جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا تمام صفات خداوند ذاتی نیستند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611

    آیا تمام صفات خداوند ذاتی نیستند؟




    یارب
    سلام علیکم
    علامه طباطبایی ره فرموده اند صفات ذاتی خداوند 5 چیز هستند:علم،قدرت،حیات،سمیع،بصر

    حالا این سوال برای من پیش اومده که آیا تمام صفات خداوند ذاتی نیستند؟

    ویرایش توسط Moamma : ۱۳۸۹/۰۵/۳۱ در ساعت ۲۰:۲۵

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط moamma نمایش پست
    یارب سلام علیکم علامه طباطبایی ره فرموده اند صفات ذاتی خداوند 5 چیز هستند:علم،قدرت،حیات،سمع،ب �ر حالا این سوال برای من پیش اومده که آیا تمام صفات خداوند ذاتی نیستند؟
    آنچه بود باید نمود.
    من و شمای بنده این کمال را معتقدیم که آنچه هستیم بنمایانیم و بسیاری از ما هستند که آنچه هستند را هم پنهان می نمایند که ریا نشود.
    این سخن نمود و نشانه کمال است.

    مگر خداوند دروغگوست که آنچه از او نیست را بنمایاند .
    او نمود و نشانه کمال است .
    دلیل خلقت جهانیان نیز کمال است که از نردبان عشق به آن می رسند.

    مگر ممکن است خداوند عاشق نیاشد ولی بنده اش را با خمیر عشق ساخته باشد /

    آنچه او نیست ذلت است.
    پس عشق ذلت است .

    لازم نیست انسان بفهمد او از چه ساخته شده لازم آن است که انسان
    1- موحد باشد
    2- پندار محدی
    3- گفتار موحدی
    4- کردار موحدی
    داشته باشد.
    آنکه او از چیست از عهده علامه خارج است .

    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    گاهی انسان می مونه چی بگه .

    هر کسی بر زعم خود شد یار من --- از دورن من نجست اسرار من

    اگر بگویئم که ذات خداوند تنها علم است و قدرت حیات سمیع و بصیر و محیط نیست چه در می آید از این سخن.

    حال اگر بگویند تمام مابقی صفات مربوط به حیات است حتی رحمان و رحیم از حیات است تنها تفاوتی که بین صفات خداوند و ذات اوست می شود اینکه بغیر از سمیع و بصیر و علم و قدرت مابقی صفات از حیات الهی است.

    خب این هم که شد همان.
    مابقی صفات را که نمی شود نفی کرد باید سرچشمه و منبعی داشته باشند که حتی در انسان حلول می کنند.

    اگر قرار است مانند آن چوپان هم خد را بشناسیم حداقل درست بشناسیم.
    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط moamma نمایش پست
    یارب:gol:
    سلام علیکم
    علامه طباطبایی ره فرموده اند صفات ذاتی خداوند 5 چیز هستند:علم،قدرت،حیات،سمیع،بصر

    حالا این سوال برای من پیش اومده که آیا تمام صفات خداوند ذاتی نیستند؟
    در یک تقسیم بندی صفات خداوند را دو دسته می کنند:

    1- صفات ذاتیه:تنها ذات برای انتزاع این صفات کافی است.به بیان دیگر این صفات فقط با در نظر گرفتن خداوندي خدا، در او موجود هستد. مانند : حیات ، علم ، قدرت

    2- صفات فعلیه:انتزاع این صفات علاوه بر ذات به چیز دیگری نیاز مند است . به بیان دیگر ؛ صفات فعليه صفاتي هستند كه با در نظر گرفتن رابطه خدا با مخلوقات به دست مي آيد. مانند خالقیت و رازقیت

    توجه شود که چون هیچ موجودی در جهان نیست مگر این که فعل خداوند است ، از این رو صفات فعلیه ، منتزع از مقام فعل خداوند هستند.

    نکته : صفات ذاتیه عین ذات خدای تعالی هستند اما صفات فعلیه زائد بر ذات خداوند متعال هستند.


    ر.ک: نهایة الحکمة، علامه طباطبایی، مرحله12.


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی معارف دینی نمایش پست
    1- صفات ذاتیه:تنها ذات برای انتزاع این صفات کافی است.به بیان دیگر این صفات فقط با در نظر گرفتن خداوندي خدا، در او موجود هستد. مانند : حیات ، علم ، قدرت 2- صفات فعلیه:انتزاع این صفات علاوه بر ذات به چیز دیگری نیاز مند است . به بیان دیگر ؛ صفات فعليه صفاتي هستند كه با در نظر گرفتن رابطه خدا با مخلوقات به دست مي آيد. مانند خالقیت و رازقیت توجه شود که چون هیچ موجودی در جهان نیست مگر این که فعل خداوند است ، از این رو صفات فعلیه ، منتزع از مقام فعل خداوند هستند. نکته : صفات ذاتیه عین ذات خدای تعالی هستند اما صفات فعلیه زائد بر ذات خداوند متعال هستند.
    با عنایت به فرمایش شما
    صفات فعلیه که منتزع از ذات خداوند است جزو صفات ذاتیه نمی باشد و در حقیقت تحت تاثیر موجود است که این صفات از صفات ذاتیه انتزاع می گردند.
    خوب است پس مشخص شد خداوند به چه خاطر ما را آفریده .
    لازم بوده صفات ذاتیه ایشان در جائی به فعلیه برسد.
    با این حساب هم می شود فهمید که خداوند به انسان نیاز داشته والا صفات ذاتیه همان ذاتیه باقی می مانده به فعلیه تبدیل نمیشده.

    پس خداون هم نیازمند است و نه مغنی.

    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    اکنون سؤالی در باب صفات فعلیه مطرح است. چون صفات فعلیه از مقام فعل انتزاع می‌شوند و در انتزاع آن علاوه بر ذات، فعل نیز تأثیر دارد، پس آن صفات دارای دو طرف است که یکی از دو طرف واجب است و در طرف دیگر مخلوقات قرار دارند. چون مخلوقات حادث‌اند و از سوی دیگر، اضافه امر قائم به هر دو طرف، و تابع اخس طرفین است،1 پس صفات فعلیه حادث، محدود و متغیر است. حال چگونه می‌توان چنین صفاتی را به خداوند نسبت داد؟

    نظر علامه این است که صدق صفات فعلیه از آن حیث که این صفات متغیر و حادث‌اند نیست، بلکه از آن جهت است که در ذات اصلی وجود دارد که این صفات از آن اصل سرچشمه گرفته است.2 این اصل باید از صفات ذاتیه و غیر قابل تغیر باشد و حقیقتاً ذات به آن متصف شود. بر اساس آنچه آقای فیاضی در تعلیقه نهایة الحکمة بیان داشته، این اصل همان صفت قدرت است.

    مطلب بالا از یکی از سایتهای فلسفی مذهبی به آریه گرفتم.
    ببینید
    اگر قرار است ما به ذات اقدس الهی پی ببریم که کار ما نیست آخرش می رسیم همانجائی که تشریف داشتیم

    در بالا مابقی صفات را به قدرت بستگی دانستند.
    ( البته من فکر می کردم می خواهند به حیات نسبت دهند لذا از قدرت سر در آورد)

    همانطوریکه پاسخگویمحترم فرمودند :

    نظر علامه درباره صفات فعلیه را می‌توان به شکل زیر خلاصه نمود:

    الف) صفات فعل از مقام فعل انتزاع می‌شود و برای درک آنها و همچنین اتصاف ذات به آنها علاوه بر ذات، فعل نیز لازم است.

    ب) صفات فعلیه غیر ذات و زائد بر آن است.

    ج) صفات فعلیه در حقیقت از جهت ثابتی از ذات منشأ می‌گیرد. به همین دلیل، حدوث و تغییر در صفات فعلیه موجب حدوث و تغییر در ذات نمی‌شود.

    اما در این مقاله سخنان ماتریدی فیلسوف فرقه ماتریدیون را نیز مورد بحث قرار داده بود
    ادامه...
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    ابومنصور ماتریدی بنیانگذار مکتب کلامی ماتریدیه است که اکنون اغلب قریب به اتفاق حنفیان در عقائد خود از این مکتب پیروی می‌کنند.
    البته خدا پدرش را بیامرزد مانند احمد پدر امام حنبل نگفت خداوند قدش 6ذراع است.


    حال ببینیم که نظر ماتریدی در این‌باره چیست. وقتی ماتریدیان از صفات فعلیه خداوند سخن می‌گویند، بین دو جهت در مخلوقات تفکیک قائل می‌شوند. این دو جهت عبارت است از:

    الف) جهت صدور مخلوقات از خداوند که ماتریدیان از آن به عنوان تکوین یاد کرده‌اند.

    ب) خود افعال که فعل خداوند و مکون است.

    تکوین غیر از مکوّن و صفت ذاتی خداوند و قدیم ازلی است؛ اما مکوّن، متغیر، زائل و حادث است و این رمز انتساب صفات فعلیه به خداوند است. از یک‌ سو دوام، ثبات و بساطت خداوند موجب نمی‌شود که افعال الهی را نیز قدیم، ازلی، ثابت و بسیط بدانیم و از سوی دیگر تغییر، نیاز، و نقائص دیگری که در مخلوقات وجود دارد، باعث نقصی در وجود خداوند نمی‌شود.

    با عنایت به مبحث منحط ماتریدیون که احتمالا بدنبال دلیل خلقت کارشان به اینجا رسیده مبحث علامه خیلی بهتر و کم نقص تر بیان گردیده که صفات فعلیه را با صفات ذاتیه مرتبط و غیر قابل تغئیر می دانند.

    یاللعجب

    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست
    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی معارف دینی
    1- صفات ذاتیه:تنها ذات برای انتزاع این صفات کافی است.به بیان دیگر این صفات فقط با در نظر گرفتن خداوندي خدا، در او موجود هستد. مانند : حیات ، علم ، قدرت 2- صفات فعلیه:انتزاع این صفات علاوه بر ذات به چیز دیگری نیاز مند است . به بیان دیگر ؛ صفات فعليه صفاتي هستند كه با در نظر گرفتن رابطه خدا با مخلوقات به دست مي آيد. مانند خالقیت و رازقیت توجه شود که چون هیچ موجودی در جهان نیست مگر این که فعل خداوند است ، از این رو صفات فعلیه ، منتزع از مقام فعل خداوند هستند. نکته : صفات ذاتیه عین ذات خدای تعالی هستند اما صفات فعلیه زائد بر ذات خداوند متعال هستند.
    با عنایت به فرمایش شما
    صفات فعلیه که منتزع از ذات خداوند است جزو صفات ذاتیه نمی باشد و در حقیقت تحت تاثیر موجود است که این صفات از صفات ذاتیه انتزاع می گردند.
    خوب است پس مشخص شد خداوند به چه خاطر ما را آفریده .
    لازم بوده صفات ذاتیه ایشان در جائی به فعلیه برسد.
    با این حساب هم می شود فهمید که خداوند به انسان نیاز داشته والا صفات ذاتیه همان ذاتیه باقی می مانده به فعلیه تبدیل نمیشده.

    پس خداون هم نیازمند است و نه مغنی.

    یاحق
    علیکم السلام

    شما از کجای مطالب نقل شده ، این برداشت ها را کردید؟؟!!!
    اجازه بدهید که در مورد صفات فعلیه مقداری بیشتر توضیح داده شود تا مطلب واضح تر شود.


    «صفات ذات» اوصافي است كه در رابطه با خود خدا در نظر گرفته مي‌شود و براي اتّصاف او به آن صفات، نياز به لحاظ چيزي جز ذات او نيست؛ يعني اگر موجودي جز ذات اقدس خدا موجود نباشد، باز مي‌توان او را به اين صفات متصف كرد؛ مثلاُ مي‌توان گفت او حيّ، عالم، قادر، سميع، بصير و... است.

    ريشه و اساس صفات ذات، سه تاست حيات، علم و قدرت؛ گرچه با تحليل دقيق مي‌توان علم و قدرت را به حيات استناد داد و آن را مبدأ علم و قدرت دانست. از اين رو، از حيات، به«أمّ الاسماء» ياد مي‌شود. بنابراين، صفات ديگري نيز كه به نام صفات ذات مطرح مي‌شوند، به يكي از صفات اصلي بر مي‌گردند.

    صفات ذات، عين يك ديگر و نيز عين ذات هستند و تغايري با آن ندارند؛ بلكه تغاير آن‌ها فقط در مفهوم است؛ نه در مصداق.

    «صفات فعل»، اوصافي است كه از فعل خدا يعني موجودات ممكن (مانند انسان، فرشته، حيوان، جماد و ...) انتزاع مي‌شود؛ نه از ذات. از اين رو، صفت فعل، رابطه خدا را با جهان خلقت بيان مي‌كند و تا چيزي غير از ذات خدا فرض نشود، واجب تعالي به آن صفات، متصف نمي‌گردد.

    بنابراين، بايد چيزي غير از ذات الاهي لحاظ كرد و نيز رابطه او را با آن غير در نظر گرفت و پس از ملاحظه اين رابطه، آن صفت را به خدا نسبت داد؛ مانند اسناد وصف خالقيت و رازقيت و... به خداوند و خواندن او به اسم‌هاي خالق و رازق و ... كه در دعاي جوشن كبير و غير آن آمده است. بر اين اساس، پيش از آن كه خداوند، چيزي را خلق كند، به او «خالق» گفته نمي‌شود؛ چنان كه قبل از روزي دادن، به او «رازق» اطلاق نمي‌گردد يا پيش از حيات بخشيدن و ميراندن، به او«محيي» و «مميت» گفته نمي‌شود و ... . از اين رو است كه مي‌گويند صفات فعل، زايد بر ذات است.

    گفتني است ريشه تمام اوصاف فعلي، همان صفات ذاتي است كه عين ذات خدا و نيز با قطع نظر از هر چيز ديگر، براي خدا ثابت است.

    از دقت در تعريف صفت ذات و صفت فعل، مي‌توان به فرق‌هاي متعددي بين آن‌ها پي برد؛ از جمله اين كه چون صفت ذات، عين ذات است، حكم ذات رادارد و قهراً مانند ذات خداي سبحان نامحدود است؛ چنان كه امير المؤمنين مي‌فرمايد «الذي ليس لصفته حدّ محدود»؛ خدايي كه صفاتش نامحدود است.
    (نهج البلاغه/خطبه،1)

    بنابراين، موجود محدود، قدرت ادراك و شهود كنه صفات ذاتي خداوند را ندارد، هر چند كه آن موجود، انسان كامل باشد و چون اكتناه ذات و صفات ذات محال است، لاجرم نمي‌توان وصفي راكه براي اشاره به ذات يا صفت ذاتي خداي سبحان است، براي مخلوقات او به كار برد.

    آية الله جوادي آملي، علي(ع) مظهر اسماي حُسناي الاهي

    ادامه دارد ....


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,856
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 19 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام خدمت اساتید محترم
    به نظر بنده متصرف و تفکیک کردن در صفات خداوند نمیتواند درست باشد چنانچه مولا علی میفرماید که خدائی که برای صفتش حد و مرزی نیست و او را صفتی ثابت و موجود نیست و اورا زمانی نیست که مشخص شده باشد و مدت درازی نیست که به آن منتهی شود...پس هرکه خدا ی سبحان را وصف کند او را همتا و همانند دیگری قرار داده
    خداوند تبارک وتعالی واحدیست از تمام صفات که همه در بینهایت هستند و هیچ کدام از صفات صفت دیگری را نقض نمیکند و با در نظر کرفتن اینکه صفت معرف ذات است و به وسیله ان نه راهی به ا ثبات ذات وجود دارد و نه انکار ان نمیشود به ذات پی برد یا ان را تعرف کرد و چون تمام صفات از یک منبع هستند نمیتوانیم انها را تفکیک یا متصف از یکدیگر بدانیم
    مثالی میزنم
    سایه من قائم به نور و من است که هر کدام نباشد قابلیت وجود ندارد سایه از من است ولی در من نیست هر وقت بخواهم به واسطه نور ان را میسازم یا نابود میکنم او قائم به من است ولی من قائم به او نیستم او بر من محیط است و من بر او محاط قابلیت درک مرا ندارد و هرکونه من بخواهم به او شکل میدهم او را من میسازم بدون اینکه احتیاجی بر گرفتن قدرت از ذات خود داشته باشم او را نابود میکنم بدون اینکه اسیبی به صفات یا ذات من وارد شود سایه قدرتی در برابر من ندارد که بخواهم برای ساخت او زحمتی بکشم در یک ان او را میسازم و نابود میکنم البته این مثال را نعوذاباالله در این مورد نگفتم که عالم سایه خداوند است از این باب بیان نمودم که همانطور که سایه در برابر من قدرتی نیست کل عالم در برابر خداوند هیچ است و همه تسلیم وجود بزرک او هستند پس اکر قران صفاتی را به خداوند منان نصبت میدهد به واسطه ان است که انسان تعریفی از ان قدسیه و عظیم داشته باشد که به وسیله ان به شناخت نسبی رسیده و در راه تکامل بتواند معبود خود را بشناسد پس صفاتی را که برای خداوند استفاده میکنیم برحسب شناخت بندگان است که خود او فارغ از احتیاج هر چیز حتی صفت است
    ویرایش توسط بیطرف منصف : ۱۳۸۹/۰۹/۱۱ در ساعت ۲۱:۱۶
    خداوندا چنانم کن که خواهی/ نجاتم ده از این بندو تباهی
    ببین بزمی که افتاده به چاهی/ ندارد غیر تو امید و راهی
    رهرو عشقم عبادت را ز طاعت میکنم
    ترک دنیا میکنم بر خلق خدمت میکنم
    بهترین پارسایی پنهان داشتن پارسایی است

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چرا چيزى مى‏گوييد كه انجام نمى‏دهيد

    التماس دعا بزمئ

  13. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود