صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلایل اصالت وجود و تشکیک وجود و ...؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    12
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دلایل اصالت وجود و تشکیک وجود و ...؟




    بسمه تعالی
    سلام
    لطفاً فقط کسانی پاسخ من رو بدن که به طور کامل به این مباحث مسلط هستند و این موضوعات ، برای خودشون یقینی شده(به قول بعضی ، 10 سال درسش رو خونده باشن) ؛
    از زبون خودشون بگن و آمادگی داشته باشن که تا آخرش پاسخ بدن___الزاماً با دهن روزه ___که مراقب باشن هرچه که می گن ، احیاناً نسبت ناروایی نباشه و قطعاً عین حقیقت باشه.

    این مسئله از این جهت مهمه که برخی از شبهات ، با استفاده از این مبانی داره پاسخ داده می شه.
    (بحث مناسب این ایامش هم ، درباره نزول فرشته ها در شب قدر و کیفیت این نزول و کیفیت فرشته و ....!)
    نکته قابل توجه!
    اولیش اینه که شبهه با چیزی داره جواب داده می شه که خودش در اصل ، شبهه برانگیزه ، و زمانی که از اصلش سوال می شه، می گن که باید فلان سال با فلان شرایط درس بخونی تا بفهمی!__پس تا قبل از اون درس خوندن ، شبهه پاسخ داده نشده.
    خوب این بسیار خنده داره!__یعنی خود گویی و خود خندی __عجب مرد هنرمندی!


    دومیش اینه که اگر افرادی هم درس بخونن و بعد اون اصل رو قبول نکنن ، می گن طرف نفهمیده!


    ___________________________________

    فعلاً اگه ممکنه، دلیل لزوم و صحته بحث تشکیک وجود و مراتب وجود رو می خوام برام تفهیم کنید.
    یعنی هر مقدمه ای که لازم داره رو هم بفرمایید.


    یا حق
    عقل مثل ماشین حساب،جواباش دقیق و قابل اعتماده ، اما_اما با توجه به اطلاعاتی که بهش داده شده .(اگر یک عدد کم و زیاد یا اشتباه داده باشی،اونوقت...!)
    :salavat10:


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب خدمت برادر گرامی

    مبحث بسیار مهم و کلیدی را مطرح فرمودید که بنده علاقه وافر به این موضوع دارم ؛ اگر چه شاید اطلاعاتم در این مورد کم باشد اما تا جایی که بتوانم در خدمت شما خواهم بود .
    با توجه به اینکه مسئله وحدت تشکیکی وجود از آراء جناب ملاصدرا است اثبات این موضوع را از زیان خود ایشان نقل می کنم :

    اثبات وحدت شخصی وجوداز دیدگاه ملاصدرا



    1)از راه علت و معلول

    یکی از راههایی که ملاصدرا برای اثبات وحدت شخصی وجود از ان استفاده می کند ، مساله علت و معلول است و اینکه معلول قبل از وجود خارجی باید در مرتبه ی وجود علت ، به وجودی اعلاء واتم باشد تا به همین مناسبت از علت صادر شود . معالیل امکانی به نحو وحدت و صرافت در وجود واحد حق موجودند و حق به وحدته متجلی در حقایق امکانی است .

    ملا صدرا در اثار مختلف خود، مانند اسفار و شواهدالربوبیه و مشاعر با عباراتی مشابه به این مطلب را تبین کرده است .

    عبارت او در کتاب اسفار چنین است :

    اعلم ایها السالک باقدام النظر و الساعی الی طاعه الله سبحانه و الانخراط فی سلک المهیمیین فی ملاحظه کبریائه و المستغرقین فی بحار عظمته و بهائه انه کما ان الموجود الشی بالحقیقه ما یکون بحسب جوهر ذاته و سنخ حقیقته فیاضا بان یکون مابخسب تجوهر حقیقتها هو بعینه ما بحسب تجوهر فاعلیتها فیکون فاعلا بحتا ، لا انه شی ء اخر یوصف ذلک الشی ء بانه فاعل فکذلک المعلول له هو ما یکون بذاته اثرا و مفاضلا لا شی ء اخر غیر المسمی معلولا یکون هو بذات اثرا حتی یکون هناک امران و لو بحسب تحلیل العقل و اعتباره احدهما شی ء و الاخر اثرا فلایکون عند تحلیل المعلول بالذات الا احدهما فقط دون الثانی الا بضرب من التجوز دفعا للدور و التسلسل.

    فالمعلول بالذات امر بسیط کالعله بالذات و ذلک عند تجرید الالتفات الیهما فقط . فانا اذا جردنا العله عن کل ما لا یدخل فی علیتها و تاثیرها ای کونهما بما هی عله و موثره و جردنا المعلول عن سایر ما لا یدخل فی قوام معلولیتها ظهر لنا ان کل عله ، عله بذاتها و حقیقتها و کل معلول معلول ، بذاته و حقیقته ، فاذا کان هذا هکذا یتبین و یتحقق ان هذا المسمی بالمعلول لیست لحقیقته هویه مباینه لحقیقه عله المضیه ایاه حتی یکون للعقل ان یشیر الی هویه ذات المعلول مع قطع النظر عن هویه موجدها فیکون هویتان مستقلتان فی تعقل احدیهما مفیضا و الاخر مفضا ، اذ لو کان کذلک لزم ان یکون للمعلول ذات سوی معنی کونه معلولا .

    فاذن المعلول بالذات لاحقیقه له بهذا الاعتبار سوی کونه مفاضا و لاحقا .

    فاذا ثبت تناهی سلسله الموجودات من العلل و المعلولات الی ذات بسیطه الحقیقه النوریه الوجودیه متقدما عن شوب کثره و نقصان و امکان قصور و خفا .

    و ثبت انه بذاته فیاض ، بحقیقه ساطع و بهویه منور للسماوات و الارض . ان لجمیع الموجودات اصلا واحدا او سنخافاردا هو الحقیقه والباقی شوونه ، وهو الذات وغیره واسماءه و نعوته و هو الاصل و ماسواه اطواره و شئونه و هو الموجود و ما ورائه جهاته و حیثیاته .

    توضیح انکه طرفداران اصالت ماهیت ، ماهیت را در مقام ذات ، نسبت به وجود و عدم لااقتضا میدانند و از این ویزگی با عنوان امکان ذاتی ماهیت نام می برند . ولی می تواند از ناحیه ی مبدا فاعلی واجب شود (واجب بالغیر ) و با عدم فیض از مبدا فاعلی ممتنع گردد (ممتنع بالغیر ) . با اثبات اصالت وجود و تبعی بودن ماهیت ، معلوم میگردد انچه از ناحیه ی مبدا صادر می شود همان وجود اشیاست نه چیز دیگر .

    با اعتباری بودن ماهیت ، این امر معلوم می شود که ملاک معلولیت نمیتواند امکان ذاتی ماهیت باشد چون ماهیت تابع وجود است پس بنابراین انچه می تواند ملاک احتیاج باشد همان امکان وجودی (امکان فقری ) است که از تحلیل دقیق علت و معلول حاصل می شود .

    پس در جهان هستی یک موجود حقیقی هست که همواره در تجلی است (کل یوم هو فی شان ). نظیر این مطلب در مشعر هشتم از کتاب مشاعر نیز امده است :

    فظهر ان الوجود المعلول فی حد نفسه ناقص الهویه ، مرتبط الذات بموجده تعلقی الکون به، فکل وجود سوی الواحد الحق تعالی لمعه من لمعات ذاته ، و وجه من وجوهه . و ان لجمیع الموجودات اصلا واحدا هو محقق الحقایق و مشیی الاشیا و مذوت الذوات فهو الحقیقه و الباقی شوونه و هو النور الباقی سطوعه . و هو الاصل و ما عداه ظهوراته و تجلیاته و هو الاول والاخر و الظاهر و الباطن و فی الادعیه الماثوره . (یا هو ، یا من هو یا من لیس هو الا هو ، یا من لایعلم این هو الا هو).

    مرحوم ملا صدرا در جلد دوم اسفار تصریح می کند که ماهیت و اعیان امکانی وجود حقیقی ندارند بلکه همه شون و تجلیات وجود واحد هستند :

    کانک قد امنت من تضاعیف ما قرع سمعک منا بتوحیدالله سبحانه توحیدا خاصیا و اذعنت بان الوجود حقیقه الواحده هی عین الحق و لیس للماهیات و الاعیان الامکانیه وجود حقیقی انما موجودیتها بانصباغها بنور الوجود ، و معقولیتها من نحو من انحاء ظهور الوجود و طور من اطوار تجلیه . و ان الظاهر فی جمیع المظاهر و الماهیات و المشهود فی کل الشوون و التعینات لیس الا حقیقه الوجود .



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۰۶/۱۱ در ساعت ۱۵:۲۰


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2 ) اثبات وحدت شخصی وجود از راه قاعده ی بسیط الحقیقه کل الاشیاء :

    و ان این است که حق تعالی چون صرف الوجود است و وجود صرف جامع جمیع کمالات وجودی است و مشتمل بر همه ی اسماء حسنا و صفات علیا و محیط بر جمیع مظاهر و اعیان است بوحدته جمیع اشیاست . صدرا از این قایده به عنوان یک قایده ی عرشی یاد می کند و ان را از تاییدات خداوند می داند که او را مورد لطف قرار داده است .

    او در کتاب الشواهد الربوبیه و المشاعرو الحکمه الشرقیه نیز این برهان را اقامه می کند . و در کتاب شواهد می گوید :

    کل بسیط الحقیقه من جمیع الوجود فهو بوحدته کل الاشیاء و الا لکان ذاته متحصل القوام ممن هویه امر و لاهویه امر و لو فی العقل .

    یعنی واجب الوجود وجودی است که از جمیع جهات و حیثیات خالی از ترکیب است بر خلاف سایر موجودات که هر کدام از یک جهت یا از جهت متعدد دارای ترکیب می باشند حتی عقل اول که نخستین موجود و صادر اول است پس هر وجودی که عاری از ترکیب باشد ، در عین وحدت و بساطت ، بر همه ی اشیاء و اعیان وجودی مشتممل است و گرنه لازم می اید که ذات واجب تعالی از وجود امری و عدم امری دیگر ترکیب یافته باشد و این محال است .






  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تکثر در حقایق امکانی و وحدت شخصی وجود :



    یکی از معضلات این نظام ( نظام وحدت وجود ) حل مساله ی کثرت در حقایق امکانی است . صدرا در مجلد دوم اسفار مبحثی را در اثبات تکثر حقایق امکانی بیان کرده است که اکثر حکما چون به مقام عرفان ا لهی نرسیده اند و به کنه مقام انها احاطه پیدا نکرده اند ، گمان کرده اند که عرفا هویات ممکن را اعتباری محض می دانند و پنداشته اند که عرفا انها را اوهام و خیالاتی چند می دانند که هیچ گونه تحصلی ندارند و با مردود شمردن این توهم به تشریح نظر عرفا مبنی بر حقیقی بودن ممکنات می پردازند .

    اقای ملاصدرا در اثبات حقایق امکانی به نحوی که با وحدت وجود در تضاد نباشد می گوید : هر ممکنی از ممکنات دارای دو جهت است :

    1) جهة یکون بها موجودا واجبا لغیره من حیث هو موجود واجب لغیره ، و هو بهذا الاعتبار بشارک جمیع الموجودات فی الوجود المطلق من غیر تفاوت .

    2) و جهة اخری بها یتعین هویتها الوجودیه و هو اعتبار کونه فی ای درجه من درجات الوجود قوه و ضعفا ، کمالا و نقصانا ، فان ممکنیه الممکن انما ینبعث من نزوله من مرتبه الکمال الواجبی والقوه الغیر المتناهیه و القهر الاتم و الجلال الارفع و باعتبار کل درجه من درجات القصور عن الوجود المطلق الذی یشوبه قصور و لا جهة عدمیه و لا حیثیه امکانیه یحصل للوجود خصایص عقلیه و تعینات ذهنیه هی المسمات بالماهیات و الاعیان الثابه ، فکل ممکن زوج ترکیبی عند التحلیل من جهة مطلق الوجود و من جهة کونه فی مرتبه معینه من القصور .

    و سپس می فرماید که با این بیان روشن می شود که در اینجا چند اعتبار عقلی وجود دارد که برای هر اعتبار عقلی احکام خاصی وجود دارد :

    الف) ملاحظه ذات الممکن علی الوجه المجمل من غیر التحلیل الی تینک الجهتین ، فهو بهذا الاعتبار موجود ممکن ، واقع فی حد خاص من حدود الموجودات .

    ب) ملاحظه کونها موجودا مطلقا من غیر تعین و تخصص بمرتبه من المراتب و حد من الحدود و هذا حقیقه الواجب عند الصوفیه .

    یوجد من الهویه الواجبیه و مع الهویات الامکانیه لعدم الامتیاز بین موجود و الموجود بهذا الاعتبار و لعدم تطرق الزوال و القصور و التغیر و التجدد فی المطلق الوجود بشرط الاطلاق و ان اتصف بها مطلقا و لا بشرط الاطلاق و لا بشرط اللاطلاق .

    و لکونه عین المرتبه الاحدیه .

    و ما حکم بوحدته مع انبساطه و سرایته فی جمیع الموجودات هو هذا المطلق الماخوذ لابشرط شی ء الذی لیس شموله و انبساطه علی جهة الکلیه لکونه جزئیا حقیقیا له مراتب متفاوته .

    ج) ملاحظه نفس تعینها المنفکه عن طبیعه الوجود و هو جهة تعینها الذی هو اعتباری محض و ما حکم علیه العرفا بالعدمیه هو هذه المرتبه من الممکنات و هو مما لاغبار علیه.( اسفار اربعه ج 2)

    مرحوم ملاصدرا پس از این تقسیم بندی نتیجه می گیرد که حقایق ممکنات اعتباری محض و اوهام و خیالات نیست ، بلکه او انها را حقیقی می داند ، منتها تعدد انها را اعتباری محض می داند . واضح است که اعتبار موجودیت ممکنات غیر از اعتبار تعددشان است . عبارت او چنین است :


    فالحقایق الموجوده متعدده فی الخارج لکن منشاه وجودها و ملاک تحققها امر واحد هو حقیقه الوجود المنبسط بنفس ذاته لا بجعل جاعل و منشاء تعددها تعینات اعتباریه ، فالمتعدد یصدق علیها انها موجودات حقیقه لکن اعتبار موجودیتها غیر اعتبار تعددها ، فموجودیتها حقیقه و تعددها اعتباری .

    نتیجه انکه بر اساس تعالیم قران و خواندان وحی و نبوت ، دیدگاه عرفای محقق و حکمای متاله ، بویژه ملاصدرا ، در جهان هستی یک وجود حقیقی واحد شخصی بیش نیست و ان حق تعالی است لیس فی الدار غیره دیار ) و همه ذرات کاینات ایات و مرات تجلیات آن جمال جمیل عزوجل هستند که هر یک به اندازه ی وعای وجودی خود آن حقیقت واحد را نشان می دهند .






  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    12
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسمه تعالی
    متشکر
    البته می خواستم که از زبون خودتون بفرمایید و کاملاً واضح؛ که هر وقت خواستید با این مبنا به شبهه ای پاسخ بدید ، مخاطب در قبول مبنا مشکلی نداشته باشه___حداقل این شد که شما فقط برای افرادی دلیل آوردید که عربی بلدن.
    منتظر نظرات دیگر دوستان هستم
    یا حق
    عقل مثل ماشین حساب،جواباش دقیق و قابل اعتماده ، اما_اما با توجه به اطلاعاتی که بهش داده شده .(اگر یک عدد کم و زیاد یا اشتباه داده باشی،اونوقت...!)
    :salavat10:


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    عرض سلام و ادب ؛

    از طرح این مبحث بسیار مهم و اساسی تشکر می کنم. اگر اجازه بدید در این پست ، چند اشکالی که به اولین پستتون در این تاپیک وارد می دونستم را عرض کنم و چند سوال خدمتتون عرض کنم تا بحث را پی بگیریم.

    اولا در مورد عنوان تاپیک که هست : دلایل اصالت وجود و تشکیک وجود و ..... ؟

    قبل از تاسیس این تاپیک ، در یک تاپیک دیگری که در مورد وحدت وجود بود ، پیامی دادید و فرمودید در آن مورد تاپیک جدیدی زده اید که این تاپیک می باشد.اون تاپیک در مورد «وحدت وجود» بود و در عنوان این تاپیک دو عنوان «اصالت وجود» و «تشکیک وجود» دیده می شه. پس این ها شد سه عنوان.
    نکته اینجاست که در بحث های فلسفی این سه عنوان ، سه بحث کاملا مختلف بوده و هر کدام ادله ی خاص خود را داشته و بحث خود را می طلبد.

    اما برای اینکه بحثمون دقیق پیش بره اول از شما می خوام ، بفرمایید که تصور و تعریف شما از این سه عنوان چیه تا بعد برسیم به اثباتش. یعنی چیزی رو که اثباتش رو خواستید اول تعریف کنید.اینطوری بحث شفاف تر می شه.

    *************

    بعد اینکه فرمودید : لطفاً فقط کسانی پاسخ من رو بدن که به طور کامل به این مباحث مسلط هستند و این موضوعات ، برای خودشون یقینی شده(به قول بعضی ، 10 سال درسش رو خونده باشن) ؛


    اون جمله ی توی پرانتز غلطه ، چون لزوما خوندن مطلبی در مدت زمان زیاد ، نشانگر حل شدن و یقینی شدن مطلب برای فرد نمی شه. در واقع ملاک فکر طرف و تلاش طرفه نه مدت طمان مطالعه و درس خوندن. اما این که برای فرد پاسخگو دنبال چنین شخصی هستید خودش خیلی خوبه.یعنی سعی دارید رجوع به متخصص کنید و تخصص گرایی در حل سوالات خودش خیلی مهمه.

    *************

    و اینکه فرمودید : اولیش اینه که شبهه با چیزی داره جواب داده می شه که خودش در اصل ، شبهه برانگیزه ، و زمانی که از اصلش سوال می شه، می گن که باید فلان سال با فلان شرایط درس بخونی تا بفهمی!__پس تا قبل از اون درس خوندن ، شبهه پاسخ داده نشده.
    خوب این بسیار خنده داره!__یعنی خود گویی و خود خندی __عجب مرد هنرمندی!


    یک قاعده ای بدیهی است و اون اینکه اگر یک ادعایی مبنای پاسخ به شبهه ای قرار گرفت ، عقلا باید خود اون ادعا ثابت شده باشه. لذا اگر کسی در مقام پاسخگویی در مورد مساله ی فرشته و نزول اون ، از بحث تشکیک مراتب وجود استفاده کرد ، حتما باید قبل از این بحث ، خود تشکیک مراتب وجود رو ثابت کرده باشه.

    اما یک تفاوتی است بین ادعای ثابت نشده با ادعای ثابت شده ای که اون اثبات رو هر کسی نمی فهمه. ممکنه گفته بشه اثبات تشکیک مراتب وجود رو هر کسی ابتدائاً نمی فهمه ، چون مقدماتی لازم داره و باید اول اون مقدمات رو کسب کنه. اما این به معنی این نیست که اون مبنا و ادعا ثابت نشده است.

    این مساله مخصوص بحث های فلسفی نیست ، حتما شما با مباحث ریاضی آشنا هستید ، شما به من بگید ، اگر کسی جدول ضرب بلد نباشه می تونه مبحث اتحاد ها رو در ریاضی یاد بگیره؟؟!!
    مثلا یک دانش اموز اول دبستان بیاد بگه به من اتحاد رو در ریاضی یاد بده ، میگید باید اول جدول ضرب یاد بگیری. و مسلما خود یادگرفتن جدول ضرب مدتی وقت می گیره.

    لذا شما اگه برید به اینشتین بگید ، فلان مساله ی فیزیک چطور حل می شه. بعد اون در جواب سوال ، نظریه ی نسبیت خودش رو مبنا قرار بده و بگید اول خود نسبیت رو اثبات کن ، خب مسلم هست که اگر شما یک سری دروس فیزیک رو نخونده باشید و مقدماتش رو کسب نکرده باشید ، اینشتین صد بار هم اثبات نسبیت رو مطرح کنه متوجه نمی شید.

    گرچه ما اینجا سعی می کنیم بدون نیاز به مقدمه یک کلیتی در مورد این سوال شما مطرح کنیم ، اما اصولا کسی علم منطق رو خوب یاد نگرفته باشه ، نمی تونه مباحث فلسفی رو برای خودش به صورت ریشه ای حل کنه و همیشه می شه مقلد دیدگاه های فلسفی. نسبت منطق به فلسفه همون نسبت جدول ضرب به مبحث اتحاد های ریاضی است که بالا عرض کردم.

    *************

    و اینکه فرمودید : دومیش اینه که اگر افرادی هم درس بخونن و بعد اون اصل رو قبول نکنن ، می گن طرف نفهمیده!


    البته اینکه ابتدائا کسی فرد مخالف نظر خودش رو به نفهمیدن متهم کنه ، خود این مغالطه است و اشتباهه و اگر کسی چنین کاری بکند کار اشتباهی کرده و این مسلم است.

    اما اگر یک وقت شما یک تفکری دارید و براش هم اثباتی مطرح کردید ، بعد من می ام اثبات شما رو می خونم و میگم قبول ندارم. مسلما شما در وهله ی اول نباید من رو متهم به نفهمیدن کنید ، بلکه باید دلیل نپذیرفتن من رو بپرسید. من اثبات شما رو نقد می کنم ، بعد از اینکه حرفم رو زدم ، شما اگر نقد من رو وادردونستید نظریه تون رو اصلاح می کنید و اگر نقد من رو وارد ندونستید و متوجه شدید که من حرف شما و اثبات شما رو درست متوجه نشدم ، میگید به نظرم شما اثبات من رو درست متوجه نشده اید یا نفهمیده اید. و البته ممکنه من هم همین حرف رو به شما بگم و این خاصیت اختلاف نظر در مباحث علمی هست و طبیعیه.

    *************

    راستی دقت کردم دیدم محل سکونت زدید مشهد ، توجهم جلب شد که در مهد مکاتب نوظهور مخالف یا منتقد فلسفه زندگی می کنید.

    صمیمانه منتظر پاسختون و ادامه ی بحث هستم.انشا الله و بحول الله و قوته و لا حول و لا قوه الا بالله

    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۹/۰۶/۱۴ در ساعت ۱۶:۰۱
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    12
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    23
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسمه تعالی
    سلام
    جناب طارق اول لازم می دنم که از اشارات و توجهات مناسبتون تشکر کنم

    ابنکه فرمودید سه مسئله مطرح شده و هر کدوم راه جدا و ...
    به نظرم اینطور نمیاد!
    چون عملاً هر سه لازم و ملزوم هم هستن!یا مکمل و نتیجه ی قهری و ...
    یعنی وقتی شما می فرمایید اونچه که در واقع هست ، همون وجوده که در تمام عالم مشترکه و ماهیات عارض بر اونه و جلوه ایست از همان وجود__سنگ هست ، من هم هستم...این هستن ما اصله که در جایی به سنگ و جایی به انسان متجلیست__تا اینجا به نوعی اصالت و وحدت وجود یکی شد!
    و بعد زمانی که پرسیده می شه پس تکثر چگونه توجیه می شه ، بحث تشکیک رو فرمایش می کنید.

    ************
    اون رو 10 سال از قول برخی از فلاسفه گفتم ؛ همین که توجه بشه که چنین غلتی ، تکرار نشه ، خوبه.

    ***********
    در مورد پاسخ با استفاده از مبانی:
    عرض بنده هم همینه __یعنی تو کتابای پرسش و پاسخ های دانشجویی و دانش آموزی و ...نباید از چیزی حرف زد که نیاز به 10 سال درس خوندن داره!__البته باز هم مراد حاصل نمی شود ، مگر با کشف و شهود.__
    و هم در همین محیط!
    من چند وقت پیش آدرس این سایت رو به یکی از دوستان دادم ، و جالب اینجا بود که بعدش اومد و دوباره سوالا رو می پرسید و حتی جوابایی که داده بودن رو هم متوجه نشده بود و می گفت اینقدر اصطلاحات و ... داشته که متوجه نشده!

    هم باید به سوال پاسخ داد ، و هم به جوابایی که داده شده! ! ! به کجا داریم می ریم؟

    **************
    ...
    ****************
    مشهدی!
    بله ، قبل از نوشتن این تاپیک فکرش رو می کردم که توجه رو جلب کنه!
    البته مکاتب نو ظهور که چه عرض کنم!
    چون نقد و مخالفت فلسفه چیز نویی که نیست!
    مگر منظور صرفاً مکتب تفکیک باشه؟
    در کل صلاح می دونم که وارد جزئیات نشیم چون حضرات با هم سطوح خودشون مشغول نقد و بررسی هستند.
    اگر شما هم تمایل دارید که در موازات حضرات با کسی مخالف ، مناظره ای داشته باشید ، شاید بتونم کسانی رو دعوت کنم به گروه؟
    البته من الآن دارم زیر نظر یکی از موافقان فلسفه ، درسش رو می خونم و کاری به نقدها ندارم.
    هر چند که این مطالب ، تو فلسفه ی پیش دانشگاهی انسانی هم اومده!__من هم که در رشته ی انسانی بودم و ...

    و بیشتر نظرم این بود که به نوعی در اینجا مقاله ای__همراه با سوال__در باب مباحث پایه ای فلسفه بشه ؛ که هر وقت نیاز شد(به مقتضای شبهات و سوالاتی که مطرح می شه) ،به این قسمت ارجاع داده بشه_

    البته باز هم به نظرم لازمه که عزیزان مسئول چنین مقاله هایی رو تهیه کنند__مختصر و مفید و قابل ارجاع.
    ____________

    من از اگر بخوام سطحی نگاه کنم ، فعلاً تشکیک وجود برام نامعقوله و هر کار می کنم اصلاً با هیچ چیز ساز نمیاد؟
    .
    .
    برای روشن تر شدن موضوع ، یک سوال می پرسم:
    .
    انسان از په چیزی خلق شد؟یعنی روح و جسمش؟(دیگه تو هر کتاب پرسش پاسخ دم دستی ، می تونید ببینید)
    .
    در ضمنه پاسختون به این پرسش ، می شه بقیه ی مسائل رو هم پیگیری کرد.

    یا حق
    ویرایش توسط salavati : ۱۳۸۹/۰۶/۱۶ در ساعت ۱۷:۵۲
    عقل مثل ماشین حساب،جواباش دقیق و قابل اعتماده ، اما_اما با توجه به اطلاعاتی که بهش داده شده .(اگر یک عدد کم و زیاد یا اشتباه داده باشی،اونوقت...!)
    :salavat10:


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    495
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    31 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام
    اين تاپيك مورد علاقه ي من هم هست و حتما پيگيري مي كنم.
    جناب طارق اگه خاطرتون باشه سوالي رو هم بنده در اين تاپيك مطرح كرده بودم اگه فرصت كرديد به اون هم جواب بديد
    در اين تاپيك هم بحث جالبي رو آغاز كردم. از مطالعه ي نظر دوستان خوشحال ميشم
    با تشكر
    با تشكر
    ویرایش توسط Divine Love : ۱۳۸۹/۰۶/۱۷ در ساعت ۰۱:۴۴

    عرفان شرقی در غرب
    با پروفسور ویلیام چیتیک، استاد عرفان اسلامی در دانشگاه استونی بروک نیویورک آشنا شوید.
    http://williamchittick.mihanblog.com

    وبلاگ صورتکهای خدا

  10. تشکرها 2


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    641
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    84
    آپلود
    9
    گالری
    66



    با او

    عرض سلام و ادب ؛

    اولا بابت تاخیر می بخشید بنده در سفری هستم و سایت را هم اکثرا با اینترنت موبایل چک می کنم و با موبایل امکان ارسال پیام به این راحتی نیست. الان هم برای کاری کافی نت آمده بودم که از اینجا این پیام رو ارسال می کنم تا خیلی بحث راکد نمونه.

    **************

    ثانیا : در مورد این سوالی که فرمودید : انسان از په چیزی خلق شد؟یعنی روح و جسمش؟

    در بحث های فکری و فلسفی همیشه دقت داشته باشید که مباحث مختلف را فقط به خاطر شباهت یا ارتباط با هم خلط نکنید. این سوال مستقلا به سلسله مباحث انسان شناسی و مباحث نفس شناسی و معاد مربوط می شود.
    گرچه ممکن است به این موضوع مربوط باشد ، ولی ما اینجا فعلا بحث تطبیقی بین انسان شناسی و فلسفه انجام نمی دهیم و باید مرز های بین موضوعات و روش های علوم مختلف را در نظر بگیریم ، خصوصا که در بحث تطبیقی مشابهات لفظی و امثال آنها رهزنی می کنند. لذا با اصطلاحات و موضوع فلسفی سوال طرح کرده و بحث را پیش ببریم.


    **************


    ثالثا : در مورد این که فرمودید :
    چون عملاً هر سه لازم و ملزوم هم هستن!یا مکمل و نتیجه ی قهری و ...
    یعنی وقتی شما می فرمایید اونچه که در واقع هست ، همون وجوده که در تمام عالم مشترکه و ماهیات عارض بر اونه و جلوه ایست از همان وجود__سنگ هست ، من هم هستم...این هستن ما اصله که در جایی به سنگ و جایی به انسان متجلیست__تا اینجا به نوعی اصالت و وحدت وجود یکی شد!
    و بعد زمانی که پرسیده می شه پس تکثر چگونه توجیه می شه ، بحث تشکیک رو فرمایش می کنید.

    ببینید دوست عزیز ، بین «خود یک چیز» و «اثبات یک چیز» باید تفاوت گذاشت. قطعا خود این سه مبحث ، یعنی اصالت وجود و وحدت وجود و تشکیک مراتب وجود به هم مرتبط بوده و حتی به نوعی می توان به قول شما گفت لازم و ملزوم هم هستند یعنی برای اثبات بعضی از اینها باید بعضی دیگر قبلا اثبات شده و پیش فرض گرفته شود.
    ولی میان اثبات این سه لزوما ارتباطی نیست و این سه بحث ، اثبات های مستقل و مربوط به خود را دارند لذا شما برای اثبات یکی از اینها ، نمی توانید اثبات دیگری را مطرح کنید و این نشان از تمایز اثبات این سه بحث است.
    و در این تاپیک هم صحبت از ارتباط خود این سه بحث نیست بلکه پی جویی دلیل و اثبات است.

    **************


    رابعا : در مورد فرمایش دوست عزیزم ، جناب دیواین لاو ، بله تاپیک مذکور در خاطرم هست ، و اتفاقا جوابش هم در ذهنم تقریبا حاضر است چون نحوه ی بیان پاسخ سوالتان کمی نیاز با ظرافت و و مثال دقیق دارد. انشا الله در اولین فرصت به پاسخ آن تاپیک هم خواهم پرداخت.


    التماس دعای فراوان
    طارق

    ویرایش توسط طارق : ۱۳۸۹/۰۶/۲۶ در ساعت ۰۲:۵۶
    اي حيوان ناطق بدان:
    برباد فنا تا ندهي گرد خودي را
    هرگز نتوان ديد جمال احدي را
    و بدان فرودگاه شيطان خودبيني و تكبر است براي همين است كه شيطان به عزّت خدا قسم خورد همه را اغوا كند جز مخلَصين را و ويژگي انسان با اخلاص آن است كه آنقدر محو جمال و جلال خداست كه نه در فكر و نه در عمل هيچ توجهي به خويش ندارد.
    رابطه ي عكس ميان توجّه به خدا و تكبر بسيار مهم است در مسير سعادت انسان.

    [SIGPIC][/SIGPIC]


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    من بشخصه سر در نیاوردم ایا وحدت وجود اری یاخیر؟

    چون از یکطرف گفته شده :
    یعنی واجب الوجود وجودی است که از جمیع جهات و حیثیات خالی از ترکیب است بر خلاف سایر موجودات که هر کدام از یک جهت یا از جهت متعدد دارای ترکیب می باشند حتی عقل اول که نخستین موجود و صادر اول است پس هر وجودی که عاری از ترکیب باشد ، در عین وحدت و بساطت ، بر همه ی اشیاء و اعیان وجودی مشتممل است و گرنه لازم می اید که ذات واجب تعالی از وجود امری و عدم امری دیگر ترکیب یافته باشد و این محال است .
    واز طرف دیگر بیان شده
    نتیجه انکه بر اساس تعالیم قران و خواندان وحی و نبوت ، دیدگاه عرفای محقق و حکمای متاله ، بویژه ملاصدرا ، در جهان هستی یک وجود حقیقی واحد شخصی بیش نیست و ان حق تعالی است لیس فی الدار غیره دیار ) و همه ذرات کاینات ایات و مرات تجلیات آن جمال جمیل عزوجل هستند که هر یک به اندازه ی وعای وجودی خود آن حقیقت واحد را نشان می دهند .
    ایا خداوند با مخلوقاتش سنخیتی دارد؟
    ایا او مخلوقاتش را از وجود خود می افریند؟
    منظور از وجود حقیقی همان واجب الوجود است یا نه این جهان نیز+ خد ا همگی یک وجودند؟!
    نسبت کائنات با خدا چه نسبتی است؟
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود