جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یک سوال در مورد خطبه 182 نهج البلاغه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611

    یک سوال در مورد خطبه 182 نهج البلاغه




    یارب
    سلام سروران گرام

    حضرت علی علیه السلام در خطبه 182 توصیف حضرت مهدی عج را فرموده است:

    زره دانش بر تن دارد .باتمامی آداب، و با توجه و معرفت کامل آنرا فراگرفته است
    حکمت گمشده اوست که همواره در جستجوی آن می باشد و نیاز اوست که در به دست آوردنش میکوشد.او پنهان خواهد شد.او باقیمانده ی حجت های الهی و آخرین جانشین از جانشینان پیامبران است....

    سوال:چرا حضرت علی علیه السلام در زمانی که مردمش حتی به خود حضرت هم جهالت داشتند در مورد فرزند بزرگوارش صحبت میکرده؟


    یاعلی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    2,882
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    157
    آپلود
    0
    گالری
    0





    یک سوال در مورد خطبه 182 نهج البلاغه

    با سلام وبا اجازه اساتيد محترم جهت روشن شدن پاسخ نياز به شرح اين قسمت از خطبه ميباشد كه شرح آن زير نظر آية الله العظمي مكارم شيرازي ميباشدكه از نظرتان ميگذرد

    ويژگيهاى آن مرد الهى

    آنچه در اين بخش آمده در ظاهر پيوندى با بخشهاى سابق اين خطبه ندارد. دليل آن اين است كه مرحوم سيّد رضى در بسيارى از موارد همه خطبه را نقل نمى كند، بلكه بخشهايى از آن را به صورت گزينشى انتخاب مى كند.
    تعبير به «مِنْها» نيز در آغاز اين بخش، گواه روشنى بر اين مطلب است و همين امر سبب شده است كه اين بخش و مرجع ضميرهاى آن در هاله اى از ابهام فرو رود و هر يك از مفسّران، احتمالى درباره آن بدهند; ولى به اعتقاد ما قرائنى در مجموع اين بخش وجود دارد كه هرگونه ابهام را برطرف مى سازد كه به آن اشاره مى كنم.
    نخست مى فرمايد:
    «او براى حفظ حكمت و دانش، زرهى كه حافظ آن است بر تن كرده و حكمت را باهمه آدابش را در برگرفته، توجه خاص به آن نموده و آن را به خوبى شناخته و يكسره به آن پرداخته است»;
    (قَدْ لَبِسَ لِلْحِكْمَةِ جُنَّتَهَا(1)، وَ أَخَذَهَا بِجَمِيعِ أَدَبِهَا، مِنَ الاِْقْبَالِ عَلَيْهَا، وَالْمَعْرِفَةِ بِهَا، وَالتَّفَرُّغِ لَهَا).

    در اينكه منظور از اين شخص حكيم كه حكمت همه وجود او را پر كرده و توجه او را به خود جلب نموده و آن را با همه آداب در برگرفته كيست، احتمالات متعددى داده شده كه از جمله چهار احتمال زير است:

    1ـ گروهى گفته اند:
    اين كلام، اشاره به حضرت مهدى(عليه السلام) و دوران غيبت و قيام اوست. ابن ابى الحديد اين نظر را به اماميه نسبت داده است و در آغاز آن را نمى پذيرد; ولى در پايان به عنوان كسى كه در آخر الزمان متولّد مى شود و نامش مهدى(عليه السلام)است، اين نظريه پذيرفته است.
    2ـ فلاسفه گفته اند: مراد از آن نخبگان عرفا هستند كه در هر زمان در ميان مردم وجود دارند.
    3ـ از بعضى متصوفه نقل شده كه منظور اولياء الله و سالكان طريق حقيقتند كه همواره در روى زمين وجود دارند.
    4ـ از جماعت معتزله نقل شده كه منظور عالم به عدل و توحيد از مؤمنان است كه در هر عصر و زمان، افرادى از آنها در ميان مردم ديده مى شود; ولى هنگامى كه تعبيرات حضرت را تا پايان اين بخش تفسير كنيم به روشنى درخواهيم يافت كه اين عبارات تفسير صحيحى جز حضرت مهدى(عليه السلام) ندارد.
    به هر حال تعبير به (قَدْ لَبِسَ لِلْحِكْمَةِ جُنَّتَهَا) اشاره به اين است كه او حكيم است و براى حفظ حكمت سپرى بر تن كرده كه منظور از آن، سپر تقوا و پرهيزكارى است، همان گونه كه دراين حديث معروف آمده است:

    «ما أَخْلَصَ عَبْدٌ للهِِ عَزَّوَجَلَّ أَرْبَعينَ صَباحاً إلاّ جَرَتْ يَنابيعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلى لِسانِهِ ; هيچ بنده اى چهل روز اعمال خود را براى خدا كاملا خالص نكرد مگر اين كه چشمه هاى جوشان حكمت از قلب او بر زبانش سرازير شد».(2)

    یک سوال در مورد خطبه 182 نهج البلاغه

    ویرایش توسط درگاه محبوب : ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ در ساعت ۰۹:۰۳
    یا صاحب الزمان(عج)....
    اول كلاس درس انتظار حضورو دل دردست بيا
    آخراشك ظهور حله،سهله يا جمكراني جانابيا

    ادرکنی العجل الغوث الساعه الامان




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    2,882
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    157
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک سوال در مورد خطبه 182 نهج البلاغه

    ............جمله هاى بعد از آن نيز، «وَ أَخَذَهَا بِجَمِيعِ أَدَبِهَا...» همه اشاره به اين است كه او حكيمى است توانا كه علم و دانش و حكمت و تدبير بر همه وجود او حاكم است و با همين ابزار محيط خود را اداره مى كند.

    امام(عليه السلام) در ادامه اين سخن مى افزايد:
    «حكمت و دانش براى او گمشده اى است كه همواره در جستجوى آن است و نياز اوست كه پيوسته در طلب آن است»;

    (فَهِيَ عِنْدَ نَفْسِهِ ضَالَّتُهُ الَّتِي يَطْلُبُهَا، وَ حَاجَتُهُ الَّتِي يَسْأَلُ عَنْهَا).

    اين سخن تأكيد ديگرى است بر اينكه آن مرد الهى برنامه كارش بر اساس حكمت قرار گرفته و قبل از ايجاد هر تحوّلى تحوّل علمى و فرهنگى برقرار مى كند; اين سخن هماهنگ با چيزى است كه در روايات درباره حضرت مهدى(عليه السلام) آمده است.

    از جمله در حديثى از امام باقر(عليه السلام) چنين مى خوانيم:

    «إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ يَدَهُ عَلى رُؤُوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِها عُقُولُهُمْ وَ كَمُلَتْ بِها أَحْلامُهُم ;
    هنگامى كه قيام كننده ما به پا خيزد دست خود را بر سر بندگان بگذارد (آنها را تحت تربيت خود قرار دهد) و به اين وسيله عقلهاى آنها را متمركز سازد و افكار آنها را كامل كند».(3)

    در ادامه در بيان يك ويژگى ديگر آن مرد الهى مى فرمايد: «او به هنگامى كه اسلام غروب كند همچون شترى گردد كه از راه رفتن بازمانده، بر زمين قرار گرفته و سينه به آن چسبانده است، پنهان خواهد شد»;

    (فَهُوَ مُغْتَرِبٌ إِذَا اغْتَرَبَ(4) الاِْسْلاَمُ، وَ ضَرَبَ بِعَسِيبِ(5) ذَنْبِهِ(6)، وَ أَلْصَقَ الاَْرْضَ بِجِرَانِهِ(7)).

    هنگامى كه شتر از راه رفتن باز مى ماند بر زمين چنان پهن مى شود كه انتهاى دم او به زمين مى چسبد و حتى پايين گردن خود را نيز بر آن مى نهد و اين نشانه نهايت خستگى است و عرب از آن به عنوان كنايه براى نهايت ضعف و ناتوانى استفاده مى كند.
    اين سخن اشاره آشكار ديگرى به يكى از اوصاف آن مرد الهى است و كه در دوران غيبت او اسلام و مسلمين در نهايت ضعف قرار مى گيرند و دشمنان از هر سو براى محو اسلام و شكست مسلمين قيام مى كنند.
    یک سوال در مورد خطبه 182 نهج البلاغه

    یا صاحب الزمان(عج)....
    اول كلاس درس انتظار حضورو دل دردست بيا
    آخراشك ظهور حله،سهله يا جمكراني جانابيا

    ادرکنی العجل الغوث الساعه الامان




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    2,882
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 1 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    157
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک سوال در مورد خطبه 182 نهج البلاغه


    در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) آمده است:
    «اَلْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً فَجَميعُ ما جاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفانِ فَلَمْ يَعْرِفِ النّاسُ حَتّى الْيَوْمِ غَيْرَ الْحَرْفَيْنِ فَإذا قامَ قائِمُنا أَخْرَجَ خَمْسَ وَ عِشْرينَ حَرْفاً فَبثّها فى النّاسِ وَ ضَمَّ إِلَيْها الْحَرْفَيْنِ حَتّى يَبُثَّها سَبْعَةَ وَ عِشْرينَ حَرْفاً ;

    علم و دانش 27 حرف (27 باب) است جميع آنچه پيامبران الهى آورده اند به
    اندازه دو حرف آن است و مردم تا امروز جز آن دو حرف را نشناختند.

    هنگامى كه قيام كننده ما قيام مى كند 25 حرف ديگر را بيرون مى آورد و در ميان مردم مى گستراند و آن دو حرف را نيز به آن ضميمه مى كند تا 27 حرف كامل شود»(8)
    (اشاره به اينكه آن حضرت انقلاب فرهنگى قوى و پرشتابى پى ريزى مى كند كه سطح آگاهى و علم در جهان بيش از ده برابر وضع موجودش مى شود).

    به گفته حافظ:
    ز قاطعان طريق اين زمان شوند ايمن *** قوافل دل و دانش كه مرد راه رسيد
    كجاست صوفى دجّال فعلِ ملحدْ شكل *** بگو بسوز كه مهدى دين پناه رسيد
    عزيز مصر به زعم برادران حسود *** ز قعر چاه بر آمد، به اوج ماه رسيد

    امام(عليه السلام) در پايان اين فراز به نكته روشن ترى در اين زمينه مى پردازد و مى فرمايد: «او باقيمانده اى از حجّتهاى خدا است و خليفه و جانشينى از جانشينان پيامبران اوست»;

    (بَقِيَّةٌ مِنْ بَقَايَا حُجَّتِهِ، خَلِيفَةٌ مِنْ خَلاَئِفِ أَنْبِيَائِهِ).

    همان گونه كه از بيان اين اوصاف به دست مى آيد جمله هاى بالا مرجع ضميرى جز حضرت مهدى نمى تواند داشته باشد به ويژه اينكه واژه هاى «بقيه» (بقية الله) و «حجّت» و «خليفه» در فرهنگ دينى ما كاملا منطبق بر آن حضرت است.

    نكته

    اشاراتى به قيام مهدى


    از اين بخش خطبه كه اشارات روشنى به قيام حضرت مهدى(عليه السلام)داشت، به خوبى استفاده مى شود كه بر خلاف تصوّر ناآگاهان، تكيه گاه اصلى مهدى برانقلابى فكرى، علمى و فرهنگى است; نه قيامى نظامى و مملوّ از خونريزى. او چنان سطح افكار مردم را بالا مى برد كه با پاى خود به سوى يك حكومت سراسر عدل و داد پيش مى روند. بى شكّ در آغاز راه، اقليّت ماجراجو و منحرف و گردنكشان زورگو و ظالمى در اين طريق سدّ راهند كه امام آنها را با قدرت نظامى خود بر مى دارد. او پيوسته در طلب دانش و ارتقاى سطح معلومات امّت است و همچون جدّش پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) با زبان حال و قال مى گويد: (رَبِّ زِدْنِي عِلْماً).(9)

    پاورقي
    1. «جنّه» از ريشه «جنّ» بر وزن «فنّ» به معناى پوشاندن چيزى است و به ديوانه از اين جهت مجنون گفته مى شود كه گويى پرده اى بر عقلش كشيده است و جن موجودى است ناپيدا و جنين در رحم پوشيده شده است. باغ را از اين جهت «جنّت» مى گويند كه زمينش از درختان پوشيده است و «جنان» بر وزن زمان به قلب گفته مى شود كه در سينه پنهان است و «جنّه» كه در خطبه بالا آمده به معناى زره و سلاح هاى دفاعى ديگرى كه انسان خود را با آن مى پوشاند.
    2. عيون اخبارالرضا(عليه السلام)، جلد 2، صفحه 69، حديث 321.
    3. بحارالانوار، جلد 2، صفحه 328، حديث 47.
    4. «اغترب» از ماده «اغتراب» به معناى مهاجرت كردن يا پنهان شدن است.
    5. «عسيب» استخوان انتهايى دم اسب يا شتر گويند.
    6. «ذنب» از ريشه «ذنب» بر وزن «ضرب» گرفته شده كه به معناى دنبال چيزى را گرفتن است و چون گناه آثار و تبعاتى دارد كه انسان را رها نمى كند به آن ذنب بر وزن ضرب گفته شده و «ذَنَب»، بر وزن «هدف» كه در خطبه بالا آمده به معناى دم حيوان و دنباله هر چيزى است.
    7. «جران» به معناى بخش پيشين گردن شتر راگويند و جمله «ضرب بجرانه» كنايه از جاگرفتن و جا خوش كردن است.
    8. بحارالانوار، جلد 73، صفحه 336 .
    9. طه، آيه 114.

    بخش ديگرى از خطبه: (آن مرد الهى) براى حفظ حكمت و دانش، زرهى بر تن كرده و حكمت را با تمام آدابش در برگرفته، توجه خاص به آن نموده و آن را به خوبى شناخته و يكسره به آن پرداخته است. حكمت و دانش براى او گمشده اى است كه همواره در جستجوى آن است و نيازى اوست كه پيوسته در طلب آن است. او به هنگامى كه اسلام غروب كند و همچون شترى خسته كه از راه رفتن بازماند، و بر زمين قرار گرفته و سينه به آن چسبانده است، پنهان خواهد شد. (آرى) او باقيمانده اى از حجّتهاى خداست و خليفه و جانشينى از جانشينان پيامبران اوست.

    یک سوال در مورد خطبه 182 نهج البلاغه

    یا صاحب الزمان(عج)....
    اول كلاس درس انتظار حضورو دل دردست بيا
    آخراشك ظهور حله،سهله يا جمكراني جانابيا

    ادرکنی العجل الغوث الساعه الامان




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط moamma نمایش پست
    سوال:چرا حضرت علی علیه السلام در زمانی که مردمش حتی به خود حضرت هم جهالت داشتند در مورد فرزند بزرگوارش صحبت میکرده؟
    1- قدر ناشناسی مردم نسبت به ولایت حضرت امیر(ع) نمی تواند دلیل بر این باشد که حضرت درباره امام زمان سخنی نگوید.

    2- در میان مخاطبین امام صحابه و پیروان زیادی هم بودند که به حضرت ارادت داشته و سخن ایشان را می پذیرفتند؛ از اصحاب خاص حضرت گرفته تا سایر پیروان ایشان (سلمان، مقداد، ابوذر، عمار، مالک اشتر و...).

    3- مخاطب سخنان امام علی(ع) تنها مردم کوفه نبودند، همه مسلمین خصوصا شیعیان حضرت (و در برخی موارد همه انسانها) مخاطب سخنان جامع و حکیمانه ایشان هستند.


    عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ ص النَّاسَ فِي الْحِجَّةِ الْوَدَاعِ بِمِنًى فِي الْمَسْجِدِ الْخَيْفِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِي فَوَعَاهَا ثُمَّ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَيْرِ فَقِيهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَه منه (أمالي الصدوق/350):

    امام صادق (ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت نمودند که فرمود: خداوند با طراوت و خرم نماید بنده ای که کلام مرا بشنود و حفظ نماید و به کسی که آن را نشنیده برساند؛ چه بسا کسانی که کلام حکیمانه و عمیقی را حفظ کرده اند اما به عمق معنای آن نرسیده اند و چه بسا کسانی که کلام حکیمانه و عمیقی را [تا حدی درک می کنند اما آن را] به کسانی که بهتر از آنها درک می کنند، می رسانند.

    4- احادیث مربوط به امام زمان در کلمات پیامبر اکرم هم فراوان دیده می شود و این احادیث در میان صحابه معروف و مشهور بود و حضرت امیر (ع) هم در مواقع گوناگون مطالبی درباره امام زمان(ع) برای مردم بیان می کردند و این گونه احادیث است که به ما شناخت صحیحی در موضوع مهدویت می دهد.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ در ساعت ۲۳:۱۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  7. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود