جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه راهي براي شناخت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    39
    آپلود
    0
    گالری
    5

    پرسش فلسفه راهي براي شناخت




    چگونه میتوان با علم فلسفه خویش را شناخت و از شناخت خود به خداشناسی ودرک معاد رسید؟
    گفتم :اگر میدانستم چه روزی می آیی به احترام آمدنت گناه نمی کردم.
    گفت:آن روز که گناه نکنی به احترام گناه نکردنت می آیم.


    اللهم عجل لولیک الفرج


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    عرض سلام و ادب ؛

    در مورد سوال خوب شما چند نکته رو عرض می کنم :

    1. اولا عنایت دارید که ما یک دانش داریم به معنی عام علم یعنی هر گونه دانستنی که شامل دو دسته دانسته های تجریدی مثل فلسفه و دانسته های تجربی مثل علوم تجربی می شود. و در زبان فارسی لفظ علم به صورت خالی بیشتر برای علوم تجربی به کار میره. برای همین به جای علم فلسفه بفرمایید دانش فلسفه دقیق تر هست.

    2. دانش ها و علوم مختلف بر اساس یک فاکتور ها و معیارهایی از هم متمایز میشن و تفاوت پیدا می کنن. یکی از این معیار های تفاوت علوم و دانش ها ، تفاوت اونها در موضوع هست. شما در سوالتون به سه مورد خود شناسی و خدا شناسی و معادشناسی اشاره فرمودید.
    خود شناسی موضوع علم اخلاق است و بحث اثبات وجود خدا و صفات خدا و همینطور اثبات معاد موضوع علم کلام است و خداشناسی عمیق موضوع علم عرفان (یا شاید یکی از موضوعات آنها).


    اما موضوع دانش فلسفه ، مطلق وجود است و به تبع وجود مطلق. یعنی در فلسفه صرف وجود یا به تعبیر معروف فلاسفه ، موجود بما هو موجود ، موجود از ان جهت که وجود دارد بررسی می شود. و البته به تعبیری دیگر موضوع فلسفه موجود است.
    البته این رو بگم که چون هر چیزی دارای وجود است ، شما با شناخت وجود و احکام اون و شناخت موجود از جهت وجودش ، هر چیزی رو دارید از جهت وجود داشتنش می شناسید. از جمله انسان و خدا.
    البته بحث اثبات وجود خدا ، مشخصا در فلسفه ی اسلامی بحث شده و اثبات می شه و همینطور بحث وجود و نحوه ی وجود انسان و معاد که مسیر استمرار و ابدی بودن وجود است.


    مثلا وقتی در فلسفه ی اسلامی از حرکت جوهری بحث می شه ، در ضمن این بحث فلسفی شما هم انسان رو از این جهت که تا ابد سیر تکاملی حقیقی در وجودش دارد می شناسید و اینکه اگر جهان دیگر و معادی نباشد این سیر نخواهد بود ، ضرورت معاد را هم می شناسید و هم در همین بحث منشا فیض مستمر در حرکت جوهری که خدا باشد را هم می شناسید. ولی اینها ضمن ان بحث فلسفی است و اون مطالب مشخصا موضوع بحث علوم دیگر هستند.


    3. و البته همه ی علوم در اثبات وجود موضوعشون که موضوع اون علم آیا وجود دارد یا نه؟ و هم در اثبات بعضی پیش فرض هاشون محتاج فلسفه اند.


    پس فلسفه هم مستقیما و هم غیر مستقیم با برکتش نسبت به سایر علوم دینی ، در شناخت شما از خود و خدا و معاد و هر چیز دیگر نقش دارد.

    الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین
    زیاده عرضی نیست.
    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۹/۰۵/۳۰ در ساعت ۰۴:۰۸
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 7 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    39
    آپلود
    0
    گالری
    5



    کس دیگه ای نظری نداره؟!
    گفتم :اگر میدانستم چه روزی می آیی به احترام آمدنت گناه نمی کردم.
    گفت:آن روز که گناه نکنی به احترام گناه نکردنت می آیم.


    اللهم عجل لولیک الفرج

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    27
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عاشق حسین(ع) نمایش پست
    چگونه میتوان با علم فلسفه خویش را شناخت و از شناخت خود به خداشناسی ودرک معاد رسید؟
    سوال خیلی خوبیه
    باید بگم که با هیچ علم و هیچ فلسفه ای نمیشه درک قلبی از خدا داشت و فقط میتوان به خدا شناسی ذهنی رسید که انتهای این فلسفه نهلیسمه همونطوری که هایدگر و نیچه پایان فلسفه رو اعلام کردند
    چون در واقع این نوع فلسفه فلسفه ای عملی نیست و عالم بی عمل به چه ماند به زنبور بی عسل
    در واقع بهترین فلاسفه و فلاسفه حقیقی همون پیامبران و امامان مثل محمد(ص)،بودا،علی(ع) و .... هستند
    که این فلسفه ی عملی کم کم تو طول تاریخ به سفسطه گویی و تناقض پرستی تبدیل شد که هیچ معرفت نفسی در اون نبود وفلسفه ای که توی دانشگاه ها تدریس میکنند از همین دسته هست
    خلاصه مطلب اینکه اگه میخواید به خودشناسی برسید با این فلسفه ی پوچ شده به هیچ جا نمیرسید
    و فلسفه رو باید عملی کنید تا شاید خدا موجب هدایتتون بشه و به خدا شناسی برسید
    و فلسفه نظری به هیچ دردی نمیخوره
    ویرایش توسط habibonline : ۱۳۹۲/۰۳/۲۹ در ساعت ۰۰:۰۸
    شک پایه رسیدن به یقین است


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود