صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آيا حضرت موسي قبل از رسالتش قتل انجام داد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    198
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    1 روز 13 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آيا حضرت موسي قبل از رسالتش قتل انجام داد؟




    آيا قتلي كه حضرت موسي قبل از رسالتش انجام داد گناه نبوده است؟چرا بعد ها توبه كرد؟

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط zarif razavi نمایش پست
    آيا قتلي كه حضرت موسي قبل از رسالتش انجام داد گناه نبوده است؟
    آنچه كه از حضرت موسى سر زد ترك اولائى بيش نبود، و روشن است كه ترك اولى به معنى كارى است كه ذاتا حرام نيست بلكه موجب مى‏شود كه كار خوبتر ترك گردد بى آنكه خلافى انجام شده باشد. و موسى(علیه السلام) با اين عمل، خودش را به زحمت انداخت چرا كه قتل يك قبطى بتوسط موسى چيزى نبود كه فرعونيان به آسانى از آن بگذرند. و اضافه بر آن اينكه حضرت موسى(علیه السلام) در دعواى مرد قبطى و مرد بنى اسرائيل قصد كشتن مرد قبطى را نداشت، و اين عدم قصد موسى نه به خاطر آنكه آنها مستحق قتل نبودند بلكه به خاطر پى‏آمدهايى كه اين عمل ممكن بود براى موسى (علیه السلام) و بنى اسرائيل داشته باشد. حضرت موسى(علیه السلام) در كشتن قبطى در دفاع از يك بنى‏اسرائيلى دچار گناه نشده بود؛ بلكه به جهت آن كه در آن شرايط نمى‏بايست كارى انجام مى‏داد كه موجب فاش شدن راز او و همكارى او با بنى‏اسرائيل گردد، از درگاه خداوند طلب مغفرت مى‏كند.

    خداوند با رفع غم و اندوه موسى
    (علیه السلام) خواسته او را اجابت كرده، مى‏فرمايد:
    وقتلت نفسا و نجيناك من الغم؛ و تو كسى را كشتى و ما تو را از غصه نجات داديم.
    (طه/40)

    بنابراين، اين عمل موسى
    (علیه السلام) نيز همانند موارد ديگرى است كه پيامبران از درگاه خداوند طلب مغفرت نموده‏اند.

    و اينكه حضرت موسى
    (علیه السلام) بعداز كشته شدن مرد قبطى گفت قال هذا من عمل الشيطان انه عدو مضل مبين(قصص/15)گفت اين كار شيطان است چرا كه او دشمنى گمراه‏كننده [و] آشكار است.

    منظور اين است كه در آن شرايط اقدام به چنين كارى مصلحت نبود، و همانطور هم شد، يعنى همين عمل سبب شد كه موسى ديگر نتواند در مصر بماند و راه مدين را پيش گرفت.

    لذا اصل عمل «كشته شدن قبطى» مسأله مهمى نبوده، چرا كه جنايتكاران فرعونى مفسدان بى رحمى بودند كه هزاران نوزاد بنى اسرائيل را سربريدند و از هيچگونه جنايت بر بنى اسرائيل ابا نداشتند و به اين ترتيب افرادى نبودند كه خونشان مخصوصا براى بنى اسرائيل محترم باشد. تنها مشكلى كه براى علماى تفسير ايجاد شده است اين است كه چطور حضرت موسى با داشتن مقام عصمت مى‏گويد. قال هذا من عمل الشيطان.... يا رب انّى ظلمت نفسى فاغفرلى.
    (قصص/15-16)

    جواب اين سؤال نيز در توضيح بالا آمد كه منظور از جمله «هذا من عمل الشيطان» كه موسى
    (علیه السلام) مى‏گويد؛ وارد اين ماجرا شدن و نزاع و جدال مرد بنى اسرائيلى و مرد قبطى كه منجر به كشته شدن مرد قبطى مى‏شود و اينكه مى‏گويد رب انى ظلمت نفسى...

    مسلما موسى
    (علیه السلام) گناهى مرتكب نشد بلكه در واقع ترك اولائى از او سرزد و بى احتياطى كرد و خود را به مشقت و زحمت و درد سر انداخت.

    در حديثى نيز از امام على بن موسى الرضا
    (علیهما السلام) در تفسير اين آيات آمده است كه امام فرمود: «منظور از جمله هذا من عمل الشيطان نزاع و جدال آن دو مرد با يكديگر بوده كه عمل شيطانى محسوب مى‏شده، نه عمل موسى، و منظوراز جمله رب انى ظلمت نفسى فاغفرلى اين است كه من خود را در آنجا كه نبايد بگذارم گذاردم، من نبايد وارد اين شهر مى‏شدم، و منظور از جمله «فاغفرلى» اين است كه مرا از دشمنانت مستور دار تا بر من دست پيدا نكنند (و يكى ازمعانى غفران پوشانيدن است)،

    (برای توضیح بیشتر رجوع کنید به : تفسير نمونه، جلد 16، صفحه 42 تا 45).




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط zarif razavi نمایش پست
    چرا بعد ها توبه كرد؟
    در مورد استغفار پيامبران بايد گفت:

    استغفار و توبه داراى مراتب و درجاتى متناسب با عاملين آن است.

    توبه گنه‏كاران از گناه است .

    توبه اهل سلوك از پرداختن به غير خدا و توجه به غير حق .

    توبه و استغفار واصلان و اولياى الهى مرتبه‏اى دارد فوق همه اينها. آنان چون مستغرق در ذات جميل على الاطلاقند و توجه به مقام ربوبى - كه كمال مطلق است - دارند وقتى به خود و اعمال خويش مى‏نگرند با تمام عظمت و بزرگى آن اعمال آنها را در برابر عظمت بى نهايت الهى بسياركوچك و مايه سرافكندگى و شرمندگى مى‏بينند. مانند آن كه مهم‏ترين دارايى‏اش مقدارى آب گل‏آلود بود و آن را براى سلطان هديه برد و چون فر و شكوه شاهى را بديد از آنچه آورده بود سخت شرمسار و سرافكنده گرديد.

    از طرف ديگر امام راحل در كتاب «آداب الصلاه» در شرح حديث نبوى ليغان على قلبى وانى لاستغفرالله كل يوم سبعين مره فرموده‏اند: براساس توحيد ناب تمام هستى آينه و مرآت تجلى پروردگار است و ائمه هدى در همه هستى از جمله انسان‏ها ،خدا را مى‏ديده‏اند ولى برخى از آنها مانند ابوجهل‏ها و ابوسفيان‏ها مرائى كدرند و بر قلب پيامبر زنگار مى‏زدند. از اين رو حضرتش براى زدودن اين زنگار استغفار مى‏فرستد. مسأله محجوبيت نفس نيز در مورد آنان درهمين راستا قابل تفسير است گرچه نسبت به ديگران اشكال ديگرى دارد.

    از اين رو مى‏توان گفت استغفار براى اولياى الهى بيشتر جنبه دفع دارد و براى ما جنبه رفع دارد؛ يعنى ما استغفار مى‏كنيم تا لغزش‏هايى كه مرتكب شده‏ايم بخشيده شود و آن‏ها استغفار مى‏كنند تا نلغزند و اصلاً گناه سراغ آن‏ها نيايد.
    علاوه بر اينكه نفس استغفار، براى ايشان عبادت است. آن بزرگان با عبادت و اطاعت درجات عصمت خويش را شدت مى‏بخشند لذا استغفار و توبه در بالا رفتن درجات عصمت آنها دخالت دارد.


    ====>

    توبه به حسب حال انسان‏ها متفاوت است و همه انبيا و اوليا پيوسته در درگاه الهى بر توبه و استغفار مشغول بوده‏اند؛ زيرا:

    توبه و انابه فرد از بهترين شيوه‏هاى تواضع دربرابر پروردگار است.

    اولياى خدا حتى كارهاى نيكشان را در مقابل جلالت و عظمت پروردگار ناچيز و مايه شرمندگى مى‏دانستند و توبه مى‏كردند.

    توبه مردم عادى از گناه است؛ ولى اوليا و اوصيا از اينكه ذره‏اى از خدا غافل شوند توبه مى‏كردند.





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حضرت موسي در دفاع از یک مظلوم که از جانب فردی که وابسته به حکومت بوده ودارای قدرت بود با او درگیر شد ودر اثر مشت او فرد مزبور کشته شد بدون اینکه عمدی در کارباشد بله کشتن کسی بدون اینکه کسی را کشته باشد ویا برای فساد در زمین گناه بزرگی است ولی زمانی که بدون عمد کشته می شود دیگر شخص کشنده گناه کبیره انجام نداده است.
    بحث راجع به عمد بودن یا غیرعمد نیست بحث در مورد زدن فرد مصری بود و در حال تفسیر عمل موسی بودیم که ﺁیا کار او گناه بوده است یا نه چرا ؟
    مقایسه کردم عمل او را با عملی مشابه از غیر پیامبرو تفاوت ها و شباهتهایش را می خواستم بدانم.


    در مورد حضرت آدم نیز اگر دوستان به کتب تفسیری مراجعه کنند خواهند دید که امرالهی برای ایشان امر مولوی نبوده است بلکه برای ارشاد بود که خوردن از آن میوه تبعاتی داشت که یکی از آنها خروج از بهشت قبل از موعد مقرر بود
    امر مولوی یا ارشادی جعلی است دستورات خدا دارای مانند ریاضیات دارای کد است و مانند ریاضیات یک جواب دارد مولوی ارشادی هیچ اساس دینی ندارد بنا براین سیئه و منکر و از این قبیل همه در مجموعه نواهی الهی است و نیکی و احسان و بقیه خوبیها از معروفات خداوند است نهی از منکر امر بمعروف همین دو تا
    خوبی ها را معروف و بدیها را منکر می داند
    البته گناهان درجاتی دارد و ثواب ها هم درجاتی اما نمی توان گناهی را گفت این گناه نیست .
    مسلم است گناه زنا از چشم چرانی بیشتر است ولی چشم چرانی هم گناه است.
    نمی توان گفت چشم چرانی نشود بهتر است.
    در مورد خوردن میوه ممنوعه و اطاعت از شیطان تمام شرایط گناه را دارد اول اطیعوالله را نقض کرده دوم اوامر شیطان را اجرا کرده است تمام گناهان همین طورند نقض اطیعوالله و پیروی از شیطان

    همانطور که نوشتید شیطان امر به فحشا و منکر می کند و خداوند به نیکیها دعوت می کند وقتی ﺁدم فرمان خدا را زیر پا گذاشت و از درخت ممنوعه خورد چرا با برگ بهشتی خود را پوشاند چون شهوت در او نمایان شد چرا استغفار کرد زیرا نادم شد چرا نادم شد چون امرشیطان را اطاعت کرد و امر خدا را فراموش کرد

    هر گناهی همین مکانیسم را دارد اطاعت از شیطان نادیده گرفتن فرمان خدا انجام کار نهی شده بعد هم پشیمانی و درخواست بخشش
    زنا - قتل و سایر منکرات و فحشا همه این موارد نواهی قران هستند و اوامر شیطان
    ویرایش توسط مزمل : ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ در ساعت ۱۱:۱۹
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعریف گناه




    وقتی تمام مکانیسم یک گناه رعایت شده باشد گناه بودنش جای تردید نیست
    گفته اید برای سوالات به کتب تفسیری مراجعه کنیم
    اولا این سوالات در کتب تفسیری نیست و اگر هم هست جواب ها قانع کننده نیست
    مثلا انجام عمل ممنوعه چرا گناه نیست؟
    من بر خلاف شما فکر نمی کنم ببینم چه کسی عملی را انجام داده تا قضاوت کنم گناه هست یا نیست
    بلکه من به نفس عمل کار دارم به خود عمل کار دارم که ﺁیا این عمل گناه هست یا نیست
    متاسفانه قضات دنیا نگاه نمی کنند جرم چیست اول نگاه می کنند ببینند مجرم کیست
    اگر مجرم بی پناه بود می گویند جرمش گناه است و اشد مجازات و اگر مجرم والا مقام بود تلاش می کنند جرمش را ماست مالی کنند.
    شما هم می گویید هر جا به گناه مثلا فرعون رسیدیم که گناه است ولی موسی و عیسی اگر بد تر ازفرعون هم کاری کرده باشند گناه نیست و این را من نمی تونم بفهمم که چرا گناه فرعون گناه است ولی گناه موسی گناه نیست .
    مشت زدن دو نفر در مصر به سرو کله و شکم و پشت هم عمل شیطان و گناه است مشت زدن موسی گناه نیست .
    مثل این است که عدد دو ضربدردو گاهی میشود چهار گاهی میشود ده نمی تونم این تفاوت را درک کنم
    این روش داود نیست بر طبق نظر شما پیامبررا باید پیروی کرد ﺁیا داوود به عمل توجه می کرد یا به عامل به جرم توجه می کرد یا به مجرم
    اگر برگه عباس دست شما باشد نمره هاش چند است در دو حالت
    اول سر برگ اسم نباشد دوم سر برگ اسم باشد اگر نمره یکسانی بدهید شما داوود وار می اندیشید

    روش داود این بود که به خود جرم نگاه می کرد نه اینکه عمل از کی سرزده است
    انجام عمل نهی شده مذموم شیطانی توسط غیر پیامبر ﺁیا گناه است یا نه
    چه در زدن مخالف شیعه و چه در خوردن میوه درخت ممنوعه گناه است چون مهم نیست چه کسی میوه را خورده یا مشت را زده بلکه هر کس میوه ممنوعه را بخورد یا مشت ممنوعه را بزند او گناه کار است.

    انجام این اعمال توسط پیامبر و غیر پیامبر چه حکمی دارد.
    مثلا اگر پیامبر خون بخورد مرتکب گناه شده یا نه
    اگر خوردن خون حرام است پس خون با درخت ممنوعه چه تفاوتی دارد.
    من می خواهم در مورد درخت ممنوعه بدانم که چرا خوردنش گناه نیست؟
    ویرایش توسط مزمل : ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ در ساعت ۱۱:۲۰
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    و یا عمل زدن فردی غیر شیعه (مصری)وقتی با شیعه در گیر است مجاز است همیشه مجاز است یا وقتی که مخالف شیعه ی ما شرارت می کند مجاز است

    اگر فرد مصری با خود موسی درگیر بود می توانستیم بگوییم از خود دفاع کرده است در حالی که این چنین نبوده است.
    تعابیریکه موسی بعد از زدن مصری بکار برد همه دارد گناه بودن موسی را بیان می کند نه انجام امر خدا را


    آنچه که در مورد حضرت موسی می فرمایید در قرآن چنین آمده است حضرت موسی برای کمک یکی از طرفداران خود که مومن بود ودر دین آباء خود حضرت ابراهیم قرار داشت

    او فقط شیعه ی موسی بود یعنی از بنی اسرائیل بود و تنها عاملی که باعث شد موسی مصری را بزند این بود که مصری از بنی اسرائیل نبود.

    نمی توان همه بنی اسرائیل را صالح و همه مصریان را فاسق دانست با توجه به شواهدی از ﺁیه مرد بنی اسرائیلی شرور بوده است چون روز بعد هم با مصری دیگری درگیر بود.
    اگر قرآن با لفظ دشمن برای مصری استفاده کرده است منظورش دشمنی فرهنگی و نژادی مصری ها و بنی اسرائیل است نه دشمنی شخصی و علت ندامت موسی این بود که زدنن مصری با دلیل پوچ دشمنی فرهنگی در دعواهای معمولی اشتباه است که مقصر هم بنی اسرائیلی بوده است .

    چنان که روز بعد وقتی مرد بنی اسرائیلی با مصری دیگری درگیر شد اینجا مرد مصری دوم سخنانی می گوید که نشان از شعور و فرهنگ انسانی طرف دارد و موسی باز هم می خواست مثل روز قبل این مرد مصری دوم را هم بزند.
    مفهوم حرف مرد دوم مصری این است که چرا مرا فقط بخاطر این که مصری هستم می خواهی بزنی در حالی که من دعوا گر نیستم و این هم کیش تو با من گلاویز شده است ای موسی دیروز هم تو یک مصری را در حالی که حقش نبود زدی امروز هم همان اشتباه دیروز را می خواهی تکرار کنی و این حرفها باعث شد که موسی از زدن مرد مصری صرف نظر کند.
    ویرایش توسط مزمل : ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ در ساعت ۱۱:۲۰
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حال باید ببینیم ﺁیا بنی اسرائیلی بودن یعنی مومن بودن و یا مصری بودن یعنی شرور بودن
    نه این گونه نیست به چند دلیل اول اینکه اگر نگاهی به اطرافمان بکنیم بسا مسلمانان را می بینیم که در خانواده اسلامی بدنیا ﺁمده اند و رفتارشان شباهت به مسلمان نمی دهد


    شیعه اهل زنا حامل مواد مخدر چاپلوس مسخره کننده عرق خور یادزد نداریم
    پس فقط بدلیل اینکه غیرشیعه هست مجوز نداریم بزنیمش و یا فقط به خاطر اینکه شیعه هست مجوز نداریم گناهش را نادیده بگیریم
    همانطور که مجاز نیستید فردی با هر مقامی از جمله پیامبری را در حالی که فرمان شیطان را عملی کرده است گناه او را ماست مالی کنیم در این صورت مرتکب گناه شده ایم گناه پوشاندن حق با باطل در حالی که می دانیم

    همین بنی اسرائیلی ها بعد از عبور از نیل با دیدن ﺁن همه معجزات باز به گوساله پرستی روی ﺁوردند ابراهیم گوساله را کشت و برای فرشتگان ﺁورد اما بنی اسرائیل گاو را می پرستیدند دو دلیل اول امتناع از کشتن گاو برای زنده شدن مرده که خدا فرمان داده بود دوم پرستش گوساله سامری که اثبات می کند بنی اسرائیل تابع ابراهیم نبوده اند.


    پس این حرف شما یا ﺁن مفسر غلط است که هم کیش بودن یعنی فرد مومن است. فرد صالح است فرد کارش درست است و هر کاری می کند مورد تایید است اگر یک شیعه با یک سنی درگیرند نمی شود صاف گذاشت تو گوش سنی و دلیل ﺁورد شیعه همه کارهاش درست است.
    اگر با این استدلال بخواهیم زندگی کنیم هر شخصی شیعه ما بود چه ظالم باشد چه نباشد چه دزد باشد چه نباشد چه اهل فساد باشد یا نباشد او را باید حمایت کرد .

    همانطور که نوشتم دعوای مردمصری و بنی اسرائیلی دعوایی معمولی بوده است مثلا از نوع خط کشیدن روی ماشین در زمان ما و هیچ ارتباطی با دین نداشته است.

    می دانیم که خدا مخالف هر فاسدی هست او فقط با محسنین و نیکوکاران و متقین است ما هم باید قبل از هر اقدامی بفهمیم که اصولا چرا این دو دعوا می کنند و کدام شرور هستند. نباید ملاک ما شیعه بودن باشد تا مشت را روانه مخالفش کنیم.
    ویرایش توسط مزمل : ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ در ساعت ۱۱:۲۱
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وقتی فردی شیعه ما نیست دلیلی بر این نیست که او صالح نیست دقت نمایید هم اکنون افراد صالح که مسلمان نیستند بسیار است و افراد فاسق مسلمان هم بسیار است.
    این نوع دعواها بین هم کیش ها هم می شود رضایت خدا در دعواهای معمولی مردم این است که خصومت های بی ارتباط با دعوا را وارد دعوا نکنیم.
    مثلا اگر من دشمن فردی هستم این دشمنی باعث نشود که حقی را از طرف سلب نمایم



    با فرد دیگری که قبطی بود واز طرفداران فرعون بوددرگیرشد واین به خاطر کمک خواهی فرد بنی اسرائیلی بود که در سایه مشت او بنی اسرائیلی مرد واین غیر عمدی بود پس در اصل کار آن حضرت برای کمک خواهی یک مظلوم بودکه کار با ارزشی است
    نفس عمل مردود است جتی اگر مصری شرور و بنی اسرائیلی مظلوم باشد اقدام موسی مردود و غیر قابل قبول است.
    امر بمعروف و نهی از منکر در چنین مواردی جدا کردن دو طرف از هم است و این شدنی است.
    چون دو نفر حریف یک نفر هستند موسی به شیعه خود می گفت شما نزن و مصری هم می فهمید که اگر بزند می خورد و به راحتی از هم سوا می شدند.
    اما موسی زد و خودش هم پشیمان شد چون اول گفت این ماجرا شیطانی بود دوم بخشش طلب کرد و تعهد داد که حامی ظالم نباشد(شیعه خود)



    واینکه می فرماید: هذا من عمل الشیطان به تصریح مفسران مختلف که آدرس آن را در آخر ذکر خواهم کرد مراد منازعه ودعوای آن دو نفر بود نه عمل حضرت موسی .

    خب به فرض که عمل ﺁنها شیطانی بود ﺁیا روش موسی انسانی بود در هر صورت فرقی نمی کند
    شما می بینید دو نفر هروئین می کشند شما هم می روید می کشید پس شما هم شیطان هستی.
    ویرایش توسط مزمل : ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ در ساعت ۱۱:۲۱
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مرد مصری در حال زدن مرد بنی اسرائیلی است و مرد بنی اسرائیلی در حال زدن مرد مصری است خب این عمل بقول شما شیطانی است موسی هم که ﺁمد زد چطور کار ﺁنها شیطانی است کار موسی انسانی.

    یک بوم و دو هوا نمی شه برای یک عمل یکسان

    واینکه حضرت موسی در ادامه می فرماید: رب انی ظلمت نفسی فاغفرلی مرادانجام گناه نیست بلکه آثار وعواقب این عمل است که از جانب فرعونیان برای پیدا کردن مقتول دنبال جستجو بودند تا این زحمات را از آنحضرت دور کند. چنان چه حضرت آدم میفرماید: ربنا ظلمنا انفسنا که منظور تبعات خوردن از آن درخت ممنوعه بود نه انجام گناه کبیره.
    خب اگر عمل دعوا و کتک کاری ﺁنها شیطانی بوده است موسی چه کرد ﺁیا موسی مثل ﺁنها عمل کرد یا نه تا حالا مرد اسرائیلی در حال زدن مصری بوده است و عملشان شیطانی بوده است ﺁیا موسی هم طرف را زد یا نزد
    بنا براین اگر عمل ﺁنها شیطانی بوده است می پرسم چه عملی جواب مشت زدن ﺁنها عملی شیطانی بوده است اگر مشت زدن شیطانی است چرا مشت زدن موسی شیطانی نباشد.
    چرا 5در5 برای مردم10 است برای موسی 10 نیست.


    همانطور که گفتم شما به جرم فکر نمی کنید بلکه به مجرم فکر می کنید و این نه منطقی است و نه با فرامین اسلام انطباق دارد

    قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿۱۶﴾

    گفت پروردگارا من بر خويشتن ستم كردم مرا ببخش پس خدا از او درگذشت كه وى آمرزنده مهربان است (۱۶)

    قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ ﴿۱۷﴾

    [موسى] گفت پروردگارا به پاس نعمتى كه بر من ارزانى داشتى هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود (۱۷)

    دقت کنید گفت دیگر پشتیبان مجرمین نخواهم بود یعنی در این ماجرا بودم و الا چرا این حرف ها را میزند اگر مرد مصری مجرم بوده است به سزای عمل خود رسیده است نباید بگوید خدایا من بخودم ستم کرده ام سوال چه ستمی خدایا بخش مرا چرا مگر چکار کرده است

    اگر کارش درست بوده است و پشتیبانی از مجرم نبوده است چرا در ﺁیه بعد می گوید دیگر پشتیبان مجرمین نخواهم بود.

    مرد مصری دوم به موسی صفت جبار را نسبت داد و موسی هم از زدن او صرف نظر کرد
    اگر کار دیروز موسی صحیح بود چرا تکرار نکرد جز این است که متوجه شد کار دیروزش غلط بوده است
    اگر کاری درست باشد همیشه درست است مثل لا اله الالله این همیشه درست است
    پس قبول حرف مصری دلیلی بر این است که عمل موسی دفاع از مظلوم مومن نبوده است بلکه او جبار بوده است
    این که می گویید او از کشته شدن می ترسید به همین خاطر گفت خدایا من به خودم ستم کردم هم با ﺁیه ی خدا که میفرماید
    خداخریدار جان و مال مومنین هست نمی سازد و با عمل ساحران در سجده بر موسی نمی سازد در راه خدا مرگ معنی ای ندارد که مانع انجام واجب دینی شود.
    این تفکرات مخصوص مومنانی هست که دین را وسیله ارتزاق دنیوی قرار داده اند .
    ویرایش توسط مزمل : ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ در ساعت ۱۱:۲۲
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾






  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    در کتاب عیون اخبار الرضا آمده که مأمون همین را از امام هشتم سؤال کرد.

    حضرت فرمودند: منظور از جمله «این از عمل شیطان بود » نزاع و جدال آن دو مرد بود؛ و منظور از جمله ی «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم» این است که من خود را در آنجایی که نباید بگذارم گذاشتم من نباید وارد این شهر می شدم و منظور از «مرا ببخش» این است که مرا از دشمنان مستور بدار و پنهان کن
    زیرا یکی از معانی غفران پنهان کردن و پوشاندن است.

    آن مردی که کشته شد کافر بود. و آن مردی که موسی از او دفاع کرد مومن بود.
    حضرت موسی قصد داشت شیعه و پیرو خود را کمک کند.


    عیون اخبارالرضا (ع) ، ص 155 ، باب 15 ، نورالثقلین ، ج 4 ، ص 119 ، المیزان ، ج 16 ، ص 18.

    __________________________________________________ ____________


    کشتن کافر هیچ مشکل شرعی و اخلاقی ندارد.

    سوره بقره آیه 191


    وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ

    و آنها را هر جا يافتيد بكشيد،
    و از جايى كه شما را بيرون كردند بيرون كنيد، و فتنه از قتل بدتر است، و با آنها در كنار مسجد الحرام جنگ نكنيد مگر اين كه آنها به جنگ پيشدستى كنند، پس اگر با شما جنگيدند آنها را بكشيد كه سزاى كافران همين است



    عمل حضرت موسی نه گناه بود . نه خطا بود و نه ترک اولی بحساب می آید.
    بلکه عمل حضرت موسی کاملا درست و صحیح بود.
    زیرا او کافری را کشت که مومنی را اذیت میکرد.




    ویرایش توسط منتظر منتقم فاطمه(س) : ۱۳۹۲/۰۶/۱۷ در ساعت ۲۱:۰۸

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود