صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جدال‌هاي بي‌پايان پيرامون وجود خدا ! راه چاره؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جدال‌هاي بي‌پايان پيرامون وجود خدا ! راه چاره؟




    به نام آشكارترين حقيقت

    من يكي از كاربران قديمي كانون هستم و در طول فعاليتم در كانون بحث درباره‌ي وجود خدا بين خداباوران و بي خدايان يكي از موضوعات بحث برانگيز و پرطرفدار كانون بوده است. اما متأسفانه با وجود بحث‌هاي طولاني و چند ده صفحه‌اي هيچ وقت توافقي بين طرفين شكل نگرفته است. گاهي به نظر مي‌رسد كه بحث مي‌كنيم كه بحث كرده باشيم. كاربري با يك كاربر ديگر پيرامون موضوعي خاص روزها جدل مي‌كنند و بعد از چند روز تاپيك بدون رسيدن به نتيجه‌اي خاص به حال خود رها مي‌شود تا اين كه باز همان كاربران بعد از چند هفته مجددا همان موضوع تكراري را مورد بحث مي‌گذارند و باز هم بدون رسيدن به نتيجه آن را رها مي‌كنند. هدف از جدل و مناظره روشن شدن حقيقت است منتها به نظر مي‌رسد بحث‌هاي اين جا هيچ وقت به هدف خود نائل نمي‌شود.
    بنده به موضوع خدا بسيار فكر كرده ام و در اين باره مطالعه و مشاهدات بسيار انجام داده ام و با نظرات خداباوران و بي خدايان مختلف از نهله‌هاي فكري مختلف (از عرفا، فيلسوفان الهي، شاعران، تجربه‌گرايان، طبيعت‌گرايان، زيست‌شناسان و...) آشنا هستم. با توجه به تجربيات و مطالعات نسبتا جامعه‌اي كه در اين زمينه داشتم مي خواستم نكاتي را در اختيار كابران كانون قرار دهم تا شايد مجادلات پيرامون موضوع خدا از اين دور باطل نجات يابد و بتواند به طرفين به رسيدن به دركي متقابل كمك كند.

    براي رسيدن به توافق پيرامون وجود خدا ابتدائا بايد سنگ‌هايمان را پيرامون مسائل بنيادي تري به خصوص در مسئله‌ي معرفت و فلسفه‌ي علم وا بكنيم تا بتوانيم بر سر حقيقت به توافق برسيم. معرفت شناسي به هر بحثي پيرامون هستي و خدا مقدم است. اصالت دادن به هر يك از انواع معرفت (عقلي، عرفاني، حسي، شاعرانه و ...) نتيجه‌ي مستقيم در سمت و سوي تحقيقات علمي ما خواهد داشت.
    مثلا حكما كسب معرفت را از راه استدلال هاي عقلي مبتني بر بديهيات ممكن مي‌دانند.
    عرفا از آن جا كه معتقدند شناخت نياز به قابليت‌هاي وجودي و نفساني دارد شناخت خدا را از راه تهذيب نفس و چشم پوشي از علائق دنيايي ميسر ميدانند.
    حسگرايان در طبيعت به دنبال خدا مي‌گردند و تبعا معرفت حسي را تنها به رسميت مي شمارند.
    و...
    مي توانيد حدس بزنيد كه اين نوع معرفت ها چون از نظر ذات و سرشت با هم كاملا متفاوت هستند ما را به نتايج متفاوتي مي رسانند. اين اختلافات معرفت شناختي حتي فهم و تصور ما را از خدا و صفات او تحت الشعاع قرار ميدهد. حالا چگونه مي توان پيرامون وجود خدا به توافق رسيد موقعي كه اولا هر يك از طرفين داراي معرفت شناسي خاص خود است. دوما هر يك از طرفين فهم خاص خود را از خدا دارد. يعني هر يك از طرفين معناي خاص خود را از لفظ "خدا" اراده مي كند در نتيجه آن چيزي كه با لفظ خدا با آن اشاره مي شود دو يا چند چيز است نه يك مفهوم مشترك واحد. طبيعي است كه چنين بحثي به نتيجه نميرسد.
    كسي كه در طبيعت به دنبال خدا مي‌گردد (مثل تكامل گرايان و زيست‌شناسان) تصوري طبيعي و فيزيكي از خدا دارد. در حالي كه يك فيلسوف الهي يا يك عارف خدا را به عنوان موجودي غير طبيعي، غير قابل مشاهده با حواس ظاهري و در نتيجه غير قابل كشف در طبيعت مي داند.
    يك فيلسوف و حكيم خدا را از طريق استدلال هاي پيچيده و ثقيل عقلي كه درك آن نياز به ذهني بسيار مجرد و تمرين شده دارد اثبات مي كند. پوزيتيويست ها و تجربه گرايان كه بيشتر اهل مشاهده هستند تا تعقل و تفكر فلسفي مطمئنا در همان مراحل اول بحث كه فهم دقيق مفاهيم مجرد است گير مي كنند.
    يك عارف به دنبال حق معرفت خدا است (يعني شناخت او آن طور كه شايسته است). از نظر او بدون تهذيب نفس و كنده شدن از شهوات و زخارف دنيا رسيدن به حق معرفت خدا امكان پذير نيست. در اين جا معرفتِ كامل متوقف بر سال ها رياضت و سير و سلوك است نه صغري كبراي عقلي يا مشاهدات تجربي!
    يك زيست شناس كه طبيعتا پوزيتيويست است و غير از روش علمي (scientific method) چيزي ديگري حالي اش نمي شود معرفت عقلي، شهودي، شاعرانه و عاشقانه را يا از بيخ منكر است يا آن ها را نيز به صورت طبيعي توجيه مي كند. لذا مي توان اجمالا نتيجه گرفت كه خدايي كه او منكر است نمي تواند غير از يك غول بزرگ مجسم كه در احتمالا در آسمان ها دارد باشد! (دقت كنيد معرفت حسي فقط چنين خدايي را مي تواند تصديق يا رد كند) . چنين فردي حتي از برهان عليت نيز برداشتي فيزيكي و تجسيمي دارد. آن طور كه من فهميده ام بسياري از افراد عليت را مشابه بازي دومينو مي دانند. يعني در مقطع خاصي از زمان يك شيء (دومينوي اول) منجر به حادثه‌اي جديد (برخورد و انداختن دومينوي دوم) مي‌شود و آن شيء نيز به نوبه‌ي خود منجر به حادثه‌ي جديد (برخورد و انداختن دومينوي سوم) مي شود الي آخر. يعني تقدم زماني قائل شدن براي خدا. كه اين عين شرك است. چون در اين صورت خدا را محصور در زمان دانسته‌ايم. حال آن كه علت‌العلل بر معلولات داراي تقدم وجودي است نه زماني (تاز اگر فرض كنيم كه معلولي وجود داشته باشد چه آن كه مثلا ابن عربي و خيلي فلاسفه‌ي ديگر كه به وحدت وجود قائلند معتقدند كه اين ذهن انسان است كه براي معلول‌ها وجودي متمايز قائل مي شود حال آن كه غير از خدا كه علت العلل است در عالم چيزي نيست!)
    بحث‌هاي خسته‌كننده ي نجومي و بيگ بنگي: كساني هم كه پشت بيگ بنگ دنبال خدا مي گردند ناخودآگاه به نوعي خداي ساعت ساز معتقد هستند. خدايي كه بيگ بنگ را به وجود آورده و از آن به بعد همه چي بدون دخالت او اتفاق افتاده است. اين برداشت باز ريشه در همان ذهن پوزيتيويست زده‌ي ما دارد كه از منجمين به ما سرايت كرده است. بر اساس قرآن، احاديث، و آراء حكماي الهي چنين خدايي چيزي جز اوهام نيست. علاوه بر اين بسياري از حكماي ما جهان را قديم مي دانند. يعني همين دنياي مادي را نيز حادث نمي دانند. از آراء بعضي از آن ها نيز اين طور بر ميآيد كه خلق از عدم را نيز منكرند
    خداي قرآن همه جا هست و هيچ جا نيست. او بر زمان نيز احاطه دارد. چيزي غير از او وجود ندارد و همه چيز غير او است. لذا است كه حكماي ما از خدا به عنوان هستي مطلق ياد مي كنند. اين برداشت از خدا مطمئنا با خداي بسياري از ماها متفاوت است. ملاصدرا معتقد بود كه غاطبه‌ي مردم مشركند و خود نمي دانند! چون تصورشان از خدا شرك‌آلود است. علاوه بر اين آن طور كه از آراء عرفا و حكماي مسلمان به دست مي‌آيد انسان ذاتا نمي‌تواند خدا را به گونه‌اي فهم كند كه در آن شائبه‌ي شرك نباشد. هر آن‌چه كه مي‌پنداريم درباره‌ي خدا جز شرك نمي‌تواند باشد. چون براي معرفت حقه‌ي خدا بايد خدا بود و ما خدا نيستيم!
    ببينيد حضرت علي (ع) درباره‌ي خدا چه مي‌گويد:
    "خداوند همواره بوده است و از عيب حدوث ، منزه است . موجود است ، نه آنسان كه از عدم به وجود آمده باشد؛ با هر چيزى هست ، ولى نه به گونه اى كه همنشين و نزديك او باشد؛ غير از هر چيزى است ، ولى نه بدان سان كه از او دور باشد. كننده كارهاست ولى نه با حركات و ابزارها. به آفريدگان خود بينا بود، حتى آن زمان ، كه هنوز جامه هستى بر تن نداشتند. تنها و يكتاست زيرا هرگز او را يار و همدمى نبوده كه فقدانش ‍ موجب تشويش گردد. موجودات را چنانكه بايد بيافريد و آفرينش را چنانكه بايد آغاز نهاد. بى آنكه نيازش به انديشه اى باشد يا به تجربه اى كه از آن سود برده باشد يا به حركتى كه در او پديد آمده باشد و نه دل مشغولى كه موجب تشويش شود." بخشي از خطبه‌ي اول نهج البلاغه

    باز اين را به خاطر بايد سپرد كه چه بسا امام علي (ع) در اين خطبه به قدر عقول مردم با آن ها تكلم كرده باشد. يعني اين نوع توصيف خدا نيز حق توصيف خدا نيست. البته اگر توصيف را كه مستلزم شرك است از روي ناچاري مجاز بدانيم!

    اظهار عجز امام خميني اين عارف و فيلسوف بزرگ را از درك حقيقت خدا كه در آيات قرآن منعكس است مشاهده كنيد:
    "همين آيه شريفه هُوَالاوّلُ وَالاخِرُ والظاهر والباطِنُ انسان خيال مى‏كند كه خوب، اول خلق، اللَّه است و آخر هم همان است، و عرض مى‏كنم كه ظاهر هم به حسب آثارش است و باطن هم به حسب اسمائش. لكن اصلًا اين مسئله اين نيست كه ما مى‏فهميم و فهميده‏اند، مسائل بيش از اين مسائل است. «هُوَالظاهر» اصل ظهور را به غير خودش مى‏خواهد نفى كند از غير خودش، ظهور مال اوست. واقع مطلب همين است، منتها فهم اين معنا كه ظهور، ظهور اوست و عالم و تمام هستى ظهور اوست، فهم اين مشكل است. و هُوَمَعَكُمْ كه در همين‏ آيات وارد شده است، «معكم» يعنى همراه ماست، او اينجاست و ما اينجا. اين معيت، مثلًا فلاسفه «معيت قيّوميّة» مى‏گويند، قيّوميّة ولى مسئله را حل مى‏كند؟ مثل معيت علت و معلول است؟ مثل معيت جلوه و ذى جلوه است؟ مسائل اين نيست. متعمّقين آخرالزمان هم به اندازه عمق ادراكشان بهتر از ديگران فهميده‏اند، والّا حد قرآن آن است كه‏ إنّما يَعْرِفُ القُرآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ. اين «يعرف القرآن من خوطب به» اين نحو آيات است والّا بعضى آياتى كه مربوط به احكام ظاهريه است و مربوط به نصايح است كه همه مى‏فهمند. آنى كه «لا يَعْرِفُهُ الّا مَنْ خُوطِبَ بِه» يعنى خود رسول اكرم، يعنى واسطه هم نمى‏تواند بفهمد، جبرئيل هم نتوانسته است. جبرئيل امين هم يك واسطه‏اى بوده است كه خوانده است بر حضرت، اين آياتى كه از غيب بر او وارد شده است، و مأمور شده است كه برساند، اما آن هم «مَنْ خُوطِبَ بِه» نيست. «مَنْ خُوطِبَ بِه» فقط خود رسول اكرم است، و ديگران هم كه به واسطه آن نورى كه از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله- در قلب- آن تعليم نورانى كه از قلب او به قلب خواص او بوده است، به واسطه او فهميده‏اند. و اما دست امثال ما و بشر عادى كوتاه است از اينكه واقعاً بداند كه «هومعكم» يعنى چه، چه معيتى است اين؟- وَ هُوَ نورالسّمواتِ والارْضِ- اللّهُ نُورُالسّمواتِ والارْضِ (2) اين چى است؟" صحيفه‌ امام خميني جلد 18 صفحه‌ي 260


    لذا در پايان حقير نكاتي را به طرفين مباحث خدا مي‌خواستم عرض كنم. انشاءالله كه اين نكات منجر به رسيدن به تفاهم و توافق بر سر موضوعات شود

    به منكرين خدا: بايد بدانيد كه گستره‌ي معرفت بسيار گسترده تر از حواس ظاهري است. معرفت شناسي تجربي (يا شايد هر نوع معرفت شناسي) مثل عينكي مي ماند كه بعضي از واقعيات را بر ما مي پوشاند و بعضي ديگر را نمايان ميكند و بعد از اين اين ذهن تأويل گر ماست كه آن ها را تفسير ميكند. فردي از مطالعه‌ي ژنها خدا را نتيجه مي‌گيرد. ديگري نبود خدا را نتيجه مي‌گيرد. اين ها همه به خاطر اختلافات متديك، معرفت شناختي و يا چهارچوب‌هاي نظري متفاوت است. البته بنده اعتقاد به وحدت علوم دارم و معتقدم روزي (احتمالا دهه‌ها بعد از ظهور امام زمان عج و آماده شدن قلوب و اذهان براي درك معارف عميق قرآن و سنت) بين فلسفه و عرفان و تجربه جمع خواهد شد. توصيه مي‌شود كه منكرين خدا بخشي از وقت خود را به مطالعه آثار حكما و عرفاي مسلمان اختصاص دهند تا افق‌هاي بزرگتري از معرفت به رويشان باز شود. آن موقع در اظهار نظر در باره ي وجود خدا شايسته تر مي‌باشند.
    به مسئولين كانون و خداباوران: حجاب الفاظ، سوءتفاهمات پيچيده، عدم توافق بر سر معاني دقيق مفاهيم، جامع و مانع نبودن تقريرهايي كه از براهين ارائه مي‌شود، اختلافات متديك و معرفت شناختي، بي‌سوادي منكران... موانعي بزرگ در برابر اثبات خدا براي يك منكر خدا است. رفع برخي از اين موانع براي شما ميسر و بقيه به عهده‌ي طرف مقابل است. با كسي كه مقدمات فلسفه را نميداند نمي توان از در فلسفه وارد شد. يك مدافع بايد علاوه بر تسلط به آراء حكماي خودي منطق طرف مقابل را نيز بفهمد. يك زيست‌شناس آتئيست معتقد است با ژن‌ها و ترشحات غدد و نورون ها مي‌توان همه چي را توضيح داد ونيازي به فرا ماده نيست. چون تمام ويژگي‌ها و پديده‌هاي خلقي و روحي ما در بدن ما منعكس مي‌شود پس ريشه‌ي آن ها نيز بدن ماست. به اين صورت متافيزيك را رد ميكنند. در اين صورت بدون داشتن سواد روانشناسي و به خصوص علم‌النفس نمي‌توان در مناظره با چنين فردي موفق بود.
    ویرایش توسط Divine Love : ۱۳۸۹/۰۵/۲۸ در ساعت ۰۰:۳۷

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در پايان نيز به همه‌ي جويندگان حقيقت (من جمله خودم) توصيه مي كنم كه حقيقتا فارغ از تعصبات شخصي جوينده‌ي حقيقت باشيم.
    كسي كه با يك تكامل گرا مناظره مي كند بايد حداقل آثار معروف داروين و داكينز را خوانده باشد تا بتواند آن را نقد كند. يك تكامل‌گرا براي فهم منطق طرف مقابل نيز بايد به رياضت‌هاي فكري لازم براي درك مفاهيم فلسفي تن دهد. حكمت اشراق و حكمت متعاليه بسيار عميق تر از آن است كه با حفظ كردن يك سري از الفاظ فكر كنيم كه آن ها را فهميده ايم! بيشتر فلاسفه ي الهي از سقراط گرفته تا ابن سينا و ملاصدرا و ابن عربي اصالتا عارف بوده اند و كشف و شهودهاي باطني آن ها نقش موثري در شكل گيري نظريات فلسفي آن ها داشته است. چه بسا بسياري از مكاشفاتشان را نتوانسته باشند به قالب الفاظ و نظريات ريخته باشند. مثلا ملاصدرا سال ها رياضت فكري كشيد تا توانست آن چه را كه به قول خود از طريق شهود باطني دريافت كرده بود در قالب نظريات فلسفي ارائه كند...
    سخن بسيار است. انشاءالله كه اين مطلب پلي باشد بين خروارها حجاب و سوءتفاهم بين خداباوران و منكران خدا

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا

  4. تشکرها 3


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    1 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0



    بنام مقام متعال

    دوست عزیزم همه دنبال همانی هستند که نام زیبای کاربری شماست یعنی عشق الهی
    اگه همیشه بیاد داشته باشیم که همه دنبال شیرینی انگوریم و هریک تحت نامی آن را می خوانیم جدلی ایجاد نمی شود ... راه عشق از قلب است و راه جدل از ذهن ... راه خدا از دل است و عشق

    بنظر من بهترین کاری که می شه کرد به همه عشق ورزید و اجازه بدهیم آزاد باشند و عقاید خود را در مورد خداوند داشته باشند .. مادامیکه شخصی با عشق عمل کند خدا را درون خود یافته است و مهم نیست شکل ظاهریش و مکتب و مسلکش چه باشد ...

    همه از اوئیم و بسوی او باز می گردیم

    برکت باشد
    ویرایش توسط پسرآزاد : ۱۳۸۹/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۴:۳۳
    خداوندا دعا مي کنم که هر چه صلاح توست همان شود... ان شاء الله

  6. تشکرها 3


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    247
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 7 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جدال‌هاي بي‌پايان پيرامون وجود خدا ! راه چاره؟
    راه چاره به طور خلاصه! : «آفتاب آمد دلیل آفتاب - گر دلیلت باید، از وی رو متاب»

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هدف من از تاپيك بالا اثبات يا رد خدا نبود. (موسي به دين خود عيسي به دين خود) هدفم نشان دادن اين بود كه براي قضاوت كردن درباره‌ي چنين موضوع بنياديني انسان بايد تمام راه‌هاي ممكن را رفته باشد و نمي‌توان با استمساك به تئوري‌هاي خام يكي دو دانشمند يا فيلسوف غربي و بدون نگاه انتقادي به مبادي معرفت‌شناختي آن نظريات به اين سرعت (كه در نظرات بسياري از دوستان بي‌خدا مشهود است) به كرسي قضاوت نشست و درباره‌ي وجود خدا حكم داد.

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    540
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا.

    به نظر اين بنده حقير ، يك تاپيك ايجاد بكنيم توش خدا رو عقلي اثبات كنيم. بعد هركي اومد كه خدا قبول نداشت و ميخواست از وسط دين ايراد بگيره ( مثلا از عصمت و ... ) يك لينك هش ميديم كه برو اين رو بخون وقتي قبول كردي و به يك سري مشتركات رسيديم به بحث روي تفاوت ها مي پردازيم. اصلا چنين تاپيكي هست؟ وجود داره؟
    هر چه در آسمانها و زمین است از آن خداوند یکتاست. کهکشانها و ستارگان مظهر قدرت اویند. همه فانیند و تنها خداست که می ماند.

    حق با علی است و علی با حق.( پیامبر مهربانی ها (ص) )

    دانش اگر چه در ثریا باشد ، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. ( پیامبر خوبی ها (ص))

    نه تنها جزایر سه گانه بلکه از غرب چین تا شرق مدیترانه ، از جنوب سیبری تا شمال صحرای عربستان از دیرباز مرزهای ایران بزرگ قرار دارد. و در آخر تمامی فرزندان به مادر خود می پیوندند.

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    231
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    بنظر من هم داشتن روحیه حقیقت جویی لازمه شرکت در یک بحث و مناظره است.ولی بیشتر دیده ام کسانی که بعنوان خداپرست در بحثها شرکت میکنند خود را بعنوان حقیقت مطلق در نظر گرفته و قصد اموزش به دیگران دارند و بمض اینکه چند سوال بپرسی و از استدلالشان ایراد بگیری میگویند تو قصد فهمیدن حقیقت را نداری و ... .درحالیکه همانطور که ایجاد کننده این موضوع گفتند یک خداپرست باید دیدگاههای بیخدایان را درک کند و در ان تفکر کند نه اینکه هر برهانی از سمت بیخدا را مثل یک حمله از سوی دشمن در نظر گرفته و قصد مقابله و در صورت نداشتن پاسخ منحرف کردن بحث داشته باشد.
    من بعنوان یک انسان حقیقتجو مدتی است برهانها و استدلالهای خداپرستان و بیخدایان را مطالعه و کنکاش میکنم و البته تا کنون استدلالهای بیخدایان را منطقیتر یافته ام . مدتی در یک سایت اعتقادی با جند تن از پاسخگویان بحث کردیم ولی در نهایت بدون هیچ دلیلی موضوع را قفل کردند و حتی مدیران سایت جواب پیام خصوصی من که علت را پرسیده بودم ندادند. لذا من فکر میکنم سایتی که مدیران ان گرایش (یا تعصب) خاصی در زمینه مورد بحث داشته باشند نمیتواند جایگاه بحثی منطقی و حقیقت جویانه باشد.


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط bist نمایش پست
    سلام
    بنظر من هم داشتن روحیه حقیقت جویی لازمه شرکت در یک بحث و مناظره است.ولی بیشتر دیده ام کسانی که بعنوان خداپرست در بحثها شرکت میکنند خود را بعنوان حقیقت مطلق در نظر گرفته و قصد اموزش به دیگران دارند و بمض اینکه چند سوال بپرسی و از استدلالشان ایراد بگیری میگویند تو قصد فهمیدن حقیقت را نداری و ... .درحالیکه همانطور که ایجاد کننده این موضوع گفتند یک خداپرست باید دیدگاههای بیخدایان را درک کند و در ان تفکر کند نه اینکه هر برهانی از سمت بیخدا را مثل یک حمله از سوی دشمن در نظر گرفته و قصد مقابله و در صورت نداشتن پاسخ منحرف کردن بحث داشته باشد.
    من بعنوان یک انسان حقیقتجو مدتی است برهانها و استدلالهای خداپرستان و بیخدایان را مطالعه و کنکاش میکنم و البته تا کنون استدلالهای بیخدایان را منطقیتر یافته ام . مدتی در یک سایت اعتقادی با جند تن از پاسخگویان بحث کردیم ولی در نهایت بدون هیچ دلیلی موضوع را قفل کردند و حتی مدیران سایت جواب پیام خصوصی من که علت را پرسیده بودم ندادند. لذا من فکر میکنم سایتی که مدیران ان گرایش (یا تعصب) خاصی در زمینه مورد بحث داشته باشند نمیتواند جایگاه بحثی منطقی و حقیقت جویانه باشد.
    به نظر من تنها راه چاره این است که مستقیما وجود خدا را از نظر علمی ثابت کنیم

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    42
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگه وجود خدا بصورت علمی و یقینی قابل اثبات بود اصلا ایمان به خدا ارزشی پیدا نمیکرد
    یه عده مینشستن فرمولایی برا اثبات خدا مینوشتن و همه به یقین میرسیدند!
    حکمت بزرگی تو این مطلب هست که معیار ارزشی انسان ها تو اسلام میزان ایمانشون به خدا و تقوی در نظر گرفته شده

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط saeedar نمایش پست
    اگه وجود خدا بصورت علمی و یقینی قابل اثبات بود اصلا ایمان به خدا ارزشی پیدا نمیکرد
    یه عده مینشستن فرمولایی برا اثبات خدا مینوشتن و همه به یقین میرسیدند!
    حکمت بزرگی تو این مطلب هست که معیار ارزشی انسان ها تو اسلام میزان ایمانشون به خدا و تقوی در نظر گرفته شده
    يعني شما با روشي كه خود اسلام اون رو قبول نداره مي خواي خدا رو اثبات كني؟؟ يعني عقل تعطيل؟ اين نوع ايمان اتفاقا بسيار خطرناك و برخلاف قرآن و تعاليم انبياء و ائمه ي معصومينه.
    ویرایش توسط Divine Love : ۱۳۸۹/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۴:۱۹

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا

  16. تشکر


صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود