جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسير صحيح آيه 33 سوره نور چيست ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    30
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش تفسير صحيح آيه 33 سوره نور چيست ؟




    نمی دانم که آیا قبلا این بحث مطرح شده یا خیر اما سوالی دارم که به پاسخ آن شدیدا نیازمندم.
    در آیه 32 سوره نور ، اشاره شده است که بی همسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان راهمسر دهید.اگر تنگدستند خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز می کند و خدا گشایشگر داناست.
    در آیه بعد یعنی 33 سوره نور می فرماید : وکسانی که اسباب زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند.و ....
    سوال اینجاست:
    در آیه 32 فرموده (ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و..) یعنی اگر فقیر هستند مهم نیست ازدواج کنند (منظورم این است که آیه نمی گوید که از "ترس" آنکه بعد از ازدواج فقیر شوید ازدواج نکنید بلکه می گوید حتی آنانکه در حال حاضر فقیر هستند هم ازدواج کنند که خداوند از فضل خویش آنان را بی نیاز کند.)
    بسیار خوب در آیه بعد می فرماید : (ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله) در ترجمه تحت اللفظی می توان بیان داشت که ( کسانی که نکاحی نمی یابند عفت ورزند تا خداوند از فضل خویش آنان را بی نیاز کند )و می توان برداشت کرد که کسانی که مثلا به دلیل نقصی در جسم به او زن نمی دهند یا زنی هست که خواستگاری ندارد بایدعفت ورزد. اما ....
    در ترجمه و تفاسیر موجود آمده که اسباب زناشویی نمی یابند (نه همسر و نه نکاح) و منظور در تفاسیر اینگونه است: افرادی که قدرت ازدواج ندارند و از عهده مهریه و نفقه بر نمی آیند باید از زنا احتراز کنند تا خداوند ...)

    سوال اینجا مطرح می شود که : اگر مشکل بر سر مسائل مالی بود که آیه 32 تکلیف را صراحتا روشن ساخت!!! و در اینجا ممکن است تنها بر سر معنای فقیر بحث و مجادله باشد. که آیا فقیر کسی است که از عهده نفقه و مهریه بر می آید اما مثلا در تهیه وسایل راحتی در می ماند؟
    که تقریبا بی جا و مناسبت است که چنین بگوییم.
    پس آیه 33 به هیچ عنوان مساله مالی را پیش نکشیده و همانطور که بیان شد ، مساله همان نیافتن نکاح است نه اسباب ازدواج که بیان دیگری از توانگری مالی است.

    لذا هیچ کس نباید بر طبق این آیات شریفه بر سر مسائل مالی یک خواستگار مرد ( دین دار به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ) بحث و مجادله نموده بلافاصله باید به مسائل دیگر پرداخته شود.
    جویای نظرات کارشناسانه هستم.پیشاپیش متشکرم.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    30
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یعنی کسی نیست پاسخ ما را بدهد؟!!

  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    فقیه ارجمند، فاضل مقداد در خصوص اين دو آيه، گفته است:
    اینکه آیه تأکید بر ازدواج در عین تنگدستی کرده، در صدد باز داشتن کسانی است که با زن مؤمن یا مرد مؤمن، تنها به خاطر فقر و تنگدستی اش حاضر به ازدواج نیستند. پس در واقع خطاب به خود زن یا مرد نیست بلکه به دیگران می گوید تنگدستی زن یا مرد باعث نگردد که شما دست رد به سینه او بزنید و یا به سراغ او نروید. اما در آیه دوم به خود افراد تنگدستی که توان لازم برای ازدواج ندارند، ولی قصد ازدواج دارند، دستور می دهد با خواسته و شهوت خود مبارزه کنند و نسبت به ازدواج، خویشتن داری کنند و بی موقع اقدام به آن نکنند تا گرفتار دشواری ها و سختی های ناشی از فقر و ناداری نگردند.
    علاوه بر این پاسخ، اساسا این دو جمله، هر یک، به اصطلاح علم منطق، قضیه مهمله ای هستند که قهرا در حکم «قضیه جزئیه» می باشند و عمومیت و کلیت ندارند تا متعارض و متنافی باشند. نه چنین است که هر فقیری با ازدواج، غنی می شود و نه چنین است که هر فقیری با ازدواج دچار سختی و دشواری می گردد؛ از این رو تناقضی میان این دو دستور نیست.(1)

    1 ـ ن.ک: کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج2، ص139.
    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۹/۰۶/۰۹ در ساعت ۰۹:۴۸


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    30
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مجیب نمایش پست
    فقیه ارجمند، فاضل مقداد در خصوص اين دو آيه، گفته است:
    اینکه آیه تأکید بر ازدواج در عین تنگدستی کرده، در صدد باز داشتن کسانی است که با زن مؤمن یا مرد مؤمن، تنها به خاطر فقر و تنگدستی اش حاضر به ازدواج نیستند. پس در واقع خطاب به خود زن یا مرد نیست بلکه به دیگران می گوید تنگدستی زن یا مرد باعث نگردد که شما دست رد به سینه او بزنید و یا به سراغ او نروید. اما در آیه دوم به خود افراد تنگدستی که توان لازم برای ازدواج ندارند، ولی قصد ازدواج دارند، دستور می دهد با خواسته و شهوت خود مبارزه کنند و نسبت به ازدواج، خویشتن داری کنند و بی موقع اقدام به آن نکنند تا گرفتار دشواری ها و سختی های ناشی از فقر و ناداری نگردند.
    علاوه بر این پاسخ، اساسا این دو جمله، هر یک، به اصطلاح علم منطق، قضیه مهمله ای هستند که قهرا در حکم «قضیه جزئیه» می باشند و عمومیت و کلیت ندارند تا متعارض و متنافی باشند. نه چنین است که هر فقیری با ازدواج، غنی می شود و نه چنین است که هر فقیری با ازدواج دچار سختی و دشواری می گردد؛ از این رو تناقضی میان این دو دستور نیست.(1)

    1 ـ ن.ک: کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج2، ص139.

    در دو پاسخ ارائه شده در بالا تنها پاسخ پایین قابل قبول است(با حفظ احترام) البته تنها راه پاسخگویی به این سوال هم جدا کردن قرابت موضوعی آنهاست و همانطور که مشخص است می بینیم که دو آیه پشت سر هم آمده بی فاصله و دارای نص صریحی است.لذا جدا کردن معنا و استدلال دو آیه درست نیست. حال شما اسم قضیه را هر چه می خواهید بگذارید.یعنی گوینده با جزیی کردن مساله ، صورت مساله را پاک می کند.
    دلیل آنکه بیان داشتم پاسخ اول نیز اشکال دارد همان استدلالی است که در صورت سوال آمده.چطور است که برای دیگران ما فقیر نیستیم ولی برای خود فقیر هستیم؟!! صراحتا قرآن می فرماید اگر فقیر بودند نترسند و ازدواج کنند (نه از ترس فقیر "شدن" !) حال در آیه پایین قرآن حرف خود را نقض نمی کند آن هم بی فاصله! یعنی تنها راه پاسخگویی جدا کردن است که عرض کردم بی جا و مکان است!
    اگر دلیلی بر اجازه جدا نمودن دومعنا (با توجه به توالی آیات) وجود دارد مشتاقانه منتظر پاسخم! در هر صورت تشریح شما بسیار به من کمک نمود . به واقع سپاسگزارم

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    154
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این برداشت شخصی من، و تنها با تیکه به اطلاعاتی که شما دادید.
    آیه32 وظیفه بزرگان رو نسبت به امر ازدواج مطرح کرده.
    اما آیه33 روی صحبتش به من جونه که در صورت عدم شرایط ازدواج وظیفه من چیه
    امیدوارم نظرم درست باشه
    گندم شهر حسین روزی ما شد
    باز سر سفر ها غذای حسین است


  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    215
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    khob bood
    mamnoon az soaletoon va pasokh dostan
    chon manam eshtebah fekr mikardam
    عاشقی پیداست از زاری دل
    نیست بیماری چو بیماری دل
    علت عاشقی زعلتهاجداست
    عشق اصطرلاب اسرارخداست
    عاشقی گر زین سرو گر ز آن سر است عاقبت ما را بدان سر رهبر است
    هر چه گویم عشق را شرح وبیان
    چون به عشق آیم خجل گردم زآن
    گر چه تفسیر زبان روشن گر است
    لیک عشق بی زبان روشن تر است

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط sinsinati نمایش پست
    نمی دانم که آیا قبلا این بحث مطرح شده یا خیر اما سوالی دارم که به پاسخ آن شدیدا نیازمندم.
    در آیه 32 سوره نور ، اشاره شده است که بی همسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان راهمسر دهید.اگر تنگدستند خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز می کند و خدا گشایشگر داناست.
    در آیه بعد یعنی 33 سوره نور می فرماید : وکسانی که اسباب زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند.و ....
    سوال اینجاست:
    در آیه 32 فرموده (ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و..) یعنی اگر فقیر هستند مهم نیست ازدواج کنند (منظورم این است که آیه نمی گوید که از "ترس" آنکه بعد از ازدواج فقیر شوید ازدواج نکنید بلکه می گوید حتی آنانکه در حال حاضر فقیر هستند هم ازدواج کنند که خداوند از فضل خویش آنان را بی نیاز کند.)
    بسیار خوب در آیه بعد می فرماید : (ولیستعفف الذین لا یجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله) در ترجمه تحت اللفظی می توان بیان داشت که ( کسانی که نکاحی نمی یابند عفت ورزند تا خداوند از فضل خویش آنان را بی نیاز کند )و می توان برداشت کرد که کسانی که مثلا به دلیل نقصی در جسم به او زن نمی دهند یا زنی هست که خواستگاری ندارد بایدعفت ورزد. اما ....
    در ترجمه و تفاسیر موجود آمده که اسباب زناشویی نمی یابند (نه همسر و نه نکاح) و منظور در تفاسیر اینگونه است: افرادی که قدرت ازدواج ندارند و از عهده مهریه و نفقه بر نمی آیند باید از زنا احتراز کنند تا خداوند ...)

    سوال اینجا مطرح می شود که : اگر مشکل بر سر مسائل مالی بود که آیه 32 تکلیف را صراحتا روشن ساخت!!! و در اینجا ممکن است تنها بر سر معنای فقیر بحث و مجادله باشد. که آیا فقیر کسی است که از عهده نفقه و مهریه بر می آید اما مثلا در تهیه وسایل راحتی در می ماند؟
    که تقریبا بی جا و مناسبت است که چنین بگوییم.
    پس آیه 33 به هیچ عنوان مساله مالی را پیش نکشیده و همانطور که بیان شد ، مساله همان نیافتن نکاح است نه اسباب ازدواج که بیان دیگری از توانگری مالی است.

    لذا هیچ کس نباید بر طبق این آیات شریفه بر سر مسائل مالی یک خواستگار مرد ( دین دار به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ) بحث و مجادله نموده بلافاصله باید به مسائل دیگر پرداخته شود.
    جویای نظرات کارشناسانه هستم.پیشاپیش متشکرم.

    وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴿نور/۳۲﴾

    مردان و زنان بيهمسر را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بينياز مي‏سازد، خداوند واسع و آگاه است.

    خداوند در این آیه به دیگران امر می کند که کسانی را که همسر ندارند ، همسر دهند.

    توضیح :

    تعبير
    ((انكحوا)) (آنها را همسر دهيد) با اينكه ازدواج يك امر اختيارى و بسته به ميل طرفين است ، مفهومش اين است كه مقدمات ازدواج آنها را فراهم سازيد، از طريق كمكهاى مالى در صورت نياز، پيدا كردن همسر مناسب ، تشويق به مساءله ازدواج ، و بالاخره پا در ميانى براى حل مشكلاتى كه معمولا در اين موارد بدون وساطت ديگران انجام پذير نيست ، خلاصه مفهوم آيه به قدرى وسيع است كه هر گونه قدمى و سخنى و درمى در اين راه را شامل مى شود.

    بدون شك اصل تعاون اسلامى ايجاب مى كند كه مسلمانان در همه زمينه ها به يكديگر كمك كنند ولى تصريح به اين امر در مورد ازدواج دليل بر اهميت ويژه آن است .

    و از آنجا كه يك عذر تقريبا عمومى و بهانه همگانى براى فرار از زير بار ازدواج و تشكيل خانواده مساءله فقر و نداشتن امكانات مالى است قرآن به پاسخ آن پرداخته مى فرمايد: از فقر و تنگدستى آنها نگران نباشيد و در ازدواجشان بكوشيد چرا كه ((اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بى نياز مى سازد)) (ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله ).
    تفسیر نمونه ذیل آیه مورد بحث.

    ===>
    با این توضیحات مشخص می شود که مخاطب این آیه افراد مجرد نیست.بلکه مخاطب اطرافیان آن ها و عموم افراد جامعه می باشد،که قرآن به آن ها امر می کند که افراد بی همسر را ، همسر دهید حتی اگر فقیر و تنگدست هم هستند نترسید و از این امر(همسر دادن آن ها ) منصرف نشوید.بلکه شما افراد بی همسر فقیر را همسر دهید خداوند خودش ، آن ها را از فضلش بی نیاز می کند.

    تفسير صحيح آيه 33 سوره نور چيست ؟


    وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ ....﴿نور/۳۳﴾

    و آنها كه وسيله ازدواج ندارند بايد عفت پيشه كنند تا خداوند آنان را به فضلش بينياز سازد ....


    گاه با تمام تلاش و كوشش كه خود انسان و ديگران مى كنند وسيله ازدواج فراهم نمى گردد و خواه و ناخواه انسان مجبور است مدتى را با محروميت بگذراند، مبادا كسانى در اين مرحله قرار دارند گمان كنند كه آلودگى جنسى براى آنها مجاز است ، و ضرورت چنين ايجاب مى كند، لذا بلا فاصله در آيه بعد دستور پارسائى را هر چند مشكل باشد به آنها داده مى گويد: ((و آنها كه وسيله ازدواج ندارند بايد عفت پيشه كنند، تا خداوند آنان را به فضلش بى نياز سازد)) (و ليستعفف الذين لا يجدون نكاحا حتى يغنيهم الله من فضله ).
    نكند در اين مرحله بحرانى و در اين دوران آزمايش الهى تن به آلودگى در دهند و خود را معذور بشمرند كه هيچ عذرى پذيرفته نيست ، بلكه بايد قدرت ايمان و شخصيت و تقوا را در چنين مرحله اى آزمود.
    تفسیر نمونه


    *** مخاطب خداوند در این آیه افرادی است که نمی توانند ازدواج کنند.

    تفسير صحيح آيه 33 سوره نور چيست ؟

    نتیجه : با توجه به این دو آیه و مطالب فوق می توان این گونه نتیجه گرفت که :

    در مورد افراد مجرد و عزب، یک وظیفه اطرافیان او دارند(عموم افراد جامعه) و یک وظیفه خود او دارد.

    اطرافیان این فرد و عموم افراد جامعه وظیفه دارند: زنان و مردان مجرد و عزب را زن دهيد . مبادا فقر و ناتواني اقتصادي آنان شما را از زن دادن به آنان بازدارد، بلکه با توکل بر خدا موجبات ازدواج عزب ها را فراهم کنيد . بدانيد خدا روزي دهنده است و آنان را بي نياز خواهد کرد.

    این افراد وظیفه دارند: عفت بورزند تا خداوند آن ها را بي نياز گرداند و امکان ازدواج برايشان فراهم شود.



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 4 : ۱۳۸۹/۰۶/۱۸ در ساعت ۰۱:۰۹


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    152
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    فکر کنم این داستان به درک بیشتر موضوع کمک کند:
    جویبر از اهل یمامه بود، هنگامى كه آوازه پیغمبر صلى الله علیه و آله را شنید، به مدینه آمد و اسلام آورد. طولى نكشید از خوبان اصحاب رسول خدا به شمار آمد و مورد توجه پیامبر اسلام قرار گرفت . چون نه ، پول داشت و نه ، منزل و نه ، آشنایى ، پیغمبر صلى الله علیه و آله دستور داد در مسجد به سر برد. تدریجا عده اى از فقرا اسلام آوردند و آنان نیز با جویبر در مسجد به سر مى بردند. رفته رفته مسجد پر شد، همه در مضیقه قرار گرفتند. از جانب خداوند دستور رسید كسى حق ندارد در مسجد بخوابد! پیامبر دستور داد بیرون مسجد سایبانى ساختند تا مسلمانان غریب و بى پناه در آنجا ساكن شوند و آن مكان را (صفه ) نامیدند و به ساكنین آنجا اهل صفه مى گفتند. رسول خدا مرتب به وضع آنها رسیدگى مى كرد و مشكلاتشان را برطرف مى ساخت .
    روزى پیامبر اسلام براى رسیدگى به وضع آنها تشریف آورده بود، به جویبر كه جوان سیاه پوست ، فقیر، كوتاه قد و بدقیافه بود، با مهر و محبت نگریست ، فرمود:
    جویبر چه خوب بود زن مى گرفتى تا هم نیاز تو به زن برطرف مى شد و هم او در كار دنیا و آخرت به تو كمك مى كرد. جویبر عرض كرد:
    یا رسول الله ! پدر و مادرم فداى تو باد! چه كسى به من رغبت مى كند، نه ، حسب و نسب دارم و نه ، مال و جمال ، كدام زنى حاضر مى شود با من ازدواج كند؟
    رسول خدا فرمود:
    جویبر! خداوند به بركت اسلام ارزش افراد را دگرگون ساخت ، كسانى كه در جاهلیت بالانشین بودند آنها را پایین آورد و كسانى كه خوار و بى مقدار بودند، مقام آنها را بالا برد و عزیز كرد.
    خداوند به وسیله اسلام افتخار و بالیدن به قبیله و حسب و نسب را به كلى از میان برداشت . اكنون همه مردم ، سیاه و سفید قریشى و عرب یكسانند و همه فرزندان آدمند، آدم از خاك آفریده شده است و هیچكس بر دیگرى برترى ندارد. مگر به وسیله تقوا و محبوب ترین انسان روز قیامت در پیشگاه خداوند افراد پارسا و پرهیزگارند. من امروز فقط كسى را از تو برتر مى دانم كه تقوا و اطاعتش نسبت به خدا از تو بیشتر است .
    سپس فرمود:
    جویبر! هم اكنون یكسره به خانه زیاد بن لبید رئیس طایفه بنى بیاضه برو و بگو من فرستاده پیامبر خدا هستم و آن حضرت فرمود: دخترت ((ذلفا)) را به همسرى منِ جویبر درآور!
    در مقام خواستگارى
    جویبر برخاست و به سوى خانه زیاد بن لبید روان شد. وقتى وارد خانه زیاد شد، گروهى از بستگان و افراد قبیله لبید در آنجا گرد آمده بودند. جویبر پس ‍ از ورود به حاضرین سلام كرد و در گوشه اى نشست ، سر پایین انداخت ، لحظاتى گذشت سر را بلند كرد، روى به زیاد نمود و گفت :
    من از جانب پیغمبر صلى الله علیه و آله براى مطلبى پیام دارم ، محرمانه بگویم یا آشكارا؟
    زیاد: چرا سرى ؟ آشكارا بگو! من پیام رسول خدا را براى خود افتخار مى دانم .
    جویبر: پیغمبر پیغام داد كه دخترت ذلفا را به ازدواج من درآورى ! زیاد از شنیدن این پیام غرق در حیرت شد و با تعجب پرسید:
    پیغمبر تو را فقط براى ابلاغ این پیام فرستاد؟
    جویبر: بلى ، من سخن دروغ به پیغمبر نسبت نمى دهم .
    زیاد: جویبر! ما هرگز دختران خود را جز به جوانان انصار كه هم شاءن ما باشند تزویج نمى كنیم ، تو برو تا من شخصا خدمت رسول خدا برسم و عذر خود را در عدم پذیرش با آن حضرت در میان مى گذارم .
    جویبر در حالى كه مى گفت :
    به خدا سوگند! این گفته زیاد با دستور قرآن و پیامبر مطابق نیست ، از خانه بیرون آمد.
    ذلفا از پس پرده گفتگوى جویبر و پدرش را شنید، با شتاب پدرش را به اندرون خواست و پرسید:
    پدر جان ! این چه سخنى بود به جویبر گفتى و چرا این گونه او را رد كردى ؟
    زیاد: این جوان سیاه براى خواستگارى تو آمده بود و مى گفت :
    پیغمبر مرا فرستاده كه دخترت ذلفا را به همسرى من درآورى !
    ذلفا: به خدا قسم ! جویبر دروغ نمى گوید، رد كردن او بى اعتنایى به دستور پیغمبر است . زود كسى را بفرست پیش از آن كه به حضور پیغمبر برسد، برگردان و خودت محضر رسول خدا برو و ببین قضیه از چه قرار است .
    زیاد فورا كسى را فرستاد و جویبر را برگردانید و مورد محبت قرار داد و گفت :
    جویبر! تو اینجا باش ! تا من برگردم . سپس خود به حضور رسول خدا رسید و عرض كرد:
    یا رسول الله ! پدر و مادرم به فدایت ! جویبر پیامى از جانب شما آورده بود ولى من جواب رضایت بخش به ایشان ندادم و اینك من شرفیاب شدم تا به عرضتان برسانم ، رسم ما طایفه انصار این است كه دختران خود را جز به هم شاءن خود نمى دهیم .
    پیغمبر فرمود:
    اى زیاد! جویبر مرد مؤ من است . مرد مؤ من هم شاءن زن باایمان مى باشد، دخترت را به او تزویج كن ! و ردش نكن !
    زیاد به خانه برگشت و آنچه از پیغمبر شنیده بود به دخترش رسانیده . دختر گفت :
    پدر جان ! دستور پیغمبر باید اجرا شود اگر سرپیچى كنى كافر شده اى .
    زیاد از اتاق بیرون آمد و دست جویبر را گرفت به میان طایفه خود آورد و دخترش ذلفا را به عقد او در آورد و مهریه اش را از مال خودش تعین نمود و جهاز خوبى براى عروس تهیه دید و دختر را براى رفتن به خانه داماد آماده ساختند.
    آنگاه از جویبر پرسیدند:
    آیا خانه دارى كه عروس را به آنجا ببریم ؟
    پاسخ داد:
    نه ، منزلى ندارم .
    زیاد دستور داد خانه مناسب با تمام وسایل لازم براى جویبر فراهم كردند و لباس دامادى بر جویبر پوشاندند و عروس را نیز آرایش نموده ، به خانه شوهر فرستادند.
    به این گونه (ذلفا) دختر زیباى یكى از بزرگ ترین و شریف ترین قبیله بنى بیاضه به همسرى جوانى سیاه چهره ، بى پول ، از نظر افتاده كه تنها به زیور ایمان آراسته بود درآمد.
    در حجله دامادى
    جویبر به هجله دامادى وارد شد، همین كه چشمش به رخسار زیباى عروس افتاد و خود را در خانه اى دید كه همه وسایل زندگى در آن مهیا است ، برخاسته و گوشه اى از اتاق رفت ، تا سپیده دم به تلاوت قرآن و عبادت پرداخت .
    وقتى صداى اذان صبح به گوشش رسید، برخاست براى اداى نماز به سوى مسجد حركت كرد و همسرش ذلفا نیز وضو گرفت و مشغول نماز شد. روز كه شد، سرگذشت شب را از ذلفا پرسیدند. گفت :
    جویبر شب را تا سحر در حال تلاوت قرآن و نماز بود، اذان صبح را كه شنید براى اداى نماز از منزل بیرون آمد، شب دوم نیز به همین ترتیب گذشت .
    ماجراى را از زیاد بن لبید پنهان داشت ولى چون شب سوم هم به این گونه گذشت زیاد از قضیه آگاه گشت و به محضر رسول خدا رسید و عرض ‍ كرد:
    یا رسول الله ! دستور فرمودید دخترم را به جویبر تزویج كنم ، با این كه هم شاءن ما نبود، به فرمان شما اطاعت كردم ، دخترم را به عقد جویبر در آوردم .
    پیغمبر فرمود:
    مگر چه شده است ؟ چه مساءله اى پیش آمده ؟
    زیاد گفت :
    ما براى او خانه اى با تمام وسایل مهیا كردیم ، دخترم را به آن خانه فرستادیم اما جویبر با قیافه اى غمگین با او روبرو شد، سپس ماجراى شبهاى گذشته را به عرض پیغمبر رسانید و اضافه كرد باز نظر، نظر شماست .
    حضرت جویبر را به حضور خواست و به او فرمود:
    جویبر! مگر تو میل به زن ندارى ؟
    جویبر: یا رسول الله ! مگر من مرد نیستم ؟ اتفاقا من به زن بیش از دیگران علاقه مندم .
    حضرت فرمود: من خلاف گفته شما را شنیده ام ، مى گویند: خانه اى با تمام لوازم براى تو تهیه كرده اند و در آن خانه دختر زیبا و آرایش كرده اى را در اختیار تو گذاشته اند ولى تو تاكنون با عروس حتى صحبت هم نكرده و نزدیك او نرفته اى ، علت این بى اعتنایى چیست ؟
    جویبر عرض كرد:
    یا رسول الله ! هنگامى كه وارد آن خانه وسیع شدم و تمام لوازم زندگى را در آن فراهم دیدم ، به یاد روزهاى گذشته افتادم كه چه روزهایى بر من گذشت و اكنون در چه حالى هستم ! از این رو خواستم قبل از هر چیز شكر نعمت را بجاى آورم ، شبها را تا به صبح مشغول تلاوت قرآن و عبادت گشتم و روزها را روزه گرفتم و در عین حال آنها را در مقابل این همه نعمتهاى خداوند كه به من عطا نموده چیزى نمى دانم . ولى تصمیم دارم از امشب زندگى عادى را شروع كنم و رضایت همسر و خویشان او را جلب نمایم ، دیگر از من شكایت نخواهند داشت .
    رسول خدا زیاد را به حضور خواست و عین جریان را به اطلاع ایشان رسانید.
    جویبر و ذلفا شب چهارم به وصال یكدیگر رسیدند و مدتى با خوشى زندگى نمودند تا اینكه جهادى پیش آمد. جویبر با عزم راسخ در آن جنگ شركت كرد و به شهادت رسید.
    پس از شهادت ایشان ذلفا خواستگاران زیادى پیدا كرد، به طورى كه هیچ زنى به اندازه ذلفا در مدینه خواستگار نداشت و براى هیچ زنى به اندازه ذلفا، حاضر نبودند در راهش پول خرج كنند.
    ویرایش توسط atregoleyas : ۱۳۸۹/۰۶/۱۹ در ساعت ۰۳:۳۹

  13. تشکرها 2


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ای بابا شعار دادن چقدر راحته مگه میشه این همه سال صبر پیشه کرد خدا هم چقدر کارهای غیر ممکن از آدم انتظار داره

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود