جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ابتهاج چیست

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ابتهاج چیست




    ابتهاج چیست؟

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر بقیةالله الاعظم و منتظرانش

    ابتهاج از نظر لغوی = شادشدن - شادی کردن - خوشحالی - مسرت - سرور

    ابتهاج دراصطلاح عرفانی = نشاط روحی و مسرت و سرور باطنی - شوق و شور عشق - بیقراری و تمنای درونی توام با نشاط

    نظریه ی ملا صدرا در این باب :حب را با عشق مترادف دانسته و حب را مغز و لباب حیات دانسته و الحب را شایسته ی محبوب دانسته که به معنای به شدت دوست داشتنی است . و عشق را فرط المحبه ( افراط و زیاده روی در دوست داشتن ) وگذشتن از حد ؛ حب و. محبت دانسته.

    ملا صدرا حالت محبت منجر به عشق را ابتهاج به شئ موافق تعریف کرده
    که در معنی همان سرور و نشاطی است که نتیجه ی عشق ومحبت بسیار
    است که در روح آدمی حاصل می آید حال این نشاط عقلی باشد یا حسی ؛ حقیقی باشد یا ظنی و گمانی .

    از دیدگاه ملا صدرا در همه ی موجودات عشق وشوق نسبت به کمال وجود داردو میل و گرایش به معشوق ومحبوب حقیقی که همان ذات حق تعالی است.
    نتیجه :از دیدگاه عرفانی شور وشوق و نشاط در زندگی به سوی کمال را ابتهاج می نامند

    منابع: فرهنگ معین - الحکمةفی اسفار العقلیةالاربعة ج 7 ص 149


    .......................................... حق یارتان ..........................................



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

    ابتهاج از ریشه ی کلمه ی «بهج » و هم خانواده با بهجت - باهج و ....
    است .

    ابتهاج باب افتعال از« بهج » و به معنای «صرفی» کوشش ومبالغه ی فاعل و تحقق فعل بر مفعول می باشد

    پس از دیدگاه لغت شناسی عرب ابتهاج به معنای ( بهجت ومسرور بودنی) است که به واسطه ی کوشش ومبالغه ی فاعل آن و یا به واسطه ی تحقق یافتن قطعی فعل (در عرفان محبت وعشق ) بر مفعول( قلب و جان عاشق ) است .


    ........................................... حق یارتان ..........................................
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۶/۰۶ در ساعت ۱۸:۲۲


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    به معنای اصیل و عرفانی ابتهاج توجه نشده است . خلاصه خداوند در خلق مخلوقات و محبت به انها ایا نیاز مدخلیت دارد . یا به قول حافظ ما به او محتاج او به ما مشتاق بود . این مشتاق که همان ابتهاج است یعنی چه . لطفا به سئوال پاسخ داده شود . و گرنه استخراج معانی لغات اگر چه زحمت دارد و لیکن وافی و کافی به مقصود نیست . امیدوارم که این موضوع تا نتیجه خوب ادامه یابد.

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ما در عالمي زندگي مي‌كنيم كه جلوه‌گاه خداوند متعال است و جاذبه او اعماق وجود هر موجودي را فرا گرفته است و در پرتو همين جاذبه، از بزرگترين پديده‌هاي عالم تا كوچك‌ترين ذره آن، ميل دروني به سوي مبدأ اعلا دارند. بزرگان عرفان و حكيمان هستي‌شناسنام اين ميل را ابتهاج و شوق معشوقي يا عشق نهاده‌اند. يعني خداوند متعال با شوق باطني صبغه عاشقي را همراه صبغه معشوقي دارد. خداست كه اول عاشق ما شده است و عشق او هم خالص است، اما عشقبازي‌هاي ما عموماً با غرض و منافع ما همراه است.


    عرفان اسلامي

    دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني

    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۹/۰۶/۱۶ در ساعت ۰۸:۵۴


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض خسته نباشید به شما عزیزان
    بر اساس نقل و قولی از اقای لاریجانی ، عالم جلوه ای از خداوند متعال است.
    پس عالم ، خداوند متعال نیست .
    در آن صورت ، این جلوه می توانسته نباشه به جای اینکه باشه .
    پس چون هست ، سئوال هم هست .

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض خسته نباشید به شما عزیزان
    بر اساس نقل و قولی از اقای لاریجانی ، عالم جلوه ای از خداوند متعال است.
    پس عالم ، خداوند متعال نیست .
    در آن صورت ، این جلوه می توانسته نباشه به جای اینکه باشه .
    همانند منبع نور که می تواند باشد و لیکن نوری را ساطع ننماید. و اگر نوری ساطع نگردد به مفهوم نفی منبع نمی باشد.اما نورانیدن نور از منبع نور در عالم مادی علل و اسباب خود را دارد. اما آیا جلوه عالم از خداوند هست ، همانند منبع نور و خود نور یا عالم با اذن خداوند فعلیت می یابد.اگر عبارت اول را بپذیریم عالم جزئی از خداوند است و اگر جمله دوم را بپذیرم انگیزه فعلیت عالم مورد سئوال هست ، به این معنی که ایا خداوند نیازمند این فعلیت بوده است؟


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    23
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض خسته نباشید به شما عزیزان
    بر اساس نقل و قولی از اقای لاریجانی ، عالم جلوه ای از خداوند متعال است.
    پس عالم ، خداوند متعال نیست .
    در آن صورت ، این جلوه می توانسته نباشه به جای اینکه باشه .
    همانند منبع نور که می تواند باشد و لیکن نوری را ساطع ننماید. و اگر نوری ساطع نگردد به مفهوم نفی منبع نمی باشد.اما نورانیدن نور از منبع نور در عالم مادی علل و اسباب خود را دارد. اما آیا جلوه عالم از خداوند هست ، همانند منبع نور و خود نور یا عالم با اذن خداوند فعلیت می یابد.اگر عبارت اول را بپذیریم عالم جزئی از خداوند است و اگر جمله دوم را بپذیرم انگیزه فعلیت عالم مورد سئوال هست ، به این معنی که ایا خداوند نیازمند این فعلیت بوده است؟


  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ajorloomahmood نمایش پست
    با سلام و عرض خسته نباشید به شما عزیزان
    بر اساس نقل و قولی از اقای لاریجانی ، عالم جلوه ای از خداوند متعال است.
    پس عالم ، خداوند متعال نیست .
    در آن صورت ، این جلوه می توانسته نباشه به جای اینکه باشه .

    با سلام و عرض ادب خدمت دوست عزيز

    نقل قولي كه آقاي لاريجاني كردند كاملا درست هست ؛ حكماي الهي و فلاسفه حكمت متعاليه معتقدند عالم هستي جلوه اي از جمال الهي است ، و همه عالم ظهور و بروز كمالات هستي مطلق است .

    عالم، خداوند متعال نيست اما اينگونه نيز نيست كه عالم جداي از وجود خداوند باشد عالم نه خداست و نه جداي از خداست . زيرا عالم معلول علت هستي بخش است و تمام هستي خويش را آن به آن از علت خود دريافت مي كند و معلول ظهور كمالات ذات علت است فلذا چيزي مستقل و جداي از علت نيست .

    اما اينكه فرموديد « این جلوه می توانسته نباشه به جای اینکه باشه » جاي تأمل دارد به دو جهت :

    الف: وقتي علت تامه محقق شد معلول نيز بالضروره تحقق پيدا خواهد كرد ، اگر خداوند سبحان علت تامه كل هستي است بالضروره جلوه خواهد نمود و جهان هستي و كل موجودات محقق خواهند شد .

    ب: خداوند سبحان داراي تمامي كمالات هستي است و اتم و اكمل كمالات را داراست ، خالقيت صفت كمال براي خداوند سبحان است و اگر نباشد خداوند فاقد اين كمال خواهد بود فلذا خداوند از ازل جلوه داشته و تا ابد نيز جلوه خواهد كرد فلذا عالم هميشه بوده و هميشه خواهد بود ، اما عالم هستي ربط محض به وجود خداوند سبحان است و در حقيقت به تعبير فلاسفه واجب الوجود بالغير است . يعني وجود عالم ضروري است به جهت علت تامه اش نه به جهت ذات خود ؛ زيرا ممكن الوجود در ذات خود ممكن است باشد و ممكن است نباشد فلذا اگر علتش محقق شد موجود مي شود و اگر علتش محقق نشد موجود نمي شود .



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۱۱/۰۵ در ساعت ۱۶:۴۹


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ajorloomahmood نمایش پست
    با سلام و عرض خسته نباشید به شما عزیزان

    همانند منبع نور که می تواند باشد و لیکن نوری را ساطع ننماید. و اگر نوری ساطع نگردد به مفهوم نفی منبع نمی باشد.اما نورانیدن نور از منبع نور در عالم مادی علل و اسباب خود را دارد. اما آیا جلوه عالم از خداوند هست ، همانند منبع نور و خود نور یا عالم با اذن خداوند فعلیت می یابد.اگر عبارت اول را بپذیریم عالم جزئی از خداوند است و اگر جمله دوم را بپذیرم انگیزه فعلیت عالم مورد سئوال هست ، به این معنی که ایا خداوند نیازمند این فعلیت بوده است؟
    با سلام مجدد

    عالم هستي جلوه و ظهور و بروز ذات خداوند هست اما اين بدين معني نيست كه اختيار را از خداوند سبحان سلب كنيم ، اينطور نيست كه خداوند در خلقت مجبور باشد همانند خورشيد كه مجبور است پرتو افشاني كند و در نورانيت خود اختيار ندارد ، چه بخواهد و چه نخواهد جلوه خورشيد عالم را پر خواهد نمود .

    خداوند سبحان اگر چه همانند خورشيد جلوات وجودي اش عالم هستي را پر كرده است اما اينطور نيست كه در خلقت نعوذ الله مجبور باشد ، جبر از ضعف و ناتواني ناشي مي شود در صورتي كه خداوند سبحان قادر مطلق است و ضعف و ناتواني در ذات مقدس ربوبي اش راه ندارد .

    فلذا خداوند در خلقت عالم هستي مختار تام بوده و جبر در ساحت قدسش راه ندارد ، اما اختيار در خداوند بدين معني نيست كه عالم ممكن بود نباشد چون ممكن بود خداوند عدم خلقت را اختيار بكند ! خداوند در عين اينكه مختار است اما محال است خلقت صورت نگيرد زيرا ذات مقدسش فياض است و اگر فيض ندهد و خلق نكند خدا نخواهد بود .

    با تشكر از سوال خوب شما




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود