صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩





    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩
    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩
    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩

    ويژه نامه ضربت خوردن وشهادت مظلومانه
    غريب كوفه،مولي الموحدين ، اول شهيد محراب
    حضرت علي عليه السلام


    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩

    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩

    امشب مگر فرو افتاده ماه



    اين جزر و مد چيست که تا ماه مي رود

    درياي درد کيست که در چاه مي رود؟



    اينان که چرخ مي گذرد بر مدار شوم
    بيم خسوف و تيرگي ماه مي رود


    گويي که چرخ بوي خطر را شنيده است
    يک لحظه مکث کرده به اکراه مي رود


    آبستن عزاي عظيمي است کاين چنين
    آسيمه سر نسيم سحرگاه مي رود؟


    امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان
    يا آفتاب روي زمين راه مي رود؟


    در کوچه ها کوفه صداي عبور کيست؟
    گويا دلي به مقصد دلخواه مي رود


    دارد سر شکافتن فرق آفتاب
    آن سايه اي که در دل شب مي رود



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩

    اي علي....
    اي علي! اي نماينده‌ي غم، اي درياي درد،
    اين رحمت بزرگ خدا بر تو گوارا باد...
    من اعتقاد دارم كه در جه شخصيت انسانها
    به اندازه غم و درد آنهاست،
    و مي‌دانم كه خداي بزرگ بربندگان مخلص و دلباخته خود
    رحمت مي‌كند و دريايي از درد
    و كوهي از غم به آنها ارزاني مي‌دارد.


    اي علي! من زير كوهي از غم كوبيده،
    و دريايي از درد غرق شده بودم
    و تحملم به پايان رسيده بود،
    ولي تو غم و درد مرا با غم و درد علي بزرگ متصل كردي،
    و آنچنان كه به بي‌نهايت متصل شده‌باشم، آرامش يافتم.


    اي علي ! من علي را بيش از حد دوست مي‌داشتم،
    و حتي اگر پرستش غير ذات خدا مجاز بود، تو را مي‌پرستيدم ،
    ولي اين دوستي گنگ و مبهم بود،
    از تار و پود وجودم سر چشمه مي‌گرفت.
    ولي خوددليلش را نمي‌دانستم،
    ولي تو علي به من شناساندي نه فقط باشمشير ذوالفقارش ،
    و كلام آتشينش... بلكه عشق سوزانش،
    و غم‌ها و دردهايش و تنهايي و صبرش...


    من ديروز از برّش شمشير علي لذّت مي‌بردم
    و عظمت او را در قدرتش و كلامش مي‌دانستم،
    ولي امروز عظمت او را در عشق و ايمانش،
    در عرفانش، در تنهائيش، در كوههاي غمش،
    در درياهاي دردش مشاهده مي‌كنم،


    هنگامي‌كه دل دردمندش مي‌جوشد و مي‌خروشد
    و سر به چاه كرده مي‌گريد،
    من بيش از اندازه به او احساس نزديكي مي‌كنم،
    هر چه بيشتر به او تهمت مي‌زنند،
    و هر چه زيادتر سّب علي مي‌كنند،
    و هر چه شديد‌تر شيعيانش را زجر و شكنجه مي‌دهند،
    عشق و احترام من به علي شديدتر
    و سوزان‌تر و عميق‌تر مي‌شود...


    تو اي علي، حيات جاويد يافته‌اي،
    و ما مردگان متحرك آمده‌ايم
    تا از فيض وجود تو، حيات بيابيم.



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩

    درنمازم خم ابروي تو درياد آمد
    حالتي رفت كه محراب به فرياد آمد


    در نماز علی علیه السلام سخن‌ها رفته و كلام‌ها گفته و كتاب‌ها نوشته شده است؛ «نمازی كه در آن، چنان غرق در مناجات و خضوع و بندگی می‌شد كه گوشش نمی‌شنید، چشمش نمی‌دید و زمین و آسمان و مافیها از خاطرش محو می‌شد! نمازی كه در آن از خوف خدا بر خود می‌لرزید و رنگ از رخسار مباركش می‌پرید. اصولاً معنای نماز را باید در نماز علی علیه السلام جست و معنای خوف را باید از چهره رنگ پریده او دریافت و خدا را باید از چشم او دید.
    نقل است كه پس از شهادت امیرمومنان، حضرت علی علیه السلام، یكی از اصحاب آن حضرت به نام «ضرار» با معاویه روبرو شد. معاویه گفت: «می‌خواهم علی علیه السلام را برایم توصیف كنی!» ضرار - كه حالتی غمبار بر وجودش مستولی شده بود-
    لب به سخن گشود: «شبی علی علیه السلام را در محراب عبادتش دیدم كه از خوف خدا چون مارگزیدگان به خود می‌پیچید و به سان غمزدگان می‌گریست و می‌گفت:«آه! آه! از آتش دوزخ...»، و كلام ضرار كه بدین جا رسید، معاویه گریان شد!
    (3)

    علی علیه السلام كه اولین نمازگزار پس از پیامبر صلی الله علیه و آله است و ركعت به ركعت نمازش و تكبیر به تكبیرش دیدنی و شنیدنی است، آخرین نمازش نیز شنیدنی است، هر چند كه قلم از توصیف عاجز باشد و بیان از تعریف، وامانده:


    آن شب - شب نوزدهم ماه رمضان - مكرر از اتاق بیرون می‌آمد و به آسمان می‌نگریست؛ باز می‌گشت و با خود می‌گفت: «به خدا قسم این همان شبی است كه مرا وعده شهادت در آن داده‌اند.» پس موعد عزیمت كه رسید، آهنگ رفتن كرد. ام كلثوم (سلام الله علیها) كه میزبان حضرتش بود و از این رفتار پدر، مضطرب و نگران، مانع از رفتن علی علیه السلام شد و از ایشان درخواست كرد تا شخص دیگری را به جای خود برای اقامه نماز به مسجد بفرستد، اما آن حضرت امتناع كرد و فرمود: «از قضای الهی نمی‌توان گریخت.» پس گام در ركاب قضای الهی نهاد و به راه افتاد.
    زمین بر آن بود كه آهنگ حركت خود را به گام‌های علی علیه السلام متصل كند. چشم‌های ناسوتیان در تمنای ماندن، تند آب اشك ساز كردند و لاهوتیان، دست تمنا بر كنگره عرش ساییدند و ام كلثوم (س)، درمانده از همه چیز و همه جا، خون جگر بدرقه راه علی علیه السلام كرد.


    در بین راه چند مرغابی به حضرت نزدیك و گویی مانع از رفتن ایشان شدند، اما شهادت علی علیه السلام، گویی بی بازگشت‌ترین قضای الهی در آن لیلة القدر خدایی بود. این رفتن دیگر بازگشتی نداشت و علی علیه السلام دیگر طاقت ماندن! چون خواست از در خانه خارج شود، قلاب در، چنگ در كمربند او انداخت و این آخرین حربه زمینیان برای بازداشتن علی علیه السلام از رفتن بود. علی علیه السلام از در كه گذشت، زمینیان دیگر از او دست شستند. و علی علیه السلام كسی نبود كه از شهادت بگذرد كه سالیان سال است به انتظار چنین شبی نشسته... كمربند خود را محكم بست و خطاب به خویش فرمود: «ای علی! كمربندت را محكم ببند و برای مرگ آماده شو.»

    كوچه‌ها را یكی پس از دیگری جا می‌گذاشت تا این كه به مسجد رسید. ابتدا چند ركعت نماز گزارد و چون فجر دمید، بر بام مسجد رفت و آخرین اذان خود را در آن شهر پر از حیله و نیرنگ، ارزانی زمینیان نمود و این آخرین اذانی بود كه علی علیه السلام بر ماذنه مسجد كوفه فریاد زد!
    آن شب تمام اهالی كوفه نوای دلنشین اذان علی علیه السلام را شنیدند. یتیمان در خواب فرو رفته كه خواب پدر می‌دیدند، با شنیدن صدای علی علیه السلام ، از خواب برخاستند و چون دریافتند علی علیه‌السلام بیدار است، احساس آرامش و امنیت كردند و غم بی‌پدری از چشمان خواب آلودشان رخت بر بست.


    آری این بانگ اذان علی علیه السلام است؛ پدر یتیمان كوفه همو كه تمام یتیمان كوفه، لذت نشستن بر زانویش را تجربه كرده و از دست پر كرمش نان و خرما خورده‌اند و در آغوش پدرانه‌اش جا خوش كرده‌اند....

    و علی علیه السلام برای اقامه نماز به داخل مسجد آمد ... خفتگان را بیدار كرد؛ آن ملعون، ابن ملجم، بیدار بود ولی به روی شكم دراز كشیده و خود را به خواب زده بود و شمشیری در زیر جامه‌اش پنهان داشت، حضرت به او فرمود: «برخیز كه وقت نماز است و این چنین (به روی شكم) نخواب كه خواب شیطان است؛ بر دست راست بخواب كه خواب مومنان است و یا به طرف چپ بخواب كه خواب حكیمان است و یا به پشت بخواب كه خواب پیامبران (ع) است... قصدی در خاطر داری كه نزدیك است آسمان‌ها از سنگینی آن فرو ریزند و اگر بخواهم می‌توانم خبر دهم كه در زیر جامه‌ات چه پنهان كرده‌ای... .» پس به جانب محراب رفت؛ در محراب ایستاد و به نماز مشغول شد. ابن ملجم مضطرب و نگران بود ... علی علیه السلام به آرامی تكبیر گفت و به ركوع رفت... ابن ملجم كه در كنار ستونی به كمین ایستاده بود، چون بید به خود می‌لرزید ... علی علیه السلام سر از ركوع برداشت و به سجده رفت ... قلب كثیف ابن ملجم به شدت می‌تپید ... علی علیه السلام سر از سجده برداشت ... ابن ملجم دوید ... شمشیرش را بالا برد تا فرود آورد، ولی شمشیرش به سقف محراب گیر كرد. باز قصد فرود آوردن شمشیر را نمود، شمشیر را فرود آورد و فرق علی علیه السلام تا سجده‌گاه شكافته شد و فریاد علی علیه السلام، فریاد در گلو مانده علی (علیه السلام) برخاست: «بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله، فزت و رب الكعبه.» و جبرییل، عزادار و مویه كنان در میان زمین و آسمان بانگ برداشت:
    سوگند به خدا پایه‌های هدایت ویران شد و نشانه‌های تقوا از بین رفت و ریسمان محكم از هم گسست. پسر عموی پیامبر كشته شد، جانشین برگزیده كشته شد، علی مرتضی توسط نگون بخت‌ترین انسان‌ها كشته شد.

    پاورقی:


    . 1- نهج البلاغه، خ131 .

    . 2- الغدیر / 3/221 .
    . 3- گفتارهای معنوی شهید مطهری/ 63 .



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩

    آخرين نماز اولين نماز گزار


    فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکب‏ها
    علی این مظهر عدل الهی چون دگر شب‏ها

    چه در پیش است کز باغ فلک بوی خزان خیزد
    ز دشت شب چو نرگس‏ها نمی‏رویند کوکب‏ها

    مگر رنگین ز خون پاک او محراب خواهد شد
    که می‏روید به ناکامی گل افسوس بر لب‏ها

    تب و تابی به جانش شعله افکنده است و می‏داند
    که در خون سحر بی‏تاب می‏گردد از این تب‏ها

    چه افتاده است در کرّوبیان عالم بالا
    که می‏گریند و می‏نالند با فریاد یارب‏ها

    علی کو دین احمد را علم بر بام گردون زد
    ز پا افکند با تیغ دو سر رایات مرحب‏ها

    چو مهر خاوری غلتید در خون سحرگاهان
    به هنگامی که با معبود در دل داشت مطلب‏ها

    علی شد کشته با شمشیر کین کز دیدگان، «مشفق»
    فرو ریزد به دامن از سپهر دیده کوکب‏ها



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩
    شب رهايي .......
    سیاهی شب،
    گستره آسمان خاموش کوفه را در نوردیده
    به انتظار سپیده‏ای
    که تاریخ را تا قیامت غصه‏ دار می‏کرد،
    ناباورانه کتاب زمان را ورق می‏زد.
    از خانه‏ های نیرنگ، تنها فریاد سکوت
    به گوش زمان می‏رسید.
    گویی همه کوفیان
    سر بر بالین غفلت ابدی نهاده بودند
    و خواب هزار رنگی‏شان را نظاره می‏کردند.

    چشمان او همچون صاعقه‏ای
    در دل یلدای شب می‏درخشید.
    آن شب در برق چشمان پر رمز و رازش،
    وصال معنا می‏شد.
    سال‏های سال، غریبی، همنشین روزش بود.
    شهید سکوت شده بود
    و مُهر خاموشی بر لبانش نقش بسته بود.

    تنها رازدار لحظه‏ های غُربتش،
    سینه تاریک چاه بود
    و خلوت نیمه شب‏های مبهوت نخلستان.

    آن شب، سرنوشت حیات صبر رقم می‏خورد.
    دستان در، با التماس او را از رفتن بازداشتند،
    امّا او درنگ نکرد و پای بر خلوت کوچه گذارد.
    مرغان انتظار به سویش رفتند
    و همچون پروانه، گرد شمع وجودش چرخیدند
    و با بال‏های سرشار از خواهش و تمناشان،
    راه خدایی را بستند، ولی باز او درنگ نکرد.
    از قدم‏های باصلابتش، آوای رفتن به گوش می‏رسید
    و از چشمان پر رمز و رازش،
    می‏شد فهمید که منتظر زیارت خداست.

    در هیاهوی آن لحظه ‏های آسمانی،
    مسجد کوفه، مشتاق و بی‏قرار وصالش بود
    و محراب، تشنه چشم‏های بارانی
    و زمزمه‏ های ربانی‏اش.

    علی آمد و از حنجر سکوت،

    آخرین اذان سرخ را تا اوج عروج پرواز داد
    و در محراب محبوب، به نماز با معشوق قیام کرد.
    لحظه‏ای بعد، سر بر آستان دوست گذاشت
    تا خویش را تا ابد، رستگار سازد و
    زمانه را داغدار.

    فرق عدالت با خنجر کین شکافت.
    لباس احرام خورشید، رنگ خون گرفت
    و زمین و زمان، فریاد بی‏کسی سر داد
    و اشک ماتم فرشتگان
    از سینه آسمان بر زمین فرو چکید.

    مرغ جان او که غایت آفرینش بود،
    از ورای مظلومیتی سرد و سنگین،
    رها شد و عالم و آدم را
    در غمگنانه ‏ترین مصیبت فرو بُرد.



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩

    علي مظهرفضائل

    جمیع خلق در جمیع علوم، عیال علی (علیه‏السلام ) باشند، زیرا که او در غایت ذکا و زیرکی و فهم بود و حرص یاد گرفتن داشت، و او را همچو رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله معلّمی و استادی بود و شب و روز در خدمت آن حضرت به سر می‏برد و یک ساعت و یک لحظه از آن حضرت جدا نبود و میل تمام به یاد گرفتن او داشت و نهایت سعی و جِدّ به جای می‏آورد تا آنکه به مرتبه‏ای رسید که آن حضرت فرمود: اَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بابُها.

    داناترین امت

    در کتاب مناقب خوارزمی آمده که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: حکمت و معرفت و علم و عرفان را قسمت نمودند به ده قسم، پس عطا کرده شد به علی (علیه‏السلام )نُه جزء، و یک جزء را به جمیع مردمان دادند و نیز فرمود: داناترین امت من بعد از من، علی بن ابی طالب (علیه‏السلام )است.

    زهد علی (علیه‏السلام )

    از عبداللّه‏ رافع نقل می‏کنند که: نعلین علی (علیه‏السلام )از لیف خرما بود و جامه را گاهی به پوست و گاهی به لیف خرما پینه می‏زد و دو جامه را به چهارده درهم می‏خرید، یکی را به قنبر می‏داد و یکی را خود می‏پوشید. نان خورش آن حضرت سرکه بود یا نمک و اگر بر اینها زیاده نمودی از سبزی‏ها و گیاه‏های زمین، خورش ساختی، و از گوشت مکرّر نخوردی و اگر هم خوردی بسیار کم خوردی و فرمودی که شکم خود را مقبره حیوانات مسازید، غلاف شمشیرش از لیف بود و جامه را کوتاه پوشیدی و درشت.



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩

    عبادت علی (علیه‏السلام )

    علی (علیه‏السلام )عابدترین مردم و عباد بود و عبادت هیچ کس به عبادت آن حضرت نمی‏رسید، صائِم النهار و قائِم اللیل بود و روزها روزه داشتی و شب‏ها عبادت پروردگار به روز آوردی و شبانه روز هزار رکعت نماز کردی، پیشانی آن حضرت از بسیاری سجود همچو زانوی شتر پینه کرده بود. از جمله عبادت‏های آن حضرت یکی آن است که از کسب دست مبارک هزار بنده خرید و آزاد کرد.

    جود و کرم علی (علیه‏السلام )

    علی (علیه‏السلام )در مدینه باغی داشت که همه کس را آرزوی آن بود، و آن را به ده هزار دینار فروخت و جمیع [پول [آن را در مسجد به فقرا و مساکین بخش نموده به خانه آمد، در حالتی که وجه وعده‏ای غذا از آن نمانده بود. حضرت فاطمه سلام الله علیها گفت: تو می‏دانی که حَسَنین دو روز است که چیزی نخورده‏اند، و من و تو نیز همان حال داریم، از این باغ مرا یک رَطْلْ آرد جو نصیب نبود؟ گفت: جماعتی که ذِلّ سؤال در چهره ایشان مشاهده نتوانست کرد مانع آمدند که از آن چیزی به خانه آورم.

    شجاعت علی (علیه‏السلام )

    امیرالمؤمنین (علیه‏السلام )شجاع‏ترین خلق اللّه‏ بود، ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (ج ۱، صص ۲۹ و ۲۸) می‏گوید: پادشاهان فرنگ و رومْ صورت آن حضرت را در عبادت‏خانه‏های خود کشیده‏اند و می‏کشند و به شمشیری که حمایل می‏کنند، نام او را نقش می‏نمایند و ملوک دیلم صورت او را در سینه‏های خود به جهت و واسطه فتح و نصرت و تیمن و تبرک می‏کشیده ‏اند و در شمشیر پادشاهانْ صورت آن حضرت بوده است و کفار به هر مذهبی که باشند از نام او استمداد می‏جویند.



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953




    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩


    محبت به علی (علیه‏السلام )

    خوارزمی در مناقب نقل کرده که رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: دوستی علی حسنه و ثوابی است که با آن هیچ سَیّئه و گناهی به بنده ضرر نمی‏رساند و بُغض و دشمنی آن حضرت گناهی است که با وجود آن هیچ حسنه و ثوابی و نفع به آن شخص نمی‏رساند.

    ارزش محبت به علی (علیه‏السلام )

    در مناقب خوارزمی از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مروی است که فرمود: یا علی! اگر بنده‏ای از بندگانْ عبادت خدا کند به قدر آنچه نوح (علیه‏السلام )در قوم خود به عبادت و رسالت مشغول بود و آن بنده را مثل کوه اُحدْ طلا باشد در راه حق تعالی همه آن را به فقرا و مساکین رسانَد و آن قدر عمرش دراز شود که هزار حج پیاده کند و بعد از اینها در میان صفا و مروه مظلوم کشته شود و با این همه، تو را ای علی! دوست نداشته باشد، بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید و داخل جَنّت نخواهد شد.
    پدیدآورنده:مقدس اردبیلی



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953



    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩


    حضرت علي (ع) مظلوم تاريخ اسلام

    از آن زمان که کودکی نو پا بودم، به یاد دارم هر گاه که می خواستم برخیزم ، به من آموخته بودند «یا علی» بگویم ، هر گاه می خواستم باری را بلند نمایم «یا علی» می گفتم، ام ا«یا علی» چه بود ؟
    و «علی» که بود ؟ نمی‌دانستم.

    امروز هم که بزرگ شده و مطالعاتی در سیره و سرگذشت آن حضرت داشته‌ام ، باز هم باید اقرار کنم که چیزی نمی‌دانم و درک جلوه های شخصیت ابر مردی که ماوراء شخص وی، حتی برای اصحابش ناشناخته بود و هست؛ برای فردی چون من، ناممکن است مگر نمی از یمی.

    مولوی بلخی با آن اندیشه عمیق و روح بلند درباره حضرت علی علیه السلام می‌گوید:

    در شجاعت شیر ربانیستی
    در مروت خود که داند کیستی؟


    و ابوعلی سینا، متفکر و فیلسوف شرق نیز در مقام تشبیه او چنین می‌گوید:
    [علی علیه السلام نسبت به اصحاب، مانند «معقول» بود نسبت به «محسوس»] و نیز می‌گوید: «علی علیه السلام در میان یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله مانند عقول قاهره نسبت به اجسام مادیه بود.»

    به راستی کدام بُعد از ابعاد وجود علی علیه السلام را می توان بررسی کرد ؟ شجاعت، عدالت، سخاوت، ایثار، گذشت، علم، آگاهی و معرفت ، زهد و تقوا و ... کدام یک؟
    علی علیه السلام، شخصیتی است دارای ابعاد مختلف و جامع صفات اضداد؛ حضرت فرمانروایی است پر قدرت و صلابت و در عین حال بردبار، در میدان جنگ دلاوری کم نظیر، در محراب عبادت عابدی گریان، با دشمنان قاطع، در برابر یتیمان و بیوه زنان مهربان و رقیق القلب، سخاوتمندی بی مانند، در عین حال ساده پوشی کارگر و کشاورز، حکیمی دانا، قاضی دادگر ، بی گذشت و دقیق النظر بود.

    به راستی شناخت کامل از این دریای ناپیدا کرانه فضیلت ، تقوا و دانش، برای کسی امکان ندارد، مگر خدایی که خالق اوست و حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و آله که معلم و مربی اوست و اولاد مطهرش که پرورش یافتگان مکتب او هستند؛ تنها ایشان هستند که مقام و رتبت او را، چنان که هست، در می یابند و دیگران را راهی به شناخت شخصیت والای او نیست.

    امیرالمؤمنین دریایی است از خصایص عالی بشری و جامع صفات ممتاز یک انسان برتر، و به حقیقت انسانی کامل. ایشان در این صفات، تا آنجا پیش رفته که حتی دشمنانش نیز زبان به تمجید او گشوده‌اند.

    آورده‌اند: روزی محقن بن ابی محقن که از حضرت علی علیه السلام روی برگردانده و به سوی معاویه رفته بود، برای شادمان ساختن معاویه گفت: « من از نزد بی زبان ترین مردم به نزد تو آمدم!» این چاپلوسی چنان مشمئز کننده و بی جا بود که معاویه گفت: " وای بر تو! علی بی زبان ترین افراد است؟! قریش پیش از علی از فصاحت آگاهی نداشت، علی به قریش درس فصاحت آموخت!"(1)
    "طه حسین" نیز درباره امام چنین می گوید: " من پس از وحی و سخن خدا، سخنی پر جلال تر و شیواتر از سخن ایشان ندیده و نمی شناسم." (2) ایستادگی حضرت در برابر ناکثین، قاسطین، مارقین و آنان که می‌خواستند اسلام را از مسیر اصلی‌اش منحرف ساخته، به وادی انحراف، امتیازات طبقاتی و سنن جاهلی بکشانند، حقیقتی است روشن.

    حلم و صبر و سکوتش، در مدت بیست سال و اندی، به خاطر مصالح کلی اسلام و مسلمین، در حالی که "خار در چشم و استخوان در گلو" داشت، حقیقتی است دردناک و شگفت انگیز که تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد.
    علی علیه السلام در آن گردبادهای اغراض و جهالت و در طوفان‌های کینه توزی از مطامع دنیوی، ناشناخته بود و سخنان آتشین و مواعظ از دل برخاسته اش در دل های قسوت گرفته و سنگین، کمتر اثری نداشت تا جایی که امام سر به بیابان می‌نهاد و درد دل را تنها با خواص اصحابش در میان می‌گذاشت یا در سکوت عمیق چاه درد تنهایی را باز می‌گفت.

    علی علیه السلام که چشمه‌های حکمت و دانش از ستیغ کوهساران شخصیت والایش ریزان بود و قادر بود سعادت دو جهان را برای همگان به ارمغان آورد؛ او که به راه های آسمان از راه های زمین آشناتر بود، او که از شمیم روح پرور وحی محمدی صلی الله علیه و آله بهره مند شده و از کودکی در آغوش پر مهر نبوت پرورش یافته بود؛ او که عادل ترین داوران و شجاع ترین دلاوران، امیرمؤمنان و پناهگاه ستم رسیدگان و دردمندان بود؛ همچنان ناشناخته ماند و جز تنی چند از یاران وفادارش، دیگران به ارزش وجودی او پی نبردند و یا نخواستند پی ببرند...
    " به واقع علی(علیه السلام)، مظلوم تاریخ اسلام است. "


    پی‌نوشت‌ها:
    1- سیری درنهج البلاغه ، مرتضی مطهری، ص 15. 2- همان ، ص 19.





    ‍۩•۞•۩فزت و رب الكعبه -در معني «فزت و ربّ الكعبه»۩•۞•۩



صفحه 1 از 20 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود