو لغزشم را ناديده نگيرى

    فَاِلى مَنْ اَفْزَعُ اِنْ فَقَدْتُ عِنايَتَكَ فى ضَجْعَتى،
    و به كه پناه برم اگر عنايت تو را در آرامگاهم از دست بدهم

    وَاِلى مَنْ اَلْتَجِئُ اِنْ لَمْ تُنَفِّسْ كُرْبَتى،
    و به كه ملتجى گردم اگر تو غمم را برطرف نكنى،

    سَيِّدى مَنْ لى وَمَنْ يَرْحَمُنى اِنْ لَمْ تَرْحَمْنى
    آقاى من كه را دارم و كه بر من رحم كند اگر تو بر من رحم نكنى

    وَفَضْلَ مَنْ اُؤَمِّلُ اِنْ عَدِمْتُ فَضْلَكَ يَوْمَ فاقَتى
    و فضل كه را آرزو كنم در روز نيازمنديم اگر فضل تو را گم كنم

    وَاِلى مَنِ الْفِرارُ مِنَ الذُّنوُبِ اِذَاانْقَضى اَجَلى،
    و بسوى چه كسى از گناهانم بگريزم در آن هنگام كه عمرم بسر رسد

    سَيِّدى لاتُعَذِّبْنى وَاَ نَا اَرْجوُكَ،
    اى آقاى من مرا با اينكه به تو اميدوارم معذب مفرما

    اِلهى حَقِّقْ رَجآئى، وَآمِنْ خَوْفى،
    خدايا اميد مرا تحقق بخش و ترسم را امان بخش

    فَاِنَّ كَثْرَةَ ذُنوُبى لا اَرْجوُ، فيها اِلاَّ عَفْوَكَ،
    زيرا در اين گناهان بسيار اميدى جز به عفو تو ندارم

    سَيِّدى اَنَا اَسْئَلُكَ ما لا اَسْتَحِقُّ، وَاَنْتَ اَهْلُ التَّقْوى وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ،
    اى آقاى من از تو خواهم چيزى را كه شايسته آن نيستم و تو شايسته پرهيزكارى هستى و اهل آمرزشى

    فَاغْفِرْ لى وَاَلْبِسْنى مِنْ نَظَرِكَ ثَوْباً يُغَطّى عَلَىَّ التَّبِعاتِ
    پس بيامرز مرا و از نظر مرحمت خود جامه اى بر من بپوشان كه گناهانم را بپوشاند

    وَتَغْفِرُها لى وَلا اُطالَبُ بِها،
    و آنها را برايم بيامرز و مورد مؤاخذه قرارم مده

    اِنَّكَ ذوُ مَنٍّ قَديمٍ، وَصَفْحٍ عَظيمٍ، وَتَجاوُزٍ كَريمٍ،
    كه تو داراى منتى ديرينه و چشم پوشى بزرگ و گذشت بزرگوارى هستى

    اِلهى اَنْتَ الَّذى تُفيضُ سَيْبَكَ عَلى مَنْ لا يَسْئَلُكَ، وَعَلَى الْجاحِدينَ بِرُبوُبِيَّتِكَ،
    خدايا تويى كه فيض خود را حتى بر آنكه درخواست نكند و بر منكران پروردگاريت فرو ريزى

    فَكَيْفَ سَيِّدى بِمَنْ سَئَلَكَ وَاَيْقَنَ اَنَّ الْخَلْقَ لَكَ وَالْأَمْرَ اِلَيْكَ،
    پس چگونه نسبت به كسى كه از تو درخواست كند و يقين داند كه جهان خلقت از تو و كار بدست تو است؟

    تَبارَكْتَ وَتَعالَيْتَ يا رَبَّ الْعالَمينَ،
    برترى و والايى اى پروردگار جهانيان،

    سَيِّدى عَبْدُكَ بِبابِكَ اَقامَتْهُ الْخَصاصَةُ بَيْنَ يَدَيْكَ،
    اى آقاى من بنده ات به درگاهت آمده و تنگدستى او را پيش روى تو واداشته

    يَقْرَعُ بابَ اِحْسانِكَ بِدُعآئِهِ، فَلا تُعْرِضْ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ عَنّى،
    و به وسيله دعاى خود در خانه احسان تو را مى كوبد پس آن روى بزرگوارت را از من بر مگردان

    وَاقْبَلْ مِنّى ما اَقوُلُ فَقَدْ دَعَوْتُ بِهذَا الدُّعاءِ،
    و آنچه گويم از من بپذير زيرا من به اين دعا تو را خواندم

    وَاَ نَا اَرْجوُ اَنْ لا تَرُدَّنى مَعْرِفَةً مِنّى بِرَاْفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ،
    و اميدوارم كه بازم مگردانى چون آشنايى كاملى به مهر و رأفت تو دارم

    اِلهى اَنْتَ الَّذى لا يُحْفيكَ سآئِلٌ،
    خدايا تويى كه درمانده و سؤال پيچت نكند سائلى

    وَلا يَنْقُصُكَ نآئِلٌ اَنْتَ كَما تَقوُلُ وَفَوْقَ ما نَقوُلُ،
    و بخشش و عطا از تو نكاهد تو چنانى كه خود گويى و بالاتر از آنى كه ما گوييم

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ صَبْراً جَميلاً وَفَرَجاً قَريباً، وَقَولاً صادِقاً، وَاَجْراً عَظيماً،
    خدايا من از تو خواهم صبرى نيكو و گشايشى نزديك و گفتارى راست و پاداشى بزرگ

    اَسْئَلُكَ يا رَبِّ مِنَ الْخَيْرِ كُلِّهِ ما عَلِمْتُ مِنْهُ وَما لَمْ اَعْلَمْ،
    از تو خواهم پروردگارا هرچه خير و خوبى است چه آنچه مى دانم و چه آنچه را نمى دانم

    اَسْئَلُكَ اللَّهُمَّ مِنْ خَيْرِ ما سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصَّالِحوُنَ،
    خواهم از تو خدايا از بهترين چيزى كه بندگان شايسته ات خواهند

    يا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ، وَاَجْوَدَ مَنْ اَعْطى،
    اى بهترين درخواست شدگان و اى بخشنده ترين عطابخش

    اَعْطِنى سُؤْلى فى نَفْسى وَاَهْلى وَوالِدىَ وَ وَُلَْدى، وَاَهْلِ حُزانَتى وَاِخْوانى فيكَ،
    عطا كن به من خواسته ام را در مورد خود و خانواده و پدر و مادر و فرزندان و بستگان و برادران دينيم

    وَاَرْغِدْ عَيْشى ، وَاَظْهِرْ مُرُوَّتى، وَاَصْلِحْ جَميعَ اَحْوالى،
    و زندگيم را خوش و فراخ گردان و مردانگيم را آشكار ساز و تمام حالات مرا اصلاح كن

    وَاجْعَلْنى مِمَّنْ اَطَلْتَ عُمْرَهُ وَحَسَّنْتَ عَمَلَهُ،
    و بگردانم از كسانى كه عمرش را طولانى و كردارش را نيكو

    وَاَتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ، وَرَضيتَ عَنْهُ،
    و نعمتت را بر او تمام كرده و از او خوشنود گشته اى

    وَاَحْيَيْتَهُ حَيوةً طَيِّبَةً فى اَدْوَمِ السُّروُرِ، وَاَسْبَغِ الْكَرامَةِ وَاَتَمِّ الْعَيْشِ
    و زندگى پاكيزه اى به او بخشيده اى كه در ميان پابرجاترين خوشى و وسيعترين كرامت و كاملترين زندگانى روزگار بسر مى برد

    اِنَّكَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ وَلا تَفْعَلُ ما يَشآءُ غَيْرُكَ،
    و براستى تو هرچه را بخواهى انجام دهى ولى جز تو كسى نتواند هرچه خدا خواهد انجام دهد

    (ادامه دارد...)

    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞


  14. تشکر


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞

    (ادامه دعای ابوحمزه ثمالی)

    اَللّهُمَّ خُصَّنى مِنْكَ بِخاصَّةِ ذِكْرِكَ،
    خدايا مرا به ذكر مخصوص خود مخصوصم دار

    وَلا تَجْعَلْ شَيْئاً مِمَّا اَتَقَرَّبُ بِهِ فى آناءِ اللَّيْلِ وَاَطْرافِ النَّهارِ رِيآءً، وَلا سُمْعَةً وَلا اَشَراً وَلا بَطَراً،
    و آنچه را من بوسيله آن در تمام ساعات و دقايق روز و شب وسيله تقرب درگاهت قرار دهم خودنمايى و شهرت طلبى و سركشى و گردن فرازى قرار مده

    وَاجْعَلْنى لَكَ مِنَ الْخاشِعينَ،
    و مرا از فروتنان درگاهت قرارم بده

    اَللّهُمَ اَعْطِنى السِّعَةَ فِى الرِّزْقِ، وَالْأَمْنَ فِى الْوَطَنِ
    خدايا به من عطا فرما وسعت در روزى، و امنيت در وطن،

    وَقُرَّةَ الْعَيْنِ فِى الْأَهْلِ وَالْمالِ وَالْوَلَدِ وَالْمُقامَ فى نِعَمِكَ عِنْدى
    و چشم روشنى در خاندان و مال و اولاد و پايدار ماندن نعمتهايى كه در پيش من دارى

    وَالصِّحَّةَ فِى الْجِسْمِ، وَالْقُوَّةَ فِى الْبَدَنِ، وَالسَّلامَةَ فِى الدّينِ
    و تندرستى و نيرويى در بدن و سلامتى در دين

    َاسْتَعْمِلْنى بِطاعَتِكَ وَطاعَةِ رَسوُلِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَبَداً مَا اسْتَعْمَرْتَنى،
    و هميشه تا زنده ام مرا به طاعت خود و اطاعت پيامبرت محمد صلى الله عليه وآله وادار كن

    وَاجْعَلْنى مِنْ اَوْفَرِ عِبادِكَ عِنْدَكَ نَصيباً فى كُلِّ خَيْرٍ اَنْزَلْتَهُ،
    و بگردانم از پرنصيب ترين بندگانت در هر خيرى كه نازل كرده

    وَتُنْزِلُهُ فى شَهْرِ رَمَضانَ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ،
    و در ماه رمضان در شب قدر نازل گردانى

    وَما اَنْتَ مُنْزِلُهُ فى كُلِّ سَنَةٍ مِنْ رَحْمَةٍ تَنْشُرُها،
    و آنچه را در هر سال نازل گردانى از مهرى كه بگسترانى

    وَعافِيَةٍ تُلْبِسُها، وَبَلِيَّةٍ تَدْفَعُها
    و تندرستى كه بپوشانى و بلاهايى كه بازگردانى

    وَحَسَناتٍ تَتَقَبَّلُها، وَسَيِّئاتٍ تَتَجاوَزُ عَنْها،
    و كارهاى خيرى كه بپذيرى و زشتيهايى را كه از آنها درگذرى

    وَارْزُقْنى حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامِنا هذا وَفى كُلِّ عامٍ،
    و روزيم كن حج خانه كعبه را در اين سال و در هر سال

    وَارْزُقْنى رِزْقاً واسِعاً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ،
    و روزيم ده روزى فراخى از فضل وسيع خود

    وَاصْرِفْ عَنّى يا سَيِّدى الْأَسْوآءَ،
    و بديها را اى آقايم از من دور كن

    وَاقْضِ عَنِّى الدَّيْنَ وَالظُّلاماتِ، حَتّى لا اَتَاَذّى بِشَىْ ءٍ مِنْهُ،
    و بدهى ها و مظلمه هايى كه به گردن دارم از من ادا فرما بطورى كه به خاطر چيزى از آنها ناراحت نباشم

    وَخُذْ عَنّى بِاَسْماعِ وَاَبْصارِ اَعْدائى وَحُسَّادى وَالْباغينَ عَلَىَّ وَانْصُرْنى عَلَيْهِمْ،
    و گوش و چشم دشمنان و حسودان و ستمكارانم را بر من ببند و بر ايشان ياريم ده

    وَاَقِرَّ عَيْنى وَفَرِّحْ قَلْبى،
    و ديده ام را روشن كن و دلم را شاد گردان

    وَاجْعَلْ لى مِنْ هَمّى وَكَرْبى فَرَجاً وَمَخْرَجاً،
    و برايم از اندوه و غمم فرج و گشايشى قرار ده

    وَاجْعَلْ مَنْ اَرادَنى بِسُوءٍ مِنْ جَميعِ خَلْقِكَ تَحْتَ قَدَمَىَّ،
    و هركه را از تمامى خلقت كه اراده سوئى نسبت به من دارد زير پاى من قرارش ده

    وَاكْفِنى شَرَّ الشَّيْطانِ وَشَرَّ السُّلْطانِ وَسَيِّئاتِ عَمَلى،
    و كفايت كن مرا از شرّ شيطان و شرّ سلطان و بديهاى كردارم

    وَطَهِّرْنى مِنَ الذُّنوُبِ كُلِّها،
    و پاكم كن از گناهان همگى،

    وَاَجِرْنى مِنَ النَّارِ بِعَفْوِكَ،
    و از آتش دوزخ بوسيله عفو خود پناهم ده

    وَاَدْخِلْنِى الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ،
    و به رحمت خويش داخل بهشتم گردان

    وَزَوِّجْنى مِنَ الْحوُرِ الْعينِ بِفَضْلِكَ،
    و از حوريه هاى بهشتى به فضل خود به همسريم درآور

    وَاَ لْحِقْنى بِاَوْلِيآئِكَ الصَّالِحينَ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الْأَبْرارِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ الْأَخْيارِ،
    و ملحقم كن به دوستان شايسته ات محمد و آلش آن نيكان پاك پاكيزه و برگزيده

    صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ وَعَلى اَجْسادِهِمْ وَاَرْواحِهِمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ،
    درودهاى تو بر ايشان و بر جسدهاشان و بر ارواحشان و رحمت خدا و بركاتش

    اِلهى وَسَيِّدى وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ لَئِنْ طالَبْتَنى بِذُنوُبى لَأُطالِبَنَّكَ بِعَفْوِكَ،
    اى خداى من و آقاى من سوگند به عزت و جلالت اگر مرا در مورد گناهان بازخواست كنى من نيز تو را به عفو و گذشتت مطالبه مى كنم

    وَلَئِنْ طالَبْتَنى بِلُؤْمى لَأُطالِبَنَّكَ بِكَرَمِكَ،
    و اگر به پستى ام مرا مؤاخذه كنى من هم به كرمت تو را مطالبه مى كنم

    وَلَئِنْ اَدْخَلْتَنِى النَّارَ لَأُخْبِرَنَّ اَهْلَ النَّارِ بِحُبّى لَكَ،
    و اگر به دوزخم ببرى به دوزخيان گزارش مى دهم كه دوستت دارم

    اِلهى وَسَيِّدى اِنْ كُنْتَ لا تَغْفِرُ اِلاَّ لِأَوْلِيآئِكَ وَاَهْلِ طاعَتِكَ فَاِلى مَنْ يَفْزَعُ الْمُذْنِبوُنَ،
    اى خداى من و آقاى من اگر نيامرزى مگر دوستانت و پيروانت را پس به كه پناه برند گناهكاران

    وَاِنْ كُنْتَ لا تُكْرِمُ اِلاَّ اَهْلَ الْوَفآءِ بِكَ فَبِمَنْ يَسْتَغيثُ الْمُسْيئوُنَ،
    و اگر اكرام نكنى مگر نسبت به وفادارانت پس به كه استغاثه كنند بدكرداران

    اِلهى اِنْ اَدْخَلْتَنِى النَّارَ فَفى ذلِكَ سُرُورُ عَدُوِّكَ
    خدايا اگر به دوزخم ببرى اين كار موجب خوشحالى دشمنت گردد

    وَاِنْ اَدْخَلْتَنِى الْجَنَّةَ فَفى ذلِكَ سُرُورُ نَبِيِّكَ،
    و اگر به بهشتم ببرى موجب خوشحالى پيامبرت بشود

    وَاَ نَا وَاللَّهِ اَعْلَمُ اَنَّ سُرُورَنَبِيِّكَ اَحَبُّ اِلَيْكَ مِنْ سُرُورِ عَدُوِّكَ،
    و من به خدا سوگند مسلّماً مى دانم كه خوشحال شدن پيامبرت را بيشتر از خوشحال شدن دشمنت دوست دارى

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ اَنْ تَمْلَأَ قَلْبى حُبّاً لَكَ وَخَشْيَةً مِنْكَ،
    خدايا از تو مى خواهم كه دلم را پركنى از محبت و ترس از خودت

    وَتَصْديقاً بِكِتابِكَ وَايماناً بِكَ، وَفَرَقاً مِنْكَ وَشَوْقاً اِلَيْكَ،
    و تصديق به كتابت و ايمان به خودت و هراس و انديشه از خود و اشتياق بسوى خود

    يا ذَاالْجَلالِ وَالْأِكْرامِ، حَبِّبْ اِلَىَّ لِقائَكَ وَاَحْبِبْ لِقآئى،
    اى صاحب جلال و بزرگوارى مرا دوستدار لقاى خويش كن و نيز لقاى مرا دوست بدار

    وَاجْعَلْ لى فى لِقآئِكَ الرَّاحَةَ وَالْفَرَجَ وَالْكَرامَةَ،
    و در لقاء خود براى من آرامش و گشايش و كرامتى قرار ده

    اَللّهُمَّ اَلْحِقْنى بِصالِحِ مَنْ مَضى، وَاجْعَلْنى مِنْ صالِحِ مَنْ بَقِىَ،
    خدايا مرا به شايستگان از مردم گذشته ملحق كن و از شايستگان باقيمانده قرارم ده

    وَخُذْ بى سَبيلَ الصَّالِحينَ،
    و به راه شايستگانم ببر

    وَاَعِنّى عَلى نَفْسى بِما تُعينُ بِهِ الصَّالِحينَ عَلى اَنْفُسِهِمْ،
    و كمكم ده بر مخالفت با هواى نفسم بدانچه كمك دادى شايستگان را بر مخالفتشان با هواى نفس

    وَاخْتِمْ عَمَلى بِاَحْسَنِهِ،
    و ختم كن كارم را به نيكوترين كارهايم

    وَاجْعَلْ ثَوابى مِنْهُ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ،
    و پاداشم را از آن كار به رحمت خود بهشت قرار ده

    وَاَعِنّى عَلى صالِحِ ما اَعْطَيْتَنى وَثَبِّتْنى يا رَبِّ،
    و كمكم ده در آنچه به من داده اى كه در كار صالح بكار بندم و ثابت قدمم دار

    وَلا تَرُدَّنى فى سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنى مِنْهُ يا رَبَ الْعالَمينَ،
    و بازم مگردان به بديهايى كه از آن نجاتم داده اى اى پروردگار جهانيان

    (ادامه دارد...)


    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞


  16. تشکر


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞

    (ادامه دعای ابوحمزه ثمالی)

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ ايماناً لا اَجَلَ لَهُ دوُنَ لِقائِكَ،
    خدايا از تو خواهم ايمانى كه انتهايش ملاقات تو باشد

    اَحْيِنى ما اَحْيَيْتَنى عَلَيْهِ وَتَوَفَّنى اِذا تَوَفَّيْتَنى عَلَيْهِ
    و تا زنده ام دارى به همان ايمان زنده ام دار و چون بميرانيم بر همان ايمان بميرانم

    وَابْعَثْنى اِذا بَعَثْتَنى عَلَيْهِ،
    و چون برانگيزيم بر همان ايمان برانگيزم

    وَاَبْرِءْ قَلْبى مِنَ الرِّيآءِ وَالشَّكِّ وَالسُّمْعَةِ فى دينِكَ، حَتّى يَكوُنَ عَمَلى خالِصاً لَكَ،
    و پاك كن دلم را از رياء و شك و خودنمايى در دينت تا در نتيجه عملم خالص براى تو باشد

    اَللّهُمَّ اَعْطِنى بَصيرَةً فى دينِكَ،
    خدايا به من عنايت كن بصيرتى در دينت

    وَفَهْماً فى حُكْمِكَ، وَفِقْهاً فى عِلْمِكَ،
    و فهمى (در شناختن) حكمت و درك خاصى در فهم علمت

    وَكِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَوَرَعاً يَحْجُزُنى عَنْ مَعاصيكَ،
    و دو سهم از رحمتت و پرهيزكارى آنچنانى كه مرا از گناهانت بازدارد

    وَبَيِّضْ وَجْهى بِنوُرِكَ، وَاجْعَلْ رَغْبَتى فيما عِنْدَكَ،
    و رويم را به نور خود سفيد گردان و شوقم را بدانچه پيش تو است قرار ده

    وَتَوَفَّنى فى سَبيلِكَ وَعَلى مِلَّةَ رَسوُلِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ،
    و در راه خود و بر كيش پيامبرت صلى الله عليه وآله بميرانم

    اَللّهُمَ اِنّى اَعوُذُ بِكَ مِنَ الْكَسَلِ وَالْفَشَلِ وَالْهَمِّ وَالْجُبْنِ،
    خدايا به تو پناه مى برم از كسالت و سستى و اندوه و ترس

    وَالْبُخْلِ وَالْغَفْلَةِ وَالْقَسْوَةِ وَالْمَسْكَنَةِ،
    و بِخالَت و بى خبرى و سنگدلى و بيچارگى

    وَالْفَقْرِ وَالْفاقَةِ وَكُلِّ بَلِيَّةٍ، وَالْفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ،
    و فقر و ندارى و از هر بلا و هرزگى هر چه آشكار باشد از آنها و هر چه پنهان

    وَاَعوُذُ بِكَ مِنْ نَفْسٍ لا تَقْنَعْ،
    و پناه مى برم به تو از نفسى كه قانع نباشد

    وَبَطْنٍ لا يَشْبَعُ وَقَلْبٍ لا يَخْشَعُ،
    و شكمى كه سير نشود و دلى كه نهراسد

    وَدُعاءٍ لا يُسْمَعُ، وَعَمَلٍ لا يَنْفَعُ،
    و دعايى كه پذيرفته نشود و كارى كه سود ندهد

    وَاَعوُذُ بِكَ يا رَبِّ عَلى نَفْسى وَدينى وَمالى
    و پناه مى برم اى پروردگارم در مورد خويشتن و دين و مال

    وَعَلى جَميعِ ما رَزَقْتَنى مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ،
    و همه آنچه به من روزى كرده اى از شيطان رانده درگاهت

    اِنَّكَ اَنْتَ السَّميعُ الْعَليمُ،
    كه براستى تو شنواى دانايى

    اَللّهُمَّ اِنَّهُ لا يُجيرُنى مِنْكَ اَحَدٌ، وَلا اَجِدُ مِنْ دوُنِكَ مُلْتَحَداً،
    خدايا كسى نيست كه مرا از تو درپناه خود گيرد و جز تو پناهگاهى نيابم

    فَلا تَجْعَلْ نَفْسى فى شَىْ ءٍ مِنْ عَذابِكَ وَلا تَرُدَّنى بِهَلَكَةٍ، وَلا تَرُدَّنى بِعَذابٍ اَليمٍ،
    پس مرا در چيزى از عذاب خود قرارم مده و مرا به هلاكت و عذاب دردناك بازمگردان

    اَللّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّى وَاَعْلِ ذِكْرى،
    خدايا عملم را بپذير و نامم را بلند كن

    وَارْفَعْ دَرَجَتى وَحُطَّ وِزْرى، وَلا تَذْكُرْنى بِخَطيئَتى،
    و درجه ام را بالا بر و گناهم را بريز و به خطايم مرا ياد مكن

    وَاجْعَلْ ثَوابَ مَجْلِسى وَثَوابَ مَنْطِقى وَثَوابَ دُعآئى رِضاكَ وَالْجَنَّةَ،
    و پاداش اين مجلس مرا و پاداش گفتارم را و پاداش دعايم را خوشنودى خودت و بهشت قرار ده

    وَاَعْطِنى يا رَبِّ جَميعَ ما سَاَلْتُكَ، وَزِدْنى مِنْ فَضْلِكَ، اِنّى اِلَيْكَ راغِبٌ يا رَبَّ الْعالَمينَ،
    و بده به من اى پروردگار من تمام آنچه را از تو خواستم و از فضل خويش بر من بيفزا كه من براستى بسويت مشتاقم اى پروردگار جهانيان

    اَللّهُمَّ اِنَّكَ اَنْزَلْتَ فى كِتابِكَ اَنْ نَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنا
    خدايا تو خود در كتابت قرآن براى ما نازل فرمودى كه ما گذشت كنيم از كسى كه به ما ستم

    وَقَدْ ظَلَمْنا اَنْفُسَنا فَاعْفُ عَنَّا، فَاِنَّكَ اَوْلى بِذلِكَ مِنَّا
    كرده و ما به خودمان ستم كرديم پس از ما درگذر كه تو از ما سزاوارتر بدين كار هستى

    وَاَمَرْتَنا اَنْ لا نَرُدَّ سائِلاً عَنْ اَبْوابِنا،
    و به ما دستور دادى كه هيچ خواهنده اى را از دَرِ خانه مان بازنگردانيم

    وَقَدْ جِئْتُكَ سائِلاً فَلا تَرُدَّنى اِلاَّ بِقَضآءِ حاجَتى،
    و من بصورت خواهندگى به درگاهت آمده ام و بازم مگردان جز با روا شدن حاجتم

    وَاَمَرْتَنا بِالْأِحْسانِ اِلى ما مَلَكَتْ اَيْمانُنا،
    و به ما دستور دادى كه نسبت به بردگانمان احسان و نيكى كنيم

    وَنَحْنُ اَرِقَّآءُكَ فَاَعْتِقْ رِقابَنا مِنَ النَّارِ،
    و ما بردگان توييم پس ما را از آتش دوزخ آزاد فرما

    يا مَفْزَعى عِنْدَ كُرْبَتى ، وَيا غَوْثى عِنْدَ شِدَّتى،
    اى پناهم در هنگام اندوه و غم اى فريادرسم در هنگام سختى

    اِلَيْكَ فَزِعْتُ، وَبِكَ اسْتَغَثْتُ وَلُذْتُ،
    به درگاه تو زارى كنم و به تو استغاثه كنم و به تو پناه آرم

    لا اَلوُذُ بِسِواكَ، وَلا اَطْلُبُ الْفَرَجَ اِلاَّ مِنْكَ،
    و به ديگرى پناه نبرم و گشايش نخواهم جز از تو

    فَاَغِثْنى وَفَرِّجْ عَنّى يا مَنْ يَفُكُّ الْأَسيرَ، وَيَعْفوُ عَنِ الْكَثيرِ،
    پس تو به فريادم برس و گشايشى در كارم بده اى كه اسير و گرفتار را آزاد كنى و از گناه بسيار بگذرى

    اِقْبَلْ مِنِّى الْيَسيرَ، وَاعْفُ عَنِّى الْكَثيرَ، اِنَّكَ اَنْتَ الرَّحيمُ الْغَفوُرُ،
    طاعت اندك را از من بپذير و از گناه بسيارم بگذر كه براستى تو مهربان آمرزنده اى

    اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ ايماناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى،
    خدايا از تو خواهم ايمانى كه هميشه دلم با آن همراه گردد

    وَيَقيناً صادِقاً حَتّى اَعْلَمَ اَنَّهُ لَنْ يُصيبَنى اِلاَّ ما كَتَبْتَ لى،
    و يقينى راست و كامل كه بدانم مسلماً چيزى به من نرسد جز آنكه بر من نوشته اى

    وَرَضِّنى مِنَ الْعَيْشِ بِما قَسَمْتَ لى،
    و خوشنودم كن در زندگى به همانكه نصيبم كرده اى

    يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.
    اى مهربانترين مهربانان




    ۞۩*۩۞ دعاي ابو حمزه ثمالي با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞


  18. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود