صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایا میتونم شوهرم را به زندگیم بر گردونم؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ایا میتونم شوهرم را به زندگیم بر گردونم؟




    سلام دوستان

    اینا نوشته من نیست ؛ من مشکل یکی از کاربران را براتون نوشتم تا با کمک شما مشکلش را حل کنیم.
    از شما راهنمایی می خوام.

    لطفا کمکم کنید .

    از شما راهنمایی می خوام.
    اینجا می خوام یه دسته بندی از مشکلاتم بکنم و از دغدغه تصمیم گیریم با شما بگم.

    • من 30 ساله با تحصیلات فوق لیسانس و شوهرم 35 ساله با تحصیلات لیسانس
    • 2 بچه داریم

    و اما مشکلات من:

    • خیانت شوهرم.شوهرم به مدت بیش از 1 ساله که با زنی رابطه داره (خیانت ایشون جنسی و احساسیه)

    • 1 ساله که رابطه زناشویی رو با من قطع کرده .

    • رابطه عادی بینمون بسیار بده و ایشون در حد لزوم فقط حرف می زنه.گاهی بی دلیل با خشم حرف می زنه و....

    • قطع رابطه با خانواده من و...

    و حالا ......

    • ا ساله که خیانتش رو فهمیدم و همچنان به روش نیاوردم.خیانتش خیلی عذابم میده.

    • در این مدت سعی کردم خودم رو به ایشون نزدیک کنم و رابطمون رو بهتر کنم ولی نشد.تا اومد یه سر سوزن رابطه عادیمون بهتر بشه یه چیزی رو شوهرم پیدا کرد و یه دعوایی کرد و همه چیز دوباره بد شد.

    • در زندگی ما لااقل از طرف ایشون طلاق عاطفی اتفاق افتاده.من هیچ امید و انگیزه ای در این زندگی ندارم.در یه شهر غریب خیلی تنهام.خیلی

    • نه شرایط فعلی رو میتونم تحمل کنم و نه شرایط خوبی برای طلاق دارم.کل دارایی من طلاهامه.خانوادم تاکید می کنند که طلاق بگیرم و بچه ها رو به شوهرم بسپرم.ولی هم من به بچه ها وابسته ام و هم احساس می کنم اونها به من بیش از پدرشون نیاز دارن.سرنوشت بچه ها یکی از مهمترین موانع من برای تصمیم گیریه.

    • تحمل این شرایط دیگه برام خیلی خیلی سخت شده.احساس می کنم حتما باید یه کاری کنم.خیلی به این فکر می کنم که بهش بگم یا بیاد مشکلمون رو با هم حل کنیم.صحبت کنیم و یا اگه می خواد اینجوری ادامه بده از هم جداشیم.نظرتون چیه؟

    • با همه اینها زندگیم رو دوست دارم.البته نه به این شکل.نمی دونم منظورم رو متوجه میشید یا نه؟به خاطر بچه هام و خودم دوست دارم اگه بشه سر و سامونش بدم.ولی نمی دونم امکان داره یا نه؟ یعنی دوست دارم اگه این زندگی قابل اصلاحه درستش کنم.ولی نمی دونم با این خیانت و بی محبتی و....میشه کاری کرد؟

    سوال من از همه صاحب نظران اینه که آیا من میتونم این مرد رو که فکر می کنم دیگه هیچ حسی به من نداره و با همه مشکلاتی که گفتم به زندگیم برگردونم؟واقعا میشه یا باید جدی به طلاق فکر کنم؟آیا این زندگی با وجود یه همچین مردی توان بازسازی داره؟

    از راهنماییتون بی نهایت ممنونم



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    داستان غرييه!
    اگه رشته تحصيلي رو هم قيد ميكردن بهتر بود
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام دوست عزيز.
    بسيار متاثر شدم.
    اما شما به عنوان خانمي كه شوهرت خيانت كرده نبايد اجازه بدي به راحتي آنچه كه داري در اختيار بيگانه قرار بگيرد.رفتارهاي واكنشي نكن و زندگيت رو بر هم نزن.
    اما مسائل و مشكلاتي بر سر راه شما هست.صبور باش اگر كنار بكشي همان كاري را كردي كه اون خانم مي خواهد.
    تصميم عجولانه نگير و به نفع او كار نكن.
    من مطمئنم اگر پايداري كني بالاخره شوهرت يك روزي پشيمان خواهد شد و بسيار بهتر از قبل خواهد شد.
    هر چند هر چه قدر هم تلاش كنيد زخم خيانت باقي خواهد ماند اما شما كنار نكشيد. پايداري كنيد.
    واقع بین باشید. درآمد، سرمایه، وضعیت مسکن، و حمل و نقل خود را در نظر بگیرید. اگر تصمیم به خاتمه زندگی زناشویی خود می گیرید باید ببینید که آیا جایی برای زندگی کردن دارید و منبع درامدی دارید که از آن طریق بتواند نیازهای اولیه تان را مرتفع سازید.
    بی وفایی یک فرد، هیچ گونه دلیل روشنی ندارد. ممکن است نشات گرفته از سایر مشکلات در زندگی مشترک باشد، ممکن است چیزی در درون قلب همسرتان وجود داشته باشد و ... به هر حال شما هیچ گاه به درستی دلیل واقعی آنرا متوجه نخواهید شد.
    به خدا توكل كنيد و به ائمه توسل و توصيه ميكنم حتما حتما پيش يك مشاور بريد و مشكلتون رو با ايشون در ميان بگذاريد. مسلما راهكارهاي خوبي به شما خواهند داد.
    ما هم اينجا براي شما دعا ميكنيم كه به حق اين روزها و شبهاي عزيز مشكل شما حل شود.يا حق.


    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    39
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خونسرد گناه گناه است رنگش نکنید




    سلام
    امیدوارم که عبادات شما در این ماه عزیز مورد قبول حق قرار گیرد
    بنده از خواندن این مطلب بسیار ناراحت شدم
    اما خواهر من وقتی یک مرد به آن درجه می رسد که به شریک زندگی خود خیانت می کند باید دانست که او هیچ احساسی دردل به همسر خود ندارد و او را برای خود قریبه می داند
    بنده توصیه می کنم با توجه به وضعیت خود و خانواده از بزرگان فامیل ( از هر دو طرف هم از فامیل شما هم شوهرتان ) دعوت کنید و در یک جلسه اول بدون حضور شوهرتان مسئله را با دلیل و مدرک به آنها بگویید و درستی صحبت خود را اثبات کنید سپس یک جلسه در حضور شوهرتان با بزرگان فامیل بگذارید تا تکلیف شما معلوم شود
    گفتید در شهر قریب هستید بهتر است اول به جایی که فامیل و خانواده پدری شما هستند بروید
    در شرایط کنونی فقط شما در حالت بلا تکلیفی و سردرگمی قرار دارید که باعث ضربه زدن به شما می شود و خود را نابود می کنید
    در مورد برگشت دوباره به زندگیتان زیاد امید وار نباشید چون کسی که تا مرحله خیانت جنسی به شما پیش رود دیگر هیچ احساسی به شما ندارد و حتی از شما متنفر است
    بهتر است به فکر آینده خود و بچه ها در یک زندگی جدید باشید و به خود به عنوان یک زن تکیه کنید
    به امید موفقیت تان در زندگی در زیر سایه امام زمان (عج)

    ما زندگی می کنیم تا قیمت پیدا کنیم
    نه به هر قیمتی زندگی کنیم


    اللهم عجل لولیک الفرج

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    با سلام
    من جواب و راه حل را به صورت خصوصي براي شما ارسال ميكنم
    يا حق
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    از راهنمائیهاتون ممنونم

    اینها ادامه نوشته این کاربر است ؛ برای حل مشکلش دعا می کنیم. . .

    شوهر من به مدت 1 سال یا بیشتره که با زنی ارتباط در حد رابطه جنسی داره.نمی دونم صیغه نامه دارن یا نه ولی احتمالا خودشون همون دعای صیغه رو خوندن که به هم محرم باشن.

    راستش این اولین باری نیست که من خیانت شوهرم رو فهمیدم. حدود 3 سال پیش وقتی باردار بودم هم شوهرم به من خیانت کرد.البته من وقتی بچه اولم حدود 3 ماهه بود فهمیدم.وقتی که حداقل 4 یا 5 ماه ازآن رابطه می گذشت.حدس یا شک و بدبینی نبود.اطمینان پیدا کردم.

    خیانتش رو ابتدا از sms هاش به اون زن فهمیدم.محتوای اون smsها حتی سطح رابطه اونها رو هم نشون میداد(در حد رابطه جنسی).و البته بعد از اون خیلی دلایل و شواهد دیگه ای پیدا کردم که همه چیزو بهم ثابت کرد.
    همون موقع بهش گفتم ولی شوهر من اونقدر هفت خطه که با وجودی که راه فراری نداشت بازم زیر همه چیز زد و گفت تهمته و...

    خوب این مطرح کردن موضوع باعث بحث و دعواهایی بین ما شد و بعد همه اونها یه شب کلی حرف زد که از بین اونها اینها رو جالبه بدونید:

    -تو نباید موضوع رو الان مطرح میکردی.باید اگه شک هم داشتی صبر میکردی تا مچ منو اساسی بگیری.

    - من اگه خودمم بدونم کار اشتباهی می کنم و کسی بخواد مانعم بشه با اینکه می دونم اشتباهه ولی باز هم به کارم ادامه می دم!

    -تو حتی اگه با زنی منو توی خونه هم میدیدی می گفتم آره زنمه .می خوام بگیرمش!
    و....
    نمیدونم این حرفها رو زد که منو بترسونه یا اینکه واقعا اینطوری بود.

    و مطلب دیگه اینه که خانواده شوهر من در شهری که حدود 1 ساعت و نیم تا شهر محل زندگی ما فاصله داره زندگی می کنند و کار شوهر من جوریه که 5 شنبه ها تعطیله .ما از بعد از عروسیمون به طور مرتب تقریبا هر آخر هفته از 4 شنبه تا جمعه اونجا میریم.حالا بعضی مواقع که مهمون داشته باشیم یا کار داشته باشه یا به دلیل دیگه ای ممکنه 1 هفته نریم.

    در خیانت قبلی اون زن در شهر محل زندگیمون بود و شوهرم سعی می کرد به بهونه های مختلف منو به مسافرت بفرسته تا راحت باشه و اون زن رو به خونه من بیاره.کاملا بهم ثابت شد.

    ولی الان می دونم که اون زن اینجا نیست و در شهر محل زندگی خانوادشه.خوب مشکلی نداره.3 روز آخر هفته اونجاست و تازگیها وسط هفته هم 1 روزه میره اونجا و میاد.خوب اینجا توی خونه خودمون که هستیم صبح تا ظهر میره سر کار و ظهر که میاد خونه دیگه کاری نداره مگه خرید یا کار دیگه ای که عصر انجام میده.کنترلش راحت تره.

    ولی وقتی خونه باباش میریم حسابی ول میشه.از وقتی که میرسیم ما رو میزاره خونه و خودش میره بیرون.باورتون نمیشه ولی فقط برای شام و ناهار میاد خونه و تازه برای خواب هم ساعت 12 یا 1 نصف شب برمیگرده.

    از اول ازدواج تا اونجا که میتونستم باهاش در این مورد حرف زدم .دعوا کردم و نارضایتیمو گفتم ولی بی فایده بوده.هیچ وقت نباید بپرسم کجا میری؟کجا بودی؟و....
    و حالا که معشوقه ایشون اونجاست راحت تره.میریم .من که تو خونه باباش میمونم.اونم به اموراتش میرسه.

    1 ساله دوباره متوجه شدم داره بهم خیانت میکنه و با کسی ارتباط داره .بازم از طریق sms هاش: رفت و آمدهای مکرر و بدون دلیلش به اون شهر قطع رابطه جنسی با من و بسیاری دلایل دیگه با اطمینان فهمیدم. به هزار و یک دلیل............

    هر وقت ما به مسافرتی میریم یا از همون شهر محل زندگی پدرش بر می گردیم تا می رسیم بهش smsمیده که رسیدم.انگار اون زنه نگرانشه!

    چند بار دقیقا فهمیدم که براش یه چیزایی خریده بود.یک بار وقتی من به مسافرت رفته بودم مطمئنم اون زن رو پیش خودش درخونه من آورده بود.

    ولی با اینکه به ارتباطش یقین دارم ولی میدونم که بدون مدرک اساسی اگه مطرح کنم فقط خودم متهم میشم و هیچ فایده ای نداره.مثل دفعه قبل.اگه بخوام مطرح کنم باید مچش رو با اون زن بگیرم که نتونه زیرش بزنه .

    به همین دلیل 1 ساله هیچی نگفتم و فقط داغون شدم.مشاوره هم کردم .نظرشون اینه که مچ گیری درست نیست.اصلا به روش نیار.

    ولی واقعا دیگه نمی تونم اینطوری ادامه بدم.

    هر کاری می خواد می کنه.به من کوچکترین توجهی نمی کنه.1 ساله رابطه نداریم و........هر هفته ما رو به اون شهر میبره و خودش مشغول کاراش میشه.

    من خیلی خسته ام.دیگه نمی تونم اینطوری ادامه بدم.خیلی نگران وضعیت بچه هام در صورت طلاق هستم.1 دختر 5/3 ساله و 1 دختر 9 ماهه دارم.در حال حاضر شاغل نیستم.

    نمیدونم چه کاری درسته؟ برای اثبات خیانت به همسرم نیاز به مدرک دارم.ولی نمیدونم عکس العمل اون چیه؟وقیح تر میشه (طبق گفته های خودش)یا نه به غلط کردن می افته؟
    ویرایش توسط yase110 : ۱۳۸۹/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۱:۴۲


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    25
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در ضمن ایشون را به این سایت دعوت کردم ؛ اگر خودشان آمدند حتما از همراهی دوستان خوبی مثل شما خوشحال می وند.


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    به نام خالق خوبيها
    به نظر من قبل از اينكه پي اثباط خيانتاش باشي بهش ثابت كن كه از همه بيشتر دوستش داري
    هرانكس لاف بي مهري زند از بي وفاي خود
    كه خود را بهر او خواهد نه اورا از براي خود
    به هر حال با توصيفي كه كردي شكي نكن كه ارتباط اونا موقته چون
    عشقهائي كز پي رنگي بود
    عشق نبود عاقبت ننگي بود
    در نهايت فكر جدائي از زندگي مشترك را از سرت بيرون كن وهمون كسي باش كه او ازت انتظار داره اگه تكيه گاه خوبي باشي برميگرده .

    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140

  12. تشکرها 3


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    بخشنده ای باش که به خودت آسیب وارد نشه

    چون اگر تو نباشی دیگه بخششی صورت نخواهد گرفت

    مثال:حضرت محمد دو تا لباس داشت.یکی تنش بود و یکی هم رو شسته بود

    فقیری رو دید که لباسش خراب بود و لباس دومش رو بهش بخشید

    ندا اومد که ای محمد تو وقتی با این کار به خودت آسیب وارد میشه و ناقص میشی حق چنین کاری نداری

    من این سخنان شما رو تجربه کردم

    می فهمم یعنی چی پس طلاق بگیر...
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  14. تشکرها 3


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3,203
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    96 روز 16 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیلی متاثر شدم
    این فرد ارزش برگردوندن به یه زندگی آروم رو نداره
    الهم اشغل الظالمین بالظالمین
    ویرایش توسط مجنون : ۱۳۸۹/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۴:۳۰
    شبی مجنون به لیلی گفت کِی معشوق بی همتا
    تو را عاشق شود پیدا ولی......

  16. تشکرها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود