صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    9,030
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    89

    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!





    قربان نگاه خسته ات مادر
    لبخند به گل نشسته ات ای مادر

    در قاب نگاه مهربانیت پیداست
    تصویر دل شکسته ات ای مادر


    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!


    مهر مادری

    نقل می کنند:
    جوانی بسیار مغرور و از خود راضی ، همواره مادرش را رنج می داد ، بی مهری او به مادر ، به جایی رسید که روزی مادر پیر و زمین گیر خود را به کول گرفت و بالای کوه برد و آنجا گذاشت تا طعمه درندگان شود .

    هنگامی که از کوه سرازیر شد تا به خانه باز گردد ، مادر او در این فکر افتاد که مبادا پسرش در مسیر پرتگاه ، از کوه بیفتد و مجروح گردد یا طعمه درندگان شود !

    لذا دست به دعا برداشت و گفت : خدایا ! پسرم را از طعمه درندگان و از گزند حوادث محفوظ بدار تا به سلامت باز گردد .

    از سوی خدا به موسی (ع) خطاب شد : ای موسی به آن کوه برو و منظره مهر مادری را ببین !

    قربان نگاه خسته ات مادر
    لبخند به گل نشسته ات ای مادر

    در قاب نگاه مهربانیت پیداست
    تصویر دل شکسته ات ای مادر


    قرآن کریم میفرماید : از روی محبت و مهربانی ، بال فروتنی را برای پدر و مادر بگستران.

    امام علی (ع) میفرماید : هر کس به پدر و مادر خود نیکی کند ، فرزندانش با او نیک رفتار باشند .

    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!


    شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
    امام خمینی (ره)




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    870
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    5 روز 1 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    6
    گالری
    0



    یک داستان غم انگیز انگلیسی به همراه ترجمه
    My mom only had one eye. I hated her... she was such an embarrassment.
    مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود


    She cooked for students & teachers to support the family.
    اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت


    There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.
    یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره


    I was so embarrassed. How could she do this to me?
    خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟


    I ignored her, threw her a hateful look and ran out.
    به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا از اونجا دور شدم


    The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!"
    روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره


    I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.
    فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم . کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...


    So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock,

    why don't you just die?!!!"
    روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟


    My mom did not respond...
    اون هیچ جوابی نداد....


    I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.
    حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم .


    I was oblivious to her feelings.
    احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت


    I wanted out of that house, and have nothing to do with her.
    دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم


    So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.
    سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم


    Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.
    اونجا ازدواج کردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...


    I was happy with my life, my kids and the comforts
    از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم


    Then one day, my mother came to visit me.
    تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من


    She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.
    اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو


    When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.
    وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا ، اونم بی خبر


    I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!" GET OUT OF HERE! NOW!!!"
    سرش داد زدم ": چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!" گم شو از اینجا! همین حالا


    And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.
    اون به آرامی جواب داد : " اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد .


    One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore .
    یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه


    So I lied to my wife that I was going on a business trip.
    ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم .


    After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.
    بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی کنجکاوی .


    My neighbors said that she is died.
    همسایه ها گفتن که اون مرده


    I did not shed a single tear.
    ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم


    They handed me a letter that she had wanted me to have.
    اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن


    "My dearest son, I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children.
    ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، منو ببخش که به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،


    I was so glad when I heard you were coming for the reunion.
    خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا


    But I may not be able to even get out of bed to see you.
    ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم


    I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.
    وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم


    You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.
    آخه میدونی ... وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی


    As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.
    به عنوان یک مادر نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم


    So I gave you mine.
    بنابراین چشم خودم رو دادم به تو


    I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.
    برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه


    With my love to you,
    با همه عشق و علاقه من به تو
    هستی در آنجاست که مردمان نیستی می انگارند...!
    شهید آوینی
    ما عاقلانه فكر مي كنيم وعاشقانه عمل مي كنيم
    شهيد سيدحسين علم الهدي
    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6083
    سخنان آقا در مورد ازدواج


    حرف آخر:
    مرنج و مرنجان!
    همین




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    4,144
    صلوات
    71
    تعداد دلنوشته
    17
    مورد تشکر
    30 پست
    حضور
    89 روز 17 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    1001



    مادر...........

    خیلی قشنگ بودن دومی دردناکتر بود

    »»» لطفا برای برآورده شدن حاجت همه ی حاجتمندان دعا کنید «««

    دانلود کنید تا زندگیتون
    (بــنــدگــیــتــون) عوض بشه
    »»» مشاهده پست حاوی لینک دانلود + توضیحات «««
    جلد 1
    جلد 2

    جلد 3

    ۞۞ کلاس مجازی حفظ قرآن کریم ۞۞
    »»» جوانها کلیک کنند ««


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    2,773
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط گل نرگس نمایش پست

    قرآن کریم میفرماید : از روی محبت و مهربانی ، بال فروتنی را برای پدر و مادر بگستران.

    امام علی (ع) میفرماید : هر کس به پدر و مادر خود نیکی کند ، فرزندانش با او نیک رفتار باشند .

    [/color][/size][/font]
    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!

    سلام
    این دو جمله تمام حرفای دنیا رو میزنن.

    مغزهاي بزرگ درباره ايده ها فکر مي کنند

    مغزهاي متوسط درباره حوادث

    و مغزهاي کوچک درباره مردم !

    شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا برقص
    .


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    2,773
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مادری که با تمام عشق و محبتش از همه چی می گذره و برای ما فداکاری می کنه
    انصافه که وقتی پیر و ناتوان شد بزاریمش خانه سالمندان؟
    انصافه؟
    این اوج نامردیه؟

    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!

    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!

    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!

    خدایا به همون کمک کن تا عظمت این دست ها رو بفهمیم و این قدر درگیر مشکلات خودمون نباشیم.
    مغزهاي بزرگ درباره ايده ها فکر مي کنند

    مغزهاي متوسط درباره حوادث

    و مغزهاي کوچک درباره مردم !

    شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا ميتواني زيبا برقص
    .


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    وَقَضَى‏ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّآ إِيَّاهُ وَبِالْولِدَيْنِ إِحْسَناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَآ أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيماً (اسراء/23)

    پروردگارت مقرر داشت كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد. اگر يكى از آن دو يا هر دو نزد تو به پيرى رسيدند، به آنان «اُف» مگو و آنان را از خود مران و با آنان سنجيده و بزرگوارانه سخن بگو.

    1- توحيد، در رأس همه‏ ى سفارش ‏هاى الهى است. «قَضى‏ ربّك ألاّ تعبدوا اِلاّ ايّاه»

    2- خدمتگزارى و احسان به پدر و مادر، از اوصاف موحّد واقعى است. «الاّتعبدوا الاّ ايّاه و بالوالدين احساناً»

    3- فرمانِ نيكى‏ به والدين مانند فرمانِ توحيد، قطعى ونسخ‏نشدنى است.«قَضى‏»

    4- احسان به والدين در كنار توحيد و اطاعت از خداوند آمده است تا نشان دهد اين كار، هم واجب عقلى و وظيفه ‏ى انسانى است، هم واجب شرعى. «قَضى‏ ربّك ألاّ تعبدوا اِلاّ ايّاه و بالوالدين احساناً»

    5- نسل نو بايد در سايه‏ ى ايمان، با نسل گذشته، پيوند محكم داشته باشند. «لاتعبدوا الاّ ايّاه و بالوالدين احساناً»

    6- در احسان به والدين، مسلمان بودن آنها شرط نيست. «بالوالدين احساناً»

    7- در احسان به پدر و مادر، فرقى ميان آن دو نيست. «بالوالدين احساناً»

    8- نيكى به پدر ومادر را بى ‏واسطه وبه دست خود انجام دهيم. «بالوالدين احساناً»


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 4 : ۱۳۹۰/۰۴/۱۲ در ساعت ۱۸:۵۲

    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99




    9- احسان، بالاتر از انفاق است و شامل محبّت، ادب، آموزش، مشورت، اطاعت، تشكّر، مراقبت و امثال اينها مى ‏شود. «بالوالدين احساناً»

    10- احسان به والدين، حدّ و مرز ندارد. «بالوالدين احساناً» (نه مثل فقير، كه تا سير شود، وجهاد كه تا رفع فتنه باشد و روزه كه تا افطار باشد.)

    11- سفارش قرآن به احسان، متوجّه فرزندان است، نه والدين. «و بالوالدين احساناً» زيرا والدين نيازى به‏ سفارش ندارند و به طور طبيعى به فرزندان خود احسان مى ‏كنند.

    12- هرچه نياز جسمى وروحىِ والدين بيشتر باشد، احسان به آنان ضرورى‏تر است. «يبلغنّ عندك الكبر»

    13- پدر و مادر سالمند را به آسايشگاه نبريم، بلكه نزد خود نگهداريم. «عندك»

    14- وقتى قرآن از رنجاندن سائل بيگانه‏اى نهى مى‏ كند، «امّا السائل فلا تَنهَر» تكليف پدر و مادر روشن است. «فلا تَنهَر هما»

    15- هم احسان لازم است، هم سخن زيبا و خوب. «احساناً ... قل لهما قولاً كريماً»
    (بعد از احسان، گفتار كريمانه مهم‏ترين شيوه‏ى برخورد با والدين است.)

    16- در احسان به والدين و قول كريمانه، شرط مقابله نيامده است. يعنى اگر آنان هم با تو كريمانه برخورد نكردند، تو كريمانه سخن بگو. «وقل لهما قولاً كريماً»



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 4 : ۱۳۹۰/۰۴/۱۲ در ساعت ۱۸:۵۲

    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِى صَغِيراً (اسراء/24)

    و از روى مهربانى و لطف، بالِ تواضع خويش را براى آنان فرودآور و بگو: پروردگارا! بر آن دو رحمت آور، همان گونه كه مرا در كودكى تربيت كردند.

    1- فرزند در هر موقعيّتى كه هست، بايد متواضع باشد و كمالات خود را به رُخ والدين نكشد. «واخفِض لهما جناح الذّل»

    2- تواضع در برابر والدين، بايد از روى مهر و محبت باشد، نه ظاهرى و ساختگى، يا براى گرفتن اموال آنان. «واخفض لهما... من الرّحمة»

    3- فرزند بايد نسبت به پدر مادر، هم متواضع باشد، هم برايشان از خداوند رحمت بخواهد. «واخفض... و قل ربّ ارحمهما»

    4- دعاى فرزند در حقّ پدر و مادر مستجاب است، وگرنه خداوند دستور به دعا نمى‏داد. «وقل ربّ ارحمهما...»

    5 - دعا به پدر و مادر، فرمان خدا و نشانه‏ ى شكرگزارى از آنان است. «قل ربّ ارحمهما...»

    6- در دعا از كلمه «ربّ» غفلت نكنيم. «قل ربّ ارحمهما»

    7- رحمت الهى، جبران زحمات تربيتى والدين است. «ربّ ارحمهما كما ربّيانى» گويا خداوند به فرزند مى‏ گويد: تو رحمت خود را دريغ مدار، واز خدا نيز استمداد كن كه اداى حقّ آنان از عهده‏ ى تو خارج است.

    8 - گذشته‏ ى خود، تلخى ‏ها و مشكلات دوران كودكى وخردسالى را كه بر والدين تحميل شده است از ياد نبريد. «كما ربّيانى صغيراً»

    9- پدر و مادر بايد بر اساس محبّت فرزندان را تربيت كنند. «ارحمهما كما ربّيانى»

    10- انسان بايد از مربّيان خود تشكّر و قدردانى كند. «ارحمهما كما ربّيانى»


    منبع: تفسیر نور، ذیل آیات 23-24 سوره مبارکه اسراء.




    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!

    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی معارف دینی


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    627
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 11 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    50
    آپلود
    0
    گالری
    206



    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!

    ماییم که گه نهان و گه پیداییم.......گه مومن و گه یهود و گه ترساییم
    تا این دل ما غالب هر دل گردد......هر روز به صورتی برون می‌آییم


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    117
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    130



    نقل قول نوشته اصلی توسط moh3n_ilya نمایش پست
    مهر مادری !! داستانی بسیار زیبا ، آموزنده ، عاشقانه و غمگین!

    ساعتها را بگذارید بخوابند،بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست!


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود