صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقش اعتقادات در انتخاب همسر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقش اعتقادات در انتخاب همسر




    سلام ، دختري هستم 25 ساله مجرد كه توي خانواده اي بزرگ شدم كه پدر و مادرم اهل نماز خوندن و روزه گرفتن هستن خمس و زكات مالشون رو هم پرداخت ميكنند و كلاً مسايل ديني براشون اهميت داره و مقيد هستن بهش. تقريباً تا دو سال پيش قبل از اينكه وارد دانشگاه بشم هم نماز ميخوندم و هم روزه ميگرفتم و خدا رو دوست داشتم و لايق پرستش ميديدم و احساس ميكردم هرچي خدا گفته حتي اگه من نميفهمم بايد بهش عمل كنم ولي يه سري از مباحث ديني مثل حجاب واسم حل نشده مونده بود ، زياد دوست نداشتم برم مسجد چون رفتارهاي خوشايندي نداشتند البته اگه فرصتي پيش ميومد ميرفتم مثلاً شبهاي قدر، معمولاً هم با بعضي از دوستام يا اقوام راجب به اين مسائل بحث ميكردم ولي زياد درگير نميشدم. تا اينكه وقتي وارد دانشگاه شدم ( مقطع كارشناسي ارشد) با يه نفر هم اتاق شدم كه خيلي از تمايلات و علايقش شبيه من بود با اين تفاوت كه به نظر نسبت به اعتقاداتش از من پايبندتر بود و محجبه بود . طبق معمول وقتي مباحث مذهبي پيش ميومد احساس ميكردم جوابهاي متفاوتي ميده كه به دلم ميشست ! ولي باز خيلي از جوابهاي من بي پاسخ ميموند و متقاعد نميشدم مثلاً راجب به حجاب حرفهاشو قبول داشتم ولي اينقدر تاثيرگذار نبود كه بهش عمل كنم ، قسمت شد عيد نوروز پارسال مشرف شدم حج انگار خدا دعوتم كرده بود كه جواب سوالاتم رو بده، من اونجا فهميدم كه بيرون بودن مو يعني زينت ! اونجا عاشق معارف دعاي كميل شده بودم و با كسايي آشنا شده بودم كه واقعاً آدماي عرفاني با اعتقادات قشنگ بودند. وقتي برگشتم خيلي از مسائلي كه برام اهميتي نداشت مهم شده بودند تا جايي كه به نظر بقيه تغيير كرده بودم تا مدتها در حال و هواي حج به سر ميبردم ، پر از سوال بودم و دنبال جواب، واسه جواب اكثر سوالاتم به دوستم پناه ميبردم ، خيلي راحت بگم كه آدماي مذهبي جذابيت كه ندارند هيچ ترجيح ميدم زياد باهاشون دم خور نشم ولي بعد از حج و آشنايي با دوستم هميشه دوست داشتم با كسي ازدواج كنم كه دل قشنگي داشته باشه ، پاك باشه و واقعاً كسي باشه كه باعث پيشرفتم بشه در اعتقاداتم ...
    چند مورد پيشنهاد ازدواج داشتم ، كسايي كه معمولاً بعضي از شرايط رو داشتند كه ميشد واقعاً راجبشون فكر كرد، تقريباً با همشون در زمينه اعتقادي طرز فكر متفاوتي داشتم،‌ بعد از حج خيلي چيزا برام جالب بود و دوست داشتم واقعاً راجبشون فكر كنم و به جواب برسم، ارتباط با امام حسين، امام زمان، مسئله توسل،‌ ارتباط با قرآن، حتي مسئله شهادت با اينكه تقريباً خيلي ابتدايي ازشون ميدونستم مسائلي بودند كه تمايلات همسر آينده ام نسبت بهشون برام مهم شده بود. حتي آرزوي كربلا رفتن داشتم و يه بار تصميم گرفتم حافظ قرآن بشم و تفسير قرآن رو بخونم ولي به خاطر حجم درس تا الان موفق نشدم .
    كساني كه پيشنهاد ميدادند يا تازه شروع كرده بودند به نماز خوندن و يا به خاطر من ميخوندند! معمولاً نسبت به اين مسائل ديد بدي نداشتند و ميگفتند كه من با اين اعتقاد و افكار براشون كاملاً محترم هستم و شايد در آينده اونا هم تغيير كنند و به اين سمت و سو ها كشيده بشند، ولي چون كلاً نسبت بهشون احساس خاصي نداشتم همين مسئله اعتقادات رو در ميون ميزاشتم و جواب منفي ميدادم .
    چند مورد هم بود كه كساني بودند كه مذهبي و مومن بودند ولي اصلاً نميتونم با اين جور آدما ارتباط برقرار كنم . احساس ميكنم دنياشون خيلي با من متفاوته و به تمامشون جواب رد دادم.
    تا اينكه اخيراً موردي پيش اومده كه با شناخت سطحي كه نسبت به ايشون داشتم هميشه دوست داشتم همسرم اين طوري باشه ، كاملاً خوش برخورد و با صداقت و واقعاً مهربون و شوخ طبع،‌ كلاً شخصيت ايشون رو خيلي دوست دارم از آدماي پر شور خيلي خوشم مياد. وقتي ايشون پيشنهاد ازدواج دادند طي چند جلسه در مورد خيلي از مسائل كه صحبت كرديم به اين نتيجه رسيدم كه اشتراكات اخلاقي زيادي با هم داريم و به شخصيتي كه من دوست دارم خيلي نزديك هستند از كساني هم كه باهاش برخورد داشتند هم نظرشون رو سوال كردم همه تائيدش كردند.تا اينكه به مسئله اعتقادات رسيديم و باز هم سطح متفاوت اعتقادي،‌ مادر ايشون خيلي مومن هستن ولي خودش تازه نماز ميخونه وقتي از علتش پرسيدم گفت "چون ميدونستم ازم سوال ميكني و اين موضوع برات اهميت داره منم شروع كردم به نماز خوندن" ، به من گفتند كه اگر اعتقادات من باعث شده كه دختر نجيبي باشم و باهاشون به آرامش برسم و در كل خروجي قشنگي داره ايشون هم ميتونند به اين سمت كشيده بشند ولي نه به اين سرعت، ‌فعلاً فقط نماز ميخونند ولي گفتند ازش نخوام مسجد بياد چون حرفهاي مسجدي ها رو قبول نداره. حتي راجب به سوره نساء از من پرسيد كه گفت با زدن زن موافقم ؟!!! ايشون دنبال منطق براي خيلي از مباحثه ديني ميگرده تا بپذيردشون ! نميدونم بدبيني باعث شده كه نسبت به مسائل مذهبي اينطور فكر كنه يا اينكه بي اعتقاده !؟ من كلاً اهل بحث كردن توي اين موارد نيستم بعد از تغيير پيدا كردنم حتي با خواهر و برادم هم بحث نميكردم، ترجيح ميدم با رفتارم تاثيرگذار باشم .
    به اين شخص هم گفتم توي اعتقاداتم منطقي رو دنبال نميكنم با احساسم و ميشه گفت با تمام وجودم فكر ميكنم درست هستند و بهشون پايبندم . به نظر ايشون من افكار صلبي دارم اجازه پذيرفتن فكر جديد را به خودم نميدم. نظر اين شخص اينه كه چون با مادرشون كه افكاري متفاوت داره كاملاً راحته و هيچ مشكلي نداره اگر طرز فكرهامون متفاوت باشه هم با هم مشكلي نخواهيم داشت.حتي راجب به فرزند هم سوال كردم ! ايشون ميگند روي بچه نرم افزار نسب نميكنم كه از نظر اعتقادي اين طوري باش ! ولي كمكش ميكنم رشد كنه و راهش رو پيدا كنه . الان نسبت به خودم شك كردم ! نميدونم من درست فكر ميكنم يا واقعاً خيلي سختگير شدم و خيلي آرماني فكر ميكنم؟! از كجا ميتونم بفهمم كه اين شخص در آينده ميتونه تغيير كنه يا نه؟ ميشه به ايشون اعتماد كرد؟ اصلاً روي مسئله اعتقادات تا چه حد بايد پافشاري كنم ؟ ممنون ميشم اگه راهنمايي كنيد
    با سپاس فراوان





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط zonubis نمایش پست
    سلام ، دختري هستم 25 ساله مجرد كه توي خانواده اي بزرگ شدم كه پدر و مادرم اهل نماز خوندن و روزه گرفتن هستن خمس و زكات مالشون رو هم پرداخت ميكنند و كلاً مسايل ديني براشون اهميت داره و مقيد هستن بهش. تقريباً تا دو سال پيش قبل از اينكه وارد دانشگاه بشم هم نماز ميخوندم و هم روزه ميگرفتم و خدا رو دوست داشتم و لايق پرستش ميديدم و احساس ميكردم هرچي خدا گفته حتي اگه من نميفهمم بايد بهش عمل كنم ولي يه سري از مباحث ديني مثل حجاب واسم حل نشده مونده بود ، زياد دوست نداشتم برم مسجد چون رفتارهاي خوشايندي نداشتند البته اگه فرصتي پيش ميومد ميرفتم مثلاً شبهاي قدر، معمولاً هم با بعضي از دوستام يا اقوام راجب به اين مسائل بحث ميكردم ولي زياد درگير نميشدم. تا اينكه وقتي وارد دانشگاه شدم ( مقطع كارشناسي ارشد) با يه نفر هم اتاق شدم كه خيلي از تمايلات و علايقش شبيه من بود با اين تفاوت كه به نظر نسبت به اعتقاداتش از من پايبندتر بود و محجبه بود . طبق معمول وقتي مباحث مذهبي پيش ميومد احساس ميكردم جوابهاي متفاوتي ميده كه به دلم ميشست ! ولي باز خيلي از جوابهاي من بي پاسخ ميموند و متقاعد نميشدم مثلاً راجب به حجاب حرفهاشو قبول داشتم ولي اينقدر تاثيرگذار نبود كه بهش عمل كنم ، قسمت شد عيد نوروز پارسال مشرف شدم حج انگار خدا دعوتم كرده بود كه جواب سوالاتم رو بده، من اونجا فهميدم كه بيرون بودن مو يعني زينت ! اونجا عاشق معارف دعاي كميل شده بودم و با كسايي آشنا شده بودم كه واقعاً آدماي عرفاني با اعتقادات قشنگ بودند. وقتي برگشتم خيلي از مسائلي كه برام اهميتي نداشت مهم شده بودند تا جايي كه به نظر بقيه تغيير كرده بودم تا مدتها در حال و هواي حج به سر ميبردم ، پر از سوال بودم و دنبال جواب، واسه جواب اكثر سوالاتم به دوستم پناه ميبردم ، خيلي راحت بگم كه آدماي مذهبي جذابيت كه ندارند هيچ ترجيح ميدم زياد باهاشون دم خور نشم ولي بعد از حج و آشنايي با دوستم هميشه دوست داشتم با كسي ازدواج كنم كه دل قشنگي داشته باشه ، پاك باشه و واقعاً كسي باشه كه باعث پيشرفتم بشه در اعتقاداتم ...
    چند مورد پيشنهاد ازدواج داشتم ، كسايي كه معمولاً بعضي از شرايط رو داشتند كه ميشد واقعاً راجبشون فكر كرد، تقريباً با همشون در زمينه اعتقادي طرز فكر متفاوتي داشتم،‌ بعد از حج خيلي چيزا برام جالب بود و دوست داشتم واقعاً راجبشون فكر كنم و به جواب برسم، ارتباط با امام حسين، امام زمان، مسئله توسل،‌ ارتباط با قرآن، حتي مسئله شهادت با اينكه تقريباً خيلي ابتدايي ازشون ميدونستم مسائلي بودند كه تمايلات همسر آينده ام نسبت بهشون برام مهم شده بود. حتي آرزوي كربلا رفتن داشتم و يه بار تصميم گرفتم حافظ قرآن بشم و تفسير قرآن رو بخونم ولي به خاطر حجم درس تا الان موفق نشدم .
    كساني كه پيشنهاد ميدادند يا تازه شروع كرده بودند به نماز خوندن و يا به خاطر من ميخوندند! معمولاً نسبت به اين مسائل ديد بدي نداشتند و ميگفتند كه من با اين اعتقاد و افكار براشون كاملاً محترم هستم و شايد در آينده اونا هم تغيير كنند و به اين سمت و سو ها كشيده بشند، ولي چون كلاً نسبت بهشون احساس خاصي نداشتم همين مسئله اعتقادات رو در ميون ميزاشتم و جواب منفي ميدادم .
    چند مورد هم بود كه كساني بودند كه مذهبي و مومن بودند ولي اصلاً نميتونم با اين جور آدما ارتباط برقرار كنم . احساس ميكنم دنياشون خيلي با من متفاوته و به تمامشون جواب رد دادم.
    تا اينكه اخيراً موردي پيش اومده كه با شناخت سطحي كه نسبت به ايشون داشتم هميشه دوست داشتم همسرم اين طوري باشه ، كاملاً خوش برخورد و با صداقت و واقعاً مهربون و شوخ طبع،‌ كلاً شخصيت ايشون رو خيلي دوست دارم از آدماي پر شور خيلي خوشم مياد. وقتي ايشون پيشنهاد ازدواج دادند طي چند جلسه در مورد خيلي از مسائل كه صحبت كرديم به اين نتيجه رسيدم كه اشتراكات اخلاقي زيادي با هم داريم و به شخصيتي كه من دوست دارم خيلي نزديك هستند از كساني هم كه باهاش برخورد داشتند هم نظرشون رو سوال كردم همه تائيدش كردند.تا اينكه به مسئله اعتقادات رسيديم و باز هم سطح متفاوت اعتقادي،‌ مادر ايشون خيلي مومن هستن ولي خودش تازه نماز ميخونه وقتي از علتش پرسيدم گفت "چون ميدونستم ازم سوال ميكني و اين موضوع برات اهميت داره منم شروع كردم به نماز خوندن" ، به من گفتند كه اگر اعتقادات من باعث شده كه دختر نجيبي باشم و باهاشون به آرامش برسم و در كل خروجي قشنگي داره ايشون هم ميتونند به اين سمت كشيده بشند ولي نه به اين سرعت، ‌فعلاً فقط نماز ميخونند ولي گفتند ازش نخوام مسجد بياد چون حرفهاي مسجدي ها رو قبول نداره. حتي راجب به سوره نساء از من پرسيد كه گفت با زدن زن موافقم ؟!!! ايشون دنبال منطق براي خيلي از مباحثه ديني ميگرده تا بپذيردشون ! نميدونم بدبيني باعث شده كه نسبت به مسائل مذهبي اينطور فكر كنه يا اينكه بي اعتقاده !؟ من كلاً اهل بحث كردن توي اين موارد نيستم بعد از تغيير پيدا كردنم حتي با خواهر و برادم هم بحث نميكردم، ترجيح ميدم با رفتارم تاثيرگذار باشم .
    به اين شخص هم گفتم توي اعتقاداتم منطقي رو دنبال نميكنم با احساسم و ميشه گفت با تمام وجودم فكر ميكنم درست هستند و بهشون پايبندم . به نظر ايشون من افكار صلبي دارم اجازه پذيرفتن فكر جديد را به خودم نميدم. نظر اين شخص اينه كه چون با مادرشون كه افكاري متفاوت داره كاملاً راحته و هيچ مشكلي نداره اگر طرز فكرهامون متفاوت باشه هم با هم مشكلي نخواهيم داشت.حتي راجب به فرزند هم سوال كردم ! ايشون ميگند روي بچه نرم افزار نسب نميكنم كه از نظر اعتقادي اين طوري باش ! ولي كمكش ميكنم رشد كنه و راهش رو پيدا كنه . الان نسبت به خودم شك كردم ! نميدونم من درست فكر ميكنم يا واقعاً خيلي سختگير شدم و خيلي آرماني فكر ميكنم؟! از كجا ميتونم بفهمم كه اين شخص در آينده ميتونه تغيير كنه يا نه؟ ميشه به ايشون اعتماد كرد؟ اصلاً روي مسئله اعتقادات تا چه حد بايد پافشاري كنم ؟ ممنون ميشم اگه راهنمايي كنيد
    با سپاس فراوان


    پست هشدار دهنده!!!
    سلام
    خواهر من خیلی مراقب باشید
    از اونجایی که من خودمم دینم تحقیقی بوده و میدونم با فکر این راه رو انتخاب کردید وبرای به این مرحله رسیدن خیلی زحمت و تحقیق و..متحمل شدید
    برای اینا میگم حیفه
    اون اقا مثل خیلی از رفیقای دانشگاه که باهاشون اشنا بودم
    یه سریی شبهه بلدن ویا زود تحت تاثیر شبهات قرار میگیرن و به خودشون این اجازه و همت رو نمیدن که برن دنبال جوابش

    واقعا نمیدونم شما از چیه این اقا خوشتون اومده
    بله حرفاش بوی تمدن و حقوق بشر و...میده اما همچین کسی با همچین اعتقاداتی چطور میتونه پدر فرزنداتون بشه
    خیلی دقت کنید
    من با اینجور ادما زیاد هم کلام بودم و یه چند سالی باهاشون تو دانشگاه زندگی هم کردم
    اون اوایل وقتی باهاشون بحث می کردم به وجد میوممدم و تو ذهنم میگفتم خدایا شکرت که همچین هم اتاقی هایی نصیبم کردی و...
    اما کم کم اعتقاداتشون رو میشد و...
    مراقب باشید مراقب باشید......شک نکنید همچین کسی شاید به نماز خوندن شما گیر نده و...
    اما بدونید شاید با این اعتقادات سطحیش و شبهاتش کاری کنه که شما منکر نماز و یا خود خدا بشید
    میگم اوایلش حرفاشون شیرینه و مستقیم خدا رو رد نمیکنن
    حتی اگر الان به خدا معتقد باشه ولی در اثر شنیدن چنتا شبهه درست حسابی منکر خدا و قران و امام زمان و...میشن
    یا حداقل احتمالش بالاست که بشن
    چون معلومه همچین کسی اهل رفتن دنبال جواب شبهه نیست
    بازم مراقبت و چشم باز امیدوارم که از خدا بخواید تا هر چی صلاحتونه بده و شما هم بیشتر صبر داشته باشید
    یا علی(ع)
    ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۸۹/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۳:۵۳
    الهی العفو...

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    پست امید دهنده!!!
    در ضمن اگر فکر کردید که شما میتونید این شخص رو عاشق خدا و..کنید خیلی سخته واحتمالش خیلی کمه

    از بابت اخلاقی درسته همونیه که شما میخواید ولی خب سعی کنید با دید باز انتخاب کنید
    یا اینکه خیلی بیشتر باهاش حرف بزنید و تمام تفاوتهاتون تو این زمینه اعتقادات رو متوجه بشید
    بازم میگم من تو نگاه اول بهش بد بینم
    اونم طبق تجربه ای بوده که خودم داشتم
    و شاید بر عکس تجربه من ایشون اونطوری که من فکر میکنم نباشن و با هم دوره ای های من فرق داشته باشن
    شما برای نمونه ببینید چقدر روحیه حقیقت طلبی دارن و حرف حق رو چه جوری قبول میکنن
    اگر دیدید بیخیالن تو این زمینه و میگن در مورد یه چی دیگه بحث کن ویا....
    که شاید حدس من درست باشه
    در ضمن حتی اگر به خاطر شما اون حرفاتونو قبول کنن بازم مورد تایید نیستا
    اون اقا باید به خاطر خدا دین رو قبول کنه نه شخص شما!!!
    ولی در آخر اگر صلاح و خواست خدا اینه که شما به هم برسید و قراره شما با هم خو.شبخت شید و رو همدیگه تاثیر مثبت بزارید آرزو میکنم که با چشم باز و تحقیق کامل اقدام کنید و ان شالله که از خوشبخت ترین زوج های عالم باشید
    اگر میگم تو انتخاب سخت گیر باشید حرف من نیست
    همه بزرگا میگن هر چی که تو انتخاب سختگیری خوبه در عوض بعد از ازدواج گذشت و چشم پوشی باید باشه
    پس بیشتر دقت کنید
    تا یه عمر با لذت و /ارامش زندگی کیند
    یا علی(ع)
    ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۸۹/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۳:۵۸
    الهی العفو...

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    119



    سلام.ميتوني جواب برخي شبهه هايي كه مطرح كرده اند رو از همين سايت و ساير سايتهاي پاسخگويي پرينت بگيري و بهش بدي بخونه...._مثل همين شبهه اي كه دارند : زدن زن در قرآن- كه تو همين سايت بحث وجوابهاي زيادي درموردش انجام شده.
    خوشبخت باشيد

    با چه رویی سخن از شادی ما می گویید ؟ دستتان خونی و از عدل خدا می گویید؟
    چه غلط ها که نکردید پس پرده ی دین تف به درگاه خدایی که شما می گویید

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    29
    آپلود
    0
    گالری
    1



    4 تا شبهه دلیل موجهی برای نماز نخوندن و معتقد نبودن نیست ... الان در تمام رشته های علمی موضوعات و گرههای لاینحل زیادی هستند که انسان دلیل قانع کننده ایی برای توضیح اون نداره ، اما این مثلا باعث می شه ما کل علوم رو یر سوال ببریم ؟؟

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط behrooz_313 نمایش پست
    پست هشدار دهنده!!!
    سلام
    خواهر من خیلی مراقب باشید
    از اونجایی که من خودمم دینم تحقیقی بوده و میدونم با فکر این راه رو انتخاب کردید وبرای به این مرحله رسیدن خیلی زحمت و تحقیق و..متحمل شدید
    برای اینا میگم حیفه
    اون اقا مثل خیلی از رفیقای دانشگاه که باهاشون اشنا بودم
    یه سریی شبهه بلدن ویا زود تحت تاثیر شبهات قرار میگیرن و به خودشون این اجازه و همت رو نمیدن که برن دنبال جوابش

    واقعا نمیدونم شما از چیه این اقا خوشتون اومده
    بله حرفاش بوی تمدن و حقوق بشر و...میده اما همچین کسی با همچین اعتقاداتی چطور میتونه پدر فرزنداتون بشه
    خیلی دقت کنید
    من با اینجور ادما زیاد هم کلام بودم و یه چند سالی باهاشون تو دانشگاه زندگی هم کردم
    اون اوایل وقتی باهاشون بحث می کردم به وجد میوممدم و تو ذهنم میگفتم خدایا شکرت که همچین هم اتاقی هایی نصیبم کردی و...
    اما کم کم اعتقاداتشون رو میشد و...
    مراقب باشید مراقب باشید......شک نکنید همچین کسی شاید به نماز خوندن شما گیر نده و...
    اما بدونید شاید با این اعتقادات سطحیش و شبهاتش کاری کنه که شما منکر نماز و یا خود خدا بشید
    میگم اوایلش حرفاشون شیرینه و مستقیم خدا رو رد نمیکنن
    حتی اگر الان به خدا معتقد باشه ولی در اثر شنیدن چنتا شبهه درست حسابی منکر خدا و قران و امام زمان و...میشن
    یا حداقل احتمالش بالاست که بشن
    چون معلومه همچین کسی اهل رفتن دنبال جواب شبهه نیست
    بازم مراقبت و چشم باز امیدوارم که از خدا بخواید تا هر چی صلاحتونه بده و شما هم بیشتر صبر داشته باشید
    یا علی(ع)
    واقعا نمی دونم این نتایج رو درباره ی این بنده ی خدا از کجا آوردین
    لطفا کمی فکر کنید اگه این خانوم این طور که واقعا ادعا می کنند دینشون تحقیقیه خب دیگه نباید از اینکه اعتقاداتشون به وسیله ی حرف های هر کسی دچار تزلزل بشه بترسه که اگه این طوری باشه حتما باید در اعتقاداتشون تجدید نظر بکنند دوما این بنده ی خدا این طور که این خانوم می گن خانواده ی مذهبی داره پس ایشون صددرصد اصولی رو که باید می گرفته از خانوادش گرفته اگر در فرم احکام دین مشکل داره دلیل نمی شه که تو محتوا هم مشکل داشته باشه آخه یه ذره فکر کنید با این تعصب کورکورانه دارین چی کار می کننی جامعه تبدیل به چند دسته تفکر شده که همه دارن همدیگرو رد می کنن از اون ور یه سری بی دین لاءیک مذهبی ها رومسخره و رد می کنن از اون ور یه سری آدم تعصبی خشکه مذهبی همه را رد می کنند خیلی ها هم موندن این وسط حیروون که کی راست می گه بابا چرا ما سعی نمی کنیم رو هم اثر خوب با رفتارمون بذاریم مگه نمیگن زکات علم تکثیر اونه خب خواهر عزیز من اگه شما به نتایجی تو اعتقاداتتون رسیدین چرا اونو به اونایی که هنوز نرسیدن نمیدین چرا از ترس اینکه یه وقت اعتقاداتمون دچار شک و ابهام بشه دور خیلی از آدمارو به راحتی خط می کشید

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط ماهی کوچک نمایش پست
    واقعا نمی دونم این نتایج رو درباره ی این بنده ی خدا از کجا آوردین
    لطفا کمی فکر کنید اگه این خانوم این طور که واقعا ادعا می کنند دینشون تحقیقیه خب دیگه نباید از اینکه اعتقاداتشون به وسیله ی حرف های هر کسی دچار تزلزل بشه بترسه که اگه این طوری باشه حتما باید در اعتقاداتشون تجدید نظر بکنند دوما این بنده ی خدا این طور که این خانوم می گن خانواده ی مذهبی داره پس ایشون صددرصد اصولی رو که باید می گرفته از خانوادش گرفته اگر در فرم احکام دین مشکل داره دلیل نمی شه که تو محتوا هم مشکل داشته باشه آخه یه ذره فکر کنید با این تعصب کورکورانه دارین چی کار می کننی جامعه تبدیل به چند دسته تفکر شده که همه دارن همدیگرو رد می کنن از اون ور یه سری بی دین لاءیک مذهبی ها رومسخره و رد می کنن از اون ور یه سری آدم تعصبی خشکه مذهبی همه را رد می کنند خیلی ها هم موندن این وسط حیروون که کی راست می گه بابا چرا ما سعی نمی کنیم رو هم اثر خوب با رفتارمون بذاریم مگه نمیگن زکات علم تکثیر اونه خب خواهر عزیز من اگه شما به نتایجی تو اعتقاداتتون رسیدین چرا اونو به اونایی که هنوز نرسیدن نمیدین چرا از ترس اینکه یه وقت اعتقاداتمون دچار شک و ابهام بشه دور خیلی از آدمارو به راحتی خط می کشید
    سلام
    سرکار شما منو متهم به پیشداوری و تعصب کور کورانه مکنید و..
    اما سراسر پست شما بوی پیش داوری و و تعصب کور و...تهمت و...میده
    واقعا موندم چی بگم

    من تو پستام فقط سعی کردم یه تلنگری اول به انتخاب این خانم بزنم تا احیانا این عشق و محبت به وجود اومده جلوی تفکر و عقل رو نگیره یا بیشتر بهش مجال اندیشیدن بده

    بعد اینکه شما معلومه دید صحیحی از دین ندارید
    مگه هر کی دینش تحقیقی بود دیگه در مقابل شبهه بیمه میشه؟
    اینهمه ادمای بزرگ تو دین داشتیم که سر چنتا شبهه مسیر زندگیشون عوض شد و هم خودشون منحرف شدن و هم بسیاری از افراد دیگه رو منحرف کردن
    حالا چون قضیه سیاسی میشه اسم نمیبرم

    در ضمن بنده تو هیچ کدوم از حرفام نگفتم طرف به یقین اینگونس و..
    نه فقط احتمال دادم و گفتم مراقب باشن

    شما اگر احتیاط رو چیز بدی میدونی مهم نیست
    ولی همه میدونن که احتیاط شرط عقله!!!


    در ضمن چند نفر از ادمای بزرگو میخواین براتون مثال بزنم که با وجود خانواده ای کاملا مذهبی کله پا شدن و به انحراف رفتن؟؟؟
    جوری شد که اخر خود امام گفت بگیریدش و اگر مقاومت کرد با تیر بزنیدش!!!
    خواهشا در مورد دین اگر میخواید صحبت کنید
    یا با اطلاعات درست صحبت کنید
    یا اینکه صحبت نکنید خواهشا
    یا اینکه حداقل کسی رو متهم نکنید
    شما کل پستتون توهین به من بود
    شخص بنده مهم نیست
    شما با این طریق جواب دادن معلومه نسبت به همه پیشداوری دارید
    در ضمن بد نبود شما پست دوم من رو هم میخوندید
    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۴:۱۹
    الهی العفو...

  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بعد اینکه شما معلومه دید صحیحی از دین ندارید
    مگه هر کی دینش تحقیقی بود دیگه در مقابل شبهه بیمه میشه؟

    سلام دوست گرامی من قصد جسارت به شما رو نداشتم ولی واقعا از این موضع گیری شما در عجبم اول از همه قضاوت اینکه چه کسی دید صحیحی از دین داره و ... با بنده خدا نیست و با خداست پس خواهشن سعی نکنید قضاوت بی مورد بکنید دوما منظور من اینه که اینقدر سعی نکنیم آدما رو با خطکش و میزان کوچیک خودمون بسنجیم و دسته بندی کنیم اون خدایی که به این بزرگیه همه بنده هاشو تو این دنیا دسته بندی و جدا نمی کنه اونوقت شما می خواین این کاررو بکنید هیچ تا بحال فکر کردید ممکنه خواست و ارادت خدا به اون آقا بوده که این خانوم سر راهش قرار بگیره تا اون هم بتونه اون چیزی که این خانوم از حقیقت درک کرده رو درک کنه قبول دارم باید احتیاط کرد ولی باید توفیقاتی که خدا سر راهمون قرار می ده رو نادیده نگرفت توفیق اینکه تو بتونی چیزی رو که از حقیقت درک کردی به دیگری انتقال بدی
    برادر من چرا ما باید خودمونو از بعضی از آدما جدا کنیم به این دلیل که مبادا یه وقت اعتقاداتمون به باد بره بلکه زمانی اعتقاد ما محکمتر می شه که اونو با انتقال دادن به دیگران و فکر کردن روی شبهات دیگران و رفع ان ایمانمون قوی تر کنیم چون شبه ای که امروز مال دیگری ممکنه فردا مال من باشه

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط ماهی کوچک نمایش پست
    بعد اینکه شما معلومه دید صحیحی از دین ندارید
    مگه هر کی دینش تحقیقی بود دیگه در مقابل شبهه بیمه میشه؟

    سلام دوست گرامی من قصد جسارت به شما رو نداشتم ولی واقعا از این موضع گیری شما در عجبم اول از همه قضاوت اینکه چه کسی دید صحیحی از دین داره و ... با بنده خدا نیست و با خداست پس خواهشن سعی نکنید قضاوت بی مورد بکنید دوما منظور من اینه که اینقدر سعی نکنیم آدما رو با خطکش و میزان کوچیک خودمون بسنجیم و دسته بندی کنیم اون خدایی که به این بزرگیه همه بنده هاشو تو این دنیا دسته بندی و جدا نمی کنه اونوقت شما می خواین این کاررو بکنید هیچ تا بحال فکر کردید ممکنه خواست و ارادت خدا به اون آقا بوده که این خانوم سر راهش قرار بگیره تا اون هم بتونه اون چیزی که این خانوم از حقیقت درک کرده رو درک کنه قبول دارم باید احتیاط کرد ولی باید توفیقاتی که خدا سر راهمون قرار می ده رو نادیده نگرفت توفیق اینکه تو بتونی چیزی رو که از حقیقت درک کردی به دیگری انتقال بدی
    برادر من چرا ما باید خودمونو از بعضی از آدما جدا کنیم به این دلیل که مبادا یه وقت اعتقاداتمون به باد بره بلکه زمانی اعتقاد ما محکمتر می شه که اونو با انتقال دادن به دیگران و فکر کردن روی شبهات دیگران و رفع ان ایمانمون قوی تر کنیم چون شبه ای که امروز مال دیگری ممکنه فردا مال من باشه
    با سلام
    خب خدارو شکر این پیامتون متعادلتره
    و اما چند نکته
    بله من تو پست دوم مگه اشاره نکردم اگر قسمتشون اون اقاس و خدا اونو صلاح میبینه ان اشالله بهم برسن و...
    شما این قسمت رو نخوندید؟
    من کی گفتم اون اقا به یقین اینگونس و...
    من گفتم شاید و فقط احتمالشو بدین
    تا یه موقع عجولانه تصمیم نگیرن
    فکر کنم این جمله معروف مشاوران رو شما هم شنیده باشین:
    ازدواج نکردن بهتر از ازدواج اشتباهه
    من خلاصه چیزایی که بهم نسبت دادین نیستم
    و فقط به این خانم تذکر دادم بیشتر مراقب باشن
    خدا نعمتی به اسم عقل به انسان داده تا بتونه راه صحیح رو تشخیص بده
    در ضمن محیط تاثیر گذاره و اینم همه روانشناسا معترفن بهش
    خب اگر کی مثل من در محیط شبهه پراکنی قرار بگیره شاید اون اوایل تاثیر نگیره ولی به هر حال مخصوصا اگر خود من زیاد قوی نباشم از نظر اطلاعات دینی یه جا کم میارم و....
    در ضمن میگم که من همه اینا رو فقط یه احتمال دادم
    تا اون خانم بهع این ور قضیه هم فکر کنن
    وگرنه وقتی میگن خوش اخلاقن و مهربون و..
    اینا نشونه خوبیه
    ولی خب احتیاط شرط عقله
    مخصوصا تو قضیه بسیار مهمی مثل ازدواج!!!
    یا علی(ع)
    ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۸۹/۰۵/۲۷ در ساعت ۲۱:۵۹
    الهی العفو...

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    17
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    156
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خواهم حسابی حسابی تحقیق کن تحقیق
    واعظ اگر چه امر به معرو ف ونهی از منکر واجب است طوری بکن که قلب گنه کار نشکند


    پیامبراکرم حکایت کرده است: در شب معراج زنی را دیدم که با موهای سرآویزان بود و آتش از مغز سر او زبانه می‌کشید. پرسیدم: این خانم کیست/ جبرئیل پاسخ گفت: او کسی است که موهای سر خود را از نامحرمان نمی‌پوشاند

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود