صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩





    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩


    درسوگ غروب خورشيد كوفه


    در خانه دگر جز گل اميد گلي نيست
    جز سوخته دلهاي غم آلود دل نيست

    بابا چه كنم كرده طبيب تو جوابم
    گويد كه مداواي دگر بهر علي نيست

    زينب نكند صبر اگر، واي به حالم
    جز اشك حسينم مدد محتملي نيست

    با اينكه مداراي تو شد شامل قاتل
    جز بغض تو در سينه آن خصم ولي نيست

    آنانكه به كف شير گرفتند برايت
    در عهد و وفاشان به تو اهل عملي نيست

    با طايفه كوفه بگوييد پس از اين
    آسوده بخوابيد كه جنگ جملي نيست

    مي‏بينم از اين پس بخدا غربت خود را
    من بعد براي حسنت تنگ دلي نيست

    ديگر نتوان ماند ز بعد تو به كوفه
    همدردي و دلسوزي شان جز حيلي نيست

    در شيون كوفي اُفقي تار ببينم
    تا هلهله لشگر كوفي خللي نيست





    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩


    هيچ كس مظلوم‏تر از او در اين عالم نبود

    اشك بود و آه بود و سوز بود و شور بود
    بود بيمار و طبيب، اما كمي مرهم نبود

    وقت گفتار وصايا بود و هنگام وداع
    حال فرزند بزرگش ظاهراً درهم نبود

    عمر او رفت و به رغم آخر عمر نبي
    آخرين حرف علي را هيچ نامحرم نبود

    غير عباس و حسين و زينبين و مجتبي
    آشنا و محرمي در حلقه ماتم نبود

    صحبت از دشت بلا بود و غريبي حسين
    غير سقّاي حرم كس بر عطش ملزم نبود

    كي توان گفتا كه در اين‏محفل پر شور و شين
    دختر يكدانه پيغمبر اكرم نبود

    در ميان سطرهاي آخر درس علي
    غير اكرام و سفارش بر بني آدم نبود

    گفت كن با قاتلم اينك مدارا يا بُني
    گرچه پيمان بست با ما عهد او محكم نبود

    چون سوي ديدار زهرا بود نائل زين سبب
    از علي خوشحال‏تر آن‏شب در اين عالم نبود



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩

    ویرایش توسط ║★║فاطمی║★║ : ۱۳۸۹/۰۶/۰۷ در ساعت ۱۰:۳۰


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩
    يا علي (ع)ادركني

    اي همه افلاكيان فرمان برت
    اي دو صد خورشيد عبد قنبرت

    اي تو لبيك دعاي مصطفي
    يا اميرالمؤمنين يا مرتضي

    عرش باشد عاشق سجاده‏ات
    منبر و محراب هم دلداده‏ات

    اي دل تو همسفر با فاطمه
    اي اذان آخرت يا فاطمه

    آمده تا فاطمه وقت سفر
    دوره خانه نشيني شد به سر

    آمده بر شام هجرانت سحر
    دست »سيلي زن« نمي‏بيني دگر

    اي كه از غمها دلت آكنده بود
    از رخ زهرا دلت شرمنده بود

    دست نامردي غرورت را شكست
    بي حيا سنگ صبورت را شكست

    تو اسير فرقه‏اي خائن شدي
    بي نصيب از ديدن محسن شدي

    حاليا كردي محاسن را خضاب
    از عزا در آمدي يا بوتراب

    مي‏دهد زخم سرت بوي بهشت
    مي‏روي ديدار بانوي بهشت

    دستهاي بسته تو باز شد
    ليك غمهاي حسن آغاز شد
    بعد تو با غم عجين گردد حسن
    دومين خانه نشين گردد حسن

    گر تو سلمان و ابوذر داشتي
    ميثم و مقداد و قنبر داشتي

    ليك فرزندت ندارد يار و كس
    در حريم خود ندارد همنفس

    رفتي و ويرانه ويران‏تر شده
    چشم مسكين و يتيمان تر شده

    رفتي و كردي وصيت با حسن
    جسم من در نيمه شب بنما كفن

    با همه گفتي تو با صد شور و شين
    جملگي باشيد غمخوار حسين



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩

    آخرين نماز اولين نماز گزار

    فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکب‏ها
    علی این مظهر عدل الهی چون دگر شب‏ها

    چه در پیش است کز باغ فلک بوی خزان خیزد
    ز دشت شب چو نرگس‏ها نمی‏رویند کوکب‏ها

    مگر رنگین ز خون پاک او محراب خواهد شد
    که می‏روید به ناکامی گل افسوس بر لب‏ها

    تب و تابی به جانش شعله افکنده است و می‏داند
    که در خون سحر بی‏تاب می‏گردد از این تب‏ها

    چه افتاده است در کرّوبیان عالم بالا
    که می‏گریند و می‏نالند با فریاد یارب‏ها

    علی کو دین احمد را علم بر بام گردون زد
    ز پا افکند با تیغ دو سر رایات مرحب‏ها

    چو مهر خاوری غلتید در خون سحرگاهان
    به هنگامی که با معبود در دل داشت مطلب‏ها

    علی شد کشته با شمشیر کین کز دیدگان، «مشفق»
    فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکب‏ها



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩
    آهنگ مناجات علي


    نیمه شب زمزمه ای هست بلند
    که می گسلد مرا بند از بند

    هست جانسوز تر از ناله نی
    کرده صد زمزمه به یک ناله طی

    چه روان بخش صدایی دارد
    شور عشق است و نوایی دارد

    نغمه هایی که ز سازش خیزد
    شور در چنگ دو عالم ریزد

    بس که با شور و نوا دمساز است
    به سماوات طنین انداز است

    آسمان ها همه با آن عظمت
    رفته زین حال فرو در حیرت

    چرخ سر گشته و آواره او
    چشم انجم پی نظاره او

    خیره گردید از این جلوه سپهر
    پرتو زهره و نور و مه و مهر

    دشت و صحرا همه در بهت و سکوت
    که بلند است نوای ملکوت

    این نوای ابدیت از چه کسی است
    شاید آهنگ مناجات علی است

    بنهادم قدم آهسته براه
    تا مگر گردم از این را ز آگاه

    دیدم آنسوی که نخلستانی است
    اثر از ظلمت شب پیدا نیست

    همه از جلوه حق مستوراست
    جلوات است و سراسر نور است

    دیدیم آن سر خلقت الافلاک
    روی اخلاص نهادست به خاک

    نیمه شب خلوت رازی دارد
    با خدا راز و نیازی دارد

    کی خدا باز شب تار آمد
    شب تاریک پدیدار آمد

    همه در بستر راحت خفتندُ
    روی در پرده شب بنهفتند

    ُهمه در بستر بخواب نازند
    لیک درهای تو به هر سو بازند

    ای خدایی که نوازنده تویی
    بگشا در که نوازنده تویی

    تا تویی پادشه بنده نواز
    نبرم هیچ کجا روی نیاز

    نیست غیر از تو مرا ملجایی
    جز سر کوی تو ماوایی

    غلامحسین جواهری ( وجدی )

    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩

    سلام هي حتي مطلع الفجر

    مه رمضان شب تسعه عشر شد
    شب قتل امیر حیدر شد
    بذکر حق کلام دادگر شد

    بذکر حق کلام دادگر شد
    سلام هی حتی مطلع الفجر


    در آنشب حالتی محزون و مغموم
    با افگاری شده مهمان کلثوم

    نمک با نان همی بنمایم افطار
    بخانم من کلام حی دادار

    سلام هی حتی مطلع الفجر
    بگفتا ای پدر این چه حالست


    ترا در قلب اندوه و ملال است
    بگفتا نی محل این سوال است

    سلام هی حتی مطلع الفجر
    جوابش دادکی آرام جانم


    من امشب بر شماها میهمانم
    در این دهر فنا دیگر نمانم

    سلام هی حتی مطلع الفجر
    در آن شب حالتی بر شه عیان شد


    کلام حق ورد زبان بود
    دو چشمانش به سوی آسمان بود

    سلام هی حتی مطلع الفجر
    کمر بند از میان بندش فتاده


    بذکر حق همی لب را گشاده
    به درب خانه بیرون پا نهاده

    سلام هی حتی مطلع الفجر
    چو بسته شد کمر بند و میان را


    به فرمان خداوند جهان آرا
    به ناله او دید مرغابیان را

    سلام هی حتی مطلع الفجر
    پشت بام از بهر اذان شد


    پس وارد به مسجد با فغان شد
    ندایش بر تمام خانمان شد

    سلام هی حتی مطلع الفجر
    ستاده فرض حق درگاه غفار


    صف اندر صف شد مشغول اذکار
    که بن ملجم سک مردود

    سلام هی حتی مطلع الفجر
    به دستش تیغ بر فرقش گران کرد


    سبک از خویشتن آندم عنا کرد
    بزد جبرئیل در آه و فغان کرد


    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩


  8. تشکر


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩
    شام غريبان امام علي(ع)


    بابا چرا ما را تو تنها وانهادي
    ما را ميان اهل كوفه جا نهادي

    رفتي و لبخند عدو شد آشكارا
    آنكس كه فرمودي كنيم با او مدارا

    رفتي و بعد از داغ سنگينت پدر جان
    مانده بجا محراب رنگينت پدر جان

    رفتي وقلب دخترت بي تاب گشته
    چون شمع سوزاني حسينت آب گشته

    رفتي و احوال پرستارت خراب است
    بهر حسن بعد تو غربت بي حساب است

    منكه پرستار سر بشكسته هستم
    مرهم گذار قلبهاي خسته هستم

    منكه شكاف پهلوي مادر ببينم
    ديدم شكاف فرق تو از پا نشستم

    هر بار مي‏بستم سرت را مخفيانه
    تا صبح از دل مي‏كشيد آتش زبانه

    واللّه اين دل طاقت اين غم ندارد
    زخمي كه من ديدم دگر مرهم ندارد

    منكه ز عمق زخم تو آگاه باشم
    من آشناتر از هزاران چاه باشم

    اكنون كه گردد يار قلب خسته من؟
    مرهم كه بگذارد دل بشكسته من؟

    من اشك همچون ابر خواهم شد به عالم
    من قهرمان صبر خواهم شد به عالم



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩


  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩

    با من سرشک از دیده جاری کن

    گذردارد زمان از جاده سوگوار امشب
    مه از غم کرده روی خویش پنهان در غبار امشب

    نسیم مویه در گوش نخلستان ها چه می گوید
    دوتا شد پشت چرخ از سوگ آن یکتا سوارامشب

    چه افتادست یا رب درحریم گردون
    که میریزند اشک حسرت در کنارامشب

    بنال ای همنوا با من سرشک از دیده جاری کن
    که خون می گریداز این غصه چاه دراز امشب

    علی در چاه غم فریاد می زد تنهایی خود را
    شنو پژواک آن را از سرای شام امشب



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩


  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩
    باور نمی كنیم كه شمشیری پركینه، اقیانوسی را توان شكافتن داشته باشد.
    باور نمی كنیم كه ضربتی نفاق آمیز،
    خورشید را از نورانیّت اندارد. و امشب سرخ ترین پرواز نماز،
    از رواق خون گرفته محراب بندگی است.
    شب جان سوزترین ناله های نخلستان!
    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩

    در خانه مولا نیست
    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩
    آن قامت همچون سرو ، از پاى فتاد امشب

    بر فرق سر عالم ، خاک غم و ماتم ریخت

    از ضربت‏شمشیر فرزند مراد امشب

    در کوفه زخم آلود ، هر جا که یتیمى بود

    بارى ز غم و حسرت ، بر دوش نهاد امشب

    دل ها همه محزون است ، هر دیده پر از خون است

    این محنت عظمى را بر کوفه که داد امشب ؟

    محراب على از خون

    رنگین شده
    واویلا
    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩
    در سوگ على چشمى
    بى اشک مباد امشب
    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩
    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩

    علی مولای مظلومان عالم

    بگو از نارفیقان چون بنالم

    از آن شامی که سر در چاه کردی
    مرا از درد خویش آگاه کردی

    طنین ناله در افلاک افتاد
    تمام آسمان بر خاک افتاد

    پر و بال تو ((زهرا)) را شکستند
    تو را با ریسمان فتنه بستند

    کدامین شب از آن شب تیره تر بود
    که زهرا حایل دیوار و در بود

    زمان بر سینه خود سنگ می کوفت
    زمین از داغ زهرا شعله ور بود

    تو می دیدی ولی لب بسته بودی
    که آیین محمد در خطر بود؟

    ندانستم که در چشم حقیقت
    کدامین مصلحت مد نطر بود

    گلویت استخوانی اتشین داشت
    که فریادت فقط در چشم تر بود؟

    فدای تیغ عریان تو گردم
    کسی آیا زتو مظلوم تر بود؟

    مه خورشید طلعت کیست؟ زهرا
    چراغ شعله خلقت کیست ؟ زهرا

    پس از زهرا علی بی همزبان شد
    اسیر امتی نامهربان شد

    علی تنهاست در یک قوم گمراه
    زبانش را که می فهمد به جز چاه

    پس از او کیسه نان و رطب کو
    صدای ناله های نیمه شب کو

    خدایا کاش آن شب بی سحر بود
    که تیغ ابن ملجم شعله ور بود

    اذان گفتند و ما در خواب بودیم
    علی تنها به مسجد رهسپر بود

    در آن شب تا قمر در عقرب افتاد
    غم عالم به دوش زینب افتاد

    فدک شد پایمال نانجیبان
    علی لرزید و در تاب و تب افتاد

    یقین دارم به جرم فتح خیبر
    فدک در دست ال مرحب افتاد

    علی جان کوفیان غیرت ندارند
    که فرمان تو را گردن گذارند

    علی جان کوفیان با کیاست
    جدا کردند دین را از سیاست

    بنام دین سر دین را شکستند
    دو بال مرغ امین را شکستند

    ۩*۩*۩ سوز و سوگ (شهادت مظلومانه غريب كوفه، مولاي متقيان) ۩*۩*۩


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود