جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا عذاب های اخروی فقط پوستی است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    895
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    1

    آیا عذاب های اخروی فقط پوستی است ؟




    بنام خدا

    درود بر راست پذیران گرانقدر

    پرسش من این است که آیا مجازاتهای اخروی( دوزخ) تنها محدود به پوست می شود یا دیگر اعضا بدن را نیز در بر می گیرد ؟

    توضیح اینکه در قرآن آشکارا در مورد عذاب پوستی سخن به میا ن آمده است ولیدر مورد اندامهای دیگر چی ؟؟
    إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيرَهَا لِيذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا(النساء/56)




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری نمایش پست
    بنام خدا

    درود بر راست پذیران گرانقدر

    پرسش من این است که آیا مجازاتهای اخروی( دوزخ) تنها محدود به پوست می شود یا دیگر اعضا بدن را نیز در بر می گیرد ؟

    توضیح اینکه در قرآن آشکارا در مورد عذاب پوستی سخن به میا ن آمده است ولیدر مورد اندامهای دیگر چی ؟؟
    إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيرَهَا لِيذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا(النساء/56)


    با سلام و عرض ادب

    متن زیر بیانات استاد گران قدر حکیم متأله آیت الله جوادی آملی است که در پاسخ به شما دوست بزرگوار ارائه می شود:

    پرسش: اهل جهنم خستگي ندارند حاج آقا؟

    پاسخ: چرا، جهنّم حسابش با بهشت فرق مي‌كند آنها هم خسته مي‌شوند، هم درد دارند حالا آن همين آيه‌اي است كه داريم مي‌خوانيم.

    فرمود: «وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَي وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَبُكْماً وَصُمّاً» اين چهار درد براي آنها هست يكي حشرِ علي الوجوه آن سه هم عُمي و بُكم و صُمّ بعد «مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ» مسكنشان دوزخ است تمام شدني هم نيست البته اينكه تمام شدني نيست براي آن كفّار عنود است وگرنه براي فُسّاق و اينها منقطع‌الآخر است آنها ديگر بعد از مدّتي نجات پيدا مي‌كنند. «كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيراً» هر وقت اين جهنّم مي‌خواهد نورش افسرده بشود خالي و افسرده بشود شعله‌اش كم بشود ما افروختگي او را زياد مي‌كنيم افروختگي آ‌نها را زياد مي‌كنيم. در سوره ي مباركه ي «نساء» آن آيه‌اش اين بود كه «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ»[ سوره ي نساء، آيه ي 56] خب اينها وقتي كه وارد جهنّم شدند سوختند اين پوست كه سوخت آن گوشت كه سوخت به آن استخوان مي‌رسد استخوان در عين حال كه محكم‌ترين عضو بدن است حسّ لمسي‌اش ضعيف‌تر از گوشت و پوست است گوشت حسّ لمسي‌اش كمتر از پوست است پوست حسّ لمسي‌اش از همه بيشتر است اين را ذات اقدس الهي به عنوان بركت قرار داد اين روكش قرار داد تا انسان بفهمد چه چيزي براي او خوب است، چه چيزي براي او بد است با لامسه تشخيص مي‌دهد اگر ملايم بود كه جذب مي‌كند و اگر منافي بود كه فرار مي‌كند اين لمس به اين است اين نيروي لامسه در تمام جرم بدن مفروش است گاهي مثلاً مي‌بينيد چشم درد مي‌آيد اين مربوط به درد آن شبكه‌ها و نقص شبكه‌ها نيست درد براي چشم نيست براي لامسه‌اي است كه در حدقه وجود دارد، در قرينه وجود دارد، در آن شبكه‌ها وجود دارد و مانند آن نيروي لمس در همه ي جزء بدن مفروش است آن درد را احساس مي‌كند آن مشكلات چشم يك چيز ديگر است، خب وقتي كه اين پوست به خاكستر تبديل شد يا بعد آن گوشت درد و اينها كمتر احساس مي‌كنند در آن آيه فرمود: «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهَا» افرادي مثل صدام و بوش و اولمرت و اينها اين‌طوري هستند ديگر اينها هر لحظه دارند عذاب مي‌دهند به اين مسلمانهاي فلسطين و غير فلسطين آن همين معنا هم آنجا هر لحظه ظهور مي‌كند ديگر جا براي دلسوزي نيست اينها هر روز عذاب مي‌كردند آ‌نجا هم هر روز هم عذاب مي‌چشند اگر اين پوستها سوخت فرمود: «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ» ما پوستِ تازه مي‌رويانيم تا اينها عذاب را بچشند چون قوي‌ترين عضوي كه لمسش بيش از اعضاي ديگر است همين پوست است خب اين براي پوستها، اما حالا اينجا نگاه كنيد چطور تعبير فرمود براي جهنّم براي پوستها كه اين‌طور است جهنم را هم فرمود: «كُلَّمَا خَبَتْ» وقتي اين جهنم رفت افسرده بشود نفرمود «زدناها سعيرا» فرمود: «زِدْنَاهُمْ سَعِيراً» ما خود اينها را افروخته‌تر مي‌كنيم




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ما حالا اسرار جهنم را، دركات جهنم را، كيفيات جهنم را، اسرار فراواني است كه خيلي از چيزها را نمي‌فهميم يكي‌اش هم همين است اما بعضي از چيزها كه خيلي شفاف است آنها را مي‌شود فهميد ديگر در بحثهاي قبل در سالهاي قبل هم همين اشاره شد كه ما اگر بخواهيم چيزي را گداخته كنيم، آب بكنيم، بسوزانيم و مانند آن سه‌تا عنصر لازم است ديگر يكي آن موادّ اوّليه براي سوخت و سوز حالا يا زغال سنگ است يا بنزين است يا گازوئيل است يا نفت است آنها را بايد فراهم كنيم، دوم يك ماده ي منفجره حالا يا كبريت است يا تي‌ان‌تي است يا ماده ي منفجره‌اي است كه بايد بزنيم به اين گازوئيل، نفت، بنزين كه اين مشتعل بشود، سوم اين است كه آن آهنها يا هر چه هست بگذاريم اينجا كه اين آب بشود يك كوره مگر بيش از اين سه عضو مي‌خواهد البته جايي هم هست يك سلسله موادّ اوليه به عنوان وسيله ي سوخت و سوز حالا يا نفتِ سياه است يا گازوئيل است يا نفت سفيد است يا بنزين است يا موادّ ديگر است اينها موادّ اوليه، يك سلسله مواد سوخت و سوزي منفجره هم لازم است حالا يا كبريت است يا چيز ديگر است يا تي‌ان‌تي است كه بايد به اينها برسد تا اينها گُر بگيرند بعد هم كه گُر گرفتند آهن يا غير آهن را مي‌ريزند داخلش آب مي‌كنند خاصيّت يك كُره فلزّي اين است اينها را كه ما به خوبي مي‌فهميم ذات اقدس الهي فرمود هر سه‌اش خود انسان‌اند حالا چيزهاي ديگر هم هست موادّ ديگر هم هست آنها را كه ما بر فرض سر در نياوريم اينها كه روشن است فرمود: «وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً»[. سوره ي جن، آيه ي 15] آنها كه اهل قَسط‌اند قَسط يعني ظلم در قبال قِسط كه به معني عدل است اگر كسي اهل قِسط بود، اهل عدل بود مي‌شود مُقسِط كه «إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ»[ سوره ي مائده، آيه ي 42] اهل قَسط بود همان قاسطين در مي‌آيد نظير ناكثين و مارقين فرمود: «وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً» ما از جاي ديگر هيزم نمي‌آوريم همينها هيزم‌اند خب از اين شفاف‌تر و روشن‌تر ما چه چيزي مي‌خواهيم اين را كه ديگر نمي‌توانيم بگوييم نمي‌فهميم كه فرمود اينها هيزم جهنم‌اند خب اينها هيزمها را مي‌آورند وقودي لازم است كه «ما يوقد به النار» اين وقود چون قبلاً در روستاها بود، در شهرها هم بود از جنگل چوب مي‌آوردند هيزم داشتند زغال داشتند آن‌وقتي كه نفت و گاز و اينها نبود آن يك چوب بزرگي بود كه دير خاكستر مي‌شد اين را همواره كنار آن اجاق داشتند اين هيزمهاي باريك و نازك اينها كه زود خاكستر مي‌شد اينها را جمع مي‌كردند موقع ظهر كه مي‌شد مي‌خواستند غذا درست كنند چون آن وقود بود يعني «ما يوقد به النار» بود زير آن خاكسترها اين هيزمهاي نازك و غير مثلاً ضخيم را با آن وقود مشتعل مي‌كردند كه آن كارِ موادّ منفجره و كبريت و اينها را مي‌كرد وقود يعني «ما يوقد به النار» حالا يا آتش‌گيره است يا آتش‌زنه اين وقود هم فرمود: «فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ»[ سوره ي بقره، آيه ي 24] حالا حجاره كدام سنگ است آن را ما نمي‌فهميم ولي ناس را كه مي‌فهميم كه آن‌وقت كدام ناس وقودند؟



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۰۶/۰۱ در ساعت ۰۱:۰۳


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در آيه ديگر فرمود: «كَدَأْبِ آلَ فِرْعَوْنَ»[ سوره ي آل‌عمران، آيه ي 11] اينها در دنيا سوختند و عده‌اي را سوزاندند در آخرت هم مي‌سوزند و عده‌‌اي را مي‌سوزانند اين «كَدَأْبِ آلَ فِرْعَوْنَ» مي‌شود وقود النار، خب اين وقود با آن هيزم وقتي جمع شد شعله پيدا مي‌شود عده‌اي هم كه به آتش اينها سوختند آن را در سوره ي مباركه ي «غافر» و امثال «غافر» فرمود: «ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ»[ سوره ي غافر، آيه ي 72] اينها را مي‌‌اندازيم و بعد مشتعل مي‌شوند پس عناصر محوري كوره ي جهنّم خود انسان است حالا چيزهاي ديگر هم باشد هيچ منافاتي با اين ندارد واقعاً هيزم باشد، واقعاً سنگ باشد چه اينكه فرمود: «فَاتَّقُوْا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» آنها وقتي ما نمي‌فهميم حقّ اظهارنظر هم نداريم اما اينها كه شفاف است مي‌فهميم كه در اينجا نفرمود هر وقت جهنّم آتشش كم شد من آتشِ جهنّم را زياد مي‌كنم فرمود هر وقت جهنّم رفت خاموش بشود من اينها را گُر مي‌دهم «زِدْنَاهُمْ سَعِيراً» نه «زدناها سعيرا» اينها گُر مي‌گيرند، اينها گُر مي‌گيرند بنابراين خدا غريق رحمت كند سيدناالاستاد مرحوم علامه را ايشان بزرگان ديگر هم اين را نقل كردند ما از ديگران هم شنيديم ولي ايشان اين را نقل فرمودند كه عارفي در نجف مورد قبول حوزه ي علميه نجف بود اين عصر پنج‌شنبه كه به زيارت قبور مي‌رفت سعي مي‌كردند كه ببينند او چگونه مي‌رود، چگونه برمي‌گردد اين رفته بود زيارت قبور در وادي‌السلام و برگشت عده‌اي از علما در برگشت او را زيارت كردند گفتند كجا؟ گفت رفتم زيارت وادي‌السلام گفتند چه چيزي ديدي؟ گفت رفتم فاتحه خواندم و برگشتم و اينها آنها مي‌دانستند كه رفت و آمد او يك امر عادي نيست گفتند بالأخره چه چيزي ديدي، چه چيزي گفتي، چه چيزي شنيدي؟ چون در قبرستانهاي عمومي مثل بهشت زهراي تهران و همين‌طور هميشه چندتا قبر آماده است در وادي‌السلام گذشته از اينكه هميشه چندتا قبر آماده بود آنجا چون شني است قبرهاي كُهنه ي فرو رفته ي قبلي زياد است گفت من هم اين قبرهاي جديد را ديدم، هم آن قبرهاي قديمي را ديدم خيليها فرو رفته بود درون قبر را ديدم از سوراخ قبر نگاه كردم نه ماري بود نه عقربي هيچ چيزي در آن نبود از اين قبرها سؤال كردم كه اين آقايان علما به ما مي‌گويند در قبر مار و عقرب است ولي من هر چه نگاه مي‌كنم مار و عقربي در كار نيست اين قبرها به من گفتند كه ما هيچ مار و عقربي نداريم هر كسي مي‌آورد با خودش مي‌آورد اين حرفها نه دروغ است، نه ـ معاذ الله ـ اغراق است اين مي‌شود مار و عقرب گفت به من گفتند كه هر كسي مي‌آيد با خودش مي‌آورد خب اين آيات ديگر آيات مبهمي نيست، آيات متشابهي نيست فرمود هيزم جهنّم همين اولمرتها هستند، همين كساني كه الآن غزّه را به اين صورت در آوردند فرمود: «وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً»[ سوره ي جن، آيه ي 15] هيزم هست اما همينها هستند وقودش هم همينها هستند افرادي هم كه به سوخت و سوز اينها مي‌سوزند هم همينها هستند.

    «أعاذنا الله من شرور أنفسنا و سيّئات أعمالنا و الحمد لله ربّ العالمين»




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود