جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوال در مورد ایه 14و17 انعام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    154
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش سوال در مورد ایه 14و17 انعام




    سلام

    1- در ایه 14 انعام میخوانیم : قل انی امرت ان اکون اول من اسلم
    ایه67 ال عمران:ما کان ابراهیم یهودیا ولا نصرانیا ولکن کان حنیفا مسلما

    حال این سوال پیش می اید اولین مسلمان ابراهیم بود یا پیامبر اسلام؟


    1- ایه 17 انعام:وان یمسسک الله بضر ...
    ایه79نسا:وما اصابک من سیئه فمن نفسک

    سوال: بدی را خدا به انسان میدهد یا انسان خود باعث میشود؟
    چه خوش است صوت قرآن ز تو دلبرا شنیدن
    به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مخلوق نمایش پست
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط مخلوق نمایش پست
    1- در ایه 14 انعام میخوانیم : قل انی امرت ان اکون اول من اسلم
    ایه67 ال عمران:ما کان ابراهیم یهودیا ولا نصرانیا ولکن
    کان حنیفا مسلما

    حال این سوال پیش می اید اولین مسلمان ابراهیم بود یا پیامبر اسلام؟




    با سلام و عرض ادب

    اين مسلّم است كه يهودى و نصرانى شدن پس از تورات و انجيل مطرح است؛ بنابراين تا قبل از نزول تورات و انجيل يهودى و نصرانى بودن معنا ندارد و به همين دليل نبايد ابراهيم را يهودى و نصرانى دانست؛ ولى تعبير مسلم درباره هر كسى كه آيين حق را پذيرفته و به عبارت ديگر در برابر خداوند تسليم باشد به كار مى‏رود.
    اساساً اين كه قرآن مجيد مى‏فرمايد: «ان الذين عندالله الاسلام؛(سوره يونس، آيه 90) همانا دين نزد خدا اسلام است» اصلى كلّى كه شامل تمام زمانها و مكانها مى‏شود؛ براين اساس تمام پيامبران الهى مردم را به اسلام دعوت مى‏كردند. آيين ابراهيم« عليه السلام » هم در واقع اسلام و تسليم در برابر خداوند بوده، دين حضرت موسى « عليه السلام » { يهوديت}و آيين حضرت‏رعيسى« عليه السلام » {نصرانيّت} هم اسلام بوده است؛ چنانچه آيين حضرت‏رمحمّد «صلى الله عليه وآله» هم اسلام مى‏باشد.
    در قرآن مجيد از زبان فرعون نقل شده كه وى وقتى خويش را در آغوش امواج سهمگين ديد گفت: «آمنت انه لا اله الا الذى آمنت به بنو اسرائيل و انا من المسلمين؛ ايمان آوردم كه خدايى نيست جز خدايى كه بنى اسرائيل به او ايمان آوردند و من از مسلمانان مى‏باشم».
    با اين گفته حضرت موسى «عليه السلام » به قومش كه: «يا قوم ان كنتم آمنتم بالله فعليه توكلوا ان كنتم مسلمين؛(سوره يونس، آيه 84) اى قوم من چنانچه شما به خدا ايمان آورده‏رايد؛ بر او توكل كنيد.»
    بنابراين حضرت ابراهيم« عليه السلام » مسلمان است؛ گرچه در آن زمان پيامبر آخرالزمان نيامده و قرآن مجيد نازل نشده بود.
    براين اساس، دين نزد خداوند تنها اسلام است كه شرايع مختلف همه در آن مشترك هستند؛ معارفى مانند توحيد، اعتقاد به وحى، معاد و نيز احكام و دستورالعمل‏رهايى مانند نماز، روزه، حج، جهاد و كه در شرايع مختلف مشترك بوده است.





  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مخلوق نمایش پست
    سلام




    1- ایه 17 انعام:وان یمسسک الله بضر ...
    ایه79نسا:وما اصابک من سیئه فمن نفسک

    سوال: بدی را خدا به انسان میدهد یا انسان خود باعث میشود؟
    هر نعمتى در عالم وجود حسنه و خوب است ، چون منسوب به خداى تعالى است و ساخته او است ، همچنان كه هر سيئه ، هر بدى و بلائى نيز (هر چند كه از نظر نسبتى كه بين موجودات برقرار است منسوب به خداوند تبارك و تعالى است ) سيئه و بد است و اين آن حقيقتى است كه آيه مورد بحث آن را افاده نموده مى فرمايد: « و ان تصبهم حسنه يقولوا هذه من عند الله ، و ان تصبهم سيئه يقولوا هذه من عندك ، قل كل من عند الله ، فما لهولاء القوم لا يكادون يفقهون حديثا » و در جاى ديگر مى فرمايد: » فاذا جاءتهم الحسنه قالوا لنا هذه ، و ان تصبهم سيئه يطيروا بموسى و من معه الا انما طائرهم عند الله و لكن اكثرهم لا يعلمون » و از اين قبيل آيات ديگر.

    قرآن كريم سيّه و بلاهاى انسانها را به خودشان نسبت مى دهد
    اين از جهت « حسنه » و اما از جهت « سيئه » قرآن كريم سيئه و بلاهاى انسانها را به خود انسانها نسبت مى دهد، در سوره مورد بحث مى فرمايد: « ما اصابك من حسنه فمن الله ، و ما اصابك من سيئة فمن نفسك » و در سوره شورى مى فرمايد: « و ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم ، ويعفوا عن كثير » .
    و نيز در سوره انفال مى فرمايد: « ذلك بان الله لم يك مغيرا نعمه انعمها على قوم حتى يغيروا ما بانفسهم ».
    و نيز در سوره رعد مى فرمايد: « ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم » و آياتى ديگر از اين قبيل .
    توضيح مطلب اين است كه آيات قبل « همانطور كه ملاحظه كرديد » اين بلاها و مصائب را مانند حسنات امورى دانست كه خلقتشان حسن و نيكو است . و هيچ زشتى و بدى در خلقت آنها نيست ، پس براى بد بودن آنها وجهى باقى نمى ماند، مگر اين توجيه كه با طبع موجودى ديگر سازگار نيست ، مثلا خلقت عقرب خوب و حسنه است و بدى آن فقط به خاطر اين است كه نيش آن با سلامتى و راحتى انسانها سازگار نيست ، پس بالاءخره برگشت ويرانگرى سيل و نيش عقرب و مصائبى ديگر مثل آن به اين است كه خداى تعالى كه تاكنون نعمت سلامتى را به فلان شخص داده بود، از امروز تا فلان روز اين عافيت را بوسيله گزيدن عقرب از او گرفته ، و يا نعمت خانه واثاثى كه به شخص ‍ سيل زده داده بود، بعد از آمدن سيل به او نداده است پس برگشت مصائب به امرى عدمى است و يا به عبارت ديگر به ندادن خدا است كه خود امرى عدمى است و آيه زير اين معنا را كاملا روشن ساخته ، مى فرمايد: « ما يفتح الله للناس من رحمة فلا ممسك لها و ما يمسك فلا مرسل له من بعده ، و هو العزيز الحكيم ».

    آنگاه بيان مى كند كه امساك جود و يا ساده تر بگويم ندادن خدا نعمتى را به چيزى يا به كسى ، يا زياد دادن ، يا كم دادن تابع و برابر مقدار ظرفيتى است كه در آن چيز و يا آن شخص است و بيش از آن مقدارى كه داده شده ، ظرفيت نداشته است ، همچنان كه خودش در مثالى كه زده مى فرمايد: « انزل من السماء ماء فسالت اوديه بقدرها » .
    و نيز فرموده : « و ان من شى ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم » ،
    بنابراين خداى تعالى به هر كس و به هر چيز به آن مقدار كه ظرفيت واستحقاق دارد عطا مى فرمايد كه تعيين اين مقدار در حيطه علم خود او است ، همچنانكه فرموده : « الا يعلم من خلق و هو اللطيف الخبير » .
    و معلوم است كه نعمت و نقمت و بلا و رخاى هر چيزى به نسبت خود آن چيز است ، كه اين را نيز در آيه زير بيان نموده مى فرمايد: « لكل وجهه هو موليها » و معلوم است كه هر موجودى به سوى وجهه اى روان است كه خاص خود او و غايتى مناسب به حال او است . اين جا است كه خواننده محترم مى تواند حدس بزند كه « سراء » و « ضراء » ، « نعمت » ، « نقمت » ، « بلا » به اين انسان « كه از نظر قرآن كريم در ظرف اختيار زندگى مى كند » امورى است مربوط به اختيار خود انسان : براى اينكه انسان در صراطى واقع است كه آخر اين صراط در صورت درست رفتن ، سعادت و در صورت نادرست رفتن ، شقاوت است و دخالت اختيار آدمى در سلوك درست و نادرست قابل انكار نيست .
    و قرآن كريم اين حدس شما را تصديق دارد و مى فرمايد: « ذلك بان الل ه لم يك مغيرا نعمه انعمها على قوم حتى يغيروا ما بانفسهم » و به حكم اين آيه شريفه نيت هاى پاك و اعمال صالح در روى آورى نعمتى كه به آدمى اختصاص مى يابد دخالت دارد و چون دخالت دارد وقتى كسى نيت و اعمال خود را تغيير دهد خداى تعالى نيز رفتار خود را تغيير مى دهد و رحمت خود را از آنان امساك مى كند، همچنانكه خودش ‍ فرمود: « و ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم و يعفوا عن كثير » كه به حكم اين آيه شريفه نيز اعمال انسانها در نزول آنچه بر سر آدمى نازل مى شود و آنچه از مصائب كه به وى روى مى آورد دخالت دارند، و نيز مى فرمايد: « ما اصابك من حسنة فمن الله و ما اصابك من سيئة فمن نفسك ».

    ترجمه المیزان ج 5


  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 دقیقه
    دریافت
    154
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث کلامی نمایش پست

    قرآن مجيد مى‏فرمايد: «ان الذين عندالله الاسلام؛(سوره يونس، آيه 90) همانا دين نزد خدا اسلام است»
    فکر کنم منظورتان ایه 19 ال عمران باشد ان الدين عندالله الاسلام


    امااگر تمام پیامبران 1 دین داشتند وهمه مسلمان بودند پس چرا خداوند به پیامبر گرامی خود میفرماید بگو من اولین کسی هستم که اسلام اوردم؟
    چه خوش است صوت قرآن ز تو دلبرا شنیدن
    به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن

  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    974
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 6 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر جناب مخلوق
    آیه 14 سوره انعام : . . . قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكينَ
    آیه 163 سوره انعام : لا شَريكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمين‏
    آیه 143 سوره اعراف : قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنين‏
    آیه 12 سوره زمر : وَ أُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمين‏

    اگر در این آیات دقت فرمایید مشخص می شود که هر پیامبری در میان قوم خود اولین مومن یا مسلم بوده است نه اینکه از بدو پیدایش انسان بر روی کره زمین اولین مومن یا مسلم بوده باشد.
    تنها دین وحیانی و الهی اسلام است که به معنای تسلیم در برابر الله است و از این رو ادیان توحیدی یهودیت و مسیحیت نیز همان دین اسلام هستند و این نامها را پیروان این ادیان برگزیده اند نه اینکه منشا الهی داشته باشد به همانگونه که ما مسلمانها نیز بعضا می گوییم دین محمدی. به علت تحریف کتابهای عهد قدیم و جدید تفاوتهایی در احکام این کتابها با قران به چشم می خورد ولی جالب توجه است به همانگونه که در سوره پنجم کتاب تثنیه عهد عتیق احکام مشهور به ده فرمان در آیاتی پشت سر هم یعنی از آیات 2 تا 22 آمده است در قران نیز در سوره اسراء به همین نحو از آیه 23 تا 38 آمده است. به توالی شماره آیات دقت کنید. جالب نیست؟ البته همانند کتابهای عهد قدیم و جدید که این فرامین در جاهای دیگر نیز مطرح شده و فقط منحصر به سوره پنجم نیست در قران نیز همین گونه است .

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مخلوق نمایش پست
    سلام



    فکر کنم منظورتان ایه 19 ال عمران باشد ان الدين عندالله الاسلام


    امااگر تمام پیامبران 1 دین داشتند وهمه مسلمان بودند پس چرا خداوند به پیامبر گرامی خود میفرماید بگو من اولین کسی هستم که اسلام اوردم؟
    با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات

    بله منظورم همان آیه ای است که حضرت عالی تلاوت فرمودید ، که به اشتباه به جای «د» حرف «ذ» تایپ شده این بود از این بابت عذر خواهی می کنم :
    همچنانکه در پست پیشین خدمت شما عرض شد اسلام معنای عامی دارد که شامل تمامی ادیان الاهی می شود اسلام یعنی تسلیم شدن در برار فرامین حضرت حق و این شامل یهودیت و مسیحیت نیز می شود چون ادیان چیزی جز خشوع و خضوع در مقابل فرامین خداوند سبحان نیستند ، بنابراین همه ادیان الاهی در واقع مسلمان بوده اند زیرا همگی تسلیم پروردگار بوده اند .
    اما با بعثت رسول اکرم (ص) آخرین و کامل ترین دین الاهی یعنی «اسلام» که این دین نیز چیزی جز تسلیم شدن در برابر فرامین الاهی چیزی نیست حضرت رسول (ص) موظف به تبلیغ دین اسلام گردید فلذا آیه شریفه فرمود:

    « قُلْ إِنىّ‏ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»(انعام 14)

    قُلْ إِنىّ‏ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبىّ‏ِ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ(انعام 15)

    اگر آیه بعدی را ملاحظه بفرمایید اسلام در مقابل عصیان بکار رفته است ، یعنی اسلام تسلیم شدن در برار پروردگار است و عصیان عدم تسلیم شدن و عدم فرمان بری است .

    در ثانی وقتی رسول اکرم فرمود من اولین مسلمان هستم بدین معنی است که وی همیشه در برابر فرامین الاهی خاشع بوده و تا ه حال هیچ بتی را نپرستید ، البته این تعبیر در مورد حضرت علی (ع) نیز آورده شده است ؛ اسلام حضرت اميرالمؤمنين (ع ) با ساير مردم يك تفاوت اساسى دارد: ساير مسلمانان در صدراسلام وقتى به اسلام روى مى آوردند كه سالها بت پرستيده بودند ولى اميرالمؤمنين (ع ) هيچ گاه سر به آستانه غير خدا نساييده و هرگز بت نپرستيده بود اگر مى گوييم او اولين مسلمان اسـت , بـه هـمان مـعناست كه ابراهيم خليل (ع ) فرمود: «من اولين مسلمانم » اگر مـى گوييم او نخستين مؤمن است , به همان معناست كه حضرت موسى (ع ) فرمود: من اولين مؤمنم .

    با تشکر



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۵:۲۶


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود