جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا فقط نماز شب و ذکر و اوراد و . .. انسان را به مقصد هستی مي رسانند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا فقط نماز شب و ذکر و اوراد و . .. انسان را به مقصد هستی مي رسانند؟




    مومن جویای حقیقت عالم، به کبر وخود پسندی و غرور نمی تواند قدم از قدم برداشته وسیر مسیر حق نماید مگر به خضوع در پیشگاه و محضرش وخشوع در حال توجهش به حق، که خضوع به تمامی موجودات به قلب وفعل (الا متکبرین) وخشوع در جذبش به عالم اعلی به آه واشک وطلب. سخن در این باب را کوتاه کرده وبه اصل موضوع می پردازیم. پس نیکو توجه فرما که بدانی که این امور کوچک نیستند که ممکن است روزانه صدها بار با آن رفتارها مواجه شویم ....
    - خسته از کار،از دانشگاه یااز بیرون به خانه می آیی مادرت،خواهرت،برادرت ویا هر کس دیگری به ناحق مطلبی که اصلا برایت خوش نیست می گوید و تو صبر می کنی وچیزی نمی گویی در آن لحظه ممکن است شیطان قوه غضبیه تو را تحریک کند لیک به خاطر خداوند صبر می کنی وبر آنچه که تو را تحریک می کند هیچ نمی گویی وپروردگارت ناظر این امر است.
    - ساعت یک شب مادر ویا پدر پیرت از تو آب می خواهد وتو برمی خیزی وبه وی آب می دهی وحین بیدار شدن خداوند متعال را ناظر خویش دیده و با تمام نیرو با اشتیاق به سمت یخچال رفته وبا لیوان آبی به سوی پدرت باز گشته و به او می دهی با آرامش تمام بالای سرش ایستاده وباز خداوند را به خاطر این توفیق شکر می کنی پیشانی پدرت را بوسیده ومی گویی: پدر جان امری ندارید؟ دوباره به رخت خواب خویش باز می گردی وکم کم خوابت می گیرد . . .هنوز ساعت 3 نشده که پدر پیرت به آرامی و شرمندگی صدایت می کند باز با تمام اشتیاق به الهی، بیدار شده صورتش را نوازش کرده و می گویی ای عزیزجان امرتان چیست؟ می گوید شرمنده ها می خواهم بروم دستشویی . . .تو نیز می گویی من نوکر و خاک پای توام این وظیفه الهی من است مرا از آن محروم مفرما . . .به آرامش تمام بدون آنکه او را به تعجیل وا داری منتظر بازگشتش می شوی و دستانش را به آرامی شسته و به او کمک کرده تا به روی تخت خوابش رود . . .وتا صبح به همین منوال بگذرد وتو ذره ای شبهه به دل خویش راه نمی دهی ....باز هم خداوند حاضر وناظر کار تو است و این کار هرشب امتداد دارد.
    - نشسته ای در اتاق صدای وز وز زنبور زرد و یا مگسی که به شیشه اتاقت می خورد وبه خیال خود که فضای بیرون است دوباره خود را به شیشه می کوبد تا از قفس شیشه ای عبور کند بر میخیزی وبا قوطی ویا هرچیزی که در دست داری به آرامی که آزار نبیند آن را برداشته و به حیاط برده و آزادش می کنی چون آن آفریده خداست و خداوند نیز حاظر وناظر اعمال تو . . .زیر لب می گویی از کجا معلوم شاید تو از من برتری.واین کار را اصلا ترک نمی کنی.
    - برف بسیاری باریده گنجشکها ویا حتی گربه های محله غذایی برای خوردن پیدا نمی کنند تو بلند شده و برایشان داخل باغچه حیاط کمی غذا می ریزی و از پشت پنجره اتاقت ناظر صرف غذای آنانی و دراین حال نیز خداوند را حاظر و ناظر و این اعمال را وظیفه می بینی.
    - زیر درخت سیبی در صحرا نشسته ای و از سایه واز نعمتهای الهی بهره می بری . . .پس از مدتی قصد صرف نهار می کنی و به اتفاق میزبانت راهی خانه آنان در روستا می شوی چند کیلومتری را نرفته بودید . . . که متوجه مورچه ای می شوی که بر روی آستینت راه می رود . . . یکدفعه یک آه می کشی که همه نظرشان به تو جلب شود . . .و می گویی شما بروید من یه کاری یادم رفت انجام بدم . . .می پرسند چه شده می گویی برید من الان بر می گردم و تمامی مسیر را باز گشته وآن مورچه را به آرامی زیر درخت سیب رها کرده و می گویی ای مورچه ارزش تو فرا تر از ارزش من است من بهتر می دانم یا تو؟
    - روزی به میهمانی برادرتان به تهران ویا ... رفته اید وقتی می رسید که وقت شام گذشته با هزار تعارف زن داداشت برایت در آشپزخانه با مهر ومحبت شام فوری تدارک می بیند و سپس غذایی را در پیش رویت می گذارد ودر گوشه ای می نشیند غذا یک نوع غذایی است که با مزاجت ناسازگار است مثلا بعضی ها ماهی نمی خورند واگر بخورند به مشکل بر می خورند . . .تو برخلاف خواسته خود وبا وانمود کردن به خوشمزگی غذا آن را می خوری وتمام می کنی در حالی که یک بار هم در عمرت نخورده بودی . . .به خاطر این خوردی که خداوند ناظر این صحنه است و توبه خاطر خدا قلب بنده ای را نشگستی...
    در اتوبوس نشسته ای و از شمال شهر قصد جنوب شهر را کرده ای مسیر هم طولانی است وتو هم خسته پیر مردی وارد اتوبوس می شود جایی برای نشستنش نیست بلند شده وجای خود را به او می دهی پس از چند ایستگاه دوباره بر جایش می نشینی . . .یک ایستگاه دیگر نرفته ای که جوانی سوار اتوبوس می شود با لبالس وسر و وضع به قول دوستان رپ ... ولی با این مشکل که دستش شکسته و درآتل گچی بسته اند با احترام تمام جای خود را به او می دهی . . این کار ممکن است بار ها در مسافرتهای داخل شهری برایت رخ دهد. که این هم به خاطر خداست نه احساسات زود گذر و از روی معرفت به این است که خدا را حاضر وناظر بر اعمالت می بینی.
    در یک میهمانی نشسته ای و مردی روستایی با لباسی که بوی علف می دهد وارد مجلس می شود بلند شده وبه این که خود را از او حقیر تر می پنداری جای خوب مجلس را به او می دهی وخود در جای دیگر می نشینی.
    به کودکان علاقه داری وصفت جمال الهی وصفت عصمت معصوم را در آن می جویی وبا آنان چون کودکی شده وبازی می کنی وهدفی جز خدا وآموزش وتعلیم در دل نداری.
    همسایه ات موجب نا راحتی ات را فراهم کرده مثلا سر وصدای خانه شان زیاد است و تو به خاطر خدا صبر پیشه می کنی واین عمل را دلیلی برافزایش قدرت اراده وایمان حفظ می کنی.
    از خیابان عبور می کنی ناگهان اتومبیلی با بی احتیاطی به سمتت آمده وترمز می کند و علاوه برآن سر از پنجره بیرون آورده و یکی بارت می کند وتو به خاطر خدا سر به زیر افکنده وبا آرامش به مسیر خویش ادامه می دهی هرچند صاحب مقام وقدرت باشی.
    پیرمردی جارو دستی فروش را می بینی که ساعتها است یک جارو هم نفروخته ودر حالی است که او را می شناسی و فقیر است یک بار می روی پیشش و می پرسی جارو چند می گوید 2 هزار تومان، به تو می دهم هزار هشتصد، تو به او 10 هزار تومان می دهی و جارو را گرفته و را ه خود را می گیری . . او می گوید کجا این زیاده می گویی نه درسته پیر شدی پولها رو تشخیص نمی دی شاید قاطی پولهای جیبت کردی...ببخشید من عجله هم دارم و . . .می روی. هم حرمتش را حفظ کردی وهم کمکش کردی.ویا . . . . در جایی دیگر و در مکان دیگر پشت سرش راه می روی و می گویی: ای آقا این پول 5 هزار تومنی احتمالا از جیب شما افتاد . .. و او می گیرد و می گذارد جیبش (جیب فقرا جیب مومن هم است و جیب مومن جیب فقرا است پس دروغ نگفته ای) این عمل را به خاطر خدا انجام می دهی...نه دلسوزی.
    میوه ای گرفته ای و به خانه می روی تو کوچه بچه ها دارند بازی می کنند و میوه تورا می بینند یکی یکی صدایشان کرده ویکی یک دونه موز می دهی ونصف میوه هایت را به آنان می دهی و نوازششان می کنی به خاطر خدا.
    يك ساعت است در كنار خيابان ايستاه اي تا سوار ماشين شده و به خانه بروي در خانه هم ميهمان داريد . . .ساعت هم 9.30 شب است ماشيني با يك نفر جا مي ايستد. . . همين كه مي خواهيد سوار شويد به پشت سر خويش مي نگريد زني، دختري، ويا پيرمردي را مي بينيد كه او هم در انتظار ماشين بود. ..كنار كشيده و مي گوييد شما تشريف ببريد من با ماشين بعدي مي روم . ..و خدا داند ماشين بعدي كي مي آيد و تو در اين صبرت خدا را حاظر وناظر بر اعمال مشاهده كرده و شاكرش هستي.
    سوار اتوبوس بين شهري از مقصدي به مقصد ديگري مي شوي . . .در كنار تو مردي ميانسال كه خسته هم به نظر مي رسد مي نشيند پس لحظاتي فرد كناري ات به خواب مي رود و كم كم خم شده ونا خود آگاه به تو تكيه مي دهد...پس از لحظاتي سر خويش را نيز به روي شانه ات مي گذارد ...وبي اختيار نيز آب دهانش به روي شانه ات مي ريزد ...تو هيچ نمي گويي و تا شايد دقايقي،ساعتي اين گونه مي گذرد....و تو به خاطر اينكه خداوند را حاظر وناظر خويش مي بيني هيچ نمي گويي و بنده خدا را بيدار نمي كني تا خوب بخوابد...
    فقیر وغنی ،مدیر کارگر،دکتر و بی سواد، همه را بایک حرمت به اینکه انسان آفریده خداوند هستند می نگری وبا همه به احترام رفتار کرده وبه هیچ کس به خاطر مقام و منصبش کرنش نمی کنی حتی به فقرا و ضعفا بیشتر تواضع داری . . .
    حالیا اگر بشماریم انگشتانمان تاب وتحمل تایپ ندارد ولیک سخن کوتاه کرده و عرض می کنم آیا فقط نماز شب و ذکر و اوراد و . .. به تنهایی انسان را به مقصد هستی و هدف خلقت می رساند ویا چیزهای هم هستند که مکمل اند وبايد دركنار عبادت وطاعات و...باشند كه ما کوچک می شماریم؟!!!
    ویرایش توسط غريب : ۱۳۸۹/۰۶/۱۰ در ساعت ۲۲:۴۷

    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده




  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3,203
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    96 روز 16 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط غريب نمایش پست
    خسته از کار،از دانشگاه یا از بیرون به خانه می آیی مادرت،خواهرت،برادرت ویا هر کس دیگری به ناحق مطلبی که اصلا برایت خوش نیست می گوید و تو صبر می کنی وچیزی نمی گویی در آن لحظه ممکن است شیطان قوه غضبیه تو را تحریک کند لیک به خاطر خداوند صبر می کنی وبر آنچه که تو را تحریک می کند هیچ نمی گویی وپروردگارت ناظر این امر است.

    شبی مجنون به لیلی گفت کِی معشوق بی همتا
    تو را عاشق شود پیدا ولی......

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    358
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاک باخته نمایش پست
    فاصبر ان الله مع الصابرين.

    چه حالي داره اي خدا سينه زدن تو كربلا
    غسل زيارت از فرات ،نگاه به گنبد طلا
    الهي كه يه شب بياد تو حرم اعتكاف كنيم
    با پرچم هيئتمون دور ضريح طواف كنيم
    دم دماي سحر كه شد از توي بين الحرمين
    بريم تو صحن حرم عباس علمدار حسين
    با ذكر يا ام البنين پا توي صحنش ميذاريم
    ار بارگاه با صفاش سوغاتي تربت مياريم
    غصه كربلات آقام عقده توي گلوم شده
    يه عمريه زيارت حرمت آرزوم شده




  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط غريب نمایش پست
    مومن جویای حقیقت عالم، به کبر وخود پسندی و غرور نمی تواند قدم از قدم برداشته وسیر مسیر حق نماید مگر به خضوع در پیشگاه و محضرش وخشوع در حال توجهش به حق، که خضوع به تمامی موجودات به قلب وفعل (الا متکبرین) وخشوع در جذبش به عالم اعلی به آه واشک وطلب. سخن در این باب را کوتاه کرده وبه اصل موضوع می پردازیم.پس نیکو توجه فرما که بدانی که این امور کوچک نیستند که ممکن است روزانه صدها بار با آن رفتارها مواجه شویم ....
    - خسته از کار،از دانشگاه یااز بیرون به خانه می آیی مادرت،خواهرت،برادرت ویا هر کس دیگری به ناحق مطلبی که اصلا برایت خوش نیست می گوید و تو صبر می کنی وچیزی نمی گویی در آن لحظه ممکن است شیطان قوه غضبیه تو را تحریک کند لیک به خاطر خداوند صبر می کنی وبر آنچه که تو را تحریک می کند هیچ نمی گویی وپروردگارت ناظر این امر است.
    - ساعت یک شب مادر ویا پدر پیرت از تو آب می خواهد وتو برمی خیزی وبه وی آب می دهی وحین بیدار شدن خداوند متعال را ناظر خویش دیده و با تمام نیرو با اشتیاق به سمت یخچال رفته وبا لیوان آبی به سوی پدرت باز گشته و به او می دهی با آرامش تمام بالای سرش ایستاده وباز خداوند را به خاطر این توفیق شکر می کنی پیشانی پدرت را بوسیده ومی گویی: پدر جان امری ندارید؟ دوباره به رخت خواب خویش باز می گردی وکم کم خوابت می گیرد . . .هنوز ساعت 3 نشده که پدر پیرت به آرامی و شرمندگی صدایت می کند باز با تمام اشتیاق به الهی، بیدار شده صورتش را نوازش کرده و می گویی ای عزیزجان امرتان چیست؟ می گوید شرمنده ها می خواهم بروم دستشویی . . .تو نیز می گویی من نوکر و خاک پای توام این وظیفه الهی من است مرا از آن محروم مفرما . . .به آرامش تمام بدون آنکه او را به تعجیل وا داری منتظر بازگشتش می شوی و دستانش را به آرامی شسته و به او کمک کرده تا به روی تخت خوابش رود . . .وتا صبح به همین منوال بگذرد وتو ذره ای شبهه به دل خویش راه نمی دهی ....باز هم خداوند حاضر وناظر کار تو است و این کار هرشب امتداد دارد...
    ضمن احترام به نوشتار دوست خوبمان که از نثر زیبایی هم برخوردار است ، ابتدا نکته ای درباره این فرمایشات ایشان عرض می کنم و بعد به پاسخ سؤال اصلی ایشان می پردازم.

    در این جملات دوست خوبمان، نوعی از خستگی و روزمرگی و اکراه و اجبار در عمل به کارهای حسنه و نیک دیده می شود.

    من نمی دانم که ریشه این خستگی و اکراه چیست اما نمی توان منکر این مطلب شد که واقعا انجام کارهای نیک و شایسته موافق فطرت آدمی است و نوعی نشاط درونی و آرامش روحی برای او به دنبال می آورد.

    کیست که از محبت به یک یتیم و برآوردن حاجت او لذت نبرد و احساس آرامش نکند؟ فأمّا الیتیم فلا تقهر (ضحی/9) کدام انسان سلیم النفسی سراغ دارید که از نیکی به پدر و مادری که سالیان سال بار زحمت او را به دوش کشیده اند و هر رنجی را برای آرامش فرزند دلبندشان به جان خریده اند، احساس آرامش نکند؟

    وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريماً
    وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّياني‏ صَغيراً (اسراء/ 23 و 24)

    و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هر گاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو!
    و بالهاى تواضع خويش را از محبّت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: «پروردگارا! همان ‏گونه كه آنها مرا در كوچكى تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده!»

    انجام نیکی ها و پاسداشت خوبی ها موافق فطرت و طبع آدمی است و طبعا انجام آنها برای او احساس لذت و شادابی و آرامش به ارمغان می آورد.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۶/۱۲ در ساعت ۲۱:۳۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    1




    نقل قول نوشته اصلی توسط غريب نمایش پست
    آیا فقط نماز شب و ذکر و اوراد و . .. به تنهایی انسان را به مقصد هستی و هدف خلقت می رساند ویا چیزهای هم هستند که مکمل اند وبايد دركنار عبادت وطاعات و...باشند كه ما کوچک می شماریم؟!!!
    دین مجموعه ای از دستور العمل ها و آیین های چگونه زیستن است؛ انسان موجودی است که از مجموعه روح و بدن تشکیل شده و ناچار از تأمین احتیاجات آندوست؛

    احتیاجات جسمانی او عبارت است از خوراک و پوشاک و مسکن و مانند آن و احتیاجات روحانی شامل درک معنویات و کسب کمالات اخلاقی و فضایل انسانی و مانند آنست؛


    لذا ناچار است که از یکسو برای تأمین احتیاجات بدنی به فعالیت اجتماعی و ارتباط با انسان های دیگر بپردازد: معامله انجام دهد، ازدواج کند، برای تأمین خوراک و مسکنش کار کند و... و از سوی دیگر برای تأمین احتیاجات روحانی خود، مسایلی را مراعات کند و به یک سری ضوابط اخلاقی پایبند باشد مثلا: غیبت نکند، ریا نداشته باشد، دروغ نگوید، خدای تعالی را مطابق دستورالعملهای شرعی عبادت نماید و... .

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۶/۱۲ در ساعت ۲۱:۳۵
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    2




    دین مجموعه دستوراتی است که تمام این فعالیت ها را روشمند نموده و تحت یک نظام واحدی که در مسیر تعالی و پیشرفت روحی و جسمی انسان است، ارائه می دهد.

    با این توضیحات روشن شد که عبادت به معنای خاص(= نماز و دعا و ذکر و ...) ، تنها بخشی از نیازهای روحی انسان را برآورده می کند و نه همه نیازمندیهای او را؛ تکامل کامل روحی و جسمی انسان، نیازمند فعالیت در همه زمینه های پیش گفته، براساس دستورات و فرامین دینی است.

    کسانی که تنها خلوتگاه ذکر و عبادت را برگزیده اند و از همه مسایل دیگر اسلام و مسلمین چشم فرو بسته اند، طبق آموزه های دینی، مسلمانان کاملی نیستند. احادیثی که بیانگر مسئولیت های اجتماعی دینداران است، بخوبی این معنا را تأکید و تأیید می نماید؛
    نمونه هایی از این موارد در پست بعدی ذکر خواهد شد:


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۶/۱۲ در ساعت ۲۱:۳۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    3




    پیامبر اکرم (ص) می فرماید:« من اصبح لایتهم بامور المسلمین فلیس بمسلم» (کافی/ج2/ص163)؛ کسی که صبح کند درحالیکه به امور مسلمین توجه و اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست.

    یا مثلا آیه 2 سوره مبارکه مائده، اهل ایمان را خطاب قرار داده و می فرماید:« وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ » که به همکاری در تمام خوبی ها دعوت نموده و از کمک به انجام گناه و کارهای ظالمانه بازداشته و لازمه دینداری و ایمان را انجام این امور دانسته است؛

    نتیجه اینکه کسب ایمان حقیقی و رسیدن به مقصد نهایی و درک کمالات روحانی، در گرو عمل به تمام فرامین و دستورات دینی است و دستورات عبادی ( مانند نماز و دعا و ذکر و نماز شب و مانند آن) تنها بخش کوچکی از مجموعه این دستورالعمل هاست.

    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود