جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با خود اين آرزو را به گور ببر كه خدا را ببيني!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    تشکر:
    1
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    با خود اين آرزو را به گور ببر كه خدا را ببيني!




    . اگر كسي‌ در راه‌ سير و سلوك‌ و بطور كلّي‌ غير از اين‌ راه‌، غير از خدا چيزي‌ را بخواهد، خداوند را نخواسته‌ است‌؛ و همان‌ خواست‌ او كه‌ نفساني‌ است‌ مانع‌ از وصول‌ وي‌ به‌ ذات‌ اقدس‌ حقّ خواهد شد.



    اگر بهشت‌ بخواهي‌ و يا حوريّه‌ و غِلمان‌ بطلبي‌، خدا را طلب‌ ننموده‌اي‌! اگر مقامات‌ و درجات‌ بخواهي‌، ممكنست‌ خداوند به‌ تو مرحمت‌ كند، ولي‌ خداي‌ را نخواسته‌اي‌ و در همان‌ مقام‌ و درجه‌ ميخكوب‌ شده‌اي‌، و ارتقاء از آن‌ درجه‌ براي‌ تو محال‌ است‌. چون‌ خودت‌ نخواسته‌اي‌ و نطلبيده‌اي‌!


    اگر جبرئيل‌ في‌المثل‌ نزد تو آيد و بگويد: هرچه‌ ميخواهي‌ بخواه‌! از درجات‌ و مقامات‌ و سيطرۀ بر جنّت‌ و جحيم‌ و خُلَّت‌ حضرت‌ ابراهيم‌ و مقام‌ شفاعت‌ كبراي‌ محمّد صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلّم‌ و محبّت‌ آن‌ پيامبر عظيم‌ را،



    با خود اين آرزو را به گور ببر كه خدا را ببيني!تو بگو: من‌ بنده‌ام‌. بنده‌ خواست‌ ندارد. خداي‌ من‌ براي‌ من‌ هر چه‌ بخواهد آن‌ مطلوب‌ است‌.با خود اين آرزو را به گور ببر كه خدا را ببيني!



    من‌ اگر بخواهم‌ به‌ همين‌ مقدار خواست‌ كه‌ مال‌ من‌ است‌ و متعلّق‌ به‌ من‌ است‌ از ساحت‌ عبوديّت‌ خود قدم‌ بيرون‌ نهاده‌ام‌، و گام‌ در ساحت‌ عِزّ ربوبي‌ نهاده‌ام‌؛ چرا كه‌ خواست‌ و اختيار اختصاص‌ به‌ او دارد.

    وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ وَ يَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَـٰنَ اللَهِ وَ

    تَعَـٰلَي‌' عَمَّا يُشْرِكُونَ.
    «و پروردگار تو آنچه‌ را كه‌ بخواهد مي‌آفريند و اختيار ميكند. براي‌ اين‌ مردم‌ ممكن‌الوجود اختيار و انتخابي‌ نيست‌. منزّه‌ و عالي‌ مرتبه‌ است‌ خداوند، از شركي‌ كه‌ به‌ او مي‌آورند.»

    حتّي‌ نگو: من‌ خدا را ميخواهم‌! تو چه‌ كسي‌ هستي‌ كه‌ خدا را بخواهي‌؟! تو نتوانسته‌اي‌ و نخواهي‌ توانست‌ او را بخواهي‌ و طلب‌ كني‌!

    او لامحدود و تو محدودي‌! و طلب‌ تو كه‌ با نفس‌ تو و ناشي‌ از نفس‌ توست‌ محدود است‌؛ و هرگز با آن‌، خداوند را كه‌ لايتناهي‌ است‌ نمي‌تواني‌ بخواهي‌ و طلب‌ كني‌! چرا كه‌ آن‌ خداي‌ مطلوب‌ تو در چارچوب‌ طلب‌ توست‌، و محدود و مقيّد به‌ خواست‌ توست‌، و وارد در ظرف‌ نفس‌ توست‌ به‌ علّت‌ طلب‌ تو. بنابراين‌ آن‌ خدا، خدا نيست‌. آن‌، خداي‌ متصوَّر و متخيَّل‌ و متوهَّمِ به‌ صورت‌ و وَهم‌ و خيال‌ توست‌، و در حقيقت‌، نفس‌ توست‌ كه‌ آنرا خداي‌ پنداشته‌اي‌!








    دست‌ از طلب‌ خود بردار! و با خود اين‌ آرزو را به‌ گور ببر كه‌ بتواني‌ خداوند را ببيني‌ و يا به‌ لقاي‌ او برسي‌ و يا او را طلب‌ كني‌! تو خودت‌ را از طلب‌ بيرون‌ بياور، و از خواست‌ و طلبت‌ كه‌ تا به‌ حال‌ داشته‌اي‌ صرف‌نظر كن‌ و خودت‌ را به‌ خدا بسپار؛ بگذار او براي‌ تو بخواهد، و او براي‌ تو طلب‌ كند!



    در اينصورت‌ ديگر تو به‌ خدا نرسيده‌اي‌ همانطور كه‌ نرسيده‌ بودي‌ و نخواهي‌ رسيد. امّا چون‌ از طلب‌ و خواست‌ بيرون‌ شدي‌ و زمامت‌ را به‌ دست‌ او سپردي‌، و او ترا در معارج‌ و مدارج‌ كمال‌ كه‌ حقيقتش‌ سير إلي‌ الله‌ با فناي‌ مراحل‌ و منازل‌ و آثار نفس‌ و بالاخره‌ اندكاك‌ و فناي‌ تمام‌ هستي‌ و وجودت‌ در هستي‌ و وجود ذات‌ اقدس‌ وي‌ مي‌باشد سير داد،

    خدا خدا را شناخته‌ است‌، نه‌



    تو خدا را!

    منبع: روح مجرد-سيد هاشم حداد

    ویرایش توسط غريب : ۱۳۸۹/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۱:۴۷

    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    من خدا را ديدم

    در دل همهمه زنجره ها
    درپس پيله ابريشمي يك زنبور
    زير يك خاك بيابان كوير
    كه از ان بوته ي خاري روئيد
    من خدارا ديدم
    پي ناليدن نوزادبشر
    كه كمي شير تمنا ميكرد
    من بدستان چروكيده پيري فرتوت
    كه به زحمت به عصا سر ميزد
    من خدا را ديدم
    من زميكروسكوپ دنياي اتم
    به مداري كه دم از سرعت گيتي ميزد
    خط چرخيدن يك ذره بيمقداري
    حول يك هسته كه
    بي واهمه در چرخش بود
    رد پاهاي خدا را ديدم
    من هنوز از سفر شيشه اي بال مگس
    به تماشاي خودم مينگرم
    من چه ميدانم ازين راز كهن؟
    ليك در كوچه سنجاقكها
    من خدا را ديدم......

    ویرایش توسط belher2 : ۱۳۸۹/۰۵/۲۴ در ساعت ۱۳:۰۸
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    تشکر:
    1
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدايا ببخش اگر اسير هواي نفسم شدم...
    ببخش اگر محبت غير تو را در دلم جاي دادم...
    اين خانه جز تو جاي كسي نيست...
    اين اشكها فقط به عشق تو جاري ميشوند...
    اين دل فقط به عشق تو مي تپد...
    به قول آقام سيد الساجدين
    الهی عبیدک بفنائک، مسکینک بفنائک، فقیرک بفنائک، سائلک بفنائک
    الهی بحق فاطمه الزهراء برآنچه خود صلاح می دانی برسان ما را


    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3,203
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    96 روز 16 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راست میگن
    گفتن چقدر راحته که هم هیچ چیز نمیخوام
    ولی وقت حاجت...
    شبی مجنون به لیلی گفت کِی معشوق بی همتا
    تو را عاشق شود پیدا ولی......


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با خود اين آرزو را به گور ببر كه خدا را ببيني! با خود اين آرزو را به گور ببر كه خدا را ببيني!

    من خدا را می بینم . این آرزو را هرگز با خود به گور نخواهم برد .

    من خدا را در تاریکی شب ، روشنایی روز ، خنده کودک ام ، برگ درخت ، نسیمی که می وزد ، می بینم ... این را هرگز با خود به گور نخواهم برد .


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود